کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

تفاوت استرس و اضطراب؛ علل، نشانه‌ها و راه‌های مقابله با آن

استرس و اضطراب را می‌توان یک واکنش طبیعی بدن در برابر موقعیت خطر دانست. هرچند این دو اصطلاح در اکثر مواقع با هم به کار برده می‌شوند و بیانگر نوعی ترس و دلهره هستند، اما از لحاظ روانشناسی تفاوت استرس و اضطراب بسیار زیاد است.

همه ما حداقل یک‌بار احساسات و افکار ناخوشایند را تجربه کرده‌ایم. لحظاتی که نمی‌دانیم حال بدمان ناشی از استرس است یا اضطراب شدید، و این‌که باید برای هر یک از این احساسات چه کاری انجام دهیم. درست زمانی که درگیر کلافگی کار یا ترس از درست انجام ندادن بخشی از مسئولیت‌های خود شده‌اید، استرس و اضطراب تمام موقعیت‌های مختلف زندگی شما را تحت شعاع قرار می‌دهد. 


زمانی که تغییرات جدیدی در زندگی ایجاد می‌شود و شرایط ما را تحت شعاع قرار می‌دهد، بسیار طبیعی است که مغز واکنش متفاوتی نشان دهد. یکی از اهداف اصلی مغز انسان جلوگیری از خطر و حفظ جان است. بنابراین وقتی که در موقعیت خطر قرار می‌گیرید با علائمی همچون بالا رفتن ضربان قلب مواجه می‌شوید تا بدن به فکر راه‌کاری برای فرار از آن موقعیت باشد. 

در واقع باید گفت استرس همان واکنش طبیعی بدن در برابر شرایط جدید است. از همین رو می‌توان فهمید استرس به خودی خود چیز بدی نیست. اگر اشخاص همیشه آسوده خاطر باشند و در موقعیت‌های حساس هیچ واکنشی نشان ندهند، بقای انسان به خطر می‌افتد.



علائم و نشانه‌های استرس

استرس طیف وسیعی از علائم جسمی و روانی را در بر می‌گیرد که اصلی‌ترین نشانه‌های آن عبارتند از:

  • تنش عضلانی
  • مشکلات خواب
  • سرگیجه و حالت تهوع
  • مشکلات گوارشی
  • عصبانیت و تحریک‌پذیری
  • سردرد
  • تعریق شدید
  • احساس بی‌قراری
  • احساس دلشوره مداوم
  • افزایش یا کاهش اشتها
  • بالا رفتن ضربان قلب



استرس با مجموعه‌ای از علائم جسمی و روانی همچون بالا رفتن ضربان قلب، تنش عضلانی، مشکلات خواب، سردرد، مشکلات گوارشی، احساس بی‌قراری، دلشوره مداوم و کاهش اشتها همراه است.


اضطراب چیست؟

اضطراب یک احساس ترس، نگرانی یا ناراحتی شدید است که لزوما بر اثر تجربه یا لمس محرک خاصی ایجاد نمی‌شود. به عنوان مثال شما با دیدن یک موقعیت دلهره‌آور دچار استرس و بالا رفتن ضربان قلب شدید. این واکنش طبیعی بوده و پس از مدت کوتاهی برطرف می‌شود. اما در احساس اضطراب شما پس از گذشت روزها و حتی ماه‌ها همچنان با یادآوری آن خاطره دچار ترس و نگرانی غیر قابل کنترلی خواهید شد.




علائم و نشانه‌های اضطراب

نشانه‌های اضطراب و استرس شباهت‌های زیادی دارند. اما مهمترین علائمی که نشان دهنده اضطراب هستند عبارتند از:

  • احساس سوزن سوزن شدن
  • بی‌حسی و کسلی شدید
  • احساس عذابی قریب الوقوع
  • گیجی و مه مغزی



تفاوت استرس و اضطراب چیست؟

استرس و اضطراب واکنش طبیعی بدن ما نسبت به موقعیت خطر یا فرار هستند که مرز باریکی بین آن‌ها وجود دارد. در صورتی که احساس خطر کنید سریعا بدن هورمون استرس ترشح می‌کند. این هورمون باعث بالا رفتن ضربان قلب شده و خون بیشتری به اندام‌های مختلف بدن می‌رساند. 

این‌جاست که بدن شما مواد مغذی فراوانی در خون آزاد می‌کند تا بتواند انرژی مورد نیاز را به قسمت‌های مختلف برساند. از همین رو حواس پنجگانه اکثر افراد در چنین موقعیتی هوشیارتر عمل می‌کند. اضطراب پاسخی به احساس استرس است. 

در واقع اصلی‌ترین تفاوت استرس و اضطراب را باید در وجود یک محرک خاص دانست. استرس معمولا به دلیل یک تغییر جدید  یا موقعیت خاص ایجاد می‌شود و پس از این‌که آن وضعیت برطرف شد استرس هم از بین خواهد رفت. 

البته نمی‌توان گفت استرس همیشه کوتاه مدت است، بلکه استرس مزمن و طولانی مدت به استرس‌هایی گفته می‌شود که به دلیل فشارهای زیاد همچون قرار گرفتن در موقعیت کاری سخت یا اختلافات خانوادگی بروز پیدا می‌کند. 

در تفاوت استرس و اضطراب باید بگوییم که اضطراب به نوعی نقطه مقابل استرس است و برای بروز پیدا کردن به محرک خاصی نیاز ندارد. احساس اضطراب همیشه با نگرانی‌هایی همراه است که در صورت برطرف شدن عامل استرس‌زا باز هم از بین نمی‌رود.

بیشتر بدانیم: استرس حاد چیست؟


مواردی همچون احساس سوزن سوزن شدن، مه‌مغزی، بی‌حسی، کسلی و احساس عذابی نزدیک از نشانه‌های اضطراب محسوب می‌شوند و لزوما به محرک خاصی نیاز ندارند. در صورتی که علائم استرس به دلیل وجود تغییر یا محرک خاصی ایجاد خواهند شد و با تنش عضلانی، تعریق شدید، بالا رفتن ضربان قلب، عصبانیت، تحریک پذیری، کاهش اشتها، دلشوره مداوم، سردرد، سرگیجه، احساس بی‌قراری یا حالت تهوع همراه هستند.


امکان تبدیل استرس به اضطراب و برعکس آن وجود دارد؟

با وجود تفاوت استرس و اضطراب اما می‌توان ارتباط نزدیکی بین این دو احساس پیدا کرد. امکان این‌که استرس در برخی مواقع به اضطراب تبدیل شود، وجود دارد. 

به عنوان مثال شما هدف نسبتا بزرگی برای آینده خود در نظر گرفته‌اید. به‌طور طبیعی در مورد رسیدن به آن حرکت بزرگ در آینده استرس دارید، اما گاهی اوقات ممکن است متوجه شوید بدون وجود چیز خاصی عصبی شده‌اید و دلهره شدیدی پیدا کرده‌اید. بنابراین می‌توان گفت استرس واکنش بدن به یک تهدید و اضطراب واکنش بدن به احساس استرس است.


مدیریت و درمان

برای تشخیص تفاوت استرس و اضطراب لازم بود که تا حدی هر یک را بشناسیم و علائم مشخص آن‌ها را بدانیم. حال پس از شناخت این دو احساس باید به کمک استراتژی‌های درست آن‌ها را مدیریت یا درمان کنیم. 


