همه زوجها در مراحل مختلف رابطهشان با مشکلاتی مواجه هستند. زوجهایی که رابطهی مستحکمتری دارند، واکنشی درست در این شرایط از خود نشان میدهند و از موانع دشوار به سلامت عبور میکنند. بعضی از مشکلات زناشویی امکان دارد با خود ناامیدی و رنجش را در پی داشته باشند.
در این شرایط اگر هر دو نفر برای حل مشکلات رابطه زناشویی بکوشند میتوانند به سلامت از مشکلات زناشویی عبور کنند. روابط افراد تفاوتهای بسزایی دارند؛ بنابراین، شدت و نوع مشکل پیش آمده یکسان نخواهد بود. بااینحال برای حل تمام مشکلات زناشویی باید زمان صرف شود.
مشکلات زناشویی بیشتر رابطهها را تحت تاثیر میگذارند. طبق مطالعات صورت گرفته شدت این مشکلات مانع از بازگشت زوجین به مسیر درست رابطه میشود. میتوان گفت بیشتر مشکلات زناشویی قابل حل هستند و با همکاری زوجین بهدرستی مدیریت خواهند شد. طبق تحقیقات صورت گرفته 70 درصد مشاوره زوجین نتیجهای مثبت دارند که بهصورت موثر به بهبود روابط آنها کمک میکنند.
اختلافات زناشویی امری شایع بین زوجین بهشمار میروند. برخی از این مشکلات رایجتر بهنظر میرسند. در بخشهای بعدی با مشکلاتی که افراد متاهل با آنها مواجه هستند و راهکارهای مختلف برای ایجاد ارتباط عمیق و موثر مانند مشاوره آنلاین، به صورت جزئی و دقیق آشنا خواهید شد.
برقراری ارتباط ضعیف یکی از مشکلات شایع در روابط زناشویی است. بسیاری از زوجین بهجای صحبت و حل مشکلات، آنها را نادیده میگیرند. وقتی زوجین از مهارتهای ارتباطی برخوردار نباشند، در مواجهه با چالشهای جدید زندگی نمیتوانند بهدرستی با یکدیگر مذاکره کنند. ارتباط ضعیف، اثرات سو متعددی را به همراه خواهد داشت و کیفیت رابطه را کاهش میدهد. از این مشکلات ارتباطی میتوان به موارد زیر اشاره کنیم:
اگر میخواهید مشکل برقراری ارتباط موثر با همسر را حل کنید، باید برای اولین گام خوب گوش دادن را یاد بگیرید و همسرتان را تشویق کنید که خودش را بهراحتی بیان کند. میتوان گفت این امر بهصورت موثر بهبود رابطه را به همراه خواهد داشت.
در روابط زناشویی برقراری رابطه جنسی از اهمیت بسزایی برخوردار است. بسیاری از زوجها بهدلایل مختلفی ازقبیل مسائل عاطفی، مشکلات پزشکی، فشارهای مالی و استرسهای زندگی صمیمیت خود را در رابطه از دست میدهند. برای حفظ یک رابطه عاشقانه باید به صمیمیت جسمی توجه بسزایی داشته باشید و آن را در اولویت قرار دهید.
امکان دارد فکر کنید بیان نیازهای جنسی به همسرتان ناخوشایند یا خودخواهانه است اما باید بدانید، رابطه جنسی بخش مهمی از ازدواج محسوب میشود که روی کیفیت رابطه تاثیر میگذارد. درواقع، شما با بیان احساسات صادقانه درجهت ارتقای کیفیت رابطه زناشویی خود تلاش میکنید.
خیانت فقط به معنای برقراری رابطه جنسی با افراد دیگر نیست، بلکه شامل برقراری رابطه عاطفی نیز میشود. خیانت بهصورت واضح به ازدواج صدمه میزند؛ زیرا اعتماد را در رابطه زیر سوال میبرد. طبق آمار، بسیاری از زوجها نمیتوانند از مسئله خیانت عبور کنند. در واقع، کنار آمدن با چنین مسئلهای احتیاج به درک زیاد، تلاش و بخشش دارد و باید زمان زیادی برای حل مشکلات اعتماد پس از خیانت صرف شود.
