کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

خانواده درمانی چیست؟

خانواده درمانی یک فرآیند منحصر به فرد است که به خانواده‌ها کمک می‌کند تا رابطه خود را با یکدیگر درک کرده و بهبود بخشند. این سیستم درمانی عموماً بر بررسی روابط مختلفی که سیستم خانواده را تشکیل می‌دهند تمرکز دارد و به هر عضو کمک می‌کند تا تأثیر موجی اعمال خود را بر بقیه خانواده درک کند.

در طول سال‌ها، این روش درمانی یکی از بهترین راه‌ها برای خانواده‌ها جهت حل اختلافات، مقابله با وقایع آسیب‌زا و ترمیم روابط از هم پاشیده بوده است. بنابراین، اگر شما هم در این شرایط هستید و معتقدید که خانواده‌تان ممکن است از این فرآیند بهره‌مند شود، پیشنهاد می‌کنیم با یک درمانگر خانواده در نزدیکی خود تماس بگیرید.

رویکردهای خانواده درمانی

خانواده درمانی ساختاری

این رویکرد بر بررسی نقش‌های مختلف در خانواده و تأثیر این نقش‌ها بر اعضای مختلف تمرکز دارد. هدف اصلی این رویکرد، بازسازی خانواده برای کمک به بهبود ارتباطات است.

خانواده درمانی رفتاری

رفتاردرمانی تمایل دارد بر نحوه رفتار اعضای مختلف خانواده نسبت به یکدیگر تمرکز کند. با این رویکرد، باور اصلی این است که با تغییر یا اصلاح این رفتارها، یک درمانگر می‌تواند به ترمیم روابط شکسته و ایجاد بهبودی در خانواده کمک کند.

خانواده درمانی سیستمی

درمان سیستمی بر نگاه به خانواده به عنوان یک واحد به جای اعضای جداگانه تمرکز دارد. این رویکرد بررسی می‌کند که چگونه بخش‌های مختلف سیستم با هم تعامل دارند و خانواده چه تغییراتی می‌تواند ایجاد کند تا به ایجاد یک رابطه روان‌تر کمک کند.

سایر رویکردهای خانواده درمانی عبارتند از:

  1. درمان استراتژیک
  2. روایت درمانی
  3. درمان بین نسلی
  4. درمان ارتباطی
  5. خانواده درمانی شناختی رفتاری

مزایا و معایب خانواده درمانی

مانند هر فرآیند درمانی، خانواده درمانی نیز مزایا و محدودیت‌هایی دارد. قبل از پرداختن به این رویکرد، همیشه توصیه می‌کنیم مزایا و معایب این روش را بررسی کنید و در نظر بگیرید که آیا در درازمدت برای خانواده شما مفید خواهد بود یا خیر.

مزایای خانواده درمانی چیست؟

مزایای مختلفی در رویکرد خانواده درمانی وجود دارد که باید از آنها آگاه باشید.

ارتباط بهتر

برای خانواده‌هایی که در ایجاد یک خط ارتباطی معنادار مشکل دارند، به سختی می‌توان ابزاری بهتر از درمان پیدا کرد. از طریق این فرآیند، اعضای خانواده شما باید بتوانند یاد بگیرند که چگونه افکار خود را هدفمند بیان کنند و همدلی بیشتری با سایر اقوام نشان دهند. وقتی ارتباط به وضوح صدای زنگوله شود، باید متوجه سوءتفاهم‌ها و درگیری‌های کمتری بین یکدیگر شوید.

الگوهای منفی را با الگوهای مثبت جایگزین می‌کند

با کمک یک درمانگر، خانواده‌ها می‌توانند هرگونه الگوی منفی که ممکن است مانع پیشرفت جمعی شود، مانند بازی سرزنش افراد یا عدم اعتماد اعضا به یکدیگر، را بررسی کنند. هنگامی که این الگوها آشکار شوند، شما و خانواده‌تان می‌توانید راه‌های جدیدی برای تعامل با یکدیگر و ایجاد روابط مثبت‌تر بیاموزید.

به حل تعارض کمک می‌کند

یکی از مزایای اصلی خانواده درمانی این است که می‌تواند به کل خانواده بیاموزد که چگونه اختلافات را به گونه‌ای حل کنند که برای همه مفید باشد. این رویکرد برای حل اختلافات عموماً با آموزش هر یک از اعضای خانواده برای حل مؤثر مشکلات عمل می‌کند. با استفاده از این ابزار در زرادخانه شما، بررسی علت اصلی هرگونه مشکل و حل آنها بدون زحمت زیاد آسان‌تر خواهد شد.

حس قوی هویت خانوادگی ایجاد می‌کند

اگر معتقدید که خانواده‌تان فاقد حس قوی اتحاد یا هویت است، خانواده درمانی می‌تواند راهی برای تقویت این پیوند باشد. بسته به سطح ارتباطی که خانواده‌تان دارد، این کار می‌تواند به سادگی یادآوری ارزش‌هایی باشد که همه شما به اشتراک می‌گذارید. با این حال، در موارد دیگر، شما و خانواده‌تان ممکن است مجبور باشید با تعیین سنت‌های خانوادگی، مانند «شب‌های فیلم» هر پنجشنبه، روی ایجاد پیوند خود کار کنید. با ایجاد آیینی که همه در آن شرکت می‌کنند، شما و خانواده‌تان می‌توانید یک پیوند قوی‌تر با یکدیگر ایجاد کنید.

به کشف مشکلات اساسی کمک می‌کند

با بررسی افکار، احساسات و عواطف خویشاوندان شما، یک درمانگر می‌تواند به کشف هرگونه مشکل مداومی که بر عملکرد خانواده شما تأثیر می‌گذارد، کمک کند. هنگامی که این مشکلات آشکار شوند، خویشاوندان شما باید درک بهتری از خود و سایر اعضای خانواده داشته باشند که منجر به یک رابطه سالم‌تر می‌شود.

