کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

استرس مدرسه: چگونه زندگی دانشجویی بر نوجوان شما تأثیر می‌گذارد

استرس مدرسه می‌تواند یک چالش قابل توجه برای نوجوانان باشد. عملکرد تحصیلی و مشکلات ارتباطی تنها دو مورد از عوامل بسیاری هستند که می‌توانند عوارض روحی، عاطفی و جسمی بر ذهن و بدن نوجوانان داشته باشند. 

برای درک اینکه استرس چگونه بر نوجوانان تأثیر می‌گذارد و والدین چگونه می‌توانند از آنها حمایت کنند و سلامت روان خوبی را ارتقا دهند، با مدیسون لیتل، مشاور دارای مجوز که به بسیاری از نوجوانان در مواجهه با فشار مدرسه مشاوره داده است، صحبت کردیم. لیتل درمانگر کلینیک درمان سرپایی سلامت رفتاری امبارک در فینیکس، آریزونا است . 

استرس مدرسه چگونه بر سلامت روان تأثیر می‌گذارد؟ 

وقتی صحبت از سلامت روان دانش‌آموزان می‌شود ، مهم است که به این نکته اشاره کنیم که استرس مدرسه همیشه یک مشکل نیست، همانطور که خود استرس همیشه یک مشکل نیست. استرس خوب، که قابل کنترل به نظر می‌رسد، باعث ایجاد تاب‌آوری می‌شود و برای رشد ضروری است. مسئله، استرس ناسالم (که به عنوان "پریشانی" نیز شناخته می‌شود) است که غیرقابل کنترل به نظر می‌رسد و می‌تواند تأثیر منفی بر نوجوانان بگذارد. 

چگونه استرس ناسالم می‌تواند بر نوجوانان تأثیر بگذارد 

لیتل گفت: «در پریشانی، ما از یک نتیجه منفی یا نامطلوب می‌ترسیم. این ترس تمرکز را کاهش می‌دهد، تعلل را افزایش می‌دهد و به صورت ترس یا نگرانی تجربه می‌شود. این اضطراب طاقت‌فرسا است.» 

در نتیجه، نوجوانان ممکن است موارد زیر را تجربه کنند: 

استرس خوب چگونه می‌تواند بر نوجوانان تأثیر بگذارد؟ 

لیتل گفت: «پاسخ مثبت به استرس اغلب به صورت هیجان یا انتظار سالم برای چیزی تجربه می‌شود. این احساس قابل کنترل‌تر است و اغلب با اعتماد به نفس همراه است - زمانی که می‌توانیم انتظار یک نتیجه مطلوب یا مثبت را داشته باشیم.» 

نوجوانانی که این واکنش مثبت به استرس را تجربه می‌کنند، می‌توانند انگیزه بیشتری برای مطالعه برای امتحانات، انجام تکالیف و یادآوری دقیق‌تر اطلاعات داشته باشند که منجر به موارد زیر می‌شود: 

    • موفقیت تحصیلی. 
    • عزت نفس بالا. 
    • روابط قوی و یک شبکه حمایتی خوب . 
    • مهارت‌ها و دانش‌های تازه توسعه‌یافته. 

چرا مدرسه اینقدر استرس‌زا است؟ 

چرا مدرسه استرس‌زا است؟ عوامل استرس‌زای مدرسه می‌توانند از منابع مختلفی ناشی شوند و شناسایی نحوه واکنش و برخورد نوجوان شما با این جنبه‌های مختلف زندگی در دوران راهنمایی و دبیرستان بسیار مهم است. 