تکنیک‌هایی برای مدیریت

در زیر با مفیدترین راه‌کارها برای مدیریت استرس و اضطراب آشنا می‌شوید:

1. استراتژی‌های آرامش‌بخش

چنان‌چه شما درگیر استرس و اضطراب هستید، می‌توانید به کمک راهبردهای تمدد اعصاب با این دو احساس کنار بیایید. راهبردها عبارتند از:

  • بر روی کلمات مثبت همچون «آرامش» یا «صلح» تمرکز کنید.
  • تمرینات تنفسی انجام دهید.
  • یک صحنه آرامش‌بخش همچون دریا، ساحل یا دشت سرسبز را تجسم کنید.
  • تمرینات یوگا انجام دهید.
  • برای به دست آوردن آرامش خود به صورت آهسته از 1 تا 10 بشمرید.


2. ورزش کردن

فعالیت بدنی یکی از راه‌کارهای بسیار مفید برای کاهش استرس و اضطراب محسوب می‌شود. شما می‌توانید فعالیت‌های مختلف همچون پیاده‌روی، دوچرخه سواری، دویدن و یا انجام حرکات سیال مثل یوگا را انتخاب کنید. این تمرینات و حرکات در ایجاد احساس آرامش کمک بزرگی می‌کنند.


3. صحبت کردن

در مورد نگرانی‌ها، ترس‌ها و دغدغه‌های خود به صورت، رودررو، تلفنی یا اینترنتی صحبت کنید. حرف زدن در خصوص دل مشغولی‌ها به کاهش استرس و اضطراب کمک بزرگی می‌کند. شما می‌توانید با یک دوست، همکار، اعضای خانواده و فردی که به آن اطمینان دارید صحبت کنید، اما یادتان باشد همیشه بهترین گزینه مراجعه به مشاور و روانشناس است.


4. خود مراقبتی

شما باید مراقب ذهن و بدن خودتان باشید و در صورتی که لازم بود برای بهبودی بیشتر اقدام کنید. در واقع شما باید:

  • بپذیرید نمی‌توانید همه چیز را تحت کنترل خودتان داشته باشید.
  • بدانید برای رسیدن به کمال ابتدا باید به بهترین شکل از خودتان رضایت داشته باشید.
  • یاد بگیرید چه عواملی موجب استرس و اضطراب شما می‌شود.
  • مصرف کافئین و سیگار کشیدن را کاهش دهید.
  • وعده‌های غذایی خود را به صورت متعادل و منظم برنامه‌ریزی کنید.
  • به اندازه کافی بخوابید.


طول درمان افسردگی چقدر است؟

افسردگی چیست و چرا درمان آن مهم است؟

افسردگی حالتی فراتر از غم و اندوه معمولی است. این اختلال با علائمی مانند بی‌انرژی بودن، کاهش علاقه به فعالیت‌ها و افکار منفی همراه است. اگر درمان نشود، می‌تواند به مشکلات جدی‌تری منجر شود. درمان افسردگی نه‌تنها کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد، بلکه از عوارض بلندمدت جلوگیری می‌کند. افرادی که به‌موقع اقدام می‌کنند، شانس بیشتری برای بهبودی کامل دارند. هرچه زودتر شروع کنید، نتایج بهتری خواهید دید. تشخیص دقیق اولین گام در درمان است. روانشناسان و روان‌پزشکان با ارزیابی علائم، برنامه درمانی مناسب را پیشنهاد می‌دهند. این برنامه ممکن است شامل مشاوره، دارو یا روش‌های نوین باشد. انتخاب روش به شدت بیماری و شرایط فرد بستگی دارد.

طول درمان افسردگی چقدر است؟

طول درمان افسردگی به عوامل متعددی بستگی دارد. شدت بیماری، نوع درمان و پاسخ فرد به روش‌های درمانی از مهم‌ترین عوامل هستند. به طور کلی، بهبودی ممکن است چند هفته تا چند ماه طول بکشد. برای درمان افسردگی خفیف، گاهی ۶ تا ۱۲ هفته درمان کافی است. در موارد شدیدتر، ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها نیاز به مراقبت باشد. صبر و پایبندی به درمان کلید موفقیت است.

عوامل مؤثر بر طول درمان

طول درمان افسردگی به عوامل متعددی بستگی دارد. شدت افسردگی، نوع آن (مانند افسردگی دوقطبی یا افسردگی اساسی)، سابقه خانوادگی، وضعیت جسمی، حمایت اجتماعی و روش درمانی انتخاب‌شده، همگی در مدت درمان نقش مهمی دارند. به‌طور کلی، درمان‌های روان‌درمانی مانند مشاوره روانشناسی برای افسردگی ممکن است بین چند ماه تا یک سال طول بکشند. اما روش‌های نوینی چون نوروفیدبک یا تحریک مغزی می‌توانند در مدت‌زمان کوتاه‌تری تأثیر خود را نشان دهند. سه عامل زیر از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر طول درمان افسردگی هستند.

  • شدت علائم: افسردگی خفیف سریع‌تر بهبود می‌یابد.
  • همکاری بیمار: پایبندی به جلسات و توصیه‌ها ضروری است.
  • روش درمانی: برخی روش‌ها مانند rTMS نتایج سریع‌تری دارند.

درمان مداوم و پیگیری منظم نتایج بهتری به همراه دارد. قطع زودهنگام درمان می‌تواند خطر بازگشت علائم را افزایش دهد. مشاوره با متخصص به تنظیم برنامه درمانی کمک می‌کند.




سریع‌ترین درمان افسردگی چیست؟

سریع‌ترین درمان افسردگی به نیازها و شرایط هر فرد بستگی دارد. درمان‌های سنتی مانند دارو و روان‌درمانی زمان‌بر هستند، اما در سال‌های اخیر روش‌هایی معرفی شده‌اند که سرعت بهبودی را افزایش داده‌اند. روش‌های نوین مانند rTMS و tDCS می‌توانند نتایج سریعی ارائه دهند. این روش‌ها معمولاً در کنار مشاوره استفاده می‌شوند. مشاوره روانشناسی برای افسردگی نیز می‌تواند اثرات فوری داشته باشد. جلسات منظم به فرد کمک می‌کند تا الگوهای فکری منفی را تغییر دهد. ترکیب چند روش اغلب بهترین نتیجه را می‌دهد. برخی از روش‌ها در کنار سریع بودن تاثیر شگفت‌انگیزی دارند. دو فاکتور سرعت و تاثیر زیاد فاکتورهایی هستند که هرکسی در درمان به دنبال آن است.

روش‌های سریع و مؤثر

  • rTMS : تحریک مغناطیسی مغز که نوعی تحریک مغناطیسی غیرتهاجمی است، در چند هفته اثر می‌کند.
  • tDCS : تحریک الکتریکی ملایم یک روش تحریک الکتریکی مغز است که اغلب در ترکیب با روان‌درمانی به کار می‌رود و نتایج قابل‌توجهی دارد.
  • نوروفیدبک: تنظیم امواج مغزی برای کاهش علائم افسردگی به کار می‌رود. این روش به بازآموزی فعالیت‌های مغزی کمک می‌کند و اغلب بعد از ۱۰ تا ۲۰ جلسه نتایج اولیه آن مشاهده می‌شود.

