در سال ۱۹۲۵، زیگموند فروید مقالهای منتشر کرد که در آن آمده بود زنان «در برابر تغییر مقاومت میکنند، منفعلانه آن را دریافت میکنند و چیزی از خود اضافه نمیکنند». این دیدگاهها حتی در آن زمان بحثبرانگیز بودند، اما یکی از همکاران نزدیک او، روانشناس دیگری به نام کارن هورنی، با دیدگاههای او در مورد روانشناسی زنان مخالف بود .
تحقیقات او نشان داد که تفاوتهای بین رفتارهای زن و مرد نتیجه جامعه و تربیت است، نه طبیعت. او همچنین با بیماران همکاری کرد تا علل ریشهای اضطرابها را شناسایی کند و آنها را تشویق کرد تا علاوه بر بررسی دوران کودکی بیمار، با مشکلات زندگی واقعی نیز کنار بیایند.
اگرچه امتناع او از موافقت با ایدههای فروید منجر به حذف او از سمتش در موسسه روانکاوی نیویورک توسط دپارتمانش شد، اما شیوههای درمانی هورنای هنوز بر بسیاری از رویکردهای درمانی مورد استفاده در روانشناسی و روانپزشکی امروز تأثیر میگذارد.
امروزه، روانشناسان همچنان معتقدند که زنان ممکن است به دلیل تأثیر جامعه مردسالار بر آنها، جهان را متفاوت از مردان تجربه کنند، برخلاف تفاوتهای طبیعی ناشی از جنسیت. ممکن است تفاوتهای اقتصادی مشخصی مانند شکاف دستمزد جنسیتی یا تفاوتهای اجتماعی مانند انتظار از زنان برای مراقبتهای اولیه وجود داشته باشد . اینها نمونههایی از تبعیض جنسیتی سیستماتیک هستند .
هنگام بررسی تجربیات زنان در مقایسه با مردان، ممکن است مفید باشد که در مورد آنچه متخصصان « نوروسکسیسم » مینامند، بیاموزیم. نوروسکسیسم به عنوان «فرض جنسیتگرایانهای مبنی بر اینکه همه تفاوتهای بین زن و مرد نتیجه مستقیم تفاوت عصبی است» توصیف میشود.
به عبارت دیگر، نوروسکسیسم باور نادرستی است مبنی بر اینکه تفاوتهای بیولوژیکی در عصبشناسی جنسیتها باعث تفاوت در شخصیت و رفتار میشود. تحقیقات عصبشناسی فعلی هیچ تفاوت قطعی مغزی بین دو جنس نشان نمیدهد. زنان و مردان ظرفیت شناختی و عصبی یکسانی دارند.
این مغالطه علمی در قرن نوزدهم آغاز شد، زمانی که محققان کشف کردند که وزن متوسط مغز یک زن پنج اونس کمتر از مغز متوسط یک مرد است. با این حال، اکنون میدانیم که اندازه مغز ناشی از توده بدنی است و با هوش ارتباطی ندارد. علاوه بر این، یک مطالعه نشان داد که "هیچ تفاوت جنسیتی ذاتی در تواناییهای عددی اولیه کودکان وجود ندارد".
بنابراین، تفاوت بین جنسیتها در مرحله بزرگسالی اغلب میتواند با تأثیرات فرهنگی و شرایط اجتماعی توضیح داده شود .
در کتاب لوآن بریزندین در سال ۲۰۰۶ با عنوان «مغز زنانه»، نویسنده اظهار داشت که تفاوت در هورمونها - که از رحم شروع میشود - مغزهای بسیار متفاوتی را بین جنسیتها ایجاد میکند.
این هورمونها ممکن است بر چندین بخش مغز، از جمله کمربندی قدامی (تصمیمگیرنده و نگران)، قشر جلوی مغز (احساسات) و اینسولا (احساسات درونی) تأثیر بگذارند. بریزندین معتقد بود که این تفاوتها در مغز ممکن است تفاوت در رفتار و شخصیت را توضیح دهد.
کتاب بریزندین محبوب بود، اما منتقدان کتاب و دانشمندان به شدت از نظریههای آن انتقاد کردند. نیویورک تایمز، واشنگتن پست و چندین منبع علمی دیگر، فقدان تحقیقات علمی در کتاب را به چالش کشیدند.
بریزندین در پاسخ به این انتقاد اذعان کرد: «مردان و زنان بیشتر از اینکه با هم متفاوت باشند، به هم شبیه هستند. به هر حال، ما از یک گونه هستیم.» تفاوتهای بین مغزها از نظر جنسیت ممکن است برای برخی قابل بحث باشد، اما تحقیقات علمی نشان میدهد که شباهتها بیشتر از تفاوتها است.
