کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

اختلال دوقطبی

تشخیص

برای تشخیص اختلال دوقطبی، ارزیابی شما ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • معاینه فیزیکی. متخصص مراقبت‌های بهداشتی شما ممکن است معاینه فیزیکی و آزمایش‌های آزمایشگاهی انجام دهد تا هرگونه مشکل پزشکی که می‌تواند باعث علائم شما شود را پیدا کند.
  • ارزیابی سلامت روان. متخصص مراقبت‌های بهداشتی شما ممکن است شما را به یک روانپزشک ارجاع دهد که در مورد افکار، احساسات و الگوهای رفتاری شما با شما صحبت خواهد کرد. همچنین ممکن است به یک سری سوالات پاسخ دهید. با اجازه شما، ممکن است از اعضای خانواده یا دوستان نزدیک خواسته شود تا اطلاعاتی در مورد علائم شما ارائه دهند.
  • نمودار خلق و خو. ممکن است از شما خواسته شود که روزانه خلق و خو، الگوهای خواب یا سایر عواملی را که می‌توانند به تشخیص صحیح و دریافت درمان مناسب کمک کنند، ثبت کنید.

تشخیص در کودکان

اگرچه کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال دوقطبی بر اساس همان معیارهایی که برای بزرگسالان استفاده می‌شود، به عنوان اختلال دوقطبی تشخیص داده می‌شوند، اما علائم در کودکان و نوجوانان اغلب الگوهای متفاوتی دارند. این الگوها ممکن است به طور کامل در دسته‌های تشخیصی قرار نگیرند.

همچنین، کودکانی که اختلال دوقطبی دارند اغلب با سایر بیماری‌های روانی مانند ADHD یا مشکلات رفتاری تشخیص داده می‌شوند. این می‌تواند تشخیص را پیچیده کند. این کودکان ممکن است نیاز به مراجعه به یک روانپزشک کودک با تجربه در اختلال دوقطبی داشته باشند.


درمان

درمان به بهترین وجه توسط پزشکی هدایت می‌شود که بیماری‌های سلامت روان را تشخیص داده و درمان می‌کند (روانپزشک) که در درمان اختلالات دوقطبی و اختلالات مرتبط مهارت دارد. تیم مراقبت شما همچنین ممکن است شامل یک روانشناس، مددکار اجتماعی یا پرستار روانپزشکی باشد.

اختلال دوقطبی یک بیماری مادام‌العمر است و درمان آن معطوف به مدیریت علائم است.

بسته به نیازهای شما، درمان ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • داروها. اغلب، برای متعادل کردن خلق و خوی خود باید فوراً مصرف دارو را شروع کنید.
  • درمان مداوم. شما باید تا آخر عمر دارو مصرف کنید - حتی زمانی که احساس بهتری دارید. اگر مصرف دارو را ادامه ندهید، علائم شما ممکن است دوباره برگردد، یا تغییرات جزئی خلق و خو می‌تواند به شیدایی یا افسردگی کامل تبدیل شود.
  • برنامه‌های سرپایی فشرده یا برنامه‌ای که شامل بستری شدن جزئی در بیمارستان می‌شود. این برنامه‌ها پشتیبانی و مشاوره فشرده‌ای را ارائه می‌دهند که چند ساعت در روز و به مدت چند هفته طول می‌کشد تا به شما در کنترل علائم کمک کند.
  • درمان سوء مصرف الکل یا مواد مخدر. اگر با الکل یا مواد مخدر مشکل دارید، به درمان این سوء مصرف نیز نیاز خواهید داشت. بدون این درمان، مدیریت اختلال دوقطبی می‌تواند بسیار دشوار باشد.
  • بستری شدن در بیمارستان. اگر رفتارهای خطرناکی از خود نشان می‌دهید یا به خودکشی فکر می‌کنید، یا از واقعیت جدا شده‌اید، ممکن است متخصص مراقبت‌های بهداشتی شما توصیه کند که در بیمارستان بستری شوید. دریافت درمان سلامت روان در بیمارستان می‌تواند شما را آرام و ایمن نگه دارد و خلق و خوی شما را تثبیت کند. این موضوع چه در دوره شیدایی و چه در دوره افسردگی اساسی صادق است.

درمان‌های اصلی اختلال دوقطبی شامل دارو و گفتاردرمانی، که به عنوان روان‌درمانی نیز شناخته می‌شود، برای کنترل علائم است. درمان همچنین ممکن است شامل آموزش و گروه‌های حمایتی باشد.

داروها

داروهای مختلفی برای درمان اختلال دوقطبی استفاده می‌شوند. نوع و دوز داروهای تجویز شده بر اساس علائم شما تعیین می‌شود. معمولاً به یک داروی تثبیت‌کننده خلق یا یک داروی ضد روان‌پریشی که به عنوان تثبیت‌کننده خلق عمل می‌کند، نیاز خواهید داشت.

