کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

نارسایی اولیه تخمدان (POI) چیست؟


نارسایی اولیه تخمدان (POI)، که به عنوان نارسایی زودرس تخمدان نیز شناخته می‌شود، زمانی اتفاق می‌افتد که تخمدان‌های یک زن قبل از ۴۰ سالگی به طور طبیعی از کار بیفتند.

بسیاری از زنان به طور طبیعی در حدود ۴۰ سالگی کاهش باروری را تجربه می‌کنند. آنها ممکن است با ورود به دوران یائسگی، دچار بی‌نظمی قاعدگی شوند. برای زنانی که دچار POI هستند، بی‌نظمی قاعدگی و کاهش باروری قبل از ۴۰ سالگی شروع می‌شود. گاهی اوقات می‌تواند از اوایل دوران نوجوانی شروع شود.

یائسگی زودرس (POI) با یائسگی زودرس متفاوت است . در یائسگی زودرس، پریودهای شما قبل از ۴۰ سالگی متوقف می‌شود. دیگر نمی‌توانید باردار شوید. علت آن می‌تواند طبیعی باشد یا می‌تواند یک بیماری، جراحی، شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی باشد. در یائسگی زودرس، برخی از زنان هنوز گاهی پریود می‌شوند. آنها حتی ممکن است باردار شوند. در بیشتر موارد یائسگی زودرس، علت ناشناخته است.

چه چیزی باعث نارسایی اولیه تخمدان (POI) می‌شود؟

در حدود ۹۰٪ موارد، علت دقیق POI ناشناخته است.

تحقیقات نشان می‌دهد که POI به مشکلات فولیکول‌ها مربوط می‌شود. فولیکول‌ها کیسه‌های کوچکی در تخمدان‌های شما هستند. تخمک‌های شما درون آنها رشد کرده و بالغ می‌شوند. یک نوع مشکل فولیکول این است که فولیکول‌های فعال شما زودتر از حد معمول تمام می‌شوند. مورد دیگر این است که فولیکول‌ها به درستی کار نمی‌کنند. در بیشتر موارد، علت مشکل فولیکول ناشناخته است. اما گاهی اوقات علت ممکن است موارد زیر باشد:

چه کسانی در معرض خطر نارسایی اولیه تخمدان (POI) هستند؟

عوامل خاصی می‌توانند خطر ابتلا به POI را در زنان افزایش دهند:

  • سابقه خانوادگی. زنانی که مادر یا خواهرشان مبتلا به POI است، بیشتر احتمال دارد که به آن مبتلا شوند.
  • ژن‌ها. برخی تغییرات در ژن‌ها و شرایط ژنتیکی، زنان را در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به POI قرار می‌دهد. به عنوان مثال، سندرم X شکننده یا سندرم ترنر در زنان در معرض خطر بیشتری هستند.
  • برخی بیماری‌ها، مانند بیماری‌های خودایمنی و عفونت‌های ویروسی
  • درمان‌های سرطان، مانند شیمی‌درمانی و پرتودرمانی
  • سن. زنان جوان‌تر می‌توانند به POI مبتلا شوند، اما این بیماری بین سنین ۳۵ تا ۴۰ سال شایع‌تر است.

علائم نارسایی اولیه تخمدان (POI) چیست؟

اولین علامت POI معمولاً نامنظم بودن یا از دست دادن دوره‌های قاعدگی است. علائم بعدی ممکن است مشابه علائم یائسگی طبیعی باشد:

  • گرگرفتگی
  • تعریق شبانه
  • تحریک پذیری
  • تمرکز ضعیف
  • کاهش میل جنسی
  • درد در هنگام رابطه جنسی
  • خشکی واژن

برای بسیاری از زنان مبتلا به POI، مشکل در باردار شدن یا ناباروری دلیل مراجعه آنها به پزشک است.

نارسایی اولیه تخمدان (POI) چه مشکلات دیگری می‌تواند ایجاد کند؟

از آنجایی که POI باعث می‌شود سطح هورمون‌های خاصی در بدن شما پایین‌تر باشد، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به سایر بیماری‌ها از جمله موارد زیر قرار خواهید گرفت:

  • اضطراب و افسردگی. تغییرات هورمونی ناشی از POI می‌تواند در اضطراب نقش داشته باشد یا منجر به افسردگی شود .
  • سندرم خشکی چشم و بیماری سطح چشم. برخی از زنان مبتلا به POI یکی از این بیماری‌های چشمی را دارند. هر دو می‌توانند باعث ناراحتی شوند و ممکن است منجر به تاری دید شوند. در صورت عدم درمان، این بیماری‌ها می‌توانند باعث آسیب دائمی چشم شوند.
  • بیماری قلبی. کاهش سطح استروژن می‌تواند بر عضلات پوشاننده شریان‌ها تأثیر بگذارد و تجمع کلسترول در شریان‌ها را افزایش دهد. این عوامل خطر ابتلا به تصلب شرایین (سخت شدن شریان‌ها) را افزایش می‌دهند.
  • ناباروری.
  • عملکرد پایین تیروئید. این مشکل همچنین کم کاری تیروئید نامیده می‌شود . تیروئید غده‌ای است که هورمون‌هایی تولید می‌کند که متابولیسم و ​​سطح انرژی بدن شما را کنترل می‌کنند. سطح پایین هورمون‌های تیروئید می‌تواند بر متابولیسم شما تأثیر بگذارد و باعث کمبود انرژی بسیار زیاد، کندی ذهنی و سایر علائم شود.
  • پوکی استخوان. هورمون استروژن به قوی نگه داشتن استخوان‌ها کمک می‌کند. بدون استروژن کافی، زنان مبتلا به POI اغلب دچار پوکی استخوان می‌شوند . این یک بیماری استخوانی است که باعث ضعف و شکنندگی استخوان‌ها می‌شود و احتمال شکستگی آنها را افزایش می‌دهد .

