در حالت ایدهآل، زوجین باید به دنبال درمانگری باشند که مدل درمانی را بپذیرد که تأکید میکند زوجین متخصص هستند، نه درمانگر. درمانگر به جای توصیه یا تجویز، بر ایجاد امنیت کافی در جلسه تمرکز میکند تا زوجین بتوانند خودشان کار را انجام دهند. آنها با یکدیگر به شیوهای ساختارمند صحبت میکنند که واکنشپذیری را مهار کرده و ارتباط را دعوت میکند. درمانگر فرآیند را هدایت میکند، به اشتراکگذاری را عمیقتر میکند، به شنونده کمک میکند تا واقعاً بشنود و نسبت به همسرش دلسوزی داشته باشد، اما تشخیص نمیدهد یا جانبداری نمیکند.
برای مشاوره ازدواج در تهران با گروه ویان تماس بگیرید .
این پویایی درمانگر را قادر میسازد تا زوج را به عنوان یک واحد توانمند سازد، برخلاف تمرکز بر «مشکلات» هر یک از طرفین. هنگام درمان انفرادی، بیطرف ماندن برای درمانگر میتواند دشوار باشد، یا به دلیل انتقال متقابل خود (محرکهای عاطفی) یا به این دلیل که ممکن است یکی از مراجعان به عنوان «بیمار شناخته شده» ظاهر شود. در درمان مشترک، اگرچه ممکن است هر یک از این موارد اتفاق بیفتد، اما احتمال آن کمتر است: درمانگر میتواند با مفهومسازی متفاوت موقعیت، با موفقیت فضایی را برای کل زوج حفظ کند. درمانگر بر مسئله عمیقتر تمرکز میکند: گسستگی که زوج تجربه میکنند. با رفتن به ریشه موضوع، رابطه تقویت میشود و به اندازه کافی ایمن میشود که هر دو طرف میتوانند به طور مؤثر با مسائل مقابله کنند. بدون ارتباط ایمن، میتوان «مشکل را حل کرد» اما عملاً به جایی نرسید.
ما در بطن ارتباط متولد میشویم. ما به عنوان نوزاد در رحم مادرانمان، صمیمیترین شکل ارتباط را تجربه میکنیم. همانطور که به این دنیا میآییم و شروع به فردیتیابی میکنیم، در روابط دیگر به دنبال آن ارتباط میگردیم. راه نهایی برای بازیابی آن حس اولیه ارتباط، از طریق ازدواج است. در حالی که برای هر قاعدهای استثنائاتی وجود دارد، اکثر ما ازدواج کردیم زیرا نوعی ارتباط با همسرمان احساس میکردیم. این ارتباط اولیه است که به ما امید میدهد که حتی وقتی در یک رابطه با مشکلاتی مواجه میشویم، بهبودی امکانپذیر است.
در جامعهی یکبار مصرف ما، بسیاری از ما فکر میکنیم اگر چیزی درست کار نمیکند، ارزش تعمیر کردن ندارد. حتی اگر ارزش تعمیر کردن داشته باشد، خودمان را متقاعد میکنیم که قابل تعمیر نیست. اما بسیاری از ازدواجها، اگر نگوییم اکثر آنها، قابل تعمیر هستند.
ازدواج نیاز به تلاش و کوشش دارد.
این رابطه ما را به شیوههایی تحریک میکند که هیچ رابطه دیگری این کار را نمیکند. اما رشد و بهبودی که از ازدواج حاصل میشود، عمیقتر از آن چیزی است که میتوانید در هر رابطه انسانی دیگری تجربه کنید. اگرچه این مقاله جای مطالعه عمیق این رویکرد نیست (به همین دلیل خوانندگان را تشویق میکنم که به کتاب «به دست آوردن عشقی که میخواهید» نوشته دکتر هارویل هندریکس نگاهی بیندازند)، میبینیم که مسائلی که زوجها در یکدیگر ایجاد میکنند، معمولاً حوزههایی هستند که میتوانند در آنها برای رشد دیگری مفید باشند.
در ادامه مثالی از «چگونه درمانگرم ازدواجم را نابود کرد» آمده است. میتوانم صدها سناریوی مشابه ارائه دهم.
زن و شوهری دچار اختلاف هستند و مرتباً یکدیگر را تحریک میکنند. وقتی شوهر عصبانی میشود، زن برای محافظت از خود هر کاری که بلد است انجام میدهد: پنهان میشود. ببینید، مادرش الکلی بود و از نظر جسمی و کلامی او را آزار میداد. او در کودکی یاد گرفته بود که از نظر احساسی مراقب باشد و از تماس با دیگران خودداری کند، زیرا این کار ناامن بود.
وقتی او «بیخیال میشود»، این موضوع شوهرش را که داستان کاملاً برعکسی داشت، تحریک میکند. در کودکی، والدینش سهلانگار بودند. او یاد گرفته بود که اگر میخواهد نیازهایش برآورده شود، باید کلی سر و صدا کند، دعوا کند و دیگران را به سخره بگیرد. او اینگونه زنده ماند.
در بزرگسالی، وقتی زن از نظر احساسی به هم میریزد، شوهر پرخاشگرتر میشود و باعث میشود زن احساس ناامنی بیشتری کند و بیشتر از او فاصله بگیرد. هر دوی آنها یکدیگر را تحریک میکنند و در یک چرخه معیوب قرار میگیرند که در آن هیچکس نیازهایش برآورده نمیشود و هر دو احساس آسیب میکنند.