تکالیف 

تکالیف به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا مهارت‌هایی را که در کلاس یاد می‌گیرند تمرین کنند و برای امتحانات آماده شوند. تکالیف می‌توانند یک عامل استرس‌زای مثبت باشند که باعث رشد می‌شود. با این حال، تکالیف بیش از حد می‌تواند منجر به استرس ناسالم در تکالیف شود . در نتیجه، نوجوانان ممکن است موارد زیر را تجربه کنند: 

تعداد بیش از حد تکالیفی که می‌تواند منجر به استرس ناسالم در تکالیف شود، چقدر است؟ طبق گفته انجمن ملی آموزش و پرورش ، بسیاری از مناطق آموزشی برای هر پایه تحصیلی 10 دقیقه تکلیف تعیین می‌کنند. NEA خاطرنشان کرد که این مقدار می‌تواند بر اساس نیازهای دانش‌آموز افزایش یا کاهش یابد. 

امتحانات 

اگرچه احساس تنش و نگرانی در مورد آزمون، امتحان یا ارائه پیش رو طبیعی است، اما هنگامی که استرس بر توانایی دانش‌آموز برای تمرکز و عملکرد خوب غلبه کند، ناسالم است.   

میان‌ترم‌ها 

استرس میان‌ترم می‌تواند زمانی رخ دهد که دانش‌آموزان برای امتحانات خود درس می‌خوانند و نگران امتحان پیش رو هستند. نگرانی بیش از حد می‌تواند به صورت مشکل در خواب، سردرد و ناراحتی معده بروز کند. 

فینال 

استرس امتحانات نهایی می‌تواند هر دانش‌آموزی را تحت تأثیر قرار دهد، اما می‌تواند به ویژه برای دانش‌آموزان سال سوم دبیرستان که برای دانشگاه درخواست می‌دهند، چالش برانگیز باشد، زیرا نمرات آنها برای درخواست‌هایشان مهم خواهد بود. این می‌تواند باعث نگرانی بیش از حد دانش‌آموزان شود و منجر به مشکل در تمرکز، تفکر منفی و انتقاد از خود شود. 

بازگشت به مدرسه 

آغاز سال تحصیلی جدید می‌تواند برای دانش‌آموزانی که نگران ورود به مدرسه جدید، مدیریت روابط در حال تغییر و سازگاری با روال‌های جدید هستند، زمان دشواری باشد. عدم قطعیتی که آنها با آن روبرو هستند می‌تواند باعث شود نوجوانان استرس بازگشت به مدرسه را تجربه کنند.  

کار 

اگرچه کار پاره وقت به نوجوانان این امکان را می‌دهد که نه تنها درآمد کسب کنند، بلکه مسئولیت‌پذیری و مدیریت زمان را نیز بیاموزند، اما می‌تواند منجر به استرس کاری و تحصیلی نیز شود. دانش‌آموزان باید بین انجام وظایف شغلی خود و انجام تکالیف، مطالعه و عملکرد خوب در امتحانات تعادل برقرار کنند. 

اهمال کاری 

صبر کردن تا آخرین لحظه برای مطالعه برای امتحان یا تمام کردن تکالیف، نسل‌هاست که برای دانش‌آموزان مشکل‌ساز بوده است. توجه به این نکته مهم است که اهمال‌کاری اغلب به معنای تلاش برای به حداقل رساندن استرس با دور کردن آن از ذهن است. این تلاشی برای احساس بهتر است. با این حال، اهمال‌کاری می‌تواند عواقب منفی داشته باشد و فراتر از نمرات ضعیف باشد. در یک مطالعه در Frontiers in Psychology ، محققانی که مطالعات متعدد را بررسی کردند، خاطرنشان کردند که اهمال‌کاری همچنین یک مسئله سلامتی است، زیرا می‌تواند باعث مشکلات روحی و جسمی شود. 

عملکرد تحصیلی 

به عنوان والدین، شما می‌خواهید فرزندتان را تشویق کنید که در مدرسه خوب عمل کند. با این حال، وقتی نوجوانان فشار زیادی از سوی والدین برای بهبود یا حفظ عملکرد تحصیلی خود تجربه می‌کنند، این می‌تواند به منبع استرس مدرسه تبدیل شود. نوجوانان ممکن است احساس کنند که با عدم کسب نمرات بالا، والدین خود را ناامید می‌کنند و این منجر به سطوح بالاتر اضطراب، بی‌خوابی و تغییر در اشتها می‌شود. 