نارسایی اولیه تخمدان (POI) چگونه تشخیص داده می‌شود؟

برای تشخیص POI، پزشک شما ممکن است اقدامات زیر را انجام دهد:

  • سابقه پزشکی، از جمله پرسیدن اینکه آیا بستگانی با POI دارید یا خیر
  • آزمایش بارداری، برای اطمینان از اینکه باردار نیستید
  • معاینه فیزیکی، برای جستجوی علائم سایر اختلالاتی که می‌توانند باعث علائم شما شوند
  • آزمایش خون، برای بررسی سطح هورمون‌های خاص. همچنین ممکن است برای انجام تجزیه و تحلیل کروموزوم، آزمایش خون انجام دهید. کروموزوم بخشی از سلول است که حاوی اطلاعات ژنتیکی است.
  • سونوگرافی لگن، برای بررسی اینکه آیا تخمدان‌ها بزرگ شده‌اند یا فولیکول‌های متعددی دارند یا خیر

نارسایی اولیه تخمدان (POI) چگونه درمان می‌شود؟

در حال حاضر، هیچ درمان اثبات‌شده‌ای برای بازگرداندن عملکرد طبیعی تخمدان‌های زنان وجود ندارد. اما درمان‌هایی برای برخی از علائم POI وجود دارد. همچنین راه‌هایی برای کاهش خطرات سلامتی و درمان بیماری‌هایی که POI می‌تواند ایجاد کند، وجود دارد:

  • درمان جایگزینی هورمون (HRT). HRT رایج‌ترین درمان است. این درمان، استروژن و هورمون‌های دیگری را که تخمدان‌های شما تولید نمی‌کنند، به بدن شما می‌دهد. HRT سلامت جنسی را بهبود می‌بخشد و خطرات بیماری قلبی و پوکی استخوان را کاهش می‌دهد. معمولاً تا حدود ۵۰ سالگی آن را مصرف می‌کنید؛ این تقریباً سنی است که یائسگی معمولاً شروع می‌شود.
  • مکمل‌های کلسیم و ویتامین D. از آنجا که زنان مبتلا به POI در معرض خطر بیشتری برای پوکی استخوان هستند، باید هر روز کلسیم و ویتامین D مصرف کنند.
  • لقاح آزمایشگاهی (IVF). اگر POI دارید و می‌خواهید باردار شوید، می‌توانید IVF را امتحان کنید .
  • فعالیت بدنی منظم و وزن سالم بدن. ورزش منظم و کنترل وزن می‌تواند خطر ابتلا به پوکی استخوان و بیماری‌های قلبی را کاهش دهد.
  • درمان بیماری‌های مرتبط. اگر بیماری دارید که با نارسایی زودرس تخمدان مرتبط است، درمان آن نیز مهم است. درمان‌ها ممکن است شامل داروها و هورمون‌ها باشد.


راهنمای متخصصان سلامت روان

اگر تصمیم بگیرید که برای کودکی که با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کند، نیاز به کمک دارید، ممکن است خود را با طیف گیج‌کننده‌ای از متخصصان سلامت روان مختلف مواجه ببینید. درک اینکه هر کدام چه مهارت‌هایی ارائه می‌دهند، آموزش آنها چه تفاوتی دارد و کدام یک ممکن است برای فرزند شما مناسب باشد، می‌تواند چالش برانگیز باشد.

در  بخش‌های «چه کسی می‌تواند در تشخیص و چه کسی می‌تواند در درمان کمک کند» از راهنمای کامل ما برای دریافت مراقبت خوب ، شما را با انواع متخصصان سلامت روان که ممکن است در موقعیت‌های مختلف مفید باشند، آشنا می‌کنیم. در اینجا فهرست متخصصان را مرور می‌کنیم و بر حوزه‌های تخصص آنها، نحوه آموزش و مجوز آنها و خدماتی که ارائه می‌دهند، تمرکز می‌کنیم.

روانپزشک : روانپزشک ، پزشکی است که برای تشخیص و درمان اختلالات روانی آموزش دیده است. روانپزشکان عمومی بزرگسالان را درمان می‌کنند، اما برخی از آنها تشخیص و درمان کودکان مبتلا به اختلالات روانی را نیز انتخاب می‌کنند، از جمله تجویز دارو و روان‌درمانی. روانپزشکان عمومی در صورتی که امتحانات ملی را که آنها را در روانپزشکی عمومی "گواهینامه بورد" می‌دهد، گذرانده باشند، کاملاً واجد شرایط هستند.

روانپزشک کودک و نوجوان:  روانپزشکان کودک و نوجوان، پزشکان عمومی هستند که به طور کامل در روانپزشکی عمومی آموزش دیده‌اند و سپس حداقل ۲ سال دیگر آموزش دیده‌اند که صرفاً بر اختلالات روانپزشکی ناشی از دوران کودکی و نوجوانی، از جمله اختلالات رشدی ، متمرکز است. روانپزشکان کودک و نوجوان در تشخیص، تجویز دارو و روان‌درمانی مهارت دارند . آکادمی روانپزشکان کودک و نوجوان آمریکا (AACAP) به والدین اجازه می‌دهد تا اعضای خود را با جستجوگر روانپزشک خود جستجو کنند . روانپزشکان کودک و نوجوان در صورتی که امتحانات ملی را که آنها را در روانپزشکی کودک و نوجوان و همچنین روانپزشکی عمومی "گواهینامه بورد" می‌دهد، گذرانده باشند، کاملاً واجد شرایط هستند.

