خیانت میتواند ضربه مهلکی به یک رابطه باشد، اعتماد را از بین ببرد و زخمهای عاطفی عمیقی به جا بگذارد. خیانت اغلب همه چیز را به آشفتگی میکشاند و آینده را نامطمئن جلوه میدهد. اما امید وجود دارد. مشاوره روابط، مسیری را برای درک، التیام و بازسازی اعتماد از دست رفته ارائه میدهد.
در این پست، بررسی خواهیم کرد که چرا درخواست کمک حرفهای بسیار مفید است، چه مزایایی دارد و زوجها چه انتظاراتی میتوانند از آن داشته باشند. مشاوره ازدواج بعد از یک رابطه نامشروع.
خیانت فقط به معنای از بین رفتن اعتماد نیست؛ بلکه یک زلزله عاطفی است که میتواند پایه و اساس یک رابطه را متزلزل کند. شریک خیانت دیده اغلب طوفانی از احساسات - خشم، غم، سردرگمی و حس عمیق خیانت - را تجربه میکند. در همین حال، شریک خیانتکار ممکن است با احساس گناه، شرم و پشیمانی دست و پنجه نرم کند.
گذر از این احساسات پیچیده بدون کمک میتواند طاقتفرسا باشد. مشاوره محیطی امن و ساختارمند فراهم میکند که در آن هر دو طرف میتوانند احساسات خود را ابراز کنند، مستقیماً با مشکلات روبرو شوند و سفر بهبودی را با هم آغاز کنند.
بهبود ارتباطات
یکی از مزایای اصلی مشاوره پس از خیانت، ایجاد فرصت برای برقراری ارتباط باز و صادقانه است. یک درمانگر به عنوان یک میانجی بیطرف عمل میکند و به هر دو طرف کمک میکند تا احساسات و نیازهای خود را بدون ترس از قضاوت بیان کنند. این گفتگوی آزاد برای درک تأثیر خیانت و شروع روند بهبودی ضروری است.
شفای عاطفی
مشاوره فضایی امن برای هر دو طرف فراهم میکند تا بتوانند بر احساسات خود غلبه کنند. درمانگران ابزارها و استراتژیهایی را برای مدیریت احساسات خشم، غم و خیانت ارائه میدهند و افراد را به سمت پذیرش هدایت میکنند. این بهبودی عاطفی برای بازسازی رابطه بر پایهای قویتر و صادقانهتر بسیار مهم است.
شناسایی مسائل عمیقتر
خیانت اغلب نشاندهنده مشکلات عمیقتر در رابطه است، مانند نیازهای برآورده نشده، ارتباط ضعیف یا ناامنیهای شخصی. مشاوره به زوجین کمک میکند تا این مسائل اساسی را کشف کنند و بینشهایی ارائه میدهد که میتواند از مشکلات آینده جلوگیری کند. با پرداختن به علل ریشهای خیانت، شرکا میتوانند برای ایجاد یک رابطه رضایتبخشتر و انعطافپذیرتر تلاش کنند.
تجدید تعهد
از طریق مشاوره، زوجین میتوانند تعهد خود را نسبت به یکدیگر تجدید کنند. آنها میتوانند با تعیین مرزهای جدید، شفافسازی انتظارات و یادگیری اعتماد دوباره، به سمت آیندهای پر از امید و بهبودی حرکت کنند.
جلسات اولیه
چند جلسه اول معمولاً بر افشاگری و واکنشهای عاطفی فوری تمرکز دارد. هر دو طرف فرصتی برای ابراز احساسات خود پیدا میکنند و درمانگر به آنها کمک میکند تا از این مرحله اولیه شوک و درد عبور کنند.
درک دلایل
پس از اینکه احساسات اولیه مورد توجه قرار گرفتند، تمرکز به سمت درک دلیل وقوع خیانت تغییر میکند. این شامل بررسی پویایی رابطه قبل از خیانت، شناسایی نیازهای برآورده نشده یا شکستهای ارتباطی و پرداختن به هرگونه مسئله شخصی است که ممکن است در خیانت نقش داشته باشد.
بازسازی رابطه
مرحله بعدی، تماماً در مورد تدوین استراتژیهایی برای بازسازی رابطه است. این میتواند شامل تعیین مرزهای جدید، بهبود مهارتهای ارتباطی و تلاش برای بازسازی اعتماد باشد. درمانگر، زوج را از طریق تمرینها و بحثهایی که برای تقویت ارتباط و صمیمیت طراحی شدهاند، راهنمایی میکند.
تعیین انتظارات واقعبینانه
بهبودی پس از خیانت فرآیندی است که زمان میبرد. مشاوره به زوجین کمک میکند تا انتظارات واقعبینانهای برای بهبودی داشته باشند، زیرا میدانند که بازسازی اعتماد و صمیمیت عاطفی یک شبه اتفاق نمیافتد. جدول زمانی بهبودی برای هر زوج متفاوت است، اما با فداکاری و تلاش، پیشرفت امکانپذیر است.
