کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

اختلال هویت جنسیتی چیست؟

اصطلاح «تراجنسیتی» یک تشخیص روانپزشکی نیست. این اصطلاح برای اشاره به فردی استفاده می‌شود که جنسیت تعیین‌شده در بدو تولد (معمولاً بر اساس ظاهر اندام تناسلی خارجی) او با هویت جنسیتی‌اش (احساس روانشناختی فرد از جنسیتش) همسو نیست. برخی از افرادی که خود را تراجنسیتی می‌دانند ، «نارضایتی جنسیتی» را تجربه می‌کنند، یک تشخیص روانپزشکی که به پریشانی روانی ناشی از ناهمخوانی بین جنسیت تعیین‌شده در بدو تولد و هویت جنسیتی فرد اشاره دارد. اگرچه نارضایتی جنسیتی گاهی اوقات می‌تواند در کودکی شروع شود، اما برخی افراد ممکن است تا بعد از بلوغ یا خیلی دیرتر آن را تجربه نکنند.

افراد تراجنسیتی به روش‌های مختلفی به دنبال تأیید جنسیت خود هستند. این امر می‌تواند به سادگی شامل یک گذار اجتماعی (تغییر نام، ضمایر یا نوع لباس پوشیدن)؛ یک گذار قانونی (مثلاً تغییر نشانگرهای جنسیتی در مدارک دولتی)؛ گذار پزشکی (مثلاً سرکوب بلوغ یا هورمون‌های تأییدکننده جنسیت)؛ و گذار جراحی (مثلاً واژینوپلاستی، جراحی زنانه‌سازی صورت، بزرگ کردن سینه، بازسازی سینه مردانه و غیره) باشد. همه افراد تراجنسیتی تمایلی به همه حوزه‌های تأیید جنسیت ندارند، زیرا این موارد تصمیماتی کاملاً شخصی و فردی هستند.

لازم به ذکر است که اصطلاح «هویت جنسیتی» با «بیان جنسیتی» متفاوت است. هویت جنسیتی به حس روانشناختی فرد از جنسیت خود اشاره دارد؛ بیان جنسیتی به نحوه‌ی ارائه‌ی خود به جهان به صورت جنسیتی اشاره دارد. به عنوان مثال، پوشیدن لباس، بیان جنسیتی «زنانه» و پوشیدن کت و شلوار، بیان جنسیتی «مردانه» محسوب می‌شود. بیان‌های جنسیتی از نظر فرهنگی تعریف می‌شوند و در طول زمان و فرهنگ متفاوت هستند.

هویت جنسیتی با گرایش جنسی نیز متفاوت است. گرایش جنسی به انواع افرادی اشاره دارد که فرد از نظر جنسی به آنها جذب می‌شود. همانند افرادی که سیسجندر (افرادی که جنسیت تعیین‌شده در بدو تولدشان با هویت جنسیتی‌شان همسو است) هستند، افراد تراجنسیتی نیز طیف متنوعی از گرایش‌های جنسی دارند.

تشخیص

راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم، ویرایش متن (DSM-5-TR). 1 شامل یک تشخیص کلی اختلال هویت جنسیتی با معیارهای خاص جداگانه برای کودکان پیش از بلوغ و نوجوانان و بزرگسالان است.

DSM-5-TR اختلال هویت جنسیتی در نوجوانان و بزرگسالان را به عنوان ناهمخوانی قابل توجه بین جنسیت تجربه شده/ابراز شده فرد و جنسیت تعیین شده او تعریف می‌کند که حداقل ۶ ماه طول بکشد و با حداقل دو مورد از موارد زیر آشکار شود:

  • ناهمخوانی آشکار بین جنسیت تجربه‌شده/ابرازشده فرد و ویژگی‌های جنسی اولیه و/یا ثانویه (یا در نوجوانان، ویژگی‌های جنسی ثانویه مورد انتظار)
  • تمایل شدید به رهایی از ویژگی‌های جنسی اولیه و/یا ثانویه خود به دلیل ناهمخوانی قابل توجه با جنسیت تجربه شده/ابراز شده (یا در نوجوانان خردسال، تمایل به جلوگیری از ایجاد ویژگی‌های جنسی ثانویه مورد انتظار)
  • میل شدید به ویژگی‌های جنسی اولیه و/یا ثانویه جنس مقابل
  • تمایل شدید به داشتن جنسیت دیگر (یا جنسیت دیگری متفاوت از جنسیت تعیین‌شده‌ی خود)
  • تمایل شدید به اینکه با فرد مانند جنسیت دیگر (یا جنسیتی متفاوت از جنسیت تعیین‌شده‌اش) رفتار شود.
  • اعتقاد راسخ به اینکه فرد احساسات و واکنش‌های معمول جنس مخالف (یا جنسیت جایگزین متفاوت از جنسیت تعیین‌شده‌اش) را دارد.

برای اینکه این اختلال معیارهای تشخیص را داشته باشد، باید با پریشانی یا اختلال بالینی قابل توجه در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های مهم مرتبط باشد.

