کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD) در کودکان

اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی که ADHD نیز نامیده می‌شود، یک بیماری طولانی‌مدت است که میلیون‌ها کودک را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این بیماری اغلب تا بزرگسالی ادامه می‌یابد. ADHD شامل ترکیبی از مشکلات مداوم است. این مشکلات می‌تواند شامل مشکل در توجه کردن، بیش‌فعالی و تکانشگری باشد.

کودکان مبتلا به ADHD همچنین ممکن است عزت نفس پایین و روابط مشکل‌دار داشته باشند و در مدرسه عملکرد ضعیفی داشته باشند. علائم گاهی اوقات با افزایش سن کاهش می‌یابد. برخی از افراد هرگز به طور کامل از علائم ADHD خود خلاص نمی‌شوند، اما می‌توانند استراتژی‌هایی را برای موفقیت بیاموزند.

اگرچه درمان، ADHD را درمان نمی‌کند، اما می‌تواند به کاهش علائم کمک زیادی کند. علاوه بر آموزش در مورد ADHD، درمان می‌تواند شامل دارو و رفتاردرمانی باشد. تشخیص و درمان زودهنگام می‌تواند تفاوت زیادی در نتایج ایجاد کند.

محصولات و خدمات

علائم

ویژگی‌های اصلی ADHD شامل عدم توجه و بیش‌فعالی و تکانشی بودن است. علائم ADHD معمولاً قبل از ۱۲ سالگی شروع می‌شوند. در برخی از کودکان، می‌توان آنها را از ۳ سالگی مشاهده کرد. علائم ADHD می‌توانند خفیف، متوسط ​​یا شدید باشند. علائم باید در دو یا چند محیط، مانند خانه و مدرسه، مشاهده شوند. این علائم باعث ایجاد مشکلاتی در رشد و زندگی روزمره می‌شوند و ممکن است تا بزرگسالی ادامه یابند.

اختلال بیش فعالی-کمبود توجه (ADHD) در پسران بیشتر از دختران رخ می‌دهد. رفتارها در پسران و دختران می‌تواند متفاوت باشد. به عنوان مثال، پسران ممکن است بیش فعال‌تر باشند و دختران ممکن است تمایل داشته باشند که به طور پنهانی توجه نکنند.

سه نوع ADHD وجود دارد:

  • عمدتاً بی‌توجه. در این نوع، بیشتر علائم تحت عنوان بی‌توجهی قرار می‌گیرند. این به معنای مشکل در تمرکز و ادامه دادن به یک کار است. همچنین شامل مشکل در منظم بودن و منظم ماندن نیز می‌شود.
  • عمدتاً بیش‌فعال و تکانشی. در این نوع، بیشتر علائم شامل بیش‌فعالی و تکانشی بودن است. بیش‌فعالی به معنای فعال بودن بیش از حد و داشتن انرژی بیش از حد است. ممکن است شامل رفتار مخرب باشد. تکانشی بودن به معنای عمل کردن بدون فکر کردن در مورد نتایج یا اثرات رفتار است.
  • ترکیبی. این نوع ترکیبی از علائم بی‌توجهی و علائم بیش‌فعالی و تکانشی است. فرد معیارهای هر دو نوع ADHD عمدتاً بی‌توجه و عمدتاً بیش‌فعالی و تکانشی را دارد.

علائم بی‌توجهی

کودکی که الگویی از بی‌توجهی را نشان می‌دهد، اغلب ممکن است:

  • به جزئیات توجه کافی ندارند یا در انجام تکالیف مدرسه اشتباهات ناشی از بی‌دقتی مرتکب می‌شوند.
  • در حفظ تمرکز در انجام وظایف یا بازی مشکل دارند.
  • به نظر می‌رسد که گوش نمی‌دهد، حتی وقتی مستقیماً با او صحبت می‌شود.
  • در دنبال کردن دستورالعمل‌ها مشکل دارد و تکالیف مدرسه یا کارهای خانه را تمام نمی‌کند.
  • در سازماندهی وظایف و فعالیت‌ها مشکل دارند.
  • از کارهایی که نیاز به تمرکز و تلاش ذهنی دارند، مانند تکالیف، دوری کنید یا آنها را دوست نداشته باشید.
  • وسایل مورد نیاز برای انجام وظایف یا فعالیت‌ها، مانند اسباب‌بازی‌ها، تکالیف مدرسه، مداد را گم کنید.
  • به جای تمام کردن یک کار، به راحتی حواسش با چیزهای دیگر، افکار یا فعالیت‌ها پرت می‌شود.
  • فراموش کردن انجام برخی از فعالیت‌های روزانه، مانند فراموش کردن انجام کارهای خانه.

علائم بیش فعالی و تکانشگری

کودکی که الگویی از علائم بیش فعالی و تکانشی را نشان می‌دهد، اغلب ممکن است:

  • با دست‌ها یا پاهایش بی‌قراری می‌کند یا آنها را به زمین می‌کوبد، یا روی صندلی وول می‌خورد.
  • در کلاس درس یا در موقعیت‌های دیگر، برای نشستن مشکل دارد.
  • در حال حرکت و جنب و جوش باشید.
  • در موقعیت‌هایی که مناسب نیست، بدوید یا از چیزی بالا بروید.
  • در بازی کردن یا انجام فعالیت‌های آرام مشکل دارند.
  • زیاد حرف زدن.
  • با عجله و بی‌هدف جواب دادن، حرف سوال‌کننده را قطع کردن.
  • در انتظار نوبت مشکل دارند.
  • صحبت‌ها، بازی‌ها یا فعالیت‌های دیگران را قطع کردن.

رشد طبیعی در مقابل ADHD

بیشتر کودکان سالم در برهه‌ای از زمان بی‌توجه، بیش‌فعال یا تکانشی هستند. برای کودکان پیش‌دبستانی طبیعی است که دامنه توجه کوتاهی داشته باشند و نتوانند مدت زیادی به یک فعالیت بپردازند. حتی در کودکان بزرگتر و نوجوانان، دامنه توجه اغلب به سطح علاقه بستگی دارد.

همین امر در مورد بیش فعالی نیز صادق است. کودکان خردسال به طور طبیعی پرانرژی هستند. آنها اغلب مدت‌ها پس از اینکه والدین خود را خسته می‌کنند، هنوز پر از انرژی هستند. و برخی از کودکان به طور طبیعی سطح فعالیت بالاتری نسبت به دیگران دارند. کودکان هرگز نباید صرفاً به این دلیل که با دوستان یا خواهر و برادرهایشان متفاوت هستند، به عنوان مبتلا به ADHD طبقه‌بندی شوند.

کودکانی که در مدرسه مشکل دارند اما در خانه یا با دوستانشان به خوبی کنار می‌آیند، احتمالاً نگرانی دیگری غیر از ADHD دارند. همین امر در مورد کودکانی که در خانه بیش فعال یا بی توجه هستند اما تکالیف مدرسه و دوستی‌هایشان تحت تأثیر قرار نگرفته است، نیز صادق است.