بسیاری از زوجها با موفقیت مسیر دشوار بازسازی رابطهشان پس از خیانت را طی کردهاند. آنها از طریق تلاش مداوم در مشاوره، یاد گرفتهاند که به طور مؤثرتری ارتباط برقرار کنند، نیازهای یکدیگر را درک کنند و استراتژیهایی را برای بازسازی اعتماد تدوین کنند. این داستانهای موفقیت نشان میدهد که غلبه بر خیانت، اگرچه چالشبرانگیز است، اما با حمایت و تعهد مناسب امکانپذیر است.
اگر با عواقب یک خیانت دست و پنجه نرم میکنید، مشاوره روابط میتواند گامی حیاتی در جهت بهبود و بازسازی اعتماد باشد. در MSRCC، درمانگران باتجربه ما اینجا هستند تا شما را در این دوران چالشبرانگیز راهنمایی کنند و پشتیبانی و راهکارهای تخصصی را برای کمک به شما و شریک زندگیتان در یافتن راه بازگشت به یکدیگر ارائه دهند.
لازم نیست به تنهایی با این مشکل روبرو شوید. همین امروز با MSRCC تماس بگیرید تا با ما آشنا شوید.مشاوره بهبودی از خیانتیاخدمات مشاوره عمومیما اینجا هستیم تا در هر مرحله از مسیر از شما حمایت کنیم و به شما در بازسازی یک رابطه قویتر و سالمتر کمک کنیم. یک مشاوره اولیه رزرو کنید و سفر خود را به سوی بهبودی و تجدید قوا آغاز کنید.
مشاوره روابط، محیطی بیطرفانه را ارائه میدهد که در آن زوجین میتوانند به پیچیدگیهای ناشی از خیانت بپردازند. این امر هر دو طرف را قادر میسازد تا احساسات و نگرانیهای خود را آشکارا بیان کنند، که به درک و ارتباط بهتر کمک میکند. مشاوران به زوجین در شناسایی مسائل اساسی که ممکن است منجر به خیانت شده باشد، کمک میکنند و آنها را در تدوین استراتژیهایی برای رسیدگی به این مشکلات راهنمایی میکنند. با تسهیل گفتگوی آزاد و بازسازی اعتماد، مشاوره میتواند به زوجین کمک کند تا تصمیم بگیرند که چگونه با هم به پیش بروند.
مراجعه به مشاوره بلافاصله پس از کشف خیانت به زوجین کمک میکند تا احساسات شدیدی را که اغلب به دنبال آن ایجاد میشود، مدیریت کنند. مداخله زودهنگام بستری برای ارتباط ساختارمند فراهم میکند که میتواند از سوءتفاهمها و درگیریهای بیشتر جلوگیری کند. مشاوره راهنماییهایی در مورد استراتژیهای مقابله ارائه میدهد، به روشن شدن احساسات و تصمیمات کمک میکند و زمینه را برای آشتی بالقوه فراهم میکند. رسیدگی سریع به وضعیت همچنین میتواند آسیبهای عاطفی بلندمدت را کاهش داده و شانس بازسازی رابطه را بهبود بخشد.
تعداد جلسات مشاوره پس از یک خیانت به نیازهای زوجین و توصیههای مشاور بستگی دارد. در ابتدا، جلسات هفتگی ممکن است برای رسیدگی به تأثیر فوری و شروع روند بهبودی مفید باشد. با پیشرفت، جلسات ممکن است به فواصل دو هفتهای یا ماهانه تقسیم شوند. هدف این است که ضمن فراهم کردن زمان برای زوجین برای اجرای استراتژیها و تأمل در مورد پیشرفت خود بین جلسات، پشتیبانی مداوم ارائه شود.
مشاوره میتواند به طور قابل توجهی در بازگرداندن اعتماد پس از خیانت کمک کند، اگرچه نتیجه به تعهد و تلاش هر دو طرف بستگی دارد. از طریق مشاوره، زوجین میتوانند یاد بگیرند که به طور مؤثرتری ارتباط برقرار کنند، به مسائل اساسی بپردازند و الگوهای رفتاری جدیدی را ایجاد کنند که اعتماد را تقویت میکند. این فرآیند شامل شفافیت، پاسخگویی و تمایل به بازسازی رابطه است. در حالی که بازگرداندن اعتماد چالش برانگیز است و زمان میبرد، بسیاری از زوجها متوجه میشوند که با راهنمایی حرفهای میتوان دوباره احساس امنیت و اطمینان را در رابطه خود به دست آورد.
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) افراد را به طور متفاوتی تحت تأثیر قرار میدهد، اما معمولاً باعث ایجاد الگوی خاصی از افکار و رفتارها میشود.