DSM-5-TR اختلال هویت جنسیتی در کودکان را به عنوان ناهمخوانی قابل توجه بین جنسیت تجربه شده/ابراز شده فرد و جنسیت تعیین شده، که حداقل ۶ ماه طول بکشد، تعریف می‌کند که با حداقل شش مورد از موارد زیر آشکار می‌شود (که یکی از آنها باید اولین معیار باشد):

  • تمایل شدید به جنسیت دیگر یا اصرار بر اینکه فرد جنسیت دیگر (یا جنسیت دیگری متفاوت از جنسیت تعیین‌شده‌اش) است.
  • در پسران (جنسیت تعیین‌شده)، ترجیح قوی برای پوشیدن لباس زنانه یا شبیه‌سازی لباس زنانه؛ یا در دختران (جنسیت تعیین‌شده)، ترجیح قوی برای پوشیدن لباس‌های مردانه معمولی و مقاومت شدید در برابر پوشیدن لباس‌های زنانه معمولی
  • ترجیح قوی برای نقش‌های بین جنسیتی در بازی‌های وانمودی یا فانتزی
  • ترجیح قوی برای اسباب‌بازی‌ها، بازی‌ها یا فعالیت‌هایی که به طور کلیشه‌ای توسط جنس مخالف استفاده یا انجام می‌شوند
  • ترجیح قوی برای همبازی‌های جنس مخالف
  • در پسران (جنسیت تعیین‌شده)، طرد شدید اسباب‌بازی‌ها، بازی‌ها و فعالیت‌های معمولاً مردانه و اجتناب شدید از بازی‌های خشن و جست‌وخیز؛ یا در دختران (جنسیت تعیین‌شده)، طرد شدید اسباب‌بازی‌ها، بازی‌ها و فعالیت‌های معمولاً زنانه
  • بیزاری شدید از آناتومی جنسی خود
  • تمایل شدید به ویژگی‌های جنسی فیزیکی که با جنسیت تجربه‌شده‌ی فرد مطابقت داشته باشد

همانند معیارهای تشخیصی برای نوجوانان و بزرگسالان، این وضعیت همچنین باید با پریشانی یا اختلال بالینی قابل توجه در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های مهم مرتبط باشد.

درمان

حمایت از افراد مبتلا به اختلال هویت جنسیتی می‌تواند شامل کاوش بی‌پایان احساسات و تجربیات آنها در مورد هویت و ابراز جنسیتی باشد، بدون اینکه درمانگر هیچ هویت یا ابراز جنسیتی از پیش تعریف‌شده‌ای را به عنوان نتیجه‌ای ترجیحی نسبت به دیگری تعریف کند.2 تلاش‌های روانشناختی برای تغییر هویت جنسیتی (که گاهی اوقات به عنوان تلاش‌های تبدیل هویت جنسیتی [GICE] یا "درمان تبدیل هویت جنسیتی" شناخته می‌شود) با پیامدهای نامطلوب سلامت روان مرتبط بوده‌اند .2،3

حمایت همچنین می‌تواند شامل تأیید در حوزه‌های مختلف باشد. تأیید اجتماعی ممکن است شامل پذیرش ضمایر، نام‌ها و جنبه‌های مختلف ابراز جنسیتی توسط فرد باشد که با هویت جنسیتی او مطابقت دارد. 4،5 تأیید قانونی ممکن است شامل تغییر نام و نشانگرهای جنسیتی در اشکال مختلف شناسایی دولتی باشد. 6 تأیید پزشکی ممکن است شامل سرکوب بلوغ برای نوجوانان جوان‌تر مبتلا به اختلال هویت جنسیتی و هورمون‌های تأییدکننده جنسیت مانند استروژن و تستوسترون برای نوجوانان و بزرگسالان بزرگتر باشد. 7، 8، 9، 10، 11، 12 تأیید پزشکی هرگز برای کودکان قبل از بلوغ توصیه نمی‌شود. 7، 8 برخی از بزرگسالان (و کمتر اوقات نوجوانان بزرگتر) ممکن است جنبه‌های مختلفی از تأیید جراحی را انجام دهند. 7، 8، 13

طرد هویت جنسیتی فرد توسط خانواده و جامعه، پیش‌بینی‌کننده‌های قوی مشکلات سلامت روان در بین افراد تراجنسیتی هستند.14 درمان  خانوادگی و زوجی می‌تواند برای ایجاد محیطی حمایتی که به سلامت روان فرد اجازه رشد می‌دهد، مهم باشد. والدین کودکان و نوجوانان تراجنسیتی ممکن است از گروه‌های حمایتی بهره‌مند شوند. گروه‌های حمایتی همسالان برای خود افراد تراجنسیتی اغلب برای اعتبارسنجی و به اشتراک گذاشتن تجربیات مفید هستند.