هنگام مطالعه شخصیت، محققان اغلب از شرکتکنندگان زن و مرد با پرسشنامههای شخصیتی یکسان استفاده میکنند. چندین مطالعه تحقیقاتی در مورد موضوع روانشناسی زنان وجود دارد.
شاخص تیپ شخصیتی مایرز-بریگز آزمونی است که برای شناسایی تیپهای شخصیتی مختلف طراحی شده است. این آزمون اطلاعاتی در مورد ۱۶ شخصیت مختلف ارائه میدهد که هر نتیجه ترکیبی از یکی از چهار ویژگی زیر است:
کارفرمایان اغلب انجام این آزمون را در محل کار تشویق میکنند، زیرا ممکن است معتقد باشند که برخی از تیپهای شخصیتی برای مشاغل خاص موفقتر یا مناسبتر از سایرین هستند. با این حال، در مورد نحوه استفاده از این آزمونها نیز بحثهای اخلاقی وجود داشته است.
ارتش ایالات متحده مطالعهای انجام داد تا ببیند آیا میتوانند پیشبینی کنند کدام زنان در آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده موفق خواهند بود یا خیر، و دریافتند که تیپهای ESTJ در بین فارغالتحصیلان رایجتر بودند. از سوی دیگر، تیپهای ISFP و ENFP در بین ترک تحصیلکردهها رایجتر بودند. با این حال، در مجموع، محققان دریافتند که آزمون مایرز-بریگز برای سنجش موفقیت بالقوه دانشجویان آکادمی نیروی دریایی ناکافی است.
علاوه بر این، آزمون مایرز-بریگز بر جنسیت تمرکز ندارد. نتایج آزمون برای زن و مردی که به یک شکل پاسخ میدهند، یکسان خواهد بود.
اگرچه جنسیتهای مختلف ممکن است نقشهای متفاوتی را در جامعه مدرن ایفا کنند، اما مغزهای ما مشابه ثابت شدهاند، بنابراین ممکن است منطقی باشد که زنان شاغل با اراده قوی ، برای رفتارهای سلطهجویانهتری نسبت به آنچه «نظریه آلفا» فرض میکند، برنامهریزی شدهاند.
گفته میشود ویژگیهای آلفا شامل موارد زیر است:
«شخصیت بتا» ممکن است ویژگیهای مثبتی نیز داشته باشد و لزوماً به معنای حقارت نیست. نظریهپردازان اظهار میکنند که کسانی که «بتا» هستند عبارتند از:
اگرچه ویژگیهای زنانه آلفا و بتا وجود دارند، اما این ویژگیها ممکن است به صورت یک پیوستار وجود داشته باشند. برخی از زنان ممکن است ویژگیهای آلفای بیشتری داشته باشند، در حالی که برخی دیگر ویژگیهای بتای بیشتری دارند و برخی دیگر ممکن است در حد وسط باشند.
محققان در سال ۲۰۱۰ با استفاده از آزمون شخصیت آلفای زنانه، این طیف را بررسی کردند تا اطلاعات بیشتری در مورد زنان به عنوان رهبر کسب کنند. آنها دریافتند که ویژگیهای رهبری، قدرت و درونگرایی کم، «ارتباط مثبتی» با عزت نفس و هوش هیجانی دارند. در سال ۲۰۱۹، مجله هاروارد بیزینس ریویو تحقیقاتی انجام داد و دریافت که زنان در بیشتر مهارتهای رهبری که معمولاً به ویژگیهای «آلفا» نسبت داده میشود، امتیاز بالاتری نسبت به مردان کسب میکنند.
پیمایش در حوزه متخصصان سلامت روان و تخصصهای آنها میتواند گیجکننده باشد. درک تفاوتهای بین مشاوران، مربیان، روانشناسان و روانپزشکان میتواند به شما در انتخاب متخصص مناسب برای نیازهایتان کمک کند. مشاوران و رواندرمانگران، گفتاردرمانی ارائه میدهند تا به افراد در حل مشکلات سلامت روان کمک کنند. مربیان راهنمایی و پشتیبانی ارائه میدهند تا به مراجعین در دستیابی به اهداف شخصی یا حرفهای کمک کنند. روانشناسان رفتار و فرآیندهای ذهنی انسان را مطالعه میکنند و این دانش را برای درمان مشکلات سلامت روان به کار میبرند. روانپزشکان، پزشکانی هستند که در بیماریهای روانی تخصص دارند و میتوانند برای مدیریت علائم، دارو تجویز کنند.
