کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

اختلال اضطراب اجتماعی چیست؟


اختلال اضطراب اجتماعی به صورت زیر توصیف می‌شود:

  • ترس و اضطراب در موقعیت‌های اجتماعی
  • کمرویی شدید
  • خیلی ترسو بودن.
  • نگرانی از قضاوت شدن توسط دیگران

این اختلال تا ۵٪ از کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سومین اختلال روانپزشکی شایع در کودکان است.

برخی از مواردی که باعث اضطراب می‌شوند و اغلب برای کودکان مبتلا به اضطراب اجتماعی دشوار هستند عبارتند از:

  • صحبت کردن جلوی کلاس
  • صحبت کردن با کودکانی که آنها را نمی‌شناسند
  • اجرا در مقابل دیگران
  • شروع گفتگوها
  • انجام تست‌ها
  • تعامل با غریبه‌ها

کودکانی که اضطراب اجتماعی دارند اغلب تنها هستند، نسبت به سایر کودکان همسن خود دوستان کمتری دارند و علائم افسردگی را گزارش می‌کنند .

کودکانی که قبل از ۱۲ سالگی دچار اضطراب اجتماعی می‌شوند، احتمالاً نمی‌توانند آن را از بین ببرند. بسیاری از آنها در صورت عدم درمان، در بزرگسالی به بزرگسالانی با اضطراب اجتماعی تبدیل می‌شوند. آنها ممکن است همچنان در موقعیت‌های بین فردی مشکل داشته باشند.

علائم چیست؟

کودکان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است:

  • از تماس چشمی خودداری کنید
  • آرام صحبت کن
  • لرزیدن
  • فیدت
  • عصبی باش.
  • تنگی نفس داشته باشید
  • سردرد و معده درد داشته باشید
  • به دلیل ترس‌هایشان از مدرسه غیبت می‌کنند
  • کج‌خلقی، گریه یا امتناع از صحبت کردن (در کودکان خردسال)

اضطراب اجتماعی چه تفاوتی با خجالتی بودن دارد؟

کمرویی بسیار رایج است. برخی از کودکان مبتلا به اضطراب اجتماعی ممکن است آنقدر خجالتی باشند که از کارهای روزمره مانند ورزش کردن، مطالعه در کلاس، موسیقی و رویدادهای ورزشی، بازی با بچه‌های دیگر، صحبت با بزرگسالان یا سفارش غذا در رستوران‌ها اجتناب کنند.

آنها ممکن است افکاری مانند موارد زیر داشته باشند:

  • «امیدوارم معلم منو صدا نکنه.»
  • «من اشتباه خواهم کرد.»
  • «آنها به من خیره شده‌اند.»
  • «هیچ‌کس از من خوشش نمی‌آید.»
  • «اگر کار احمقانه‌ای بکنم چه؟»

آنها ممکن است احساس کنند:

  • سبکی سر، سرگیجه، سردرد
  • مریضم، دلشوره دارم
  • عرق کرده یا چسبناک

اختلال اضطراب اجتماعی چگونه درمان می‌شود؟

کودکانی که ترس و اضطراب اجتماعی دارند ممکن است از چندین روش درمانی بهره‌مند شوند.

یکی از این رویکردها، استفاده از دارو برای کاهش اضطراب و افسردگی کودکان است.

رویکرد دوم، اضطراب کودک را هدف قرار می‌دهد و راه‌هایی برای مقابله با ترس و اضطراب طاقت‌فرسا آموزش می‌دهد.

هر دو رویکرد با موفقیت در بزرگسالان مبتلا به اضطراب اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته‌اند و در مورد کودکان خردسال نیز نویدبخش بوده‌اند.


اختلال بیش فعالی/کمبود توجه در پسران

اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD) یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی دوران کودکی است. بیش از ۶ میلیون کودک در ایالات متحده به ADHD مبتلا هستند . احتمال ابتلای پسران به این اختلال بیش از دو برابر دختران است.

برخی محققان فکر می‌کنند که مرد بودن ممکن است شما را در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به ADHD قرار دهد. اما بسیاری معتقدند که دختران کمتر احتمال دارد که این بیماری در آنها تشخیص داده شود. آنها معمولاً علائم نامحسوس‌تری دارند که به راحتی نادیده گرفته می‌شوند.

علائم ADHD اغلب برای پسران و دختران متفاوت است. پسران تمایل به بیش فعالی بیشتری دارند، به این معنی که آنها بی قرار، تکانشی و دائماً در حال حرکت هستند. دختران مبتلا به ADHD احتمالاً در تمرکز و توجه مشکل دارند. اما ممکن است ساکت باشند و در کلاس درس اختلال ایجاد نکنند.