چالش‌ها/عوارض

افراد تراجنسیتی از سطح بالایی از انگ اجتماعی، تبعیض و قربانی شدن رنج می‌برند که این امر به تصویر منفی از خود و افزایش میزان سایر اختلالات سلامت روان منجر می‌شود. ۱۵  افراد تراجنسیتی در مقایسه با عموم مردم در معرض خطر بیشتری برای قربانی شدن و جرایم ناشی از نفرت هستند. میزان خودکشی در بین افراد تراجنسیتی به طور قابل توجهی بالاتر از جمعیت عمومی است. ۱۶

کودکان و نوجوانان تراجنسیتی اغلب قربانی قلدری و تبعیض در مدرسه می‌شوند که می‌تواند به پیامدهای جدی و نامطلوب سلامت روان منجر شود.17 اغلب  برای ایجاد محیط‌های امن و تأییدکننده در مدرسه، مداخلاتی لازم است.

افراد تراجنسیتی همچنین ممکن است در دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی مناسب و پوشش بیمه‌ای خدمات مرتبط با چالش‌هایی روبرو شوند.

اصطلاحات

اصطلاحات مهم مرتبط با اختلال هویت جنسیتی: ۱۸

  • سیسجندر (Cisgender): اصطلاحی که از جامعه تراجنسیتی‌ها پدیدار شد تا فردی را توصیف کند که هویت جنسیتی‌اش با جنسیتی که در بدو تولد به او نسبت داده شده است (غیر تراجنسیتی) همسو است.
  • اختلال هویت جنسیتی: تشخیصی در DSM-5-TR که به عنوان پریشانی یا اختلال بالینی قابل توجه ناشی از عدم تطابق جنسیتی تعریف می‌شود، که ممکن است شامل تمایل به تغییر ویژگی‌های جنسی اولیه و/یا ثانویه باشد. همه افراد تراجنسیتی یا دارای تنوع جنسیتی، اختلال هویت جنسیتی را تجربه نمی‌کنند.
  • ابراز جنسیتی: تجلی بیرونی جنسیت یک فرد، که ممکن است منعکس کننده هویت جنسیتی درونی او باشد یا نباشد. ابراز جنسیتی شامل نحوه رفتار فرد، لباس، لوازم جانبی، آرایش، الگوهای صدا/گفتار و شیوه‌های مکالمه و ویژگی‌های فیزیکی او می‌شود.
  • هویت جنسیتی : احساس درونی یک فرد از دختر/زن، پسر/مرد، ترکیبی از هر دو یا جنسیت دیگر. این ممکن است با جنسی که در بدو تولد به او نسبت داده شده است مطابقت داشته باشد یا نداشته باشد.
  • بیناجنسیتی/اختلالات رشد جنسی/تفاوت‌ها در رشد جنسی (DSD): که از نظر تاریخی به عنوان هرمافرودیتیسم و ​​شبه هرمافرودیتیسم شناخته می‌شوند، DSDها تعدادی از شرایط پزشکی فیزیکی را توصیف می‌کنند که سیستم تولید مثل از جمله دستگاه تناسلی مبهم در بدو تولد را درگیر می‌کنند.
  • غیرباینری: اصطلاحی که توسط برخی از افرادی که هویت جنسیتی‌شان نه دختر/زن است و نه پسر/مرد، به کار می‌رود.
  • جنسیت/جنسیت تعیین‌شده در بدو تولد: این اصطلاح گاهی به اختصار AFAB (زن تعیین‌شده در بدو تولد) یا AMAB (مرد تعیین‌شده در بدو تولد) نامیده می‌شود و به آنچه معمولاً هنگام تولد کودک اتفاق می‌افتد اشاره دارد. اگرچه تعیین جنسیت معمولاً بر اساس ظاهر دستگاه تناسلی خارجی نوزاد انجام می‌شود، اما در مورد افراد تراجنسیتی یا افراد دارای شرایط بیناجنسی (DSD)، این تعیین جنسیت‌ها ممکن است نامعتبر باشند.
  • گرایش جنسی: به تمایلات شهوانی یا جاذبه‌های جنسی یک فرد اشاره دارد، چه این تمایلات معطوف به افراد همجنس (همجنس‌گرا)، جنس مخالف (دگرجنس‌گرا)، هر دو جنس (دوجنس‌گرا) یا هیچ‌کدام (غیرجنسی) باشد.
  • تراجنسیتی: اصطلاحی کلی که افرادی را توصیف می‌کند که هویت جنسیتی‌شان با جنسیتی که در بدو تولد به آنها نسبت داده شده همسو نیست. همچنین ممکن است برای اشاره به فردی استفاده شود که هویت جنسیتی‌اش دوگانه است و به طور سنتی با جنسیتی که در بدو تولد به او نسبت داده شده، مرتبط نیست.