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) سه عنصر اصلی دارد:
وسواس فکری - جایی که یک فکر، تصویر یا میل ناخواسته، مزاحم و اغلب ناراحت کننده به طور مکرر وارد ذهن شما می شود
احساسات - وسواس باعث احساس اضطراب یا پریشانی شدید میشود
وسواسهای عملی - رفتارها یا اعمال ذهنی تکراری که فرد مبتلا به OCD در نتیجه اضطراب و پریشانی ناشی از وسواس، احساس میکند مجبور به انجام آنهاست.
رفتار وسواسی به طور موقت اضطراب را تسکین میدهد، اما وسواس و اضطراب به زودی برمیگردند و باعث میشوند چرخه دوباره شروع شود.
بیشتر افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) هم افکار وسواسی و هم اعمال وسواسی را تجربه میکنند، اما یکی از آنها ممکن است کمتر از دیگری آشکار باشد.
افکار وسواسی
تقریباً همه در برههای از زمان افکار ناخوشایند یا ناخواستهای دارند، مانند این فکر که ممکن است فراموش کرده باشند در خانه را قفل کنند، یا حتی تصاویر ذهنی خشونتآمیز یا توهینآمیز ناخواستهای که ناگهان به ذهنشان خطور میکند.
اما اگر یک فکر ناخوشایند و مداوم دارید که بر تفکر شما تسلط دارد تا جایی که سایر افکار را قطع میکند، ممکن است وسواس داشته باشید.
برخی از وسواسهای رایج که افراد مبتلا به OCD را تحت تأثیر قرار میدهند عبارتند از:
ترس از آسیب رساندن عمدی به خود یا دیگران - برای مثال، ترس از اینکه ممکن است به شخص دیگری، مانند فرزندانتان، حمله کنید
ترس از آسیب رساندن به خود یا دیگران به اشتباه - برای مثال، ترس از اینکه با روشن گذاشتن اجاق گاز، خانه را آتش بزنید
ترس از آلودگی به بیماری، عفونت یا یک ماده ناخوشایند
نیاز به تقارن یا نظم - برای مثال، ممکن است احساس کنید که باید مطمئن شوید که تمام برچسبهای روی قوطیهای کنسرو در کابینت شما رو به یک شکل هستند
ممکن است افکار وسواسی با ماهیت خشونتآمیز یا جنسی داشته باشید که برایتان نفرتانگیز یا ترسناک باشند. اما آنها فقط افکار هستند و داشتن آنها به این معنی نیست که شما بر اساس آنها عمل خواهید کرد.
این افکار اگر باعث ناراحتی شما شوند یا بر کیفیت زندگی شما تأثیر بگذارند، به عنوان اختلال وسواس فکری-عملی طبقهبندی میشوند.
رفتار اجباری
وسواسهای عملی به عنوان راهی برای تلاش برای کاهش یا جلوگیری از اضطراب ناشی از فکر وسواسی شروع میشوند، اگرچه در واقعیت، این رفتار یا بیش از حد است یا ارتباط واقعبینانهای با آن ندارد.
برای مثال، فردی که از آلودگی با میکروبها میترسد، ممکن است بارها و بارها دستهای خود را بشوید، یا کسی که از آسیب رساندن به خانوادهاش میترسد، ممکن است تمایل داشته باشد که یک عمل را چندین بار تکرار کند تا آن فکر را «خنثی» کند.
بیشتر افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) میدانند که چنین رفتار اجباری غیرمنطقی است و هیچ منطقی ندارد، اما نمیتوانند از انجام آن دست بردارند و احساس میکنند که باید آن را «برای احتیاط» انجام دهند.
انواع رایج رفتارهای وسواسی در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی عبارتند از:
نظافت و شستشوی دست
چک کردن – مانند بررسی قفل بودن درها یا قطع بودن گاز
شمارش
سفارش و تنظیم
احتکار
درخواست اطمینان خاطر
تکرار کلمات در سرشان
فکر کردن به افکار «خنثیکننده» برای مقابله با افکار وسواسی
اجتناب از مکانها و موقعیتهایی که میتوانند افکار وسواسی را برانگیزند
همه رفتارهای وسواسی برای دیگران آشکار نخواهد بود.
بیشتر افراد تا حدی از ارتفاع میترسند. این برای همه طبیعی است. هنگام عبور از یک مکان مرتفع یا یک پل، بسیاری از افراد ممکن است هنگام نگاه کردن به پایین احساس ناراحتی کنند.
با این حال، افرادی که از ارتفاع میترسند، هنگام مواجهه با ارتفاع، از جمله کارهای روزمره مانند بالا رفتن از پلهها، ایستادن در نزدیکی بالکن یا پارک کردن ماشین در یک پارکینگ طبقاتی، ترس شدید و شدیدی را تجربه میکنند. ترس از ارتفاع بر کیفیت زندگی و روابط محیطی فرد مبتلا به این ترس تأثیر منفی میگذارد.
طبق تحقیقات، علل آکروفوبیا دقیقاً مشخص نیست. تصور میشود که ترس از ارتفاع به دلیل ترس از افتادن از ارتفاع و اضطراب و ترس از آسیب دیدن فرد است.