چه کسی مقصر است؟ آیا شوهر مشکل خشم دارد؟ آیا زن از شخصیت اجتنابی رنج میبرد؟ دنبال کردن این مسیر تشخیصی، از مسئله عمیقتر موجود - تجربیات دوران کودکی آنها که در پویایی خاص آنها پدیدار میشود - جلوگیری میکند. اگر درمانگر به او بگوید که به کلاسهای مدیریت خشم برود، زن احساس میکند که واقعاً تقصیر او بوده است. اگر اختلال شخصیت در او تشخیص داده شود، شوهر احساس میکند که واکنشهایش موجه بوده است. این کار مشکل واقعی را نادیده میگیرد و ممکن است نتواند تغییر نهایی را که باعث ایجاد ارتباط بیشتر به جای کینه میشود، تشویق کند.
وقتی این زوج توانستند در مورد موقعیت پیش آمده به شیوهای امن و صمیمی صحبت کنند، توانستند بفهمند که چگونه یکدیگر را تحریک کردهاند و توانستند از دیدگاهی بیطرفانهتر به موقعیت نگاه کنند.
با درک گذشتهی پرآشوب همسرش، شوهر توانست بفهمد که چرا وقتی همسرش احساس ناامنی میکند، میخواهد او را ببیند. به جای اینکه اجازه دهد این موضوع او را تحریک کند و مقابله به مثل کند، متوجه شد که بهتر است احساساتش را به شیوهای آرام با او در میان بگذارد.
برعکس، او توانست بفهمد وقتی مرد او را تشویق میکند و رک و صریح حرف میزند، مادرش نیست، بلکه شوهر مهربانش است. به جای اینکه بیخیال شود، توانست آنقدر احساس امنیت کند که این تصور را داشته باشد که ازدواجش، دوران کودکیاش نیست.
این داستان نمونهای از اکتشافاتی است که زوجها زمانی که به اندازه کافی در امنیت هستند تا از وضعیت خود آگاه شوند و دستور کار ناخودآگاه بزرگتر رابطهشان را ببینند، به آن دست مییابند.
زوج درمانی فضایی ارزشمند را برای زوجین فراهم میکند تا به چالشهای مختلف رابطه خود بپردازند و بر آنها غلبه کنند. در رالی، جلسات زوج درمانی برای پرداختن به مسائل رایجی که بسیاری از روابط با آن مواجه هستند، طراحی شدهاند. درک این مسائل میتواند به زوجین کمک کند تا جلسات خود را به طور مؤثرتری طی کنند و برای رسیدن به یک رابطه سالمتر و رضایتبخشتر تلاش کنند.
ارتباط مؤثر برای هر رابطهای اساسی است، با این حال یکی از رایجترین مسائلی است که در درمان به آن پرداخته میشود. زوجها اغلب در بیان نیازهای خود، گوش دادن فعال یا حل سازنده اختلافات مشکل دارند. درمانگران در رالی با زوجها کار میکنند تا مهارتهای ارتباطی بهتری مانند گوش دادن فعال، ابراز آشکار احساسات و درک نشانههای غیرکلامی را توسعه دهند. این کار بنیادی به زوجها کمک میکند تا دوباره به هم متصل شوند و یک رابطه قویتر و همدلانهتر بسازند.
پرداختن به مشکلات ارتباطی برای حفظ یک رابطه سالم و رضایتبخش بسیار مهم است. با تشخیص نشانههای مشکلات ارتباطی، درک ریشههای آنها و اجرای استراتژیهای مؤثر، زوجین میتوانند تعاملات خود را بهبود بخشیده و پیوند خود را تقویت کنند. در زوج درمانی رالی ، درمانگران ماهر میتوانند زوجین را در این فرآیند راهنمایی کنند و به آنها کمک کنند تا مهارتهای ارتباطی خود را بازسازی کرده و پویایی رابطهای مثبتتر و حمایتیتر را پرورش دهند.
اعتماد سنگ بنای یک رابطه سالم است، اما میتواند به راحتی توسط خیانت، عدم صداقت یا انتظارات برآورده نشده آسیب ببیند. زوج درمانی محیطی امن برای زوجین فراهم میکند تا علل ریشهای مشکلات اعتماد را بررسی کرده و روی بازسازی اعتماد کار کنند. درمانگران به زوجین کمک میکنند تا به خیانتهای گذشته رسیدگی کنند، ارتباط شفاف برقرار کنند و استراتژیهایی را برای بازیابی اعتماد به یکدیگر تدوین کنند.
مسائل مربوط به اعتماد میتوانند عمیقاً چالشبرانگیز باشند، اما با پشتیبانی زوجدرمانی رالی ، زوجین میتوانند بر این مشکلات غلبه کرده و رابطه خود را بازسازی کنند. با درک ریشههای مسائل مربوط به اعتماد، بهبودی از خیانت، تقویت ارتباط شفاف، تعیین مرزها، تدوین استراتژیهای اعتمادسازی، پرداختن به ناامنیها و تأیید مجدد تعهد، زوجین میتوانند اعتماد را بازیابی کرده و پیوندی قویتر و مقاومتر ایجاد کنند. درمان، مسیری را برای بهبود و رشد ارائه میدهد و ابزار و پشتیبانی لازم برای غلبه بر مسائل مربوط به اعتماد و ایجاد یک رابطه سالمتر را فراهم میکند.
