افسردگی در نوجوانان یک مشکل جدی سلامت روان است. این اختلال سبب میشود نوجوان احساس غم و اندوه پیوسته داشته باشد. او علاقه خود به انجام فعالیتهای روزمره و لذتبخش را از دست میدهد. این اختلال سلامت روان میتواند بر نحوه تفکر و تعقل فرزند نوجوان شما تأثیر بگذارد و احساسات و رفتارهای او را تغییر دهد. این بیماری حتی میتواند سبب بروز مشکلات عاطفی، عملکردی و فیزیکی در او شود.
باوجوداینکه افسردگی میتواند در هر بخشی از زندگی ما رخ دهد، اما در همه افراد به یک صورت بروز نمیکند. نظر به اینکه نوجوانان در دوره حساسی از زندگی به سر میبرند و تغییرات فیزیکی و روانی وسیعی را تجربه میکنند، بروز افسردگی میتواند سلامت روان و عملکرد او در آینده را به چالش بکشد. علایم افسردگیدر نوجوانان و بزرگسالان با اینکه تشابهاتی دارند اما در پارهای از موارد نیز دارای تفاوت هستند.
مسائلی همچون فشار همسالان، انتظارات تحصیلی و تغییرات فیزیکی در نوجوانان رخ میدهد، میتوانند نوسانات گستردهای را در زندگی نوجوانان به وجود بیاورند. در حالت نرمال این تغییرات و فراز و نشیبها سبب بروز احساساتی زودگذر میشوند، اما در برخی از نوجوانان کاهش سطح روحیه و تغییرات خلقی بیش از احساسات موقتی است و نشانههای افسردگی در آنها دیده میشود.
باید بدانید که نمیتوانید از فرزند خود خیلی راحت بخواهید بر افسردگی غلبه کند. افسردگی در نوجوان یک ضعف یا مسئله سطحی نیست که بتواند تنها با میل و اراده خود بر آن غلبه کند. این اختلال روان درصورتیکه کنترل و درمان نشود، میتواند عواقب جدی به همراه داشته باشد و نیاز به درمان طولانیمدت دارد. در بیشتر نوجوانان، علائم افسردگی با درمانهایی مانند دارو و مشاوره روانشناختی کاهش پیدا میکند. در ادامه میتوانید علائم خاص افسردگی در نوجوانان را ملاحظه نمایید.
علائم و نشانههای افسردگی نوجوانان شامل ایجاد تغییراتی مشهود نسبت به نگرش و رفتارهای قبلی آنها است. این تغییرات میتوانند سبب بروز ناراحتی و مشکلات قابلتوجهی در محل تحصیل یا خانه شوند. همچنین این تغییرات میتوانند نوجوان افسرده را از فعالیتهای اجتماعی دور کنند و در سایر زمینههای زندگی نیز او را ضعیف نمایند.
معمولاً نوجوانانی کاملاً درگیر افسردگی میشوند و یا در حال تجربه علائم افسردگی هستند، دائماً احساس غم و اندوه دارند. این غم و اندوه شامل گریه بدون دلیل و آشکار نیز میشود. فرزند شما بهصورت مداوم احساس ناامیدی دارد و نسبت به مسائل پیرامون افکار منفی ابراز میکند. او ممکن است احساس خشم داشته باشد و بر سر مسائل خیلی کوچک نیز پرخاش کند.
علائم افسردگی از نظر شدت میتوانند متفاوت باشند، بنابراین هرگز فرزند خود را با نوجوان مبتلای دیگر و یا افرادی که در خانوادهتان تجربه افسردگی داشتند مقایسه نکنید. ولی بهطورکلی تغییرات در احساسات و رفتار نوجوان شما ممکن است شامل موارد زیر شود:
معمولاً نوجوانانی در معرض افسردگی قرار دارند، تغییرات رفتاری زیر در آنها مشاهده میشود:
هنگامی که کودکی دچار اضطراب می شود، طبیعی است که بدانیم برای درمان استرس کودکان چه باید کرد. اما اگر سطح آگاهی شما درباره درمان استرس در کودکان کم باشد، نخواهید توانست آنها را از استرس به وجود آمده محافظت کنید. حتی این امکان وجود دارد که ناخواسته به اضطراب آنها دامن بزنید. شاید بهترین راه حل رفع استرس این باشد که کودک را تشویق کنیم در زمان بروز اضطراب با آن مقابله کند. تمرین هایی وجود دارند که اگر آنها را به کودکان آموزش بدهیم، خواهند توانست سطح استرس خود را پایین بیاورند. در ادامه توجه شما را به ده تمرین عملی برای از بین بردن استرس در کودکان جلب می کنیم.