نیازهای همه را آشکار می‌کند

یکی از دلایل اصلی که اعضای خانواده اغلب نمی‌توانند پیوندهای محکمی برقرار کنند این است که آنها برای قرار دادن خود در جایگاه دیگران مشکل دارند. طبیعتاً، این اغلب منجر به سناریوهایی می‌شود که در آن برخی از اعضای خانواده بیشتر از دیگران فداکاری می‌کنند. خوشبختانه، با خانواده درمانی، همه آزاد خواهند بود که شکایات خود را ابراز کنند، که این امر به ایجاد یک فضای پاک که احترام و عشق متقابل را ترویج می‌دهد، کمک می‌کند.


زنده ماندن از خیانت - یک علامت هشدار نادیده گرفته شده و بهبودی پس از خیانت

خیانت می‌تواند یکی از دردناک‌ترین تجربیاتی باشد که می‌توانید در کنار از دست دادن فرزند داشته باشید. دردی که توسط خیانت ایجاد می‌شود تقریباً غیرقابل تحمل است و پس از آن، چه در رابطه بمانید و چه نمانید، به التیام زیادی نیاز است.

در این مقاله، در مورد یکی از نشانه‌هایی که هنگام شک به خیانت در رابطه‌تان باید بیش از همه به آن توجه کنید، صحبت می‌کنم. پس از کشف خیانت، زخم عاطفی که ایجاد می‌شود نیاز به ترمیم و التیام دارد.


خیانت یکی از چالش‌برانگیزترین و آسیب‌زاترین رویدادهای عاطفی در زندگی است. و هرچه بیشتر به کسی اعتماد کنید و با او احساس امنیت کنید، وقتی اتفاق می‌افتد، قوی‌تر و دردناک‌تر می‌شود. می‌تواند ناتوان‌کننده باشد و احساسی شبیه به چیزی داشته باشد که من آن را  قتل عاطفی می‌نامم . از استفاده از این اصطلاح متنفرم، اما واقعاً می‌تواند مانند یکی از بدترین دردهای عاطفی باشد که می‌توانید تجربه کنید.

مورد خیانت قرار گرفتن مثل این است که کسی قلبت را آنقدر محکم بگیرد که دیگر نتواند بتپد. می‌توانی این را هم در ذهن و هم در بدنت حس کنی. حتی می‌تواند از درد فیزیکی هم بدتر باشد، چون خیلی شدید است.

خیانت در جامعه ما آنقدر شایع است که باید در مورد آن صحبت کنیم. باید بفهمیم که چرا اینقدر دردناک است و چرا بخشیدن کسی پس از خیانت اینقدر سخت است. و به خصوص اگر بهتر باشد که با هم یا جدا از هم در مسیر بهبودی رشد کنیم.

هر کسی نقطه عطف خودش را دارد. بعضی‌ها می‌خواهند فرد خیانتکار را ببخشند و به رابطه‌شان ادامه دهند، و بعضی دیگر می‌خواهند دیگر هیچ ارتباطی با شریک زندگی‌شان نداشته باشند - و تا حد امکان از او دور شوند.

این موضوع بسیار حساسی است و من تمام تلاشم را خواهم کرد تا با احترام به آن بپردازم. آنچه می‌خواهم در این مقاله به آن بپردازم دو جنبه است:

  1. یک علامت هشدار مهم اما گاهی نادیده گرفته شده
  2. چگونه پس از آشکار شدن خیانت، التیام پیدا کنیم و به زندگی عادی برگردیم

چه تصمیم بگیرید که با شریک زندگی‌تان بمانید و به عنوان یک زوج التیام پیدا کنید و چه از هم جدا شوید و جداگانه التیام پیدا کنید،  التیام باید اتفاق بیفتد . فرقی نمی‌کند که شما قربانی بی‌خبر یک شریک خیانتکار باشید یا خودتان خیانتکار؛ احتمالاً بعد از چنین اتفاقی باید چیزی را در درون خود التیام ببخشید.

بله، حتی خیانتکاران هم نیاز به التیام دارند، مگر اینکه از خیانت خود احساس بدی نداشته باشند. چند دلیل می‌تواند وجود داشته باشد. یکی از آنها این است که آنها قربانی هر نوع سوءاستفاده‌ای شده‌اند. شریک خیانتکار ممکن است در جستجوی آرامش یا ارتباط با شخص دیگری، زمانی که قربانی سوءاستفاده کلامی، عاطفی یا جسمی بوده‌اند، آرامش پیدا کند. قربانیان سوءاستفاده اغلب احساس می‌کنند که گیر افتاده‌اند و هیچ راهی برای خروج از رابطه ندارند، بنابراین ممکن است برای ارتباط به بیرون از رابطه نگاه کنند.

من در این مقاله به این نوع خاص از تقلب نمی‌پردازم، اما می‌خواستم این موارد را با شما به اشتراک بگذارم تا اگر شما هم جزو این دسته هستید، بتوانید از آنها استفاده کنید. 

با این حال، بسیاری از خیانتکاران احساس بدی دارند و باید تمام عمر با پشیمانی زندگی کنند. این روش زندگی با کیفیتی نیست. سوء تفاهم نشود؛ من اینجا نیستم که آن رفتار را توجیه کنم. فقط می‌خواهم به عواقب، درد و بهبودی پیرامون این رفتار بپردازم.

اگر به خیانت در رابطه‌تان فکر می‌کنید، شاید بعد از خواندن این مقاله نظرتان عوض شود. در بیشتر روابط «عادی»، خیانت خیانت است. و خیانت مانند قتل عاطفی به نظر می‌رسد . به محض اینکه از رابطه خارج شوید و وارد آن قلمرو شوید، آسیب وارد شده است.

اولین مواجهه من با خیانت

اواخر دهه ۸۰ میلادی، عاشق بازی با اسکنرها بودم. نه از آن نوع اسکنرهایی که قیمت اجناس را در فروشگاه مواد غذایی به شما می‌گویند، بلکه از آن نوعی که می‌توانستند از طریق امواج رادیویی، سیگنال‌های پلیس و اورژانس را دریافت کنند.