در بیشتر موارد، فاصله عاطفی پیشزمینهی خیانت است. اگر احساس میکنید، فاصله عاطفی و جنسی شما را به خیانت ترغیب میکند، دربارهی این مسئله با همسرتان صادقانه صحبت کنید و از او بخواهید شما را درک کند و درجهت بهبود رابطه پیش بروید.
حسادت بیشازحد در روابط زناشویی مشکلاتی را به همراه خواهد داشت و ازدواج را به نبردی روزانه تبدیل خواهد کرد. افراد حسود تمایل به کنترل دیگران دارند. این افراد، عصبانی و سلطهجو هستند. بیشتر آنها از مشکل کمبود اعتمادبهنفس رنج میبرند که این مشکل در دوران کودکی آنها ریشه دارد. اگر زوجی دچار مشکل حسادت هستند، باید با کمک گرفتن از مشاور حرفهای با حسادت مقابله کنند تا از بروز مشکلات دیگر جلوگیری شود.
تکرار بیشازحد فعالیتهای روزانه میتواند برای زوجها خستهکننده باشد. اگر رابطه شما دچار یکنواختی شده باید از خودتان خلاقیت نشان دهید و با فعالیتهای جدید با روتین کسلکننده مقابله کنید. این امر باعث میشود در رابطه شما صمیمیت و انرژی پایدار باشد. یکی از نکات موثر در این زمینه برقراری ارتباط است. اگر احساس خستگی و ناامیدی میکنید، دربارهی این موضوع با همسرتان صحبت کنید و به دنبال راههای سرگرمکننده و خلاقانهای بگردید.
زوجهای متاهل باید به درکی درست دربارهی استعداد و تواناییهای خود برسند و یکدیگر را حمایت کنند. هیچکس نمیخواهد توسط دیگران کنترل شود، برای این منظور باید طرفین به حدود یکدیگر احترام بگذارند. همانطورکه میدانید ازدواج پیوندی دو طرفه است که در آن افراد باید برای بهتر شدن زندگی با هم تلاش کنند. نادیده گرفته شدن مرزها باعث میشود، اعتماد طرفین به یکدیگر از بین برود و فضای مورد نیاز را برای ابراز خود نداشته باشند.
اگر فکر میکنید، ازدواج باعث شده شما از شخصیت اصلی خود فاصله بگیرید، این به منزله هشدار است. درنهایت باید زمان و فضای شخصی را برای خودتان در نظر بگیرید و از اینکه به مرزهای شما احترام گذاشته میشود، اطمینان حاصل کنید.
استرس یکی از مشکلات رایج در زندگی افراد بزرگسال است. استرس تحت تاثیر مسائلی ازقبیل مسئولیتهای شغلی، والد بودن و نگرانیهای مالی بهوجود میآید که روی نوع رابطه شما با همسرتان تاثیر خواهد گذاشت. استرس، رابطه شما را بهشدت دچار تغییر میکند و به آن آسیب میرساند. یادگیری مدیریت استرس بهصورت سالم و سازنده به شما درجهت کاهش آن کمک شایانی میکند.
از مدیریت استرس میتوانید در تمام زمینههای زندگی ازجمله روابط زناشویی استفاده کنید. پیدا کردن راهحل مناسب برای کنترل استرس و غلبه بر آن ضرورت دارد. این امر بهبود روابط زناشویی را بهدنبال خواهد داشت. مواردی مانند نوشتن، ورزش کردن، انجام یوگا، خلاق بودن، مطالعه و بیرون رفتن از راهکارهای موثر برای کاهش استرس است.
اختلاف روی مسائل مالی از مشکلات شایع در ازدواج است که بیشتر زوجها درگیر آن هستند. مسائل مالی تاحدزیادی روی کیفیت رابطه تاثیر میگذارد. در ادامه به چندین نمونه از مسائل مالی اشاره خواهیم کرد:
وقتی زوجین بر سر مسائل مالی اتفاق نظر ندارند. درواقع، این اختلاف نمادی از مبارزه بر سر مسائلی ازقبیل مبارزه بر سر قدرت یا ارزشها و نیازهای متفاوت است. فردی که از لحاظ مالی تحت فشار است صبر کمتری دارد و بیشتر تحریک میشود. بنابراین، امکان دارد بر سر مسائل بیاهمیت با شریک عاطفی خود با مشکل مواجه شود.