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم

اگر نگران هستید که فرزندتان علائم ADHD را نشان می‌دهد، به پزشک متخصص اطفال یا خانواده مراجعه کنید. پزشک می‌تواند ارزیابی پزشکی انجام دهد تا سایر علل علائم فرزندتان را بررسی کند. سپس در صورت نیاز، ممکن است فرزندتان به یک متخصص، مانند متخصص اطفال، روانشناس، روانپزشک یا متخصص مغز و اعصاب اطفال، ارجاع داده شود.


اختلالات دوقطبی چیست؟

اختلالات دوقطبی، بیماری‌های روانی هستند که با حالات عاطفی شدید و دوره‌ای مشخص می‌شوند و بر خلق و خو، انرژی و توانایی عملکرد فرد تأثیر می‌گذارند. این دوره‌ها که از چند روز تا چند هفته طول می‌کشند، دوره‌های خلقی نامیده می‌شوند. دوره‌های خلقی به عنوان دوره‌های مانیک/هیپومانیک طبقه‌بندی می‌شوند که در آن خلق و خوی غالب به شدت شاد یا تحریک‌پذیر است، یا دوره‌های افسردگی، که در آن خلق و خوی به شدت غمگین وجود دارد یا توانایی تجربه شادی یا لذت از بین می‌رود. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی عموماً دوره‌هایی از خلق و خوی خنثی نیز دارند. در صورت درمان، افراد مبتلا به اختلال دوقطبی می‌توانند زندگی کامل و پرباری داشته باشند.

اگرچه افراد بدون اختلال دوقطبی نیز ممکن است نوسانات خلقی را تجربه کنند، اما تغییرات خلقی که بخشی از تجربیات معمول زندگی هستند، معمولاً چند ساعت طول می‌کشند نه چند روز و با تغییرات شدید در رفتار یا عملکرد، مانند مشکلات در کارهای روزمره و تعاملات اجتماعی، همراه نیستند. اختلال دوقطبی می‌تواند روابط فرد با عزیزان را مختل کند و باعث ایجاد مشکل در کار یا رفتن به مدرسه شود.

اختلال دوقطبی مقوله‌ای است که شامل سه تشخیص اصلی می‌شود: اختلال دوقطبی نوع اول، اختلال دوقطبی نوع دوم و اختلال خلق ادواری.

اختلال دوقطبی معمولاً در خانواده‌ها ارثی است: ۸۰ تا ۹۰ درصد افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، یکی از بستگانشان مبتلا به اختلال دوقطبی یا افسردگی است. عوامل محیطی مانند استرس، اختلال خواب و مواد مخدر و الکل ممکن است باعث ایجاد دوره‌های خلقی در افراد آسیب‌پذیر شود. اگرچه علل خاص اختلال دوقطبی مشخص نیست، اما هم عوامل بیولوژیکی، از جمله سابقه خانوادگی اختلالات خلقی، اختلالات روان‌پریشی و سوءمصرف مواد، و هم عوامل محیطی وجود دارند که خطر ابتلا به اختلال دوقطبی را افزایش می‌دهند. میانگین سن شروع این اختلال در اواسط دهه ۲۰ زندگی است.

افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک اغلب اختلالات روانی دیگری مانند اختلالات اضطرابی، اختلالات مصرف مواد و/یا اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD) دارند. خطر خودکشی در بین افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک به طور قابل توجهی بیشتر از جمعیت عمومی است.

اختلال دوقطبی نوع یک

اختلال دوقطبی نوع یک زمانی تشخیص داده می‌شود که فرد یک دوره شیدایی را تجربه کند. در طول یک دوره شیدایی، افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک افزایش شدید انرژی و تغییرات خلقی، از جمله احساس شادی شدید یا تحریک‌پذیری ناخوشایند را تجربه می‌کنند. برخی از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک همچنین دوره‌های افسردگی یا هیپومانیا را تجربه می‌کنند و اکثر افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک نیز دوره‌هایی از خلق و خوی خنثی دارند.

علائم اختلال دوقطبی نوع یک

دوره مانیک

دوره شیدایی دوره‌ای حداقل یک هفته‌ای است که در آن فرد در بیشتر ساعات روز و در بیشتر روزها بسیار سرحال یا تحریک‌پذیر است، انرژی بیشتری نسبت به حد معمول دارد و حداقل سه مورد از تغییرات رفتاری زیر را تجربه می‌کند:

  • کاهش نیاز به خواب (مثلاً احساس پرانرژی بودن با وجود خواب بسیار کمتر از حد معمول.)
  • افزایش یا سرعت گفتار.
  • افکار پرشتاب غیرقابل کنترل یا تغییر سریع ایده‌ها یا موضوعات هنگام صحبت کردن.
  • حواس پرتی.
  • افزایش فعالیت (مثلاً بی‌قراری، کار کردن روی چندین پروژه به طور همزمان).
  • افزایش رفتارهای پرخطر یا تکانشی (مثل رانندگی بی‌احتیاط، ولخرجی، بی‌بندوباری جنسی).

این رفتارها باید نشان‌دهنده‌ی تغییری نسبت به رفتار معمول فرد باشند و برای دوستان و خانواده واضح باشند. علائم باید به اندازه‌ای شدید باشند که باعث اختلال در کار، خانواده یا فعالیت‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی شوند. علائم یک دوره‌ی شیدایی معمولاً برای اطمینان از ایمنی، نیاز به مراقبت در بیمارستان دارند.

در طول دوره‌های شدید شیدایی، برخی افراد دچار تفکر آشفته، باورهای غلط و/یا توهم نیز می‌شوند که به عنوان ویژگی‌های روان‌پریشی شناخته می‌شوند.

دوره هیپومانیا

یک دوره هیپومانیا یا هیپومانیا با علائم شیدایی خفیف‌تری مشخص می‌شود که به جای یک هفته، فقط چهار روز متوالی طول می‌کشند. علائم هیپومانیا منجر به مشکلات عمده در عملکرد روزانه که علائم شیدایی معمولاً ایجاد می‌کنند، نمی‌شوند.

دوره افسردگی اساسی

دوره افسردگی اساسی دوره‌ای حداقل دو هفته‌ای است که در آن فرد احساس غم یا ناامیدی شدید یا از دست دادن علاقه به فعالیت‌هایی که قبلاً از آنها لذت می‌برده است و حداقل چهار مورد از علائم زیر را تجربه می‌کند:

  • احساس بی‌ارزشی یا گناه.
  • خستگی
  • افزایش یا کاهش خواب.
  • افزایش یا کاهش اشتها.
  • بی‌قراری (مثلاً قدم زدن سریع) یا کند شدن گفتار یا حرکت.
  • مشکل در تمرکز.
  • افکار مکرر در مورد مرگ یا خودکشی.