یک ) با کودک خود همدلی کنید
برای درمان استرس کودکان بهترین کار این است که والدین به کودک توجه بیشتری نشان بدهند. والدین باید به او اطمینان بدهند که این وضعیت همیشگی نیست و با گذشت زمان ناراحتی ها و استرس های بوجود آمده کم کم از بین می روند. هیج وقت اجازه ندهید حرفی یا عملی از شما سطح اضطراب کودک را بالا ببرد. کافی است با کودک خود همدلی کنید. مثلا به او بگویید، « می دونم که از دوربین عکاسی خوشت نمیاد. من بهت کمک می کنم که این دوربین یک عکس خوب از تو بگیره!»
هرگز به صورت مستقیم درباره موضوعی که باعث اضطرابش شده است، حرف نزنید. مثلا نگویید آیا برای امتحان فردا استرس داری؟ در عوض می توانید از این جمله استفاده کنید، درباره امتحان فردا چه احساسی داری؟ اگر لحن صدا و زبان بدن شما به گونه ای باشد که آرامش نسبی به کودک را القاء کند، می توان امیدوار بود که فرزندتان بیشتر درباره احساساتش با شما حرف بزند و آرامش بیشتری به دست آورد.
کمک به طفل برای دور کردن از موضوعاتی که باعث استرس او شده است، می تواند خوب و مفید باشد اما در طولانی مدت استرس او را تقویت می کند. اجازه بدهید، این طور بگوییم؛ کودکی را در نظر بگیرید که از یک موقعیت استرس آور ناراحت شده است. طبیعی است که گریه می کند. در وهله اول این گریه برای موقعیتی است که وجود دارد اما والدین اگر به جای توجه به استرس کودک، تنها در پی ساکت کردن او باشند، کودک یاد می گیرد برای به دست آوردن نیازهایش از گریه استفاده کند. این گریه دیگر ناشی از استرس نیست بلکه کودک می خواهد وضعیت را به نفع خودش دستکاری کند.
درمان استرس کودکان را جدی بگیرید!
دو ) درمان استرس کودکان با پرت کردن حواس !
راه کار دیگری که می تواند اضطراب کودک را پایین بیاورد، پرت کردن حواس اوست. سعی کنید حواس فرزندتان را از موضوعی که باعث شده است او دچار استرس شود، پرت کنید. یک اسباب بازی به او نشان بدهید یا برایش یک قصه خیالی تعریف کنید.
سه ) کودک را با ترس هایش آشنا کنید!
درمان استرس کودکان می تواند با روبرو کردن آنها با ترس ها و استرس هایشان انجام شود. شما می توانید به او بگویید که استرس داشتن امری طبیعی است و گاهی افراد به آن دچار می شوند. مهم این است که بتوانیم بر آن غلبه نماییم؛ نه این که از آنها فرار کنیم.
چهار ) درمان استرس کودکان با درگیر کردن آنها
درمان استرس و اضطراب در کودکان می تواند با دیدن یک فیلم ، بازی یا خواندن کتاب امکان پذیر باشد. تنها کافی است فضای خانه را آرام نگه دارید. حتی یک شام خانوادگی نیز می تواند در کم کردن سطح استرس کودک نقش داشته باشد. اجازه بدهید کودک در بازی ها نقش اول را داشته باشد و بازی را مدیریت کند. از او بخواهید بقیه داستانی را که شما برای او خوانده اید، ادامه دهد.
پنج ) انتظارات واقع بینانه داشته باشید
درمان استرس کودکان می تواند همراه با انتظارات واقع بینانه شما همراه باشد. به این معنی که هرگز به کودک نگویید استرس او غیر مقعول است . می توانید به او بگویید استرس شب امتحان را همه تجربه کرده اند و یا افتادن در حین بازی فوتبال امری است طبیعی و این موارد را می توان کنترل و مدیریت کرد. به کودک خود یاد بدهید که به جای فرار از امتحان یا زمین فوتبال با آنها روبرو شود. به او بگویید که شما انتظار نمره بیست از او ندارید یا هرگز نمی خواهید که در زمین فوتبال از همه بهتر بازی کند. به او نشان دهید که سطح انتظارات شما از توانایی های او در حد معقول بوده و غیر واقع بینانه نیست.
