کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

چه چیزی باعث خجالتی شدن کودک می‌شود؟

من در کودکی بچه‌ی خجالتی‌ای بودم. در پیدا کردن دوستان جدید مشکل داشتم و به کمی زمان برای گرم شدن در مکان‌های جدید نیاز داشتم. اگرچه در طول سال‌ها یاد گرفته‌ام که با خجالتی بودنم کنار بیایم، اما هنوز هم وقتی در کنار افراد جدید هستم یا در محیط‌های حرفه‌ای بزرگ، مانند کنفرانس‌های دانشگاهی هستم، که ملاقات با افراد جدید تمام هدف است، دچار اضطراب اجتماعی خفیفی می‌شوم.

پسر ۳ ساله من کاملاً متفاوت است. او اجتماعی است ، عاشق آدم‌های جدید است و به نظر می‌رسد هر بار که به پارک می‌رویم یا حتی برای غذا خوردن بیرون می‌رویم، دوستان جدیدی پیدا می‌کند. اولین کاری که وقتی در رستوران می‌نشینیم انجام می‌دهد، نگاه کردن به آدم‌های اطرافمان است، به آنها سلام می‌کند و با لبخندی جذاب به تک تک آنها نگاه می‌کند.

چه چیزی باعث می‌شود یک فرد خجالتی یا اجتماعی باشد؟ آیا خجالتی بودن چیزی است که با آن متولد می‌شویم یا چیزی است که بر اساس تجربیاتمان با دیگران در ما ایجاد می‌شود؟

سابقه طولانی تحقیقات نشان می‌دهد که خلق و خو - یا سبک شخصی فرد در واکنش عاطفی به محیط - را می‌توان برای اولین بار در نوزادان چهار ماهه شناسایی کرد. این امر با نشان دادن اسباب‌بازی‌های ساده‌ای مانند یک موبایل با چندین حیوان آویزان به نوزادان و بررسی واکنش آنها اندازه‌گیری می‌شود. این آزمایش ساده در چهار ماهگی به طور مداوم نشان داده است که نوزادانی که در پاسخ به یک موبایل آویزان دچار آشفتگی یا پریشانی عاطفی می‌شوند، به احتمال زیاد با بزرگتر شدن خجالتی می‌شوند (کاگان، ۱۹۹۷).

این نوزادان به هر نوع تغییر در محیط بسیار حساس هستند و ممکن است حتی با روتین‌ترین فعالیت‌ها، مانند زنگ در یا تعویض پوشک، به راحتی ناراحت شوند. در مقابل، نوزادانی که به این تغییرات واکنش مثبت نشان می‌دهند یا اصلاً واکنشی نشان نمی‌دهند، به احتمال زیاد در سنین پیش‌دبستانی بسیار اجتماعی می‌شوند.

شگفت‌آور است که این رابطه فراتر از اوایل کودکی می‌رود و واکنش نوزادان به تلفن همراه در ۴ ماهگی، میزان خجالتی یا اجتماعی بودن آنها را در نوجوانی پیش‌بینی می‌کند (کاگان، اسنیدمن، کان، تاوزلی، استاینبرگ و فاکس، ۲۰۰۷). تفاوت‌های بین کودکان خجالتی و اجتماعی پیش‌دبستانی حتی در زیست‌شناسی و مغز آنها نیز قابل مشاهده است (بارکر، ریب-ساترلند و فاکس، ۲۰۱۴؛ فاکس و همکاران، ۱۹۹۵)، که نشان می‌دهد کمرویی پایه بیولوژیکی قوی دارد و ممکن است از همان اوایل زندگی بخشی از شخصیت فرد باشد.