پسران مبتلا به ADHD بیشتر احتمال دارد که:

  • در آرام نشستن مشکل دارند
  • قادر به منتظر ماندن برای نوبت خود نیستند
  • زیاد حرف کسی را قطع کردن
  • پاسخ‌های ناگهانی و بی‌هدف

دختران مبتلا به ADHD ممکن است:

  • به راحتی حواستان پرت شود
  • خیال‌پردازی
  • مشکل در تمرکز
  • در دنبال کردن دستورالعمل‌ها مشکل دارند
  • بی‌نظم باشید
  • فراموش کردن و از دست دادن چیزها

اختلال بیش‌فعالی-کم‌توجهی می‌تواند هم در پسران و هم در دختران مورد توجه قرار نگیرد. دلیلش این است که تقریباً همه کودکان، به ویژه کودکان کوچک‌تر، در آرام نشستن، توجه کردن و منتظر نوبت ماندن مشکل دارند.

اما این موارد می‌توانند نشانه‌هایی از ADHD باشند ، زمانی که مانع از عملکرد خوب فرزندتان در مدرسه، کنار آمدن با دیگران، دوست‌یابی و دوری از آسیب می‌شوند.

علائم ADHD همیشه با قالب جنسیتی مطابقت ندارد. برخی از پسران کاملاً بی‌توجه هستند و برخی از دختران بیش‌فعال. والدین و معلمان ممکن است در این موارد به ADHD مشکوک نشوند.

علاوه بر علائم کمتر آشکار، دلایل دیگری نیز می‌تواند وجود داشته باشد که ADHD در دختران کمتر تشخیص داده می‌شود. دختران ممکن است سریع‌تر از پسران بالغ شوند. برخی از متخصصان معتقدند که دختران ممکن است بهتر بتوانند راه‌هایی برای مقابله با علائم ADHD ارائه دهند. همچنین، دختران و زنان بیشتر احتمال دارد که همراه با ADHD دچار اضطراب یا افسردگی شوند . این می‌تواند منجر به تشخیص اشتباه شود.

اختلال بیش فعالی/کمبود توجه (ADHD) که درمان نشود، می‌تواند مشکلات جدی برای کودکان و بزرگسالان ایجاد کند، از جمله مشکلات در مدرسه، محل کار و روابط . این امر به ویژه در مورد مردان صادق است، زیرا آنها کمتر از زنان به پزشک مراجعه می‌کنند و کمک می‌گیرند.

بسیاری از دختران مبتلا به ADHD تا بزرگسالی تشخیص داده نمی‌شوند. برخی تنها زمانی متوجه ابتلای خود به این بیماری می‌شوند که فرزندشان تحت تشخیص ADHD قرار می‌گیرد . بیشتر تحقیقات ADHD روی پسران و مردان انجام شده است. اما تصور می‌شود که زنان مبتلا به ADHD نسبت به مردان مبتلا به این اختلال، پریشانی بیشتر و عزت نفس پایین‌تری دارند.

اگر فکر می‌کنید فرزندتان ممکن است ADHD داشته باشد، با پزشک متخصص اطفال در مورد ارزیابی توسط یک متخصص صحبت کنید. هیچ درمانی برای ADHD وجود ندارد. اما درمان علائم می‌تواند به پسران و دختران کمک کند.


رفتاردرمانی اغلب برای کودکان زیر ۶ سال توصیه می‌شود . برای درمان کودکان بزرگتر اغلب ترکیبی از درمان و دارو استفاده می‌شود.


چگونه افسردگی بر بدن شما تأثیر می‌گذارد

افسردگی یک اختلال مغزی است که می‌تواند منجر به رنج عاطفی زیادی شود. تغییرات در نحوه عملکرد مغز شما همچنین می‌تواند تأثیر زیادی بر بدن شما داشته باشد. پس آیا جای تعجب است که افسردگی به طیف وسیعی از مشکلات جسمی منجر می‌شود که بر همه چیز از قلب گرفته تا سیستم ایمنی بدن شما تأثیر می‌گذارد؟

افسردگی فقط باعث علائم جسمی نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند خطر ابتلا به برخی بیماری‌ها یا شرایط جسمی را افزایش دهد یا آنها را بدتر کند. به نوبه خود، برخی بیماری‌ها نیز می‌توانند باعث افسردگی شوند.

