درمان فردی به یک درمانگر - که ممکن است یک روانشناس، مددکار اجتماعی، مشاور، روانپزشک یا مشاور ازدواج و خانواده باشد که به صورت حرفهای آموزش دیده است - اجازه میدهد تا به فرد کمک کند تا با افکار، نگرانیها، احساسات و موقعیتهای خود کنار بیاید. درمان فردی با دریافت مشاوره از دوستان، خانواده و آشنایان متفاوت است، زیرا این یک سرویس حرفهای است که توسط یک متخصص ارائه میشود.برای ارتباط با بهترین روانشناس زن در تهران با گروه ویان تماس بگیرید.
تحقیقات نشان میدهد که درمان فردی میتواند جزء مؤثری در برنامه درمانی برای اختلال مصرف مواد باشد. درمان فردی به افراد کمک میکند تا ریشه اعتیاد خود را پیدا کنند. جلسات درمان فردی عموماً بر آموزش مهارتهای لازم برای گذر از زندگی بدون مواد مخدر یا الکل به افراد در حال بهبودی تمرکز دارد و شامل اشکال مختلف رفتاردرمانی، مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) ، مصاحبه انگیزشی و مدیریت احتمالات است. هر یک از این درمانهای رفتاری از استراتژی متفاوتی برای رسیدن به نتیجه مطلوب استفاده میکنند. به عنوان مثال، CBT به افراد میآموزد که چگونه خلق و خو، افکار و موقعیتهایی را که باعث هوس مواد مخدر یا الکل میشوند، تشخیص دهند. درمانگر به نوبه خود به فرد میآموزد که چگونه از این محرکها اجتناب کند و افکار و احساسات منفی را با افکار و احساسات مثبت جایگزین کند. علاوه بر استفاده از درمان فردی برای کمک به افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد، میتواند به طیف گستردهای از بیماریهای روانی همزمان، از جمله افسردگی و اختلال دوقطبی و موارد دیگر نیز کمک کند.
مزایای درمان فردی عبارتند از: ۵-۷
معایب درمان انفرادی عبارتند از:
درمان فردی رایجترین شکل درمان برای اختلالات مصرف مواد است. با این حال، شواهد فزایندهای وجود دارد که از استفاده از گروه درمانی در درمان سوء مصرف مواد حمایت میکند. 8
«نسخه من از مشاوره ازدواج این است که جک دنیلز بنوشم، چند تا اسلحه شلیک کنم و وقت بگذرانم.» مگان مککین اخیراً به خاطر صحبتهایش در برنامه «The View» در شبکههای اجتماعی مورد انتقاد قرار گرفته است . او با اندرو یانگ، نامزد ریاست جمهوری دموکراتها، در مورد مشاوره ازدواج صحبت کرد.
مککین انتقادات را رد کرد و توضیح داد که افراد مختلف به روشهای مختلفی با مسائل برخورد میکنند. اما بازماندگان خشونت خانگی دیدگاه او را به چالش کشیدند و از او خواستند که اظهاراتش را رد کند.
من فکر میکنم مککین واقعاً تحت فشار یک برنامه زنده قرار گرفته بود. او احتمالاً قبل از گفتن کلماتش زیاد به آنها فکر نکرده بود. این موضوع، همراه با همه چیزدانی در توییتر، طوفانی از جنجال به پا کرد.
اما کل این موضوع فرصتی را فراهم میکند تا بررسی کنیم که مشاوره ازدواج چیست.
من به عنوان یک درمانگر ازدواج و خانواده با سابقه، با کسانی که معتقدند ترکیب الکل و اسلحه یک کار احمقانه است و میتواند عواقب ویرانگری داشته باشد، موافقم.
مهم است که تکرار کنیم چیزی به نام ازدواج بینقص وجود ندارد. چون هیچ آدم بینقصی وجود ندارد. حتی در بهترین روزهای زندگیمان، هر کدام از ما مشکلات خودمان را داریم.
هر یک از ما سیگنالها را اشتباه تعبیر میکنیم. ما نمیتوانیم افکار و احساسات خود را به طور دقیق بیان کنیم. ما در مورد توانایی شریک زندگی خود برای داشتن یک گفتگوی صادقانه اشتباه قضاوت میکنیم. این موارد در همه روابط انسانی طبیعی است.
