برای تشخیص اختلال دوقطبی، ارزیابی شما ممکن است شامل موارد زیر باشد:
اگرچه کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال دوقطبی بر اساس همان معیارهایی که برای بزرگسالان استفاده میشود، به عنوان اختلال دوقطبی تشخیص داده میشوند، اما علائم در کودکان و نوجوانان اغلب الگوهای متفاوتی دارند. این الگوها ممکن است به طور کامل در دستههای تشخیصی قرار نگیرند.
همچنین، کودکانی که اختلال دوقطبی دارند اغلب با سایر بیماریهای روانی مانند ADHD یا مشکلات رفتاری تشخیص داده میشوند. این میتواند تشخیص را پیچیده کند. این کودکان ممکن است نیاز به مراجعه به یک روانپزشک کودک با تجربه در اختلال دوقطبی داشته باشند.
درمان به بهترین وجه توسط پزشکی هدایت میشود که بیماریهای سلامت روان را تشخیص داده و درمان میکند (روانپزشک) که در درمان اختلالات دوقطبی و اختلالات مرتبط مهارت دارد. تیم مراقبت شما همچنین ممکن است شامل یک روانشناس، مددکار اجتماعی یا پرستار روانپزشکی باشد.
اختلال دوقطبی یک بیماری مادامالعمر است و درمان آن معطوف به مدیریت علائم است.
بسته به نیازهای شما، درمان ممکن است شامل موارد زیر باشد:
درمانهای اصلی اختلال دوقطبی شامل دارو و گفتاردرمانی، که به عنوان رواندرمانی نیز شناخته میشود، برای کنترل علائم است. درمان همچنین ممکن است شامل آموزش و گروههای حمایتی باشد.
داروهای مختلفی برای درمان اختلال دوقطبی استفاده میشوند. نوع و دوز داروهای تجویز شده بر اساس علائم شما تعیین میشود. معمولاً به یک داروی تثبیتکننده خلق یا یک داروی ضد روانپریشی که به عنوان تثبیتکننده خلق عمل میکند، نیاز خواهید داشت.
داروها ممکن است شامل موارد زیر باشند:
پیدا کردن داروی مناسب برای شما احتمالاً نیاز به کمی آزمون و خطا دارد. اگر یکی از داروها برای شما خوب عمل نکرد، ممکن است داروهای دیگری برای امتحان کردن وجود داشته باشد. گاهی اوقات، دو یا سه دارو به طور همزمان استفاده میشوند. این فرآیند نیاز به صبر دارد، زیرا برخی از داروها برای تأثیر کامل به هفتهها تا ماهها نیاز دارند. ممکن است برای برخی از داروها، نظارت دورهای یا روتین بر خون لازم باشد.
به طور کلی، متخصص مراقبتهای بهداشتی شما فقط یک دارو را در یک زمان تغییر میدهد. این کار برای فهمیدن اینکه کدام داروها علائم شما را با کمترین عوارض جانبی آزاردهنده بهبود میبخشند، انجام میشود. همچنین ممکن است متخصص مراقبتهای بهداشتی شما نیاز داشته باشد که با تغییر علائم، داروهای شما را تغییر دهد.
ممکن است با مصرف داروها عوارض جانبی داشته باشید. برخی از عوارض جانبی ممکن است با تنظیم دوز توسط متخصص مراقبتهای بهداشتی و عادت کردن بدن شما به داروها، بهبود یابند. برای یافتن دارویی که میتواند مؤثر باشد و عوارض جانبی کمتری داشته باشد، با متخصص مراقبتهای بهداشتی یا متخصص سلامت روان خود صحبت کنید.
مصرف داروهای خود را تغییر ندهید یا قطع نکنید. اگر داروی خود را قطع کنید، ممکن است دچار عوارض ترک شوید یا علائم شما بدتر شود یا برگردد. ممکن است بسیار افسرده شوید، به خودکشی فکر کنید یا وارد دوره شیدایی یا هیپومانیا شوید. اگر فکر میکنید نیاز به ایجاد تغییر دارید، با پزشک خود تماس بگیرید.
چند داروی اختلال دوقطبی میتوانند با نقصهای مادرزادی مرتبط باشند. این داروها ممکن است از طریق شیر مادر به نوزاد منتقل شوند. هر دارویی متفاوت است، بنابراین باید با پزشک خود مشورت کنید. اسید والپروئیک و دیوالپروئکس سدیم هشدار خاصی دارند که باید در دوران بارداری از مصرف آنها اجتناب شود. کاربامازپین، یک تثبیتکننده خلق و خو، ممکن است برخی از داروهای ضدبارداری را کماثرتر کند.