همچنین تصور میشود که تجربیات منفی، ترسها و وقایع آسیبزا در دوران کودکی نیز میتواند باعث ترس از ارتفاع در افراد شود.
یکی از علل فوبیای ارتفاع، استعداد ژنتیکی است. این واقعیت که یکی از والدین ترس از ارتفاع دارد، احتمال بروز آن را در افراد افزایش میدهد. این ترسها که معمولاً در دوران کودکی ایجاد میشوند، میتوانند به دلیل علل و آسیبهای مختلف ایجاد شوند.
علامت اصلی آکروفوبیا احساس اضطراب شدید و ترس از ارتفاع است. افرادی که از ارتفاع میترسند ممکن است برخی علائم جسمی و روانی را تجربه کنند. علائم آکروفوبیا را میتوان به شرح زیر فهرست کرد:
علائم روانی
علائم فیزیکی
همانند سایر فوبیاها، این وضعیت میتواند در هر گروه سنی یا جنسیتی مشاهده شود. این مشکلی است که میتواند همه را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، چنین فوبیاهای خاصی بیشتر در دوران کودکی ایجاد میشوند.
این فوبیا در دوران نوجوانی و اوایل بزرگسالی بارزتر میشود. احتمال بروز آن در زنان بیشتر از مردان است.
همچنین انواعی از ارتفاع وجود دارد که افراد مبتلا به ترس از ارتفاع ممکن است از آنها بترسند. این موارد را میتوان به شرح زیر فهرست کرد:
از آنجا که انواع مختلفی از فوبیا وجود دارد، تشخیص آنها میتواند دشوار باشد. افرادی که ترس از ارتفاع دارند، اغلب ممکن است از بیش از یک ارتفاع یا مکان بترسند.
در بیشتر موارد، آکروفوبیا را میتوان با درمانهای روانشناختی (رواندرمانی) مانند مواجهه درمانی، مواجهه با واقعیت مجازی یا درمان شناختی رفتاری درمان کرد.
مواجهه درمانی
یک روش درمانی است که در درمان برخی از فوبیاها استفاده میشود. افراد مبتلا به فوبیا اغلب از قرار گرفتن در موقعیتی که از آن میترسند اجتناب میکنند و دوری میکنند. بنابراین، آنها برای غلبه بر ترس خود با این فوبیا روبرو نمیشوند و نمیآموزند که عواقبی که از آن میترسند معمولاً تحقق نمییابند.
درمانگران و روانشناسان از مواجهه درمانی برای افراد مبتلا به فوبیا استفاده میکنند تا به تدریج آنها را به درگیر شدن در موقعیتهایی که آنها را مضطرب میکند، ترغیب کنند تا بتوانند یاد بگیرند که با آن کنار بیایند و در آن حالت باقی بمانند.
مواجهه با واقعیت مجازی
با برنامههای واقعیت مجازی، موقعیتهایی که استرس و اضطراب را در فرد ایجاد میکنند، شبیهسازی میشوند و هدف آن مقابله با این موقعیتها است. این نوعی روش درمانی روانشناختی است. آنها برنامههایی هستند که در آنها رویدادهای واقعی اما جعلی تجربه میشوند. تحقیقات در مورد این موضوع نشان میدهد که مواجهه درمانی با واقعیت مجازی در غلبه بر ترس از ارتفاع مؤثر است.
درمان شناختی رفتاری
درمان شناختی رفتاری با صحبت کردن با بیمار و پرسیدن سوالات به بیمار کمک میکند تا دیدگاه متفاوتی به دست آورد. درمان شناختی رفتاری به بیمار میآموزد که ترسها چگونه در موقعیتهای مختلف ایجاد میشوند، در مواجهه با آنها چه احساسی دارند، چگونه به استرس و اضطراب واکنش نشان دهند و چگونه با این موقعیتها کنار بیایند.
وقتی عبارت زوج درمانی را میشنوید ، ممکن است ذهنتان فوراً به سمت روابط در بحران برود - خیانت، دعوای مداوم یا طلاق قریبالوقوع. در حالی که درمان مطمئناً ابزاری برای عبور از درگیری است، اما بسیار متنوعتر از آن چیزی است که اکثر مردم تصور میکنند. در واقع، بسیاری از زوجهای سالم و متعهد مرتباً در جلسات درمانی شرکت میکنند - نه به این دلیل که رابطهشان در حال شکست است، بلکه به این دلیل که میخواهند از ادامه رشد آن اطمینان حاصل کنند.
در این پست وبلاگ، بررسی خواهیم کرد که چرا زوج درمانی فقط برای «رفع» مشکلات نیست، چگونه زوجهای قوی از درمان برای تقویت ارتباط استفاده میکنند، نقش درمان در مدیریت گذارهای زندگی و موارد دیگر چیست. چه در حال قرار ملاقات باشید، چه نامزد کرده باشید، چه تازه ازدواج کرده باشید یا دههها از زندگی مشترکتان را جشن بگیرید، درمان میتواند ابزاری قدرتمند برای رشد باشد - نه یک پرچم قرمز، بلکه نشانه قدرت.