برای حل این مسئله سعی داشته باشید، با شریکتان صادقانه گفتوگو کنید و بر سر مسائلی مالی و دخل و خرج به توافق برسید. دراینصورت هر رو طرف با توافق مشترک احساس راحتی بیشتری خواهند داشت. همچنین، با تقسیم کارها، مسائل مالی راحتتر مدیریت میشوند و یک نفر تحت فشار قرار نمیگیرد. با مدیریت درست، پسانداز و هزینههای ماهانه بهدرستی پیش میرود.
روان درمانی یکی از نیازهای اساسی مردم است. بسیاری از مشکلات افراد ریشه در اختلالهای رفتاری آنها دارد که میتوان با مراجعه به یک روان درمان و دریافت درمان مناسب، آن مشکلات را برطرف کرد. در این مقاله قصد داریم به این سوال پاسخ دهیم که چه افرادی نیاز به مراجعه به روانپزشک دارند؟
اگر دارای یکی از ویژگیهای زیر هستید به شما توصیه میشود به یک روانشناس مراجعه کنید:
نوسانات شدید خلق و خو نشانه یک مشکل جدی است. اگر این تغییرات شدید است و در طول چند روز یا هفته مدام تکرار میشود، شما به روان درمانی نیاز دارید.
شاید گاهی احساس کنید عملکردتان مثل گذشته نیست و به اندازه سن و وضعیت سلامت خود نمیتوانید فعالیت کنید. در این صورت لازم است با یک روان درمان مشورت کنید تا علت آن مشخص شود.
خشم، نفرت و عصبانیت مداوم میتواند نشانهای مهم از یک اختلال روانی باشد. خشم نه تنها توان عاطفی و جسمی را کاهش میدهد، بلکه اثر منفی بر شلامت، روابط و وضعیت شغلی شما دارد.
اگر الکل و مواد مخدر مصرف میکنید تا دردهای عاطفی تان را آرام کنید لازم است توسط یک متخصص سلامت روان مورد ارزیابی قرار گیرید. همچنین ممکن است بعضی از افراد به کارهایی مثل قمار و روابط جنسی نامشروع روی میآورند و با آنها معتاد میشوند.
اگرچه احساس غم طبیعی است و همه افراد ممکن است در بخشهایی از زندگی خود آن را تجربه کنند، اما اگر به مدت طولانی یا به شکل دورهای افسرده هستید، آن را جدی بگیرید. بهویژه اگر نشانهای مثل تمرکز ضعیف، بدخوابی، توان کم بدنی و احساس بیارزشی هم داشتهباشید.
یادآوری گذشته میتواند زندگی هر کسی را زیر و رو کند. خاطرههای تلخ و تصویرهایی که ناخواسته به ذهن میرسند اغلب باعث میشوند فرد در حس و حال بد ماندگار شود.
افسردگی و دیگر اختلالات خلق و خو باعث ایجاد فکر خودکشی در سر فرد میشود. اگر به خودکشی فکر میکنید بدون شک و تردید، فورا به یک روانشناس مراجعه کنید.
هدف علم روانشناسی درک و توضیح فرایندهای ذهنی، رفتارها و تجربیات انسانی است. این علم به دنبال پاسخ به این پرسشهاست که چرا انسانها به شیوهای خاص فکر، احساس و عمل میکنند.
چهار هدف اصلی روانشناسی عبارتند از:
توصیف رفتار یا شناخت، اولین هدف روانشناسی است. این امر میتواند به پژوهشگران امکان دهد قوانین کلی رفتار انسانی را تدوین کنند. برای مثال، ایوان پاولوف با توصیف پاسخ سگها به محرکهای مختلف، به توسعه قوانین یادگیری معروف به نظریه شرطیسازی کلاسیک کمک کرد.
پس از توصیف قوانین کلی رفتار، گام بعدی توضیح چگونگی و چرایی وقوع این روند است. روانشناسان نظریههایی را برای دلایل و عوامل زیربنایی رفتارها، از جمله تاثیرات زیستی، روانشناختی و اجتماعی ارائه میدهند.
روانشناسی با استفاده از یافتههای تحقیقات تجربی، رفتار آینده را پیشبینی میکند. اگر پیشبینی تأیید نشود، ممکن است توضیحی که بر اساس آن ارائه شده نیاز به بازنگری داشته باشد.