درمان و مدیریت

علائم اختلال دوقطبی معمولاً با درمان بهبود می‌یابند. دارودرمانی سنگ بنای درمان اختلال دوقطبی است، اگرچه روان‌درمانی می‌تواند به بسیاری از بیماران کمک کند تا در مورد بیماری خود اطلاعات کسب کنند و به مصرف داروها پایبند باشند و از بروز دوره‌های خلقی در آینده جلوگیری کنند.

داروهایی که به عنوان «تثبیت‌کننده‌های خلق» شناخته می‌شوند (مثلاً لیتیوم، داروهای ضد روان‌پریشی غیرمعمول) رایج‌ترین نوع داروهای تجویز شده برای اختلال دوقطبی هستند. اگرچه نحوه عملکرد این داروها به طور کامل مشخص نیست، اما برخی از آنها تحریک‌پذیری سلول‌های مغز را تغییر می‌دهند (مثلاً لیتیوم)، در حالی که برخی دیگر سیگنال‌دهی انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز را تغییر می‌دهند (مثلاً داروهای ضد روان‌پریشی غیرمعمول). از آنجا که اختلال دوقطبی یک بیماری مزمن است که در آن دوره‌های خلقی معمولاً عود می‌کنند، درمان پیشگیرانه مداوم توصیه می‌شود. درمان اختلال دوقطبی فردی است. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است قبل از یافتن بهترین دارو برای خود، نیاز به امتحان داروهای مختلف داشته باشند.

در برخی موارد، هنگامی که دارو و روان‌درمانی کمکی نکرده‌اند، ممکن است از یک درمان مؤثر به نام درمان با تشنج الکتریکی (ECT) استفاده شود. ECT شامل چندین دور جریان الکتریکی کوتاه است که در حالی که بیمار تحت بیهوشی است، به پوست سر اعمال می‌شود و منجر به تشنج کوتاه و کنترل‌شده می‌شود. اعتقاد بر این است که تشنج‌های ناشی از ECT مسیرهای سیگنالینگ مغز را تغییر می‌دهند.

از آنجایی که اختلال دوقطبی می‌تواند باعث اختلالات جدی در زندگی روزمره فرد شود و موقعیت‌های خانوادگی استرس‌زا ایجاد کند، اعضای خانواده نیز می‌توانند از منابع حرفه‌ای، به ویژه گروه‌های حمایتی و مشاوره سلامت روان، بهره‌مند شوند. از این منابع، خانواده‌ها می‌توانند استراتژی‌هایی برای مقابله، مشارکت فعال در درمان و دریافت حمایت بیاموزند.

اختلال دوقطبی نوع دو

برای تشخیص اختلال دوقطبی نوع دو در یک فرد، او باید حداقل یک دوره افسردگی اساسی و حداقل یک دوره هیپومانیا (به بالا مراجعه کنید) داشته باشد. در اختلال دوقطبی نوع دو، معمولاً افراد بین دوره‌ها به عملکرد معمول خود باز می‌گردند. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دو اغلب ابتدا به دلیل دوره‌های افسردگی خود به دنبال درمان می‌روند، زیرا دوره‌های هیپومانیا اغلب لذت‌بخش هستند و حتی می‌توانند عملکرد را در محل کار یا مدرسه افزایش دهند.

افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دو اغلب بیماری‌های روانی دیگری مانند اختلال اضطراب یا اختلال مصرف مواد دارند که مورد دوم می‌تواند علائم افسردگی یا هیپومانیا را تشدید کند.

درمان

درمان‌های اختلال دوقطبی نوع دو مشابه درمان‌های اختلال دوقطبی نوع یک است: دارودرمانی و روان‌درمانی. رایج‌ترین داروها، تثبیت‌کننده‌های خلق هستند. داروهای ضد افسردگی با احتیاط برای درمان افسردگی مرتبط با اختلال دوقطبی استفاده می‌شوند و برای مدت کوتاهی پس از بهبود افسردگی ادامه می‌یابند، زیرا خطر تبدیل افسردگی به هیپومانیا و شیدایی را افزایش می‌دهند. اگر علائم افسردگی شدید باشند و دارودرمانی مؤثر نباشد، ممکن است از ECT (به بالا مراجعه کنید) استفاده شود. درمان هر فرد به صورت فردی انجام می‌شود.

اختلال سیکلوتایمی

اختلال سیکلوتایمی نوع خفیف‌تری از اختلال دوقطبی است که شامل «نوسانات خلقی» زیادی می‌شود و علائم هیپومانیا و افسردگی به طور مکرر رخ می‌دهند. افراد مبتلا به سیکلوتایمی فراز و نشیب‌های عاطفی را تجربه می‌کنند، اما علائم آنها نسبت به اختلال دوقطبی نوع اول یا دوم خفیف‌تر است.

علائم اختلال سیکلوتایمی شامل موارد زیر است:

  • حداقل به مدت دو سال، دوره‌های زیادی از علائم هیپومانیا و افسردگی وجود دارد، اما این علائم معیارهای دوره‌های هیپومانیا یا افسردگی را برآورده نمی‌کنند.
  • در طول دوره دو ساله، علائم (نوسانات خلقی) حداقل نیمی از زمان را در بر گرفته و هرگز بیش از دو ماه متوقف نشده‌اند.

درمان

درمان اختلال سیکلوتایمی می‌تواند شامل دارو و گفتاردرمانی باشد. برای بسیاری از افراد، گفتاردرمانی می‌تواند به کاهش استرس ناشی از نوسانات خلقی کمک کند. نوشتن خاطرات خلقی می‌تواند راهی مؤثر برای مشاهده الگوهای نوسانات خلقی باشد. افراد مبتلا به سیکلوتایمی ممکن است به مرور زمان درمان را شروع و متوقف کنند.


چگونه با بی‌صداقتی در یک رابطه کنار بیاییم؟

بی‌صداقتی به دلایل زیادی اتفاق می‌افتد و انواع مختلفی دارد. یک فرد ممکن است دروغ‌های مصلحتیِ عمدتاً بی‌ضرر، دروغ‌های خاکستریِ مشکوک یا دروغ‌های واقعی که می‌توانند آسیب‌زا باشند، بگوید. بی‌صداقتی در یک رابطه می‌تواند منجر به فقدان صمیمیت عاطفی، احساس انزوا، تأثیرات منفی بر سلامت روان و جسم و جدایی شود. با شناسایی دلیل وقوع بی‌صداقتی و تلاش برای حل ریشه مشکل، که اغلب در جلسات درمانی انجام می‌شود، می‌توان از بی‌صداقتی در یک رابطه عبور کرد. مشاوره آنلاین زوجین می‌تواند ابزاری ارزشمند برای شما و شریک زندگی‌تان باشد اگر بی‌صداقتی به رابطه‌تان آسیب رسانده باشد.