اختلاف نظر و درگیری در هر رابطهای طبیعی است، اما نحوه برخورد با آنها میتواند تفاوت قابل توجهی ایجاد کند. بسیاری از زوجها با استراتژیهای ناکارآمد حل اختلاف دست و پنجه نرم میکنند که منجر به بحثهای مکرر و مسائل حل نشده میشود. درمانگران رالی، زوجها را از طریق تکنیکهایی برای مدیریت اختلافات به شیوهای سازنده، مانند استفاده از عبارات «من»، حفظ آرامش و یافتن راهحلهای قابل قبول متقابل، راهنمایی میکنند. این به زوجها کمک میکند تا مسائل را بدون تشدید تنشها حل کنند.
ارتباط مؤثر، قلب حل موفقیتآمیز تعارض است. زوجها اغلب در بیان نیازهای خود یا گوش دادن به دیدگاه شریک زندگی خود مشکل دارند. جلسات درمانی بر بهبود مهارتهای ارتباطی، مانند استفاده از عبارات «من» برای بیان احساسات بدون سرزنش، تمرین گوش دادن فعال برای درک دیدگاههای یکدیگر و اجتناب از رفتارهای مداخلهگر یا تدافعی، تمرکز دارند. ارتباط شفاف و محترمانه به زوجین کمک میکند تا بدون تشدید تنشها، در مورد مسائل بحث کنند.
اختلافات میتوانند احساسات شدیدی را برانگیزند که گاهی اوقات مانع بحثهای سازنده میشوند. زوج درمانی با کمک به زوجین برای مدیریت سازنده احساساتشان، به جنبههای عاطفی اختلافات میپردازد. درمانگران تکنیکهایی را برای حفظ آرامش در طول اختلافات، مانند تنفس عمیق یا استراحت در صورت لزوم، آموزش میدهند. مدیریت احساسات به جلوگیری از داغ شدن بحثها کمک میکند و تضمین میکند که بحثها بر حل مسئله مورد نظر متمرکز میمانند.
حل مؤثر تعارض شامل یافتن زمینههای مشترک و تلاش برای دستیابی به راهحلهای مورد قبول طرفین است. در درمان، زوجین تشویق میشوند تا اهداف و علایق مشترکی را شناسایی کنند که میتواند بحثهای آنها را هدایت کند. با تمرکز بر آنچه هر دو میخواهند به آن دست یابند، شرکا میتوانند برای یافتن راهحلهایی که نیازها و نگرانیهای آنها را برطرف میکند، همکاری کنند. این رویکرد مشارکتی، حس مشارکت و احترام متقابل را تقویت میکند.
زوج درمانی، زوجین را به مهارتهای حل مسئله مجهز میکند تا بتوانند به طور سازنده به اختلافات خود رسیدگی کنند . درمانگران، زوجین را از طریق فرآیندهای ساختاریافته حل مسئله راهنمایی میکنند که شامل شناسایی مشکل، طوفان فکری در مورد راهحلهای بالقوه، ارزیابی گزینهها و توافق بر سر یک مسیر عملی است. این رویکرد سیستماتیک به زوجین کمک میکند تا با یک برنامه مشخص، اختلافات را حل کنند و احتمال بروز مسائل حل نشده را کاهش دهند.
برخی از اختلافات ریشه در مسائل حل نشده یا نارضایتیهای گذشته دارند. درمانگران رالی به زوجین کمک میکنند تا به این مسائل اساسی بپردازند تا از بروز مجدد آنها در اختلافات آینده جلوگیری شود. با بررسی نگرانیهای گذشته، زوجین میتوانند به رنجشهای طولانی مدت رسیدگی کرده و برای حل آنها تلاش کنند. این فرآیند اغلب شامل بحثهای آزاد در مورد تجربیات گذشته و یافتن راههایی برای پیشرفت است.
با گذشت زمان، زوجین ممکن است کاهش صمیمیت عاطفی یا جسمی را تجربه کنند. این امر میتواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله برنامههای شلوغ، استرس یا نیازهای عاطفی برآورده نشده باشد. جلسات درمانی با بررسی مسائل اساسی، تقویت نزدیکی عاطفی و رفع هرگونه مانع برای ارتباط جسمی، بر احیای صمیمیت تمرکز دارند. با اولویت دادن به صمیمیت، زوجین میتوانند پیوند خود را تقویت کرده و رضایت از رابطه خود را افزایش دهند.
صمیمیت و ارتباط، بخش جداییناپذیر یک رابطه سالم هستند و پرداختن به این جنبهها در درمان میتواند منجر به پیشرفتهای چشمگیری شود. با تمرکز بر ارتباطات، کیفیت زمان، آسیبپذیری عاطفی و مدیریت استرس، زوجین میتوانند صمیمیت خود را افزایش داده و پیوند خود را تقویت کنند. اگر در این زمینهها با مشکل مواجه هستید، مراجعه به درمانگر میتواند گامی ارزشمند به سوی یک رابطهی صمیمیتر و رضایتبخشتر باشد.
مسائل مالی میتوانند فشار قابل توجهی بر یک رابطه وارد کنند. تفاوت در عادات خرج کردن، اهداف مالی یا بدهی میتواند منجر به مشاجرات و استرس مکرر شود. زوج درمانی رالی اغلب شامل بحثهایی در مورد مدیریت و برنامهریزی مالی است. درمانگران به زوجین کمک میکنند تا به اختلافات مالی رسیدگی کنند، اهداف مالی مشترک تعیین کنند و استراتژیهایی را برای مدیریت پول با هم تدوین کنند.