داروها ممکن است شامل موارد زیر باشند:

  • تثبیت‌کننده‌های خلق. داروهای تثبیت‌کننده خلق به کنترل دوره‌های مانیک یا هیپومانیک کمک می‌کنند. همچنین ممکن است به دوره‌های افسردگی نیز کمک کنند. مثال‌هایی از این داروها عبارتند از لیتیوم (لیتوبید)، والپروئیک اسید، دیوالپروئکس سدیم (دپاکوت، دپاکوت ER)، کاربامازپین (تگرتول، تگرتول XR، اکوئترو و غیره) و لاموتریژین (لامیکتال).
  • داروهای ضد روان‌پریشی. داروهای ضد روان‌پریشی دارای خواص تثبیت‌کننده خلق و خو هستند و بسیاری از آنها توسط سازمان غذا و داروی ایالات متحده برای دوره‌های مانیک یا هیپومانیک یا درمان نگهدارنده تأیید شده‌اند. داروهای ضد روان‌پریشی ممکن است به تنهایی یا همراه با تثبیت‌کننده‌های خلق و خو استفاده شوند. نمونه‌هایی از داروهای ضد روان‌پریشی عبارتند از: اولانزاپین (زیپرکسا، لیبالوی و غیره)، ریسپریدون (ریسپردال)، کوئتیاپین (سروکوئل، سروکوئل XR)، آریپیپرازول (ابیلیفای، آریستادا و غیره)، زیپراسیدون (ژئودون)، لورازیدون (لاتودا)، آسناپین (سافریس)، لوماتپرون (کاپلیتا) و کاریپرازین (ورایلار).
  • داروهای ضد افسردگی. متخصص مراقبت‌های بهداشتی شما ممکن است با احتیاط یک داروی ضد افسردگی را برای مدیریت افسردگی اضافه کند. اما یک داروی ضد افسردگی گاهی اوقات می‌تواند باعث ایجاد یک دوره شیدایی یا هیپومانیا شود. داروهای ضد افسردگی باید همراه با یک داروی تثبیت کننده خلق یا داروی ضد روان پریشی تجویز شوند.
  • ترکیب داروی ضد افسردگی-ضد روان پریشی. داروی سیمبیاکس ترکیبی از داروی ضد افسردگی فلوکستین و داروی ضد روان پریشی اولانزاپین است. این دارو برای درمان افسردگی دوقطبی تأیید شده است.
  • داروهای ضد اضطراب. بنزودیازپین‌ها ممکن است اضطراب را کاهش داده و باعث خواب بهتر شما شوند. اما معمولاً به صورت کوتاه مدت استفاده می‌شوند زیرا در صورت مصرف طولانی مدت می‌توانند مورد سوءمصرف قرار گیرند.

پیدا کردن داروی مناسب

پیدا کردن داروی مناسب برای شما احتمالاً نیاز به کمی آزمون و خطا دارد. اگر یکی از داروها برای شما خوب عمل نکرد، ممکن است داروهای دیگری برای امتحان کردن وجود داشته باشد. گاهی اوقات، دو یا سه دارو به طور همزمان استفاده می‌شوند. این فرآیند نیاز به صبر دارد، زیرا برخی از داروها برای تأثیر کامل به هفته‌ها تا ماه‌ها نیاز دارند. ممکن است برای برخی از داروها، نظارت دوره‌ای یا روتین بر خون لازم باشد.

به طور کلی، متخصص مراقبت‌های بهداشتی شما فقط یک دارو را در یک زمان تغییر می‌دهد. این کار برای فهمیدن اینکه کدام داروها علائم شما را با کمترین عوارض جانبی آزاردهنده بهبود می‌بخشند، انجام می‌شود. همچنین ممکن است متخصص مراقبت‌های بهداشتی شما نیاز داشته باشد که با تغییر علائم، داروهای شما را تغییر دهد.

عوارض جانبی

ممکن است با مصرف داروها عوارض جانبی داشته باشید. برخی از عوارض جانبی ممکن است با تنظیم دوز توسط متخصص مراقبت‌های بهداشتی و عادت کردن بدن شما به داروها، بهبود یابند. برای یافتن دارویی که می‌تواند مؤثر باشد و عوارض جانبی کمتری داشته باشد، با متخصص مراقبت‌های بهداشتی یا متخصص سلامت روان خود صحبت کنید.

مصرف داروهای خود را تغییر ندهید یا قطع نکنید. اگر داروی خود را قطع کنید، ممکن است دچار عوارض ترک شوید یا علائم شما بدتر شود یا برگردد. ممکن است بسیار افسرده شوید، به خودکشی فکر کنید یا وارد دوره شیدایی یا هیپومانیا شوید. اگر فکر می‌کنید نیاز به ایجاد تغییر دارید، با پزشک خود تماس بگیرید.

داروها و بارداری

چند داروی اختلال دوقطبی می‌توانند با نقص‌های مادرزادی مرتبط باشند. این داروها ممکن است از طریق شیر مادر به نوزاد منتقل شوند. هر دارویی متفاوت است، بنابراین باید با پزشک خود مشورت کنید. اسید والپروئیک و دیوالپروئکس سدیم هشدار خاصی دارند که باید در دوران بارداری از مصرف آنها اجتناب شود. کاربامازپین، یک تثبیت‌کننده خلق و خو، ممکن است برخی از داروهای ضدبارداری را کم‌اثرتر کند.

در صورت امکان، قبل از بارداری با پزشک خود در مورد گزینه‌های درمانی صحبت کنید. اگر برای درمان اختلال دوقطبی خود دارو مصرف می‌کنید و فکر می‌کنید ممکن است باردار باشید، فوراً با پزشک خود صحبت کنید.

گفتار درمانی

گفتگو درمانی که روان درمانی نیز نامیده می‌شود، بخش حیاتی درمان اختلال دوقطبی است. این درمان می‌تواند در محیط‌های فردی، خانوادگی یا گروهی ارائه شود.