در آن زمان، اسکنرها تقریباً هر نوع سیگنال صوتی را دریافت می‌کردند، زیرا این فناوری امنیت کمتری داشت. به عبارت دیگر، تقریباً می‌توانستید صدای هر کسی را که با تقریباً هر دستگاه بی‌سیمی صحبت می‌کرد، بشنوید. با یک اسکنر مناسب، نه تنها می‌توانستید رادیوهای CB، بلکه تلفن‌های بی‌سیم، مانیتورهای کودک، پنجره‌های رو به بالا در رستوران‌های فست فود و حتی جدیدترین فناوری آن زمان: تلفن‌های همراه را نیز بشنوید.

نمی‌دانستم کاری که انجام می‌دهم به هیچ وجه مزاحم است، چون فکر می‌کردم همه می‌دانند که دستگاه‌های بی‌سیم از طریق اسکنرها قابل شنود هستند. تنظیم کردن آن خیلی آسان بود، مثل پیدا کردن ایستگاه رادیویی.

وقتی تلفن‌های همراه برای اولین بار معرفی شدند، و سال‌ها پس از آن، به راحتی می‌شد با استفاده از یک اسکنر ساده و قانونی Radio Shack آنها را رهگیری کرد. تنها کاری که باید انجام می‌دادید این بود که دکمه auto-scan را در محدوده فرکانس مناسب فشار دهید، و در کمترین زمان، به مکالمات بین افرادی که نمی‌دانستند شما آنجا هستید گوش می‌دادید . من معتقدم که امروز (و در آن زمان) این یک عمل غیرقانونی محسوب می‌شود، بنابراین کمی خجالت می‌کشم که اعتراف کنم قبلاً این کار را انجام می‌دادم.

خیلی راحت می‌شد به این مکالمات گوش داد. مثل این بود که از کنار دری باز رد شوی و صدای صحبت دو نفر را بشنوی، اما به جای اینکه از کنارشان رد شوی، تصمیم بگیری بایستی و گوش کنی.

وقتی به تمام مکالماتی که اتفاقی شنیدم فکر می‌کنم، واقعاً بیشترشان را به خاطر نمی‌آورم (خیلی از ما عادت داریم درباره چیزهای پیش پا افتاده صحبت کنیم). با این حال، یک مکالمه بود که در ذهنم ماند.

از یک طرف خط، صدای مردی را شنیدم که می‌خندید و با زنی در آن طرف خط دوستانه صحبت می‌کرد. آنها طوری صحبت می‌کردند که انگار همدیگر را خوب می‌شناسند و با اسم‌های عاشقانه و خودمانی همدیگر را صدا می‌زدند. از کلمات محبت‌آمیزی مثل «عزیزم» و «عزیزم» برای ابراز محبت استفاده می‌کردند.

بعد شنیدم که مرد گفت: «الان توی حیاط جلوی خونه‌ام هستم.» زن از اون طرف گفت: «بله؟ همسرت خونه‌ست؟ می‌تونی داخلش رو ببینی؟»

او می‌گوید: «آره، می‌بینمش...» و کمی می‌خندد. او ادامه می‌دهد: «انگار دارد خانه را تمیز می‌کند یا چیزی شبیه این.»

سپس، هر دو خندیدند و به مکالمه‌شان ادامه دادند، انگار هیچ چیز دیگری مهم نبود. قلبم لحظه‌ای که متوجه شدم او در حالی که همسرش را از پنجره خانه‌شان تماشا می‌کند، با دوست دخترش صحبت می‌کند، به تپش افتاد. من شاهد چیزی بودم که به نظر می‌رسید در حال رابطه نامشروع است.

بعد از آن مکالمه چیز زیادی یادم نمی‌آید چون کمی شوکه شده بودم. شروع کردم به فکر کردن به چیزهای مختلف، مثلاً «دارد خیانت می‌کند؟ دارد با دوست دخترش حرف می‌زند در حالی که همسرش را در خانه تماشا می‌کند؟ این وحشتناک است!»

ناگهان دلم برای همسرم سوخت، فکر کردم دارد به او خیانت می‌کند و از اعتمادش سوءاستفاده می‌کند، چون احتمالاً از آنچه در جریان بود بی‌خبر بود. باورم نمی‌شد دارم به حرف‌های یک شوهر بی‌وفا گوش می‌دهم که در ماشینش نشسته و با معشوقه‌اش حرف می‌زند، در حالی که به کسی که قول داده بود تا آخر عمر دوستش داشته باشد و به او احترام بگذارد، نگاه می‌کند و از خانه‌شان مراقبت می‌کند.

به این فکر کردم که همسرش چطور باید روزش را بگذراند - بی‌توجه به خیانت او، و در حالی که از ازدواج با مردی که دوستش دارد، به او اعتماد دارد و برایش احترام قائل است، احساس خوشبختی می‌کند. احتمالاً وقتی او وارد خانه می‌شود و طوری رفتار می‌کند که انگار همه چیز بینشان خوب است، لحظه‌ای به محل اقامتش فکر نمی‌کند.

البته، من فقط می‌توانستم تصور کنم که زندگی آنها چگونه باید باشد. گذشته از تماسی که اتفاقی شنیدم، بقیه داستان فقط حدس و گمان من بود. من تصور می‌کردم که زن از رفتار شوهرش خبر ندارد و خوشحال است که با کسی است که می‌تواند به او احترام بگذارد و به او اعتماد کند.

خیانت را طوری حس کردم که انگار خودم آن را از نزدیک تجربه کرده‌ام. و اولین فکری که به ذهنم رسید این بود: « چه حرامزاده‌ای! »

برای اولین بار در زندگی‌ام، حس خیانت دیدن را تجربه کردم. و این اتفاق حتی برای من نیفتاده بود! اما تأثیرش را گذاشت.

امتحان کردنش

وقتی خودمان را جای دیگری گذاشتن را «امتحان» می‌کنیم، همدلی می‌کنیم. ما به جای او زندگی می‌کنیم و دنیا را تجربه می‌کنیم، نه تنها همه چیز را از دریچه‌ی چشمان او می‌بینیم، بلکه چیزها را از دیدگاه خودمان نیز می‌بینیم.