روش‌های غیر دارویی برای افرادی که به دارو حساسیت دارند، ایده‌آل هستند. این روش‌ها عوارض کمتری دارند و به‌سرعت عمل می‌کنند. انتخاب روش مناسب نیازمند ارزیابی تخصصی است. این روش‌ها با دستگاه‌های پیشرفته و تیم تخصصی در حال اجرا هستند.

آیا درمان افسردگی بدون دارو امکان‌پذیر است؟

بسیاری از بیماران به‌دلیل عوارض جانبی داروهای ضدافسردگی تمایل دارند از روش‌های غیر دارویی استفاده کنند. درمان افسردگی بدون دارو یکی از گزینه‌های محبوب است. روش‌هایی مانند نوروفیدبک، rTMS و tDCS بدون نیاز به دارو مؤثر هستند. این روش‌ها بر تنظیم فعالیت مغز تمرکز دارند. در چنین شرایطی، رویکردهای زیر پیشنهاد می‌شود:

  • روان‌درمانی (CBT): در شناخت افکار منفی و اصلاح آن‌ها مؤثر است.
  • نوروفیدبک: بدون استفاده از دارو و با تمرکز بر تنظیم امواج مغزی افسردگی را درمان می‌کند.
  • رژیم غذایی مناسب: مصرف امگا ۳، منیزیم و ویتامین D تاثیر زیادی در درمان افسردگی دارد.
  • فعالیت فیزیکی منظم: تأثیر ورزش بر درمان افسردگی در تحقیقات زیادی ثابت شده است.

مشاوره روانشناسی به عنوان روشی غیرتهاجمی نقش کلیدی در درمان غیر دارویی دارد. رویکردهایی مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) به تغییر الگوهای ذهنی کمک می‌کنند. این روش برای بسیاری از بیماران کافی است.

مزایای درمان افسردگی بدون دارو

  1. کاهش عوارض جانبی مانند خواب‌آلودگی یا افزایش وزن.
  2. مناسب برای افرادی که نمی‌توانند دارو مصرف کنند.
  3. اثرات پایدارتر در بلندمدت.

نوروفیدبک به‌ویژه برای تنظیم امواج مغزی مؤثر است. این روش به مغز آموزش می‌دهد تا بهتر عمل کند. با جلسات منظم، بیماران بهبود چشمگیری تجربه می‌کنند.

درمان افسردگی با نوروفیدبک چگونه است؟

نوروفیدبک یک روش پیشرفته برای درمان افسردگی است. این تکنیک با اندازه‌گیری امواج مغزی و آموزش مغز به بهبود عملکرد کمک می‌کند. جلسات معمولاً ۳۰ تا ۴۵ دقیقه طول می‌کشند. بیماران در طول جلسات درمان افسردگی با نوروفیدبک بازخورد زنده از فعالیت مغزی خود دریافت می‌کنند. این بازخورد به آن‌ها کمک می‌کند تا الگوهای ناسالم را اصلاح کنند. نوروفیدبک برای افسردگی خفیف تا متوسط بسیار مؤثر است. نتایج نوروفیدبک گاهی پس از چند جلسه قابل‌مشاهده است. این روش غیرتهاجمی است و عوارضی ندارد. با ادامه جلسات، بیماران احساس بهتری پیدا می‌کنند.

درمان افسردگی با tDCS چیست؟

tDCS یا تحریک الکتریکی مغز یک روش نوین است. این تکنیک با استفاده از جریان ضعیف، نواحی خاصی از مغز را تحریک می‌کند. درمان افسردگی با tDCS برای درمان افسردگی مقاوم به درمان مناسب است. جلسات tDCS کوتاه و بدون درد هستند. بیماران معمولاً ۲۰ تا ۳۰ دقیقه تحت درمان قرار می‌گیرند. اثرات مثبت این روش اغلب پس از چند هفته ظاهر می‌شوند.

مزایای tDCS:

  • غیرتهاجمی و بدون نیاز به بیهوشی.
  • قابل‌استفاده در کنار سایر روش‌های درمانی.
  • بهبود خلق‌وخو و کاهش اضطراب.

این روش به‌ویژه برای افرادی که به دارو پاسخ نمی‌دهند، مناسب است. tDCS می‌تواند به‌سرعت علائم را کاهش دهد. مشاوره با متخصص برای تنظیم تعداد جلسات ضروری است.

درمان افسردگی با rTMS چگونه عمل می‌کند؟

rTMS یا تحریک مغناطیسی مغز یکی از سریع‌ترین روش‌های درمان افسردگی است. این روش با ارسال پالس‌های مغناطیسی به نواحی خاص مغز عمل می‌کند. بیماران معمولاً در چند هفته بهبود را احساس می‌کنند. جلسات درمان افسردگی با rTMS حدود ۲۰ تا ۴۰ دقیقه طول می‌کشد. این روش غیرتهاجمی است و نیازی به بیهوشی ندارد. همچنین عوارض آن بسیار کم و موقتی هستند. rTMS برای درمان افسردگی شدید و مقاوم به درمان بسیار مؤثر است. در این روش بیماران گزارش می‌دهند که انرژی و انگیزه آن‌ها افزایش می‌یابد. پیگیری جلسات برای حفظ نتایج ضروری است.

طول درمان افسردگی دوقطبی چقدر است؟

افسردگی دوقطبی با دوره‌های افسردگی و شیدایی همراه است. درمان آن پیچیده‌تر از افسردگی معمولی است و نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد. طول درمان افسردگی دوقطبی به شدت علائم و پاسخ بیمار بستگی دارد. معمولاً ترکیبی از دارو، مشاوره و روش‌های غیر دارویی استفاده می‌شود. بهبودی ممکن است چند ماه تا چند سال طول بکشد. پایداری درمان برای جلوگیری از عود ضروری است

نکات مهم در درمان افسردگی دوقطبی

  • داروهای تثبیت‌کننده خلق اغلب استفاده می‌شوند.
  • مشاوره منظم به مدیریت دوره‌های شیدایی کمک می‌کند.
  • روش‌های مانند rTMS می‌توانند علائم افسردگی را کاهش دهند.

پیگیری طولانی‌مدت کلید مدیریت این اختلال است. همکاری نزدیک با روان‌پزشک نتایج بهتری به همراه دارد. بیماران باید به برنامه درمان افسردگی پایبند باشند.

درمان اضطراب چقدر طول می‌کشد؟

گرچه تمرکز این مقاله بر افسردگی است، اما بسیاری از مبتلایان به افسردگی هم‌زمان دچار اضطراب نیز هستند. مدت درمان اضطراب معمولاً کمتر از افسردگی است. اضطراب و افسردگی اغلب همراه هم ظاهر می‌شوند. درمان اضطراب ممکن است چند هفته تا چند ماه طول بکشد. روش‌های درمانی مشابه افسردگی برای اضطراب نیز مؤثر هستند. ذهن‌آگاهی، مشاوره شناختی-رفتاری، تمرینات تنفس عمیق، مشاوره روانشناسی، نوروفیدبک و tDCS از روش‌های رایج هستند. این روش‌ها به کاهش علائم اضطراب و بهبود آرامش کمک می‌کنند. جلسات منظم نتایج پایداری به همراه دارند. شدت اضطراب بر طول درمان تأثیر می‌گذارد. اضطراب خفیف سریع‌تر بهبود می‌یابد، اما موارد شدید نیاز به زمان بیشتری دارند. ترکیب روش‌های درمانی بهترین نتیجه را می‌دهد.