افسردگی چیزی فراتر از خلق و خو را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در اینجا چند مورد از رایج‌ترین علائم جسمی افسردگی آورده شده است:

  • افزایش درد و کوفتگی، که در حدود دو نفر از هر سه نفر مبتلا به افسردگی رخ می‌دهد
  • خستگی مزمن
  • کاهش علاقه به رابطه جنسی
  • کاهش اشتها
  • بی‌خوابی، کمبود خواب عمیق یا پرخوابی

چه چیزی باعث این علائم افسردگی می‌شود؟ تغییرات در مغز بر بسیاری از سیستم‌های بدن تأثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، عملکرد غیرطبیعی پیام‌رسان‌های مغزی (انتقال‌دهنده‌های عصبی) مانند سروتونین می‌تواند آستانه درد شما را تغییر دهد. این بدان معناست که شما نسبت به درد، به خصوص کمردرد، حساس‌تر می‌شوید. سروتونین همچنین بر خواب تأثیر می‌گذارد و میل جنسی را کاهش می‌دهد -- تقریباً نیمی از افراد مبتلا به افسردگی در رابطه جنسی مشکل دارند

متأسفانه، افراد مبتلا به افسردگی، و همچنین خانواده‌ها و متخصصان مراقبت‌های بهداشتی آنها، اغلب علائم و نشانه‌های جسمی افسردگی را نادیده می‌گیرند. در یک مورد، محققان دریافتند که مشکلات خواب، خستگی و نگرانی در مورد سلامتی، شاخص‌های قابل اعتمادی از افسردگی در بزرگسالان مسن هستند. اما، آنها دریافتند که این علائم به طور معمول و نادرست به عنوان بخشی طبیعی از پیری نادیده گرفته می‌شوند.

افسردگی با افزایش سطح هورمون‌های استرس مانند کورتیزول یا آدرنالین، خطر ابتلا به تعدادی از بیماری‌ها و سایر شرایط را افزایش می‌دهد.

افسردگی می‌تواند بر سیستم ایمنی بدن تأثیر بگذارد و مبارزه با عفونت را برای بدن دشوارتر کند. برخی از واکسن‌ها، مانند واکسن زونا، حتی ممکن است در بزرگسالان مسن مبتلا به افسردگی، کمتر مؤثر باشند.

افسردگی همچنین با بیماری قلبی و افزایش خطر سوء مصرف مواد مرتبط دانسته شده است.

تصور می‌شود بسیاری از تغییرات فیزیکی ناشی از افسردگی، مانند بی‌خوابی یا کمبود خواب عمیق، سیستم ایمنی بدن شما را تضعیف می‌کنند. این می‌تواند بیماری‌های موجود را بدتر کند. در عوض، تغییرات فیزیکی ناشی از افسردگی یا بیماری‌های مزمن می‌توانند افسردگی را تحریک یا بدتر کنند. همه این تغییرات می‌توانند منجر به یک چرخه معیوب شوند که بدون درمان افسردگی و سایر بیماری‌ها، شکستن آن دشوار است.

بسیاری از بیماری‌ها یا شرایط جدی با افسردگی همراه هستند. این بیماری‌ها عبارتند از:

  • حمله قلبی
  • بیماری عروق کرونر قلب (بدون حمله قلبی)
  • بیماری پارکینسون
  • بیماری‌های خودایمنی مانند ام‌اس یا لوپوس
  • اچ آی وی/ایدز
  • سکته
  • سرطان
  • دیابت
  • بیماری کلیوی
  • آرتروز

افسردگی خطر ابتلا به برخی از این بیماری‌ها را افزایش می‌دهد، اما نه همیشه. به عنوان مثال، هیچ مدرکی برای تأیید این ایده وجود ندارد که افسردگی منجر به سرطان می‌شود ، اگرچه این دو اغلب با هم وجود دارند. در عین حال، مهم است بدانیم که افسردگی نتیجه اجتناب‌ناپذیر بیماری‌های جدی مانند سرطان و HIV نیست، یا اینکه نمی‌توان آن را مدیریت کرد.

وقتی بیمار می‌شوید، افسردگی چگونه بر روند بیماری تأثیر می‌گذارد؟ اولاً، احتمال بروز عوارض بیشتر می‌شود. این ممکن است درست باشد زیرا افسردگی تغییرات فیزیکی در مغز و بدن شما را تشدید می‌کند. به عنوان مثال، اگر از قبل بیماری قلبی دارید، سطح بالاتر هورمون‌های استرس ممکن است ترمیم بافت مورد نیاز را برای بدن شما دشوارتر کند.