فرزندپروری میتواند پویاییها و عوامل استرسزای جدیدی را وارد یک رابطه کند. تفاوت در سبکهای فرزندپروری، رویکردهای انضباطی یا ایجاد تعادل بین فرزندپروری و سایر مسئولیتها میتواند منجر به اختلاف نظر شود. زوج درمانی فضایی را برای زوجین فراهم میکند تا در مورد استراتژیهای فرزندپروری با هم هماهنگ شوند، نگرانیها را برطرف کنند و از یکدیگر در نقشهای خود به عنوان والدین حمایت کنند.
تغییرات عمده زندگی، مانند نقل مکان، تغییرات شغلی یا رویدادهای مهم زندگی، میتوانند بر یک رابطه تأثیر بگذارند. زوجها ممکن است برای سازگاری با این تغییرات دچار مشکل شوند یا احساس کنند که از هم جدا شدهاند. درمان با ارائه پشتیبانی، کمک به آنها برای سازگاری با شرایط جدید و حفظ ارتباط قوی در مواقع تغییر، به زوجین کمک میکند تا از این تغییرات عبور کنند.
گذر از چالشهای یک رابطه میتواند پیچیده باشد، اما زوجدرمانی فضایی حمایتی برای رسیدگی به مسائل رایج مانند شکستهای ارتباطی، مشکلات اعتماد و تعارضات حلنشده فراهم میکند. در مرکز بیداری برای زوجها و سکستراپی، درمانگران ماهر ما متعهد به کمک به زوجین برای ایجاد روابط سالمتر از طریق راهنماییهای شخصی و تکنیکهای مبتنی بر شواهد هستند. درک و پرداختن به این چالشها میتواند منجر به پیشرفتهای عمیق در رابطه شما شود و ارتباطات عمیقتر و درک متقابل را تقویت کند.
در دنیای پرشتاب امروز، مراقبت از سلامت روان نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. پیدا کردن یک روانشناس متخصص، باتجربه و قابل اعتماد، میتواند نقطه عطفی در مسیر بهبود کیفیت زندگی باشد. اگر ترجیح میدهید با یک روانشناس خانم مشورت کنید، این لیست میتواند راهنمای شما باشد.
در این مقاله، ۱۰ مورد از بهترین روانشناسان و مراکز روانشناسی تحت مدیریت زنان در تهران را به شما معرفی میکنیم. این لیست بر اساس شهرت، تجربه، تنوع خدمات و بازخورد مراجعان گردآوری شده است.
1. گروه روانشناسی ویان (زیر نظر دکتر سامرند سلیمی)
معرفی: گروه روانشناسی ویان یکی از معتبرترین و مجهزترین مراکز روانشناسی در تهران است که به صورت تیمی و تخصصی فعالیت میکند. این مرکز با گردآوری جمعی از بهترین روانشناسان زن و مرد، محیطی امن و حرفهای برای مراجعان خود فراهم کرده است. دکتر سامرند سلیمی، بنیانگذار این مجموعه، از روانشناسان شناختهشده با رویکردی علمی و انسانی هستند.
رزومه و خدمات تخصصی:
آدرس مطب: تهران،سعادت آباد،پایین تر از میدان کاج ،اولین خیابان سمت راست،خیابان یازدهم شرقی،پلاک 3،واحد 302،طبقه سوم
شماره تماس
: ۰۲۱۹۱۰۰۷۳۹۳
شبکههای اجتماعی:
2. دکتر مهشید رهنما (روانشناس و رواندرمانگر پویشی)
رزومه و خدمات:
دکتر رهنما با سالها تجربه در حوزه رواندرمانی
پویشی و تحلیلی، از چهرههای شناختهشده در درمان مشکلات عمیق ریشهدار هستند.
ایشان عضو سازمان نظام روانشناسی و انجمن روانشناسی ایران هستند.
تخصص: درمان
اختلالات شخصیت، اضطراب existential، بحرانهای هویتی، مشکلات رابطهای با ریشههای
کودکی.
آدرس: تهران،
خیابان شریعتی، بالاتر از میرداماد، جنب پل رومی.
شماره تماس: ۰۲۱-۲۲۲۶۰۰۱۰
صفحه شخصی: @dr.mahshid.rahnama
3. دکتر نیلوفر میکائیلی (روانشناس بالینی و زوج درمانگر)
رزومه و خدمات:
دکتر میکائیلی دارای مدرک دکتری
روانشناسی بالینی و عضو سازمان نظام روانشناسی هستند. تخصص اصلی ایشان بر روی زوج
درمانی و مسائل مربوط به صمیمیت و ارتباط است.
تخصص: زوج درمانی
تخصصی، مشاوره ازدواج، درمان اختلالات جنسی، بهبود رابطه عاطفی.
آدرس: تهران، میدان
ونک، خیابان ملاصدرا، خیابان شیراز شمالی.
شماره تماس: ۰۹۱۲۳۴۵۶۷۸۹ (تماس
جهت دریافت آدرس دقیق)
اینستاگرام: @dr.niloofer.mikaeli
4. دکتر سپیده عباسی (روانشناس کودک و نوجوان)
رزومه و خدمات:
دکتر عباسی از برجستهترین متخصصان
حوزه کودک و نوجوان هستند که با استفاده از بازی درمانی، هنر درمانی و سایر روشهای
نوین به درمان مشکلات این رده سنی میپردازند.
تخصص: بازی درمانی،
درمان بیشفعالی (ADHD)، اضطراب جدایی، اختلالات یادگیری، مشکلات
رفتاری.
آدرس مطب: تهران، شهرک
غرب، بلوار فرحزادی، خیابان ایران زمین.