اما وقتی این موارد بیشتر و بیشتر رایج میشوند، مدیریت استرس در رابطه زناشویی به طور فزایندهای دشوار میشود. در این زمان است که بسیاری از زوجها به فکر کمک گرفتن میافتند. البته آنها معمولاً از برخی تصورات غلط رایج میترسند.
پس بیایید آنها را درست تنظیم کنیم.
بیشتر مردم وقت و هزینه بیشتری را صرف نگهداری وسایل نقلیه خود میکنند تا ازدواجشان. چند ازدواج میتواند از یک معاینه منظم بهرهمند شود؟
بسیاری از زوجها صبر میکنند تا رابطهشان کاملاً از مسیر خود خارج شود و بعد شروع به درخواست کمک کنند. این مثل این است که تا پنچر شدن لاستیکهای ماشین به رانندگی ادامه دهید.
بسیاری از ازدواجها زمانی که به مشاور مراجعه میکنند، در این وضعیت تأسفبار قرار دارند. اما حتی در سختترین شرایط، من به دنبال فرصتهایی برای تزریق امید هستم و در عین حال در مورد چالشهای پیش رو واقعبین هستم.
خب، برای بعضی از زوجها این موضوع کاملاً واضح است. این همیشه من را ناراحت میکند. اما خوشبختانه، اکثر مردم اینگونه به مشاوره مراجعه نمیکنند.
من مشاوران بسیار کمی را میشناسم که از شهادت دادن در دادگاه طلاق هیجانزده شوند. ما آموزش دیدهایم که به افراد و زوجها کمک کنیم تا مشکلات را حل کنند، نه اینکه از میدانهای مین قانونی عبور کنیم. در نتیجه، اکثر ما شاهدان بسیار بدی هستیم.
رسانهها بارها و بارها این دیدگاه بدبینانه را تقویت میکنند. من از نحوه به تصویر کشیدن درمانگران در برنامههای تلویزیونی - که همه اینها فقط برای خنداندن مخاطب است - حالم بهم میخورد.
مشاوران سالها به مدرسه میروند و قبل از اینکه بتوانند توسط هیئتهای مشاوره ایالتی مجوز بگیرند، تحت نظارت سطح بالایی فعالیت میکنند. مطمئناً، ما بیشتر از سایر حرفهها تمایل داریم روی احساسات تمرکز کنیم، اما این ماهیت کاری است که در دست داریم.
درست است که تقریباً همیشه یکی از زوجین بیشتر از دیگری به مشاوره علاقه دارد. گاهی اوقات یکی از زوجین به دیگری اولتیماتوم میدهد - اساساً «با مشاوره موافقت کن، وگرنه رابطه تمام میشود». اغلب اوقات نیاز به کنترل، عمومیتر است. این در جنبههای مختلف رابطه مشترک است. و صرفاً نشانهای از پریشانی عاطفی است.
بنابراین مشاوره ازدواج چیست ؟ هیچ دو موقعیتی دقیقاً شبیه به هم نیستند، اما در اینجا چهار وظیفه کلی وجود دارد که همه مشاوران تا حدودی درگیر آن هستند.
وقتی طوفانی از شهر عبور میکند، اوضاع میتواند ترسناک شود. ممکن است چراغها خاموش شوند. باد ممکن است آوار را به اطراف پرتاب کند. ممکن است افرادی آسیب ببینند یا کشته شوند. خسارات ممکن است جزئی یا بسیار گسترده باشد.
یکی از اهداف اولیه مشاوره ازدواج، کمک به زوجین برای ارزیابی نقاط قوت و زمینههای رشدشان است. به ارزیابی نقاط مشکلساز کمک میکنیم. سپس ما به روشی سالم، محترمانه و سازنده، روی مسائل کار میکنیم.
اینکه آیا این زوج تصمیم میگیرند درد را تحمل کنند و برای رابطه بجنگند یا راه خود را از هم جدا کنند، به خودشان بستگی دارد.
مشاوران و درمانگران شایسته، هر یک از زوجین را راهنمایی میکنند تا احساسات خود را در محدوده امن عاطفی دفتر مشاوره ابراز کنند. وقتی با زوجها ملاقات میکنم، دوست دارم درک خوبی از تاریخچه رابطهشان داشته باشم. اینکه چگونه با هم آشنا شدهاند. ماهیت رابطه قبل از ازدواج. و نقاط مشکلساز و موضوعات داغی که آنها را به دنبال کمک حرفهای میکشاند.