افسردگی همچنین ممکن است پیروی از دستورالعمل‌ها، مصرف داروها یا پایبندی به سایر جنبه‌های رژیم درمانی را دشوارتر کند. درد، که در افسردگی شایع است، می‌تواند درمان افسردگی را نیز پیچیده کند . این بدان معناست که افراد مبتلا به درد مزمن معمولاً نتایج بدتری در افسردگی خواهند داشت.

تا الان، شما می‌دانید که سلامت جسمی و روانی شما رقص ظریفی را اجرا می‌کنند و تأثیر زیادی بر یکدیگر دارند. حتماً هر دو را با پزشک خود در میان بگذارید. علائم افسردگی و بیماری‌های غیر روانپزشکی ممکن است با هم همپوشانی داشته باشند. بنابراین، مهم است که تمام علائم و بیماری‌های خود را با پزشک خود در میان بگذارید. این به پزشک شما کمک می‌کند تا بفهمد چه چیزی باعث علائم جسمی می‌شود - افسردگی، بیماری دیگر یا هر دو. همچنین هر دارویی را که مصرف می‌کنید بررسی کنید. برخی از آنها می‌توانند باعث علائم افسردگی شوند. حتماً از متخصص سلامت روان خود بخواهید که درمان افسردگی را با سایر ارائه دهندگان مراقبت‌های بهداشتی شما هماهنگ کند.

خبر خوب این است که درمان افسردگی اغلب "دو به یک" است - با درمان افسردگی، می‌توانید سلامت کلی خود را نیز بهبود بخشید. به عنوان مثال، برخی تحقیقات دیابت نشان می‌دهد که برخی داروهای ضد افسردگی و روان‌درمانی ممکن است به بهبود کنترل قند خون کمک کنند، که در مدیریت دیابت ضروری است. نشان داده شده است که مدیریت افسردگی با دارو، گروه‌های حمایتی یا روان‌درمانی - یا ترکیبی از آنها - کیفیت زندگی و همچنین پایبندی به درمان را بهبود می‌بخشد - اما نه بقا - برای برخی از بیماران سرطانی، که بسیاری از آنها هیچ درمانی برای افسردگی دریافت نمی‌کنند.

اگر افسردگی دارید، با پزشک خود در مورد درمان صحبت کنید. علاوه بر داروهای ضد افسردگی و گفتاردرمانی، ورزش نیز می‌تواند مفید باشد. مطالعات اخیر نشان می‌دهد که ورزش می‌تواند برای افسردگی خفیف تا متوسط ​​موثر باشد. و البته، به بسیاری از بیماری‌های دیگر نیز کمک می‌کند. اگر به فکر مصرف داروهای گیاهی هستید، حتماً ابتدا این موضوع را با پزشک خود در میان بگذارید. برخی از آنها می‌توانند به روش‌های مضر با داروها یا مکمل‌های دیگر تداخل داشته باشند.


درک OCD و استرس

اختلال وسواس فکری- عملی (OCD) با دو علامت اصلی مشخص می‌شود: وسواس فکری و اجبار عملی. وسواس فکری ، افکار ، احساسات، تصاویر، یا تکانه‌های ناخواسته و مکرری هستند که باعث پریشانی می‌شوند. در پاسخ به این وسواس‌ها، افراد مبتلا به وسواس فکری -عملی، رفتارهای تکراری یا اعمال ذهنی را انجام می‌دهند که به منظور کاهش اضطراب یا جلوگیری از وقوع یک نتیجه ترسناک انجام می‌شوند. در حالی که اجبار ممکن است تسکین موقت ایجاد کند، در نهایت ترس‌ها را تقویت می‌کند و به چرخه OCD کمک می‌کند .

این علائم، به طور قابل درکی، استرس‌زا هستند. افکار مزاحم باعث اضطراب می‌شوند و وسواس‌ها ممکن است احساس شرم را برانگیزند - یا به سادگی آنقدر وقت‌گیر باشند که فشار قابل توجهی به برنامه شما وارد کنند. این استرس، به نوبه خود، معمولاً علائم OCD را بدتر می‌کند. تریسی ابراهیم، درمانگر دارای مجوز، LMFT، CST می‌گوید : «هرگونه تغییری می‌تواند باعث افزایش علائم OCD شود. تغییر شغل، تغییرات سلامتی، نقل مکان و جدایی می‌تواند منجر به تشدید علائم OCD شود.»