برای مشاوره با زوج درمانگر خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرید


https://vianclinic.com


مردم چقدر دروغ می‌گویند؟


تحقیقات اخیر نشان داده است که میزان دروغ گفتن افراد می‌تواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد. حدود ۷۵ درصد از شرکت‌کنندگان در یک مطالعه گزارش دادند که روزانه بین صفر تا دو دروغ می‌گویند و کمتر از ۱۰ درصد آنها روزانه شش یا بیشتر دروغ می‌گویند.

متأسفانه، هیچ نشانه‌ی زبان بدن مشخصی مانند تماس چشمی وجود ندارد که محققان بتوانند از آن برای آشکارسازی عینی دروغ‌ها استفاده کنند. بنابراین، تحقیقاتی که در مورد موضوعی مانند این وجود دارد، می‌تواند پیچیده باشد زیرا مستلزم آن است که شرکت‌کنندگان در مورد چیزی که ممکن است تمایل به دروغ گفتن در مورد آن داشته باشند تا خود را در شرایط بهتری نشان دهند، صادق باشند. به عبارت دیگر، می‌توان با اطمینان فرض کرد که اکثر مردم هر از گاهی دروغ می‌گویند - از جمله به شریک عاطفی خود. آنچه شاید بیش از آمار کلی عدم صداقت اهمیت داشته باشد، می‌تواند انواع دروغ‌هایی باشد که افراد می‌گویند.

چرا مردم دروغ می‌گویند؟

انگیزه‌های دروغگویی می‌تواند متنوع باشد و همه دروغ‌ها ممکن است یکسان نباشند. در واقع، یک پایان‌نامه که در سال ۲۰۱۳ در دانشگاه ویسکانسین-میلواکی انجام شده است، اشاره می‌کند که فریب می‌تواند «گاهی اوقات بخش ضروری» برخی از انواع مکالمات باشد. این پایان‌نامه همچنین چند دلیل را که افراد ممکن است دروغ بگویند، گزارش می‌دهد، از جمله:

  • برای تسهیل تعاملات اجتماعی یا مودب به نظر رسیدن

  • مدیریت تأثیری که فرد بر دیگری می‌گذارد

  • برای دریافت پاداش یا به هر نحوی سود بردن

در چارچوب یک رابطه عاشقانه، برخی دروغ‌ها ممکن است بی‌ضرر یا حتی مفید باشند. به عنوان مثال، گفتن اینکه از پیراهن جدید همسرتان خوشتان آمده در حالی که خودتان به آن اهمیتی نمی‌دهید، می‌تواند باعث شود همسرتان احساس خوبی داشته باشد، از مشاجره یا جریحه‌دار شدن احساسات جلوگیری کند و منجر به حداقل پیامدهای منفی شود. با این حال، تأثیر دروغ بر پویایی بین دو نفر معمولاً به ویژگی‌های آن بستگی دارد.

سه نوع دروغ

پایان‌نامه دانشگاه ویسکانسین-میلواکی که در بالا به آن اشاره شد، بیان می‌کند که سه نوع اصلی دروغ وجود دارد و تأثیر آنها بر یک رابطه بر این اساس متفاوت است. این دروغ‌ها به ترتیب شدت عبارتند از:

  • دروغ‌های مصلحتی. این دروغ‌ها عموماً حقایق جزئی با «نیت خیرخواهانه» و عواقب جزئی، در صورت وجود، هستند. اکثر ما قبلاً دروغ‌های مصلحتی گفته‌ایم تا احساسات کسی را جریحه‌دار کنیم، اعتماد به نفس کسی را افزایش دهیم یا یک تعامل اجتماعی را خوشایندتر کنیم. به عنوان مثال، وقتی یکی از آشنایان از شما می‌پرسد که آیا مدل موی جدیدش را دوست دارید، گفتن اینکه دوست دارید، حتی اگر دروغ باشد، معمولاً یک فریب بی‌ضرر است.

  • دروغ‌های خاکستری.  این دروغ‌ها نادرست هستند اما ممکن است به عنوان ابزاری برای ایجاد تأثیر مثبت مورد استفاده قرار گیرند. آنها عموماً جدی‌تر از دروغ‌های سفید هستند، اما معمولاً یا قابل توجیه هستند یا در یک منطقه خاکستری قرار دارند که در آن ممکن است قابل توجیه باشند یا نباشند. این نوع دروغ می‌تواند پیچیدگی تجربه انسانی را منعکس کند، زیرا مانند بسیاری از پدیده‌ها، طبقه‌بندی آن به عنوان کاملاً خوب یا بد ممکن است چالش برانگیز باشد. مثال دروغ خاکستری که در این پایان‌نامه آورده شده است، دروغ گفتن به رئیس خود برای نجات شغل شخص دیگری است.

  • دروغ‌های واقعی. این پایان‌نامه تعریف زیر را از دروغ‌های واقعی بیان می‌کند: «دروغ‌های غیرقابل قبولی که از روی بدخواهی، منفعت شخصی و کاملاً ساختگی از حقیقت هستند و عواقب جدی دارند.» شناسایی این دروغ‌ها آسان است زیرا قصد مشخصی برای گمراه کردن یا آسیب رساندن به کسی دارند و معمولاً غیراخلاقی تلقی می‌شوند. به عنوان مثال، گفتن به همسرتان که از آخرین حقوق خود برای پرداخت تمام صورتحساب‌هایتان استفاده کرده‌اید، در حالی که در واقع آن را در کازینو از دست داده‌اید، می‌تواند عمداً فریبکارانه باشد و احتمالاً تأثیر منفی بر او خواهد گذاشت.




چگونه دروغ می‌تواند به یک رابطه آسیب برساند

هیچ فرمول ریاضی برای سنجش اینکه دروغ‌های خاص چگونه بر پویایی بین یک زوج تأثیر می‌گذارند، وجود ندارد. افراد می‌توانند متنوع و پیچیده باشند و زمینه منحصر به فرد و خاص یک دروغ خاص می‌تواند تفاوت زیادی در اثرات آن ایجاد کند. همچنین در نظر بگیرید که یک دروغ نسبتاً کوچک و بی‌ضرر می‌تواند تأثیر منفی قابل توجهی بر زوجی داشته باشد که در حال بهبودی از یک فریب بزرگ مانند خیانت هستند ، در حالی که ممکن است زوج دیگری هیچ مشکلی ناشی از همان دروغ نداشته باشند. 

به طور کلی، برخی از پیامدهای منفی دروغ‌های مهم در روابط ممکن است شامل موارد زیر باشد:

۱. فقدان یا کمبود صمیمیت

اهمیت صمیمیت عاطفی در روابط به طور گسترده توسط تحقیقات پشتیبانی می‌شود. گزارشی در مجله بین‌المللی علوم اجتماعی اشاره می‌کند که صمیمیت عاطفی می‌تواند برای رشد انسان بسیار مهم باشد و احتمالاً با سلامت و رفاه عمومی بهتر مرتبط است. برای وجود صمیمیت بین دو نفر، اصالت، آسیب‌پذیری و اعتماد می‌توانند مهم باشند. اگر عدم صداقت قابل توجه یا مضری بین دو نفر وجود داشته باشد، ممکن است این سه عنصر وجود نداشته باشند. این یکی از راه‌هایی است که دروغ می‌تواند به یک رابطه آسیب برساند یا حتی باعث پایان آن شود.