برای مشاوره رابطه عاطفی در تهران با گروه ویان تماس بگیرید
یکی از بزرگترین تصورات غلط در مورد درمان این است که فقط برای زوجهایی است که در آستانه جدایی هستند. در حالی که میتواند یک مداخله حیاتی در دوران سخت باشد، بسیاری از زوجها در واقع از درمان به عنوان نوعی درمان نگهدارنده استفاده میکنند - مانند معاینه حتی زمانی که احساس خوبی دارید. این جلسات فضایی امن برای تأمل، ارتباط و پیشگیری ایجاد میکنند.
در موردش فکر کنید: ما به طور معمول ماشینهایمان را سرویس میکنیم، برای تمیز کردن به دندانپزشک مراجعه میکنیم و حتی اگر هیچ مشکلی نداشته باشیم، سالانه معاینه فیزیکی میشویم. چرا مهمترین رابطه ما باید متفاوت باشد؟ پاسخ کوتاه این است: نباید اینطور باشد. ما باید با روابطمان به خوبی خودمان و داراییهایمان رفتار کنیم؛ در واقع، گاهی اوقات باید با روابطمان حتی بهتر رفتار کنیم!
زوجهایی که در زمان خوب پیش رفتن اوضاع به جلسات درمانی میروند، اغلب برای تشخیص زودهنگام علائم هشداردهنده، توسعه ابزارهایی برای مدیریت اختلافات آینده، تقویت تابآوری عاطفی با هم و تجلیل از پیشرفت و رشد شخصی، مجهزتر هستند. درمان به این معنی نیست که رابطه شما از هم پاشیده است - اغلب به این معنی است که شما به اندازه کافی به آن اهمیت میدهید تا آن را قوی نگه دارید.
برای من به عنوان یک مرد، درمان در شرایط خاصی مفید بوده و به زندگی و ازدواجم سود رسانده است. من و همسرم قبل از ازدواج مشاوره ازدواج زیادی داشتیم و این مشاوره به ما کمک کرد تا بر روی بسیاری از مسائل مختلف، از جمله مسائل مالی، ارتباطات، مسئولیتهای خانه، سبکهای فرزندپروری و خیلی چیزهای دیگر، کار کنیم. این مشاوره بر اساس شخصیتهایمان و برداشتهایمان از آنچه میتوانیم از دیگری انتظار داشته باشیم، پایه و اساس مشخصی از آنچه باید انتظار داشته باشیم، به ما داد. احتمالاً این بهترین کاری بود که میتوانستم برای ازدواجم انجام دهم و اکیداً آن را توصیه میکنم!
حتی در روابط عاشقانه، ارتباطات میتواند دچار مشکل شود. همه ما پیشینههای منحصر به فرد، سبکهای ارتباطی و بار عاطفی خود را وارد روابطمان میکنیم. در حالی که زوجهای سالم ممکن است بحثهای جنجالی را تجربه نکنند، اما ممکن است با سوءتفاهمها، فاصله عاطفی یا فرضیاتی روبرو شوند که به مرور زمان و به آرامی ایجاد میشوند.
درمان به زوجین کمک میکند تا به طور مؤثرتری با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، یاد بگیرند که چگونه بدون قطع کردن حرف یکدیگر یا حالت تدافعی گرفتن، به یکدیگر گوش دهند، الگوهای ارتباطی را کشف کنند که برای هر دو طرف بهتر جواب میدهد و ابراز نیازها و احساسات را به روشهای سالمتر تمرین کنند. من و همسرم در جلسات قبل از ازدواج، در مورد سبکهای مختلف ارتباطی و اینکه چگونه میتواند بر مکالمات، اختلافات و تصمیماتی که بعداً در ازدواجمان خواهیم داشت تأثیر بگذارد، صحبت کردیم. درک سبک ارتباطی من و همسرم به ما کمک زیادی کرده است تا درگیری و سوءتفاهمها را کاهش دهیم، اگرچه در هر صورت اجتنابناپذیر است! به این ترتیب، میتوانیم به طور سالم در مورد وضعیت خود صحبت کنیم و آن را به طور مسالمتآمیز حل کنیم.
هدف این نیست که کاملاً از درگیری اجتناب شود - بلکه یادگیری چگونگی مدیریت محترمانه و سازنده آن است. زوجهایی که در درمان، ارتباط را در اولویت قرار میدهند، اغلب در زندگی روزمره احساس میکنند که بیشتر شنیده میشوند، مورد احترام قرار میگیرند و با هم در ارتباط هستند.
زندگی تغییراتی را به همراه دارد - برخی هیجانانگیز و برخی دیگر استرسزا. نقل مکان به خانهای دیگر، ازدواج، تغییر شغل، پدر و مادر شدن، ادغام خانوادهها یا مراقبت از والدین مسن، همگی میتوانند پویایی رابطه شما را تغییر دهند. حتی تغییرات شاد نیز میتوانند فشارهای جدیدی را به همراه داشته باشند.