شش) به احساس کودک احترام بگذارید اما قدرت همچنان در دست خودتان باشد
درمان استرس کودکان فرایندی آسان اما زمانبر است. آسان از آن جهت است که می توانید با چند راهکار خانگی سطح اضطراب کودک را پایین آورید اما این کاهش استرس زمان می خواهد. اگر می بینید که کودک شما از رفتن به پزشک می هراسد، با او همدلی کنید، برایش توضیح دهید که بیماری با نرفتن به پزشک چه خطراتی دارد. به او دلگرمی بدهید که همیشه کنارش هستید اما در نهایت او را با ترسی که دارد روبرو سازید. هرگز اجازه ندهید که کودک با گریه ها و بی قراری هایش قدرت را از دست شما خارج کند.
هفت ) به ترس های کودک دامن نزنید؛ این یک راهکار برای درمان استرس کودکان است!
یک راهکار دیگر برای درمان استرس کودکان دامن نزدن به آنهاست. تصور کنید که کودک شما از دیدن یک سگ دچار هراس شده است. این تجربه منفی می تواند از خاطره کودک پاک شود. اما اگر شما کودک را به گردش می برید و همچنان نگران هستید که با آمدن یک سگ کودک شما دچار ترس و واهمه شود، به صورت ناخودآگاه این پیام را به طفل خود منتقل می کنید که باید همچنان از سگ بترسد. سعی کنید در چنین موقعیت هایی است کودک را آرام نگه دارید و به او بگویید اضطراب خود را تحمل کند. حالات و روحیات شما نیز در انتقال ترس و استرس بسیار موثر است.
اصطلاح «تراجنسیتی» یک تشخیص روانپزشکی نیست. این اصطلاح برای اشاره به فردی استفاده میشود که جنسیت تعیینشده در بدو تولد (معمولاً بر اساس ظاهر اندام تناسلی خارجی) او با هویت جنسیتیاش (احساس روانشناختی فرد از جنسیتش) همسو نیست. برخی از افرادی که خود را تراجنسیتی میدانند ، «نارضایتی جنسیتی» را تجربه میکنند، یک تشخیص روانپزشکی که به پریشانی روانی ناشی از ناهمخوانی بین جنسیت تعیینشده در بدو تولد و هویت جنسیتی فرد اشاره دارد. اگرچه نارضایتی جنسیتی گاهی اوقات میتواند در کودکی شروع شود، اما برخی افراد ممکن است تا بعد از بلوغ یا خیلی دیرتر آن را تجربه نکنند.
افراد تراجنسیتی به روشهای مختلفی به دنبال تأیید جنسیت خود هستند. این امر میتواند به سادگی شامل یک گذار اجتماعی (تغییر نام، ضمایر یا نوع لباس پوشیدن)؛ یک گذار قانونی (مثلاً تغییر نشانگرهای جنسیتی در مدارک دولتی)؛ گذار پزشکی (مثلاً سرکوب بلوغ یا هورمونهای تأییدکننده جنسیت)؛ و گذار جراحی (مثلاً واژینوپلاستی، جراحی زنانهسازی صورت، بزرگ کردن سینه، بازسازی سینه مردانه و غیره) باشد. همه افراد تراجنسیتی تمایلی به همه حوزههای تأیید جنسیت ندارند، زیرا این موارد تصمیماتی کاملاً شخصی و فردی هستند.
لازم به ذکر است که اصطلاح «هویت جنسیتی» با «بیان جنسیتی» متفاوت است. هویت جنسیتی به حس روانشناختی فرد از جنسیت خود اشاره دارد؛ بیان جنسیتی به نحوهی ارائهی خود به جهان به صورت جنسیتی اشاره دارد. به عنوان مثال، پوشیدن لباس، بیان جنسیتی «زنانه» و پوشیدن کت و شلوار، بیان جنسیتی «مردانه» محسوب میشود. بیانهای جنسیتی از نظر فرهنگی تعریف میشوند و در طول زمان و فرهنگ متفاوت هستند.
هویت جنسیتی با گرایش جنسی نیز متفاوت است. گرایش جنسی به انواع افرادی اشاره دارد که فرد از نظر جنسی به آنها جذب میشود. همانند افرادی که سیسجندر (افرادی که جنسیت تعیینشده در بدو تولدشان با هویت جنسیتیشان همسو است) هستند، افراد تراجنسیتی نیز طیف متنوعی از گرایشهای جنسی دارند.
راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم، ویرایش متن (DSM-5-TR). 1 شامل یک تشخیص کلی اختلال هویت جنسیتی با معیارهای خاص جداگانه برای کودکان پیش از بلوغ و نوجوانان و بزرگسالان است.
DSM-5-TR اختلال هویت جنسیتی در نوجوانان و بزرگسالان را به عنوان ناهمخوانی قابل توجه بین جنسیت تجربه شده/ابراز شده فرد و جنسیت تعیین شده او تعریف میکند که حداقل ۶ ماه طول بکشد و با حداقل دو مورد از موارد زیر آشکار شود:
برای اینکه این اختلال معیارهای تشخیص را داشته باشد، باید با پریشانی یا اختلال بالینی قابل توجه در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینههای مهم مرتبط باشد.
DSM-5-TR اختلال هویت جنسیتی در کودکان را به عنوان ناهمخوانی قابل توجه بین جنسیت تجربه شده/ابراز شده فرد و جنسیت تعیین شده، که حداقل ۶ ماه طول بکشد، تعریف میکند که با حداقل شش مورد از موارد زیر آشکار میشود (که یکی از آنها باید اولین معیار باشد):
همانند معیارهای تشخیصی برای نوجوانان و بزرگسالان، این وضعیت همچنین باید با پریشانی یا اختلال بالینی قابل توجه در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینههای مهم مرتبط باشد.
حمایت از افراد مبتلا به اختلال هویت جنسیتی میتواند شامل کاوش بیپایان احساسات و تجربیات آنها در مورد هویت و ابراز جنسیتی باشد، بدون اینکه درمانگر هیچ هویت یا ابراز جنسیتی از پیش تعریفشدهای را به عنوان نتیجهای ترجیحی نسبت به دیگری تعریف کند.2 تلاشهای روانشناختی برای تغییر هویت جنسیتی (که گاهی اوقات به عنوان تلاشهای تبدیل هویت جنسیتی [GICE] یا "درمان تبدیل هویت جنسیتی" شناخته میشود) با پیامدهای نامطلوب سلامت روان مرتبط بودهاند .2،3
حمایت همچنین میتواند شامل تأیید در حوزههای مختلف باشد. تأیید اجتماعی ممکن است شامل پذیرش ضمایر، نامها و جنبههای مختلف ابراز جنسیتی توسط فرد باشد که با هویت جنسیتی او مطابقت دارد. 4،5 تأیید قانونی ممکن است شامل تغییر نام و نشانگرهای جنسیتی در اشکال مختلف شناسایی دولتی باشد. 6 تأیید پزشکی ممکن است شامل سرکوب بلوغ برای نوجوانان جوانتر مبتلا به اختلال هویت جنسیتی و هورمونهای تأییدکننده جنسیت مانند استروژن و تستوسترون برای نوجوانان و بزرگسالان بزرگتر باشد. 7، 8، 9، 10، 11، 12 تأیید پزشکی هرگز برای کودکان قبل از بلوغ توصیه نمیشود. 7، 8 برخی از بزرگسالان (و کمتر اوقات نوجوانان بزرگتر) ممکن است جنبههای مختلفی از تأیید جراحی را انجام دهند. 7، 8، 13
طرد هویت جنسیتی فرد توسط خانواده و جامعه، پیشبینیکنندههای قوی مشکلات سلامت روان در بین افراد تراجنسیتی هستند.14 درمان خانوادگی و زوجی میتواند برای ایجاد محیطی حمایتی که به سلامت روان فرد اجازه رشد میدهد، مهم باشد. والدین کودکان و نوجوانان تراجنسیتی ممکن است از گروههای حمایتی بهرهمند شوند. گروههای حمایتی همسالان برای خود افراد تراجنسیتی اغلب برای اعتبارسنجی و به اشتراک گذاشتن تجربیات مفید هستند.