۲. احساس انزوا

این تأثیر می‌تواند در هر دو جهت عمل کند. اولاً، شریکی که فریب می‌دهد ممکن است نتواند کاملاً با شریک زندگی خود باشد زیرا چیزی را پنهان می‌کند. با گذشت زمان، این احساس که واقعاً شناخته یا دیده نمی‌شود، می‌تواند بر او تأثیر بگذارد. علاوه بر این، شریکی که به او دروغ گفته می‌شود، ممکن است - آگاهانه یا ناخودآگاه - احساس کند که از او فاصله گرفته شده است. در نهایت، ممکن است هر دو شریک احساس کنند که از یکدیگر جدا شده‌اند یا از هم فاصله گرفته‌اند، که می‌تواند پایه و اساس رابطه را از بین ببرد.

۳. اثرات منفی بر سلامت روان و جسم

یک مطالعه نشان داد افرادی که در رابطه خود دروغ بیشتری می‌گویند، شکایات سلامت روان بیشتری مانند احساس مالیخولیا یا تنش را تجربه می‌کنند. شاید کمی تعجب‌آورتر این باشد که آنها همچنین شکایات سلامت جسمی بیشتری مانند گلودرد و سردرد را گزارش کرده‌اند. اگر شما یا شریک زندگی‌تان به طور معمول با یکدیگر صادق نیستید، می‌تواند باعث مشکلات سلامتی شود که ممکن است بر عملکرد خودتان و همچنین پویایی رابطه‌تان تأثیر بگذارد.

۴. جدایی‌ها

پایان یک رابطه می‌تواند پیامد بالقوه‌ی عدم صداقت باشد. برخی از زوج‌ها ممکن است بتوانند انواع یا سطوح مختلف عدم صداقت را تحمل کنند یا از آن بهبود یابند، در حالی که برخی دیگر ممکن است نتوانند. به طور کلی، ممکن است یک رابطه به دلیل دروغی که باعث آسیب جبران‌ناپذیری شده است، پایان یابد. تمام پیامدهای بالقوه‌ی عدم صداقت که در بالا ذکر شد - از دست دادن صمیمیت و اعتماد، احساس انزوا و حتی پیامدهای نامطلوب سلامتی - می‌تواند در این تصمیم دو نفر نقش داشته باشد که دیگر نمی‌توانند یا نمی‌خواهند به عنوان یک زوج با هم زندگی کنند.

چگونه با بی‌صداقتی در یک رابطه مقابله کنیم

آیا یک زوج می‌توانند اعتماد را بازسازی کنند و از آسیب‌های ناشی از عدم صداقت بهبود یابند؟ مطمئناً این امر امکان‌پذیر است. البته، بازسازی اعتماد ممکن است مستلزم همکاری آنها باشد. در برخی موارد، شریکی که در صداقت مشکل دارد، ممکن است چالش‌های دیگری داشته باشد که برای شروع دوباره باید به آنها رسیدگی کند. آسیب‌های روحی، روابط سمی گذشته یا روابط ناسالم خانوادگی در دوران کودکی می‌تواند دلایل بالقوه‌ای برای رفتار مداوم غیرصادقانه باشد. دروغ‌های مکرر همچنین می‌تواند نتیجه اختلال مصرف مواد یا یک بیماری روانی دیگر باشد. فرد معمولاً برای تغییر رفتار غیرصادقانه خود باید بر روی هر علت اساسی کار کند.

یک درمانگر اغلب یک منبع توصیه شده برای زوج‌هایی است که با تأثیر یک دروغگوی مداوم در یک رابطه دست و پنجه نرم می‌کنند. چه آنها به صورت جداگانه، چه به عنوان یک زوج یا هر دو در جلسات شرکت کنند، مشاور می‌تواند به آنها کمک کند تا علل ریشه‌ای بالقوه دروغ‌ها را بررسی کنند و آنها را با استراتژی‌هایی برای التیام زخم‌های قدیمی، برقراری ارتباط آشکارتر و حل سالم اختلافات توانمند سازد. اگر با دروغگویی بیش از حد دست و پنجه نرم می‌کنید، به دنبال درمان باشید. آنها می‌توانند به شما در ارائه درمان مناسب در مورد چگونگی ترک دروغگویی کمک کنند .



اگر مایلید با درمانگری آشنا شوید که بتوانید به صورت آنلاین و از راحتی خانه خود با او ملاقات کنید، می‌توانید از  یک پلتفرم درمان مجازی استفاده کنید . از طریق این سرویس، می‌توانید به تنهایی یا به همراه شریک زندگی خود با یک درمانگر دارای مجوز صحبت کنید تا برای حل چالش‌هایی که ممکن است در رابطه خود با آنها روبرو شوید، تلاش کنید. 

تحقیقات نشان می‌دهد که درمان آنلاین مزایای مشابهی با جلسات حضوری دارد و ملاقات مجازی با یک درمانگر می‌تواند گزینه‌ای مفید و راحت برای بسیاری از افراد باشد. اگر عدم صداقت باعث ایجاد اختلاف یا تنش بین شما و شریک زندگی‌تان می‌شود، ارتباط صادقانه ممکن است اولین قدم برای حل آن باشد - و یک درمانگر ممکن است بتواند در این زمینه کمک کند.




درک درمان برای روابط قوی‌تر: زوج‌ها، خانواده و درمان‌های آنلاین

در این مقاله، انواع مختلف درمان، اثربخشی زوج درمانی برای روابط بلندمدت و ظهور تله تراپی برای زوج‌ها و خانواده‌ها را بررسی خواهیم کرد. به طور خاص، درک تفاوت بین زوج درمانی و خانواده درمانی بسیار مهم است.



همزمان با گذر از عرصه پیچیده روابط و سلامت روان، مراجعه به مشاوره به گزینه‌ای محبوب تبدیل شده است. انواع مختلفی از روش‌های درمانی در دسترس است که هر کدام برای پرداختن به مسائل و نگرانی‌های خاصی طراحی شده‌اند. در این مقاله ویژه، سه مقاله مرتبط با درمان را بررسی خواهیم کرد که انواع مختلف درمان، اثربخشی زوج‌درمانی برای روابط بلندمدت و مزایا و معایب بالقوه درمان آنلاین را بررسی می‌کنند.