نقش مشاوره روانشناسی در درمان افسردگی

مشاوره روانشناسی یکی از مؤثرترین روش‌ها برای درمان افسردگی است. روانشناس نقش کلیدی در شناسایی الگوهای فکری منفی، تغییر نگرش فرد نسبت به خود و دنیای اطراف و آموزش راهکارهای مقابله با مشکلات دارد. درمان شناختی-رفتاری (CBT) یکی از محبوب‌ترین رویکردها است. این روش بر اصلاح رفتارها و افکار تمرکز دارد. در این روش درمانی، بیماران یاد می‌گیرند چگونه با چالش‌ها مقابله کنند، روابط اجتماعی خود را بهبود دهند و به زندگی هدفمندتری دست یابند.

مزایای مشاوره روانشناسی

  • ایجاد فضایی امن برای بیان احساسات.
  • یادگیری مهارت‌های مقابله با استرس.
  • بهبود روابط و اعتمادبه‌نفس.

یافتن بهترین روانشناس در تهران می‌تواند روند درمان را تسریع کند. روانشناسان باتجربه برنامه‌ای متناسب با نیازهای شما طراحی می‌کنند. این روش برای همه انواع افسردگی مناسب است.

چگونه بهترین روش درمان افسردگی را انتخاب کنیم؟

انتخاب روش درمان افسردگی به عوامل مختلفی بستگی دارد. شدت افسردگی، ترجیحات شخصی و توصیه متخصص از جمله این عوامل هستند. ارزیابی اولیه توسط روانشناس یا روان‌پزشک ضروری است. روش‌های غیر دارویی مانند نوروفیدبک و rTMS برای بسیاری جذاب هستند. این روش‌ها عوارض کمتری دارند و نتایج سریعی ارائه می‌دهند. مشاوره درمان افسردگی نیز همیشه یک گزینه عالی است. صحبت با متخصص به شما کمک می‌کند تا بهترین مسیر را انتخاب کنید. هر فرد شرایط منحصربه‌فردی دارد و درمان باید شخصی‌سازی شود. پایبندی به برنامه درمانی کلید موفقیت است.

مشاوره درمان افسردگی روانشناسی یا دارو؟

بسیاری از بیماران نمی‌دانند آیا باید دارو مصرف کنند یا با روانشناس مشورت نمایند. پاسخ این است که بسته به شدت افسردگی، ترکیب هر دو بهترین نتیجه را می‌دهد. اما برای درمان افسردگی‌های خفیف تا متوسط، روان‌درمانی به‌تنهایی مؤثر است. 

آیا افسردگی قابل درمان کامل است؟

افسردگی یک بیماری مزمن اما قابل درمان است. بسیاری از بیماران با روش‌های صحیح و علمی به بهبودی کامل می‌رسند و کیفیت زندگی خود را بازیابی می‌کنند. کلید اصلی موفقیت در درمان، پیگیری مداوم، همکاری با درمانگر و انتخاب روش مناسب است. نتیجه‌گیری درمان افسردگی بیماری قابل‌درمانی است که با روش‌های مناسب می‌توان آن را مدیریت کرد. از مشاوره روانشناسی گرفته تا روش‌های نوین مانند rTMS و نوروفیدبک، گزینه‌های متعددی وجود دارد. مهم این است که قدم اول را بردارید و به درمان پایبند باشید. در کلینیک آرام، تیمی متشکل از روانشناسان، نوروتراپیست‌ها و مشاوران متخصص در کنار شما هستند تا بهترین مسیر درمانی را برایتان طراحی کنند. 

درمان افسردگی

افسردگی مانند سایه‌ای سنگین بر ذهن و بدن ما می‌افتد و گاهی باعث می‌شود احساس کنیم در تونلی تاریک بدون راه خروج گرفتار شده­ایم. درمان افسردگی با رویکردهای روانشناختی مانند شناخت‌درمانی رفتاری (CBT) به فرد اجازه می­دهد تا افکار منفی خود را شناسایی و اصلاح کند، در حالی که داروهای ضدافسردگی، تعادل شیمیایی مغز را باز می­گردانند. در برخی موارد خاص هم، استفاده همزمان از روان‌درمانی و دارودرمانی بهترین مسیر بهبود است.

ورزش منظم، خواب کافی، تغذیه متعادل و حتی تمرین‌های ذهن‌آگاهی در راستای کاهش علائم این بیماری معجزه می­کنند و تاثیر زیادی دارند.

مفهوم افسردگی

همه ما روزهایی را تجربه کرده‌ایم که احساس بی‌انگیزگی، خستگی یا غمگینی داشته‌ایم اما این حالات لزوما به معنای ابتلا به افسردگی نیستند. افسردگی یک اختلال خلقی جدی است که فراتر از یک ناراحتی موقتی عمل می‌کند و بر جنبه‌های مختلف زندگی فرد سایه می­اندازد.

طبق تعاریف علمی، وجه مشترک تمام اختلالات افسردگی احساس غم عمیق، پوچی و زودرنجی مداوم است. این احساسات همراه با تغییراتی در خواب، اشتها، تمرکز و انرژی رخ می‌دهند و در نتیجه عملکرد فرد در زندگی روزمره را مختل می‌کنند. تفاوت میان انواع افسردگی در مدت‌زمان، شدت و علت اصلی بروز آن نهفته است.

افرادی که به افسردگی دچار می‌شوند ممکن است نشانه‌های متفاوتی را تجربه کنند؛ برخی با افکار منفی و ناامیدی مداوم دست و پنجه نرم می‌کنند، در حالی که برخی دیگر بیشتر علائم جسمی مانند بی‌خوابی یا کاهش انرژی را نشان می‌دهند.

آمارها نشان می‌دهد که این بیماری بسیار شایع است؛ به‌گونه‌ای که از هر شش زن یک نفر و از هر هشت مرد یک نفر در طول زندگی خود به افسردگی دچار می‌شوند.

کی وقت اقدام برای درمان افسردگی است؟

اگر علائم غم، بی‌انگیزگی یا تغییرات چشمگیر در خواب، اشتها و انرژی آن‌قدر پایدار شد که بر کار، روابط یا کیفیت زندگی‌تان اثر گذاشت، وقت آن است که به فکر ارزیابی و درمان باشید. تعیین افسردگی و شدت آن توسط یک روانشناس یا روانپزشک انجام می‌شود و ارزیابی حرفه‌ای نخستین گام لازم برای انتخاب روش‌درمانی مناسب است.

چند نشانه مشخص که نشان می‌دهد باید هرچه زودتر به متخصص مراجعه کنید:

علامت‌ها بیش از دو هفته ادامه دارند یا پیوسته بدتر شده‌اند

فعالیت‌های روزمره و ارتباطات‌ شما مختل شده است.

 افکار خودکشی خودآزاری یا برنامه‌ریزی برای مرگ دارید

شدت و مدت علائم تعیین می‌کند درمان از چه سطحی شروع شود: برای افسردگی خفیف گاهی پایش فعال یا روان‌درمانی کوتاه‌مدت کفایت می‌کند اما در موارد متوسط تا شدید ترکیبی از دارودرمانی و روان‌درمانی یا ارجاع به متخصص روان‌پزشکی لازم است.