افراد تراجنسیتی از سطح بالایی از انگ اجتماعی، تبعیض و قربانی شدن رنج میبرند که این امر به تصویر منفی از خود و افزایش میزان سایر اختلالات سلامت روان منجر میشود. ۱۵ افراد تراجنسیتی در مقایسه با عموم مردم در معرض خطر بیشتری برای قربانی شدن و جرایم ناشی از نفرت هستند. میزان خودکشی در بین افراد تراجنسیتی به طور قابل توجهی بالاتر از جمعیت عمومی است. ۱۶
کودکان و نوجوانان تراجنسیتی اغلب قربانی قلدری و تبعیض در مدرسه میشوند که میتواند به پیامدهای جدی و نامطلوب سلامت روان منجر شود.17 اغلب برای ایجاد محیطهای امن و تأییدکننده در مدرسه، مداخلاتی لازم است.
افراد تراجنسیتی همچنین ممکن است در دسترسی به مراقبتهای بهداشتی مناسب و پوشش بیمهای خدمات مرتبط با چالشهایی روبرو شوند.
اصطلاحات مهم مرتبط با اختلال هویت جنسیتی: ۱۸
ارزیابیها و گزارشهای مهاجرت روانشناختی در چهار حوزه اصلی از مراحل مهاجرت استفاده میشوند:
۱. سختی شدید و استثنایی
در موارد سختی شدید و استثنایی، شهروند ایالات متحده یا مقیم دائم قانونی (LPR) ایالات متحده، همسر، نامزد، والدین یا فرزند فردی است که ممکن است از ایالات متحده اخراج شود. شهروند آمریکایی بر این اساس درخواست معافیت میدهد که اخراج منجر به سختی شدید و استثنایی میشود.
هدف از ارزیابی روانشناختی، ارزیابی و توضیح سختیهایی است که همه اعضای خانواده مربوطه در صورت عدم اعطای معافیت با آن مواجه خواهند شد. نظر حرفهای ارائه شده در ارزیابی روانشناختی، پرونده را تا حد زیادی تقویت میکند.
برای مشاوره با روانشناس زن در تهران با گروه ویان تماس بگیرید.
۲. همسرآزاری: VAWA (قانون خشونت علیه زنان)
علیرغم نام این قانون، مقررات مهاجرتی VAWA هم به نفع زنان و هم به نفع مردان است. در موارد همسرآزاری، زن یا مردی از یک کشور خارجی با یک شهروند یا مقیم دائم قانونی (LPR) ایالات متحده ازدواج میکند. پس از ازدواج، مهاجر ادعای وجود خشونت خانگی را مطرح میکند و به دنبال ثبت وضعیت قانونی جداگانه از همسر شهروند آمریکایی خود است، معمولاً به این دلیل که همسر شهروند آمریکایی یا LPR در این فرآیند به همسرش کمک نمیکند. تبعه خارجی میتواند حتی اگر ازدواج به طلاق منجر شده باشد، دادخواست VAWA را ثبت کند، مشروط بر اینکه بین طلاق و خشونت خانگی و/یا آزار و اذیت ارتباطی وجود داشته باشد. آزار و اذیت میتواند به شکل آزار کلامی، جسمی، جنسی و/یا روانی باشد. ناسازگاریهای زناشویی که باعث فشارهای شدید بر ازدواج میشوند و در واقع میتوانند منجر به طلاق شوند، به خودی خود ظلم شدید محسوب نمیشوند. «ظلم و ستم شدید» شامل موارد زیر میشود، اما محدود به آنها نیست: تهدید به خشونت، بازداشت اجباری، سوءاستفاده روانی، سوءاستفاده جنسی، استثمار، تجاوز جنسی، آزار و اذیت جنسی، زنای با محارم (در صورتی که قربانی خردسال باشد) و فحشای اجباری.
علائم سوءاستفاده همیشه آشکار نیستند و هیچ کس دیگری شاهد سوءاستفاده نبوده است یا قربانی آنقدر وحشتزده است که نمیتواند درخواست کمک کند. نمونههایی از اعمال غیرخشونتآمیز که ممکن است ظلم شدیدی نیز محسوب شوند، عبارتند از انزوای اجتماعی قربانی، تهدید به اخراج، تهدید به آسیب جسمی، اجازه ندادن به قربانی برای یافتن شغل، تحقیر قربانی و تحقیر قربانی به صورت خصوصی و/یا عمومی. مهمترین هدف VAWA این است که به شما، به عنوان قربانی، اجازه دهد وابستگی خود را به همسر سوءاستفادهگر خود با اجازه دادن به شما برای درخواست اقامت دائم، بدون رضایت، کمک، حمایت یا مشارکت همسرتان، قطع کنید.