آیا این به این معنی است که محیط هیچ نقشی در ایجاد کمرویی ندارد؟ و آیا اصلاً باید نگران کمرویی بود؟

صرفاً به این دلیل که خلق و خو پایه و اساس بیولوژیکی دارد، به این معنی نیست که ثابت و تغییرناپذیر است. خلق و خوی کودک می‌تواند تغییر کند و واکنش‌های منفی نوزادان به افراد، اشیاء و موقعیت‌های جدید می‌تواند با گذشت زمان کمتر شود. علاوه بر این، کمی خجالتی بودن هیچ اشکالی ندارد. بسیاری از کودکان خلق و خویی دارند که به عنوان «آهسته و دیرجوش» توصیف می‌شود و فقط به کمی زمان نیاز دارند تا با محیط اطراف خود سازگار شوند، قبل از اینکه آماده شوند و به جمع ما بپیوندند (توماس، چس و بیرچ، ۱۹۷۰).

با این حال، شایان ذکر است که زیرمجموعه‌ای از نوزادان، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد، به شدت حساس هستند. اینها کسانی هستند که بیشتر در معرض خطر ابتلا به کمرویی قرار دارند و بخشی از آنها (حدود ۴۰ درصد) حتی ممکن است در مراحل بعدی زندگی دچار اضطراب اجتماعی شوند (فاکس و هلفینشتاین، ۲۰۱۳).

بنابراین اگر فرزند بسیار حساسی دارید که پس از مدتی حتی با افراد و مکان‌های آشنا هم گرم نمی‌گیرد، مداخلاتی برای جلوگیری از ابتلای او به مشکلات اضطراب اجتماعی وجود دارد. علاوه بر این، یک سبک فرزندپروری حمایتی واقعاً می‌تواند کمک کند.

برای مثال، تحقیقات نشان داده است که خطر خجالتی شدن کودک زمانی که مادرانی حساس دارند و به طور مناسب به نیازهای کودک پاسخ می‌دهند، به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. بنابراین حتی برای نوزادانی که در مواجهه با موقعیت‌های جدید یا چالش‌برانگیز به راحتی ناراحت می‌شوند، داشتن والدینی که به نیازهای کودک پاسخگو هستند، می‌تواند به عنوان یک مانع در برابر رشد کمرویی یا اضطراب اجتماعی عمل کند (


درمان ADHD در کودکان پیش دبستانی

متخصصان، رفتاردرمانی را به جای داروهای محرک، به عنوان اولین درمان برای کودکان پیش‌دبستانی مبتلا به ADHD توصیه می‌کنند. پزشک ممکن است شما را به درمانگری ارجاع دهد که در درمان ADHD در کودکان پیش‌دبستانی تخصص دارد.

همچنین ممکن است برای کمک به فرزندتان در این فرآیند به مشاوره و آموزش نیاز داشته باشید. مشاوره می‌تواند راه‌هایی را برای آموزش مهارت‌ها و رفتارهای مورد نیاز فرزندتان به شما ارائه دهد. این می‌تواند به آنها در مدرسه و روابطشان با سایر بچه‌ها کمک کند. همچنین می‌تواند به بهبود عزت نفس و خودکنترلی کمک کند.

اگر فرزند شما زیر ۵ سال سن دارد، مغز او در سال‌های اولیه رشد خود است. کارشناسان می‌گویند این زمان ایده‌آلی برای شماست تا تحت نظارت یک درمانگر، تأثیر مثبتی بر رفتار فرزندتان بگذارید و روی علائم ADHD او کار کنید.

روش‌های درمانی می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

بازی درمانی. یک درمانگر، کودک شما را تشویق می‌کند تا در طول جلسات بازی یا سایر فعالیت‌های سرگرم‌کننده، در مورد احساسات خود صحبت کند.

گفتاردرمانی. متخصصان با کودکان خردسال صحبت می‌کنند تا اختلالات عاطفی یا روانی آنها را درمان کنند . والدین می‌توانند یاد بگیرند که بین جلسات، از تمرینات در خانه استفاده کنند.

آموزش والدین می‌تواند سخت باشد و به تلاش و زمان زیادی نیاز دارد. اما مزایای آن ممکن است در درازمدت نتیجه دهد. ممکن است مجبور شوید چندین جلسه با یک درمانگر رفتاری ملاقات کنید و برای آموزش مهارت‌ها و استراتژی‌ها به فرزند کوچک خود در خانه وقت بگذارید.