در صورت امکان، قبل از بارداری با پزشک خود در مورد گزینههای درمانی صحبت کنید. اگر برای درمان اختلال دوقطبی خود دارو مصرف میکنید و فکر میکنید ممکن است باردار باشید، فوراً با پزشک خود صحبت کنید.
گفتگو درمانی که روان درمانی نیز نامیده میشود، بخش حیاتی درمان اختلال دوقطبی است. این درمان میتواند در محیطهای فردی، خانوادگی یا گروهی ارائه شود.
چندین نوع درمان ممکن است کمک کند، از جمله:
در بسیاری از موارد اختلال بیش فعالی در کودکان تشخیص داده میشود اما والدین بهخاطر مشکلات مالی، تردید در مصرف دارو یا برچسبگذاریهای اجتماعی بهدنبال درمان بیماری نمیروند. در برخی موارد نیز عدم تشخیص بیماری باعث عدم درمان میشود.
تحقیقات نشان میدهند علائم بیش فعالی در دخترها کمتر از پسرها ظاهر میشوند و علائم دخترها بیشتر بهصورت بیتوجهی بروز پیدا میکنند و باعث اختلال کمتری در کلاس درس، روابط اجتماعی و ... میشوند. بهعلاوه دخترها بهتر از پسرها به پنهان کردن علائم خود در محیطهای عمومی میپردازند و در اکثر موارد اختلال بیش فعالی آنها با افسردگی یا اضطراب اشتباه گرفته میشود. بنابراین بیماری آنها تا سنین بزرگسالی بدون درمان باقی میماند.
برای پرداختن به عواقب بیش فعالی درماننشده، شناخت علائم و نشانهها بسیار مهم هستند. علائم شایع بیش فعالی در کودکان عبارتاند از:
عدم درمان بیش فعالی در کودکان میتواند به عملکرد مدرسه آنها آسیب برساند. درواقع کودکان درماننشده برای تمرکز، سازماندهی فعالیتها، مدیریت زمان و به پایان رساندن وظایف دچار مشکل میشوند و این مسئله میتواند منجر به موارد زیر شود:
درمان زودهنگام میتواند مشکلات تحصیلی کودکان بیش فعال را مدیریت کرده و آنها را برای موفقیت در مدرسه آماده کند.
بیش فعالی درماننشده میتواند به رفاه اجتماعی و عاطفی کودک آسیب برساند. کودکان درماننشده ممکن است با کنترل تکانه، احساسات و توجه در طول مکالمه مشکل داشته باشند. آنها در نوبت گرفتن، درک نشانههای اجتماعی و کنترل احساسات خود دچار مشکل میشوند که این مسئله باعث ایجاد مشکلاتی در دوستیابی میشود. ناتوانی در ایجاد روابط اجتماعی باعث بروز مشکلات زیر میشود:
درمان بهموقع اختلال کمبود توجه و بیش فعالی میتواند به فرزند شما کمک کند تا روابط سالم و انعطافپذیری داشته باشد.
کودکان مبتلا به بیش فعالی درماننشده ممکن است بیشتر درگیر رفتارهای مخاطرهآمیز مانند رفتارهای زیر باشند:
این رفتارها میتوانند اثرات ماندگاری بر سلامت و رفاه فرزند شما داشته باشند. مداخله زودهنگام میتواند راهبردهای مقابلهای و مهارتهای تصمیمگیری را برای کاهش رفتارهای پرخطر به کودکان آموزش دهد.
چالشهای موجود در زندگی کودک مبتلا به بیش فعالی درماننشده میتوانند عزت نفس کودک را از بین ببرند. این مسئله باعث میشود کودک خود را فردی ناتوان یا ناکافی بداند و احساس ناامیدی و افسردگی کند. این امر بهویژه درمورد کودکانی که با بازخورد منفی از طرف معلمان و والدین درخصوص ناتوانیهای خود در هنگام توجه، تمرکز یا مدیریت رفتار مواجه میشوند، صادق است.