روان‌داروشناس:  روان‌داروشناس، پزشکی است که در استفاده از داروهای روان‌گردان برای تأثیرگذاری بر خلق و خو، احساسات، شناخت و رفتار تخصص دارد. روان‌داروشناس، روانپزشکی است که بر استفاده از داروها در درمان اختلالات روانپزشکی تمرکز دارد، اما باید بداند چه زمانی باید انواع دیگر درمان را با دارو در برنامه درمانی ادغام کرد و بتواند آن را ارائه دهد یا بیماران را برای آن درمان به متخصصان دیگر ارجاع دهد.

روان‌داروشناس کودکان:  روان‌داروشناس کودکان، روانپزشک کودک و نوجوانی است که آموزش، مهارت و تجربه بیشتری در استفاده از دارو در درمان کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات روانپزشکی دارد. اغلب، این تنها نوع درمانی نیست که برای یک بیمار توصیه می‌شود و این پزشک یا آن درمان اضافی را ارائه می‌دهد یا مراقبت‌های اضافی را ارجاع داده و هماهنگ می‌کند.

روانشناس : روانشناسان برای تشخیص و درمان اختلالات روانپزشکی آموزش دیده‌اند، اما آنها پزشک (MD) نیستند، بنابراین نمی‌توانند دارو تجویز کنند. یک روانشناس معمولاً دارای مدرک دکترا است و ممکن است دارای مدرک دکترا یا دکترای روانشناسی باشد. در طول دوره آموزش روانشناسی، یک روانشناس ممکن است در یک زمینه خاص مانند روانشناسی کودک تخصص داشته باشد. پس از اتمام دکترا، یک روانشناس کودک حداقل یک سال کار بالینی تحت نظارت یا "کارآموزی" را انجام می‌دهد تا واجد شرایط دریافت مجوز شود. این ممکن است در یک محیط سلامت روان کودک باشد یا نباشد. روانشناسان بسیار آموزش دیده، آموزش‌های اضافی پس از دکترا را در زمینه تخصص خود می‌گذرانند. روانشناسانی که امتحانات مهارت ملی را گذرانده‌اند، توسط هیئت روانشناسان حرفه‌ای آمریکا یا "ABPP" تأیید می‌شوند. روانشناسان دارای مدرک دکترا به مدت 5 تا 8 سال در روانشناسی بالینی و تحقیق آموزش می‌بینند. آنها هم به عنوان دانشمند و هم به عنوان پزشک بالینی آموزش می‌بینند و اغلب در مطالعات بالینی شرکت می‌کنند. روانشناسان دارای مدرک دکترای روانشناسی معمولاً 4 سال آموزش تکمیلی را با تمرکز بر تکنیک‌های بالینی، از جمله آزمایش و درمان، می‌گذرانند. انجمن روانشناسی آمریکا (APA) یک پایگاه داده از اعضا دارد. شما می‌توانید جستجوی خود را بر اساس سن هر متخصص و حوزه تخصص او محدود کنید. روانشناسان ممکن است از چندین شکل درمان شناختی رفتاری متناسب با اختلالات خاص، مانند مواجهه و پیشگیری از پاسخ برای اختلال وسواس فکری عملی (OCD) و درمان تعامل والد-فرزند برای اختلالات رفتاری مخرب استفاده کنند. از آنجا که این درمان‌ها شامل تکنیک‌های آزمایش‌شده توسط شواهد هستند، مهم است که مطمئن شوید متخصصی که انتخاب می‌کنید، آموزش و تجربه لازم را در مورد درمانی که توصیه می‌کند، دارد. روانپزشکان و روانشناسان اغلب با هم همکاری می‌کنند تا به بیمارانی که از ترکیبی از دارو و درمان شناختی رفتاری بهره‌مند می‌شوند، مراقبت ارائه دهند.

متخصص مغز و اعصاب:  متخصصان مغز و اعصاب، روانشناسانی هستند که در عملکرد مغز و نحوه ارتباط آن با رفتار و توانایی شناختی تخصص دارند . اکثر آنها آموزش پسادکتری در رشته روانشناسی عصبی را گذرانده‌اند. آنها ممکن است دارای مدرک دکترا یا دکترای روانشناسی باشند. متخصصان مغز و اعصاب کودکان ، آموزش پسادکتری در زمینه آزمایش و ارزیابی را گذرانده‌اند. آنها ارزیابی‌های عصبی-روانشناختی انجام می‌دهند که نقاط قوت و ضعف کودک را در طیف وسیعی از وظایف شناختی اندازه‌گیری می‌کند و گزارشی را در اختیار والدین قرار می‌دهند که این نقاط قوت و ضعف شناختی را برجسته می‌کند و مبنایی برای تدوین یک برنامه درمانی است. این گزارش همچنین به عنوان مدرکی برای درخواست تسهیلات مدرسه و به عنوان مبنایی برای سنجش اثربخشی مداخلات عمل می‌کند. متخصصان مغز و اعصاب همچنین به صورت انفرادی با کودکانی که در مدرسه مشکل دارند، کار می‌کنند تا به آنها در تدوین استراتژی‌های یادگیری برای تقویت نقاط قوت و جبران نقاط ضعفشان کمک کنند. متخصصان مغز و اعصابی که امتحانات ملی مهارت را با موفقیت گذرانده‌اند، توسط هیئت روانشناسان حرفه‌ای آمریکا - روانشناسی عصبی یا "ABPP-N" تأیید می‌شوند. انجمن روانشناسی بالینی آمریکا لیستی از اعضا را نگهداری می‌کند.

روانشناس مدرسه:  روانشناسان مدرسه در رشته روانشناسی و آموزش آموزش دیده‌اند و مدرک متخصص روانشناسی مدرسه (SSP) دریافت می‌کنند. آنها می‌توانند مشکلات یادگیری و رفتاری را شناسایی کنند، دانش‌آموزان را برای خدمات آموزشی ویژه ارزیابی کنند و از سلامت اجتماعی، عاطفی و رفتاری آنها حمایت کنند.  انجمن ملی روانشناسان مدرسه  اطلاعات بیشتری در این زمینه دارد.