اگر علائم فرزند شما برای درمان رفتاری بسیار شدید باشد، پزشک ممکن است محرکی تجویز کند که انتقال‌دهنده‌های عصبی را در مغز تقویت کند. کودکان معمولاً مصرف این داروها را از ۴ سالگی یا بعد از آن شروع می‌کنند. همه داروهای ADHD برای کودکان زیر ۶ سال مورد تأیید FDA نیستند. اما بسیاری از پزشکان این داروها را برای کودکان پیش‌دبستانی مبتلا به ADHD تجویز می‌کنند.

پزشک فرزند شما داروها را با دوز پایین شروع می‌کند و در صورت لزوم دارو یا دوز آن را تغییر می‌دهد. متخصصان توصیه می‌کنند که کودکان پیش‌دبستانی پس از ۶ ماهگی داروهای ADHD را قطع کنند تا پزشکان بتوانند بررسی کنند که آیا آنها مؤثر هستند یا خیر. در صورت لزوم، پزشک ممکن است به دادن داروها ادامه دهد.

اگرچه ممکن است عوارض جانبی وجود داشته باشد، آکادمی اطفال آمریکا معتقد است که در کودکان خردسالی که با رفتاردرمانی بهبود نمی‌یابند، مزایای آن بر خطرات آن غلبه دارد.

یک مطالعه نشان داد که کودکان خردسال نسبت به کودکان بزرگتر نسبت به عوارض جانبی متیل فنیدات ، یکی از داروهای رایج، حساس‌تر هستند. این عوارض جانبی ممکن است شامل تأخیر در رشد، از دست دادن اشتها، کاهش وزن ، بی‌خوابی و اضطراب باشد. عوارض جانبی، از جمله تأخیر در رشد، پس از قطع مصرف دارو توسط کودکان، برطرف شد.

هیچ مطالعه‌ای در مورد اثرات بلندمدت داروهای ADHD در کودکانی که در چنین سن کمی شروع به مصرف می‌کنند، وجود ندارد. اما مطالعات روی کودکان دبستانی هیچ عارضه جانبی بلندمدتی از درمان نشان نداده است.

تصمیم‌گیری در مورد اینکه آیا دارو را بخشی از درمان فرزندتان قرار دهید یا خیر، آسان نیست. این تصمیمی است که پس از سنجش دقیق مزایا و معایب گرفته می‌شود. آنچه برای یک کودک (و خانواده) مناسب است، ممکن است برای شما مناسب نباشد. با پزشک فرزندتان صحبت کنید و با هم می‌توانید تصمیم بگیرید که چه چیزی برای فرزندتان بهتر است.


چه چیزی باعث اضطراب اجتماعی می‌شود؟


اگرچه ممکن است احساس کنید که شما تنها کسی هستید که این مشکل را دارید، اما اضطراب اجتماعی در واقع کاملاً رایج است. بسیاری از مردم با این ترس‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند. اما موقعیت‌هایی که علائم اختلال اضطراب اجتماعی را تحریک می‌کنند می‌توانند متفاوت باشند.

برخی افراد در بیشتر موقعیت‌های اجتماعی اضطراب را تجربه می‌کنند. برای برخی دیگر، اضطراب به موقعیت‌های اجتماعی خاصی مانند صحبت با غریبه‌ها، شرکت در مهمانی‌ها یا اجرا در مقابل حضار مرتبط است. محرک‌های رایج اضطراب اجتماعی عبارتند از:

  • ملاقات با افراد جدید
  • صحبت‌های کوتاه و مختصر
  • سخنرانی عمومی
  • اجرا روی صحنه
  • مرکز توجه بودن
  • در حین انجام کاری مورد توجه قرار گرفتن
  • مورد تمسخر یا انتقاد قرار گرفتن
  • صحبت با افراد «مهم» یا چهره‌های صاحب‌منصب
  • در کلاس صدا زده شدن
  • رفتن به قرار ملاقات
  • صحبت کردن در یک جلسه
  • استفاده از توالت‌های عمومی
  • برگزاری امتحانات
  • خوردن یا آشامیدن در ملاء عام
  • برقراری تماس‌های تلفنی
  • شرکت در مهمانی‌ها یا سایر گردهمایی‌های اجتماعی