از طرفی وقتی والدین نمیدانند فرزندشان به بیش فعالی مبتلا است، ممکن است به شکست او در عملکرد یا رفتار در مدرسه و عدم کنترل بر احساسات واکنش تندی نشان دهند. این مسئله باعث ایجاد استرس در محیط خانه و کاهش اعتمادبهنفس کودک میشود
سه تفاوت اصلی بین روانپزشکان و روانشناسان عبارتند از:
روانپزشکان پزشک هستند، روانشناسان اینطور نیستند.
بسیاری از مردم روانپزشکان و روانشناسان را با یکدیگر اشتباه میگیرند.
هم روانپزشکان و هم روانشناسان نحوه عملکرد مغز، احساسات، عواطف و افکار ما را درک میکنند. هر دو میتوانند بیماریهای روانی را با درمانهای روانشناختی (گفتاردرمانی) درمان کنند.
با این حال، روانپزشکان قبل از گذراندن آموزشهای تخصصی در زمینه سلامت روان، در دانشکده پزشکی تحصیل میکنند و پزشک میشوند. از آنجا که روانپزشکان پزشک هستند، ارتباط بین مشکلات روانی و جسمی را درک میکنند. آنها همچنین میتوانند دارو تجویز کنند.
برای بررسی دقیقتر، تفاوتهای اصلی مربوط به موارد زیر است:
روانپزشکان، پزشکانی هستند که حداقل ۱۱ سال - معمولاً بیشتر - آموزش دیدهاند.
آنها ابتدا مدرک پزشکی خود را در دانشگاه دریافت میکنند. سپس حداقل ۱ یا ۲ سال به عنوان پزشک عمومی آموزش میبینند.
سپس آنها حداقل 5 سال آموزش در زمینه تشخیص و درمان بیماری های روانی را می گذرانند.
روانشناسان حداقل ۶ سال آموزش دانشگاهی و تجربه تحت نظارت دارند.
آنها همچنین ممکن است دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا در رشته روانشناسی باشند. اگر روانشناس دارای مدرک دکترا (PhD) باشد، میتواند خود را «دکتر» بنامد، اما پزشک نیست.
روانشناسان بالینی آموزش ویژه ای در تشخیص و درمان بیماری های روانی دارند.
روانپزشکان میتوانند طیف گستردهای از درمانها را بسته به مشکل خاص و آنچه که بهترین نتیجه را میدهد، ارائه دهند. این درمانها عبارتند از:
روانشناسان بر ارائه درمانهای روانشناختی تمرکز دارند.
روانپزشکان تمایل دارند افرادی را درمان کنند که نیازهای پزشکی، روانی و اجتماعی آنها در نظر گرفته شده باشد.
اینها معمولاً افرادی با شرایط پیچیده هستند، به عنوان مثال:
کسی که اقدام به خودکشی کرده یا افکار خودکشی دارد، معمولاً توسط روانپزشک ویزیت میشود.
روانشناسان بیشتر احتمال دارد افرادی را ببینند که شرایطی دارند که میتوان با درمانهای روانشناختی به طور مؤثر به آنها کمک کرد. این ممکن است شامل مشکلات رفتاری، مشکلات یادگیری، افسردگی و اضطراب باشد.
همانند تمام متخصصان پزشکی، برای مراجعه به روانپزشک به معرفینامه از پزشک عمومی (پزشک خانواده) خود نیاز دارید.
برای مراجعه به روانشناس نیازی به معرفینامه ندارید. با این حال، در استرالیا، یک پزشک عمومی میتواند شما را به عنوان بخشی از یک طرح درمان سلامت روان به یک روانشناس ارجاع دهد.
حدود ۴۰۰۰ روانپزشک در سراسر استرالیا و نیوزیلند مشغول به کار هستند، در حالی که حدود ۲۷۰۰۰ روانشناس ثبت شده وجود دارد.
روانپزشکان و روانشناسان اغلب با هم همکاری میکنند. یک روانپزشک ممکن است ارزیابی و تشخیص اولیه را انجام دهد، سپس شما را برای درمان روانشناختی مداوم (گفتاردرمانی) به یک روانشناس ارجاع دهد.
روانپزشکان و روانشناسان همچنین در بیمارستانها به عنوان بخشی از تیمهای سلامت روان با هم همکاری میکنند.