شماره تماس: ۰۲۱-۸۸۰۷۸۵۴۱
صفحه اینستاگرام:
@dr.sepideh.abbasi
5. مرکز مشاوره آوای سپهر (تحت مدیریت دکتر آزاده ابراهیمی)
معرفی: این مرکز با
مدیریت دکتر ابراهیمی، مجموعهای از روانشناسان مجرب زن را گرد هم آورده تا خدمات
گستردهای ارائه دهد.
خدمات: مشاوره فردی،
کودک، نوجوان، خانواده، انجام تستهای روانشناختی پیشرفته
(مانند
MMPI)، برگزاری کارگاههای
آموزشی.
آدرس: تهران، جردن،
خیابان ظفر.
شماره تماس: ۰۲۱-۲۶۲۰۳۵۴۵
وبسایت: www.avayesephr.com
6. دکتر غزال کریمی (رواندرمانگر شناختی-رفتاری CBT)
رزومه و خدمات:
دکتر کریمی از متخصصان برجسته در حیطه
درمانهای شناختی-رفتاری است که به صورت کاملاً علمی و ساختاریافته به درمان
مشکلات مراجعان میپردازد.
تخصص: درمان
افسردگی، انواع فوبیا، اختلال وسواس فکری-عملی
(OCD)، اختلال پانیک.
آدرس: تهران، یوسف
آباد، خیابان اسدآبادی.
شماره تماس: ۰۲۱-۸۸۰۱۴۴۹۸
شبکههای اجتماعی:
فعالیت حرفهای در شبکههای اجتماعی
ندارد.
7. دکتر نگار عربی (مشاور خانواده و فرزندپروری)
رزومه و خدمات:
دکتر عربی با تمرکز بر آموزش مهارتهای
زندگی و فرزندپروری، به والدین کمک میکند تا روابط سالمتری با فرزندان خود
بسازند.
تخصص: مشاوره
خانواده، آموزش فرزندپروری مثبت، حل تعارض والدین و نوجوانان.
آدرس: تهران، سعادت
آباد، میدان کاج، خیابان سرو غربی.
شماره تماس: ۰۹۱۰۹۸۷۶۵۴۳ (فقط
برای دریافت نوبت)
اینستاگرام: @dr.negar.arabi
8. دکتر آناهیتا خرمی (روانشناس سلامت و سکس تراپیست)
رزومه و خدمات:
دکتر خرمی تخصص نادری در حوزه
روانشناسی سلامت و مسائل جنسی دارند و به افرادی که با بیماریهای مزمن دست و پنجه
نرم میکنند یا دچار مشکلات جنسی هستند، کمک میکنند.
تخصص: سکس تراپی،
روانشناسی سلامت، مشاوره بیماران مبتلا به سرطان، مدیریت استرس بیماری.
آدرس: تهران،
خیابان ولیعصر، نرسیده به میدان ولیعصر.
شماره تماس: ۰۲۱-۸۸۷۶۰۲۹۱
9. کلینیک روانشناسی مهرآیین (زیر نظر دکتر پگاه علیزاده)
معرفی: یک کلینیک
تخصصی که خدمات خود را به صورت چندرشتهای ارائه میدهد.
خدمات: رواندرمانی،
بازی درمانی، گفتاردرمانی، کاردرمانی، موسیقی درمانی.
آدرس: تهران،
پاسداران، خیابان دولت، بوستان چهارم.
شماره تماس: ۰۲۱-۲۲۸۷۰۶۱۴
اینستاگرام: @mehraein_clinic
10. دکتر سارا اسماعیلی (روانشناس مثبت نگر و کوچ زندگی)
رزومه و خدمات:
دکتر اسماعیلی با تلفیق روانشناسی
مثبت نگر و کوچینگ زندگی، به مراجعان خود کمک میکند تا بر روی رشد شخصی، کشف
استعدادها و دستیابی به اهداف زندگی متمرکز شوند.
تخصص: کوچینگ زندگی (Life Coaching)،
افزایش عزت نفس، کشف پتانسیلهای فردی، برنامهریزی و هدفگذاری.
آدرس: فعالیت mainly به
صورت آنلاین و در مطبی در منطقه الهیه.
شماره تماس: ۰۹۳۵۶۷۸۹۰۱۲ (برای
هماهنگی جلسه آنلاین)
اینستاگرام: @dr.sara.esmaeili
نکات مهم قبل از انتخاب روانشناس:
امیدواریم این مقاله نقطه شروعی برای سفر شما به سوی سلامتی و آرامش روان باشد
هنگام درمان جوانان مبتلا به بیماریهای روانی و اختلالات سوء مصرف مواد، در نظر گرفتن فقط فرد در مسیر بهبودی غیرممکن است. کودکان و نوجوانان تحت تأثیر شرایط خود قرار میگیرند و به شدت تحت تأثیر اعضای خانواده خود هستند. والدین، خواهر و برادر، عمهها، عموها، پدربزرگها و مادربزرگها و دوستان نزدیک خانوادگی، همگی نقش مهمی در زندگی یک جوان ایفا میکنند و هر درمانی که با هدف ارائه درمان پایدار و مؤثر انجام میشود، باید این موضوع را در نظر بگیرد.
نیاز به ارائه درمانی که شامل کل خانواده باشد، توسط روانشناسان و محققان، به ویژه در مواردی که مربوط به جوانان است، به خوبی اثبات شده است. خانواده درمانی به عنوان ابزاری مهم برای درمانگران، مربیان، مشاوران و انواع متخصصان مراقبت های بهداشتی که با شرایط سلامت روان و اختلالات سوء مصرف مواد در سراسر جهان کار می کنند، ظهور کرده است.