برای مشاوره زوج درمانی در تهران با گروه ویان تماس بگیرید

وقتی صحبت از مشاوره می‌شود، بسیاری از افراد خانواده درمانی و زوج درمانی را به عنوان اصطلاحاتی قابل تعویض در نظر می‌گیرند. با این حال، اگرچه هر دو گزینه نوعی مشاوره هستند، اما هر کدام منحصر به فرد هستند و برای حل مسائل مختلف طراحی شده‌اند. زوج درمانی بر بهبود رابطه بین دو نفر تمرکز دارد، در حالی که خانواده درمانی به مسائلی می‌پردازد که بر کل واحد خانواده تأثیر می‌گذارد. تصمیم‌گیری در مورد اینکه کدام نوع مشاوره برای شما مناسب است، به وضعیت خاص شما بستگی دارد. برخی از افراد ممکن است از خدمات مشاوره متنوعی مانند مشاوره فردی، مشاوره خانوادگی و مشاوره زوجین بهره‌مند شوند، در حالی که برخی دیگر ممکن است دریابند که یک نوع خاص از مشاوره برای رسیدگی به مسائل آنها کافی است.

در زوج درمانی، انواع مختلف درمان می‌توانند مشکلات مختلفی را حل کنند. به عنوان مثال، درمان متمرکز بر هیجان (ETF) با هدف بهبود پیوند بین زوجین انجام می‌شود، زوج درمانی رفتاری (BCT) رفتارهای مثبت را تقویت می‌کند در حالی که رفتارهای منفی را کاهش می‌دهد، و درمان شناختی رفتاری (CBT) الگوهای فکری منفی را که بر رفتار زوجین تأثیر می‌گذارند، قبل از تغییر آنها شناسایی می‌کند. مسائل رایجی که از طریق زوج درمانی مورد بررسی قرار می‌گیرند شامل ارتباط، امور مالی، تفاوت در تمایلات جنسی و خیانت است.

از سوی دیگر، خانواده درمانی با هدف حل مسائلی که بر سلامت روان و عملکرد کل خانواده تأثیر می‌گذارند، انجام می‌شود.

مشکلات رایجی که در خانواده درمانی به آنها پرداخته می‌شود شامل ایجاد یک محیط خانه بهتر، درک مشکلات منحصر به فرد خانواده، حل مشکلات خاص خانواده و کاهش تعارض است.

انواع مختلفی از خانواده درمانی وجود دارد که می‌توانند مسائل مختلفی را حل کنند، مانند خانواده درمانی حمایتی که محیطی امن برای هر یک از اعضای خانواده ایجاد می‌کند تا احساسات خود را به اشتراک بگذارند و حمایت دریافت کنند، درمان سیستم‌های خانوادگی که بر کمک به اعضای خانواده برای استفاده حداکثری از نقاط قوت روابطشان برای غلبه بر مشکلات سلامت روان تمرکز دارد، و خانواده درمانی روایتی که هر یک از اعضای خانواده را تشویق می‌کند تا داستان خود را به اشتراک بگذارند تا به دیگران کمک کند تا درک کنند که چگونه تجربیات، شخصیت آنها را شکل می‌دهد.

اگرچه زوج درمانی می‌تواند در هر مرحله از رابطه مؤثر باشد، اما برخی ممکن است این سوال را مطرح کنند که آیا این سرمایه‌گذاری برای زوج‌هایی که مدت زیادی است با هم هستند و بیش از یک دهه است که با هم هستند، ارزش دارد یا خیر.

مطالعات اخیر نشان داده‌اند که زوج‌درمانی می‌تواند برای روابط بلندمدت مؤثر باشد، اما ممکن است چالش‌ها و مزایای منحصر به فردی برای مراجعه به درمانگر در مراحل مختلف یک رابطه بلندمدت وجود داشته باشد. یک مطالعه نشان داد که زوج‌هایی که مدت طولانی‌تری با هم بوده‌اند، نسبت به زوج‌هایی که مدت کوتاه‌تری با هم بوده‌اند، تمایل بیشتری به داشتن مسائل پیچیده‌تر دارند. با این حال، این زوج‌ها بیشتر احتمال دارد که به درمان پایبند بمانند و بهبود قابل توجهی در روابط خود نشان دهند.

مطالعه دیگری نشان داد که زوج‌های مسن‌تر نسبت به زوج‌های جوان‌تر، در درمان نتیجه بهتری می‌گیرند، زیرا آنها به روند درمان متعهدتر هستند و درک بهتری از پویایی رابطه خود دارند.

یکی از چالش‌های بالقوه برای زوج‌های طولانی‌مدت این است که ممکن است الگوهای رفتاری منفی در آنها ایجاد شده باشد که عمیقاً ریشه دوانده است. تغییر این الگوها می‌تواند دشوار باشد و ممکن است به زمان و تلاش بیشتری برای غلبه بر آنها نیاز باشد. از سوی دیگر، زوج‌های طولانی‌مدت ممکن است پایه قوی‌تری از اعتماد و درک داشته باشند که می‌تواند به آنها کمک کند تا مسائل دشوار را مدیریت کنند و در درمان به طور مؤثرتری با هم همکاری کنند.

با ظهور درمان از راه دور در پی همه‌گیری کووید-۱۹، بسیاری از درمانگران و مراجعین برای برگزاری جلسات به پلتفرم‌های آنلاین روی آورده‌اند.

درمان آنلاین انعطاف‌پذیری و دسترسی بیشتری را ارائه می‌دهد، اما چالش‌های بالقوه‌ای نیز در مورد حفظ حریم خصوصی و ارتباط از طریق صفحه نمایش وجود دارد. یکی از بزرگترین مزایای درمان آنلاین، افزایش انعطاف‌پذیری است. مراجعین می‌توانند از راحتی خانه‌های خود در جلسات درمانی شرکت کنند و درمانگران می‌توانند طیف وسیع‌تری از زمان‌های قرار ملاقات را ارائه دهند. درمان آنلاین همچنین می‌تواند برای مراجعینی که در مناطق دورافتاده یا روستایی زندگی می‌کنند یا مشکلات حرکتی دارند، قابل دسترس‌تر باشد. همچنین می‌تواند گزینه مقرون به صرفه‌تری باشد، زیرا درمانگران ممکن است برای جلسات آنلاین هزینه کمتری دریافت کنند.

با این حال، درمان آنلاین نیز دارای معایب بالقوه‌ای است. یکی از نگرانی‌های اصلی، حفظ حریم خصوصی است، زیرا ممکن است مراجعین فضای خصوصی برای صحبت نداشته باشند یا نگران امنیت ارتباطات آنلاین خود باشند. همچنین ممکن است هنگام ملاقات از طریق صفحه نمایش، بین درمانگر و مراجع، ارتباط یا تفاهم وجود نداشته باشد. علاوه بر این، درمان آنلاین ممکن است برای همه انواع مشکلات سلامت روان مناسب نباشد یا ممکن است به رویکردی متفاوت از درمان حضوری نیاز داشته باشد.

در پایان، مشاوره می‌تواند ابزاری ارزشمند برای پرداختن به مسائل مربوط به روابط و سلامت روان باشد. درک انواع مختلف درمان‌های موجود، مانند زوج‌درمانی و خانواده‌درمانی، و مزایا و چالش‌های منحصر به فردی که ارائه می‌دهند، می‌تواند به افراد کمک کند تا در مورد اینکه کدام نوع مشاوره برای آنها مناسب است، تصمیمات آگاهانه‌ای بگیرند. با افزایش تله‌تراپی، در نظر گرفتن مزایا و معایب بالقوه درمان آنلاین هنگام درخواست مشاوره نیز مهم است.