مشاوران و روان درمانگران
تعریف: مشاوران و رواندرمانگران، متخصصان سلامت روان هستند که به افراد کمک میکنند تا بر طیف وسیعی از مسائل عاطفی، روانی و اجتماعی غلبه کنند. آنها با ارائه گفتگو درمانی به افراد، زوجها، خانوادهها یا گروهها، به آنها در درک احساسات، افکار و رفتارهایشان کمک میکنند.
حوزه فعالیت: مشاوران و رواندرمانگران معمولاً با افرادی کار میکنند که طیف وسیعی از مشکلات سلامت روان، مانند اضطراب، افسردگی، تروما، مشکلات رابطهای و غم و اندوه را تجربه میکنند. آنها از رویکردهای درمانی مختلفی مانند درمان شناختی-رفتاری، درمان روانپویشی و درمان انسانگرایانه برای کمک به مراجعین در غلبه بر چالشهایشان استفاده میکنند. آنها به ندرت آموزش پزشکی دیدهاند، بنابراین در اکثر کشورها نمیتوانند تشخیص یا تجویز دارو ارائه دهند.
آموزش و تحصیلات: در بریتانیا، حداقل الزامات آموزشی برای مشاوران و رواندرمانگران توسط نهادهای حرفهای مانند BACP و UKCP تعیین میشود. این معمولاً شامل آموزش تا سطح مدرک یا بالاتر، همراه با حداقل تعداد ساعات کار تحت نظارت با مراجعین در محیطهای مختلف و اغلب الزام به درمان شخصی مداوم در طول آموزش است.
تفاوتهای بین این دو: اصطلاحات «مشاور» و «رواندرمانگر» معمولاً در بریتانیا به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما تفاوتهایی بین این دو وجود دارد و این تفاوتها بسته به تفاوتهای بینالمللی ممکن است برجستهتر باشند.
مشاوران معمولاً با مراجعینی کار میکنند که مشکلات سلامت روان خفیف تا متوسطی را تجربه میکنند و ممکن است فقط درمان کوتاهمدت ارائه دهند. از سوی دیگر، رواندرمانگران تمایل دارند با مراجعینی کار کنند که مشکلات سلامت روان پیچیدهتری دارند و درمان طولانیمدت ارائه میدهند. با این حال، رویکرد خاصی که توسط یک مشاور یا رواندرمانگر استفاده میشود، بسته به آموزش آنها و نیازهای مراجع ممکن است متفاوت باشد.
مربیان
تعریف: مربیان متخصصانی هستند که به مراجعین در دستیابی به اهداف شخصی یا حرفهای کمک میکنند. آنها راهنمایی، پشتیبانی و پاسخگویی ارائه میدهند تا به مراجعین در پیشرفت در زندگیشان کمک کنند. مربیان ممکن است در زمینههای مختلفی مانند مربیگری کسب و کار، مربیگری زندگی یا مربیگری سلامت تخصص داشته باشند.
حوزه فعالیت: کوچها با مراجعینی کار میکنند که میخواهند در زندگی خود تغییراتی ایجاد کنند یا به اهداف خاصی دست یابند. آنها ممکن است به مراجعین کمک کنند تا مهارتهای ارتباطی خود را بهبود بخشند، استراتژیهای مدیریت زمان بهتری را توسعه دهند یا عادات سالمتری ایجاد کنند.
آموزش و تحصیلات: مربیان بسته به حوزه تخصصی خود، ممکن است سطوح مختلفی از آموزش و تحصیلات داشته باشند. برخی از مربیان ممکن است دارای گواهینامه از یک سازمان مربیگری حرفهای باشند، در حالی که برخی دیگر ممکن است صرفاً از تجربیات زندگی خود به عنوان راهی برای ارائه پشتیبانی به دیگران استفاده کنند. مربیان مانند مشاوران، رواندرمانگران، روانشناسان یا روانپزشکان تحت نظارت نیستند و هیچ مجموعه استانداردی از الزامات آموزشی وجود ندارد.
تفاوتهای بین مربیان و مشاوران/رواندرمانگران: مربیان آموزش سلامت روان ندیدهاند و نباید با مراجعینی که مشکلات سلامت روان دارند کار کنند. آنها به مراجعین کمک میکنند تا به اهداف شخصی یا حرفهای خود برسند، در حالی که مشاوران/رواندرمانگران با مراجعینی کار میکنند که طیف وسیعی از مشکلات سلامت روان دارند و برای کمک به آنها در غلبه بر چالشهایشان، گفتگو درمانی ارائه میدهند.