به ندرت پیش میآید که یک نفر بتواند یک بحران بزرگ، چه یک طوفان فیزیکی و چه یک بحران عاطفی، را مدیریت کند. بسته به ماهیت مسائل و تأثیر آنها بر هر یک از زوجین، ممکن است ارجاع به روانپزشک یا پزشک متخصص دیگری ضروری باشد.
برای مثال، تقریباً غیرممکن است که فردی در حالی که اضطراب یا افسردگی شدید را تجربه میکند، بتواند به روشنی فکر کند و به طور مؤثر ارتباط برقرار کند. گاهی اوقات «کارهای مربوط به ازدواج» باید در اولویت قرار گیرند تا نگرانیهای اصلی به طور مناسب مورد توجه قرار گیرند.
رویکرد تیمی به مدیریت بحران به سایر متخصصان کمککننده اجازه میدهد تا در مورد موقعیت صحبت کنند. به عنوان یک مزیت اضافه، نقاط کور خود درمانگر نیز قابل شناسایی است تا پیشرفت کاملتری حاصل شود.
اعتماد پایه و اساس تمام روابط شخصی است. این موضوع در مورد روابط صمیمانهای مانند ازدواج حتی بیشتر صدق میکند.
من هرگز با زوجی کار نکردهام که در سطحی با مسائل مربوط به اعتماد و مسئولیتپذیری دست و پنجه نرم نکرده باشند. این فقط به قلمرو مربوط میشود. اگر ازدواج به دلیل خیانت عاطفی یا جنسی یک یا هر دو شریک تحت فشار باشد، شناسایی عوامل مؤثر بسیار مهم میشود.
بازسازی اعتماد یکی از دشوارترین و زمانبرترین فرآیندهایی است که یک زوج میتوانند تجربه کنند. دلیلش این است که ثبات در طول زمان و موقعیتها، اعتماد را ایجاد میکند. هیچ راه میانبری وجود ندارد.
و در روزگاری که میتوان ارتباطات مخفیانه را در انواع مکانهای پیشرفته پنهان کرد، این نبرد به طرز چشمگیری دشوار است. حتی مشاور نیز دائماً در حال سنجش میزان قابل اعتماد بودن مراجعین است. این یک واقعیت ناامیدکننده است.
وقتی گردباد به خانهای آسیب میرساند، مالکان با طرفهای مختلف ملاقات میکنند تا مشخص کنند چه کاری باید انجام دهند. پیمانکاران ممکن است بتوانند خسارت را تعمیر کنند، اما گاهی اوقات کارشناسان بیمه توصیه میکنند که کاملاً از نو شروع کنید.
اینها انواع نقاط تصمیمگیری هستند که زوجها در بحران همواره به آنها میرسند. درمانگران خوب به زوجها کمک میکنند تا همه احتمالات را ببینند. سپس زوج میتوانند تصمیماتی بگیرند که با ارزشها، باورها، سطح تعهد و منابع ذهنی، عاطفی و معنوی آنها سازگار باشد .
من همیشه به مراجعینم یادآوری میکنم که ازدواج یک سفر است، نه یک مقصد. من و همسرم در طول بیش از ۲۰ سال زندگی مشترک، سهم خود را از طوفانها به خوبی پشت سر گذاشتهایم. همیشه هوا آفتابی و دلچسب نبوده است. اما همیشه ارزشش را داشته است.
از دیدگاه من، مشاوره ازدواج در مورد بازگرداندن رابطه نیست. گذشته از همه اینها، آنچه زوجین داشتند در بیشتر موارد واقعاً خوب کار نمیکرد. بلکه مشاوره ازدواج در مورد بازسازی و ایجاد چیزی جدید است، حتی بهتر از آنچه قبلاً داشتند.
اختلال دوقطبی (BD) بیماریای است که به شدت تحت تأثیر استرس قرار میگیرد. دورههای شیدایی و افسردگی میتوانند توسط وقایع مهم زندگی، درگیریهای شدید خانوادگی، روابط آشفته و موقعیتهایی که ریتم خواب/بیداری را مختل میکنند، ایجاد شوند. به همین دلیل است که وقتی درمان عمدتاً دارویی ارائه میشود، مشکلساز میشود. افراد مبتلا به BD وقتی تحت مدیریت دارویی از روانپزشک و جلسات رواندرمانی منظم (هفتگی یا دو هفتهای) قرار میگیرند، عملکرد بهتری دارند.