وسواس‌های عملی در مقابل روتین‌های مراقبت از خود 

قبل از اینکه به تکنیک‌های خودیاری برای مدیریت استرس بپردازیم، لازم است توجه داشته باشید که روال‌های مراقبت از خود گاهی اوقات می‌توانند شبیه وسواس‌های وسواسی باشند. تیلور نیوندورپ، درمانگر دارای مجوز، می‌گوید :  «آنچه در ابتدا می‌تواند مانند مراقبت از خود سازنده و سالم به نظر برسد، خطر تبدیل شدن به یک آیین وسواسی را به همراه دارد.»

بنابراین، چگونه می‌توانید تفاوت را تشخیص دهید؟ مراقبت از خود باید به شما احساس آرامش بدهد، در حالی که هرگونه تسکینی که از وسواس‌های عملی احساس می‌کنید معمولاً بسیار موقتی است - در نهایت به خستگی، ناامیدی و احساس اضطراب یا پریشانی مداوم منجر می‌شود . اگر احساس می‌کنید که یک روال مراقبت از خود در حال تبدیل شدن به یک وسواس است، محدودیت‌هایی را در مورد میزان زمانی که برای این فعالیت صرف می‌کنید تعیین کنید و برای کمک به یک درمانگر مراجعه کنید. 

بهترین راهکارهای مراقبت از خود برای اختلال وسواس فکری عملی (OCD)

در حالی که درمان ERP بهترین راه برای مقابله با علائم OCD است، استراتژی‌های مراقبت از خود می‌توانند ابزار مهمی برای کنترل اوضاع در حین درمان یا تلاش برای حفظ مهارت‌هایی که در آنجا آموخته‌اید، باشند. برای نکات بیشتر، به خاطر داشته باشید که هر کسی متفاوت است و برخی ممکن است بیشتر از دیگران با شما سازگار باشند.

۱. خواب

بسیاری از افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) متوجه می‌شوند که علائم آنها شب‌ها بدتر می‌شود . نیوندورپ می‌گوید: «این زمان، زمان رایجی برای تجربه سیل افکار و تصاویر مزاحم و ناخواسته است. سپس اضطراب اضافه‌ای وجود دارد که "وای، نه، الان زمانی است که قرار است بخوابم، و این اتفاق نمی‌افتد."»

شما همیشه نمی‌توانید مطمئن باشید که خوابتان می‌برد، اما می‌توانید با داشتن یک برنامه خواب منظم و اجتناب از نگاه کردن به صفحه نمایش قبل از خواب، گام‌هایی برای بهبود خواب خود بردارید.

۲. ورزش 

ورزش‌های هوازی مانند دویدن، شنا یا دوچرخه‌سواری به کاهش استرس، بهبود خلق و خو و حتی کاهش علائم اختلال وسواس فکری-عملی کمک می‌کنند . بسیاری از متخصصان حداقل 30 دقیقه ورزش متوسط در روز را توصیه می‌کنند - اما به بدن خود گوش دهید. 

بحث‌های انجمن

من متوجه شدم که ورزش کردن می‌تواند خلق و خوی شما را تثبیت کند و ذهن شما را آرام کند. فقط تمرکز روی سوختگی یا میزان خستگی‌تان، ذهن شما را کاملاً از آنها منحرف می‌کند ...

۳. وعده‌های غذایی منظم بخورید

وسواس فکری عملی می‌تواند بر توانایی شما در خوردن وعده‌های غذایی منظم تأثیر بگذارد، زیرا وسواس‌های وقت‌گیر ممکن است در آماده‌سازی وعده‌های غذایی یا به خاطر سپردن زمان غذا خوردن اختلال ایجاد کنند. وسواس فکری عملی همچنین می‌تواند با نگرانی در مورد آلودگی ، خفگی یا استفراغ همراه باشد و غذا خوردن را دشوار کند. با این حال، حفظ یک رژیم غذایی ثابت برای سلامت کلی مهم است، زیرا تغذیه مناسب به تنظیم خلق و خو ، سطح انرژی و عملکرد شناختی کمک می‌کند. 

اگر اختلال وسواس فکری عملی (OCD) به خاطر سپردن زمان غذا خوردن را دشوار می‌کند ، سعی کنید تایمرهایی را برای یادآوری زمان وعده‌های غذایی تنظیم کنید، یا هر هفته زمانی را برای آماده کردن وعده‌های غذایی یا میان وعده‌های متعادل از قبل اختصاص دهید. این روش‌ها می‌توانند به ایجاد ساختار و کاهش استرس ناشی از تصمیمات لحظه آخری کمک کنند.