چندین نوع درمان ممکن است کمک کند، از جمله:

  • درمان ریتم بین فردی و اجتماعی. این درمان بر تثبیت ریتم‌های روزانه، از جمله خواب، بیداری و غذا خوردن تمرکز دارد. یک روال ثابت به مدیریت خلق و خو کمک می‌کند. یک روال روزانه برای خواب، رژیم غذایی و ورزش ممکن است به افراد مبتلا به اختلال دوقطبی کمک کند.
  • درمان شناختی رفتاری (CBT). این درمان بر شناسایی باورها و رفتارهای ناسالم و منفی و جایگزینی آنها با باورها و رفتارهای سالم و مثبت تمرکز دارد. CBT می‌تواند به شما در یافتن محرک‌های دوره‌های دوقطبی کمک کند. همچنین روش‌های مؤثری برای مدیریت استرس و کنار آمدن با موقعیت‌های ناراحت‌کننده یاد می‌گیرید.
  • آموزش روانی. یادگیری در مورد اختلال دوقطبی، که به عنوان آموزش روانی نیز شناخته می‌شود، می‌تواند به شما و عزیزانتان کمک کند تا اطلاعات بیشتری در مورد این بیماری کسب کنید. دانستن اینکه چه اتفاقی می‌افتد می‌تواند به شما کمک کند تا بهترین حمایت را دریافت کنید، مشکلات را پیدا کنید، برنامه‌ای برای جلوگیری از بازگشت علائم تهیه کنید و به درمان پایبند باشید.
  • درمان متمرکز بر خانواده. حمایت و ارتباط خانواده می‌تواند به شما کمک کند تا برنامه درمانی خود را دنبال کنید. همچنین می‌تواند به شما و عزیزانتان کمک کند تا علائم هشدار دهنده نوسانات خلقی را مشاهده و مدیریت کنید.


دلایل عدم درمان اختلال بیش فعالی

در بسیاری از موارد اختلال بیش فعالی در کودکان تشخیص داده می‌شود اما والدین به‌خاطر مشکلات مالی، تردید در مصرف دارو یا برچسب‌گذاری‌های اجتماعی به‌دنبال درمان بیماری نمی‌روند. در برخی موارد نیز عدم تشخیص بیماری باعث عدم درمان می‌شود.

تحقیقات نشان می‌دهند علائم بیش فعالی در دخترها کمتر از پسرها ظاهر می‌شوند و علائم دخترها بیشتر به‌‌صورت بی‌توجهی بروز پیدا می‌کنند و باعث اختلال کمتری در کلاس درس، روابط اجتماعی و ... می‌شوند. به‌علاوه دخترها بهتر از پسرها به پنهان کردن علائم خود در محیط‌های عمومی می‌پردازند و در اکثر موارد اختلال بیش فعالی آن‌ها با افسردگی یا اضطراب اشتباه گرفته می‌شود. بنابراین بیماری آن‌ها تا سنین بزرگسالی بدون درمان باقی می‌ماند.

علائم بیش فعالی درمان‌نشده

برای پرداختن به عواقب بیش فعالی درمان‌نشده، شناخت علائم و نشانه‌ها بسیار مهم هستند. علائم شایع بیش فعالی در کودکان عبارت‌اند از:

  • بی‌توجهی و حواس‌پرتی
  • تکانشگری
  • بیش فعالی
  • سازمان‌دهی و مدیریت زمان ضعیف
  • فراموشی و بی‌نظمی
  • مشکل در پیروی از دستورالعمل‌ها
  • خیال‌پردازی‌های مکرر
  • ناتوانی در تکمیل وظایف
  • مشکل در تمرکز
  • بی‌قراری مداوم
  • حرف زدن زیاد
  • قطع حرف دیگران
  • عمل بدون فکر
  • ناتوانی برای منتظر ماندن در صف

تأثیر عدم درمان بیش فعالی بر عملکرد تحصیلی کودک

عدم درمان بیش فعالی در کودکان می‌تواند به عملکرد مدرسه آن‌ها آسیب برساند. درواقع کودکان درمان‌نشده برای تمرکز، سازمان‌دهی فعالیت‌ها، مدیریت زمان و به پایان رساندن وظایف دچار مشکل می‌شوند و این مسئله می‌تواند منجر به موارد زیر شود:

  • نمرات پایین‌تر. فراموشی، بی‌توجهی و بی‌نظمی منجر به اشتباهات یا فراموشی در انجام تکالیف می‌شوند. این مسئله می‌تواند منجر به نمرات ضعیف و عزت ‌نفس پایین کودکان در مدرسه شود.
  • تأخیر در یادگیری. بیش فعالی و مشکل در تمرکز، توجه کودکان را در کلاس دشوار می‌کنند و ممکن است کیفیت آموزشی مشابه همکلاسی‌های خود را دریافت نکنند.
  • افزایش احتمال تکرار پایه‌ای خاص. ناتوانی کودک در تمرکز و تأخیر او در یادگیری باعث می‌شود قادر به گذراندن موفقیت‌آمیز پایه‌ای خاص نباشد.
  • افزایش نرخ ترک تحصیل. بی‌توجهی، بی‌نظمی و ناتوانی در تمرکز در کودکان درمان‌نشده باعث واکنش‌هایی منفی از طرف والدین و معلمان شده که موجب کاهش علاقه‌ کودک به ادامه تحصیلی می‌شود.
  • افزایش ناامیدی کودک. کودکی که قادر نیست مانند همسالان خود پیشرفت کند و برچسب‌های مختلفی از طرف دیگران دریافت می‌کند، با ناامیدی و انزوا مواجه می‌شود.

درمان زودهنگام می‌تواند مشکلات تحصیلی کودکان بیش فعال را مدیریت کرده و آنها را برای موفقیت در مدرسه آماده کند.