درمان میتواند به فرد کمک کند تا با استرس ناشی از این عوامل خارجی کنار بیاید، علائم خود را مدیریت کند و روابط خود را بهبود بخشد. در اینجا چندین نوع مختلف درمان وجود دارد که برای BD مؤثر بودهاند.
درمان متمرکز بر خانواده (FFT) شامل فرد مبتلا به اختلال دوقطبی و والدین، همسر یا سایر اعضای خانواده او میشود. FFT معمولاً حدود ۱۲ جلسه (بسته به نیازهای خانواده) طول میکشد که توسط یک درمانگر ارائه میشود. جلسات اولیه بر آموزش در مورد این بیماری تمرکز دارند: علائم آن و نحوه چرخه آنها در طول زمان، علل آن، نحوه تشخیص علائم هشدار دهنده اولیه دورههای جدید و آنچه به عنوان یک خانواده باید برای جلوگیری از بدتر شدن دورهها انجام داد. جلسات بعدی بر مهارتهای ارتباطی و حل مسئله، به ویژه برای رسیدگی به اختلافات خانوادگی تمرکز دارند. در بسیاری از کارآزماییهای تصادفی انجام شده توسط آزمایشگاههای من در دانشگاه کلرادو و UCLA، دریافتهایم که افراد مبتلا به BD که پس از یک دوره، FFT و دارو دریافت میکنند، علائم خلقی شدیدتری ندارند و عملکرد بهتری در دورههای ۱ تا ۲ ساله نسبت به افرادی که دارو و درمانهای کوتاهتر یا مدیریت موردی دریافت میکنند، دارند.
IPSRT یک درمان فردی است که در آن فرد مبتلا به اختلال دوقطبی، روزانه زمان خواب، زمان بیداری و فعالیتهای خود و همچنین تأثیر تغییرات در این روالها بر خلق و خوی خود را ثبت میکند. پزشک به فرد آموزش میدهد که چگونه روالهای روزانه و چرخههای خواب و بیداری خود را به عنوان راهی برای تثبیت خلق و خو تنظیم کند. فرد و درمانگرش یک یا چند حوزه مشکل بین فردی (مثلاً درگیری با همکاران؛ مشکل در حفظ دوستیها) را شناسایی کرده و در مورد راهحلهای بالقوه برای جلوگیری از بروز مشکلات مشابه در آینده بحث میکنند.
درمان شناختی رفتاری (CBT) یک درمان فردی است که بر رابطه بین افکار، احساسات و رفتارهای فرد تمرکز دارد. CBT به افراد میآموزد که:
فرضیات و الگوهای فکری منفی را شناسایی کنند و خود را به چالش بکشند تا روشهای تفکر سازگارانهتری را تمرین کنند.
سطح فعالیت آنها را زیر نظر داشته باشید تا مطمئن شوید که در هنگام افسردگی با جنبههای پاداشدهنده محیط خود درگیر هستند و در هنگام شیدایی بیش از حد تحت فشار قرار نمیگیرند.
رفتاردرمانی دیالکتیکی یک رویکرد مبتنی بر مهارت است که شامل درمان فردی و گروهی میشود. این روش مهارتهای ذهنآگاهی و پذیرش، مانند توانایی تجربه افکار، احساسات و احساسات جسمی همراه آنها از موضع یک ناظر، بدون قضاوت منفی را آموزش میدهد. همچنین تحمل پریشانی، تنظیم احساسات و اثربخشی بین فردی را آموزش میدهد.
افراد مبتلا به اختلال دوقطبی (BD) دور هم جمع میشوند (اغلب با همراهی اعضای خانواده) و توسط یک تسهیلگر گروه (یک روانشناس یا یک مشاور سلامت روان آموزشدیده) هدایت میشوند. برخی از گروهها بسیار ساختاریافته هستند و از یک برنامه آموزشی و مهارتآموزی پیروی میکنند. برخی دیگر به سمت روایت داستان خود و دریافت حمایت و پیشنهاد از افرادی که موقعیتهای مشابهی را پشت سر گذاشتهاند، گرایش دارند. این گروهها، از جمله گروههایی که توسط NAMI و اتحاد حمایت از افسردگی و اختلال دوقطبی ارائه میشوند، برای افراد بسیار مفید هستند زیرا احساس انزوا را که اغلب با بیماری روانی همراه است، کاهش میدهند.