لیتل گفت: «موفقیت، وضعیتی است که در آن به یک هدف یا مقصود دست یافته‌ایم. با این حال، گرفتن نمرات عالی، تقدیر از معلم و بورسیه تحصیلی برای تحصیلات عالی، شاخص‌های مناسبی برای موفقیت نیستند، زمانی که نوجوان شما باور ندارد که شایسته عشق، ارزش و احترام است. به عنوان والدین، هدف ما این است که نوجوانانمان بدانند که صرف نظر از وضعیت تحصیلی‌شان، شایسته این چیزها هستند.» 

روابط 

روابط سالم می‌توانند دانش‌آموزان را به مطالعه‌ی کارآمد ترغیب کنند تا زمان بیشتری برای گذراندن با دوستانشان داشته باشند - و کلید افزایش توانایی تحمل استرس هستند. با این حال، روابط منفی می‌توانند در عملکرد تحصیلی اختلال ایجاد کنند و منبع استرس ناسالم باشند. 

برای مثال، نوجوانانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند ممکن است برای جلوگیری از رویارویی با شکنجه‌گران خود، از مدرسه فرار کنند. با این حال، از آنجا که زورگویان می‌توانند نظراتی را در مورد قربانیان خود به صورت آنلاین منتشر کنند، که به عنوان آزار و اذیت سایبری شناخته می‌شود ، دانش‌آموزان می‌توانند در خانه نیز استرس را تجربه کنند.  

خشونت در مدارس و ترس از تیراندازی 

با توجه به اینکه تیراندازی در مدارس اکنون به یک واقعیت ناگوار تبدیل شده است، خشونت در مدارس و ترس از تیراندازی بسیاری از نوجوانان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. نوجوانانی که شاهد تیراندازی هستند یا در مورد آن می‌شنوند، ممکن است دچار اضطراب، افسردگی یا استرس پس از سانحه شوند. دانش‌آموزان آسیب‌دیده ممکن است مدرسه را از دست بدهند و عقب بیفتند، در حالی که دانش‌آموزان آسیب‌دیده ممکن است از رفتن به مدرسه به طور کامل خودداری کنند. حتی دانش‌آموزانی که به مدرسه می‌روند نیز می‌توانند تحت تأثیر منفی قرار گیرند. 

لیتل گفت: «وقتی نوجوانان در محیط مدرسه احساس امنیت نمی‌کنند، مغزشان برای نشانه‌های خطر و فعالیت‌های غیرطبیعی در حالت آماده‌باش کامل قرار می‌گیرد. اما وقتی شما در حالت آماده‌باش کامل هستید، توجه به سخنرانی‌ها، تکمیل تکالیف، مطالعه و حضور در لحظه برای شما بسیار دشوارتر می‌شود. شما سطح بالایی از استرس ناسالم را تجربه می‌کنید.» 


استرس و کودکان 0 تا 3 ساله

والدین نمی‌توانند بدانند که استرس چگونه بر فرزندشان تأثیر خواهد گذاشت. درست مانند بزرگسالانی که چیز جدیدی را تجربه می‌کنند، تأثیر استرس برای هر کودک نوپا یا نوزاد متفاوت است.

یک نوزاد یا کودک نوپا چه نوع استرسی را می‌تواند تجربه کند؟

استرس مربوط به معلولیت خودشان - آزمایش‌ها و جراحی‌های پزشکی، ارزیابی‌ها، پزشکان یا درمانگران جدید و داروها از جمله تزریقات یا تزریقات.

استرس اجتماعی/عاطفی مربوط به نحوه برخورد سایر کودکان یا خواهر و برادرهایشان با آنها.

سوءاستفاده می‌تواند شامل سوءاستفاده جسمی، عاطفی، جنسی و/یا سوءمصرف مواد مخدر توسط کودک، خواهر یا برادر یا والدین باشد.