مددکار اجتماعی: یک مددکار اجتماعی بالینی دارای مجوز (LCSW) دارای مدرک کارشناسی ارشد در مددکاری اجتماعی است و توسط سازمان‌های ایالتی مجوز دریافت کرده است. مددکاران اجتماعی بالینی ملزم به گذراندن آموزش‌های تحت نظارت قابل توجه و تخصص در روان‌درمانی بالینی هستند. این آموزش‌ها باید توسط هیئت‌های صدور مجوز ایالتی که فهرست عمومی همه مددکاران اجتماعی بالینی را نگهداری می‌کنند، تأیید شود. برخی از مددکاران اجتماعی در عمل بالینی ممکن است دارای مدرک دکترا در مددکاری اجتماعی نیز باشند، اما این جایگزین مجوز بالینی نیست.

مددکاران اجتماعی (LCSW) دارو تجویز نمی‌کنند، اما اغلب با خانواده و پزشک معالج برای هماهنگی مراقبت‌ها همکاری می‌کنند. در محیط مدرسه، آنها اغلب از کودکان دارای مشکلات رفتاری و معلمانی که با آنها کار می‌کنند، حمایت می‌کنند. انجمن ملی مددکاران اجتماعی ابزارهایی برای یافتن کمک ارائه می‌دهد.

درمانگر ازدواج و خانواده:  یک درمانگر ازدواج و خانواده دارای مجوز (LMFT) دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا در رشته درمان ازدواج و خانواده یا مدرک مرتبط (مانند مشاوره ازدواج، خانواده و کودک) است که توسط سازمان صدور مجوز هر ایالت مشخص شده است. مانند LCSWها، LMFTها نیز ملزم به گذراندن آموزش و تخصص تحت نظارت قابل توجه در روان‌درمانی بالینی، از جمله با کودکان، نوجوانان، خانواده‌ها و/یا زوج‌ها هستند. این آموزش باید توسط هیئت‌های صدور مجوز ایالتی تأیید شود که فهرست عمومی همه LMFTها را نگهداری می‌کنند. 

مشاور:  یک مشاور حرفه‌ای دارای مجوز (LPC) یک ارائه‌دهنده خدمات سلامت روان در سطح تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد، متخصص آموزش یا دکترا) است که با افراد، خانواده‌ها و گروه‌ها در درمان مشکلات عاطفی و رفتاری همکاری می‌کند. مشاوران برای ارزیابی، تشخیص، تدوین برنامه‌های درمانی و ارائه خدمات درمانی آموزش دیده‌اند. در محیط‌های مدرسه، مشاوران اغلب اولین کسانی هستند که از سلامت روان و/یا چالش‌های یادگیری دانش‌آموزان مطلع می‌شوند و اغلب نقطه تماس اصلی برای کارکنان مدرسه درگیر در یک مورد خاص هستند.  انجمن مشاوره آمریکا  اطلاعات بیشتری در این زمینه دارد.

روان‌درمانگر:  این اصطلاحی است که به طور کلی برای توصیف کسی که نوعی گفتاردرمانی برای بیماری‌های روانی انجام می‌دهد، به کار می‌رود. روانپزشکان، روانشناسان و مددکاران اجتماعی همگی از اصطلاح روان‌درمانی برای توصیف کاری که انجام می‌دهند استفاده می‌کنند. اما از آنجایی که «روان‌درمانگر» در آمریکا یک اصطلاح خودساخته است، هر کسی که «روان‌درمانگر» یا «درمانگر» نامیده می‌شود، دارای اعتبارنامه، تجربه مرتبط یا حتی آموزش دیده در حوزه کاری اعلام شده خود نیست. (با این حال، روان‌درمانی در چندین استان کانادا یک حرفه تحت نظارت است ، جایی که استفاده از اصطلاح «روان‌درمانی» برای توصیف کار خود برای هر کسی که روان‌درمانگر ثبت نشده باشد، غیرقانونی است.) اگر در نظر دارید کسی را که به عنوان روان‌درمانگر شناخته می‌شود، ببینید، حتماً بپرسید که چه آموزشی دیده است، آیا مجوز دارد و چه نوع درمانی ارائه می‌دهد.

متخصص اطفال : متخصصان اطفال، پزشکانی هستند که در درمان کودکان و نوجوانان تخصص دارند. آنها پس از اتمام دوره پزشکی، ۳ سال آموزش دیده‌اند و معمولاً اولین متخصصی هستند که والدین در صورت نگرانی از وجود مشکل روانی یا یادگیری در کودک، با او مشورت می‌کنند. متخصصان اطفال به عنوان پزشک، مجاز به تجویز همه داروها هستند، اما ممکن است آموزش کمی در زمینه اختلالات روانی داشته باشند یا اصلاً آموزش ندیده باشند و تجربه محدودی در مورد داروهای روانگردان داشته باشند. آنها همچنین ممکن است زمان کافی برای صرف وقت با هر بیمار برای انجام ارزیابی تشخیصی دقیق و نظارت منظم بر پیشرفت کودک نداشته باشند. برخی از متخصصان اطفال در شبکه‌هایی فعالیت می‌کنند که به آنها امکان می‌دهد با یک متخصص مشورت کنند یا از یک متخصص برای انجام درمان کودک دعوت کنند. والدینی که از مراقبت‌های موجود توسط متخصص اطفال خود راضی نیستند (یا متخصص اطفال آنها در درمان فرزندشان راحت نیست) باید به دنبال یک متخصص باشند - اگر دارودرمانی لازم باشد، یک روانپزشک کودک و نوجوان. متخصصان اطفال همچنین آزمایش‌های پزشکی انجام می‌دهند که می‌تواند در رد علل احتمالی غیرروانی علائم نگران‌کننده مهم باشد.