چه نوع پرونده‌های مهاجرتی از ارزیابی روانشناسی بهره‌مند می‌شوند؟

چه نوع پرونده‌های مهاجرتی از ارزیابی روانشناسی بهره‌مند می‌شوند؟

ارزیابی‌ها و گزارش‌های مهاجرت روانشناختی در چهار حوزه اصلی از مراحل مهاجرت استفاده می‌شوند:

  1. موارد شدید سختی
  2. همسرآزاری (VAWA)
  3. پرونده‌های پناهندگی سیاسی
  4. ویزای U

۱. سختی شدید و استثنایی
در موارد سختی شدید و استثنایی، شهروند ایالات متحده یا مقیم دائم قانونی (LPR) ایالات متحده، همسر، نامزد، والدین یا فرزند فردی است که ممکن است از ایالات متحده اخراج شود. شهروند آمریکایی بر این اساس درخواست معافیت می‌دهد که اخراج منجر به سختی شدید و استثنایی می‌شود.
هدف از ارزیابی روانشناختی، ارزیابی و توضیح سختی‌هایی است که همه اعضای خانواده مربوطه در صورت عدم اعطای معافیت با آن مواجه خواهند شد. نظر حرفه‌ای ارائه شده در ارزیابی روانشناختی، پرونده را تا حد زیادی تقویت می‌کند.



برای مشاوره با روانشناس زن در تهران با گروه ویان تماس بگیرید.

۲. همسرآزاری: VAWA (قانون خشونت علیه زنان)
علیرغم نام این قانون، مقررات مهاجرتی VAWA هم به نفع زنان و هم به نفع مردان است. در موارد همسرآزاری، زن یا مردی از یک کشور خارجی با یک شهروند یا مقیم دائم قانونی (LPR) ایالات متحده ازدواج می‌کند. پس از ازدواج، مهاجر ادعای وجود خشونت خانگی را مطرح می‌کند و به دنبال ثبت وضعیت قانونی جداگانه از همسر شهروند آمریکایی خود است، معمولاً به این دلیل که همسر شهروند آمریکایی یا LPR در این فرآیند به همسرش کمک نمی‌کند. تبعه خارجی می‌تواند حتی اگر ازدواج به طلاق منجر شده باشد، دادخواست VAWA را ثبت کند، مشروط بر اینکه بین طلاق و خشونت خانگی و/یا آزار و اذیت ارتباطی وجود داشته باشد. آزار و اذیت می‌تواند به شکل آزار کلامی، جسمی، جنسی و/یا روانی باشد. ناسازگاری‌های زناشویی که باعث فشارهای شدید بر ازدواج می‌شوند و در واقع می‌توانند منجر به طلاق شوند، به خودی خود ظلم شدید محسوب نمی‌شوند. «ظلم و ستم شدید» شامل موارد زیر می‌شود، اما محدود به آنها نیست: تهدید به خشونت، بازداشت اجباری، سوءاستفاده روانی، سوءاستفاده جنسی، استثمار، تجاوز جنسی، آزار و اذیت جنسی، زنای با محارم (در صورتی که قربانی خردسال باشد) و فحشای اجباری.

علائم سوءاستفاده همیشه آشکار نیستند و هیچ کس دیگری شاهد سوءاستفاده نبوده است یا قربانی آنقدر وحشت‌زده است که نمی‌تواند درخواست کمک کند. نمونه‌هایی از اعمال غیرخشونت‌آمیز که ممکن است ظلم شدیدی نیز محسوب شوند، عبارتند از انزوای اجتماعی قربانی، تهدید به اخراج، تهدید به آسیب جسمی، اجازه ندادن به قربانی برای یافتن شغل، تحقیر قربانی و تحقیر قربانی به صورت خصوصی و/یا عمومی. مهمترین هدف VAWA این است که به شما، به عنوان قربانی، اجازه دهد وابستگی خود را به همسر سوءاستفاده‌گر خود با اجازه دادن به شما برای درخواست اقامت دائم، بدون رضایت، کمک، حمایت یا مشارکت همسرتان، قطع کنید.
در این موارد، مهم است که درمانگر دامنه و ماهیت سوءاستفاده و تأثیر عاطفی که سوءاستفاده بر شما داشته است را ارزیابی کند. در امنیت فرآیند ارزیابی، می‌توانید در مورد مصیبت دردناک و تأثیر نامطلوب آن بر زندگی و سلامت عاطفی خود صحبت کنید. این فرآیند همچنین می‌تواند توانمندساز باشد و به روند بهبودی کمک کند.

۳. ویزای U

ویزای U به مهاجران، از جمله مهاجران بدون مدرک، که قربانی جرایم جدی در ایالات متحده شده‌اند، وضعیت قانونی می‌دهد. این جرایم شامل، اما نه محدود به، سوءاستفاده جنسی، خشونت خانگی، بردگی اجباری، استثمار جنسی، آدم‌ربایی، قاچاق و تجاوز جنسی می‌شود. با ویزای U، مهاجر می‌تواند تا چهار سال در ایالات متحده بماند و کار کند. با این حال، پس از سه سال، قربانی با ویزای U می‌تواند برای کارت سبز درخواست دهد. هدف از ارزیابی روانشناختی، ارزیابی میزان پیامدهای جدی جسمی، روانی یا عاطفی این تجربه است. متقاضی ویزای U باید مایل به کمک به پلیس و/یا دفتر دادستانی منطقه در تحقیقات و/یا پیگرد قانونی مجرم باشد.