شاید عجیب به نظر برسد، اما من خودم را جای آن همسر تصور می‌کردم، بدون اینکه بدانم شوهرم چه کار می‌کند. خودم را تصور می‌کردم که در حال تمیز کردن خانه هستم و نگران رابطه‌ام نیستم، زیرا کاملاً به کسی که با او ازدواج کرده‌ام اعتماد دارم.

در آن فضا، زندگی «عادی» به نظر می‌رسید و همه چیز خوب بود.

بعد، وقتی  به این فکر می‌کردم که اگر بفهمم او به من خیانت می‌کند چه احساسی خواهم داشت، خیلی ویران می‌شدم و درد و سردرگمی مرا ناتوان می‌کرد. از خیلی جهات خرد می‌شدم و نمی‌دانستم چه کار کنم، به چه کسی اعتماد کنم یا به کجا پناه ببرم. کسی که بیش از هر کسی در دنیا به او وابسته بودم، ناگهان بی‌اعتمادترین و ناامن‌ترین فردی می‌شد که می‌شناسم.

رازهایی که با هم در میان می‌گذاشتیم و تمام لحظات خاصی که زمانی صمیمانه با هم داشتیم، در یک لحظه نابود شدند. تمام زندگی مشترکم مثل یک کلاهبرداری به نظر می‌رسید، چون هر لحظه شادی که با همسرم به یاد داشتم ناگهان به خاطراتی تلخ و دردناک تبدیل می‌شد که تمام معنای سابق خود را از دست می‌دادند.

مطمئناً تصویر تلخ و رقت‌انگیزی را که ترسیم کرده‌ام، به یاد دارم. اما همه اینها فقط در عرض چند ثانیه از ذهنم گذشت. کلی درد و کلی فقدان بیشتر از آنچه بود و آنچه دیگر نبود.

وقتی از آن حالت بیرون آمدم و به زندگی خودم برگشتم، به یاد آوردم که آن مرد چطور داشت با آن زن دیگر آن طرف تلفن صحبت می‌کرد.

صداش... خوشحال بود . انگار این خیانت بی‌اهمیت بود.

او هیچ دلسوزی یا اهمیتی برای زنی که متعهد به عشق و حمایت از او شده بود، ابراز نمی‌کرد. او تمام نیازهای عاشقانه، عاطفی و احتمالاً جسمی خود را توسط شخص دیگری برآورده می‌کرد. او به همسرش بی‌احترامی می‌کرد و احتمالاً همسرش از این موضوع بی‌خبر بود.

باز هم، همه اینها خیالات من بود. من فرض می‌کردم که دقیقاً می‌دانم در سر همسرش چه می‌گذرد. ​​مطمئناً، مشخص بود که مرد و زن دیگر پشت تلفن، خارج از چارچوب ازدواج او، یکدیگر را می‌بینند، اما من هیچ اطلاعی از وضعیت همسرش ندارم.

شاید آنها مثل مادر و ناپدری من که سال‌ها در تخت‌های جدا می‌خوابیدند، در رختخواب‌های جداگانه می‌خوابیدند. شاید او حتی با خیانت او مشکلی نداشت و می‌دانست که او با شخص دیگری خارج از ازدواج قرار می‌گذارد. ممکن است کلی توضیحات احتمالی وجود داشته باشد.

اما آن صحنه در ذهنم ماند. در ذهنم حک شد و باعث شد تصمیمی بگیرم که از آن زمان تاکنون به آن پایبند مانده‌ام. در آن لحظه، به خودم قول دادم که هرگز کسی را در چنین شرایطی قرار ندهم. به خودم متعهد شدم که مهم نیست رابطه‌ام چقدر بد شود، به آن وفادار بمانم. و اگر واقعاً می‌خواستم انرژی عاطفی یا جنسی‌ام را صرف شخص دیگری کنم، حداقل قبل از اینکه به دنبال رابطه دیگری بروم، رابطه‌ای را که در آن بودم ترک می‌کردم.

شاید تمایل من به استراق سمع در آن دوره از زندگی‌ام تأثیر مثبتی روی من داشته است. قبل از شنیدن آن مکالمه، هرگز واقعاً به خیانت فکر نکرده بودم. در هر صورت قصد نداشتم در هیچ یک از روابطم خیانت کنم، اما هرگز به این فکر نکرده بودم که اگر این کار را بکنم، او چقدر احساس بدی خواهد کرد.

من به سادگی دانش، دوراندیشی یا حتی دسترسی به دیدگاه همدلانه مناسب برای درک اینکه خیانت چقدر می‌تواند مخرب باشد را نداشتم. چیزی که آن روز شنیدم تأثیر عمیقی بر من گذاشت. من خیلی زود فهمیدم که خیانت چقدر می‌تواند به یک نفر آسیب برساند.


در مشاوره طلاق از چه رویکردهای درمانی استفاده می‌شود؟

درمان شناختی-رفتاری (CBT)

رایج‌ترین رویکرد مشاوره طلاق، درمان شناختی-رفتاری (CBT) است . CBT درمان شناختی را با درمان رفتاری ترکیب می‌کند، با این هدف که به شما کمک کند ببینید چگونه افکار و باورهایتان بر اعمال و خلق و خوی شما تأثیر می‌گذارند.

به عبارت دیگر، در طول CBT، به شما آموزش داده می‌شود که چگونه الگوهای فکری و رفتارهای منفی و ناسالم خود را تشخیص دهید - تا بتوانید آنها را تغییر دهید. اعتقاد بر این است که وقتی از چگونگی تأثیر افکار مخرب خود بر جنبه‌های مختلف زندگی‌تان آگاه‌تر می‌شوید، می‌توانید آنها را به چالش بکشید و تغییر دهید تا با بازتاب واقع‌بینانه‌تری از موقعیت مطابقت داشته باشند.

مشاوره زوجین به روش گاتمن

روش گوتام نوعی مشاوره زوجین است که بر رفع اختلافات و بهبود ارتباط، صمیمیت، احترام و محبت تمرکز دارد. اگر زوجی تصمیم به طلاق گرفته باشند، این روش می‌تواند برای کمک به آنها در ایجاد حس همدلی و درک بیشتر نسبت به یکدیگر نیز به کار گرفته شود. این هدف به ویژه برای ازدواج‌هایی که با فرزندان به پایان می‌رسند، بسیار مهم است .