متخصصان اطفال در حوزه رشد و رفتار:  متخصصان اطفال در حوزه رشد و رفتار، فوق تخصص‌های اطفال هستند که ۲ سال دیگر آموزش در زمینه ارزیابی و درمان مشکلات رشد و رفتار را گذرانده‌اند و از این رو ممکن است در مورد کودکان مبتلا به اختلالات رشدی ، تخصص و تجربه بیشتری نسبت به یک متخصص اطفال عمومی ارائه دهند ، اگرچه ممکن است در روانپزشکی آموزش ندیده و در داروهای روانگردان تخصص نداشته باشند. انجمن اطفال در حوزه رشد و رفتار، فهرستی از پزشکان متخصص دارد.

متخصص مغز و اعصاب:  متخصص مغز و اعصاب، پزشکی است که در اختلالات سیستم عصبی تخصص دارد - که البته شامل مغز نیز می‌شود. متخصصان مغز و اعصاب می‌توانند علل سیستم عصبی برخی از علائم نگران‌کننده را شناسایی کرده و در درمان اختلالات عصبی و عصبی-رشدی از جمله فلج مغزی و صرع کمک کنند.

متخصص مغز و اعصاب کودکان:  متخصصان مغز و اعصاب کودکان پس از اتمام دوره پزشکی، 5 سال آموزش و تجربه بالینی در زمینه اطفال و مغز و اعصاب کودکان را گذرانده‌اند. متخصصان مغز و اعصاب کودکان در درمان اختلالات عصبی-رشدی، از جمله ناتوانی ذهنی، سندرم تورت، اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی و ناتوانی‌های یادگیری تخصص دارند. انجمن مغز و اعصاب کودکان یک منبع آنلاین دارد.

پرستار متخصص روانپزشکی کودکان:  پرستاران متخصص دارای مدرک تحصیلی پیشرفته، کارشناسی ارشد یا دکترا هستند و می‌توانند دارو تجویز کنند. یک پرستار متخصص روانپزشکی کودکان در زمینه درمان و نظارت بر کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات روانپزشکی آموزش دیده است. برخی از آنها به عنوان عضوی از یک تیم در مطب متخصص اطفال کار می‌کنند؛ برخی دیگر به طور مستقل فعالیت می‌کنند. آکادمی پرستاران متخصص آمریکا ابزاری برای یافتن اعضای خود دارد.


چرا کودکان دروغ می‌گویند؟


حالا که دروغ گفتن را به عنوان یک نقطه عطف رشدی درک کردیم، بیایید بررسی کنیم که چرا کودکان در وهله اول دروغ می‌گویند. دلایل مختلفی وجود دارد:

۱. برای جلوگیری از تنبیه: این شاید رایج‌ترین دلیل باشد. کودکان ممکن است برای جلوگیری از به دردسر افتادن به خاطر کار اشتباهی که انجام داده‌اند، دروغ بگویند.

۲. برای به دست آوردن چیزی که می‌خواهند: در مورد دخترم، او تیمبیتز (یک خوراکی محبوب کانادایی) را می‌خواست و نمی‌دانست که می‌تواند هم صبحانه و هم یک میان وعده مخصوص داشته باشد.

۳. برای محافظت از احساسات کسی: همزمان با رشد همدلی در کودکان، ممکن است برای جلوگیری از آسیب رساندن به احساسات دیگران دروغ بگویند.

۴. برای برقراری ارتباط: دروغ گفتن می‌تواند راهی برای کودک جهت برقراری ارتباط باشد، چه با خانواده، دوستان یا دنیای خودشان. دروغ گفتن ممکن است یکی از تنها ابزارهایی باشد که کودک برای برآورده کردن نیاز خود به ارتباط دارد. 

۵. چون آنها گیج هستند یا وقایع را اشتباه به خاطر می‌آورند: به خصوص کودکان خردسال، ممکن است در تشخیص بین واقعیت و خیال مشکل داشته باشند یا به سادگی آنچه اتفاق افتاده را اشتباه به خاطر بیاورند. دختران ما همیشه قوه تخیل شگفت‌انگیزی داشته‌اند و ما شاهد بوده‌ایم که آنها موقعیت‌هایی را که به وضوح در دنیای خیالی‌شان بوده، اشتباه به خاطر می‌آورند.

۶. احساس کنترل: کودکان به حس استقلال در دنیای خود نیاز دارند. دروغ گفتن یکی از راه‌هایی است که می‌توانند احساس کنند بر چیزی کنترل دارند. 

۷. چون کنجکاو هستند: طبیعی است که کودکان کنجکاو باشند و در حین تلاش برای درک محیط اطرافشان، محدودیت‌ها را آزمایش کنند. آنها ممکن است فقط بخواهند بدانند اگر به والدینشان در مورد داشتن یک کلوچه دیگر دروغ بگویند، چه اتفاقی می‌افتد. 

درک این انگیزه‌ها می‌تواند به ما کمک کند تا وقتی فرزندانمان را در حال دروغ گفتن می‌یابیم، واکنش مؤثرتری نشان دهیم. در بیشتر موارد، دروغگویی از سوءتفاهم، تمایل یا ترس ناشی می‌شود - نه از روی بدخواهی.

رویکرد فرزندپروری مثبت به دروغگویی

بنابراین، چگونه می‌توانیم به دروغگویی به گونه‌ای واکنش نشان دهیم که اعتماد ایجاد کند و صداقت را تشویق کند؟ در اینجا چند استراتژی مبتنی بر اصول مثبت فرزندپروری آورده شده است:

۱. آرام باشید: واکنش اولیه شما، لحن کل تعامل را تعیین می‌کند. نفس عمیقی بکشید و به یاد داشته باشید که این یک فرصت یادگیری است، نه یک بحران. با حفظ آرامش، فضای امنی برای فرزندتان ایجاد می‌کنید تا حقیقت را بگوید.