آموزش جنسی و صحبت با کودکان در مورد رابطه جنسی: 0 تا 8 سال

صحبت در مورد رابطه جنسی و تمایلات جنسی با کودکان خردسال

گفتگوهای زودهنگام و متناسب با سن در مورد رابطه جنسی، تمایلات جنسی و بدن برای رشد کودکان مفید است .

گفتگوهای متناسب با سن فرزندتان در سنین پایین می‌تواند گفتگوهای بعدی را آسان‌تر کند. و این گفتگوهای اولیه زمینه را برای کودکان فراهم می‌کند تا در بزرگسالی انتخاب‌های سالم‌تری در مورد رابطه جنسی داشته باشند.

پیام‌های کلیدی اولیه این است که فرزندتان می‌تواند برای دریافت اطلاعات شفاف، صادقانه و قابل اعتماد به شما مراجعه کند و نباید از پرسیدن سوال در مورد رابطه جنسی و تمایلات جنسی از شما بترسد یا خجالت بکشد.

و خبر خوب این است که صحبت کردن در مورد رابطه جنسی، تمایلات جنسی و بدن، گفتگویی یک‌باره نیست که مجبور باشید دقیقاً آن را درست انجام دهید. این گفتگویی است که با بزرگ شدن فرزندتان ادامه می‌یابد و تکامل می‌یابد.

تمایلات جنسی فقط مربوط به رابطه جنسی نیست. بلکه به هویت فرزند شما و احساسی که فرزند شما نسبت به بدن در حال رشد خود دارد نیز مربوط می‌شود. و اینکه چگونه فرزند شما احساسات صمیمیت، جذابیت و محبت نسبت به دیگران را درک و ابراز می‌کند و چگونه فرزند شما روابط محترمانه را ایجاد و حفظ می‌کند، نیز مربوط می‌شود.

صحبت کردن در مورد رابطه جنسی: ۳ مرحله

این مراحل اولیه می‌تواند به شما کمک کند تا با فرزندتان در مورد رابطه جنسی صحبت کنید.

اول ، بپذیرید که فرزندتان ممکن است کنجکاو باشد و بفهمید که او از قبل چه می‌داند. برای مثال، «به نظر شما نوزادان از کجا می‌آیند؟» یا «درباره اینکه نوزادان از کجا می‌آیند چه شنیده‌اید؟»

دوم ، هرگونه اطلاعات غلط را اصلاح کنید و واقعیت‌ها را بیان کنید. برای مثال، «تقریباً حق با شماست. نوزادان در شکم مادرشان رشد نمی‌کنند. آنها در جای خاصی در بدن به نام رحم رشد می‌کنند.»

سوم ، از مکالمه به عنوان فرصتی برای صحبت در مورد افکار یا احساسات خودتان استفاده کنید. برای مثال، «بعضی افراد واقعاً می‌خواهند وقتی آماده باشند بچه‌دار شوند. برخی دیگر اصلاً در مورد بچه‌دار شدن مطمئن نیستند.»

چگونه در مورد رابطه جنسی، تمایلات جنسی و بدن صحبت کنیم: نکاتی برای همه سنین

این نکات می‌تواند صحبت کردن با کودکان در هر سنی در مورد رابطه جنسی و تمایلات جنسی را آسان‌تر کند.

مسائل را در سطح فرزندتان توضیح دهید
. مسائل را در سطحی که فرزندتان بتواند بفهمد توضیح دهید. برای مثال، یک کودک ۶ ساله توضیح طولانی در مورد تخمک‌گذاری نمی‌خواهد، اگرچه ممکن است از دانستن اینکه تخمک‌های بسیار کوچک می‌توانند بچه‌دار شوند، شگفت‌زده شود.

بهتر است توضیحات شما مختصر، واقعی و مثبت باشد. اگر بتوانید این کار را انجام دهید، فرزندتان احساس می‌کند که هر زمان که اطلاعات بیشتری بخواهد می‌تواند به شما مراجعه کند.

از اسامی صحیح برای اعضای بدن استفاده کنید.
بهتر است هنگام صحبت در مورد اعضای بدن از اسامی صحیح استفاده کنید - برای مثال، آلت تناسلی مرد، کیسه بیضه، بیضه‌ها، فرج، واژن. این به ارسال این پیام کمک می‌کند که صحبت کردن در مورد این قسمت‌های بدن ما سالم و بی‌خطر است. و اگر فرزند شما اسامی صحیح اعضای بدن را بداند، می‌تواند در صورت نیاز به طور واضح در مورد بدن خود با شما یا افرادی مانند پزشکان ارتباط برقرار کند.

شما می‌توانید با صحبت کردن در مورد «بعضی» یا «بیشتر» افراد، همه جنسیت‌ها را در نظر بگیرید - مثلاً «بعضی افراد آلت تناسلی مردانه دارند و بعضی افراد فرج».

اگر لازم است بگویید «نمی‌دانم» .
فرزندتان نیازی ندارد که شما متخصص باشید - فقط باید بداند که می‌تواند هر چیزی از شما بپرسد.

اگر نمی‌دانید چه بگویید، به فرزندتان بگویید که از پرسیدن سوالش خوشحال هستید، و اینکه جواب را نمی‌دانید و اینکه به دنبال اطلاعات می‌گردید و با او تماس می‌گیرید. و سپس حتماً با فرزندتان تماس بگیرید. یا می‌توانید با هم به دنبال جواب بگردید.

این کار باعث ایجاد اعتماد می‌شود و این پیام را می‌رساند که شما با فرزندتان صادق خواهید بود.

همه والدین را درگیر کنید
در خانواده‌هایی که بیش از یک والد دارند، خوب است که همه والدین در بحث‌های مربوط به رابطه جنسی شرکت کنند. وقتی همه والدین درگیر می‌شوند، کودکان یاد می‌گیرند که صحبت کردن در مورد رابطه جنسی و تمایلات جنسی برای همه اشکالی ندارد. این می‌تواند به کودکان کمک کند تا در صحبت کردن در مورد بدن خود احساس راحتی کنند، مسئولیت احساسات جنسی را بپذیرند و وقتی بزرگتر شدند، در روابط صمیمانه ارتباط برقرار کنند.

شروع مکالمه
بعضی از بچه‌ها زیاد سوال نمی‌پرسند، بنابراین ممکن است لازم باشد مکالمه را شروع کنید. ایده خوبی است که از قبل در مورد آنچه می‌خواهید بگویید فکر کنید و سپس زمان مناسبی را برای صحبت انتخاب کنید. برای مثال، اگر کسی در تلویزیون در مورد بارداری صحبت می‌کند، می‌توانید بگویید: «قبلاً در تلویزیون در مورد بارداری صحبت می‌کردند. این باعث شد که از خودم بپرسم که آیا می‌دانید این چیست؟»

بعضی از کودکان بدون تماس چشمی راحت‌تر صحبت می‌کنند، بنابراین می‌توانید برنامه‌ریزی کنید که در حین سفر با فرزندتان در ماشین با او صحبت کنید.