۴. پناهندگی سیاسی

متقاضیان پناهندگی سیاسی اغلب در کشور خود در معرض محرومیت شدید، سوءاستفاده شدید و حتی شکنجه قرار گرفته‌اند. اغلب، این بدرفتاری با آزار و اذیت سیاسی، مذهبی و/یا قومی مرتبط است. در مقطعی، فرد از کشور خود به ایالات متحده فرار می‌کند و درخواست پناهندگی سیاسی می‌دهد.
هدف از ارزیابی مهاجرت در پرونده‌های پناهندگی، جمع‌آوری اطلاعات در مورد این بدرفتاری و بررسی تأثیر روانی این شرایط بر مهاجر است. شایع‌ترین حالت این است که فرد در نتیجه سوءاستفاده، دچار مشکلات روانی مانند اختلالات استرس پس از سانحه (PTSD)، اضطراب شدید و/یا افسردگی شده است.
اگر پرونده مهاجرت شما مربوط به پناهندگی سیاسی است، ارزیابی میزان و شدت آسیب اولیه شما، اینکه آیا پس از ورود به ایالات متحده همچنان از علائم روانی رنج می‌برید یا خیر و اینکه پیامدهای روانی آن چقدر می‌تواند طولانی مدت باشد، مهم است. علاوه بر کمک حقوقی که دریافت می‌کنید، ارزیابی مهاجرت می‌تواند به شما در برقراری ارتباط و مستندسازی جنبه‌های سلامت روان پرونده‌تان کمک کند.

در طول تجربه کاری‌ام، با جمعیت‌های فرهنگی متنوعی کار کرده‌ام و همچنین ارزیابی‌های روانشناختی متعددی انجام داده‌ام. داشتن یک گزارش ارزیابی کامل و تکمیل‌شده می‌تواند تفاوت قابل‌توجهی در نتیجه پرونده شما ایجاد کند. علاوه بر این، داشتن فرصتی برای صحبت در مورد مشکلات و عوامل استرس‌زا، از جمله آسیب‌های مرتبط با فرآیند مهاجرت، می‌تواند گامی توانمندساز و همچنین التیام‌بخش باشد. به اشتراک گذاشتن سختی‌ها، دردها و چالش‌هایی که برای غلبه بر آنها مبارزه کرده‌اند، به بسیاری از مهاجران این امکان را می‌دهد که از نقاط قوت خود قدردانی کنند و همچنین زمینه‌هایی را شناسایی کنند که در آنها می‌توانند از کمک و حمایت عاطفی بیشتری استفاده کنند. هر موقعیت مهاجرتی متفاوت است و من تلاش می‌کنم به هر پرونده و هر فرد از دیدگاه فردی نزدیک شوم. هدف من فراهم کردن مکانی امن است که در آن بتوانید احساس حمایت، احترام و درک شدن داشته باشید.


اختلال بیش فعالی-تکانشگری چیست؟

اختلال کم‌توجهی/بیش‌فعالی (ADHD) نوعی از ADHD است که علائم اصلی آن حرکت تقریباً مداوم و/یا مشکل در کنترل رفتار است. کودکانی که به این بیماری مبتلا هستند، تمایل دارند بدون فکر کردن عمل کنند. شاید فرزند شما نتواند آرام بنشیند. آنها گاهی اوقات با سرعت زیادی صحبت می‌کنند که اصلاً خوب نیست.

بیش‌فعالی تنها یکی از نشانه‌های ADHD است. کودکانی که این بیماری را دارند، به نظر می‌رسد همیشه در حال حرکت هستند. کودکانی که تکانشی هستند ممکن است هنگام صحبت شما حرفتان را قطع کنند. ممکن است خارج از نوبت بازی کنند.

بزرگسالان نیز می‌توانند به ADHD بیش‌فعال-تکانشگر مبتلا شوند. اما این بیماری کمتر شایع است زیرا بیش‌فعالی با افزایش سن کاهش می‌یابد.

هیچ آزمایشی به تنهایی نمی‌تواند با اطمینان بگوید که فرزند شما مبتلا به ADHD بیش فعال-تکانشگر است. پزشک شما ابتدا سعی می‌کند سایر مواردی را که می‌توانند باعث بیش فعالی و تکانشگری شوند، رد کند. این موارد می‌تواند استرس یا مشکلات عاطفی باشد. این رفتار ممکن است برای سن آنها طبیعی باشد. گاهی اوقات، مشکلات بینایی یا ناتوانی‌های یادگیری می‌تواند نشستن را برای کودک دشوار کند.