پس از توصیف، توضیح و پیشبینی رفتار، روانشناسی راهکارهایی برای تغییر یا بهبود رفتارها ارائه میدهد. برای مثال، مداخلاتی مبتنی بر شرطیسازی کلاسیک، مانند حساسیتزدایی منظم، برای درمان افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی استفاده شده است.
از زمان ظهور روانشناسی بهعنوان یک رشته علمی مستقل در اواخر قرن نوزدهم، حوزههای مطالعاتی متمایز متعددی پدید آمدهاند. روانشناسی یک رشته گسترده و متنوع است که مطالعه تفکر، رفتار، رشد، شخصیت، احساسات و انگیزه را شامل میشود؛ در نتیجه، زیرشاخهها و حوزههای تخصصی مختلفی در این علم شکلگرفتهاند که اهداف متفاوتی را دنبال میکنند. در ادامه، برخی از حوزههای اصلی روانشناسی معرفی شدهاند:
روانشناسی بالینی (Clinical Psychology)، شاخهای است که به ارزیابی، تشخیص، درمان و پیشگیری از اختلالات روانی، عاطفی و رفتاری میپردازد. این گرایش بر جنبههای فکری، عاطفی، زیستی، روانشناختی، اجتماعی و رفتاری عملکرد انسان در طول عمر، در فرهنگها و سطوح اجتماعی-اقتصادی مختلف تمرکز دارد و به ترویج سازگاری، تطبیق و رشد شخصی کمک میکند. روانشناسان بالینی، با استفاده از روشهای علمی و تکنیکهای درمانی، به افراد کمک میکنند تا با مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات شخصیت، فوبیا، یا تروما مقابله کنند.
در بخش کلینیک اپلیکیشن ایمپو شما میتوانید با مشاهده امتیاز و نظرات کاربران دیگر درباره متخصصان مختلف، روانشناس یا مشاور مناسب خود را انتخاب کنید. علاوه بر این، در بخش اشتراک تجربه اپلیکیشن ایمپو، امکان گفتوگو و تبادل نظر با سایر کاربران فراهم است تا بتوانید از تجربیات و دیدگاههای دیگران بهرهمند شوید.
روانشناسی شخصیت (Personality Psychology)، به مطالعه چگونگی شکلگیری و توسعه شخصیت میپردازد. شخصیت منحصربهفرد شما، هویت شما را شکل میدهد و بر همه چیز، از روابط گرفته تا سبک زندگیتان، تاثیر میگذارد. ازاینرو، مطالعه روانشناسی شخصیت میتواند برای آشنایی با ماهیت شخصیت، نظریههای مربوط به توسعه آن، روشهای ارزیابی شخصیت و بررسی اختلالات شخصیتی کمک کند. روانشناسان شخصیت وظیفه ارزیابی، تشخیص و درمان اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت نمایشی را بر عهده دارند.
روانشناسی تربیتی (Educational Psychology)، بر مطالعه فرایندهای یادگیری، رشد شناختی، عاطفی و اجتماعی افراد در محیطهای آموزشی تمرکز دارد. این رشته به بررسی چگونگی یادگیری انسانها، عوامل مؤثر بر یادگیری و روشهای بهبود فرایند آموزشوپرورش میپردازد. روانشناسان تربیتی، با استفاده از نظریهها و تحقیقات علمی، به معلمان، مدیران آموزشی و والدین کمک میکنند تا محیطهای آموزشی موثرتری ایجاد کنند و به دانشآموزان در دستیابی به پتانسیل کامل خود یاری رسانند.
روانشناسی رشد (Development Psychology)، حوزهای است که به رشد و توسعه انسان در طول عمر، از جمله تواناییهای شناختی، اخلاق، عملکرد اجتماعی، هویت و سایر جنبههای زندگی انسان از بدو تولد تا پایان عمر میپردازد. این رشته بررسی میکند که چگونه افراد در طول زمان رشد میکنند، یاد میگیرند و با محیط خود سازگار میشوند. مهارتهای حرکتی، حل مسئله، درک اخلاقی، زبان، احساسات، شخصیت، خودپنداره، شکلگیری هویت، ساختارهای ذهنی ذاتی و چگونگی تعامل فرد با عوامل محیطی و تاثیر آن بر رشد از جمله موضوعات مورد بحث در روانشناسی رشد هستند.
