آیا نمی دانید شغل روانشناسان کودک واقعا چگونه است؟
شما به جای مناسب آمده اید.
به خواندن ادامه دهید تا اطلاعات دقیقی در مورد کاری که روانشناسان کودک انجام می دهند، از جمله نوع کاری که روزانه به آنها محول می شود، صنایعی که در آن کار می کنند و مهارت های خاص مورد نیاز برای یک حرفه موفق را بیابید.
بیایید با نگاهی به توضیحات ساده و عناوین شغلی پرطرفدار با اصول اولیه روانشناس کودک شروع کنیم.
روانشناسان کودک، اختلالات روانی و عاطفی افراد را از طریق مشاهده، مصاحبه و تست های روانشناختی ارزیابی، تشخیص و درمان می کنند. به افراد مبتلا به پریشانی یا ناسازگاری کمک کنید تا مشکلات خود را از طریق دانش خود از تاریخچه مورد، مصاحبه با بیماران و تئوری درک کنند. ارائه خدمات مشاوره فردی یا گروهی برای کمک به افراد در دستیابی به رشد و سازگاری فردی، اجتماعی، آموزشی و شغلی موثرتر. ممکن است برنامه های اصلاح رفتار طراحی کند و با پرسنل پزشکی در مورد بهترین درمان برای بیماران مشورت کند.
هر فرد مبتلا به افسردگی متفاوت است و هر فردی که افسردگی دارد شرایط منحصر به فردی دارد. معمولا ترکیبی از عوامل به خلق و خوی شما کمک می کند. در حالی که شما اغلب نمی توانید علت افسردگی را مشخص کنید، درک شرایط گاهی اوقات می تواند به شما کمک کند تا بفهمید چگونه آن را به بهترین شکل مدیریت کنید.
رویدادهای زندگی مرتبط با افسردگی عبارتند از:
وقایع اخیر زندگی مانند از دست دادن شغل، بیماری، تصادف یا مرگ یکی از نزدیکانتان می تواند باعث افسردگی شود - به خصوص اگر در حال حاضر در معرض خطر هستید.
بسیاری از استرالیاییها تحت تأثیر رویدادهایی مانند همهگیری COVID-19 و بلایای طبیعی مانند آتشسوزیهای جنگلی قرار گرفتهاند . رویدادهایی مانند این گاهی اوقات می توانند علائم اضطراب و افسردگی را ایجاد کنند.
عوامل شخصی که ممکن است شما را در برابر افسردگی آسیب پذیرتر کند عبارتند از:
افراد با سابقه خانوادگی افسردگی احتمالاً به دلیل عوامل ژنتیکی در معرض خطر بیشتری هستند. با این حال، همه کسانی که والدین یا خواهر و برادری مبتلا به افسردگی دارند، خودشان به آن مبتلا نمی شوند.
مصرف مواد مخدر و الکل هم می تواند علت و هم پیامد افسردگی باشد. کاهش مصرف الکل می تواند برای افراد مبتلا به افسردگی بسیار مفید باشد. می توانید از خط تلفن ملی الکل و سایر مواد مخدر به شماره 1800 250 015 کمک بگیرید.
تغییرات شیمیایی پیچیده در بدن، به ویژه در مغز، زمانی که افراد افسردگی دارند، رخ می دهد. شرایط پزشکی می تواند بر روشی که مغز شما خلق و خوی شما را تنظیم می کند تأثیر بگذارد. بسیاری از داروهای مورد استفاده برای درمان افسردگی روی این جنبه های شیمیایی افسردگی اثر می گذارند.
اگر نگران سلامت روان خود یا سلامت روان فردی هستید که به او اهمیت می دهید، مهم است که با یک متخصص بهداشت ، مانند پزشک عمومی صحبت کنید. ارزیابی سلامت روان معمولاً شامل بحث یا پاسخ به پرسشنامه و همچنین معاینه فیزیکی است. این به پزشک کمک می کند تا علت علائم شما را شناسایی کند.
پزشک شما می خواهد بفهمد که شما چه احساسی دارید و فکر می کنید و علائم افسردگی مانند تغییرات در سطح انرژی، اشتها، خواب و اینکه آیا احساس بی قراری، ناامیدی یا غمگینی دارید را بررسی کند.
اگر سابقه خانوادگی بیماری روانی - یا افسردگی یا شرایط دیگر دارید - به پزشک عمومی خود اطلاع دهید، زیرا این می تواند به تشخیص شما کمک کند.
پاسخ های شما همچنین به پزشک عمومی شما کمک می کند تا تصمیم بگیرد که آیا متخصصی مانند مشاور، روانشناس یا روانپزشک ممکن است مفید باشد یا خیر.
بیمارانی که مبتلا به اختلال وسواس ناتوان کننده تشخیص داده شده اند به یک درمان انقلابی جدید در MUSC Health دسترسی دارند - تحریک مغناطیسی عمیق ترانس کرانیال یا dTMS.