روانشناسان
تعریف: روانشناسان متخصصان سلامت روان هستند که رفتار و فرآیندهای ذهنی انسان را مطالعه میکنند. آنها از روشهای علمی برای درک چگونگی تفکر، احساس و رفتار افراد استفاده میکنند و این دانش را برای کمک به افراد در غلبه بر مشکلات سلامت روان و بهبود رفاه آنها به کار میگیرند.
حوزه فعالیت: روانشناسی به دو حوزه اصلی تقسیم میشود: تحقیق و عمل. روانشناسان شاغل میتوانند با افراد، خانوادهها یا گروهها برای ارائه درمان، مشاوره یا سایر خدمات سلامت روان همکاری کنند. آنها ممکن است در زمینههای مختلفی مانند روانشناسی بالینی، روانشناسی مشاوره، روانشناسی ورزشی، روانشناسی کودک، روانشناسی اجتماعی یا روانشناسی عصبی تخصص داشته باشند. روانشناسان همچنین ممکن است در سایر محیطها مانند بیمارستانها، مدارس یا سازمانهای دولتی تحقیق، تدریس یا کار کنند.
آموزش و تحصیلات: روانشناسان معمولاً دارای مدرک دکترا در روانشناسی مانند Ph.D هستند . آنها همچنین تحت آموزش بالینی تحت نظارت قرار میگیرند و از طریق کارآموزی تجربه کسب میکنند. در بیشتر کشورها، آنها برای فعالیت باید مجوز یا ثبت نام داشته باشند و این تقریباً همیشه در سطح ملی نظارت میشود. جالب است بدانید که در بریتانیا از روانشناسان انتظار نمیرود که تحت هیچ گونه درمان شخصی قرار گیرند.
تفاوتهای بین روانشناس و مشاور/رواندرمانگر: در حالی که روانشناسان و مشاوران/رواندرمانگران هر دو به مراجعین خود گفتاردرمانی ارائه میدهند، اما تفاوتهایی بین این دو وجود دارد. روانشناسان معمولاً آموزش و تحصیلات دانشگاهی گستردهتری دارند. آنها همچنین ممکن است بیشتر از روشهای علمی برای درک و درمان مشکلات سلامت روان استفاده کنند.
روانپزشکان
تعریف: روانپزشکان، پزشکانی هستند که در تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماریهای روانی تخصص دارند. آنها مجوز تجویز دارو و استفاده از طیف وسیعی از درمانها را برای کمک به مراجعین خود در مدیریت مشکلات سلامت روان دارند.
حوزه فعالیت: روانپزشکان با افرادی که طیف وسیعی از مشکلات سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی و سوء مصرف مواد دارند، کار میکنند. آنها ممکن است گفتاردرمانی، مدیریت دارویی یا ترکیبی از هر دو را ارائه دهند.
آموزش و تحصیلات: روانپزشکان معمولاً دارای مدرک پزشکی هستند و آموزش تخصصی در روانپزشکی را پشت سر میگذارند . آنها یک برنامه رزیدنتی را میگذرانند و تجربه بالینی کار با مراجعینی که مشکلات سلامت روان دارند را کسب میکنند. در بیشتر کشورها، آنها برای طبابت نیاز به مجوز یا ثبت نام دارند.
تفاوتهای بین روانپزشک و روانشناس: در حالی که هم روانپزشک و هم روانشناس خدمات سلامت روان ارائه میدهند، اما تفاوتهای کلیدی بین این دو وجود دارد. روانپزشکان میتوانند دارو تجویز کنند و از طیف وسیعی از درمانها برای مدیریت مشکلات سلامت روان استفاده کنند، در حالی که روانشناسان نمیتوانند دارو تجویز کنند. روانپزشکان همچنین آموزش پزشکی گستردهتری دارند، در حالی که روانشناسان آموزش گستردهتری در زمینه روانشناسی و رفتار انسان دارند.
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) الگویی از افکار و ترسهای ناخواسته را نشان میدهد که به عنوان وسواس شناخته میشوند. این وسواسها شما را به انجام رفتارهای تکراری سوق میدهند که به آنها اجبار نیز گفته میشود. این وسواسها و اجبارها مانع فعالیتهای روزانه میشوند و پریشانی زیادی ایجاد میکنند.
در نهایت، شما احساس میکنید که برای کاهش استرس خود مجبور به انجام اعمال وسواسی هستید. حتی اگر سعی کنید افکار یا تمایلات آزاردهنده را نادیده بگیرید یا از شر آنها خلاص شوید، آنها دوباره برمیگردند. این امر شما را به سمت رفتار بر اساس آیینها سوق میدهد. این چرخه معیوب OCD است .