روانشناسی عمومی (General Psychology)، شاخهای از روانشناسی است که اصول و مفاهیم پایهای رفتار و فرایندهای ذهنی انسان را مطالعه میکند. این گرایش را میتوان مرور کلی از جنبههای مختلف روانشناسی معرفی کرد که حوزههای متعددی مانند ادراک، حافظه، یادگیری، انگیزه، احساسات، شخصیت و تعاملات اجتماعی را مورد بررسی قرار میدهد. این رشته به دلیل ماهیت گستردهای که دارد، در آموزش، پژوهش و حتی زندگی روزمره بسیار کاربردی است.
روانشناسی شناختی (Cognitive Psychology)، به مطالعه فرایندهای ذهنی انسان، از جمله توجه، حافظه، ادراک، تصمیمگیری، حل مسئله و یادگیری زبان میپردازد. این شاخه چگونگی تفکر، ادراک، ارتباط، بهخاطر سپردن و یادگیری را در افراد بررسی میکند و ارتباط نزدیکی با علوم اعصاب، فلسفه و زبانشناسی دارد. روانشناسان شناختی چگونگی پردازش و ذخیره اطلاعات توسط افراد را بررسی میکنند و برای بهبود مشکلاتی مانند آلزایمر راهکارهای درمانی ارائه میدهند.
روانشناسی اجتماعی (Social Psychology)، بر رفتار گروهی، تاثیرات اجتماعی بر رفتار فردی، نگرشهای جمعی، تعصبات، پرخاشگری و موضوعات مرتبط تمرکز دارد. این شاخه از روشهای علمی برای درک تاثیرات اجتماعی بر رفتار انسان استفاده میکند و موضوعاتی مانند رفتار گروهی، ادراک اجتماعی، رفتار غیرکلامی، پرخاشگری، تعصب و رهبری را مورد بررسی قرار میدهد.
روانشناسی سلامت (Health Psychology)، به مطالعه عوامل روانشناختی، رفتاری، زیستشناختی و اجتماعی موثر بر سلامت و بیماری میپردازد. روانشناسان سلامت بر عوامل تاثیرگذاری مانند وضعیت اقتصادی-اجتماعی، سطح تحصیلات، پیشینه فرهنگی و رفتارهایی که ممکن است بر بیماریهای جسمی اثر بگذارند، تمرکز دارند. این رشته بررسی میکند که چگونه ذهن، رفتار و تعاملات اجتماعی میتوانند در پیشگیری از بیماریها، ارتقای سلامت و مدیریت موثر بیماریهای مزمن نقش داشته باشند.
روانشناسی تکاملی (Evolutionary Psychology)، شاخهای از علم روانشناسی است که شناخت، عواطف و رفتار انسان را از منظر تأثیرات تکامل در طول زمان بررسی میکند. این رشته بسیاری از ویژگیهای روانی و رفتاری انسانهای امروزی را نتیجه انتخاب طبیعی و سازگاریهایی که در طول تاریخ تکامل بشر برای بقا و تولیدمثل شکلگرفتهاند، میداند.
روانشناسی بالینی کودک و نوجوان (Clinical child and adolescent psychology)، تخصصی است به بررسی روان و رفتار نوزادان، کودکان و نوجوانان میپردازد. این رشته، نیازهای روانی اساسی کودکان و نوجوانان، چگونگی تأثیر خانواده و سایر زمینههای اجتماعی بر سازگاری اجتماعی-عاطفی، فرایندهای رشدی، اختلالات روانی و رفتاری، روان آسیبشناسی رشدی، سازگاری رفتاری و وضعیت سلامت کودکان و نوجوانان را مورد بررسی قرار میدهد.
مراجعه به روانشناس متخصص کودکونوجوان میتواند به والدین کمک کند بتوانند با فرزندان خود تعامل بهتری داشته و درک عمیقتری از نیازهای آنها داشته باشند.
گرایش روانشناسی کودکان استثنایی (Exceptional Child Psychology)، به مطالعه و درک نیازهای روانی، عاطفی، شناختی و اجتماعی کودکان با ویژگیهای خاص یا استثنایی میپردازد. این کودکان ممکن است دارای شرایطی مانند ناتوانیهای ذهنی، اختلالات یادگیری، اوتیسم، اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD) و ناتوانیهای جسمانی باشند.