تمرین درمان وسواس فکری


نام دیگر وسواس فکر OCD می‌باشد و از علائم آن این است که برخی افکار ناخواسته به سراغ فرد آمده و او نمی‌تواند آنها را کنترل نماید. افرادی که دچار OCD می‌شوند افکار ناخواسته‌ای را تکرار می‌کنند. فردی که درگیر وسواس فکری می‌باشد در خصوص رفتارهای خود اختیاری نداشته و نیرویی درونی وی را وادار به این کار می‌کند که متأسفانه مشکل‌ساز می‌شود. قطعاً می‌توان با وسواس فکری مقابله کرد. 


با کمک‌گرفتن از یک مشاور فردی باتجربه و با انجام راهکارهای متفاوت قطعاً در درمان OCD موفق خواهیم بود. البته باید توجه داشت که پیش‌نیاز این درمان خواست و اراده فرد می‌باشد. برای درمان وسواس فکری باید دقت داشت تا حتی در روند درمان نیز وسواس نداشته باشیم. برخی افراد پس از مراجعه به درمانگر و دریافت فهرست تمرین درمان، آن را به‌صورت وسواس‌گونه‌ای انجام می‌دهند. درصورتی‌که تمرین‌ها را باید بر اساس نیرو و انرژی خود انجام دهیم. بعد از جلسه اول معمولاً لیست تمرین به بیمار داده می‌شود. بهتر است روند تمرین با نظارت مشاور انجام شود تا از نتیجه مطلوب محروم نشویم.

راه‌های درمان وسواس

امروزه راه‌های مختلفی برای درمان شناخته شده است. اگر درمان به‌موقع انجام نشود باعث بروز مشکلات عدیده‌ای در زندگی فرد می‌شود. مشکلاتی نظیر انزوا و گوشه‌گیری از تبعات عدم درمان وسواس می‌باشد. بهتر است در کنار روش‌های مختلف درمان وسواس، از روش‌های خودیاری نیز استفاده شود. برخی از این روش‌ها را با هم مرور می‌کنیم:

  • روش اول: فعالیت بدنی و ورزش منظم تأثیر مثبتی در روند درمان دارد. تمرینات ورزشی روزانه بهتر است چند نوبت در روز انجام شود. مثلاً پنج تایم 10 دقیقه‌ای.
  • روش دوم: با دیگران ارتباط داشته باشیم. تنهایی وسواس را تشدید می‌کند. ارتباط با خانواده و یا دوستان و بیان مشکلات می‌تواند تا حدودی مشکل وسواس را درمان نماید.
  • روش سوم: میزان خواب و استراحت باید به میزان کافی باشد.
  • روش چهارم: ورزش‌های یوگا، مدیتیشن و….تکنیک‌های مناسبی در درمان فشارهای ذهنی وسواس می‌باشند.

باید توجه داشت که ضربه‌های روحی نقش به سزایی در ایجاد وسواس ذهنی دارند.

درمان وسواس فکری

وسواس فکری در زنان و مردان به یک اندازه روی می‌دهد؛ اما  این وسواس عموماً در مردان از سنین پایین‌تری اتفاق می‌افتد. به دلیل ترس از قضاوت دیگران  و همچنین شرم و خجالت، درمان به تأخیر می‌افتد. وسواس فکری نتیجه اغراق در روند طبیعی روان‌شناختی می‌باشد، اما قطعاً قابل‌درمان می‌باشد و درمان رابطه مستقیمی به میزان تأثیر آن بر زندگی افراد دارد. برای درمان وسواس فکری:

  1. درمان از طریق روان‌شناختی: برخی از درمان‌ها کمک می‌کند بدون اجبار، با افکار وسواسی خود روبرو شویم. باید با درمانگر خود همکاری نماییم تا بتوانیم مشکلات را به دسته‌های جداگانه تفکر، احساسات و… طبقه‌بندی نماییم. درمانگر کمک می‌کند تا بیمار بدون ازبین‌بردن ترس و افکار وسواسی با آنها روبرو شود. بیمار قبل از پرداختن به افکار سخت‌تر، به مواردی می‌پردازد که حداقل اضطراب را دارد.
  2. دارو: دارویی که درمانگر تجویز می‌کند از نوع ضدافسردگی می‌باشد که می‌تواند با تغییر تعادل شیمیایی در مغز به بهبود بیمار کمک نماید. برای اختلال وسواس خفیف یک دوره کوتاه درمان توصیه می‌شود. اما اگر وسواس فکری شدت زیادی داشته باشد قاعدتاً طول دوره درمان طولانی‌تر می‌باشد.

درهرصورت امکان دارد مدت زیادی طول بکشد تا تأثیر درمان داروهای افسردگی مشاهده شود.

درمان وسواس تقارن

وسواس تقارن یا وسواس قرینه یکی از انواع شایع وسواس می‌باشد که موجب صدمات جسمی و روحی می‌شود. این وسواس در اوایل سنین کم بروز می‌کند و معمولاً دیگران آن را تأیید می‌کنند؛ زیرا از دید بزرگ‌ترها این بیماری از فرزندشان فردی منظم و مرتب می‌سازد. افرادی که دچار وسواس تقارن می‌شوند بر روی نحوه قرارگرفتن اجسام حساس هستند و در مواردی که اجسام نامرتب بر سر جای خود قرار داشته باشند دچار ناراحتی و حساسیت می‌شوند. این افراد حتی نسبت به دستخط‌هایی که مرتب نوشته نشده باشند حساسیت دارند. در بیماری قرینگی یا تقارن، فرد زمان زیادی را صرف مرتب نمودن اجسام می‌کند. این افراد گاهی دچار خرافات نیز می‌شوند به طور مثال عنوان می‌کنند اگر وسایل مرتب سر جای خود قرار نگیرد مادرم تصادف می‌کند! جالب است این فرد با علم به اینکه تفکرش مضحک می‌باشد، اما باز اصرار بدان دارد. گاهی ابتدایی‌ترین وسواس‌ها به مسائل بزرگ و پیچیده تبدیل خواهد شد. افرادی که دچار وسواس تقارن می‌شوند باید هرچه سریع‌تر به روانپزشک یا روان‌شناس مراجعه نمایند. به روش‌های زیر می‌توان اقدام به درمان وسواس قرینگی کرد:

  • درمان شناختی – رفتاری: این روش درمان، روشی گفتاری می‌باشد که به بیمار کمک می‌کند تا علت‌های فکری که این بیماری را تغذیه می‌کند را شناسایی نماید. پس از اینکه این الگوها و علت‌ها مشخص شد به بیمار کمک می‌شود تا  با آنها مقابله نموده و آنها را مرتفع نماید.
  • درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن‌آگاهی: در این روش به بیمار آموزش داده می‌شود که افکار مزاحم هیچ تسلطی بر آنها ندارد و تنها زمانی که به آنها پاسخ داده شود این افکار پررنگ و همچنین ترس‌ها تقویت خواهند شد. فن ذهن‌آگاهی شامل تمرینات تنفسی، مدیتیشن و تجسم هدایت شده می‌باشد.