در این موارد، مهم است که درمانگر دامنه و ماهیت سوءاستفاده و تأثیر عاطفی که سوءاستفاده بر شما داشته است را ارزیابی کند. در امنیت فرآیند ارزیابی، میتوانید در مورد مصیبت دردناک و تأثیر نامطلوب آن بر زندگی و سلامت عاطفی خود صحبت کنید. این فرآیند همچنین میتواند توانمندساز باشد و به روند بهبودی کمک کند.
۳. ویزای U
ویزای U به مهاجران، از جمله مهاجران بدون مدرک، که قربانی جرایم جدی در ایالات متحده شدهاند، وضعیت قانونی میدهد. این جرایم شامل، اما نه محدود به، سوءاستفاده جنسی، خشونت خانگی، بردگی اجباری، استثمار جنسی، آدمربایی، قاچاق و تجاوز جنسی میشود. با ویزای U، مهاجر میتواند تا چهار سال در ایالات متحده بماند و کار کند. با این حال، پس از سه سال، قربانی با ویزای U میتواند برای کارت سبز درخواست دهد. هدف از ارزیابی روانشناختی، ارزیابی میزان پیامدهای جدی جسمی، روانی یا عاطفی این تجربه است. متقاضی ویزای U باید مایل به کمک به پلیس و/یا دفتر دادستانی منطقه در تحقیقات و/یا پیگرد قانونی مجرم باشد.
۴. پناهندگی سیاسی
متقاضیان پناهندگی سیاسی اغلب در کشور خود در معرض محرومیت شدید، سوءاستفاده شدید و حتی شکنجه قرار گرفتهاند. اغلب، این بدرفتاری با آزار و اذیت سیاسی، مذهبی و/یا قومی مرتبط است. در مقطعی، فرد از کشور خود به ایالات متحده فرار میکند و درخواست پناهندگی سیاسی میدهد.
هدف از ارزیابی مهاجرت در پروندههای پناهندگی، جمعآوری اطلاعات در مورد این بدرفتاری و بررسی تأثیر روانی این شرایط بر مهاجر است. شایعترین حالت این است که فرد در نتیجه سوءاستفاده، دچار مشکلات روانی مانند اختلالات استرس پس از سانحه (PTSD)، اضطراب شدید و/یا افسردگی شده است.
اگر پرونده مهاجرت شما مربوط به پناهندگی سیاسی است، ارزیابی میزان و شدت آسیب اولیه شما، اینکه آیا پس از ورود به ایالات متحده همچنان از علائم روانی رنج میبرید یا خیر و اینکه پیامدهای روانی آن چقدر میتواند طولانی مدت باشد، مهم است. علاوه بر کمک حقوقی که دریافت میکنید، ارزیابی مهاجرت میتواند به شما در برقراری ارتباط و مستندسازی جنبههای سلامت روان پروندهتان کمک کند.
در طول تجربه کاریام، با جمعیتهای فرهنگی متنوعی کار کردهام و همچنین ارزیابیهای روانشناختی متعددی انجام دادهام. داشتن یک گزارش ارزیابی کامل و تکمیلشده میتواند تفاوت قابلتوجهی در نتیجه پرونده شما ایجاد کند. علاوه بر این، داشتن فرصتی برای صحبت در مورد مشکلات و عوامل استرسزا، از جمله آسیبهای مرتبط با فرآیند مهاجرت، میتواند گامی توانمندساز و همچنین التیامبخش باشد. به اشتراک گذاشتن سختیها، دردها و چالشهایی که برای غلبه بر آنها مبارزه کردهاند، به بسیاری از مهاجران این امکان را میدهد که از نقاط قوت خود قدردانی کنند و همچنین زمینههایی را شناسایی کنند که در آنها میتوانند از کمک و حمایت عاطفی بیشتری استفاده کنند. هر موقعیت مهاجرتی متفاوت است و من تلاش میکنم به هر پرونده و هر فرد از دیدگاه فردی نزدیک شوم. هدف من فراهم کردن مکانی امن است که در آن بتوانید احساس حمایت، احترام و درک شدن داشته باشید.
اختلال کمتوجهی/بیشفعالی (ADHD) نوعی از ADHD است که علائم اصلی آن حرکت تقریباً مداوم و/یا مشکل در کنترل رفتار است. کودکانی که به این بیماری مبتلا هستند، تمایل دارند بدون فکر کردن عمل کنند. شاید فرزند شما نتواند آرام بنشیند. آنها گاهی اوقات با سرعت زیادی صحبت میکنند که اصلاً خوب نیست.