بیش فعالی در مرکز تشخیص بیش فعالی در تهران یا ADHD، یکی از شایعترین اختلالات روانشناختی است که معمولاً در دوران کودکی ظاهر میشود و میتواند تأثیرات بلندمدتی بر زندگی فرد داشته باشد. این اختلال با سه ویژگی اصلی شامل بیتوجهی، ناآرامی حرکتی و رفتارهای تکانشی شناخته میشود. کودکان مبتلا به بیش فعالی معمولاً نمیتوانند مدت زیادی روی یک فعالیت تمرکز کنند و به سرعت از کاری به کار دیگر تغییر میدهند. این رفتارها ممکن است موجب شود کودک در مدرسه دچار مشکلات تحصیلی شود یا در تعامل با دوستان و خانواده دچار چالشهای اجتماعی گردد. در ادامه با مرکز تشخیص بیش فعالی در تهران آشنا خواهیم شد
تشخیص زودهنگام بیش فعالی میتواند تفاوت بزرگی در کیفیت زندگی کودک و خانواده او ایجاد کند. بسیاری از کودکان بیشفعال در صورتی که به موقع شناسایی و حمایت شوند، میتوانند مهارتهای مورد نیاز برای مدیریت علائم خود را توسعه دهند و به موفقیتهای تحصیلی و اجتماعی دست یابند. عدم تشخیص به موقع ممکن است باعث افزایش استرس در خانواده و ایجاد مشکلات رفتاری و تحصیلی بیشتر در آینده شود. این امر همچنین میتواند به کاهش اعتماد به نفس کودک منجر شود و او را در معرض خطر افسردگی و اضطراب قرار دهد.
تشخیص این اختلال معمولاً شامل فرآیندی چندمرحلهای است که نیاز به همکاری والدین، معلمان و متخصصان دارد. ارزیابیها ممکن است شامل مصاحبههای روانشناختی، پرسشنامههای رفتاری، و استفاده از ابزارهای علمی مانند مقیاسهای ارزیابی استاندارد باشد. متخصصان معمولاً از ترکیبی از مشاهدههای بالینی و اطلاعات ارائه شده توسط والدین و معلمان برای رسیدن به یک تشخیص دقیق استفاده میکنند. این ارزیابیها به پزشکان کمک میکند تا تأثیر بیش فعالی بر زندگی کودک و نیازهای خاص او را به درستی شناسایی کنند.
مراکز تشخیص بیش فعالی معتبر در تهران باید ویژگیهایی داشته باشند که به والدین اطمینان دهد که کودکشان خدمات باکیفیت و مناسبی دریافت میکند. این مراکز معمولاً دارای تجهیزات پیشرفته برای ارزیابی دقیق و تیمی از متخصصان چندرشتهای شامل روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران تربیتی هستند. همچنین، مراکزی که رویکردی جامعنگر دارند و به ابعاد مختلف زندگی کودک، از جمله سلامت روان، عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی او توجه میکنند، از اهمیت بیشتری برخوردارند.
تهران به دلیل داشتن زیرساختهای قوی در حوزه سلامت و روانشناسی، به یکی از پیشروترین شهرها در ارائه خدمات تشخیصی و درمانی برای اختلال بیش فعالی تبدیل شده است. وجود تعداد زیادی از متخصصان برجسته، دسترسی به مراکز آموزشی و درمانی مجهز، و ارائه خدمات متنوع در این حوزه باعث شده است تا والدین از سراسر کشور برای دریافت خدمات به تهران مراجعه کنند. علاوه بر این، بسیاری از مراکز تخصصی در تهران دارای همکاریهای بینالمللی هستند و از روشها و تکنیکهای بهروز جهانی استفاده میکنند.
در تهران مراکز متعددی وجود دارند که به طور تخصصی در زمینه تشخیص و درمان اختلال بیش فعالی فعالیت میکنند. این مراکز با ارائه خدماتی از جمله ارزیابیهای جامع، مشاورههای تخصصی، و برنامههای درمانی سفارشیسازیشده، به خانوادهها کمک میکنند تا بهترین راهکارها را برای مدیریت این اختلال پیدا کنند. از جمله این مراکز میتوان به کلینیکهای روانشناسی کودک و نوجوان و بیمارستانهای تخصصی روانپزشکی اشاره کرد که دارای سوابق درخشانی در این زمینه هستند.