در سال ۱۹۲۵، زیگموند فروید مقالهای منتشر کرد که در آن آمده بود زنان «در برابر تغییر مقاومت میکنند، منفعلانه آن را دریافت میکنند و چیزی از خود اضافه نمیکنند». این دیدگاهها حتی در آن زمان بحثبرانگیز بودند، اما یکی از همکاران نزدیک او، روانشناس دیگری به نام کارن هورنی، با دیدگاههای او در مورد روانشناسی زنان مخالف بود .
تحقیقات او نشان داد که تفاوتهای بین رفتارهای زن و مرد نتیجه جامعه و تربیت است، نه طبیعت. او همچنین با بیماران همکاری کرد تا علل ریشهای اضطرابها را شناسایی کند و آنها را تشویق کرد تا علاوه بر بررسی دوران کودکی بیمار، با مشکلات زندگی واقعی نیز کنار بیایند.
اگرچه امتناع او از موافقت با ایدههای فروید منجر به حذف او از سمتش در موسسه روانکاوی نیویورک توسط دپارتمانش شد، اما شیوههای درمانی هورنای هنوز بر بسیاری از رویکردهای درمانی مورد استفاده در روانشناسی و روانپزشکی امروز تأثیر میگذارد.
امروزه، روانشناسان همچنان معتقدند که زنان ممکن است به دلیل تأثیر جامعه مردسالار بر آنها، جهان را متفاوت از مردان تجربه کنند، برخلاف تفاوتهای طبیعی ناشی از جنسیت. ممکن است تفاوتهای اقتصادی مشخصی مانند شکاف دستمزد جنسیتی یا تفاوتهای اجتماعی مانند انتظار از زنان برای مراقبتهای اولیه وجود داشته باشد . اینها نمونههایی از تبعیض جنسیتی سیستماتیک هستند .
هنگام بررسی تجربیات زنان در مقایسه با مردان، ممکن است مفید باشد که در مورد آنچه متخصصان « نوروسکسیسم » مینامند، بیاموزیم. نوروسکسیسم به عنوان «فرض جنسیتگرایانهای مبنی بر اینکه همه تفاوتهای بین زن و مرد نتیجه مستقیم تفاوت عصبی است» توصیف میشود.
به عبارت دیگر، نوروسکسیسم باور نادرستی است مبنی بر اینکه تفاوتهای بیولوژیکی در عصبشناسی جنسیتها باعث تفاوت در شخصیت و رفتار میشود. تحقیقات عصبشناسی فعلی هیچ تفاوت قطعی مغزی بین دو جنس نشان نمیدهد. زنان و مردان ظرفیت شناختی و عصبی یکسانی دارند.
این مغالطه علمی در قرن نوزدهم آغاز شد، زمانی که محققان کشف کردند که وزن متوسط مغز یک زن پنج اونس کمتر از مغز متوسط یک مرد است. با این حال، اکنون میدانیم که اندازه مغز ناشی از توده بدنی است و با هوش ارتباطی ندارد. علاوه بر این، یک مطالعه نشان داد که "هیچ تفاوت جنسیتی ذاتی در تواناییهای عددی اولیه کودکان وجود ندارد".
بنابراین، تفاوت بین جنسیتها در مرحله بزرگسالی اغلب میتواند با تأثیرات فرهنگی و شرایط اجتماعی توضیح داده شود .
در کتاب لوآن بریزندین در سال ۲۰۰۶ با عنوان «مغز زنانه»، نویسنده اظهار داشت که تفاوت در هورمونها - که از رحم شروع میشود - مغزهای بسیار متفاوتی را بین جنسیتها ایجاد میکند.
این هورمونها ممکن است بر چندین بخش مغز، از جمله کمربندی قدامی (تصمیمگیرنده و نگران)، قشر جلوی مغز (احساسات) و اینسولا (احساسات درونی) تأثیر بگذارند. بریزندین معتقد بود که این تفاوتها در مغز ممکن است تفاوت در رفتار و شخصیت را توضیح دهد.
کتاب بریزندین محبوب بود، اما منتقدان کتاب و دانشمندان به شدت از نظریههای آن انتقاد کردند. نیویورک تایمز، واشنگتن پست و چندین منبع علمی دیگر، فقدان تحقیقات علمی در کتاب را به چالش کشیدند.
بریزندین در پاسخ به این انتقاد اذعان کرد: «مردان و زنان بیشتر از اینکه با هم متفاوت باشند، به هم شبیه هستند. به هر حال، ما از یک گونه هستیم.» تفاوتهای بین مغزها از نظر جنسیت ممکن است برای برخی قابل بحث باشد، اما تحقیقات علمی نشان میدهد که شباهتها بیشتر از تفاوتها است.