علائم و نشانه‌های اختلال اضطراب اجتماعی

اینکه گاهی اوقات در موقعیت‌های اجتماعی عصبی می‌شوید، به این معنی نیست که اختلال اضطراب اجتماعی یا فوبیای اجتماعی دارید. بسیاری از افراد گاهی اوقات احساس خجالت یا خجالت می‌کنند، اما این موضوع مانع عملکرد روزمره آنها نمی‌شود. از سوی دیگر، اختلال اضطراب اجتماعی با روال عادی زندگی تداخل ایجاد می‌کند و باعث پریشانی زیادی می‌شود.

برای مثال، کاملاً طبیعی است که قبل از سخنرانی دچار اضطراب شوید. اما اگر اضطراب اجتماعی دارید، ممکن است هفته‌ها قبل از سخنرانی نگران باشید، برای رهایی از آن به پزشک مراجعه کنید یا در طول سخنرانی آنقدر بد بلرزید که به سختی بتوانید صحبت کنید.

علائم و نشانه‌های عاطفی اختلال اضطراب اجتماعی:

  • خودآگاهی و اضطراب بیش از حد در موقعیت‌های اجتماعی روزمره
  • نگرانی شدید برای روزها، هفته‌ها یا حتی ماه‌ها قبل از یک موقعیت اجتماعی پیش رو
  • ترس شدید از دیده شدن یا قضاوت شدن توسط دیگران، به خصوص افرادی که نمی‌شناسید
  • ترس از اینکه به گونه‌ای رفتار کنید که خودتان را شرمنده یا تحقیر کنید
  • ترس از اینکه دیگران متوجه شوند که شما عصبی هستید

علائم و نشانه‌های فیزیکی:

  • صورت قرمز، یا سرخ شدن
  • تنگی نفس
  • ناراحتی معده، حالت تهوع (مثل دل پیچه)
  • لرزش یا تکان خوردن (از جمله لرزش صدا)
  • تپش قلب یا احساس تنگی در قفسه سینه
  • تعریق یا گرگرفتگی
  • احساس سرگیجه یا غش

علائم و نشانه‌های رفتاری:

  • اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی تا حدی که فعالیت‌های شما را محدود می‌کند یا زندگی شما را مختل می‌کند
  • ساکت ماندن یا پنهان شدن در پس‌زمینه برای فرار از توجه و خجالت
  • نیاز به اینکه همیشه یک دوست را هر جا که می‌روید با خود ببرید
  • نوشیدن قبل از موقعیت‌های اجتماعی برای آرام کردن اعصاب

اختلال اضطراب اجتماعی در کودکان

خجالتی بودن یک کودک هیچ چیز غیرطبیعی نیست، اما کودکانی که اختلال اضطراب اجتماعی دارند، در موقعیت‌های روزمره مانند بازی با بچه‌های دیگر، خواندن در کلاس، صحبت با بزرگسالان یا شرکت در آزمون‌ها، پریشانی شدیدی را تجربه می‌کنند. اغلب، کودکانی که فوبیای اجتماعی دارند حتی نمی‌خواهند به مدرسه بروند.


۷ ویژگی یک درمانگر عالی

اگر درمان به درستی انجام شود، کار سختی است. مراجعین با عمیق‌ترین احساسات خود روبرو می‌شوند، با آنچه در زندگی و درونشان کارساز نیست روبرو می‌شوند و برنامه‌ای برای تغییر اتخاذ می‌کنند و ناراحتی ناشی از آن را تحمل می‌کنند. آنها گذشته را بررسی می‌کنند، اغلب دفاع‌های دیرینه را از بین می‌برند و عادت‌های چند دهه‌ای را که چنان ریشه دوانده بودند که ممکن است بخشی از هویت شخصی‌شان شده باشند ، کنار می‌گذارند و مسیر تغییر را هموار می‌کنند. این فرآیند به شجاعت فوق‌العاده‌ای نیاز دارد.برای مشاوره با روانشناس زن خوب در تهران با گروه روانشناسی ویان تماس بگیرید.