با گذشت زمان، نوع خاص درمان ممکن است به اندازه تداوم داشتن یک درمانگر یا گروهی که شما را به خوبی میشناسد و باعث میشود به اندازه کافی احساس راحتی کنید تا مسائل مهم را فاش کنید، مهم نباشد. در کنار داروها، حمایت از متخصصان سلامت روان که مسیر شما را درک میکنند، کلید یک برنامه درمانی و بهبودی مؤثر است.
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) یک اختلال اضطرابی قابل درمان است . این اختلال بیش از ۵۰۰۰۰۰ نفر را در استرالیا تحت تأثیر قرار میدهد. این اختلال معمولاً در اواخر دوران کودکی یا اوایل نوجوانی شروع میشود.
بیشتر افراد هر از گاهی افکار و تکانههای غیرمنطقی دارند، مانند احساس اینکه میتوانید از یک جای بلند بپرید. اما افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) تمایل دارند این افکار و رفتارها را محکمتر «بچسبند» و قادر به کنترل یا محدود کردن آنها نیستند. این میتواند منجر به احساس خجالت و شرم شود.
این احساسات میتوانند باعث شوند که شما در خفا رنج بکشید و برای اطرافیانتان «عادی» به نظر برسید. این هزینه زیادی دارد:
اگر مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی هستید، دریافت حمایت و درمان مؤثر میتواند به بهبود زندگی شما کمک کند.
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) با اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) که در آن افراد به شدت درگیر موارد زیر هستند، متفاوت است:
اختلال وسواس فکری-عملی میتواند علائم متفاوتی در افراد مختلف داشته باشد، اما اغلب آنها از یک الگوی مشترک پیروی میکنند.
همانطور که از نامش پیداست، دو نوع علامت اصلی وجود دارد:
وسواسها میتوانند منجر به وسواسهای عملی شوند. وسواسها میتوانند زمان قابل توجهی طول بکشند، زیرا مقاومت در برابر انجام آنها دشوار یا غیرممکن است. آنها میتوانند بر فعالیتهای روزمره شما تأثیر بگذارند. اغلب وسواسهای عملی با ترس از وقوع «چیزی» بد ایجاد میشوند، مثلاً اگر به روش خاصی دعا نکنم، اگر روی ترکها پا بگذارم، اگر به مدت ۳ دقیقه دستهایم را به روش خاصی نشویم، خواهم مرد/کسی که دوستش دارم خواهد مرد.
برای مثال، ممکن است لازم باشد دقیقاً 20 بار خاموش بودن اتو را بررسی کنید.
اگر افکار وسواسی و رفتارهای اجباری دارید که:
CTA: اگر نیاز دارید با کسی در مورد سلامت روان خود صحبت کنید، با Beyond Blue با شماره ۱۳۰۰ ۲۲ ۴۶۳۶ تماس بگیرید.
وسواسهای رایج عبارتند از:
اجبارهای رایج عبارتند از:
وسواسهای عملی میتوانند بر سلامت شما تأثیر بگذارند. برای مثال، تمیز کردن بیش از حد ممکن است منجر به التهاب پوست دستها شود.
برخی از رفتارهایی که در اینجا ذکر نشدهاند، ممکن است هنوز علائم اختلال وسواس فکری-عملی باشند. این ماهیت وسواسگونهی رفتار است که در تشخیص اختلال وسواس فکری-عملی اهمیت دارد، نه خود رفتار.
سایر شرایط میتوانند ارتباط نزدیکی با OCD داشته باشند، مانند:
شیوه برگزاری هم فرق دارد؟
قبل از بررسی تفاوتهای مشاوره با روانشناس زن یا مرد باید بگوییم در بیشتر
موضوعات شیوه برگزاری تاثیری بر کیفیت نهایی مشاوره ندارد. اینکه مشاوره حضوری باشد یا غیرحضوری
به انتخاب شما، موضوع مشاوره و شرایط دیگر ارتباط دارد. مثلا به دلیل
ایجاد زیر ساختهای لازم افراد زیادی تمایل به مشاوره تلفنی پیدا کرده اند
که اتفاقا بسیار موثر است و پیشنهاد می شود.