۴. با دیگران ارتباط برقرار کنید

اختلال وسواس فکری-عملی می‌تواند احساس انزوا ایجاد کند ، اما حمایت عزیزان و همسالان می‌تواند کمک کند. نیوندورپ می‌گوید: «بسیاری از افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی می‌خواهند با خانواده و دوستان خود احساس نزدیکی کنند، اما خود را در حال کناره‌گیری از این روابط واقعاً مهم می‌بینند.» او توضیح می‌دهد که این موضوع، «انجام دادن خلاف آنچه اختلال وسواس فکری-عملی به شما می‌گوید» را بسیار مهم‌تر می‌کند. 

۵. تمرین ذهن آگاهی

ذهن آگاهی شامل توجه به لحظه حال است، بدون تلاش برای کنترل یا قضاوت آنچه تجربه می‌کنید، و مطالعات نشان می‌دهد که می‌تواند علائم اختلال وسواس فکری عملی را کاهش دهد 

اگر به تنهایی نمی‌توانید به ذهن آگاهی برسید، می‌توانید از یک اپلیکیشن ذهن آگاهی یا کلاس مدیتیشن یا یوگا بهره ببرید. همکاری با یک راهنما می‌تواند به شما کمک کند تا عادت طبقه‌بندی افکار به «خوب» یا «بد» را کنار بگذارید و به شما این امکان را می‌دهد که روی نحوه واکنش خود به آنها تمرکز کنید.

۶. کاهش مصرف مواد 

برخی از افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) برای تسکین کوتاه‌مدت به موادی مانند کافئین ، الکل یا حشیش روی می‌آورند، اما این رفتارها می‌توانند به وسواس تبدیل شوند و علائم را بدتر کنند . مشخص شده است که حشیش و کافئین در برخی از افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی، اضطراب را افزایش می‌دهند و الکل و کافئین می‌توانند بر خواب شما تأثیر منفی بگذارند . در مورد همه مواد تغییر دهنده خلق و خو، به خاطر داشتن تفاوت بین تسکین موقت و بهبود طولانی مدت بسیار مهم است. 

۷. شادی را در اولویت قرار دهید

وقتی در مدیریت علائم اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) مشکل دارید، فراموش کردن تفریح و خوشگذرانی می‌تواند آسان شود. اما، گنجاندن فعالیت‌هایی که از آنها لذت می‌برید می‌تواند سطح استرس شما را کاهش داده و خلق و خوی شما را بهبود بخشد. از آنجا که افسردگی و اختلال وسواس فکری-عملی معمولاً همزمان رخ می‌دهند ، مهم است که با اولویت دادن به فعالیت‌هایی که برای شما شادی می‌آورند، رویکردی پیشگیرانه برای سلامت روان خود داشته باشید.

ERP: موثرترین درمان برای اختلال وسواس فکری-عملی

تکنیک‌های مراقبت از خود مانند مواردی که در بالا ذکر شد می‌توانند برای افراد مبتلا به OCD بسیار حمایتی باشند، اما جایگزینی برای درمان نیستند. برای اینکه واقعاً احساس ثبات کنید، باید زمان و انرژی مصرفی OCD خود را کاهش دهید. درمان ERP مؤثرترین شکل درمان OCD است، زیرا به شما می‌آموزد که در برابر اجبارها مقاومت کنید و چرخه OCD را مختل کنید.

درمان ERP نوعی درمان شناختی رفتاری (CBT) است که برای درمان اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) طراحی شده است. ERP با قرار دادن عمدی شما در معرض ترس‌هایتان و آموزش نحوه مقاومت در برابر اجبارها، به شما کمک می‌کند تا یاد بگیرید با ناراحتی و عدم اطمینان کنار بیایید . درمانگر ERP شما با شما همکاری خواهد کرد تا یک برنامه درمانی ساختارمند از تمریناتی ایجاد کند که متناسب با نیازهای منحصر به فرد شما باشد و اجبارهای خاص شما را در نظر بگیرد.

برای مثال، اگر وسواس‌های شما حول اشیاء تیز و ترس از آسیب رساندن به خود یا دیگران متمرکز است ، تمرینات ERP شما ممکن است با تصور خودتان در دست داشتن چاقو شروع شود . با گذشت زمان، ممکن است به موقعیت‌هایی بروید که شامل تعامل با اشیاء تیز در زندگی واقعی، مانند پختن غذا باشد - در حالی که در برابر تمایل به انجام هرگونه اجبار، مانند بررسی برای اطمینان از اینکه خودتان را نبریده‌اید یا درخواست اطمینان از یک دوست ، مقاومت می‌کنید. در عوض، به تدریج تحمل اضطراب و ناراحتی ناشی از این موقعیت‌ها را در خود ایجاد می‌کنید. 