احساس اینکه چیزی در رابطه با گریه، فریاد یا حتی صحبت کردن سریع‌تر از حد معمول والدین اشتباه است.

نوزادی که به شنیدن ریتم طبیعی قلب در والدینی که او را در آغوش دارند عادت دارد، ممکن است وقتی والدینی که کودک را در آغوش دارند، ضربان قلبشان افزایش می‌یابد، دچار استرس شود.

والدین یا یکی از اعضای خانواده دچار آسیب یا بیماری جدیدی شده باشد، مثلاً پدری که از اعزام به خانه با دست قطع شده به خانه برمی‌گردد؛ یا خواهر یا برادری که به سرطان مبتلا شده و دیگر نمی‌تواند با کودک نوپا بازی کند.

نقل مکان، طلاق، تغییر والدین، اضافه شدن فرزند جدید به خانه، از دست دادن یکی از اعضای خانواده، از دست دادن حیوان خانگی و غیره.

هر چیزی در ساختار خانواده می‌تواند باعث ایجاد استرس در کودک ۰ تا ۳ ساله شود، به خصوص اگر باعث ایجاد استرس در سایر اعضای خانه شود.

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) معمولاً زمانی تصور می‌شود که یک عضو ارتش با علائم کابوس، اضطراب شدید یا ناتوانی در صحبت کردن در مورد آنچه که از سر گذرانده به خانه برمی‌گردد. استرس و در برخی موارد، اختلال استرس پس از سانحه را می‌توان در کوچکترین فرزندان یافت که می‌تواند به صورت مشکلات اجتماعی، عاطفی یا جسمی بروز کند.

لحظه‌ای به عقب برگردید، زمانی را در زندگی خود به یاد بیاورید که اتفاق منفی رخ داده بود. شاید از دست دادن شغل، فوت حیوان خانگی، انتقال شغلی ناخواسته یا دریافت خبر بد. آیا این فقط شما را تحت تأثیر قرار داد یا کل خانواده را تحت تأثیر قرار داد؟ استرس یکی از اعضای خانواده می‌تواند بر همه افراد خانواده تأثیر بگذارد (و آنها را تغییر دهد). یک نوزاد یا کودک نوپا ممکن است نفهمد که چه اتفاقی در اطرافش می‌افتد، اما می‌تواند تنش یا استرس را در والدین، خواهر یا برادر یا کل خانواده احساس کند.

واقعیت این است که کودکان کوچکتر به تنهایی آسیب یا بحران را تشخیص نمی‌دهند، اما در واقع والدین یا خواهر و برادرهای بزرگتر خود را برای واکنش به موقعیت‌های غیرمنتظره تماشا می‌کنند. به عنوان مثال: وقتی رایلی ۲ ساله، مادرش را در حال گریه کردن هنگام صحبت تلفنی با مادربزرگش می‌بیند - او می‌داند که مشکلی پیش آمده است. حتی کوچکترین کودک نیز بسیار شهودی است. آیا او خواهد فهمید که پدربزرگ تازه فوت کرده است؟ البته که نه، اما او می‌داند که مادرش غمگین است - بنابراین رایلی مضطرب و استرس دارد. نحوه بروز این موضوع در یک کودک ۲ ساله می‌تواند بسیار متفاوت از نحوه بروز استرس یا غم خود توسط مادر باشد.

هرچه کودک کوچکتر باشد، احتمال بیشتری دارد که از بحران یا یک رویداد آسیب‌زا در امان باشد. آنچه مشخص است این است که «رشد اولیه کودک تا حد زیادی به سلامت و رفاه والدینش بستگی دارد» (شورای ملی تحقیقات و موسسه پزشکی). از آنجایی که زندگی به هر خانواده‌ای می‌رسد، نمی‌توان از استرس اجتناب کرد. دانستن برخی از علل استرس در کودک خردسال و نشانه‌های چگونگی مشاهده استرس، انتقال به یک خانواده سالم‌تر و سازگارتر را فراهم می‌کند.