درمان‌های جایگزین

به عنوان مکملی برای مشاوره، می‌توان از درمان‌های جایگزین برای کاهش غم و اندوه و کنار آمدن با درد طلاق به روشی سالم‌تر استفاده کرد.

برخی از درمان‌های جایگزین عبارتند از:

  • حرکت درمانی - یعنی یوگا
  • هنر درمانی
  • ذهن آگاهی و مدیتیشن
  • تنفس عمیق
  • موسیقی درمانی

برای کمک به خودم چه کاری می‌توانم انجام دهم؟

علاوه بر جلسات مشاوره طلاق، کارهایی وجود دارد که می‌توانید برای کمک به خودتان و محافظت از رفاه خود انجام دهید. و اگرچه ممکن است وسوسه شوید که از برخی از این پیشنهادات صرف نظر کنید - این کار را نکنید! این پیشنهادات در واقع ممکن است ناامیدی و اضطراب شما را تا زمانی که بتوانید فرآیند سوگ را تکمیل کنید و/یا به دنبال کمک حرفه‌ای باشید، کاهش دهند. توجه: اگر والدین هستید، به یاد داشته باشید که با مراقبت از خود، برای حمایت از فرزندانتان مجهزتر هستید.

راه‌هایی که می‌توانید قبل، حین و بعد از طلاق به خودتان کمک کنید عبارتند از:

  • ورزش منظم - یعنی پیاده‌روی سریع در اطراف محله یا رفتن به باشگاه ورزشی
  • خوردن منظم و انتخاب غذاهای مغذی
  • هدف قرار دادن هشت ساعت خواب هر شب
  • گذراندن وقت با دوستان و خانواده، کسانی که از شما حمایت می‌کنند و نسبت به شما مثبت هستند
  • انجام فعالیت‌های آرامش‌بخش و لذت‌بخش که شما را پرورش می‌دهند - مانند مطالعه، بافتنی، نقاشی و/یا آشپزی
  • ابراز قدردانی از دیگران و احاطه کردن خود با افراد مثبت

چگونه می‌توانم یک مشاور طلاق خوب پیدا کنم؟

فقط این را بدانید - هر روز درد کمی فروکش می‌کند. و در نهایت، شما به اندازه کافی قوی خواهید بود که بتوانید به زندگی ادامه دهید. اگر برای عبور از مراحل طلاق به کمی کمک اضافی نیاز دارید، می‌توانید مشاوران آموزش دیده طلاق را در فهرست TherapyTribe پیدا کنید . همچنین اگر درمان آنلاین گزینه بهتری برای شماست، اطلاعات بیشتری در مورد آن پیدا خواهید کرد.

توجه: به دنبال مشاورانی باشید که تجربه عمیقی در مشاوره خانواده داشته باشند. مطمئن شوید که با مشاور احساس راحتی می‌کنید، زیرا اگر ارتباط قطع شود، مشاوره سوگ شکست خواهد خورد. طلاق از نظر عاطفی طاقت‌فرسا است، بنابراین مهم است کسی را پیدا کنید که بتوانید به او اعتماد کنید و در طول جلسات با او صحبت کنید.

به یاد داشته باشید، یک مشاور طلاق برای حمایت از شما آنجاست، بنابراین کسی را پیدا کنید که «مناسب» شما باشد. همچنین، اگر قصد دارید فرزندانتان را در جلسات مشاوره خانواده شرکت دهید، در نظر بگیرید که چه چیزی برای آنها بهتر است. در نهایت، اگر به نظر می‌رسد فرزندانتان در یک مرحله خاص از غم و اندوه «گیر کرده‌اند»، با یک مشاور کودک مشورت کنید .


استرس نوجوانان: ۴ علت استرس نوجوانان

نوجوانان می‌توانند و سر  هر چیزی استرس می‌گیرند . تعیین یک ترتیب برای علل استرس نوجوانان بیهوده است. زندگی هر یک از ما بسیار متفاوت می‌گذرد و تجربیاتی وجود دارد که نمی‌توانیم با افراد دیگر اطرافمان به اشتراک بگذاریم - و در برخی موارد نمی‌خواهیم این کار را انجام دهیم.

اما توانایی شناسایی منابع رایج استرس نوجوانان، هم برای والدین و هم برای سایر نوجوانان ، ارزشمند است، زیرا وسیله‌ای برای نشان دادن چگونگی و چرایی تأثیر استرس بر ما در زندگی روزمره و یافتن راه‌های سالم‌تر برای مقابله با آن است. مدیریت استرس، که شامل پیشگیری و تعدیل استرس از طریق مهارت‌های مقابله‌ای خاص، اقدامات پیشگیرانه و تغییرات مناسب در روال زندگی شما می‌شود، بسیار مهم است. مشاوره با یک روانپزشک نوجوان می‌تواند بینش‌ها و استراتژی‌های مقابله‌ای ارزشمندی را برای مدیریت مؤثر استرس ارائه دهد.

بچه‌ها واقعاً چقدر استرس دارند؟ پاسخ ممکن است شما را شگفت‌زده کند. در حالی که ما در عصر راحتی زندگی می‌کنیم، این امر برای نوجوانان در حال رشد معایبی دارد. آمار اضطراب نوجوانان بیش از هر زمان دیگری است، که تا حدودی به دلیل درک بیشتر از اضطراب و فراوانی آن در جامعه مدرن و همچنین کاهش انگ اجتماعی در مورد سلامت روان است .

تخمین زده می‌شود که از هر سه نوجوان، یک نفر به اختلال اضطراب نوجوانی مبتلا است و بیش از ۸ درصد از این یک سوم به دلیل اضطراب خود با اختلالات شدید دست و پنجه نرم می‌کنند. دختران به ویژه مستعد ابتلا به این اختلال هستند، ۳۸ درصد در مقابل ۲۶ درصد در پسران.