تفاوتهای بین طرز فکر مردان و زنان
مردان به طور متفاوتی از زنان فکر میکنند و زنان نیز به طور متفاوتی از
مردان فکر میکنند. این همان چیزی است که طبیعت ما را شکل داده و در واقع
یک طراحی بسیار هوشمندانه است. مردان و زنان با نقاط قوت و ضعف خود همکاری
میکنند تا یک واحد بهتر را تشکیل دهند.
زنان تمایل دارند الگوهای فکری مشابهی داشته باشند در حالی که مردان تمایل دارند الگوهای فکری مخالف را به اشتراک بگذارند. این امر منجر به دو دیدگاه متمایز برای هر مساله می شود، یک دیدگاه جانبی و یک دیدگاه از بالا. درست همانطور که شما می توانید یک نقاشی دو بعدی (دو بعدی) را به یک نقاشی سه بعدی (سه بعدی) با یک پرسپکتیو اضافی تبدیل کنید، شما می توانید مشکلات و راه حل های آن ها را با یک پرسپکتیو دیگر به وضوح ببینید.
ترجیحات جنسیتی برای درمانگران
معمولاً یک فرد قبل از شروع جستجو برای یافتن درمانگران، یک جنسیت مورد نظر
برای درمانگر خود در ذهن دارد. در ابتدا، بیماران درباره جنسیت درمانگری
که میخواهند با او ملاقات کنند، بسیار قاطع هستند: مرد یا زن. اغلب،
بیماران همچنین به شدت تأکید دارند که نمیخواهند درمانگران دید جنسیت خاصی
به آنها داشته باشند.
آیا مردان باید با درمانگر مرد و زنان با درمانگر زن ملاقات کنند؟
این یک نظر رایج و پیشفرض است که زنان باید به طور خودکار با یک درمانگر
زن ملاقات کنند و مردان باید با یک درمانگر مرد. این موضوع درست نیست و در
برخی موارد، تطبیق بیمار و درمانگر تنها بر اساس جنسیت میتواند منجر به
عدم تطابق با مشاور یا درمانگر شما شود.
در مواردی مانند آسیبهای جنسی، اختلالات جنسی و سایر موضوعات حساس، جنسیت درمانگر ممکن است در تصمیمگیری درباره اینکه کدام درمانگر برای شما بهترین است، تأثیر بیشتری داشته باشد. با این حال، متخصصان پذیرش بیماران فراتر از بسیاری از کلیشههای جنسیتی و فرهنگی میبینند و بر تخصصها و تجربههای درمانی تمرکز میکنند.
مزایای درمانگر زن در درمان
زنان (به طور کلی) از نظر احساسی بیشتر از مردان میتوانند دیدگاه خود را
درباره نگرانیهای شما از جنبه احساسی بیان کنند، در حالی که مردان بیشتر
منطقی فکر میکنند و از دیدگاه منطقی (برای خودشان) یک دیدگاه مکانیکی
ارائه میدهند. اینها دیدگاههای بسیار کلی هستند و خودشان کلیشههای
جنسیتی محسوب میشوند؛ هر درمانگر دیدگاه، تجربیات و تحصیلات منحصر به فرد
خود را به جلسه درمانی میآورد و تعهد آنها باید همیشه فراتر از جنسیت و
یا کلیشههای اولیه خود باشد.
چرا زنان باید به ملاقات درمانگر مرد فکر کنند؟
بسیاری از بهترین مشاورههایی که زنان دریافت کردهاند، از مردان بوده است و
به همین ترتیب، بهترین مشاورههایی که مردان دریافت کردهاند نیز غالباً
از زنان آمده است. زنان بیشتر اوقات مشکلات خود را از دیدگاه دو بعدی
(FLAT) خود میبینند، اما میتوانند مشکلات و نگرانیهای خود را از یک
دیدگاه دوم با نظر درمانگر مرد مشاهده کنند.
با استفاده از این دیدگاه برای درک هر دو طرف، زنان بهتر میتوانند راهحلهای خود را برای مشکلات روانی و عاطفی پیدا کنند. به همین ترتیب، همین فرآیند میتواند برای مردانی که با مشاوران زن کار میکنند نیز اتفاق بیفتد.
چرا مردان باید به ملاقات درمانگر زن فکر کنند؟
مردان باید برای مسائل عاطفی و روانی خود به درمانگر زن مراجعه کنند تا
دیدگاه متفاوتی از نگرانیهای خود به دست آورند. اغلب، اولین جلسه با یک
درمانگر زن میتواند دیدگاه زنانهای را درباره مشکلاتشان به مردان نشان
دهد. این دیدگاه جدید میتواند موفقیتهای بهتر و سریعتری در درمان ارائه
دهد که ممکن است بدون دیدگاه منحصر به فرد یک درمانگر زن به دست نیاید.