برخی از نشانه‌های معمول استرس در کودک ۰ تا ۳ ساله عبارتند از:

معده یا سردرد

تغییر در خلق و خو، تحریک‌پذیرتر شدن، بیشتر گریه کردن، در مواقع لزوم گریه نکردن

خود را از دیگران جدا می‌کند، می‌خواهد در رختخواب، زیر میز یا در کمد بماند

تغییرات غیرقابل توضیح در عادات خواب

تغییرات غیرقابل توضیح در عادات غذایی

ترس از افراد، مکان‌ها یا موقعیت‌های قبلاً پذیرفته‌شده

برخی از کودکان، به ویژه آن‌هایی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند (از جمله آسم و آلرژی) ممکن است در هنگام استرس تب کنند.

نگرانی دیگر، دل‌درد یا سردرد کودک است که می‌تواند ناشی از استرس باشد یا نباشد. علت هرچه باشد، این علائم بسیار واقعی و برای کودک گیج‌کننده هستند. اگر مشکلات مکرر با علائم جسمی وجود دارد، کودک باید توسط پزشک مراقبت‌های اولیه ویزیت شود تا هرگونه مشکل پزشکی رد شود. اگر از نظر پزشکی مشکلی نداشت، یک قدم به عقب بردارید و به کل خانواده نگاه کنید. نه اینکه کسی را مقصر بدانید، بلکه تشخیص دهید که ممکن است مشکلات دیگری وجود داشته باشد که در حال حاضر به آنها رسیدگی نمی‌شود.

اگرچه یک نوزاد/کودک نوپا هیچ سرنخی از استرس ندارد، اما می‌تواند احساس کند که والدین چه زمانی استرس دارند. او/کودک به نوبه خود نوع استرس خود را نشان می‌دهد، مانند گریه‌های بیش از حد، که درک آن را برای والدین دشوار می‌کند. برخی از کودکانی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند، حتی ممکن است در اثر استرس تب کنند.

برخی از علائم مانند تحریک‌پذیری در یک کودک دو تا سه ساله می‌تواند به سختی قابل تشخیص باشد، زیرا رفتارهای پرخاشگرانه می‌تواند از نظر رشدی متناسب با سن باشد. بهتر است خانواده ابتدا با پزشک مراقبت‌های اولیه خود مشورت کنند تا سلامت رشدی، روانی-اجتماعی و جسمی کودک را ارزیابی کند.

اگر درمان برای نوزاد/کودک نوپا مورد بحث قرار گیرد، او به نزدیکترین مرکز خدمات مداخله زودهنگام موجود ارجاع داده می‌شود. درمان ممکن است شامل بازی درمانی، گفتاردرمانی یا حتی خانواده درمانی باشد.

دریافت کمک برای خانواده به همان اندازه برای کودک مهم است. کمک به بقیه اعضای خانواده برای مقابله با استرس خود، به نوبه خود به کودک کمک می‌کند تا احساس امنیت بیشتری داشته باشد و از استرس رهایی یابد.

استرس افراد را در هر سنی تحت تأثیر قرار می‌دهد، از والدینی که از جنگ بازگشته‌اند گرفته تا قربانی خشونت خانگی؛ از مشاهده مستقیم یک رویداد آسیب‌زا گرفته تا از دست دادن شغل. بودن در خانه‌ای که کسی در آن استرس، اضطراب یا اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تجربه می‌کند نیز می‌تواند تأثیر زیادی بر خانواده داشته باشد.

یک کودک، فارغ از اینکه چقدر در پناه و حمایت باشد، نتیجه استرس را بر کل خانواده احساس می‌کند. برای شروع بهبودی، باید به مشکل اساسی، چه برای کودک و چه برای یکی دیگر از اعضای خانواده، با در نظر گرفتن کل خانواده رسیدگی شود.