با این حال، حتی اگر این تغییرات را در نظر بگیریم، به نظر می‌رسد نوجوانان هنوز دلایل بیشتری برای اضطراب نسبت به گذشته‌ی نزدیک دارند.

درک استرس نوجوانان

تعریف استرس نوجوانی

استرس نوجوانی به فشار عاطفی و روانی اشاره دارد که نوجوانان در مسیر پیچیده رشد و بلوغ تجربه می‌کنند. این دوره با تغییرات و چالش‌های قابل توجهی، از فشارهای تحصیلی گرفته تا پویایی‌های اجتماعی و انتظارات خانواده، مشخص می‌شود. در حالی که مقداری استرس بخش عادی زندگی است، استرس بیش از حد می‌تواند بر سلامت جسمی و روانی نوجوان تأثیر منفی بگذارد. عواملی مانند فشار تحصیلی، فشار همسالان و پویایی‌های خانوادگی اغلب در افزایش سطح استرس نقش دارند. شناخت و پرداختن به این عوامل استرس‌زا برای حفظ سلامت کلی نوجوان بسیار مهم است.

علل استرس مرتبط با دوران نوجوانی و مدرسه چیست؟

نوجوانان بیش از هر زمان دیگری در معرض رسانه‌ها و اطلاعات هستند. و این روزها کمتر چیزی از این اطلاعات الهام‌بخش است. رویدادهای جهانی و سیاسی، چه بحران مالی، چه خشونت با اسلحه، چه یک بیماری همه‌گیر، چه روابط نژادی یا تغییرات اقلیمی، بر دو نسل گذشته تأثیر گذاشته‌اند.

در نزدیکی خانه،  نوجوانان به طور فعال تحت تأثیر مشکلات خودانگاره قرار دارند که به صورت آنلاین ، به خصوص در پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، منتشر می‌شود. این مشکلات خودانگاره تقریباً بومی هستند و موجی از اضطراب‌ها، عقده‌ها و ناامنی‌های جسمی و اجتماعی را ایجاد می‌کنند.

نسل‌های قدیمی‌تر ممکن است با این موضوع مخالفت کنند - مجلات و تبلیغات تلویزیونی مدت‌هاست که وجود دارند و نوجوانان همیشه نسبت به بدن خود احساس ناامنی می‌کردند. اما سیستم‌های غارتگرانه‌ای که صنایع زیبایی، تناسب اندام و سلامتی را احاطه کرده‌اند، هرگز  تا این حد  قدرتمند، فراگیر، گسترده یا در سطح دقیقه به دقیقه، 24 ساعته و 7 روز هفته در دسترس نبوده‌اند.

و در نهایت، نوجوانان نسبت به قبل استرس بیشتری در مورد مدرسه احساس می‌کنند. گذشته از کووید، آمارها نشان می‌دهد که بیش از ۴۰ درصد از نوجوانان در مورد کارهایی که باید در سال اول دانشگاه انجام دهند، احساس سردرگمی می‌کنند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۰۰، ۲۸ درصد و در سال ۱۹۸۵، تنها ۱۸ درصد بود  . رویدادهای جهانی ،  مدرسه ،  عزت نفس .

نادیده گرفتن استرس می‌تواند منجر به مشکلات سلامت روان، از جمله اختلالات اضطراب و افسردگی شود. اگر این مشکلات از طریق درمان اضطراب نوجوانان یا درمان افسردگی نوجوانان برطرف نشوند ، نوجوانان ممکن است به عنوان نوعی خوددرمانی برای احساسات ناراحت‌کننده به سوءمصرف مواد روی آورند.

استرس مرتبط با مدرسه، از جمله فشارهای تحصیلی و پویایی‌های اجتماعی، نقش مهمی در اضطراب و سطح استرس نوجوانان دارد.

چند مورد رایج دیگر که نوجوانان در مورد آنها استرس دارند چیست؟ بیایید نگاهی به آنها بیندازیم.

۱. تغییرات فیزیکی

داستانِ پیر شدن، داستانی به قدمتِ زمان است. و یک استعاره‌ی رایج در این داستان این است که بدن یک نوجوان دائماً در حال تغییر است - و این تغییرات می‌تواند از شگفت‌انگیز تا به‌شدت عجیب و غریب متغیر باشد. این یک استعاره است، به دلیلی - نوجوانان در حال گذر از مرحله‌ی عجیبی بین کودکی و بزرگسالی هستند که در آن بدنشان با سرعتی نامنظم، در فواصلی نامنظم و با تمرکزی نامنظم رشد می‌کند.

بعضی از نوجوانان سریع‌تر از بقیه رشد می‌کنند، زود رشد می‌کنند، سپس زود متوقف می‌شوند، یا دیرتر اما مدت طولانی‌تری رشد می‌کنند. و درست مانند کودکان، نوجوانان می‌توانند نسبت به یکدیگر بسیار بی‌رحم باشند. تغییرات فیزیکی منبع رایج استرس و اضطراب هستند و به مشکلات عزت نفس که از قبل توسط مصرف رسانه‌ای آنها منتشر شده است، کمک می‌کنند. این تغییرات فیزیکی همچنین می‌توانند منجر به پاسخ‌های فیزیولوژیکی مانند افزایش ضربان قلب و فشار خون شوند که بیشتر به استرس دامن می‌زند.

هیچ راه آسانی برای حل این مسائل وجود ندارد. شما نمی‌توانید به یک نوجوان بگویید که وقتی رشد بدنش تمام شد، در آن احساس راحتی بیشتری خواهد کرد. بسیاری از بزرگسالان هرگز با پوست خود راحت نمی‌شوند. در عوض، باید روی کمک به نوجوان خود تمرکز کنید تا با آنچه  در حال حاضر هست، احساس راحتی کند .