به گفته E. Baron Short، MD، MSCR ، مدیر خدمات تحریک مغز MUSC Health، MUSC Health در اوایل سال 2020 ارائه dTMS را آغاز کرد و این تنها مکان در ایالت و یکی از معدود در منطقه است که آن را ارائه می دهد.
DTMS اولین درمان جدید در بیش از 10 سال است که تأییدیه FDA را برای درمان OCD دریافت می کند و یکی از ابزارهای درمانی دیگر در برنامه تحریک مغز بین المللی شناخته شده MUSC است.
Short میگوید: «ما تازه شروع به یادگیری در مورد مدارهای مغز و روشهای اصلاح مسیرهای درمان بیماریهای عصبی-روانی کردهایم. "توانایی ارائه dTMS به ما - و بیمارانمان - درمان دیگری می دهد که به جای داروها به تنهایی بر مغز متمرکز است."
OCD یک اختلال عصبی روانپزشکی است که با افکار، تصاویر یا تمایلات غیرقابل کنترل و رفتارهایی برای غلبه بر آنها مشخص می شود. شروع آن در اواخر نوجوانی رخ می دهد و تقریباً 2.3٪ از جمعیت را تحت تأثیر قرار می دهد.
شورت می گوید: «OCD می تواند بسیار ناتوان کننده باشد. «این افراد نمی توانند کار کنند. چک کردن درها، شستن مکرر دست ها تا زمانی که خونریزی کنند، ترس از اینکه اتفاق وحشتناکی در شرف وقوع است و اجبار برای حل چیزی که آنها را ناراحت کرده است، رفتارهای معمول OCD هستند.
این اختلال تظاهرات مختلفی دارد: چک کردن، میل به مرتب کردن مجدد اشیاء، تمیز کردن و ترس از آلودگی، افکار و تکانههای ممنوع یا مضر و اقدامات اجباری که برای تسکین اضطراب انجام میشود که ممکن است ساعتها در روز طول بکشد.
در حالی که وسواس های OCD ممکن است برای خانواده و دوستان فقط یک عادت عجیب به نظر برسد، اما در بخشی از مغز به نام مدار قشر مخطط-تالاموس-قشر (CSTC) سرچشمه می گیرد.
Short میگوید: «در افراد مبتلا به OCD، قشر سینگولیت قدامی، که در مدار CSTC قرار دارد، بیش فعال است. این بیش فعالی زمانی رخ می دهد که فرد تحریک می شود، دوره OCD را تجربه می کند یا در حال استراحت است.
DTMS برای هدف قرار دادن مستقیم آن قسمت از مغز با توجه به Short طراحی شده است. با استفاده از آهنربایی که پالس های الکترومغناطیسی تولید می کند، dTMS فعالیت عصبی قشر کمربندی قدامی و قشر پیش پیشانی میانی را که بخشی از مدار CSTC است، تنظیم می کند.
درمان، که برای بیماران 18 سال به بالا طراحی شده است، شامل 29 جلسه dTMS در یک دوره شش هفته ای است. قبل از درمان، شورت یک جلسه 90 دقیقه ای برای ایجاد تحریکات خاص بر اساس علائم بیمار برنامه ریزی می کند. اینها می تواند شامل تحریکات داخلی مانند افکار و تحریکات خارجی مانند عکس ها و تصاویر باشد.
هر جلسه 30 دقیقه طول می کشد و شامل تجویز تحریکات و به دنبال آن 18 دقیقه dTMS است. Short می گوید: نیازی به بیهوشی نیست و درمان بدون درد است.
شورت میگوید: «بیماران ممکن است نبضها را در بالای سر خود احساس کنند و عضلات صورتشان ممکن است در طول درمان منقبض شود، اما شناخت مختل نمیشود و حافظه از دست نمیرود.»
Short نسبت به نتایج اولیه خوش بین است و نسبت به پتانسیل dTMS و پیشرفت هایی که MUSC در درمان تحریک مغز انجام می دهد، مشتاق است.
او میگوید: «برای من، ارائه کمک به بیماران در حالی که هیچ چیز دیگری به آنها کمک نکرده است، خوشحال کننده است. «مردم مزایای محدودی از داروها و سایر روشهای درمانی را تجربه کردهاند. DTMS به آنها کمک می کند تا زندگی خود را برگردانند.
MUSC برای بیش از سه دهه پیشرو در تحریک مغز بوده است. این برنامه به دلیل تحقیقات پیشگامانه، کار بالینی و توسعه در درمان تحریک مغزی، درمان بیش از 15000 بیمار مبتلا به افسردگی و مجموعه ای از اختلالات عصبی-روانی، در سطح بین المللی پیشرو بوده است.