علائم بیشفعالی معمولاً به سه دسته اصلی تقسیم میشوند:
عدم توانایی در تمرکز بر روی کارها و تکالیف مدرسه
اشتباهات مکرر در انجام کارها به دلیل بیدقتی
ناتوانی در پیروی از دستورات و انجام کارها تا پایان
فراموشکردن وسایل شخصی مانند کتاب، اسباببازی یا دفتر مشق
حواسپرتی مداوم با کوچکترین صداها یا اتفاقات اطراف
اجتناب از انجام کارهایی که نیاز به تمرکز طولانی دارند
بیقراری مداوم؛ کودک نمیتواند برای مدت طولانی در یک مکان بنشیند
دویدن، بالا رفتن یا پریدن مکرر در موقعیتهای نامناسب
صحبتکردن بیشازحد و قطع کردن صحبت دیگران
مشکل در نشستن آرام هنگام غذا خوردن یا انجام تکالیف
حرکت مداوم دستها و پاها حتی هنگام نشستن
ناتوانی در بازی کردن یا انجام فعالیتهای آرام و ساکت
قطع صحبت دیگران یا پریدن وسط مکالمات
مشکل در نوبت گرفتن در بازیها یا فعالیتهای گروهی
پاسخ دادن قبل از اتمام سؤال
ناتوانی در کنترل احساسات و واکنشهای ناگهانی
انجام کارهای خطرناک بدون در نظر گرفتن عواقب (مثلاً دویدن وسط خیابان بدون نگاهکردن)
مراجعه به یک مرکز تشخیص بیش فعالی معمولاً شامل چند مرحله است. ابتدا والدین باید با مرکز تماس بگیرند و وقت مشاوره اولیه رزرو کنند. در جلسه اولیه، اطلاعات جامعی در مورد سابقه پزشکی و رفتاری کودک جمعآوری میشود. سپس ارزیابیهای تخصصی انجام شده و نتایج آن در جلسات بعدی به والدین ارائه میشود. مراکز حرفهای معمولاً پس از تشخیص، برنامه درمانی مناسب را طراحی و به خانواده ارائه میدهند. این فرآیند میتواند شامل جلسات مشاوره روانشناختی، مداخلات آموزشی، و در صورت نیاز، استفاده از دارو باشد.
بچهها از همان بدو تولد، مهارتهای جدید را با سرعت سرسامآوری یاد میگیرند و همراه با این تواناییهای جدید، اعتماد به نفس لازم برای استفاده از آنها را نیز به دست میآورند.
با بزرگتر شدن کودکان، این اعتماد به نفس میتواند به اندازه خود مهارتها مهم باشد. برای پیشرفت، بچهها باید به تواناییهای خود اعتماد کنند و در عین حال بدانند که اگر در چیزی موفق نباشند، میتوانند از پس آن برآیند . با تجربه تسلط و بازگشت از شکست است که آنها اعتماد به نفس سالم را در خود پرورش میدهند.
در اینجا ۱۲ روش وجود دارد که میتوانید با آنها بچهها را طوری تربیت کنید که احساس توانایی کنند و بیشترین بهره را از مهارتها و استعدادهایشان ببرند.
حتی اگر کاملاً احساسش را نداشته باشید! دیدن اینکه شما با خوشبینی و آمادگی فراوان از پس وظایف جدید برمیآیید، الگوی خوبی برای بچهها است. این بدان معنا نیست که باید وانمود کنید که بینقص هستید. اضطراب خود را بپذیرید ، اما روی آن تمرکز نکنید - روی کارهای مثبتی که برای آماده شدن انجام میدهید تمرکز کنید.
به بچهها کمک کنید تا ببینند که همه اشتباه میکنند و نکته مهم این است که از اشتباهاتشان درس بگیرند، نه اینکه روی آنها تمرکز کنند. افراد با اعتماد به نفس اجازه نمیدهند ترس از شکست مانع آنها شود - نه به این دلیل که مطمئن هستند هرگز شکست نخواهند خورد، بلکه به این دلیل که میدانند چگونه با موانع کنار بیایند.
به جای اینکه تمام انرژی خود را روی چیزی که در آن مهارت دارند متمرکز کنند، خوب است که بچهها تنوع ایجاد کنند. کسب مهارتهای جدید باعث میشود بچهها احساس توانایی و اعتماد به نفس کنند که میتوانند از پس هر مشکلی که سر راهشان قرار میگیرد برآیند.