۲. فشار و انتظارات تحصیلی

فشار تحصیلی منبع قابل توجهی از استرس برای بسیاری از نوجوانان است. انگیزه بی‌امان برای پیشرفت در مدرسه، برآورده کردن انتظارات بالا و تضمین آینده‌ای امیدوارکننده می‌تواند طاقت‌فرسا باشد. نوجوانان اغلب خود را در حال انجام چندین مسئولیت، از رعایت ضرب‌الاجل‌ها و انجام تکالیف گرفته تا آماده شدن برای امتحانات، می‌بینند. فشار مضاعف برای عملکرد خوب در فعالیت‌های فوق برنامه و ورزش می‌تواند استرس آنها را بیشتر کند. ضروری است که والدین، معلمان و متخصصان سلامت روان علائم استرس تحصیلی را تشخیص داده و حمایت لازم را ارائه دهند. با کمک به نوجوانان در مدیریت سطح استرس خود، می‌توانیم رویکردی سالم‌تر و متعادل‌تر به زندگی تحصیلی و شخصی آنها داشته باشیم.

۲. فشار همسالان

اضطراب اجتماعی یکی از رایج‌ترین انواع اختلالات اضطرابی است. قبلاً اشاره کردیم که میزان اضطراب نوجوانان در طول سال‌ها به شدت افزایش یافته و به یک سوم از جوانان ما رسیده است و بسیاری از این موارد شامل مشکلات اضطراب اجتماعی می‌شود.

پیچیدگی‌های روابط عاشقانه در دوران نوجوانی نیز می‌تواند در اضطراب اجتماعی نقش داشته باشد، زیرا نوجوانان در این دوران با احساس جذابیت و فشار همسالان دست و پنجه نرم می‌کنند.

اختلال اضطراب اجتماعی، بیش از درونگرایی، یا ترجیح دادن به جمع‌های کوچک (یا تنهایی)، حول محور ترس و نگرانی از خجالت، تصویر ذهنی از خود و غیبت می‌چرخد.

نوجوانانی که دچار اختلال اضطراب اجتماعی هستند، تمام تلاش خود را می‌کنند تا از موقعیت‌هایی که ممکن است مجبور شوند بدون آمادگی و تفکر کامل با افراد جدید ملاقات کنند، اجتناب کنند و دائماً نگران این هستند که دیگران چگونه آنها را درک می‌کنند. این احساسات می‌توانند به گونه‌ای ناتوان‌کننده باشند که بر زندگی تحصیلی، زندگی شخصی و آینده نوجوان تأثیر بگذارند. اختلالات اضطراب اجتماعی باید از طریق درمان و در برخی موارد، داروهای ضد اضطراب به صورت حرفه‌ای مورد توجه قرار گیرند.

۳. محیط خانه و سلامت روان

یکی دیگر از منابع رایج استرس نوجوانان،  خانه است . چه یک خانواده پر سر و صدا، خواهر و برادر کوچکتر، فضای زندگی تنگ، فقدان حریم خصوصی یا مشکلات بزرگتر در خانه - از سوءاستفاده گرفته تا مصرف مواد - باشد، محیط خانه ما می‌تواند هم تأثیر بسیار مثبت و هم تأثیر بسیار منفی بر ما داشته باشد.

تجربیات آسیب‌زا، مانند سوءاستفاده جسمی، می‌تواند به طور قابل توجهی بر سلامت عاطفی و روانی نوجوان تأثیر بگذارد و منجر به افزایش سطح استرس شود.

در هر صورت، پرداختن به مشکلات خانگی در حرف آسان‌تر از عمل کردن به آنهاست. برای مثال، یک نوجوان نمی‌تواند بدون از دست دادن هدف مدیریت بهتر سطح استرس خود، کار زیادی برای کمک به خانواده‌اش برای رهایی از فقر انجام دهد.

تحت شرایط خاص، مسائل خانوادگی می‌توانند از طریق  خانواده درمانی در درمان مورد بررسی قرار گیرند . این نمونه‌ای از گروه درمانی است که در آن یک درمانگر با بیمار و اعضای مختلف خانواده‌اش همکاری می‌کند تا آشتی را تقویت کند، به آنها کمک کند تا یکدیگر را بهتر درک کنند یا نحوه ارائه پشتیبانی بهتر را توضیح دهد.

۴. خواب ضعیف و مدیریت استرس

نحوه برخورد شما با بدنتان تأثیر زیادی بر سلامت روان شما ، از جمله اضطراب، دارد. حتی نیم ساعت تغییر در برنامه روزانه می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر حافظه و مهارت‌های شناختی نوجوانان و همچنین مدیریت خلق و خو و تفکر اضطرابی آنها داشته باشد.

نوجوانانی که به طور مزمن دچار کمبود خواب هستند، احتمال بیشتری دارد که به مشکلات مختلف سلامت روان مبتلا شوند . بهبود بهداشت خواب - مانند آماده کردن یک اتاق سرد و تاریک قبل از خواب، اجتناب از صفحه نمایش یک ساعت قبل از خواب و فعالیت بدنی بیشتر در طول روز - می‌تواند برای سلامت روان شما معجزه کند. استرس بیش از حد می‌تواند مشکلات خواب را تشدید کند و یک چرخه معیوب ایجاد کند که بیشتر بر سلامت روان تأثیر می‌گذارد.

تکنیک‌های مدیریت استرس اشکال و انواع مختلفی دارند. پرداختن «فقط» به مشکل همیشه یک گزینه نیست، و حتی اگر هم باشد، پرداختن به موارد خاصی مانند مشکلات خانگی یا قلدری‌های وحشیانه می‌تواند زمان و تلاش زیادی را ببرد.

تکنیک‌های مدیریت استرس یا مهارت‌های مقابله‌ای با هدف کمک به نوجوانان در ایجاد راه‌هایی برای توانمندسازی خود، بهبود عزت نفس و جدا کردن خود از منابع سمی در زندگی‌شان انجام می‌شود.

گاهی اوقات، بهترین راه حل برای شما به عنوان یک نوجوان این است که با کسی صحبت کنید. یک مشاور یا درمانگر می‌تواند به شما کمک کند تا در مورد چگونگی مقابله با استرس خود اطلاعات بیشتری کسب کنید و راه‌هایی برای مبارزه سالم با آن پیدا کنید.