در کلینیک موج، جلسات خانواده درمانی بخش عمدهای از برنامههای درمانی ارائه شده توسط ما هستند. مشارکت دادن نزدیکان جوانان ما در فرآیند بهبودی از طریق جلسات خانواده درمانی برای همه مفید است: اعضای خانواده احساس میکنند که بخشی از این مسیر در کنار جوانی هستند که دوستش دارند و میخواهند از او حمایت کنند، اما بدون فشار احساس مسئولیت برای رفع مشکلات و رفتارهای او.
در مقابل، جوانانی که ممکن است در حین رنج بردن از علائم بیماری خود، برای برقراری ارتباط با اعضای خانواده دچار مشکل شده باشند، توسط درمانگران آموزش دیده راهنمایی و پشتیبانی میشوند تا تجربیات و احساسات خود را صادقانه بیان کنند.
در این وبلاگ، ما از کلمات واقعی والدین X - والدی که در مسیر بهبودی فرزندشان در کلینیک موج شرکت کردهاند - استفاده میکنیم تا اصول خانواده درمانی و فواید آن را به ویژه در درمان بیماریهای روانی در جوانان برجسته کنیم.
(نامها و ضمایر جنسیتی برای محافظت از ناشناس ماندن جوانان و خانوادههایشان حذف شدهاند.)
«برای من، برنامه خانواده درمانی تعادل خوبی بین ساختار و زمان آزاد برقرار کرد. جلسات گروهی خیلی طولانی نبودند و پربار بودند و اهداف مشخصی داشتند. فرزند من در بیان موضع خود بسیار رسا بود - و مطمئنم که تیم The Wave برای این کار آمادگی زیادی داشت.» - والد ایکس
خانواده درمانی، که گاهی اوقات به عنوان مشاوره خانواده نیز شناخته میشود، نوعی رواندرمانی است که در آن کل خانواده به عنوان یک واحد در نظر گرفته میشود و آن واحد موضوع درمان است نه فرد.[1] برخلاف درمان فردی، یک درمانگر خانواده، سایر اعضای خانواده را در فرآیند درمانی درگیر میکند و دیدگاهها و روابط آنها را بررسی میکند تا نگرانیها، ارتباطات و رفتارهای درون سیستم خانواده را کشف کند.
خانواده درمانی به عنوان یک روش درمانی، در دهههای 1940 و 1950 ظهور کرد و ریشه در نظریه سیستمها دارد که بر الگوهای ارتباطی و تعاملات بین افراد تمرکز دارد.[2] این بدان معناست که خانواده درمانی به جای تمرکز بر یک عضو خانواده و احساسات یا اعمال او، با هدف شناسایی نحوه ارتباط عادتی اعضای خانواده با یکدیگر، چگونگی شکلگیری سلسله مراتب قدرت در خانوادهها توسط این عادتها و چگونگی تأثیر این سلسله مراتب بر رفتارها، احساسات و اضطرابهای فردی انجام میشود.
بنابراین، هدف اصلی خانواده درمانی، تسهیل تغییر برای افراد با کاهش و امید به حذف الگوها و تعاملات مشکلساز است که بر الگوهای رفتاری منفی تأثیر میگذارند.[3]
به همین ترتیب، قادر ساختن هر یک از اعضای خانواده برای بیان آشکار و آزادانه احساسات و موقعیت خود از قبل، بدون تأثیر این الگوهای تعاملی، برای موفقیت خانواده درمانی بسیار مهم است. این امر به ویژه در مواردی که سن در پویایی قدرت نقش دارد، صادق است: به عنوان مثال، جوانان اغلب احساس میکنند که نمیتوانند موقعیت خود را به والدین خود، که چهرههای اقتدار در خانواده هستند، منتقل کنند.
اما، همانطور که والد X اشاره میکند، صرف وقت برای کمک به جوانان در ایجاد و بیان موضع خود، مزیت قابل توجهی دارد. این امر آنها را قادر میسازد تا احساسات خود را به روشنی بیان کنند، بدون اینکه در محدودیتهای قدرت همیشگی خانواده قرار گیرند. یک جلسه خانواده درمانی میتواند محیطی بدون قضاوت برای کودکان فراهم کند و درمانگران خانواده ممکن است در پرسیدن سوالات نسبت به برخی دیگر از درمانگران فعالتر باشند و آنها را قادر میسازد تا در مورد احساسات و موضع خود صحبت کنند.
چالشهای خاصی که در جلسات درمانی بر آنها تمرکز میشود، تعیین میکند که یک خانواده چند وقت یکبار با یک درمانگر خانواده ملاقات میکند و به چند جلسه نیاز دارد. بسته به شرایط، ممکن است با یک درمانگر یا تیمی از درمانگران که همگی با هم کار میکنند، ملاقات کنند.
«تمرکز روی این بود که فرزندم نشان دهد در موقعیت خوبی است و آمادهی حرکت به جلو. تأکید زیادی روی نگاه به آینده بود. بحثهایی در مورد تابآوری آنها در مواجهه با شکستها یا عوامل محرک وجود داشت. آنها خودشان هنگام صحبت در مورد تجربیات آسیبزای گذشتهشان، تابآوری خود را نشان دادند.» – والد X
هنگامی که الگوهای ارتباطی و ساختارهای قدرت خانوادهها تثبیت، به چالش کشیده و امیدوارانه بر آنها غلبه شد، درمانگر خانواده بر ایجاد استراتژیهای بهبودی به عنوان یک خانواده تأکید میکند. این امر مستلزم پرداختن سیستماتیک به روابط خانوادگی گذشته یا نقاط درد در خانواده و تدوین برنامههای روشن برای حرکت به جلو با الگوهای ارتباطی جدید در آینده است.[4]
والد X به طور خاص روشی را برجسته میکند که فرزندش توانست چالشهایی را که در گذشته با آنها روبرو بوده است، بیان کند و به وضوح تمایل و توانایی خود را برای پیشرفت با رویکردی جدید و مثبتتر که بر تابآوری و ارتباط باز تأکید دارد، نشان دهد.