روانشناسی چگونه بر عملکرد ورزشی تأثیر می‌گذارد؟

چه در حال آماده شدن برای ارائه بزرگ فردا در محل کار باشید و چه آماده تسلط بر زمین مسابقه، سلامت مطلوب و عملکرد اوج دست در دست هم دارند. سلامت روان به اندازه سلامت جسم در تمام جنبه‌های زندگی، از جمله ورزش، مهم است. بنابراین اگر می‌خواهید بدانید روانشناسی چگونه بر عملکرد ورزشی تأثیر می‌گذارد، پاسخ ساده است: وقتی ذهن و بدن با هم ادغام می‌شوند، عملکرد بهتری خواهید داشت.برای ارتباط با مرکز روانکاوی خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرید.

ورزشکاری که ذهنش برتر از ماده است

بنابراین، روانشناسی دقیقاً چگونه بر عملکرد ورزشی تأثیر می‌گذارد؟ روانشناسی با کمک به تعیین هدف و از بین بردن موانع ذهنی، به ایجاد یک ورزشکار با ذهنی برتر از ماده کمک می‌کند. همانطور که برای یک ورزشکار مهم است که بدن خود را برای افزایش استقامت، قدرت و سرعت تمرین دهد، ضروری است که ذهن خود را برای چالش‌ها و تعهد ورزش آماده کند. ورزشکاران حرفه‌ای این را می‌دانند و سلامت روانی را به عنوان بخشی از برنامه تمرینی خود در اولویت قرار می‌دهند، همانطور که بر تکنیک‌های بازی و مهارت‌های لمسی تمرکز می‌کنند. هنگامی که عملکرد یک ورزشکار توسط موانع ذهنی، شک به خود، استرس، منفی‌گرایی یا ترس محدود می‌شود، تسلط بر ذهن برتر از ماده ضروری است.

چرا روانشناسی ورزشی اینقدر مهم است؟

روانشناسی ورزشی یا مربیگری عملکرد، به آموزش و به کارگیری استراتژی‌های روانشناختی برای مدیریت مشکلات سلامت روان یک ورزشکار کمک می‌کند. این پزشکان رفتار و ذهن انسان به مراجعین کمک می‌کنند تا نقاط قوت را تشخیص داده و موانع ذهنی که بر عملکرد ورزشی و بهبود جسمی تأثیر می‌گذارند را شناسایی و از بین ببرند .

برای ورزشکارانی که می‌خواهند عملکرد ورزشی خود را به سطح بالاتری برسانند، هر مزیت ممکنی مورد نیاز است. موانع می‌توانند مانع موفقیت نهایی و حتی لذت بردن از شرکت در ورزش انتخابی شما شوند. این موانع ممکن است برای ورزشکاری که پس از آسیب‌دیدگی برای بازگشت به میدان مبارزه تلاش می‌کند، حتی فلج‌کننده‌تر باشند. عبور از موانع ذهنی برای بازگشت به "فرم مبارزه" ضروری است. قدرت ذهن به قهرمانان برتری بیشتری می‌دهد که برای پیروزی و رسیدن به آن پاداش‌ها نیاز دارند.

۶ استراتژی روانشناسی ورزشی برای بهبود عملکرد ورزشی

استراتژی‌های افزایش عملکرد روانشناختی ورزشی به بازیکنان کمک می‌کند تا سلامت روان خود را مدیریت کنند. در اینجا شش استراتژی کلیدی روانشناسی ورزشی وجود دارد که به بهبود عملکرد، سلامت روان و سلامت کلی ورزشکاران کمک می‌کند.

  1. تمرکز بهبود یافته

    وقتی ورزشکاران با حواس‌پرتی مواجه می‌شوند، ممکن است «خفه شوند». یادگیری راه‌های افزایش تمرکز و توجه به بازیکن اجازه می‌دهد تا محرک ذهنی مورد نیاز را دریافت کند و در عین حال رویدادها یا محرک‌هایی را که به موقعیت فعلی مربوط نیستند، نادیده بگیرد.