۲. کنجکاو شوید: به جای متهم کردن یا نتیجه‌گیری عجولانه، برای درک بهتر موقعیت سوال بپرسید. در مورد ما، من پرسیدم: «کمکم کن بفهمم... چرا می‌خواهی فکر کنم صبحانه نخورده‌ای؟» این رویکرد فرزند شما را دعوت می‌کند تا دیدگاه خود را بدون احساس مورد حمله قرار گرفتن توضیح دهد.

۳. در سطح خودشان صحبت کنید: هنگام مکالمه، از نظر فیزیکی در سطح چشمان فرزندتان قرار بگیرید. این عمل ساده نشان می‌دهد که شما حضور دارید، درگیر هستید و آماده گوش دادن هستید، که می‌تواند باعث شود فرزندتان احساس راحتی بیشتری کند و کمتر بترسد.

۴. تمرکز بر راستگویی: به جای تمرکز بر رفتار دروغگویی، بر راستگویی تمرکز کنید. به جای اینکه بگویید: «نباید در مورد نخوردن صبحانه دروغ می‌گفتی.» می‌توانید بگویید: «در خانواده ما، همیشه راست می‌گوییم، حتی وقتی فکر می‌کنیم به این معنی است که به خواسته‌مان نمی‌رسیم. این به ما کمک می‌کند به یکدیگر اعتماد کنیم و مشکلات را با هم حل کنیم.»

۵. روی ارتباط تمرکز کنید: به جای سرزنش یا تحقیر کودک به خاطر دروغگویی، سعی کنید با احساسات او ارتباط برقرار کنید. «به من گفتی هنوز صبحانه نخورده‌ای چون واقعاً دلت یک تیمبیت می‌خواهد. منطقی است. من عصبانی نیستم.» 

۶. از پیامدهای طبیعی استفاده کنید: به جای تنبیه فرزندتان به خاطر دروغگویی، به او اجازه دهید پیامدهای طبیعی اعمالش را تجربه کند. به عنوان مثال، اگر در مورد کثیف کاری دروغ می‌گوید، باید در تمیز کردن آن به شما کمک کند.

۷. صداقت را تحسین کنید: وقتی فرزندتان حقیقت را می‌گوید، به خصوص در شرایط دشوار، او را به خاطر شجاعت و صداقتش تحسین کنید. توجه به صداقت او می‌تواند او را به راستگویی بیشتر در آینده تشویق کند.


مشاوره خانواده چیست: راهنمای ضروری برای خانواده‌های درگیر

مشاوره خانواده نقش مهمی در ارتقای سلامت روان و ارائه حمایت روانشناختی به افراد و خانواده‌هایی دارد که با چالش‌های مختلفی در جامعه معاصر روبرو هستند. مشاوره خانواده یا خانواده درمانی، یک روش درمانی تخصصی است که بر بهبود ارتباطات و حل اختلافات خانوادگی تمرکز دارد. روانشناسان آموزش دیده خانواده از طریق جلسات درمانی به خانواده‌ها در گذر از موقعیت‌های دشوار، تقویت روابط سالم‌تر و افزایش رفاه عمومی کمک می‌کنند.

اهمیت مشاوره خانواده در جامعه مدرن غیرقابل انکار است. امروزه بسیاری از خانواده‌ها با مسائلی مانند مشکلات ارتباطی، اختلافات والدین، سوءمصرف مواد و اختلالات سلامت روان دست و پنجه نرم می‌کنند. 

مشاوره خانواده فضایی امن برای خانواده‌ها فراهم می‌کند تا به این چالش‌ها بپردازند، استراتژی‌های مقابله‌ای مؤثر را بیاموزند و پیوندهای قوی‌تری ایجاد کنند. مزایای مشاوره خانواده فراتر از افراد درگیر است و بر واحد خانواده تأثیر مثبت می‌گذارد.

مشاوره خانواده چیست؟

مشاوره خانواده یا خانواده درمانی به خانواده‌ها کمک می‌کند تا ارتباطات خود را بهبود بخشیده و اختلافات را حل کنند. این مشاوره به مسائل عاطفی، روانی و رفتاری در سیستم خانواده می‌پردازد. درمانگران خانواده‌ها را به سمت تعاملات سالم‌تر هدایت می‌کنند.

اهداف مشاوره خانواده

هدف اصلی مشاوره خانواده، تسهیل حل سازنده تعارض و افزایش پویایی بین فردی در روابط خانوادگی است. با تمرکز بر حل تعارض، مهارت‌های ارتباطی و درک پویایی‌های روابط، مشاوره خانواده قصد دارد استراتژی‌های درمانی را ارائه دهد که حمایت عاطفی را ارتقا داده و نقش‌های خانوادگی را بهبود بخشد.

از طریق یک رویکرد مشارکتی، اعضای خانواده تشویق می‌شوند تا افکار و احساسات خود را آشکارا بیان کنند، روابط را بهبود بخشند و درک عمیق‌تری از یکدیگر داشته باشند. درمانگران با خانواده‌ها همکاری می‌کنند تا استراتژی‌های حل مسئله و مقابله‌ای را که می‌توانند در طول و بعد از جلسات مشاوره اعمال شوند، توسعه دهند.

در نهایت، مشاوره خانواده با هدف ایجاد محیطی امن و حمایتی انجام می‌شود که در آن خانواده‌ها بتوانند به مسائل خود بپردازند، پیوندهای خود را تقویت کنند و برای داشتن یک زندگی خانوادگی هماهنگ و رضایت‌بخش تلاش کنند.