پزشک به دنبال این علائم بیش فعالی و تکانشگری خواهد بود:

  • بی قراری یا وول خوردن (عدم توانایی آرام نشستن)
  • صحبت کردن بی‌وقفه
  • مشکل در تمرکز روی کارهای آرام مانند مطالعه
  • از جایی به جای دیگر دویدن؛ طوری رفتار کردن که انگار موتوری آنها را به حرکت در می‌آورد
  • مدام از جای خود بلند می‌شوند، می‌پرند یا از مبلمان و جاهای دیگری که نباید، بالا می‌روند
  • بی‌صبر بودن
  • اظهار نظر یا پاسخ‌های ناگهانی و بی‌هدف در مواقعی که نباید،
  • قطع کردن حرف دیگران یا صحبت کردن خارج از نوبت
  • مشکل در انتظار نوبت یا ایستادن در صف
  • تشخیص ندادن اینکه چه زمانی موقعیت‌ها خطرناک هستند
  • اغلب به دردسر افتادن

بسیاری از کودکانی که دوست دارند بدوند و بپرند، ممکن است انرژی بالایی داشته باشند. اما این بدان معنا نیست که آنها ADHD بیش فعال-تکانشگر دارند . برای اینکه ADHD محسوب شوند، علائم باید در حد افراطی باشند و باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی کودک شوند. همچنین، آنها باید حداقل 6 ماه علائم را داشته باشند.

برای اینکه پزشک بتواند ADHD را تشخیص دهد، فرزند شما باید:

  • قبل از ۱۲ سالگی علائم آن را داشته‌اید
  • علائم را در بیش از یک مکان نشان دهید، نه فقط در خانه
  • بیماری دیگری که بیش فعالی و تکانشگری آنها را بهتر توضیح دهد، نداشته باشند.

کودکان مبتلا به ADHD معمولاً پس از بزرگ شدن نیز این مشکل را دارند. اگر بزرگسال هستید و فکر می‌کنید که ممکن است ADHD بیش فعال-تکانشگر داشته باشید، از پزشک خود بپرسید. علائم ممکن است در نوجوانان بزرگتر یا بزرگسالان متفاوت باشد. به جای حرکت زیاد فیزیکی، ممکن است بی‌قرار باشید یا از یک فعالیت به فعالیت دیگر بپرید.

نوع دیگری از ADHD به نام ADHD بی‌توجه وجود دارد . علامت اصلی این نوع شامل مشکل در تمرکز است. کودکانی که به آن مبتلا هستند به راحتی حواسشان پرت می‌شود و ممکن است خیال‌پردازی کنند یا حواسشان پرت شود. آنها ممکن است زیاد وسایلشان را گم کنند، اشتباهات ناشی از بی‌دقتی مرتکب شوند یا در تمام کردن کارهای خانه یا سایر وظایف مشکل داشته باشند.

اما ممکن است اغلب بی‌قرار به نظر نرسند، مدام حرکت نکنند یا اظهار نظرهای نامناسب نکنند.

بیشتر افراد مبتلا به ADHD علائم هر دو نوع ADHD بیش فعال-تکانشگر و بی توجه (که "نوع ترکیبی" نامیده می شود) را دارند. آنها ممکن است همیشه در حال حرکت باشند و در منظم ماندن مشکل داشته باشند. اگر فرزند شما ADHD دارد، علائم نیز ممکن است با گذشت زمان تغییر کنند.

همانند تمام انواع ADHD، علل ADHD بیش‌فعال-تکانشگر مشخص نیست. دانشمندان می‌گویند که این بیماری تا حد زیادی به دلیل ژن‌هایی است که از والدین به کودک منتقل می‌شوند. اما متخصصان هنوز مطمئن نیستند که کدام ژن‌های خاص احتمال ابتلا به ADHD را افزایش می‌دهند. اگر یکی از اعضای نزدیک خانواده به ADHD مبتلا باشد، احتمال ابتلای کودک به ADHD بیشتر است.

موارد دیگری که ممکن است خطر ابتلا به ADHD را افزایش دهند:

  • مصرف سیگار و الکل در دوران بارداری
  • زودرس به دنیا آمدن
  • وزن کم هنگام تولد
  • قرار گرفتن در معرض سرب در دوران کودکی
  • آسیب‌های مغزی

بسیاری از والدین فکر می‌کنند که شکر فرزندشان را بیش‌فعال می‌کند. اما هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد شکر تصفیه‌شده باعث ADHD می‌شود یا آن را بدتر می‌کند.

ممکن است ارتباطی بین ADHD و افزودنی‌های غذایی مانند رنگ‌های مصنوعی و مواد نگهدارنده وجود داشته باشد. اما این موضوع هنوز تأیید نشده است.

چه چیزی باعث خجالتی شدن کودک می‌شود؟

من در کودکی بچه‌ی خجالتی‌ای بودم. در پیدا کردن دوستان جدید مشکل داشتم و به کمی زمان برای گرم شدن در مکان‌های جدید نیاز داشتم. اگرچه در طول سال‌ها یاد گرفته‌ام که با خجالتی بودنم کنار بیایم، اما هنوز هم وقتی در کنار افراد جدید هستم یا در محیط‌های حرفه‌ای بزرگ، مانند کنفرانس‌های دانشگاهی هستم، که ملاقات با افراد جدید تمام هدف است، دچار اضطراب اجتماعی خفیفی می‌شوم.