اثرات اجتماعی و عاطفی عدم درمان بیش فعالی در کودکان

بیش فعالی درمان‌نشده می‌تواند به رفاه اجتماعی و عاطفی کودک آسیب برساند. کودکان درمان‌نشده ممکن است با کنترل تکانه، احساسات و توجه در طول مکالمه مشکل داشته باشند. آن‌ها در نوبت گرفتن، درک نشانه‌های اجتماعی و کنترل احساسات خود دچار مشکل می‌شوند که این مسئله باعث ایجاد مشکلاتی در دوست‌یابی می‌شود. ناتوانی در ایجاد روابط اجتماعی باعث بروز مشکلات زیر می‌شود:‌

  • دوستی‌های تیره و تار
  • افزایش احتمال قلدری
  • عزت‌ نفس پایین
  • اضطراب و افسردگی
  • احساس انزوا

درمان به‌موقع اختلال کمبود توجه و بیش فعالی می‌تواند به فرزند شما کمک کند تا روابط سالم و انعطاف‌پذیری داشته باشد.

تأثیر عدم درمان بیش فعالی بر رفتارهای ریسک‌پذیر کودکان

کودکان مبتلا به بیش فعالی درمان‌نشده ممکن است بیشتر درگیر رفتارهای مخاطره‌آمیز مانند رفتارهای زیر باشند:

  • تمایل به انجام رفتارهای ناسالم مانند سوءمصرف مواد یا بزهکاری
  • رفتار تکانشی و تصمیمات ضعیف
  • غفلت و فراموشکاری

این رفتارها می‌توانند اثرات ماندگاری بر سلامت و رفاه فرزند شما داشته باشند. مداخله زودهنگام می‌تواند راهبردهای مقابله‌ای و مهارت‌های تصمیم‌گیری را برای کاهش رفتارهای پرخطر به کودکان آموزش دهد.

تأثیر عدم درمان بیش فعالی بر عزت ‌نفس

چالش‌های موجود در زندگی کودک مبتلا به بیش فعالی درمان‌نشده می‌توانند عزت ‌نفس کودک را از بین ببرند. این مسئله باعث می‌شود کودک خود را فردی ناتوان یا ناکافی بداند و احساس ناامیدی و افسردگی کند. این امر به‌ویژه درمورد کودکانی که با بازخورد منفی از طرف معلمان و والدین درخصوص ناتوانی‌های خود در هنگام توجه، تمرکز یا مدیریت رفتار مواجه می‌شوند، صادق است.

از طرفی وقتی والدین نمی‌دانند فرزندشان به بیش فعالی مبتلا است، ممکن است به شکست او در عملکرد یا رفتار در مدرسه و عدم کنترل بر احساسات واکنش تندی نشان دهند. این مسئله باعث ایجاد استرس در محیط خانه و کاهش اعتمادبه‌نفس کودک می‌شود


روانپزشکان و روانشناسان: تفاوت چیست؟

سه تفاوت اصلی بین روانپزشکان و روانشناسان عبارتند از:

  1. روانپزشکان پزشک هستند، روانشناسان اینطور نیستند.

  2. روانپزشکان دارو تجویز می‌کنند، روانشناسان نمی‌توانند.
  3. روانپزشکان بیماری را تشخیص می‌دهند، درمان را مدیریت می‌کنند و طیف وسیعی از درمان‌ها را برای بیماری‌های روانی پیچیده و جدی ارائه می‌دهند. روانشناسان بر ارائه روان‌درمانی (گفتاردرمانی) برای کمک به بیماران تمرکز می‌کنند.

بسیاری از مردم روانپزشکان و روانشناسان را با یکدیگر اشتباه می‌گیرند.

هم روانپزشکان و هم روانشناسان نحوه عملکرد مغز، احساسات، عواطف و افکار ما را درک می‌کنند. هر دو می‌توانند بیماری‌های روانی را با درمان‌های روانشناختی (گفتاردرمانی) درمان کنند.

با این حال، روانپزشکان قبل از گذراندن آموزش‌های تخصصی در زمینه سلامت روان، در دانشکده پزشکی تحصیل می‌کنند و پزشک می‌شوند. از آنجا که روانپزشکان پزشک هستند، ارتباط بین مشکلات روانی و جسمی را درک می‌کنند. آنها همچنین می‌توانند دارو تجویز کنند.

برای بررسی دقیق‌تر، تفاوت‌های اصلی مربوط به موارد زیر است:

  • آموزش
  • درمان‌های ارائه شده
  • شرایط درمان شده
  • گرفتن وقت ملاقات.

آموزش

روانپزشکان،  پزشکانی هستند که حداقل ۱۱ سال - معمولاً بیشتر - آموزش دیده‌اند. 

آنها ابتدا مدرک پزشکی خود را در دانشگاه دریافت می‌کنند. سپس حداقل ۱ یا ۲ سال به عنوان پزشک عمومی آموزش می‌بینند.

سپس آنها حداقل 5 سال آموزش در زمینه تشخیص و درمان بیماری های روانی را می گذرانند.  

روانشناسان  حداقل ۶ سال آموزش دانشگاهی و تجربه تحت نظارت دارند.

آنها همچنین ممکن است دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا در رشته روانشناسی باشند. اگر روانشناس دارای مدرک دکترا (PhD) باشد، می‌تواند خود را «دکتر» بنامد، اما پزشک نیست.  

روانشناسان بالینی آموزش ویژه ای در تشخیص و درمان بیماری های روانی دارند.

درمان‌های ارائه شده

روانپزشکان  می‌توانند طیف گسترده‌ای از درمان‌ها را بسته به مشکل خاص و آنچه که بهترین نتیجه را می‌دهد، ارائه دهند. این درمان‌ها عبارتند از:

  • دارو
  • مراقبت‌های پزشکی عمومی، از جمله بررسی سلامت جسمی و اثرات داروها
  • درمان‌های روانشناختی
  • درمان‌های تحریک مغز مانند درمان با تشنج الکتریکی (ECT).