مشکلات روابط در مردان در مقایسه با زنان
در درمان و مشاوره برای روابط و روابط جنسی و صمیمی، مردان تمایل دارند که
فقط بخواهند مسائل را با یک مرد دیگر مطرح کنند. برعکس، زنان به طور طبیعی
تمایل دارند که رازهای جنسی و روابط خود را فقط با یک زن دیگر در میان
بگذارند. این موضوع ناشی از استانداردهای اجتماعی ماست. در جامعه، از مردان
انتظار میرود و به آنها آموزش داده میشود که مسائل صمیمیت و روابط
یکدیگر را در گروهی از مردان بحث و یاد بگیرند، در حالی که زنان تشویق
میشوند که بحثهای خود را درون گروه جنسیتی خود نگه دارند.
روابط بر پایه پیوند تفاوتها ساخته میشوند
روابط بر پایه پیوند تفاوتها و شباهتها شکل میگیرند. شما با تفاوتها و
شباهتهای یکدیگر آشنا میشوید. شما و شریک زندگیتان شخصیتهای خود را با
هم ترکیب میکنید و رابطهتان بخشی از وجود شما میشود. نگاهی به روابط خود
و تشخیص مشکلات آن به اندازه نگاهی به خود و تشخیص نقصهای خود دشوار است.
به همین دلیل است که معمولاً برای مشکلات رابطهمان به نظرات دوستانمان
رجوع میکنیم.
پذیرش یکتایی فرهنگی در درمانگر خود
همانطور که باید ایده درمانگری از جنسیت مخالف را پذیرا باشید، باید به
تفاوتهای فرهنگی که شما و درمانگرتان به اشتراک میگذارید نیز بپذیرید.
حتی اگر در یک رابطه هستید، میتوانید از دیدگاه فردی در یک رابطه LGBTQ+
بهرهمند شوید، همانطور که زوجهای همجنسگرا، گی و لزبین میتوانند از
دیدگاه یک مرد یا زن heterosexual بهره ببرند.
همانطور که شما باید پذیرای ایده یک درمانگر از جنس مخالف باشید، باید آشکارا تفاوت های فرهنگی خود و درمانگرتان را بپذیرید. حتی اگر شما در یک رابطه دگرجنس گرایانه باشید، می توانید از دیدگاه یک فرد در یک رابطه LGBTQ+ بهره مند شوید، همان طور که زوج های عجیب، همجنسگرا میتوانند از دیدگاه یک مرد یا زن دگرجنسگرا بهره مند شوند.
همه مردم پس زمینههای منحصر به فردی دارند و زمانی که افراد با پس
زمینه های مختلف دور هم جمع می شوند و به سادگی صحبت می کنند، زمانی است که
جادوی بشریت اتفاق می افتد. یک نفر از ساحل شرقی میتواند از دیدگاه یک
فرد از ساحل غربی یاد بگیرد، مسیحیان می توانند از فرهنگ و دیدگاه ادیان
درس بگیرند و…
با ذهن باز به جستجوی درمانگر بپردازید
بهترین توصیه ما این است به درمانگری که جنسیت مشابه شما ندارد، با ذهن باز نگاه کنید، بهویژه در زمینههای درمان عاطفی، روانی و صمیمی. پیشرفتها در درمان زمانی اتفاق میافتند که مشکلات خود را از دیدگاه متفاوتی ببینید و قادر باشید اقداماتی برای حل آنها انجام دهید. دستیابی به پیشرفتها دشوارتر است اگر فقط در منطقه امن خود باقی بمانید و نتوانید مشکل خود را از زوایای مختلف مشاهده کنید.
مهم است که شما به پسزمینه و ویژگیهای درمانگر خود با ذهن باز نگاه کنید، همانطور که برای آنها نیز مهم است که به پسزمینه و ویژگیهای شما با ذهن باز نگاه کنند. قبل از خرید مشاوره با روانشناس از میزان تحصیلات او، داشتن مجوز از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران اطمینان حاصل کنید. متاسفانه تعداد روانشناسنماهای زرد هر روز بیشتر میشود و مردم از این افراد آسیب های زیادی دیده اند!