شورت میگوید: «ما نمونهای دیگر از این هستیم که چگونه MUSC مأموریت سهجانبه تحقیق، آموزش و خدمات بالینی نوآورانه را انجام میدهد.
اعتماد پایه و اساس هر رابطه سالم و رضایت بخش است. با این حال، وقتی بیاعتمادی ریشه میگیرد، میتواند بار سنگینی بر ارتباط بین افراد وارد کند. اثرات بی اعتمادی گسترده است، باعث آشفتگی عاطفی و تضعیف پیوندی می شود که روابط را با هم حفظ می کند. در این مقاله، به عواقب بی اعتمادی می پردازیم و بینشی در مورد چگونگی رسیدگی و غلبه بر این چالش ارائه می دهیم
برای ارتباط با زوج درمانگر خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرید
بی اعتمادی بار سنگینی است که می تواند حتی بر عاشقانه ترین روابط سایه افکند. شناخت عواقب آن اولین گام در جهت رسیدگی و درمان اثرات آن است. ارتباط باز، همدلی و تمایل به کار با هم از اجزای اساسی غلبه بر بی اعتمادی است. در حالی که این سفر ممکن است چالش برانگیز باشد، نتیجه می تواند رابطه ای باشد که انعطاف پذیرتر، معتبرتر و قادر به مقابله با طوفان های آینده باشد. به یاد داشته باشید که با فداکاری، صبر و ابزارهای مناسب، می توان بار بی اعتمادی را سبک کرد و شادی و ارتباطی که روابط سالم به همراه دارد را دوباره کشف کرد.
نوع فرعی یک فرد در واقع همان روش خاصی است که OCD آنها را تحت تأثیر قرار می دهد. ذهن روی چه چیزی متمرکز است و از این تمرکز چه افکاری حاصل می شود؟ زیرگروه ها در طول زمان نسبتاً پایدار هستند، اگرچه علائم جدید می توانند ظاهر شوند و علائم قدیمی ممکن است محو شوند.برای مشاوره با روانشناس برای درمان اختلال وسواس اجباری به سایت گروه ویان سر بزنید
پزشکان شرایطی مانند OCD را ناهمگن می نامند زیرا از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت است. اما چند "خوشه" رایج از علائم وجود دارد که محققان متوجه آنها شده اند. اینها شامل وسواس آلودگی ، وسواس آسیب در بررسی اجبارها (افکار ترس از آسیب، افکار تابو) و وسواس های تقارن هستند ، فقط به نام چند گروه بندی رایج تر. بحث های زیادی در مورد اینکه این دسته از علائم ممکن است چه باشند وجود دارد، که توضیح می دهد که چرا ممکن است برخی از علائم آشنا را که در این مقاله ذکر شده است نبینید.
بسیاری از پزشکان سعی می کنند در مورد انواع فرعی صحبت نکنند زیرا واقعاً هیچ تحقیقی پشتوانه آنها وجود ندارد. و از آنجایی که آنها دسته بندی کاملی نیستند، به طور کلی ارزش صرف زمان زیادی را برای یافتن اینکه شما در کدام زیرگروه قرار دارید، ندارد. با این حال، برای بسیاری از افراد مبتلا به OCD، تشخیص فوری تجربه خود در فهرستی از انواع فرعی، آرامشی قدرتمند در شروع روند درمان است.
تصور کنید که برای مدت طولانی خود را بهطور منحصربهفرد «به هم ریخته» میدانید. ناگهان فهرستی از علائم را می بینید که دقیقاً با علائم شما مطابقت دارد. و با شناخت خود در زیرگروهی که در مورد آن می خوانید، دیگر در مشکلات خود احساس تنهایی نمی کنید. شما دیگر احساس ناامیدی نمی کنید، زیرا ظاهراً افراد دیگری نیز با مبارزات مشابهی روبرو شده اند.
حتی پس از گذراندن این تسکین شدید و شروع کار سخت درمان، دانستن اینکه افراد دیگر با انواع مشابهی از وسواسها و اجبارها دست و پنجه نرم میکنند، مفید است. بخش مهم، به عنوان فردی که در تلاش برای بهتر شدن است، این است که هرگز در آن احساس تنهایی نکنید. فهرست کردن زیرمجموعهها روشی ناقص برای انجام این کار است، زیرا اغلب افراد را به این فکر میکند که این زیرگروهها بهعنوان شرایط متمایز بهجای تظاهرات رایج همان شرایط فکر کنند.
در نهایت، زیرگروهها در جامعه جهانی افرادی که با OCD سر و کار دارند میمانند. مردم در مورد انواع فرعی شنیدهاند و میخواهند در مورد راههایی که این وضعیت میتواند خود را نشان دهد بیشتر بدانند. بنابراین اجازه دهید در حال حاضر برخی از آنها را مرور کنیم.