مسائل رایجی که در مشاوره خانواده به آنها پرداخته می‌شود

مشاوره خانواده با پرداختن به انواع شرایط چالش‌برانگیز، معمولاً بر حل مسائلی مانند طلاق، مشکلات رفتاری و مدیریت سوگ تمرکز دارد. طلاق می‌تواند یک تجربه آسیب‌زا برای همه اعضای خانواده درگیر باشد و مشاوره خانواده می‌تواند فضایی امن برای عبور از پیچیدگی‌های این گذار فراهم کند.

مشکلات رفتاری در کودکان یا نوجوانان می‌تواند باعث ایجاد تنش در پویایی خانواده شود و مشاوره راهکارهایی را برای رسیدگی مؤثر به این چالش‌ها ارائه می‌دهد. مدیریت سوگ یکی دیگر از تمرکزهای رایج در خانواده درمانی است که به خانواده‌ها کمک می‌کند تا با فقدان یکی از عزیزان خود کنار بیایند و روند سوگواری را با هم طی کنند.

مشاوره خانواده همچنین به مکانیسم‌های مقابله و استراتژی‌های مداخله‌ای می‌پردازد تا به خانواده‌ها در ایجاد تاب‌آوری و غلبه بر موانع کمک کند. ارتباطات و حل تعارض از مباحث کلیدی هستند که در خانواده درمانی به آنها پرداخته می‌شود و هدف آن بهبود روابط و تقویت درک متقابل بین اعضای خانواده است. 

با پرداختن مستقیم به این مسائل، مشاوره خانواده نقش حیاتی در حمایت از خانواده‌ها در دوران سخت و تقویت پیوندهای آنها ایفا می‌کند.

مزایای مشاوره خانواده

مشاوره خانواده روابط خانوادگی را بهبود می‌بخشد و سلامت عاطفی را ارتقا می‌دهد. این مشاوره محیطی حمایتی برای افراد فراهم می‌کند تا تعاملات سالم‌تری ایجاد کنند و مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشند. مشاوره خانواده با پرداختن به پویایی خانواده و ارائه حمایت عاطفی، می‌تواند روابط درون واحد خانواده را بهبود بخشد. از طریق این فرآیند، افراد می‌توانند استراتژی‌های مقابله‌ای بهتری را توسعه دهند و مهارت‌های حل تعارض خود را بهبود بخشند که منجر به یک محیط خانوادگی هماهنگ‌تر می‌شود.

مشاوره خانواده با در نظر گرفتن رفاه هر یک از اعضای خانواده و کل واحد خانواده،  رویکردی جامع به سلامت روان دارد. این رویکرد جامع می‌تواند منجر به مزایای بلندمدتی مانند بهبود تاب‌آوری عاطفی و درک عمیق‌تر از نیازهای یکدیگر شود.

با بهبود ارتباطات درون خانواده، مشاوره خانواده می‌تواند به افراد کمک کند تا احساسات خود را به طور مؤثر بیان کنند و فضایی حمایتی‌تر و همراه با درک متقابل ایجاد کنند.

بهبودی از خیانت: چگونه ببخشیم و دوباره اعتماد کنیم؟


بهبودی از خیانت شامل پذیرش درد، بخشش و بازسازی اعتماد از طریق ارتباط و رشد شخصی است.


التیام یافتن از خیانت چیزی است که بسیاری از ما ممکن است در برهه‌ای از زمان مجبور به انجام آن شویم. اعتماد از دست رفته می‌تواند به معنای یک آسیب عاطفی عمیق باشد که التیام آن زمان زیادی می‌برد و کار زیادی می‌برد. یافتن التیام و یادگیری نحوه بازسازی چنین اعتمادی برای روابط آینده، رشد شخصی و زندگی مهم است. در ادامه، به التیام یافتن از خیانت، علائم خیانت، تأثیر آسیب ناشی از خیانت و بازسازی اعتماد خواهیم پرداخت.

چگونه از خیانت بهبود یابیم

مسیر بهبودی هر کسی متفاوت است، بنابراین یافتن آنچه برای شما بهتر است مهم است. اگر خیانت عمیقاً شما را تحت تأثیر قرار داده است، برای راهنمایی در این فرآیند، به دنبال کمک حرفه‌ای باشید. در اینجا چند مرحله وجود دارد که ممکن است مفید باشد:

۱. احساسات خود را بپذیرید

به خودتان اجازه دهید احساسات منفی ناشی از خیانت، مانند خشم، رنجش، غم یا سردرگمی را تجربه کنید. مهم است که این احساسات منفی را سرکوب نکنید، بلکه آنها را بپذیرید و پردازش کنید.

۲. به دنبال حمایت باشید

خودتان را با افراد مورد اعتماد، اعضای خانواده یا یک درمانگر که می‌تواند فضای امنی برای ابراز احساسات و حمایت عاطفی شما فراهم کند، احاطه کنید. بسته به شرایط خیانت، زوج درمانی و درمان فردی می‌توانند حمایت و راهنمایی ارزشمندی را در گذر از پیچیدگی‌های بهبودی از خیانت ارائه دهند.

۳. مرزها را تعیین کنید

برای محافظت از خود در برابر آسیب بیشتر، مرزهایی تعیین کنید. این ممکن است شامل محدود کردن ارتباط با شخصی که به شما خیانت کرده یا ارزیابی مجدد رابطه باشد.

۴. بخشش را تمرین کنید (در صورت امکان)

بخشش می‌تواند ابزاری قدرتمند برای التیام باشد، اما توجه به این نکته مهم است که بخشش یک انتخاب شخصی است و لزوماً به معنای آشتی نیست. این در مورد رها کردن کینه برای آرامش خاطر شماست.

۵. به خودتان زمان بدهید

بهبودی از خیانت زمان می‌برد. با خودتان صبور باشید و به خودتان اجازه دهید با سرعت خودتان بهبود یابد.