هنگام مطالعه شخصیت، محققان اغلب از شرکتکنندگان زن و مرد با پرسشنامههای شخصیتی یکسان استفاده میکنند. چندین مطالعه تحقیقاتی در مورد موضوع روانشناسی زنان وجود دارد.
شاخص تیپ شخصیتی مایرز-بریگز آزمونی است که برای شناسایی تیپهای شخصیتی مختلف طراحی شده است. این آزمون اطلاعاتی در مورد ۱۶ شخصیت مختلف ارائه میدهد که هر نتیجه ترکیبی از یکی از چهار ویژگی زیر است:
کارفرمایان اغلب انجام این آزمون را در محل کار تشویق میکنند، زیرا ممکن است معتقد باشند که برخی از تیپهای شخصیتی برای مشاغل خاص موفقتر یا مناسبتر از سایرین هستند. با این حال، در مورد نحوه استفاده از این آزمونها نیز بحثهای اخلاقی وجود داشته است.
ارتش ایالات متحده مطالعهای انجام داد تا ببیند آیا میتوانند پیشبینی کنند کدام زنان در آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده موفق خواهند بود یا خیر، و دریافتند که تیپهای ESTJ در بین فارغالتحصیلان رایجتر بودند. از سوی دیگر، تیپهای ISFP و ENFP در بین ترک تحصیلکردهها رایجتر بودند. با این حال، در مجموع، محققان دریافتند که آزمون مایرز-بریگز برای سنجش موفقیت بالقوه دانشجویان آکادمی نیروی دریایی ناکافی است.
علاوه بر این، آزمون مایرز-بریگز بر جنسیت تمرکز ندارد. نتایج آزمون برای زن و مردی که به یک شکل پاسخ میدهند، یکسان خواهد بود.
اگرچه جنسیتهای مختلف ممکن است نقشهای متفاوتی را در جامعه مدرن ایفا کنند، اما مغزهای ما مشابه ثابت شدهاند، بنابراین ممکن است منطقی باشد که زنان شاغل با اراده قوی ، برای رفتارهای سلطهجویانهتری نسبت به آنچه «نظریه آلفا» فرض میکند، برنامهریزی شدهاند.
گفته میشود ویژگیهای آلفا شامل موارد زیر است:
«شخصیت بتا» ممکن است ویژگیهای مثبتی نیز داشته باشد و لزوماً به معنای حقارت نیست. نظریهپردازان اظهار میکنند که کسانی که «بتا» هستند عبارتند از:
اگرچه ویژگیهای زنانه آلفا و بتا وجود دارند، اما این ویژگیها ممکن است به صورت یک پیوستار وجود داشته باشند. برخی از زنان ممکن است ویژگیهای آلفای بیشتری داشته باشند، در حالی که برخی دیگر ویژگیهای بتای بیشتری دارند و برخی دیگر ممکن است در حد وسط باشند.
محققان در سال ۲۰۱۰ با استفاده از آزمون شخصیت آلفای زنانه، این طیف را بررسی کردند تا اطلاعات بیشتری در مورد زنان به عنوان رهبر کسب کنند. آنها دریافتند که ویژگیهای رهبری، قدرت و درونگرایی کم، «ارتباط مثبتی» با عزت نفس و هوش هیجانی دارند. در سال ۲۰۱۹، مجله هاروارد بیزینس ریویو تحقیقاتی انجام داد و دریافت که زنان در بیشتر مهارتهای رهبری که معمولاً به ویژگیهای «آلفا» نسبت داده میشود، امتیاز بالاتری نسبت به مردان کسب میکنند.
پیمایش در حوزه متخصصان سلامت روان و تخصصهای آنها میتواند گیجکننده باشد. درک تفاوتهای بین مشاوران، مربیان، روانشناسان و روانپزشکان میتواند به شما در انتخاب متخصص مناسب برای نیازهایتان کمک کند. مشاوران و رواندرمانگران، گفتاردرمانی ارائه میدهند تا به افراد در حل مشکلات سلامت روان کمک کنند. مربیان راهنمایی و پشتیبانی ارائه میدهند تا به مراجعین در دستیابی به اهداف شخصی یا حرفهای کمک کنند. روانشناسان رفتار و فرآیندهای ذهنی انسان را مطالعه میکنند و این دانش را برای درمان مشکلات سلامت روان به کار میبرند. روانپزشکان، پزشکانی هستند که در بیماریهای روانی تخصص دارند و میتوانند برای مدیریت علائم، دارو تجویز کنند.