جلسات درمانی فضایی را برای زوجین فراهم میکند تا در مورد این تغییرات صحبت کنند. چه انتظاراتی در مورد فصل بعدی داریم؟ چگونه میتوانیم در طول تغییر از یکدیگر حمایت کنیم؟ چه مرزها یا نقشهایی باید تنظیم شوند؟ چگونه میتوانیم وقتی همه چیز نامشخص است، ارتباط خود را حفظ کنیم؟ من و همسرم قبلاً در دوران نامزدی و مشاوره آمادگی برای ازدواج، تغییر شغل را تجربه کردهایم. مواجهه با تعدیل نیرو قبل از ازدواج به من نشان داد که در آینده برای تشخیص علائم چه باید بکنم و همچنین چگونه مستقیماً وارد فرآیند درخواست شغل شوم. همچنین به من نشان داد که چگونه احساساتم را فرو بنشانم و در مورد چیزهای کوچک از نامزد آن زمانم ایراد نگیرم. تقصیر او نبود که من تعدیل شدم، اما او آنجا بود تا از من حمایت کند و به من کمک کند تا دوباره روی پاهایم بایستم. این موضوع در طول سال اول ازدواجمان بسیار به ما کمک کرد!
با بررسی این سوالات قبل از اینکه یک تغییر بزرگ باعث تنش شود، زوجها میتوانند به عنوان یک تیم متحد از این گذارها عبور کنند، نه اینکه تحت تأثیر استرس یا سوءتفاهم قرار بگیرند.
در روابط بلندمدت، به راحتی میتوان درگیر روزمرگی شد. مشغله کاری، فرزندپروری و مسئولیتهای روزمره میتواند بر صمیمیت عاطفی و جسمی شما تأثیر بگذارد. بسیاری از زوجهای سالم متوجه میشوند که ارتباطشان در حال کمرنگ شدن است - نه به دلیل اختلاف، بلکه به دلیل بیتوجهی.
درمان به زوجها کمک میکند تا آنچه را که در ابتدا آنها را به هم پیوند داده بود، دوباره بررسی کنند، به میل جنسی ناهماهنگ یا گسست عاطفی بپردازند، آیینهای محبت و وقتگذرانی باکیفیت ایجاد کنند و کنجکاوی و قدردانی از یکدیگر را دوباره برانگیزند. در دوران آمادگی برای ازدواج، از ما پرسیده شد که چگونه قرار است بعد از ازدواج به قرار گذاشتن با یکدیگر ادامه دهیم. این سوال بسیاری از زوجها را در یک حلقه قرار قرار میدهد، اما خوشبختانه برای من، ما قبلاً این را در رابطهمان نهادینه کرده بودیم. والدین من قانونی داشتند که حداقل ماهی یک بار برای قرار بیرون بروند و به آن پایبند بودند، حتی اگر رستوران شیکی نبود. گاهی اوقات، یک نمایش یا یک فیلم بود، گاهی اوقات شام بود، گاهی اوقات رویدادی بود که میخواستند در آن شرکت کنند.
من و همسرم حداقل ماهی یک بار برای شام قرار میگذاریم، که یعنی سالی ۱۲ قرار عاشقانهی معنادار! اگر به سفرهای کوتاه میرفتیم، قرارهای ارزانتر برای قهوه و قرارهای کوتاهتر هم میگذاشتیم، اما آن ۱۲ قرار از قبل برنامهریزی شده بود. پدربزرگ و مادربزرگم هم ایدهی خیلی خوبی داشتند؛ آنها ۱۲ قرار را انجام میدادند و یکی از آن شبهای قرار را خیلی خاص میکردند. آنها معمولاً برای جشن گرفتن سالگرد ازدواجشان به رستورانهای خیلی خوب میرفتند! این چیزی است که من در زندگی مشترکم نهادینه کردهام. من و همسرم هر ماه منتظرش هستیم!
این نوع توجه پیشگیرانه به صمیمیت میتواند شور و اشتیاق را دوباره زنده کند و به زوجین کمک کند تا از نظر احساسی احساس امنیت و رضایت کنند - مدتها قبل از اینکه اوضاع تیره و تار یا از هم دور شود.
درمان فقط مربوط به امروز نیست - بلکه مربوط به آینده است. با همکاری با یک درمانگر، زوجین میتوانند نقاط کور رابطه خود را قبل از اینکه به مشکلات اساسی تبدیل شوند، شناسایی کنند. ممکن است متوجه رنجش در مورد مسئولیتهای نابرابر، باورهای ارثی در مورد پول یا فرزندپروری که در مورد آنها صحبت نکردهاید، علائم اولیه فرسودگی شغلی، اجتناب یا کنارهگیری عاطفی یا حتی دیدگاههای متفاوتی برای آینده شوید که باید هماهنگ شوند.