دقیقاً چه استعدادها و مهارت‌هایی برای کمک به دیگران جهت تبدیل درد به امکان لازم است؟ آموزش و مجوز مناسب داده می‌شود. همچنین یک کد اخلاقی نیز وجود دارد . قابل اعتماد بودن، توانایی برقراری ارتباط و در اولویت قرار دادن نیازهای مراجع، اصول اولیه برای درمانگران است. در بهترین حالت، درمان منجر به آزادی می‌شود. افراد با رها کردن خود از سازگاری‌هایی که برای زنده ماندن از گذشته انجام داده‌اند، می‌توانند به آینده‌ای رضایت‌بخش دست یابند. آنها پیشرفت می‌کنند، به موفقیت می‌رسند، ارتباط برقرار می‌کنند، عشق می‌ورزند و متحول می‌شوند.

دانستن اینکه درمان موفق مستلزم چیست، هم برای درمانگر و هم برای بیمار مهم است. مجله Psychology Today با چندین درمانگر صحبت کرد و از خوانندگان نظرسنجی انجام داد تا بفهمد که آنها برای چه چیزی در یک درمانگر ارزش قائل هستند. ما هفت ویژگی اساسی را شناسایی کردیم.

۱. اعتمادسازی

درمان از افراد می‌خواهد که اسرار خود را فاش کنند، ترس‌های خود را آشکار کنند و راه‌های جدیدی برای دیدن و بودن بیابند. این شاهکارها تنها در صورتی می‌توانند اتفاق بیفتند که بیماران احساس امنیت کامل و عدم قضاوت داشته باشند.

تحقیقات نشان می‌دهد که اثربخشی درمان به اتحاد درمانی - رابطه بین درمانگر و بیمار - بستگی دارد. این دو نفر باید حس قوی از تفاهم، اعتماد و امنیت را در خود ایجاد کنند. اعتماد پایه و اساس حس امنیت و ایمنی است. نوام شپانسر، روانشناس بالینی و استاد روانشناسی در دانشگاه اوتربین، می‌گوید: «بدون تفاهم، درمان نمی‌تواند ادامه یابد. این عنصر اساسی است.»

چگونه این حس ایجاد می‌شود؟ کنجکاوی اغلب بذر آن است. درمانگران بزرگ مجذوب تنوع تجربیات انسانی هستند و مشتاقند درباره فردی که روبرویشان نشسته است، بیشتر کشف کنند. مردم به کنجکاوی واقعی پاسخ می‌دهند؛ آنها شروع به احساس راحتی، اشتراک‌گذاری و اعتماد می‌کنند.

عنصر دومِ ارتباط، گوش دادن با دقت است. ایجاد درمان به عنوان یک اقدام که در آن بیمار احساس کند کاملاً شنیده می‌شود، ارتباط ویژه‌ای بین این دو ایجاد می‌کند. جنبه سومِ ارتباط، عدم قضاوت است که به بیمار اجازه می‌دهد تا آزادانه صحبت کند و به درمانگر اجازه می‌دهد تا شخصیت فرد را درک کند. شپانسر می‌گوید، این سه عنصر، هسته اصلی ارتباط هستند.

پس از ایجاد، ارتباط به طور مداوم از طریق تکنیک‌های مختلف پرورش می‌یابد تا حس امنیت و آرامش بیمار را عمیق‌تر کند. یک مسیر خلاقانه از پرسش‌ها می‌تواند بیمار را به خودشناسی سوق دهد. بحث دوره‌ای در مورد اهداف مشخص بیمار برای درمان و اصلاح آنها در صورت نیاز، به بیمار اطمینان می‌دهد که اهدافش همسو هستند. ارتباط ممکن است با کمی خودافشاگری توسط درمانگر در پاسخ به یک سوال مرتبط تقویت شود. این ارتباط ممکن است با ابراز خوش‌بینی در مورد توانایی بیمار برای تغییر، حفظ شود.