درمان وسواس ترس از بیماری

یکی از انواع مشکلات اضطراب، ترس از بیماری می‌باشد. در این اختلال فرد بدون اینکه هیچ علائم بیماری داشته باشد از بیمار شدن هراس دارد. در این ترس فرد بیمار تمرکز بیش از اندازه به جسم خود دارد به حدی که عملکرد روزانه وی را تحت‌تأثیر قرار خواهد داد. درمان شناختی رفتاری مؤثرترین روش در بهبود این بیماری می‌باشد. اما اگر این اختلال شدت زیادی داشته باشد می‌توان از داروهای مهارکننده نظیر فلوکستین، سرترالین و….. استفاده نمود البته مصرف این داروها باید با روان‌درمانی همراه باشد برای غلبه بر ترس از بیماری می‌توان روش‌های زیر را انجام داد:

  1. اعتراف به ترس نماییم: باید به خودمان تلقین نماییم که ترس نمی‌تواند یک ضعف باشد.
  2. سبک زندگی خود را تغییر بدهیم: باید نسبت به همه امور نگرشی مثبت داشته باشیم. با تغییر سبک زندگی، ترس و اضطراب به میزان قابل‌توجهی از بین می‌رود.
  3. باید به خودمان گوشزد کنیم که سالم هستیم: باید بر سلامتی خود تمرکز نماییم و همواره به خودمان بگوییم که «من سالم هستم».
  4. تفریحات سالم را برای خود مشخص نماییم: اوقات فراغت خود را به تفریحات سالم اختصاص بدهیم و از توجه بیش از اندازه به جسم خود دست برداریم.
  5. به دنبال افکار تحریک‌کننده نباشیم: باید بدانیم چه افکاری باعث حساسیت و تحریک ما می‌شود باید به آنها بی‌اعتنا بود و به‌سلامتی خود اهمیت بدهیم
  6. و.……

 درمان وسواس تکراری

وسواس اجباری به عملی گفته می‌شود که تکراری فیزیکی یا تکراری ذهنی می‌باشد. وسواس چک‌کردن یکی از نشانه‌های بارز این اختلال می‌باشد. در این نوع بیماری فرد به ورطه تکرار وسواس خود می‌افتد و ناخواسته چندین بار آن را انجام می‌دهد و هر بار با وجود اطمینان‌یافتن از آن، مجدد مرتکب آن کار می‌شود و به‌نوعی دچار وارسی افراطی می‌شود. مبتلایانی که دچار وسواس چک‌کردن امور هستند پس از هر بار انجام قدری از اضطرابشان کم می‌شود؛ اما وسواس فکری آنها را از بین نمی‌برد. باید گفت این بیماری قابل‌درمان می‌باشد شاید در درمان به طور کامل این اختلال از بین نرود اما می‌تواند علائم آن را واپایش کند تا روند زندگی بیمار قدری بهتر شود. روند درمان بسته به نوع اختلال ممکن است طولانی‌مدت و یا کوتاه‌مدت باشد. از دو روش روان‌درمانی و یا دارودرمانی می‌توان به بهبود این بیماری دست پیدا نمود البته در برخی افراد این دو روش باید توأم با یکدیگر انجام شود.

درمان وسواس جوانان

در برخی از نوجوانان وسواس عاملی شایع می‌باشد جوانانی که قصد آغاز زندگی مستقل را داشته باشند، وسواس می‌تواند در رشد اجتماعی و رشد ذهنی آنها و همچنین در محیط‌های اجتماعی مثل دانشگاه، اثر منفی داشته باشد. جوان دانشجویی که در محیط خوابگاه با هم دانشجویان خود زندگی می‌کند با داشتن وسواس دچار استرس و اضطراب خواهد شد. می‌توان گفت وسواس در جوانان همچون بیماری میگرن، آسم، و…. یک بیمار مزمن می‌باشد و امکان دارد هرگز به طور کامل درمان نشود. گاهی اوقات باید اطرافیان و خانواده جوانانی که درگیر وسواس هستند، با شرایط او آشنا باشند و بتوانند با شرایط او سازگار شده و بدانند چگونه با او زندگی کنند. اما این به معنای درمان‌شدن جوانان تعبیر نمی‌شود. جوانان درگیر وسواس را می‌توان با روان‌درمانی و گاهی اوقات با برخی از داروها درمان نمود به‌طوری‌که انگار وجود ندارد. پس از مدتی که از دوره درمان‌جوان بگذرد وی یاد می‌گیرد که چگونه با خودش رفتار نماید و چگونه کارها و افکار وسواس‌گونه را در خودکنترل نماید.

درمان شناخت رفتاری بهترین راه درمان جوانان درگیر وسواس می‌باشد. این درمان همواره جواب می‌دهد و درمان‌کننده وسواس فکری جوانان می‌باشد.


نشانه های نشان دهنده نیاز فرزند به روان شناس کودک

«متاسفم! تموم کرده! اگه یه دیقه زودتر می‌رسید…» وقتی پای سلامتی در میان است، اهمیت وقت‌شناسی دوچندان می‌شود. سلامتی به دو بعد جسمانی و روانی تقسیم می‌شود و هر دو از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. ما بزرگ‌ترها وقتی با مشکلی در زمینه بهداشت جسم و روان مواجه می‌شویم، خیلی زود آن را شناسایی و به متخصص مراجعه می‌کنیم؛ اما کودکان معمولا متوجه مشکل نمی‌شوند یا به هر دلیلی از بیان آن اجتناب می‌کنند. به همین دلیل، شما برای حفظ سلامت روان کودک باید در مورد اینکه چه زمانی باید کودک را پیش روانشناس برد، اطلاعات دقیقی داشته باشید و بدانید چه زمانی فرزندتان به روانشناس کودک نیاز دارد.


چرا به روانشناس کودک مراجعه می کنیم؟

قدیم‌ترها کودکان را «بزرگسالان کوچک» می‌نامیدند و جز از لحاظ جسمانی، بین کودک و بزرگسال تفاوتی قائل نمی‌شدند؛ اما امروزه روان‌شناسان نظر دیگری دارند. به اعتقاد پیاژه، از پیشگامان روان‌شناسی نوین کودک، شیوه‌های تفکری و رفتاری بچه‌ها با بزرگسالان تفاوت دارد و آن‌ها دنیا را به گونه متفاوتی از ما درک می‌کنند. اگر دنیای آن‌ها با ما متفاوت است، پس برای فهم نحوه برخورد درست با بچه‌ها باید از متخصص حوزه کودک و نوجوان کمک بگیریم.

کودکان از مهارت‌های کلامی و ارتباطی ضعیف‌تری نسبت به بزرگسالان برخوردارند و تشخیص مشکلات آن‌ها با روندهای معمول مصاحبه بزرگسالان امکان‌پذیر نیست. به همین دلیل، روان‌شناسان از تکنیک‌های خاصی مانند تفسیر نقاشی کودکان و بازی‌درمانی برای شناخت مشکلات زیربنایی بچه‌ها استفاده می‌کنند. بنابراین، برای درک مشکلات فرزندان و نحوه برخورد درست با آن‌ها، مراجعه به روان‌شناس کودک ضروری است. 