به درمان به عنوان یک مراقبت پیشگیرانه برای رابطهتان نگاه کنید. رسیدگی به یک ناهماهنگی کوچک در مراحل اولیه آسانتر از آن است که منتظر بمانید تا به یک شکاف بزرگ تبدیل شود. زوجهای سالم میدانند که کمی تلاش آگاهانه در حال حاضر میتواند از درد زیادی در آینده جلوگیری کند.
گفتن این جمله که «لازم نیست بینقص باشیم تا روی ما کار شود» حس فوقالعاده قدرتمندی دارد. زوجهای سالمی که به جلسات مشاوره میروند، این پیام را به خودشان، فرزندانشان و جوامعشان میفرستند که عشق یک سفر است، نه یک مقصد.
درمان نشان میدهد که شما پذیرای رشد هستید و در خودراضی و بیخیال گیر نکردهاید. این نشان میدهد که شما به اندازه کافی برای یکدیگر ارزش قائل هستید که برای رابطهتان وقت و انرژی صرف میکنید. اگر مایل به داشتن مکالمات سخت و آسیبپذیر هستید، در حال ساختن رابطهای هستید که سازگار میشود، تکامل مییابد و بالغ میشود.
همسرم به من گفت که یکی از نزدیکانش به او گفته که شوهرش به رواندرمانی برای ازدواجش اعتقادی ندارد، و او به این حرف خندیده است! او به دوستش گفته بود: «میدانی شوهرم برای امرار معاش چه کار میکند؟» بخشی از شغل من در HDFS اینجا در دانشگاه ایالتی یوتا است و نیمی دیگر برای کمیسیون ازدواج یوتا و روابط سالم یوتا کار میکنم. حدس بزنید چی شد؟ ما آموزش آمادگی برای ازدواج، آموزش ازدواج، آموزش فرزندپروری و خیلی چیزهای دیگر انجام میدهیم!
شنیدن این حرف کمی خندهدار بود، چون خب، مشاوره ازدواج چیز بدی نیست! یعنی شما واقعاً به ازدواج و رابطهتان با همسرتان اهمیت میدهید. درمان به جای اینکه نشان دهنده ضعف باشد، نشان دهنده قدرت است. یعنی از رویارویی با واقعیت و همکاری برای رسیدن به چیزی حتی بهتر نمیترسید.
اگر برایتان سوال است که یک زوج سالم در جلسات درمانی چه میکنند ، در اینجا فقط چند موضوع رایج وجود دارد:
دستور جلسه توسط شما شکل میگیرد - نه مشکلات شما، بلکه دیدگاه شما برای رابطهای که میخواهید بسازید.
هیچ زمان اشتباهی برای شروع درمان وجود ندارد، اما برخی از بهترین زمانها عبارتند از:
هر چه زودتر شروع کنید، ابزارهای بیشتری جمعآوری میکنید و عضلات احساسی بیشتری را با هم تقویت میکنید.
در فرهنگی که اغلب درمان را آخرین راه چاره میداند، انتخاب رفتن به جلسات مشاوره تا وقتی اوضاع خوب است ممکن است خلاف فرهنگ به نظر برسد. اما سالمترین زوجها کسانی نیستند که از چالشها اجتناب میکنند - آنها کسانی هستند که برای آنها آماده میشوند، رو در رو با آنها روبرو میشوند و با هم قویتر میشوند.
درمان فقط برای بحران نیست - بلکه برای ارتباط است. این فضایی است که زوجهای سالم میتوانند در آن ارتباط را تقویت کنند، گذارها را مدیریت کنند، صمیمیت را حفظ کنند، از مشکلات آینده جلوگیری کنند و الگویی از عشق آگاهانه ارائه دهند. بنابراین، اگر شما و شریک زندگیتان به درمان فکر میکنید - حتی اگر مشکل "بزرگی" وجود نداشته باشد - بیش از حد واکنش نشان نمیدهید. شما در حال سرمایهگذاری هستید. شما در حال ساختن چیزی هستید که دوام میآورد و این یکی از سالمترین انتخابهایی است که هر زوجی میتواند انجام دهد.
نوجوان بودن آسان نیست. چه فشار از طرف مدرسه، دوستان یا خانواده باشد، طبیعی است که در این دوران از زندگی احساس استرس یا اضطراب داشته باشید.
استرس نحوهی واکنش بدن و مغز به یک تقاضا است. بدن ما میتواند مقادیر کمی از استرس را تحمل کند. استرس بیش از حد میتواند به سلامت جسمی و روانی فرزند شما آسیب برساند. وقتی استرس بیش از حد میشود، ممکن است به کمک نیاز داشته باشند تا یک قدم به عقب بردارند و علت استرس را مشخص کنند و راههای سالمی برای مقابله با آن پیدا کنند.
در حالی که هر نوجوانی با چالشهای منحصر به فرد و رویدادهای زندگی متفاوتی روبرو است، برخی شرایط برای بسیاری از نوجوانان مشترک است. ایجاد استرس در این موقعیتها غیرمعمول نیست.