روانشناسان  بر ارائه درمان‌های روانشناختی تمرکز دارند.

شرایط درمان شده 

روانپزشکان  تمایل دارند افرادی را درمان کنند که نیازهای پزشکی، روانی و اجتماعی آنها در نظر گرفته شده باشد.

اینها معمولاً افرادی با شرایط پیچیده هستند، به عنوان مثال:

  • افسردگی شدید
  • روان‌گسیختگی
  • اختلال دوقطبی.

کسی که اقدام به خودکشی کرده یا افکار خودکشی دارد، معمولاً توسط روانپزشک ویزیت می‌شود.

روانشناسان  بیشتر احتمال دارد افرادی را ببینند که شرایطی دارند که می‌توان با درمان‌های روانشناختی به طور مؤثر به آنها کمک کرد. این ممکن است شامل مشکلات رفتاری، مشکلات یادگیری، افسردگی و اضطراب باشد.

گرفتن وقت ملاقات

همانند تمام متخصصان پزشکی، برای مراجعه به  روانپزشک  به معرفی‌نامه از پزشک عمومی (پزشک خانواده) خود نیاز دارید.

برای مراجعه به  روانشناس  نیازی به معرفی‌نامه ندارید. با این حال، در استرالیا، یک پزشک عمومی می‌تواند شما را به عنوان بخشی از یک طرح درمان سلامت روان به یک روانشناس ارجاع دهد.

حدود ۴۰۰۰ روانپزشک در سراسر استرالیا و نیوزیلند مشغول به کار هستند، در حالی که حدود ۲۷۰۰۰ روانشناس ثبت شده وجود دارد.

همکاری

روانپزشکان و روانشناسان اغلب با هم همکاری می‌کنند. یک روانپزشک ممکن است ارزیابی و تشخیص اولیه را انجام دهد، سپس شما را برای درمان روانشناختی مداوم (گفتاردرمانی) به یک روانشناس ارجاع دهد.

روانپزشکان و روانشناسان همچنین در بیمارستان‌ها به عنوان بخشی از تیم‌های سلامت روان با هم همکاری می‌کنند.


دیدگاه‌های اولیه در مورد روانشناسی زنان

در سال ۱۹۲۵، زیگموند فروید مقاله‌ای منتشر کرد که در آن آمده بود زنان «در برابر تغییر مقاومت می‌کنند، منفعلانه آن را دریافت می‌کنند و چیزی از خود اضافه نمی‌کنند». این دیدگاه‌ها حتی در آن زمان بحث‌برانگیز بودند، اما یکی از همکاران نزدیک او، روانشناس دیگری به نام کارن هورنی، با دیدگاه‌های او در مورد روانشناسی زنان مخالف بود . 

تحقیقات او نشان داد که تفاوت‌های بین رفتارهای زن و مرد نتیجه جامعه و تربیت است، نه طبیعت. او همچنین با بیماران همکاری کرد تا علل ریشه‌ای اضطراب‌ها را شناسایی کند و آنها را تشویق کرد تا علاوه بر بررسی دوران کودکی بیمار، با مشکلات زندگی واقعی نیز کنار بیایند.

اگرچه امتناع او از موافقت با ایده‌های فروید منجر به حذف او از سمتش در موسسه روانکاوی نیویورک توسط دپارتمانش شد، اما شیوه‌های درمانی هورنای هنوز بر بسیاری از رویکردهای درمانی مورد استفاده در روانشناسی و روانپزشکی امروز تأثیر می‌گذارد. 

بررسی تحقیقات فعلی

امروزه، روانشناسان همچنان معتقدند که زنان ممکن است به دلیل تأثیر جامعه مردسالار بر آنها، جهان را متفاوت از مردان تجربه کنند، برخلاف تفاوت‌های طبیعی ناشی از جنسیت. ممکن است تفاوت‌های اقتصادی مشخصی مانند شکاف دستمزد جنسیتی یا تفاوت‌های اجتماعی مانند انتظار از زنان برای مراقبت‌های اولیه وجود داشته باشد . اینها نمونه‌هایی از تبعیض جنسیتی سیستماتیک هستند .

روانشناسی زنان: بررسی تفاوت‌های جنسیتی

هنگام بررسی تجربیات زنان در مقایسه با مردان، ممکن است مفید باشد که در مورد آنچه متخصصان « نوروسکسیسم » می‌نامند، بیاموزیم. نوروسکسیسم به عنوان «فرض جنسیت‌گرایانه‌ای مبنی بر اینکه همه تفاوت‌های بین زن و مرد نتیجه مستقیم تفاوت عصبی است» توصیف می‌شود. 

به عبارت دیگر، نوروسکسیسم باور نادرستی است مبنی بر اینکه تفاوت‌های بیولوژیکی در عصب‌شناسی جنسیت‌ها باعث تفاوت در شخصیت و رفتار می‌شود. تحقیقات عصب‌شناسی فعلی هیچ تفاوت قطعی مغزی بین دو جنس نشان نمی‌دهد. زنان و مردان ظرفیت شناختی و عصبی یکسانی دارند.  

این مغالطه علمی در قرن نوزدهم آغاز شد، زمانی که محققان کشف کردند که وزن متوسط ​​مغز یک زن پنج اونس کمتر از مغز متوسط ​​یک مرد است. با این حال، اکنون می‌دانیم که اندازه مغز ناشی از توده بدنی است و با هوش ارتباطی ندارد. علاوه بر این، یک مطالعه نشان داد که "هیچ تفاوت جنسیتی ذاتی در توانایی‌های عددی اولیه کودکان وجود ندارد".