راه‌های کمک به خانواده‌ها در شرایط استرس‌زا

به والدین کمک کنید تا درک کنند که تقصیر آنها نیست - استرس یک واکنش طبیعی به چیزهایی است که خارج از کنترل آنهاست.

گوش دادن به نگرانی‌های آنها - شاید فقط لازم باشد که در مورد آن صحبت کنند

تجربه خودتان را (در صورت لزوم) در مورد استرس خانوادگی به اشتراک بگذارید

مخاطبین گروه پشتیبانی را به اشتراک بگذارید (در صورت لزوم)

والدین را تشویق کنید که همچنان با خانواده و دوستان خود، یا پزشک مراقبت‌های اولیه، آژانس‌های سلامت رفتاری، Tricare، روحانی یا مشاور در ارتباط باشند.

همه باید بدانند که تنها نیستند، کسی هست که وقتی اوضاع طاقت‌فرسا یا خارج از کنترل آنهاست، بتواند به او تکیه کند. رها کردن کنترل اوضاع دشوار است، بنابراین بسیاری ممکن است درخواست کمک نکنند. تنها کاری که می‌توانید در آن مواقع انجام دهید این است که آنجا باشید و به آنها بگویید که جایی نمی‌روید. وقتی کودکی در خانواده احساس استرس می‌کند، برای هیچ‌کس در خانواده وضعیت سالمی نیست. مهم‌ترین مسئولیتی که شما به عنوان والدین یا متخصص دارید این است که اول گوش دهید؛ سپس از والدین یا خانواده حمایت کنید؛ و تنها در این صورت است که ارائه امکانات مفید است.

افسردگی چیست؟

افسردگی یک بیماری روانی است که باعث می‌شود احساس غم یا بی‌حوصلگی کنید. اگرچه طبیعی است که گاهی اوقات احساس ناراحتی کنید، اما اگر این احساس را به مدت ۲ هفته یا بیشتر داشته باشید، یا خلق و خوی شما در زندگی روزمره‌تان اختلال ایجاد کند، ممکن است دچار افسردگی شده باشید.

این اطلاعات در مورد افسردگی در جوانان است؛ با این حال، بسیاری از جنبه‌ها و عوامل خطر افسردگی مختص سن خاصی نیستند. در مورد افسردگی در جامعه عمومی بیشتر بخوانید .

افسردگی در جوانان چقدر شایع است؟

افسردگی از هر ۴ جوان استرالیایی، ۱ نفر را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اکثر افراد برای اولین بار در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی افسردگی را تجربه می‌کنند. میزان افسردگی در زنان جوان بیشتر از مردان جوان است.

چه عواملی باعث افسردگی در جوانان می‌شود؟

افسردگی می‌تواند ناشی از طیف وسیعی از عوامل باشد و هر فرد شرایط خاص خود را دارد. معمولاً افسردگی ناشی از ترکیبی از عوامل است. برخی از عوامل مرتبط با افسردگی عبارتند از:

  • سابقه خانوادگی افسردگی
  • درگیری در خانه یا یک محیط استرس‌زا
  • قلدری در مدرسه یا آنلاین
  • سابقه اضطراب یا سایر مشکلات سلامت روان
  • سوء مصرف مواد ، از جمله الکل
  • ویژگی‌های شخصیتی و شیوه‌های آموخته‌شده تفکر مانند بدبینی، شک به خود، عزت نفس پایین ، دمدمی مزاج بودن و بسیار حساس بودن
  • وقایع آسیب‌زا یا استرس‌زا مانند سوءاستفاده جسمی یا جنسی ، مرگ یا طلاق در خانواده، یا تغییرات بزرگ در روال یا سبک زندگی

گاهی اوقات، افراد بدون هیچ دلیل واضحی ممکن است دچار افسردگی شوند. صرفاً به این دلیل که هیچ دلیل واضحی وجود ندارد، به این معنی نیست که شما افسردگی را تجربه نمی‌کنید.