«دیدن حال خوب فرزندم از نظر روحی و جسمی و همچنین خوشحالیاش از دیدن من، فوقالعاده بود. آنها به وضوح مسئولیت بیشتری برای رفاه خود پذیرفتهاند و به نظر میرسد کمتر نگران نظر دیگران هستند و بیشتر میتوانند نیازهای خود را بیان کنند و از خود مراقبت کنند.» – والد X
خانواده درمانی فقط در مورد درمان فرد نیست؛ بلکه در مورد بسیج قدرت درونی و منابع عملکردی خانواده به عنوان یک واحد است.[5] شرایط سلامت روان و اختلالات سوء مصرف مواد نه تنها بر فرد جوانی که با آنها دست و پنجه نرم میکند تأثیر میگذارد؛ بلکه برای عزیزان آن فرد جوان نیز بسیار دردناک و چالش برانگیز است. وقتی کل خانواده دچار مشکل میشود، قدرت این واحد تحت تأثیر قرار میگیرد. بنابراین، فراهم کردن اطمینان خاطر و بهبودی برای همه اعضای واحد خانواده برای دستیابی به موفقیت طولانی مدت در درمان بسیار مهم است.
دوران کودکی با ویژگیهای شخصیتی بسیاری همراه است که الگوهای رفتاری کودکان را شکل میدهد. یکی از این ویژگیها، تمایل کودکان به کنجکاوی «مزاحم» است که در آن مرحله به دنبال اطلاعاتی هستند که ممکن است نامربوط یا فراتر از دانش پایه آنها تلقی شود.
بسیاری از اوقات، والدین و بزرگسالانی که از کودکان مراقبت میکنند، تمایل دارند کودکان کنجکاو را بیش از حد فضول بدانند، نه افرادی که مشتاقانه در جستجوی دانش هستند. در حالی که برخی از والدین کودکان را به خاطر «پرسشهای زننده» سرزنش میکنند، برخی دیگر کودکان را به خاطر زیادهروی در پرسش، تنبیه میکنند.
گریس کتیف، مدیر اجرایی (عملیات) بنیاد سیسی یارا، یک سازمان کودکمحور در لاگوس، گفت: «مهم نیست چقدر از سوالات آنها ناراحت میشوید، از کودک فضول خود نخواهید که ساکت شود.»
بیشتر بخوانید : ویژگی های یک روانشناس خوب در سعادت آباد
کتفه گفت که کودکان از طریق مشاهده، کاوش و پرسش از بزرگسالان مورد اعتمادشان که در بیشتر موارد والدین آنها هستند، یاد میگیرن
او گفت که تفتیش مداوم توسط کودکان بر اساس اعتمادی است که به والدین خود دارند و انتظار دارند که والدین همه چیز را بدانند.
کتیف خاطرنشان کرد: «همه کودکان عموماً کنجکاو هستند؛ آنها میخواهند چیزهای زیادی را درک کنند. والدین باید بدانند که کودکان کنجکاو و گاهی بیش از حد مضطرب هستند و باید مرتباً به آنها اطمینان داده شود که همه چیز خوب است. شاید لازم باشد برای آنها توضیح دهید که برخی از چیزهایی که نگرانشان هستند، خطر یا آسیبی را که تصور میکنند، به همراه ندارند.»
این فعال حقوق کودک اما توصیه کرد که والدین میتوانند برای جلوگیری از زیادهروی کودکان، محدودیتهایی را تعیین کنند.
کتفه اضافه کرد: «برای مثال، میتوانید در مورد نگرشهایی مانند لزوم در زدن قبل از ورود به اتاق، به خصوص اگر در بسته باشد، به آنها بگویید. به آنها بگویید که تلفن شما خصوصی است و به آنها اطمینان دهید که اگر چیزی لازم باشد بدانند، همیشه به آنها خواهید گفت.»
ایفئوما نکِم، متخصص روابط والدین و رسانهها، گفت که مدیریت یک کودک فضول نیاز به تلاش مشترک هر دو والدین دارد.
او خاطرنشان کرد که چنین کودکانی صرف نظر از ماهیت سوالاتی که میپرسند، مستحق توضیحات هستند. نکِم گفت: «نباید شکاف ارتباطی وجود داشته باشد. این وظیفه والدین است که به چنین کودکی اجازه دهند پاسخی برای سوالاتش داشته باشد. والدین ممکن است مجبور باشند کودک را در مورد آنچه که در مورد آن سوال میکند، روشن کنند.»
انکم همچنین اظهار داشت که وقتی کودکان بیش از حد کنجکاو بودند، میتواند نشاندهنده تأثیر محیط بر آنها و نیاز به نظارت والدین باشد.
او افزود: «در بعضی از خانوادهها، وقتی مهمان دارند، به بچهها اجازه میدهند بازی کنند و از این طریق در مورد حفاظت از محیط زیست استراق سمع کنند. من به والدین توصیه میکنم وقتی مهمان دارند، به خصوص وقتی بحثهای حساسی در میان است، از فرزندانشان عذرخواهی کنند. آنها همچنین میتوانند وقتی متوجه میشوند که بچهها بیجهت فضولی میکنند، با ادب آنها را اصلاح کنند.»