بنابراین، تفاوت بین جنسیت‌ها در مرحله بزرگسالی اغلب می‌تواند با تأثیرات فرهنگی و شرایط اجتماعی توضیح داده شود .

دیدگاه‌های مخالف 

در کتاب لوآن بریزندین در سال ۲۰۰۶ با عنوان «مغز زنانه»، نویسنده اظهار داشت که تفاوت در هورمون‌ها - که از رحم شروع می‌شود - مغزهای بسیار متفاوتی را بین جنسیت‌ها ایجاد می‌کند. 

این هورمون‌ها ممکن است بر چندین بخش مغز، از جمله کمربندی قدامی (تصمیم‌گیرنده و نگران)، قشر جلوی مغز (احساسات) و اینسولا (احساسات درونی) تأثیر بگذارند. بریزندین معتقد بود که این تفاوت‌ها در مغز ممکن است تفاوت در رفتار و شخصیت را توضیح دهد.

کتاب بریزندین محبوب بود، اما منتقدان کتاب و دانشمندان به شدت از نظریه‌های آن انتقاد کردند. نیویورک تایمز، واشنگتن پست و چندین منبع علمی دیگر، فقدان تحقیقات علمی در کتاب را به چالش کشیدند.

بریزندین در پاسخ به این انتقاد اذعان کرد: «مردان و زنان بیشتر از اینکه با هم متفاوت باشند، به هم شبیه هستند. به هر حال، ما از یک گونه هستیم.» تفاوت‌های بین مغزها از نظر جنسیت ممکن است برای برخی قابل بحث باشد، اما تحقیقات علمی نشان می‌دهد که شباهت‌ها بیشتر از تفاوت‌ها است.

آیا «تیپ شخصیتی زنانه» وجود دارد؟

جنسیت‌های مختلف ممکن است شخصیت خود را از مجموعه‌ای از ویژگی‌های یکسان بسازند. برای مثال، بسیاری از ما ممکن است در اوایل کودکی و پس از آن تحت تأثیر والدین و خواهر و برادرهایمان باشیم. به همین ترتیب، ممکن است تفاوت‌های کمی بین تیپ‌های شخصیتی در جنسیت‌ها وجود داشته باشد، اما کودکان ممکن است طوری اجتماعی شوند که ویژگی‌های متفاوتی را در اولویت قرار دهند.

هنگام مطالعه شخصیت، محققان اغلب از شرکت‌کنندگان زن و مرد با پرسشنامه‌های شخصیتی یکسان استفاده می‌کنند. چندین مطالعه تحقیقاتی در مورد موضوع روانشناسی زنان وجود دارد. 

مایرز-بریگز

شاخص تیپ شخصیتی مایرز-بریگز آزمونی است که برای شناسایی تیپ‌های شخصیتی مختلف طراحی شده است. این آزمون اطلاعاتی در مورد ۱۶ شخصیت مختلف ارائه می‌دهد که هر نتیجه ترکیبی از یکی از چهار ویژگی زیر است:

  • درونگرایی/برونگرایی
  • شهودی/حسی
  • احساس/تفکر
  • ادراک/قضاوت

کارفرمایان اغلب انجام این آزمون را در محل کار تشویق می‌کنند، زیرا ممکن است معتقد باشند که برخی از تیپ‌های شخصیتی برای مشاغل خاص موفق‌تر یا مناسب‌تر از سایرین هستند. با این حال، در مورد نحوه استفاده از این آزمون‌ها نیز بحث‌های اخلاقی وجود داشته است.

ارتش ایالات متحده مطالعه‌ای انجام داد تا ببیند آیا می‌توانند پیش‌بینی کنند کدام زنان در آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده موفق خواهند بود یا خیر، و دریافتند که تیپ‌های ESTJ در بین فارغ‌التحصیلان رایج‌تر بودند. از سوی دیگر، تیپ‌های ISFP و ENFP در بین ترک تحصیل‌کرده‌ها رایج‌تر بودند. با این حال، در مجموع، محققان دریافتند که آزمون مایرز-بریگز برای سنجش موفقیت بالقوه دانشجویان آکادمی نیروی دریایی ناکافی است.

علاوه بر این، آزمون مایرز-بریگز بر جنسیت تمرکز ندارد. نتایج آزمون برای زن و مردی که به یک شکل پاسخ می‌دهند، یکسان خواهد بود. 

ویژگی‌های آلفا در مقابل بتا در زنان


اگرچه جنسیت‌های مختلف ممکن است نقش‌های متفاوتی را در جامعه مدرن ایفا کنند، اما مغزهای ما مشابه ثابت شده‌اند، بنابراین ممکن است منطقی باشد که زنان شاغل با اراده قوی ، برای رفتارهای سلطه‌جویانه‌تری نسبت به آنچه «نظریه آلفا» فرض می‌کند، برنامه‌ریزی شده‌اند.