چه در حال گرفتن نمرات بالا باشید، چه در حال اقدام برای دانشگاه، یا تصمیم گیری در مورد اینکه بعد از فارغ التحصیلی چه کاری انجام دهید، استرس مربوط به مدرسه واقعی است. تکالیف و بار سنگین تحصیلی میتوانند با فعالیتهای فوق برنامه، رویدادهای اجتماعی و تعهدات ورزشی رقابت کنند.
مدرسه میتواند استرس اجتماعی نیز به همراه داشته باشد. طبیعی است که بخواهید در مدرسه با دوستان و همسالان خود همراه باشید. با این حال، با اتصال بیوقفه ما به رسانههای اجتماعی، مقایسه نکردن مداوم خود با دیگران دشوار است. استفاده بیش از حد از وسایل الکترونیکی برای بازی و تماشای فیلم نیز میتواند به دلیل ماهیت همیشه در دسترس بودن آنها، استرس را افزایش دهد.
نوجوانان همچنین میتوانند با فشار همسالان مواجه شوند. گاهی اوقات ممکن است احساس کنند که برای شرکت در فعالیتها یا رفتارهایی که خارج از منطقه امن آنهاست، تحت فشار هستند. این میتواند به نگرانیهای آنها بیفزاید.
نوجوانان همچنین میتوانند در خانه با نگرانیهایی روبرو شوند. اختلافات خانوادگی، طلاق، بیماری و مشکلات مالی میتواند باعث استرس شود.
والدین همچنین میتوانند به استرس دامن بزنند، زیرا ممکن است (اغلب نه عمدی) فشار یا انتظارات بیشتری را بر نوجوانان خود وارد کنند.
نوجوانان تغییرات فیزیکی زیادی را تجربه میکنند. پنهان کردن این تغییرات معمولاً دشوار است. مقایسه خودشان با دوستان و همسالانی که این تغییرات را تجربه میکنند، آسان است.
طبیعی است که در این مدت احساس استرس کنید. فرزند شما ممکن است سریعتر یا کندتر از دیگران رشد کند. این امر میتواند «جا افتادن» را دشوار کند. این گذار همچنین ممکن است باعث شود احساس کنند که حس خود را از دست دادهاند، زیرا بدنی که سالها میشناختهاند شروع به تغییر میکند.
ممکن است احساس کند که دوستان مرکز دنیای او هستند. بنابراین، نوجوانان به راحتی در مورد روش «صحیح» واکنش به دوستانشان احساس استرس میکنند. اگرچه یادگیری نحوه حمایت از دیگران مهم است، اما تعیین مرزها میتواند دشوار باشد.
نوجوان شما ممکن است شروع به احساس کشش عاشقانه یا جنسی جدیدی نسبت به افراد کند. این جذابیت طبیعی است، اما میتواند برای او استرسزا و گیجکننده باشد. ممکن است احساس شک به خود یا کمبود اعتماد به نفس داشته باشد. بسیاری از نوجوانان همچنین اگر با سوالاتی در مورد هویت جنسیتی یا گرایش جنسی روبرو شوند، استرس بیشتری را تجربه میکنند.
تغییرات عمده زندگی میتواند باعث استرس شود. بیماری، تصادفات، قلدری یا سوءاستفاده میتواند تأثیر زیادی بر سطح استرس داشته باشد. تغییرات خانوادگی، مانند طلاق یا مرگ یکی از عزیزان، نیز میتواند باعث استرس شود زیرا نوجوانان سعی میکنند نحوه ابراز احساسات خود را بیاموزند.
نقل مکان و شروع به تحصیل در یک مدرسه جدید همچنین باعث ایجاد استرس یا اضطراب میشود، زیرا آنها سعی میکنند دوستیهای جدیدی برقرار کنند یا سبک زندگی جدیدی را بیاموزند. طبیعی است که بسیاری از نوجوانان در مورد این تغییرات احساس سردرگمی کنند.
نوجوانان همچنین میتوانند هنگام خواندن درباره رویدادهای مهم جهانی که میتوانند ترسناک یا آسیبزا باشند، احساس استرس کنند. اجتناب از این داستانها در عصر دیجیتال امروز آسان نیست. شنیدن اخبار ترسناک، در کشور خودمان یا خارج از کشور، میتواند هر کسی را در مورد امنیت شخصی و امنیت دوستان و خانوادهاش دچار استرس کند.
استرس بخشی از زندگی هر نوجوانی است. هر کسی هر از گاهی با استرس دست و پنجه نرم میکند. اگر احساس استرس میکنید، این روشها را برای کنترل استرس خود امتحان کنید. به یاد داشته باشید، طبیعی است که همیشه احساس عادی نداشته باشید.
اگر احساس میکنید که اوضاع برایتان خیلی سخت شده است، با یک دوست، یک بزرگسال مورد اعتماد یا یک معلم تماس بگیرید. افرادی هستند که میتوانند و میخواهند کمک کنند.