پسر ۳ ساله من کاملاً متفاوت است. او اجتماعی است ، عاشق آدم‌های جدید است و به نظر می‌رسد هر بار که به پارک می‌رویم یا حتی برای غذا خوردن بیرون می‌رویم، دوستان جدیدی پیدا می‌کند. اولین کاری که وقتی در رستوران می‌نشینیم انجام می‌دهد، نگاه کردن به آدم‌های اطرافمان است، به آنها سلام می‌کند و با لبخندی جذاب به تک تک آنها نگاه می‌کند.

چه چیزی باعث می‌شود یک فرد خجالتی یا اجتماعی باشد؟ آیا خجالتی بودن چیزی است که با آن متولد می‌شویم یا چیزی است که بر اساس تجربیاتمان با دیگران در ما ایجاد می‌شود؟

سابقه طولانی تحقیقات نشان می‌دهد که خلق و خو - یا سبک شخصی فرد در واکنش عاطفی به محیط - را می‌توان برای اولین بار در نوزادان چهار ماهه شناسایی کرد. این امر با نشان دادن اسباب‌بازی‌های ساده‌ای مانند یک موبایل با چندین حیوان آویزان به نوزادان و بررسی واکنش آنها اندازه‌گیری می‌شود. این آزمایش ساده در چهار ماهگی به طور مداوم نشان داده است که نوزادانی که در پاسخ به یک موبایل آویزان دچار آشفتگی یا پریشانی عاطفی می‌شوند، به احتمال زیاد با بزرگتر شدن خجالتی می‌شوند (کاگان، ۱۹۹۷).

این نوزادان به هر نوع تغییر در محیط بسیار حساس هستند و ممکن است حتی با روتین‌ترین فعالیت‌ها، مانند زنگ در یا تعویض پوشک، به راحتی ناراحت شوند. در مقابل، نوزادانی که به این تغییرات واکنش مثبت نشان می‌دهند یا اصلاً واکنشی نشان نمی‌دهند، به احتمال زیاد در سنین پیش‌دبستانی بسیار اجتماعی می‌شوند.

شگفت‌آور است که این رابطه فراتر از اوایل کودکی می‌رود و واکنش نوزادان به تلفن همراه در ۴ ماهگی، میزان خجالتی یا اجتماعی بودن آنها را در نوجوانی پیش‌بینی می‌کند (کاگان، اسنیدمن، کان، تاوزلی، استاینبرگ و فاکس، ۲۰۰۷). تفاوت‌های بین کودکان خجالتی و اجتماعی پیش‌دبستانی حتی در زیست‌شناسی و مغز آنها نیز قابل مشاهده است (بارکر، ریب-ساترلند و فاکس، ۲۰۱۴؛ فاکس و همکاران، ۱۹۹۵)، که نشان می‌دهد کمرویی پایه بیولوژیکی قوی دارد و ممکن است از همان اوایل زندگی بخشی از شخصیت فرد باشد.

آیا این به این معنی است که محیط هیچ نقشی در ایجاد کمرویی ندارد؟ و آیا اصلاً باید نگران کمرویی بود؟

صرفاً به این دلیل که خلق و خو پایه و اساس بیولوژیکی دارد، به این معنی نیست که ثابت و تغییرناپذیر است. خلق و خوی کودک می‌تواند تغییر کند و واکنش‌های منفی نوزادان به افراد، اشیاء و موقعیت‌های جدید می‌تواند با گذشت زمان کمتر شود. علاوه بر این، کمی خجالتی بودن هیچ اشکالی ندارد. بسیاری از کودکان خلق و خویی دارند که به عنوان «آهسته و دیرجوش» توصیف می‌شود و فقط به کمی زمان نیاز دارند تا با محیط اطراف خود سازگار شوند، قبل از اینکه آماده شوند و به جمع ما بپیوندند (توماس، چس و بیرچ، ۱۹۷۰).

با این حال، شایان ذکر است که زیرمجموعه‌ای از نوزادان، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد، به شدت حساس هستند. اینها کسانی هستند که بیشتر در معرض خطر ابتلا به کمرویی قرار دارند و بخشی از آنها (حدود ۴۰ درصد) حتی ممکن است در مراحل بعدی زندگی دچار اضطراب اجتماعی شوند (فاکس و هلفینشتاین، ۲۰۱۳).

بنابراین اگر فرزند بسیار حساسی دارید که پس از مدتی حتی با افراد و مکان‌های آشنا هم گرم نمی‌گیرد، مداخلاتی برای جلوگیری از ابتلای او به مشکلات اضطراب اجتماعی وجود دارد. علاوه بر این، یک سبک فرزندپروری حمایتی واقعاً می‌تواند کمک کند.