استرس در دوران کودکی


استرس دوران کودکی می‌تواند در هر محیطی که نیاز به سازگاری یا تغییر کودک دارد، وجود داشته باشد. استرس ممکن است ناشی از تغییرات مثبت مانند شروع یک فعالیت جدید باشد، اما بیشتر با تغییرات منفی مانند بیماری یا مرگ در خانواده مرتبط است.

شما می‌توانید با یادگیری تشخیص علائم استرس و آموزش روش‌های سالم مقابله با آن به فرزندتان، به او کمک کنید.

اطلاعات

استرس ممکن است پاسخی به یک تغییر منفی در زندگی کودک باشد. در مقادیر کم، استرس می‌تواند خوب باشد. اما استرس بیش از حد می‌تواند بر نحوه تفکر، عمل و احساس کودک تأثیر بگذارد.

کودکان با رشد و تکامل خود یاد می‌گیرند که چگونه به استرس واکنش نشان دهند. بسیاری از رویدادهای استرس‌زا که یک بزرگسال می‌تواند مدیریت کند، در کودک ایجاد استرس می‌کند. در نتیجه، حتی تغییرات کوچک نیز می‌توانند بر احساس امنیت و آرامش کودک تأثیر بگذارند.

درد، آسیب، بیماری و سایر تغییرات برای کودکان استرس‌زا هستند. عوامل استرس‌زا ممکن است شامل موارد زیر باشند:

  • نگرانی در مورد تکالیف مدرسه یا نمرات
  • مسئولیت‌های همزمان، مانند مدرسه و کار یا ورزش
  • مشکلات با دوستان، قلدری یا فشارهای گروه همسالان
  • تغییر مدرسه، اسباب‌کشی یا مواجهه با مشکلات مسکن یا بی‌خانمانی
  • داشتن افکار منفی در مورد خودشان
  • تغییرات بدنی، هم در پسران و هم در دختران
  • دیدن والدینی که طلاق یا جدایی را تجربه می‌کنند
  • مشکلات مالی در خانواده
  • زندگی در خانه یا محله ناامن

نشانه‌های استرس حل نشده در کودکان

کودکان ممکن است تشخیص ندهند که استرس دارند. علائم جدید یا بدتر شدن علائم ممکن است والدین را به افزایش سطح استرس مشکوک کند.

علائم فیزیکی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • کاهش اشتها، سایر تغییرات در عادات غذایی
  • سردرد
  • شب ادراری جدید یا مکرر
  • کابوس‌ها
  • اختلالات خواب
  • ناراحتی معده یا درد مبهم معده
  • سایر علائم جسمی بدون بیماری جسمی

علائم عاطفی یا رفتاری ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • اضطراب، نگرانی
  • قادر به استراحت نیست
  • ترس‌های جدید یا مکرر (ترس از تاریکی، ترس از تنهایی، ترس از غریبه‌ها)
  • چسبیده، نمی‌خواهد بگذارد از دیدرس خارج شوی
  • خشم، گریه، ناله
  • قادر به کنترل احساسات نیست
  • رفتار پرخاشگرانه یا لجبازانه
  • بازگشت به رفتارهایی که در سنین پایین‌تر وجود داشته است
  • نمی‌خواهد در فعالیت‌های خانوادگی یا مدرسه شرکت کند

چگونه والدین می‌توانند کمک کنند

والدین می‌توانند به کودکان کمک کنند تا به روش‌های سالم به استرس پاسخ دهند. در ادامه چند نکته ارائه شده است:

  • خانه‌ای امن، مطمئن و قابل اعتماد فراهم کنید.
  • برنامه‌های خانوادگی می‌توانند آرامش‌بخش باشند. داشتن یک شام خانوادگی یا شب فیلم می‌تواند به کاهش یا جلوگیری از استرس کمک کند.
  • یک الگو باشید. کودک به شما به عنوان الگویی برای رفتار سالم نگاه می‌کند. تمام تلاش خود را بکنید تا استرس خود را کنترل کنید و آن را به روش‌های سالم مدیریت کنید.
  • مراقب باشید که کودکان خردسال کدام برنامه‌ها، کتاب‌ها و بازی‌های تلویزیونی را تماشا می‌کنند، می‌خوانند و بازی می‌کنند. پخش اخبار و نمایش‌ها یا بازی‌های خشونت‌آمیز می‌تواند باعث ترس و اضطراب شود.
  • فرزندتان را از تغییرات پیش‌بینی‌شده مانند شغل یا اسباب‌کشی مطلع نگه دارید.
  • با فرزندانتان اوقاتی آرام و دلنشین را سپری کنید.
  • یاد بگیرید که گوش دهید. بدون انتقاد یا تلاش برای حل فوری مشکل، به فرزندتان گوش دهید. در عوض، با فرزندتان همکاری کنید تا به او کمک کنید تا آنچه را که برایش ناراحت کننده است، درک و حل کند.
  • احساس عزت نفس را در فرزندتان تقویت کنید. از تشویق و محبت استفاده کنید. از پاداش استفاده کنید، نه تنبیه . سعی کنید فرزندتان را در فعالیت‌هایی که می‌تواند در آنها موفق شود، مشارکت دهید.
  • به کودک فرصت دهید تا انتخاب کند و تا حدودی در زندگی خود کنترل داشته باشد. هرچه کودک شما احساس کند که بر یک موقعیت کنترل دارد، واکنش بهتری به استرس نشان خواهد داد.
  • فعالیت بدنی را تشویق کنید.
  • نشانه‌های استرس حل نشده را در فرزندتان تشخیص دهید.
  • وقتی علائم استرس کاهش نمی‌یابد یا از بین نمی‌رود، از یک ارائه دهنده خدمات درمانی، مشاور یا درمانگر کمک بگیرید.

چه زمانی با پزشک تماس بگیریم؟

اگر فرزندتان موارد زیر را دارد، با پزشک او صحبت کنید:

  • گوشه‌گیر، غمگین‌تر یا افسرده‌تر می‌شود
  • آیا در مدرسه یا تعامل با دوستان یا خانواده مشکل دارد؟
  • قادر به کنترل رفتار یا خشم خود نیست