خودتان را آماده کنید.
ممکن است هنگام صحبت در مورد مسائل جنسی یا استفاده از کلماتی مانند «آلت تناسلی مردانه» یا «واژن» هنگام صحبت در مورد بدن، احساس خجالت یا ناراحتی کنید. اشکالی ندارد.

ایده خوبی است که خودتان را با فکر کردن به آنچه که با آن راحت هستید و بر اساس آن پیش بروید، آماده کنید. به عنوان مثال، اگر با صحبت کردن در مورد باسن مشکلی ندارید اما در مورد سینه‌ها مشکلی ندارید، سعی کنید از کلمه «باسن» در مکالمه شروع کنید. یا می‌توانید با یک بزرگسال دیگر تمرین کنید.

مهم است که کودکان تفاوت بین لمس کردنِ قابل قبول و لمس کردنِ غیر قابل قبول را بدانند. مطمئن شوید که فرزندتان می‌داند می‌تواند به هر لمسی که نمی‌خواهد «نه» بگوید و همیشه اشکالی ندارد که در مورد لمس کردنِ غیر قابل قبول به یک بزرگسال مورد اعتماد بگوید. می‌توانید از سنین پایین در مورد سوءاستفاده جنسی و رضایت با فرزندتان صحبت کنید.

۰-۲ سال: چه چیزی در مورد رابطه جنسی، تمایلات جنسی و بدن بگوییم

شما می‌توانید از لحظات روزمره برای کمک به فرزندتان در یادگیری بدن‌ها استفاده کنید. به عنوان مثال، زمان حمام یا زمانی که به فرزندتان در لباس پوشیدن کمک می‌کنید، زمان‌های خوبی برای معرفی نام اعضای بدن هستند.

این‌ها همچنین می‌توانند زمان‌های خوبی برای ارسال پیام‌هایی در مورد رفتارهای سالم و طبیعی باشند. برای مثال، اگر فرزندتان هنگام تعویض پوشکش به اندام تناسلی خود دست بزند، اشکالی ندارد. وقتی بزرگتر شدند، می‌توانید در مورد رفتارهای عمومی و خصوصی صحبت کنید.

۲-۳ سال: چه چیزی در مورد رابطه جنسی، تمایلات جنسی و بدن بگوییم

بیشتر کودکان ۲ تا ۳ ساله در مورد بدن خود و سایر کودکان بسیار کنجکاو هستند. آنها همچنین متوجه می‌شوند که بدن‌های مختلف، قسمت‌های مختلفی دارند. ممکن است فرزندتان از شما بپرسد چرا یا بگوید: «این چیست؟» می‌توانید به  فرزندتان یاد دهید که هر قسمت از بدن نام و «وظیفه» خاص خود را دارد. به عنوان مثال، «این فرج توست» یا «آلت تناسلی تو جایی است که ادرار از آن خارج می‌شود».

نگاه کردن به کتاب‌ها با فرزندتان می‌تواند کمک کند. می‌توانید از تصاویر برای کمک به فرزندتان در یادگیری نام اعضای بدن و درک تفاوت بدن‌ها استفاده کنید. می‌توانید کتاب‌هایی مانند « مو در مکان‌های خنده‌دار» نوشته‌ی بابت کول یا «همه باسن دارند» نوشته‌ی تس رولی را امتحان کنید.

۴-۵ سال: چه چیزی در مورد رابطه جنسی، تمایلات جنسی و بدن بگوییم

کودکان ۴ تا ۵ ساله اغلب می‌پرسند  که نوزادان از کجا می‌آیند . آنها می‌توانند درک کنند که نوزاد در رحم رشد می‌کند و برای به دنیا آمدن نوزاد به اسپرم (مانند یک دانه کوچک) و تخمک (مانند یک تخمک کوچک) نیاز است.

اگر فرزندتان پرسید «من از کجا آمده‌ام؟»، می‌توانید بپرسید «نظر تو چیست؟» این به شما کمک می‌کند تا بفهمید فرزندتان واقعاً چه می‌پرسد و چقدر از آن را می‌فهمد. می‌توانید توضیح ساده‌ای مانند «نوزادان در جایی در بدن به نام رحم رشد می‌کنند» ارائه دهید.

اگر باردار هستید، فرزندتان ممکن است بپرسد: «بچه از کجا بیرون می‌آید؟» پاسخی ساده اما دقیق بدهید، مثلاً «بچه در رحم من در حال رشد است. وقتی رشد بچه تمام شود، ممکن است از طریق کانال زایمان که واژن نام دارد، بیرون بیاید. یا ممکن است از برشی که پزشکان روی شکم من ایجاد می‌کنند، بیرون بیاید.»

۶ تا ۸ سال: چه چیزی در مورد رابطه جنسی، تمایلات جنسی و بدن بگوییم

تا سن ۶ سالگی، بسیاری از کودکان به نحوه‌ی شکل‌گیری نوزادان علاقه‌مند می‌شوند و ممکن است سوالاتی بپرسند.

اگر فرزندتان پرسید: «بچه چطور وارد رحم تو شد؟»، از فرزندتان بپرسید که چه فکری می‌کند. این به شما کمک می‌کند تا بفهمید فرزندتان از قبل چه می‌داند. سپس می‌توانید به سادگی توضیح دهید و تا جایی که برایتان راحت است اطلاعات بدهید. برای مثال، «برای تشکیل بچه، اسپرم و تخمک به هم می‌پیوندند.»

می‌توانید توضیح دهید که وقتی دو نفر  رابطه جنسی دارند، این اتفاق چگونه می‌افتد و چگونه واژن و آلت تناسلی مردانه با هم جفت می‌شوند. همچنین خوب است توضیح دهید که رابطه جنسی کاری است که بزرگسالان هر زمان که هر دو بخواهند انجام می‌دهند و برای کودکان نیست.

برای مشاوره با روانکاو خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرد

همچنین ممکن است دوست داشته باشید بگویید که گاهی اوقات نوزادان از راه‌های مختلفی وارد خانواده‌ها می‌شوند، مانند لقاح مصنوعی، فرزندخواندگی، سرپرستی موقت یا مراقبت از پدربزرگ و مادربزرگ.

لازم نیست منتظر بمانید تا فرزندتان از شما سوالی بپرسد. می‌توانید با پرسیدن این سوال مکالمه را شروع کنید: «آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چگونه به دنیا آمده‌اید و از کجا آمده‌اید؟» یا ممکن است کسی را که باردار است ببینید و به فرزندتان بگویید: «آنها یک نوزاد در درون خود دارند. آیا می‌دانید نوزاد چگونه به آنجا رسیده است؟»