پیشنهاد مطالعه: بازی درمانی برای کودکان و کاربردهای ارزشمند آن


اهمیت بردن به موقع کودک پیش روانشناس

از نظر اکثر ما، تنها بیماری‌های جسمانی مشکل محسوب می‌شوند و نیازمند پیگیری فوری و جدی هستند؛ اما برای درمان اختلالات روانی نیز خیلی زود دیر می‌شود. به اعتقاد اکثر مکاتب روان‌شناسی، تجارب و مشکلات دوران کودکی، شکل‌دهنده شخصیت ما در بزرگسالی هستند؛ یعنی اگر مشکلات دوران کودکی به موقع حل نشوند، در بزرگسالی تا حدود زیادی نسبت به درمان مقاومت می‌کنند. به زبان ساده‌تر، هرچه یک عادت یا ویژگی شخصیتی ناسالم به مدت ‌طولانی‌تری همراه کودک باشد، اصلاح و درمان آن سخت‌تر خواهد شد. بنابراین، بردن به موقع کودک پیش روان‌شناس از اهمیت زیادی برخوردار است.



روانشناس کودک چه کسی است؟

به روان‌شناسان متخصص در زمینه رشد کودک‌ونوجوان که برای تشخیص و درمان اختلالات ناشی از مشکلات رفتاری و هیجانی این گروه سنی آموزش دیده‌اند، روان‌شناس بالینی کودک‌ونوجوان گفته می‌شود. به دلیل اهمیت سلامت روان کودکان، برخی دانشجویان به صورت تخصصصی تحت رویکردهای درمانی خاصی مانند درمان شناختی رفتاری برای اختلالات کودکان و نوجوانان آموزش دیده‌اند. روان‌شناسان کودک، به آشنایی والدین، مربیان و معلمان از دنیای کودکانه و بهترین شیوه برخورد با نیازهای بچه‌ها کمک می‌کنند. آن‌ها با تخصص در 5 حوزه زیر، به اصلاح و درمان مشکلات روانی کودکان می‌پردازند:

  • مراحل رشد جسمانی، شناختی و هیجانی-اجتماعی
  • دوره‌های حساس رشد جسمانی، شناختی و هیجانی-اجتماعی، مانند دوره حساس یادگیری زبان یا بلوغ
  • مشکلات رفتاری خاصی مانند شب ادراری کودکان
  • مشکلات هیجانی بچه‌ها، مانند ترس‌ از دست‌ دادن والدین
  • تعاملات اجتماعی کودکان، مانند نحوه مدیریت تعارض

از کجا بفهمم فرزندم به روان‌شناس نیاز دارد؟

برای والدین، فهم زمان دقیق نیاز فرزند به روان‌شناس کمی مشکل است. دیگران شاید مشکل کودک را چیزی گذرا و موقت بدانند و به شما برچسب حساس‌بودن بزنند. متاسفانه، چک‌لیست دقیق و کاملی برای تصمیم‌گیری در مورد زمان دقیق مراجع به روان‌شناس وجود ندارد و این موضوع تا حدودی به تصمیم شخصی شما بستگی دارد. در واقع، صحبت با یک متخصص در اکثر مواقع به حل بهتر مشکلات‌ هیجانی و ارتباطی فرزندان کمک می‌کند. حتی اگر مشکل کودک موقتی یا مربوط به دوره‌ سنی خاصی باشد، درمان باعث مواجهه بهتر او و شما با آن خواهد شد. در ادامه به چند مورد از زمان‌های نیاز کودک به روان‌شناس اشاره می‌کنیم.

مواجهه با موقعیت های استرس زا

بعضی بچه‌ها حساس‌تر از بقیه هستند و نسبت به حوادث استرس‌زا، واکنش‌های هیجانی منفی بیشتری نشان می‌دهند؛ بنابراین، با مشاهده کوچک‌ترین علائم استرس و اضطراب در هنگام مواجهه فرزند با رویدادهای آسیب‌زا، از روان‌شناس کمک بگیرید. مسائلی مانند قلدری در مدرسه، بدرفتاری کلامی و فیزیکی، ضعف سلامت جسمانی، طلاق والدین، تولد فرزند جدید و تغییر محل زندگی از موقعیت‌های استرس‌زای رایج هستند که به بروز مشکلاتی مانند سندروم خستگی مزمن در کودکان و نوجوانان منجر شوند.

استرس‌های مزمن می‌توانند یکی از دلایل بروز مشکلات زبانی مانند لکنت زبان در کودکان باشند.


سرکشی و تندخویی نامتناسب با سن و محیط کودک

اگر رفتارهای پرخاشگرانه و تکانشگرانه فرزندتان بیش از حد موردانتظار برای سن و محیط اجتماعی او است، از روان‌شناس کمک بگیرید. اختلالات زیادی مانند اختلالات رفتاری تخریبی، اختلال سلوک و بیش فعالی کودکان در بروز این رفتارها تاثیرگذار هستند. درمان این مشکلات در دوران کودکی بسیار راحت‌تر است و به رشد و موفقیت بیشتر فرزندتان کمک خواهد کرد.


بدتر شدن تدریجی مشکل

گاهی شروع یک مشکل طبیعی، اما ادامه‌یافتن و شدت‌گرفتن آن غیرطبیعی است. به عنوان مثال، بچه‌ها در حدود 2-3 سالگی، تا حدودی لجباز می‌شوند و سپس این لجبازی به مرور فروکش می‌کند. اگر با وجود تمام تلاش‌ها و امتحان‌کردن راه‌حل‌های مختلف، لجبازی کودک روز به روز بدتر شود، احتمالا نشانه یک مشکل زیربنایی مانند حساسیت اضطرابی او باشد. در این مواقع، برای درمان کودک لجباز باید از روان‌شناس کمک بگیرید. 

تجارب دردناک هیجانی (تروما)

شدت برخی از تروماهای دوران کودکی به حدی است که منجربه اختلال استرس پس از ضریه (تروما) و اختلال پانیک یا وحشتزدگی در کودکان و نوجوانان می‌شود. اگر فرزندتان بعد از رویداد استرس‌زای شدیدی مانند از دست‌دادن پدر/مادر، تصادف یا کودک آزاری جنسی، با مشکلات هیجانی مانند کابوس شبانه مواجه شد، حتما و حتما از روان‌شناس بالینی کودک‌ونوجوان کمک بگیرید. عدم درمان این اختلال در دوران کودکی، احتمال بروز افسردگی، اضطراب، وسواس کودک و خودکشی در نوجوانی و بزرگسالی را افزایش می‌دهد. 


تغییرات شخصیتی افراطی و نامعمول

گاهی اخلاق و رفتار کودک به یک‌باره تغییر می‌کند. به عنوان مثال، از فردی برونگرا و پرجنب‌وجوش، به فردی درونگرا و گوشه‌نشین یا از فردی درس‌خوان به دانش آموزی تنبل تبدیل می‌شود. چنین تغییر و تحولاتی، به ندرت ناشی از عوامل طبیعی و سازگارانه هستند؛ پس احتمالا مشکل تشخیص داده‌نشده‌ای مانند ابتلا به اختلال یادگیری بر سر راه فرزندتان وجود دارد. در مواجهه با مسائلی مانند تشخیص و درمان اختلالات یادگیری، حتما از روا‌ن‌شناس کمک بگیرید. همچنین می‌توانید از مقاله اختلالات یادگیری برای آشنایی بیشتر استفاده کنید.