گفته می‌شود ویژگی‌های آلفا شامل موارد زیر است:

  • جنسی
  • حرفه محور
  • غالب
  • با اعتماد به نفس
  • قاطع
  • مقابله‌ای
  • خنده دار
  • قوی
  • رقابتی

«شخصیت بتا» ممکن است ویژگی‌های مثبتی نیز داشته باشد و لزوماً به معنای حقارت نیست. نظریه‌پردازان اظهار می‌کنند که کسانی که «بتا» هستند عبارتند از: 

  • آسان‌گیر
  • شنوندگان خوب
  • منفعل
  • پرورش
  • ملایم
  • احتمال بیشتری برای ابراز محبت وجود دارد

اگرچه ویژگی‌های زنانه آلفا و بتا وجود دارند، اما این ویژگی‌ها ممکن است به صورت یک پیوستار وجود داشته باشند. برخی از زنان ممکن است ویژگی‌های آلفای بیشتری داشته باشند، در حالی که برخی دیگر ویژگی‌های بتای بیشتری دارند و برخی دیگر ممکن است در حد وسط باشند. 

محققان در سال ۲۰۱۰ با استفاده از آزمون شخصیت آلفای زنانه، این طیف را بررسی کردند تا اطلاعات بیشتری در مورد زنان به عنوان رهبر کسب کنند. آنها دریافتند که ویژگی‌های رهبری، قدرت و درونگرایی کم، «ارتباط مثبتی» با عزت نفس و هوش هیجانی دارند. در سال ۲۰۱۹، مجله هاروارد بیزینس ریویو تحقیقاتی انجام داد و دریافت که زنان در بیشتر مهارت‌های رهبری که معمولاً به ویژگی‌های «آلفا» نسبت داده می‌شود، امتیاز بالاتری نسبت به مردان کسب می‌کنند. 


تفاوت بین مشاور، مربی، روانشناس و روانپزشک چیست؟

پیمایش در حوزه متخصصان سلامت روان و تخصص‌های آنها می‌تواند گیج‌کننده باشد. درک تفاوت‌های بین مشاوران، مربیان، روانشناسان و روانپزشکان می‌تواند به شما در انتخاب متخصص مناسب برای نیازهایتان کمک کند. مشاوران و روان‌درمانگران، گفتاردرمانی ارائه می‌دهند تا به افراد در حل مشکلات سلامت روان کمک کنند. مربیان راهنمایی و پشتیبانی ارائه می‌دهند تا به مراجعین در دستیابی به اهداف شخصی یا حرفه‌ای کمک کنند. روانشناسان رفتار و فرآیندهای ذهنی انسان را مطالعه می‌کنند و این دانش را برای درمان مشکلات سلامت روان به کار می‌برند. روانپزشکان، پزشکانی هستند که در بیماری‌های روانی تخصص دارند و می‌توانند برای مدیریت علائم، دارو تجویز کنند.

مشاوران و روان درمانگران
تعریف: مشاوران و روان‌درمانگران، متخصصان سلامت روان هستند که به افراد کمک می‌کنند تا بر طیف وسیعی از مسائل عاطفی، روانی و اجتماعی غلبه کنند. آن‌ها با ارائه گفتگو درمانی به افراد، زوج‌ها، خانواده‌ها یا گروه‌ها، به آن‌ها در درک احساسات، افکار و رفتارهایشان کمک می‌کنند.

حوزه فعالیت: مشاوران و روان‌درمانگران معمولاً با افرادی کار می‌کنند که طیف وسیعی از مشکلات سلامت روان، مانند اضطراب، افسردگی، تروما، مشکلات رابطه‌ای و غم و اندوه را تجربه می‌کنند. آن‌ها از رویکردهای درمانی مختلفی مانند درمان شناختی-رفتاری، درمان روان‌پویشی و درمان انسان‌گرایانه برای کمک به مراجعین در غلبه بر چالش‌هایشان استفاده می‌کنند. آن‌ها به ندرت آموزش پزشکی دیده‌اند، بنابراین در اکثر کشورها نمی‌توانند تشخیص یا تجویز دارو ارائه دهند.

آموزش و تحصیلات: در بریتانیا، حداقل الزامات آموزشی برای مشاوران و روان‌درمانگران توسط نهادهای حرفه‌ای مانند BACP و UKCP تعیین می‌شود. این معمولاً شامل آموزش تا سطح مدرک یا بالاتر، همراه با حداقل تعداد ساعات کار تحت نظارت با مراجعین در محیط‌های مختلف و اغلب الزام به درمان شخصی مداوم در طول آموزش است.

تفاوت‌های بین این دو: اصطلاحات «مشاور» و «روان‌درمانگر» معمولاً در بریتانیا به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما تفاوت‌هایی بین این دو وجود دارد و این تفاوت‌ها بسته به تفاوت‌های بین‌المللی ممکن است برجسته‌تر باشند.

مشاوران معمولاً با مراجعینی کار می‌کنند که مشکلات سلامت روان خفیف تا متوسطی را تجربه می‌کنند و ممکن است فقط درمان کوتاه‌مدت ارائه دهند. از سوی دیگر، روان‌درمانگران تمایل دارند با مراجعینی کار کنند که مشکلات سلامت روان پیچیده‌تری دارند و درمان طولانی‌مدت ارائه می‌دهند. با این حال، رویکرد خاصی که توسط یک مشاور یا روان‌درمانگر استفاده می‌شود، بسته به آموزش آنها و نیازهای مراجع ممکن است متفاوت باشد.

مربیان
تعریف: مربیان متخصصانی هستند که به مراجعین در دستیابی به اهداف شخصی یا حرفه‌ای کمک می‌کنند. آنها راهنمایی، پشتیبانی و پاسخگویی ارائه می‌دهند تا به مراجعین در پیشرفت در زندگی‌شان کمک کنند. مربیان ممکن است در زمینه‌های مختلفی مانند مربیگری کسب و کار، مربیگری زندگی یا مربیگری سلامت تخصص داشته باشند.