بیشفعالی تنها یکی از نشانههای ADHD است. کودکانی که این بیماری را دارند، به نظر میرسد همیشه در حال حرکت هستند. کودکانی که تکانشی هستند ممکن است هنگام صحبت شما حرفتان را قطع کنند. ممکن است خارج از نوبت بازی کنند.
بزرگسالان نیز میتوانند به ADHD بیشفعال-تکانشگر مبتلا شوند. اما این بیماری کمتر شایع است زیرا بیشفعالی با افزایش سن کاهش مییابد.
هیچ آزمایشی به تنهایی نمیتواند با اطمینان بگوید که فرزند شما مبتلا به ADHD بیش فعال-تکانشگر است. پزشک شما ابتدا سعی میکند سایر مواردی را که میتوانند باعث بیش فعالی و تکانشگری شوند، رد کند. این موارد میتواند استرس یا مشکلات عاطفی باشد. این رفتار ممکن است برای سن آنها طبیعی باشد. گاهی اوقات، مشکلات بینایی یا ناتوانیهای یادگیری میتواند نشستن را برای کودک دشوار کند.
پزشک به دنبال این علائم بیش فعالی و تکانشگری خواهد بود:
بسیاری از کودکانی که دوست دارند بدوند و بپرند، ممکن است انرژی بالایی داشته باشند. اما این بدان معنا نیست که آنها ADHD بیش فعال-تکانشگر دارند . برای اینکه ADHD محسوب شوند، علائم باید در حد افراطی باشند و باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی کودک شوند. همچنین، آنها باید حداقل 6 ماه علائم را داشته باشند.
برای اینکه پزشک بتواند ADHD را تشخیص دهد، فرزند شما باید:
کودکان مبتلا به ADHD معمولاً پس از بزرگ شدن نیز این مشکل را دارند. اگر بزرگسال هستید و فکر میکنید که ممکن است ADHD بیش فعال-تکانشگر داشته باشید، از پزشک خود بپرسید. علائم ممکن است در نوجوانان بزرگتر یا بزرگسالان متفاوت باشد. به جای حرکت زیاد فیزیکی، ممکن است بیقرار باشید یا از یک فعالیت به فعالیت دیگر بپرید.
نوع دیگری از ADHD به نام ADHD بیتوجه وجود دارد . علامت اصلی این نوع شامل مشکل در تمرکز است. کودکانی که به آن مبتلا هستند به راحتی حواسشان پرت میشود و ممکن است خیالپردازی کنند یا حواسشان پرت شود. آنها ممکن است زیاد وسایلشان را گم کنند، اشتباهات ناشی از بیدقتی مرتکب شوند یا در تمام کردن کارهای خانه یا سایر وظایف مشکل داشته باشند.
اما ممکن است اغلب بیقرار به نظر نرسند، مدام حرکت نکنند یا اظهار نظرهای نامناسب نکنند.
بیشتر افراد مبتلا به ADHD علائم هر دو نوع ADHD بیش فعال-تکانشگر و بی توجه (که "نوع ترکیبی" نامیده می شود) را دارند. آنها ممکن است همیشه در حال حرکت باشند و در منظم ماندن مشکل داشته باشند. اگر فرزند شما ADHD دارد، علائم نیز ممکن است با گذشت زمان تغییر کنند.
همانند تمام انواع ADHD، علل ADHD بیشفعال-تکانشگر مشخص نیست. دانشمندان میگویند که این بیماری تا حد زیادی به دلیل ژنهایی است که از والدین به کودک منتقل میشوند. اما متخصصان هنوز مطمئن نیستند که کدام ژنهای خاص احتمال ابتلا به ADHD را افزایش میدهند. اگر یکی از اعضای نزدیک خانواده به ADHD مبتلا باشد، احتمال ابتلای کودک به ADHD بیشتر است.
موارد دیگری که ممکن است خطر ابتلا به ADHD را افزایش دهند:
بسیاری از والدین فکر میکنند که شکر فرزندشان را بیشفعال میکند. اما هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد شکر تصفیهشده باعث ADHD میشود یا آن را بدتر میکند.
ممکن است ارتباطی بین ADHD و افزودنیهای غذایی مانند رنگهای مصنوعی و مواد نگهدارنده وجود داشته باشد. اما این موضوع هنوز تأیید نشده است.