  2. افزایش آرامش تحت فشار

    ورزشکاران قدرت فشار را می‌دانند. چه فشار برای عملکرد بی‌نقص از سوی مربیان، والدین یا خودشان باشد، یادگیری آرامش تحت فشار زیاد، به ورزشکار در بازی و زندگی برتری می‌دهد.

  3. ایجاد اعتماد به نفس

    اعتماد به نفس سنگ بنای روانشناسی ورزشی است زیرا به تمام مهارت‌های ذهنی دیگر مربوط می‌شود. یک بازیکن باید بدون قضاوت، عملکرد گذشته، تمرینات و توانایی‌های خود را بررسی کند. وقتی ورزشکاران جایگاه فعلی خود را با جایگاه قبلی خود مقایسه می‌کنند، می‌توانند درک کنند که قادر به عملکرد خوب با دلسوزی هستند.

  4. تشویق به خودگویی مثبت

    وقتی یک ورزشکار تمرکز کافی ندارد، فشار زیادی را تجربه می‌کند یا اعتماد به نفس کافی ندارد، خودگویی‌های منفی می‌تواند به صدای پس‌زمینه در ذهنش تبدیل شود. تشویق به خودگویی‌های مثبت، جزء حیاتی سلامت روان یک ورزشکار است. گفتگوهای درونی مثبتی که روزانه داریم، اضطراب، ترس و افسردگی را کاهش داده و بر رفتار و مهارت‌های حرکتی ما تأثیر می‌گذارد.

  5. تعیین و دستیابی به اهداف

    افزایش توانایی تمرکز و توجه، خود را به تمرین هدف‌گذاری و تجسم معطوف می‌کند. هدف‌گذاری به معنای ایجاد انتظارات برای خودتان نیست. بلکه تمرین برنامه‌ریزی خواسته‌های ورزشکار با گام‌های کوچک و سنجیده برای رسیدن به آن خواسته است. اهداف باید اغلب مورد ارزیابی مجدد قرار گیرند تا از گفتگوی درونی منفی و فشار اضافی جلوگیری شود. تجسم، به ویژه با تمرکز قوی، با تصویرسازی دستیابی به این اهداف، به بهبود عملکرد کمک می‌کند.

  6. کمک به بهبودی از آسیب‌دیدگی

    در ورزش همیشه آسیب‌هایی وجود دارد و مسیر بهبودی می‌تواند طولانی و دردناک باشد. پزشکی ورزشی اکنون چیزی بیش از درمان آسیب‌های جسمی را شامل می‌شود. یک ورزشکار آسیب‌دیده می‌تواند افسردگی، اضطراب یا حتی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تجربه کند. یک روانشناس ورزشی می‌تواند با درمان شناختی-رفتاری یا تمرینات آرامش‌بخش به بازیکن کمک کند تا این موانع ذهنی را مدیریت کند. مهم است که ورزشکار احساس انگ آسیب‌دیدگی نکند، از آسیب دیدن دوباره به خود نترسد یا نسبت به بهبودی کامل بدبین نشود.

با این راهکارها، پاسخ به چگونگی تأثیر روانشناسی بر عملکرد ورزشی روشن می‌شود: رفتارهای ناخواسته از بین می‌روند، و رفتارهای مؤثر تقویت می‌شوند.

چگونه یک روانشناس ورزشی پیدا کنیم؟

از طریق مربیگری اوج عملکرد، مداخلات ذهنی و رفتاری مثبت می‌تواند به افزایش تمرکز و رشد نقاط قوت در هر ورزشی کمک کند. روانشناسان ورزشی با مراجعین ورزشکار همکاری می‌کنند تا هدف‌گذاری، تصویرسازی ذهنی، تیم‌سازی، افزایش عملکرد و مدیریت استرس و زمان را بهینه کنند.

اگر می‌خواهید یک روانشناس ورزشی پیدا کنید، گزینه‌هایی پیش رو دارید. می‌توانید در اینترنت جستجو کنید تا کلینیک‌ها و روانشناسان و درمانگران متخصص را پیدا کنید یا با سازمان‌های حرفه‌ای مانند انجمن روانشناسی ورزشی کاربردی یا روانشناسی امروز تماس بگیرید . می‌توانید با بیمه خود مشورت کنید و لیستی از ارائه دهندگان خدمات دریافت کنید. راه عالی دیگر برای پیدا کردن یک متخصص روانشناسی ورزشی، صحبت با ورزشکاران و مربیان دیگر و درخواست معرفی‌نامه است. مهم نیست که چگونه یک روانشناس ورزشی پیدا می‌کنید، حتماً اعتبارنامه‌ها و نظرات را بررسی کنید.