مشاوران و روان درمانگران
تعریف: مشاوران و رواندرمانگران، متخصصان سلامت روان هستند که به افراد کمک میکنند تا بر طیف وسیعی از مسائل عاطفی، روانی و اجتماعی غلبه کنند. آنها با ارائه گفتگو درمانی به افراد، زوجها، خانوادهها یا گروهها، به آنها در درک احساسات، افکار و رفتارهایشان کمک میکنند.
حوزه فعالیت: مشاوران و رواندرمانگران معمولاً با افرادی کار میکنند که طیف وسیعی از مشکلات سلامت روان، مانند اضطراب، افسردگی، تروما، مشکلات رابطهای و غم و اندوه را تجربه میکنند. آنها از رویکردهای درمانی مختلفی مانند درمان شناختی-رفتاری، درمان روانپویشی و درمان انسانگرایانه برای کمک به مراجعین در غلبه بر چالشهایشان استفاده میکنند. آنها به ندرت آموزش پزشکی دیدهاند، بنابراین در اکثر کشورها نمیتوانند تشخیص یا تجویز دارو ارائه دهند.
آموزش و تحصیلات: در بریتانیا، حداقل الزامات آموزشی برای مشاوران و رواندرمانگران توسط نهادهای حرفهای مانند BACP و UKCP تعیین میشود. این معمولاً شامل آموزش تا سطح مدرک یا بالاتر، همراه با حداقل تعداد ساعات کار تحت نظارت با مراجعین در محیطهای مختلف و اغلب الزام به درمان شخصی مداوم در طول آموزش است.
تفاوتهای بین این دو: اصطلاحات «مشاور» و «رواندرمانگر» معمولاً در بریتانیا به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما تفاوتهایی بین این دو وجود دارد و این تفاوتها بسته به تفاوتهای بینالمللی ممکن است برجستهتر باشند.
مشاوران معمولاً با مراجعینی کار میکنند که مشکلات سلامت روان خفیف تا متوسطی را تجربه میکنند و ممکن است فقط درمان کوتاهمدت ارائه دهند. از سوی دیگر، رواندرمانگران تمایل دارند با مراجعینی کار کنند که مشکلات سلامت روان پیچیدهتری دارند و درمان طولانیمدت ارائه میدهند. با این حال، رویکرد خاصی که توسط یک مشاور یا رواندرمانگر استفاده میشود، بسته به آموزش آنها و نیازهای مراجع ممکن است متفاوت باشد.
مربیان
تعریف: مربیان متخصصانی هستند که به مراجعین در دستیابی به اهداف شخصی یا حرفهای کمک میکنند. آنها راهنمایی، پشتیبانی و پاسخگویی ارائه میدهند تا به مراجعین در پیشرفت در زندگیشان کمک کنند. مربیان ممکن است در زمینههای مختلفی مانند مربیگری کسب و کار، مربیگری زندگی یا مربیگری سلامت تخصص داشته باشند.
حوزه فعالیت: کوچها با مراجعینی کار میکنند که میخواهند در زندگی خود تغییراتی ایجاد کنند یا به اهداف خاصی دست یابند. آنها ممکن است به مراجعین کمک کنند تا مهارتهای ارتباطی خود را بهبود بخشند، استراتژیهای مدیریت زمان بهتری را توسعه دهند یا عادات سالمتری ایجاد کنند.
آموزش و تحصیلات: مربیان بسته به حوزه تخصصی خود، ممکن است سطوح مختلفی از آموزش و تحصیلات داشته باشند. برخی از مربیان ممکن است دارای گواهینامه از یک سازمان مربیگری حرفهای باشند، در حالی که برخی دیگر ممکن است صرفاً از تجربیات زندگی خود به عنوان راهی برای ارائه پشتیبانی به دیگران استفاده کنند. مربیان مانند مشاوران، رواندرمانگران، روانشناسان یا روانپزشکان تحت نظارت نیستند و هیچ مجموعه استانداردی از الزامات آموزشی وجود ندارد.