چه نشانه‌هایی می‌تواند نشان‌دهنده خیانت در یک رابطه باشد؟

اگرچه اعمالی که خیانت را نشان می‌دهند ممکن است در افراد مختلف و در زمان‌های مختلف، از جمله در یک رابطه عاشقانه یا دوستی، متفاوت باشند، اما نشانه‌های آشکاری وجود دارد که باید به آنها توجه کرد. تغییرات ناگهانی در رفتار یا عادات یک فرد، به طور غیرقابل توضیح، از نشانه‌های اصلی هستند. این تغییر ممکن است با افزایش پنهان‌کاری در مورد فعالیت‌ها، در دسترس نبودن ناگهانی یا غیبت غیرقابل توضیح مشخص شود. یک شریک زندگی حتی ممکن است وقتی در مورد محل سکونت یا اعمالش مورد سوال قرار می‌گیرد، بیش از حد حالت تدافعی یا طفره برود ، که در واقع می‌تواند یک پرچم قرمز باشد.

یکی دیگر از نشانه‌های بسیار رایج که خبر از خیانت می‌دهد، کاملاً واضح است: فاصله گرفتن و جدایی عاطفی از شریک زندگی. در حالی که ممکن است فرد متوجه شود که شریک زندگی‌اش از او دور شده، از او جدا شده یا علاقه کمتری به گذراندن وقت با او یا صحبت در مورد سایر مسائل شخصی دارد، اما باید توجه داشت که این موضوع کمی واضح‌تر شده است: آنها سرمایه‌گذاری عاطفی خود را در جای دیگری انجام می‌دهند. تغییر در ارتباطات از نظر پیام‌ها یا تماس‌ها، یا عدم ابراز صریح احساسات و افکار، ممکن است نشان‌دهنده چیزی باشد. از آنجایی که اعتماد بخش اساسی روابط عاشقانه را تشکیل می‌دهد، وقتی هر یک از نشانه‌های توصیف شده ظاهر می‌شوند، باید آنها را آشکار کرد و صادقانه در مورد آنها صحبت کرد تا علت را پیدا کرد و تصمیم گرفت که چگونه در روند بهبودی پیش رفت.

اثرات روانی آسیب خیانت چیست؟

آسیب ناشی از خیانت می‌تواند به طرق مختلفی بروز کند، از جمله واکنش‌های عاطفی به آنچه اتفاق می‌افتد وقتی افراد یا نهادهایی که برای حمایت و امنیت به آنها وابسته‌ایم، اعتماد یا رفاه ما را نقض می‌کنند. نمونه‌هایی از احساسات بسیار قوی در آن لحظه شامل شوک، ناباوری، خشم، غم و سردرگمی است. افراد به دلیل نقض اعتمادی که متحمل شده‌اند، در اعتماد به دیگران، حتی نزدیکان خود، دچار مشکل می‌شوند، که غلبه بر آن دشوار است. این ممکن است به صورت اضطراب مداوم، گوش به زنگی بیش از حد، مراقبت یا افکار و خاطرات مزاحم در مورد خیانت نیز باشد.

از نظر روانشناختی، آسیب خیانت می‌تواند منجر به اثراتی مانند کاهش عزت نفس، سرزنش خود و از دست دادن حس امنیت و آرامش در روابط شود. برخی افراد ممکن است علائمی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تجربه کنند که شامل کابوس، بازگشت به گذشته و رفتار اجتنابی در رابطه با محرک‌هایی است که آنها را به یاد خیانت می‌اندازد. علاوه بر این، ممکن است جهان‌بینی و باورهای فرد نسبت به روابط را تغییر دهد - که باعث بدبینی یا مشکلاتی در ایجاد پیوندهای جدید در آینده می‌شود.

فرد باید کسی را پیدا کند که قابل اعتماد باشد - یک دوست، یکی از اعضای خانواده یا یک درمانگر - که بتواند او را در تمام آن احساسات و دردهای دشوار راهنمایی کند. این به پردازش احساسات، بازسازی اعتماد و بهبودی کمک خواهد کرد.

چگونه می‌توان پس از خیانت کسی، اعتماد او را دوباره جلب کرد؟

بازسازی اعتماد پس از خیانت، فرآیندی چالش‌برانگیز اما امکان‌پذیر است که نیاز به تعهد و تلاش هر دو طرف درگیر دارد. در اینجا چند مرحله وجود دارد که می‌تواند به بازسازی اعتماد کمک کند:

۱. ارتباط آزاد را تمرین کنید

هر دو نفر باید احساسات، نگرانی‌ها و دیدگاه‌های خود را بدون قضاوت، آشکارا بیان کنند. این شامل بحث در مورد آنچه اتفاق افتاده، چرا اتفاق افتاده و اینکه چه احساسی در هر دو طرف ایجاد کرده است، می‌شود.

۲. انتظارات را برای پاسخگویی تعیین کنید

فردی که به اعتماد خیانت کرده است باید مسئولیت اعمال خود را بپذیرد، آسیبی را که وارد کرده است بپذیرد و پشیمانی واقعی خود را نشان دهد. این ممکن است شامل عذرخواهی صادقانه و شفاف بودن در مورد نیت خود برای پیشرفت در روند بهبودی باشد.

۳. مرزها و انتظارات را تعیین کنید

برای جلوگیری از سوءتفاهم‌ها یا نقض اعتماد در آینده، باید مرزها و انتظارات واضحی تعیین شود. هر دو طرف باید در مورد نیازهای خود از یکدیگر برای احساس امنیت و آرامش در رابطه صحبت کنند.

۴. صبور باشید

بازسازی اعتماد به زمان و صبر نیاز دارد. مهم است که به یکدیگر فرصت دهیم تا التیام یابند و اعتماد به نفس را در رابطه بازیابی کنند. عجله در این فرآیند می‌تواند مانع پیشرفت در مسیر بهبودی شود.