حوزه فعالیت: کوچ‌ها با مراجعینی کار می‌کنند که می‌خواهند در زندگی خود تغییراتی ایجاد کنند یا به اهداف خاصی دست یابند. آن‌ها ممکن است به مراجعین کمک کنند تا مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشند، استراتژی‌های مدیریت زمان بهتری را توسعه دهند یا عادات سالم‌تری ایجاد کنند.

آموزش و تحصیلات: مربیان بسته به حوزه تخصصی خود، ممکن است سطوح مختلفی از آموزش و تحصیلات داشته باشند. برخی از مربیان ممکن است دارای گواهینامه از یک سازمان مربیگری حرفه‌ای باشند، در حالی که برخی دیگر ممکن است صرفاً از تجربیات زندگی خود به عنوان راهی برای ارائه پشتیبانی به دیگران استفاده کنند. مربیان مانند مشاوران، روان‌درمانگران، روانشناسان یا روانپزشکان تحت نظارت نیستند و هیچ مجموعه استانداردی از الزامات آموزشی وجود ندارد.

تفاوت‌های بین مربیان و مشاوران/روان‌درمانگران: مربیان آموزش سلامت روان ندیده‌اند و نباید با مراجعینی که مشکلات سلامت روان دارند کار کنند. آنها به مراجعین کمک می‌کنند تا به اهداف شخصی یا حرفه‌ای خود برسند، در حالی که مشاوران/روان‌درمانگران با مراجعینی کار می‌کنند که طیف وسیعی از مشکلات سلامت روان دارند و برای کمک به آنها در غلبه بر چالش‌هایشان، گفتگو درمانی ارائه می‌دهند.

روانشناسان
تعریف: روانشناسان متخصصان سلامت روان هستند که رفتار و فرآیندهای ذهنی انسان را مطالعه می‌کنند. آنها از روش‌های علمی برای درک چگونگی تفکر، احساس و رفتار افراد استفاده می‌کنند و این دانش را برای کمک به افراد در غلبه بر مشکلات سلامت روان و بهبود رفاه آنها به کار می‌گیرند.

حوزه فعالیت: روانشناسی به دو حوزه اصلی تقسیم می‌شود: تحقیق و عمل. روانشناسان شاغل می‌توانند با افراد، خانواده‌ها یا گروه‌ها برای ارائه درمان، مشاوره یا سایر خدمات سلامت روان همکاری کنند. آنها ممکن است در زمینه‌های مختلفی مانند روانشناسی بالینی، روانشناسی مشاوره، روانشناسی ورزشی، روانشناسی کودک، روانشناسی اجتماعی یا روانشناسی عصبی تخصص داشته باشند. روانشناسان همچنین ممکن است در سایر محیط‌ها مانند بیمارستان‌ها، مدارس یا سازمان‌های دولتی تحقیق، تدریس یا کار کنند.

آموزش و تحصیلات: روانشناسان معمولاً دارای مدرک دکترا در روانشناسی مانند Ph.D هستند . آنها همچنین تحت آموزش بالینی تحت نظارت قرار می‌گیرند و از طریق کارآموزی تجربه کسب می‌کنند. در بیشتر کشورها، آنها برای فعالیت باید مجوز یا ثبت نام داشته باشند و این تقریباً همیشه در سطح ملی نظارت می‌شود. جالب است بدانید که در بریتانیا از روانشناسان انتظار نمی‌رود که تحت هیچ گونه درمان شخصی قرار گیرند.

تفاوت‌های بین روانشناس و مشاور/روان‌درمانگر: در حالی که روانشناسان و مشاوران/روان‌درمانگران هر دو به مراجعین خود گفتاردرمانی ارائه می‌دهند، اما تفاوت‌هایی بین این دو وجود دارد. روانشناسان معمولاً آموزش و تحصیلات دانشگاهی گسترده‌تری دارند. آنها همچنین ممکن است بیشتر از روش‌های علمی برای درک و درمان مشکلات سلامت روان استفاده کنند.

روانپزشکان
تعریف: روانپزشکان، پزشکانی هستند که در تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماری‌های روانی تخصص دارند. آن‌ها مجوز تجویز دارو و استفاده از طیف وسیعی از درمان‌ها را برای کمک به مراجعین خود در مدیریت مشکلات سلامت روان دارند.

حوزه فعالیت: روانپزشکان با افرادی که طیف وسیعی از مشکلات سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی و سوء مصرف مواد دارند، کار می‌کنند. آنها ممکن است گفتاردرمانی، مدیریت دارویی یا ترکیبی از هر دو را ارائه دهند.

آموزش و تحصیلات: روانپزشکان معمولاً دارای مدرک پزشکی هستند و آموزش تخصصی در روانپزشکی را پشت سر می‌گذارند . آنها یک برنامه رزیدنتی را می‌گذرانند و تجربه بالینی کار با مراجعینی که مشکلات سلامت روان دارند را کسب می‌کنند. در بیشتر کشورها، آنها برای طبابت نیاز به مجوز یا ثبت نام دارند.

تفاوت‌های بین روانپزشک و روانشناس: در حالی که هم روانپزشک و هم روانشناس خدمات سلامت روان ارائه می‌دهند، اما تفاوت‌های کلیدی بین این دو وجود دارد. روانپزشکان می‌توانند دارو تجویز کنند و از طیف وسیعی از درمان‌ها برای مدیریت مشکلات سلامت روان استفاده کنند، در حالی که روانشناسان نمی‌توانند دارو تجویز کنند. روانپزشکان همچنین آموزش پزشکی گسترده‌تری دارند، در حالی که روانشناسان آموزش گسترده‌تری در زمینه روانشناسی و رفتار انسان دارند.