طبیعی است که بخواهید فرزندتان را از شکست محافظت کنید، اما آزمون و خطا روشی است که بچهها یاد میگیرند و نرسیدن به یک هدف به بچهها کمک میکند تا بفهمند که این شکست کشنده نیست. همچنین میتواند بچهها را به تلاش بیشتر ترغیب کند، که در بزرگسالی به نفع آنها خواهد بود.
یادگیری تسلیم نشدن در اولین ناامیدی یا رها نکردن پس از یک شکست، یک مهارت مهم زندگی است. اعتماد به نفس و عزت نفس به معنای موفقیت همیشگی در همه چیز نیست، بلکه به معنای انعطافپذیری کافی برای ادامه تلاش و ناراحت نشدن از بهترین نبودن است.
کشف علایق خودشان میتواند به بچهها کمک کند تا حس هویت خود را پرورش دهند، که برای ایجاد اعتماد به نفس ضروری است. البته، دیدن رشد استعدادهایشان نیز به افزایش اعتماد به نفس آنها کمک زیادی خواهد کرد.
بیان اهداف، چه بزرگ و چه کوچک، و دستیابی به آنها باعث میشود بچهها احساس قدرت کنند. با تشویق فرزندتان به تهیه فهرستی از کارهایی که دوست دارد انجام دهد، به او کمک کنید تا آرزوها و رویاهایش را به اهداف عملی تبدیل کند. سپس، تمرین کنید که اهداف بلندمدت را به معیارهای واقعبینانه تقسیم کنید. شما علایق آنها را تأیید میکنید و به آنها کمک میکنید مهارتهایی را که برای رسیدن به اهدافشان در طول زندگی نیاز دارند، بیاموزند.
تحسین بچهها به خاطر دستاوردهایشان عالی است، اما مهم است که به آنها نشان دهید صرف نظر از نتیجه، به تلاشهایشان افتخار میکنید. توسعه مهارتهای جدید نیاز به تلاش سخت دارد و نتایج همیشه فوری نیستند. به بچهها بگویید که برای کاری که انجام میدهند ارزش قائل هستید، چه کودکان نوپایی باشند که با بلوکها خانه میسازند و چه نوجوانانی که به خودشان گیتار زدن یاد میدهند.
ممکن است شکایت کنند، اما بچهها وقتی برای انجام کارهای مناسب سنشان، از جمع کردن اسباببازیها گرفته تا شستن ظرفها و آوردن خواهر و برادرهای کوچکتر از بازی، رویشان حساب شود، احساس ارتباط و ارزش بیشتری میکنند. انجام تکالیف و فعالیتهای فوق برنامه عالی هستند، اما اینکه خانواده به آنها نیاز داشته باشد، بسیار ارزشمند است.
ما بزرگسالان میدانیم که کمالگرایی غیرواقعی است و مهم است که بچهها این پیام را هر چه زودتر دریافت کنند. به بچهها کمک کنید تا بفهمند که چه در تلویزیون، چه در مجله یا در شبکههای اجتماعی دوستانشان ، این ایده که دیگران همیشه شاد، موفق و بینقص لباس میپوشند، یک خیالپردازی و مخرب است. در عوض، به آنها یادآوری کنید که کامل نبودن، یک ویژگی انسانی است و کاملاً قابل قبول است.
چالشها برای بچهها خوب هستند، اما باید فرصتهایی هم داشته باشند که بتوانند مطمئن باشند در آنها به موفقیت میرسند. به فرزندانتان کمک کنید تا در فعالیتهایی شرکت کنند که به آنها احساس راحتی و اعتماد به نفس کافی برای مقابله با یک چالش بزرگتر میدهد.
به فرزندانتان نشان دهید که در هر صورت آنها را دوست دارید. چه در بازی بزرگ برنده شوید و چه بازنده، چه نمره خوب بگیرید و چه بد. حتی وقتی از دستشان عصبانی هستید. مطمئن شوید که کودک میداند شما او را عالی میدانید - و نه فقط وقتی کارهای بزرگی انجام میدهد - حتی وقتی که احساس خوبی نسبت به خودش ندارد، عزت نفس او را تقویت میکند.