شپانسر زمانی با زن جوانی کار می‌کرد که با تنهایی و اضطراب اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کرد . با این حال، او تمایلی به صحبت کردن نداشت و درمان متوقف شد. روزی، او با ظاهری لرزان وارد اتاق شد. وقتی شپانسر دلیلش را پرسید، او پاسخ داد که نمی‌تواند به او بگوید زیرا این موضوع او و کارکنانش را درگیر می‌کند. شپانسر او را تحت فشار قرار نداد؛ او این نظر را برای بعد نگه داشت. آنها در مورد دوران کودکی و رابطه‌اش با والدینش صحبت کرده بودند. پدرش خصمانه و بدرفتار بود؛ وقتی او نظر یا نیازی را ابراز می‌کرد، او را مورد آزار و اذیت ، انتقاد یا سکوت قرار می‌داد. شپانسر حدسی زد. بعداً در همان جلسه، او جرات کرد:

«من پدرت نیستم. می‌فهمی وقتی اینو می‌گم منظورم چیه؟»

«یعنی اگه بهت بگم واقعاً چه احساسی دارم، ناراحت نمیشی؟»

«درسته. من هرچی بهم بگی رو قبول می‌کنم و ازش استفاده می‌کنم تا تو رو بهتر بشناسم و کمکت کنم زندگیت رو بهتر کنی.»

زن سوءظن خود را مبنی بر اینکه اعضای تیم شپانسر او را مسخره می‌کنند، با او در میان گذاشت. شپانسر از شجاعت و صداقت او تشکر کرد. پاسخ شپانسر نه تنها نشانه‌ای از این بود که او پدرش نیست - او نظر او را پذیرفت و به آن احترام گذاشت - بلکه دریچه‌ای را برای درمانگر و بیمار باز کرد. شپانسر سپس پرسید که آیا اغلب احساس می‌کند دیگران پشت سرش علیه او توطئه می‌کنند؟ او همینطور بود.

این دو نفر سوءظن او به دیگران را بررسی کردند، که یک مکانیسم محافظتی بود. شپانسر جرأت کرد، شاید زمانی اینطور بود، اما حالا به توانایی او برای تعامل سالم با جهان آسیب می‌زد. شپانسر به قولش عمل کرد: او مانند پدرش واکنش نشان نداد و از این اطلاعات فقط برای کمک به او استفاده کرد. شپانسر می‌گوید: «تا زمانی که رابطه‌ای وجود داشته باشد، می‌توان از شکست‌ها یا اشتباهات بهبود یافت. اگر اینطور نباشد، هیچ مهارت یا آموزشی کارساز نخواهد بود.»



۵ مزیت برتر روانشناسی

آیا در کنار آمدن با جدایی یا مرگ یکی از عزیزانتان مشکل دارید؟ آیا اغلب احساس می‌کنید که کاملاً غرق در اندوه یا جدایی از واقعیت هستید؟ آیا روابط اجتماعی شما به دلیل فقدان شما یا آشفتگی عاطفی آسیب دیده است؟ اگر هر یک از این موارد برایتان آشنا به نظر می‌رسد، شاید بهتر باشد به یک روانشناس مراجعه کنید.

روانشناسان، که بیشتر به عنوان درمانگر یا مشاور شناخته می‌شوند، متخصصان سلامت روان هستند که در رفتار انسان تخصص دارند. آنها در کمک به افراد برای بهبود علائم منفی مرتبط با سلامت روان بسیار باتجربه هستند. آنها در درجه اول از تکنیکی به نام  روان درمانی یا گفتاردرمانی استفاده می‌کنند تا در مورد بیماران خود بیشتر بیاموزند، موضوعات دشوار را بررسی کنند و در نهایت رشد شخصی را تشویق کنند. مراجعه به روانشناس مزایای زیادی دارد، در اینجا برخی از مهمترین مزایای آن ذکر شده است:

۱

به شما امکان می‌دهد ایده‌ها را در فضایی امن بررسی کنید

روان‌درمانی به شما مکانی مناسب برای بررسی حوزه‌های مشکل‌ساز زندگی‌تان می‌دهد. هر آنچه می‌گویید محرمانه است، بنابراین می‌توانید بدون نگرانی از رنجاندن یا آسیب رساندن به کسی، صادقانه ابراز کنید . روان‌درمانی همچنین به شما فضایی امن برای پردازش احساساتتان در مورد یک شخص یا موقعیت خاص می‌دهد. بسته به موقعیت شما، روانشناس ممکن است از شما در مورد آسیب‌های گذشته یا حال، مرگ یکی از عزیزان، بیماری، مشکلات زندگی روزمره یا اختلال روانی‌تان سوال کند.


۲

دیدگاه جدیدی ارائه می‌دهد

اغلب اوقات وقتی چیزی ما را آزار می‌دهد، تمایل داریم مسائل را فقط از یک طرف ببینیم. به خصوص در موقعیت‌هایی که احساس می‌کنیم به ما ظلم شده است یا در مواردی که افسردگی و اضطراب، مسائل را تحریف می‌کنند، ممکن است پردازش واقعیت موقعیت برای ما دشوار باشد. مراجعه به یک درمانگر، ارزیابی تازه و بی‌طرفانه‌ای از موقعیت را در اختیار شما قرار می‌دهد. از آنجایی که آنها با موقعیت جدید آشنا هستند، اغلب می‌توانند چیزهایی را که شما از قلم انداخته‌اید، شناسایی کنند. بسته به موقعیت، این می‌تواند به شما کمک کند تا مسائل را پردازش کرده و به جلو حرکت کنید.

۳

شناسایی و حذف عادت‌های بد

هر کسی عادت‌های بدی دارد. اگرچه درمان نمی‌تواند این عادت‌ها را به طور کامل از بین ببرد، اما می‌تواند به شما در تشخیص آنها کمک کند. هنگامی که آنها را تشخیص دادید، می‌توانید روی تعیین محرک رفتار کار کنید و سعی کنید تأثیر آن را بر خود کاهش دهید. این به کاهش دفعات انجام عادت‌های بد کمک می‌کند. حداقل، ممکن است بتوانید تشخیص دهید که چه زمانی باید از چیزی عقب‌نشینی کنید یا نیاز به درخواست کمک دارید.


۴

کمک به آینده

کار کردن روی خودتان در زمان حال، به ناچار به نفع آینده‌تان خواهد بود. درمان می‌تواند با کمک به آمادگی ذهنی برای رویدادهای آینده، به شما در مواجهه با آنها کمک کند. این امر به ویژه در صورتی مفید است که انتظار می‌رود رویداد بیش از حد استرس‌زا یا احساسی باشد. بحث در مورد رویداد از قبل به شما و درمانگرتان این امکان را می‌دهد که در صورت نیاز، برنامه‌ای و استراتژی‌های خروج مناسبی را تدوین کنید.

۵

تغییرات در مغز

روان‌درمانی در واقع می‌تواند نحوه تفکر و عملکرد مغز شما را تغییر دهد. طبق گفته انجمن روانپزشکی آمریکا ، تغییرات در مغز پس از انجام روان‌درمانی، به ویژه در افراد مبتلا به افسردگی، اختلال هراس، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و سایر اختلالات روانی، قابل توجه است. تحقیقات نشان داده است که بیشتر این تغییرات تقریباً مشابه افرادی است که برای مدیریت سلامت روان خود دارو مصرف می‌کنند.

همانطور که می‌بینید، روانشناسی برای افرادی که به دنبال بهبود سلامت روان خود هستند بسیار مفید است. روانشناسان از روان‌درمانی برای بررسی ایده‌ها و احساسات در فضایی امن، ارائه دیدگاه‌های جدید، شناسایی و حذف عادات بد، کمک به آینده و تغییر مغز استفاده می‌کنند. همه این مزایا نه تنها می‌توانند سلامت روان شما، بلکه کیفیت کلی زندگی شما را بهبود بخشند.