تفاوتهای بین مربیان و مشاوران/رواندرمانگران: مربیان آموزش سلامت روان ندیدهاند و نباید با مراجعینی که مشکلات سلامت روان دارند کار کنند. آنها به مراجعین کمک میکنند تا به اهداف شخصی یا حرفهای خود برسند، در حالی که مشاوران/رواندرمانگران با مراجعینی کار میکنند که طیف وسیعی از مشکلات سلامت روان دارند و برای کمک به آنها در غلبه بر چالشهایشان، گفتگو درمانی ارائه میدهند.
روانشناسان
تعریف: روانشناسان متخصصان سلامت روان هستند که رفتار و فرآیندهای ذهنی انسان را مطالعه میکنند. آنها از روشهای علمی برای درک چگونگی تفکر، احساس و رفتار افراد استفاده میکنند و این دانش را برای کمک به افراد در غلبه بر مشکلات سلامت روان و بهبود رفاه آنها به کار میگیرند.
حوزه فعالیت: روانشناسی به دو حوزه اصلی تقسیم میشود: تحقیق و عمل. روانشناسان شاغل میتوانند با افراد، خانوادهها یا گروهها برای ارائه درمان، مشاوره یا سایر خدمات سلامت روان همکاری کنند. آنها ممکن است در زمینههای مختلفی مانند روانشناسی بالینی، روانشناسی مشاوره، روانشناسی ورزشی، روانشناسی کودک، روانشناسی اجتماعی یا روانشناسی عصبی تخصص داشته باشند. روانشناسان همچنین ممکن است در سایر محیطها مانند بیمارستانها، مدارس یا سازمانهای دولتی تحقیق، تدریس یا کار کنند.
آموزش و تحصیلات: روانشناسان معمولاً دارای مدرک دکترا در روانشناسی مانند Ph.D هستند . آنها همچنین تحت آموزش بالینی تحت نظارت قرار میگیرند و از طریق کارآموزی تجربه کسب میکنند. در بیشتر کشورها، آنها برای فعالیت باید مجوز یا ثبت نام داشته باشند و این تقریباً همیشه در سطح ملی نظارت میشود. جالب است بدانید که در بریتانیا از روانشناسان انتظار نمیرود که تحت هیچ گونه درمان شخصی قرار گیرند.
تفاوتهای بین روانشناس و مشاور/رواندرمانگر: در حالی که روانشناسان و مشاوران/رواندرمانگران هر دو به مراجعین خود گفتاردرمانی ارائه میدهند، اما تفاوتهایی بین این دو وجود دارد. روانشناسان معمولاً آموزش و تحصیلات دانشگاهی گستردهتری دارند. آنها همچنین ممکن است بیشتر از روشهای علمی برای درک و درمان مشکلات سلامت روان استفاده کنند.
روانپزشکان
تعریف: روانپزشکان، پزشکانی هستند که در تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماریهای روانی تخصص دارند. آنها مجوز تجویز دارو و استفاده از طیف وسیعی از درمانها را برای کمک به مراجعین خود در مدیریت مشکلات سلامت روان دارند.
حوزه فعالیت: روانپزشکان با افرادی که طیف وسیعی از مشکلات سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی و سوء مصرف مواد دارند، کار میکنند. آنها ممکن است گفتاردرمانی، مدیریت دارویی یا ترکیبی از هر دو را ارائه دهند.
آموزش و تحصیلات: روانپزشکان معمولاً دارای مدرک پزشکی هستند و آموزش تخصصی در روانپزشکی را پشت سر میگذارند . آنها یک برنامه رزیدنتی را میگذرانند و تجربه بالینی کار با مراجعینی که مشکلات سلامت روان دارند را کسب میکنند. در بیشتر کشورها، آنها برای طبابت نیاز به مجوز یا ثبت نام دارند.
تفاوتهای بین روانپزشک و روانشناس: در حالی که هم روانپزشک و هم روانشناس خدمات سلامت روان ارائه میدهند، اما تفاوتهای کلیدی بین این دو وجود دارد. روانپزشکان میتوانند دارو تجویز کنند و از طیف وسیعی از درمانها برای مدیریت مشکلات سلامت روان استفاده کنند، در حالی که روانشناسان نمیتوانند دارو تجویز کنند. روانپزشکان همچنین آموزش پزشکی گستردهتری دارند، در حالی که روانشناسان آموزش گستردهتری در زمینه روانشناسی و رفتار انسان دارند.