مشکلات تحصیلی

وجود مشکلاتی مانند بیش فعالی یا دیرآموزی، باعث بروز مشکلات تحصیلی در بچه‌ها می‌شود. این مشکلات اگر به موقع درمان نشود، باعث ازبین‌بردن انگیزه درس و تحصیل در آن‌ها می‌شود؛ پس حتما با روان‌شناسان و مشاوران مدرسه برای تشخیص و درمان مشکلاتی مانند اختلالات یادگیری و کودکان دیرآموز مشورت کنید. 

ضعف در مهارت های ارتباطی و دوست یابی

تعاملات اجتماعی سالم و نحوه مدیریت تعارضات ارتباطی، یکی از مهم‌ترین عوامل سلامت روان کودک است. ضعف در مهارت‌های ارتباطی و دوست‌یابی بچه‌ها احتمالا به مسائلی مانند اختلال طیف اوتیسم، خجالتی‌بودن کودک، اضطراب اجتماعی، حسادت، خودشیفتگی و پیامدهای آن مانند طرحواره استحقاق در نوجوانان مربوط است. روان‌شناسان به شما در تشخیص و درمان این مشکلات کمک می‌کنند.

اضطراب و استرس بیش از حد

اضطراب‌های کودکی درمان‌نشده به‌مرور شدید و شدیدتر می‌شوند و بر تمام زندگی فرزندتان سایه می‌اندازند. اگر فرزندتان به صورت افراطی احساس نگرانی می‌کند و این موضوع باعث اختلال در عملکرد مدرسه، بی‌اشتهایی کودک، بدخوابی و مشکلاتی از این دست می‌شود، حتما با یک روان‌شناس مشورت کنید. به دلیل شدت‌ بیشتر ترس‌ها در سنین ابتدایی، مشکلاتی مانند فوبیا در کودکان را جدی بگیرید و در اسرع وقت برای درمان‌شان اقدام کنید.


شش مرحله ازدواج چیست؟ چرا مرحله سوم سخت‌ترین مرحله است؟

ازدواج سفری پر از رشد، کشف و گاهی چالش‌هایی است که پیوند بین دو نفر را آزمایش می‌کند. در حالی که هر رابطه‌ای منحصر به فرد است، اکثر ازدواج‌ها مراحل قابل تشخیصی را طی می‌کنند. شیوانی مصری سادو، متخصص برجسته روابط و یکی از مشاوران برتر ازدواج در دهلی و هند ، می‌گوید: «درک این مراحل می‌تواند به زوج‌ها کمک کند تا از مشکلات عبور کنند، ارتباط خود را تقویت کنند و انتظارات واقع‌بینانه‌ای داشته باشند . »

سوالاتی که ممکن است بپرسید

۱. چرا زوج‌ها اغلب در سال‌های اولیه ازدواج با بیشترین مشکلات مواجه می‌شوند؟

با گذر زوج‌ها از هیجان اولیه ازدواج و ورود به واقعیت‌های زندگی روزمره، چالش‌های بسیاری پدیدار می‌شوند. تفاوت در عادات، سبک‌های ارتباطی و انتظارات می‌تواند آشکار شود و اگر آگاهانه به آنها پرداخته نشود، اغلب منجر به درگیری می‌شود.

۲. آیا یک ازدواج می‌تواند از مرحله ۳، یعنی مبارزه قدرت، جان سالم به در ببرد؟

بله. مرحله ۳ می‌تواند شدید به نظر برسد، اما با ارتباط باز، درک متقابل و تمایل به رشد، زوج‌ها می‌توانند قوی‌تر ظاهر شوند. این مرحله کمتر در مورد اجتناب از درگیری و بیشتر در مورد یادگیری چگونگی عبور از آن با هم است.

شش مرحله ازدواج، همانطور که توسط درمانگر زوج، شیوانی سادو، توضیح داده شده است

مرحله ۱: فاز ماه عسل

این دوره، دوره هیجان و ایده‌آل‌سازی است. همه چیز جدید و هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد و زوج‌ها اغلب با تمرکز بر عشق و ارتباط، از نقص‌ها چشم‌پوشی می‌کنند.

مرحله ۲: واقعیت خود را نشان می‌دهد

با فروکش کردن هیجان اولیه، اختلافات بین زوجین آشکارتر می‌شود. عادت‌ها، روال‌ها و حتی رفتارهای عجیبی که قبلاً دوست‌داشتنی بودند، اکنون می‌توانند چالش‌برانگیز به نظر برسند.

مرحله ۳: مبارزه قدرت

این مرحله که اغلب سخت‌ترین مرحله نامیده می‌شود، زمانی است که درگیری‌ها و اختلاف نظرها بیشتر می‌شود. زوج‌ها در مورد دوام ازدواج تردید دارند و با مسائل شخصی یا رابطه‌ای حل نشده‌ای روبرو می‌شوند. شدت عاطفی می‌تواند طاقت‌فرسا به نظر برسد، اما در عین حال مرحله‌ای است که در صورت هدایت آگاهانه، فرصتی برای ایجاد انعطاف‌پذیری و درک عمیق‌تر فراهم می‌کند.

مرحله ۴: بازسازی و پذیرش

پس از گذر از اختلافات، زوجین شروع به بازیابی اعتماد و درک متقابل می‌کنند. پذیرش تفاوت‌های یکدیگر و توانایی سازش، پایه و اساس رابطه را تقویت می‌کند.

مرحله ۵: ارتباط عمیق

در این مرحله، زوج‌ها اغلب پیوند عاطفی و معنوی عمیقی را احساس می‌کنند. آن‌ها به طور مؤثرتری ارتباط برقرار می‌کنند، از رشد یکدیگر حمایت می‌کنند و حس مشارکتی را به اشتراک می‌گذارند که فراتر از عاشقانه‌های سطحی است.

مرحله ۶: میراث و هدف

در اینجا، زوج‌ها بر ساختن چیزی بزرگتر از خودشان تمرکز می‌کنند، چه خانواده، چه جامعه یا اهداف مشترک. نوعی حس رضایت از مشارکت با یکدیگر و به جا گذاشتن تأثیری ماندگار وجود دارد.

شناسایی مرحله شما

تشخیص اینکه ازدواج شما در کدام مرحله قرار دارد می‌تواند به شما در مدیریت انتظارات، تقویت ارتباطات و رویکرد آگاهانه‌تر به چالش‌ها کمک کند. اگر خود را در مرحله ۳ یافتید، به یاد داشته باشید که احساس مورد آزمایش قرار گرفتن به معنای شکست نیست - این فرصتی برای رشد است.

استراتژی‌های لازم برای عبور از مرحله ۳ عبارتند از:

  • به دنبال زوج درمانی یا راهنمایی حرفه ای باشید
  • برقراری مجدد ارتباط عاطفی و تقویت صمیمیت
  • اولویت دادن به رشد شخصی در کنار رشد رابطه‌ای
  • یادگیری تکنیک‌های حل تعارض سازنده

ازدواج مقصد نهایی نیست، بلکه سفری مداوم است. هر مرحله هدف خود را دارد و حتی سخت‌ترین دوره‌ها، مانند مرحله ۳، می‌توانند پیوند بین زوجین را تقویت کنند، اگر با صبر و تعهد به آنها نزدیک شویم.