برای مثال، تحقیقات نشان داده است که خطر خجالتی شدن کودک زمانی که مادرانی حساس دارند و به طور مناسب به نیازهای کودک پاسخ می‌دهند، به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. بنابراین حتی برای نوزادانی که در مواجهه با موقعیت‌های جدید یا چالش‌برانگیز به راحتی ناراحت می‌شوند، داشتن والدینی که به نیازهای کودک پاسخگو هستند، می‌تواند به عنوان یک مانع در برابر رشد کمرویی یا اضطراب اجتماعی عمل کند (


درمان ADHD در کودکان پیش دبستانی

متخصصان، رفتاردرمانی را به جای داروهای محرک، به عنوان اولین درمان برای کودکان پیش‌دبستانی مبتلا به ADHD توصیه می‌کنند. پزشک ممکن است شما را به درمانگری ارجاع دهد که در درمان ADHD در کودکان پیش‌دبستانی تخصص دارد.

همچنین ممکن است برای کمک به فرزندتان در این فرآیند به مشاوره و آموزش نیاز داشته باشید. مشاوره می‌تواند راه‌هایی را برای آموزش مهارت‌ها و رفتارهای مورد نیاز فرزندتان به شما ارائه دهد. این می‌تواند به آنها در مدرسه و روابطشان با سایر بچه‌ها کمک کند. همچنین می‌تواند به بهبود عزت نفس و خودکنترلی کمک کند.

اگر فرزند شما زیر ۵ سال سن دارد، مغز او در سال‌های اولیه رشد خود است. کارشناسان می‌گویند این زمان ایده‌آلی برای شماست تا تحت نظارت یک درمانگر، تأثیر مثبتی بر رفتار فرزندتان بگذارید و روی علائم ADHD او کار کنید.

روش‌های درمانی می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

بازی درمانی. یک درمانگر، کودک شما را تشویق می‌کند تا در طول جلسات بازی یا سایر فعالیت‌های سرگرم‌کننده، در مورد احساسات خود صحبت کند.

گفتاردرمانی. متخصصان با کودکان خردسال صحبت می‌کنند تا اختلالات عاطفی یا روانی آنها را درمان کنند . والدین می‌توانند یاد بگیرند که بین جلسات، از تمرینات در خانه استفاده کنند.

آموزش والدین می‌تواند سخت باشد و به تلاش و زمان زیادی نیاز دارد. اما مزایای آن ممکن است در درازمدت نتیجه دهد. ممکن است مجبور شوید چندین جلسه با یک درمانگر رفتاری ملاقات کنید و برای آموزش مهارت‌ها و استراتژی‌ها به فرزند کوچک خود در خانه وقت بگذارید.

اگر علائم فرزند شما برای درمان رفتاری بسیار شدید باشد، پزشک ممکن است محرکی تجویز کند که انتقال‌دهنده‌های عصبی را در مغز تقویت کند. کودکان معمولاً مصرف این داروها را از ۴ سالگی یا بعد از آن شروع می‌کنند. همه داروهای ADHD برای کودکان زیر ۶ سال مورد تأیید FDA نیستند. اما بسیاری از پزشکان این داروها را برای کودکان پیش‌دبستانی مبتلا به ADHD تجویز می‌کنند.

پزشک فرزند شما داروها را با دوز پایین شروع می‌کند و در صورت لزوم دارو یا دوز آن را تغییر می‌دهد. متخصصان توصیه می‌کنند که کودکان پیش‌دبستانی پس از ۶ ماهگی داروهای ADHD را قطع کنند تا پزشکان بتوانند بررسی کنند که آیا آنها مؤثر هستند یا خیر. در صورت لزوم، پزشک ممکن است به دادن داروها ادامه دهد.

اگرچه ممکن است عوارض جانبی وجود داشته باشد، آکادمی اطفال آمریکا معتقد است که در کودکان خردسالی که با رفتاردرمانی بهبود نمی‌یابند، مزایای آن بر خطرات آن غلبه دارد.

یک مطالعه نشان داد که کودکان خردسال نسبت به کودکان بزرگتر نسبت به عوارض جانبی متیل فنیدات ، یکی از داروهای رایج، حساس‌تر هستند. این عوارض جانبی ممکن است شامل تأخیر در رشد، از دست دادن اشتها، کاهش وزن ، بی‌خوابی و اضطراب باشد. عوارض جانبی، از جمله تأخیر در رشد، پس از قطع مصرف دارو توسط کودکان، برطرف شد.

هیچ مطالعه‌ای در مورد اثرات بلندمدت داروهای ADHD در کودکانی که در چنین سن کمی شروع به مصرف می‌کنند، وجود ندارد. اما مطالعات روی کودکان دبستانی هیچ عارضه جانبی بلندمدتی از درمان نشان نداده است.

تصمیم‌گیری در مورد اینکه آیا دارو را بخشی از درمان فرزندتان قرار دهید یا خیر، آسان نیست. این تصمیمی است که پس از سنجش دقیق مزایا و معایب گرفته می‌شود. آنچه برای یک کودک (و خانواده) مناسب است، ممکن است برای شما مناسب نباشد. با پزشک فرزندتان صحبت کنید و با هم می‌توانید تصمیم بگیرید که چه چیزی برای فرزندتان بهتر است.