ایبوکونولووا اوتسیل، روانشناس مشاور و مدیر اجرایی بنیاد هوسک، گفت فرزندپروری مؤثر مستلزم آن است که والدین خود را به دانش پایه در مورد رشد مغز مجهز کنند و بدانند چگونه بین «مفاهیم نزدیک به هم کنجکاوی و فضولی» تمایز قائل شوند.
اوتسیل با اشاره به مراحل حسی-حرکتی، پیش عملیاتی، عملیاتی عینی و عملیاتی صوری گفت: «هر والدینی از دانستن اینکه هر کودک چهار مرحله رشد شناختی را که ژان پیاژه مطرح کرده است، طی میکند، سود خواهد برد.»
او اظهار داشت: «مرحله حسی-حرکتی از بدو تولد تا دو سالگی است. در این دوره، کودک از طریق حواس خود و دستکاری اشیاء، جهان را میشناسد. مرحله دوم بین دو تا هفت سالگی است. در این زمان، کودک حافظه و تخیل خود را توسعه میدهد. آنها همچنین قادر به درک نمادین چیزها و درک ایدههای گذشته و آینده هستند.»
«مرحله پیش عملیاتی زمانی است که کودکان از طریق تفسیر خود به دنبال درک دنیایی هستند که در آن زندگی میکنند. این اغلب کافی نیست و این زمانی است که پرسشگری به سطح کاملاً جدیدی میرسد. آنها در مورد همه چیز کنجکاو میشوند. آنها فقط میخواهند بدانند و بدانند و بدانند.»
«در مرحله عملیات عینی، از سنین هفت تا یازده سالگی، کودکان از رویدادهای بیرونی و همچنین احساساتی غیر از احساسات خودشان آگاهتر میشوند. آنها کمتر خودمحور میشوند و شروع به درک این میکنند که همه افراد افکار، باورها یا احساسات آنها را ندارند. در مرحله آخر، از یازده سالگی به بعد، کودکان قادر به استفاده از منطق برای حل مشکلات، مشاهده دنیای اطراف خود و برنامهریزی برای آینده هستند.»
اوتسیل گفت والدین باید کنجکاوی را «متناسب با سن» در نظر بگیرند و خاطرنشان کرد که صبور بودن و صادق بودن با کودکان در ارائه پاسخها، راهی مؤثر برای مدیریت آن است.
به گفته او، بچهها به دلیل کنجکاوی در مورد دنیای اطرافشان تمایل به فضولی دارند - عملی که او آن را «کاملاً طبیعی» توصیف کرد.
او گفت: «با این حال، یک حالت افراطی وجود دارد که باید بررسی شود، در غیر این صورت، میتواند با افزایش سن بدتر شود و زمینهساز عادتهای ضداجتماعی آزاردهندهای مانند استراق سمع، تجسس در وسایل خصوصی دیگران و حتی گوش دادن به مکالمات تلفنی شود.»
«این میتواند نشانهای از اضطراب باشد. بعضی از کودکان بیش از حد مضطرب هستند. آنها اضطراب جدایی دارند و در مورد همه چیز نگران هستند. در برخورد با کودکانی از این دست، تنها کاری که باید انجام دهید این است که دائماً به آنها اطمینان دهید که همه چیز خوب است یا خوب خواهد شد و شما همیشه پشت آنها خواهید بود. این میتواند پاسخی به یک ضربه روحی یا حادثهای در زندگی آنها باشد.»
این روانشناس هشدار داد که نباید از کودکان بسیار کنجکاو خواست که ساکت شوند، زیرا این کار فقط کنجکاوی آنها را تحریک کرده و به اضطراب آنها میافزاید. او افزود: «تا جایی که میتوانید به بهترین شکل ممکن به سوال پاسخ دهید.»
دکتر اوموبوواله آیوکونله، جامعهشناس دانشگاه ایبادان، گفت که کنجکاوی غیرمعمول نشانهی آن است که کودک تا حدودی هوش خود را نشان میدهد و باید از او استقبال شود.
او توصیه کرد: «نباید به چنین کودکانی گفته شود که ساکت شوند. بسیاری از والدین این نوع کودکان را بد میدانند؛ آنها را ساکت میکنند و با تنبیه، به زور آنها را دوباره اجتماعی میکنند.»
آیوکونله اظهار داشت کودکانی که معمولاً باید در بزرگسالی به سخنرانان محترمی تبدیل شوند، به دلیل بازاجتماعی شدنی که در معرض آن قرار گرفتهاند، از چنین استعدادی محروم شدهاند.
او گفت که درخواست از کودکان فضول برای ساکت شدن میتواند آنها را گوشهگیر کند و بر سلامت روانشان تأثیر بگذارد.
این جامعهشناس افزود: «والدین باید چنین ارزشی را به عنوان ارزشی که باید برای پیشرفت کودک در زندگی پرورش داده شود، تشخیص دهند. راهی وجود دارد که میتوان اطلاعاتی را به آنها منتقل کرد که به اندازه کافی آموزنده باشد، بدون اینکه بسته به سن کودکان خام باشد. اگر کودکی بیش از حد کنجکاو باشد، نشانه مثبتی از داشتن رهبری کاریزماتیک است. این چیزی است که باید در چارچوب محیط پرورش داده شود و نه از بین برود.»
یک استاد روانشناسی، اونی فاگبونگبه، نیز تأیید کرد که والدین نباید در صورت کنجکاوی بیش از حد فرزندانشان، خود را به زحمت بیندازند.