علائم افسردگی در جوانان چیست؟

بسیاری از علائم و نشانه‌های افسردگی در جوانان مانند بزرگسالان است.

تشخیص علائم افسردگی در جوانان، در مقایسه با تغییرات خلقی که بخش طبیعی از رشد هستند ، می‌تواند دشوار باشد .

نشانه‌های افسردگی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • خشم یا تحریک‌پذیری
  • احساس شدید بی‌ارزشی یا گناه
  • کناره‌گیری از دیگران
  • مشکل در انجام کارهای روزانه مراقبت از خود

ممکن است احساس کنید:

  • غمگین، دمدمی مزاج، تهی، بی‌حس یا بی‌انگیزه
  • خسته
  • بدبین
  • همه چیز «خیلی سخت» به نظر می‌رسد
  • بی‌علاقگی به چیزهایی که معمولاً از آنها لذت می‌برید
  • مشکل در تصمیم‌گیری
  • شما در تمرکز و حافظه مشکل دارید

همچنین ممکن است علائم فیزیکی افسردگی را مشاهده کنید، مانند:

  • مشکل در خواب یا بی‌خوابی ، پرخوابی یا ماندن در رختخواب در بیشتر طول روز
  • تغییرات اشتها یا وزن
  • مشکلات جسمی مانند درد معده ، حالت تهوع یا سردرد
  • انرژی کم

تقریباً همه افراد گاهی اوقات برخی از این علائم را دارند. اگر علائم شما شدید است یا پس از ۲ هفته از بین نمی‌رود، ممکن است دچار افسردگی شده باشید.

اگر افسردگی شدید شود، ممکن است افکار خودآزاری یا خودکشی به سراغتان بیاید . علائم افکار یا نقشه‌های خودکشی اغلب آشکار نیستند. خودکشی علت اصلی مرگ و میر جوانان است. جوانان همچنین بالاترین میزان بستری شدن در بیمارستان به دلیل خودآزاری عمدی را دارند.



عزت نفس چیست؟


عزت نفس به احساس کلی فرد از ارزش و عزت نفس اشاره دارد. برای کودکان، این موضوع بر نحوه درک آنها از توانایی‌هایشان، تمایلشان برای پذیرش چالش‌ها و توانایی‌شان برای بهبودی از شکست‌ها تأثیر می‌گذارد.

عزت نفس سالم زمانی آشکار می‌شود که کودکان:

  • احساس کنند که می‌توانند به اهدافشان برسند.
  • انتقاد را به طور سازنده مدیریت کنید و وقتی اشتباه می‌کنند، واکنش خوبی نشان دهید.
  • در موقعیت‌های اجتماعی به طور مثبت مشارکت کنید.
  • خود را به عنوان افراد ارزشمند می‌بینند.

از سوی دیگر، عزت نفس پایین می‌تواند منجر به احساس بی‌کفایتی، بی‌میلی به امتحان کردن چیزهای جدید و افزایش حساسیت به شکست یا انتقاد، از جمله فشار همسالان، شود. شناخت علائم عزت نفس پایین اولین قدم برای پرداختن و بهبود آن است.

نشانه‌های عزت نفس پایین چیست؟

شناسایی عزت نفس پایین در کودکان نیازمند مشاهده دقیق رفتار و پاسخ‌های عاطفی آنهاست.

شاخص‌های رایج عبارتند از:

  • اجتناب از چالش‌ها: کودکانی که عزت نفس پایینی دارند اغلب از امتحان کردن فعالیت‌ها یا وظایف جدیدی که دشوار می‌دانند، اجتناب می‌کنند. ترس از شکست، آنها را حتی از تجربیاتی که ممکن است از آنها لذت ببرند یا در آنها عالی باشند، باز می‌دارد.
  • خودگویی منفی: جملاتی مانند «من به اندازه کافی خوب نیستم»، «من هرگز نمی‌توانم این کار را درست انجام دهم» یا «من نمی‌توانم این کار را انجام دهم» زنگ خطر هستند. خودگویی منفی نشان دهنده یک مبارزه درونی با عزت نفس و اعتماد به نفس است.
  • گوشه‌گیری اجتماعی: کودکانی که عزت نفس پایینی دارند ممکن است از تعاملات اجتماعی اجتناب کنند. آنها ممکن است از دوست‌یابی، شرکت در فعالیت‌های گروهی یا ابراز نظرات خود به دلیل ترس از طرد شدن یا قضاوت، دریغ کنند.
  • کمال‌گرایی یا انتقاد بیش از حد: اگرچه کمال‌گرایی ممکن است یک ویژگی مثبت به نظر برسد، اما می‌تواند نشان‌دهنده‌ی ناامنی باشد. کودکانی که عزت نفس پایینی دارند ممکن است روی اشتباهات جزئی تمرکز کنند، به راحتی ناامید شوند یا احساس کنند که هرگز «به اندازه کافی خوب» نیستند.
  • دشواری در پذیرش تعریف و تمجید: کودکانی که عزت نفس پایینی دارند، وقتی مورد تحسین قرار می‌گیرند، ممکن است آن تعریف و تمجید را رد کنند یا کم‌اهمیت جلوه دهند. این نشان دهنده‌ی تلاش برای شناخت نقاط قوتشان است.
  • مسائل رفتاری: برخی از کودکان ممکن است برای پنهان کردن احساس بی‌کفایتی خود، رفتارهای پرخاشگرانه یا پرخاشگرانه از خود نشان دهند. برعکس، ممکن است بیش از حد مطیع شوند و برای جلوگیری از درگیری، به دنبال تأیید دیگران باشند.

چه عواملی باعث عزت نفس پایین در کودکان می‌شود؟

درک علل ریشه‌ای عزت نفس پایین برای مقابله مؤثر با آن بسیار مهم است. عوامل رایج عبارتند از:

تأثیر والدین

ممکن است برخی از والدین در دوران رشد خود الگوهای مفیدی در مورد چگونگی تشویق یا ایجاد انگیزه در کودکان نداشته باشند و فقدان این تجربه ممکن است آنها را به انجام کارهایی یا گفتن چیزهایی سوق دهد که پیام‌هایی را به فرزندانشان می‌فرستد که بر عزت نفس آنها تأثیر می‌گذارد.

چالش‌های دانشگاهی

مشکل در مدرسه می‌تواند به طور قابل توجهی بر اعتماد به نفس کودک تأثیر بگذارد. دشواری در همگام شدن با همسالان یا گرفتن نمرات پایین ممکن است آنها را به این باور برساند که قادر به موفقیت نیستند.

روابط همسالان

طرد اجتماعی، قلدری یا طرد شدن عمیقاً بر عزت نفس کودک تأثیر می‌گذارد. تعاملات منفی با همسالان می‌تواند منجر به احساس بی‌کفایتی و شک به خود شود.

نفوذ رسانه‌ای

رسانه‌های اجتماعی، فیلم‌ها و تلویزیون اغلب استانداردهای غیرواقعی را ترویج می‌دهند. کودکانی که در معرض این پیام‌ها قرار می‌گیرند، ممکن است خود را به طور نامطلوبی با دیگران مقایسه کنند و احساس کنند که به اندازه کافی خوب نیستند.

تجربیات آسیب‌زا

رویدادهایی مانند جدایی خانواده، از دست دادن یا سوءاستفاده می‌تواند عمیقاً بر احساس امنیت و عزت نفس کودک تأثیر بگذارد.

انتظارات غیرواقعی

اهداف دست‌نیافتنی ، چه توسط والدین، معلمان یا خود کودک تحمیل شده باشند، می‌توانند منجر به احساس شکست شوند، حتی اگر تلاش قابل توجهی انجام شده باشد، بسته به اینکه شکست در واحد خانواده چگونه درک می‌شود.