اختلال وسواس فکری-عملی اغلب حول محور موضوعات خاصی مانند ترس بیش از حد از آلوده شدن به میکروبها میچرخد. برای کاهش ترس از آلودگی، ممکن است دستهای خود را بارها و بارها بشویید تا زمانی که زخم و ترک بخورند.
اگر اختلال وسواس فکری-عملی دارید ، ممکن است از این بیماری خجالتزده، شرمنده و ناامید باشید. اما درمان میتواند مؤثر باشد.
اختلال وسواس فکری-عملی معمولاً شامل وسواسها و اجبارها میشود. اما همچنین ممکن است فقط علائم وسواس یا فقط علائم اجبار را داشته باشید. ممکن است بدانید یا ندانید که وسواسها و اجبارهای شما فراتر از منطق هستند. اما آنها زمان زیادی را صرف میکنند، کیفیت زندگی شما را کاهش میدهند و مانع انجام کارهای روزمره و مسئولیتهای شما میشوند.
وسواسهای وسواس فکری عملی ، افکار ماندگار و ناخواستهای هستند که مدام برمیگردند یا تمایلات یا تصاویری که مزاحم هستند و باعث پریشانی یا اضطراب میشوند. ممکن است سعی کنید آنها را نادیده بگیرید یا با عمل کردن بر اساس آیین، از شر آنها خلاص شوید. این وسواسها معمولاً زمانی که سعی میکنید به چیزهای دیگری فکر کنید یا انجام دهید، مزاحم شما میشوند.
وسواسها اغلب دارای مضامینی مانند موارد زیر هستند:
نمونههایی از علائم وسواس عبارتند از:
وسواسهای عملی (OCD) رفتارهای تکراری هستند که شما احساس میکنید مجبور به انجام آنها هستید. این رفتارها یا اعمال ذهنی تکراری به منظور کاهش اضطراب مربوط به وسواسهای شما یا جلوگیری از وقوع اتفاق بد انجام میشوند. اما شرکت در این وسواسها هیچ لذتی به همراه ندارد و ممکن است فقط تسکین محدودی از اضطراب ایجاد کند.
ممکن است هنگام داشتن افکار وسواسی، قوانین یا آیینهایی را برای دنبال کردن تنظیم کنید که به کنترل اضطراب شما کمک کند. این اجبارها فراتر از منطق هستند و اغلب به مشکلی که قرار است حل کنند، ارتباطی ندارند.
همانند وسواسهای فکری، وسواسهای عملی معمولاً دارای مضامینی مانند موارد زیر هستند:
نمونههایی از علائم وسواس فکری عملی عبارتند از:
اختلال وسواس فکری-عملی معمولاً در دوران نوجوانی یا جوانی شروع میشود، اما میتواند در دوران کودکی نیز شروع شود. علائم معمولاً به مرور زمان شروع میشوند و شدت آنها در طول زندگی متفاوت است. انواع وسواسها و اجبارهایی که دارید نیز میتوانند به مرور زمان تغییر کنند. علائم معمولاً زمانی که تحت استرس بیشتری هستید، از جمله زمانهای گذار و تغییر، بدتر میشوند. اختلال وسواس فکری-عملی که معمولاً یک اختلال مادامالعمر تلقی میشود، میتواند علائم خفیف تا متوسط داشته باشد یا آنقدر شدید و زمانبر باشد که ناتوانکننده شود.
روانپزشک سالمندان، پزشکی (MD) است که آموزش ویژهای در ارزیابی، تشخیص و درمان مشکلات سلامت روان که ممکن است در سالمندان رخ دهد، دیده است. این اختلالات شامل زوال عقل، افسردگی، اختلال دوقطبی، اضطراب و اسکیزوفرنی در دوران پیری میشود، اما محدود به این موارد نیست. بیماریهای همراه رایج شامل درد مزمن، بیماری پارکینسون، بیماری قلبی، دیابت و سکته مغزی است. روانپزشک سالمندان اغلب برای تشخیص علائم ناشی از بیماریهای پزشکی/عصبی در مقابل بیماریهای روانی و ادغام مراقبت با سایر متخصصان سلامت از جمله سایر پزشکان و متخصصان سلامت مرتبط فراخوانده میشود.
سالمندان نیازهای جسمی، عاطفی و اجتماعی ویژهای دارند. روانپزشک سالمندان با در نظر گرفتن این موارد، رویکردی جامع برای تشخیص و درمان در پیش میگیرد، از جمله اخذ شرح حال کامل گذشته و حال، بررسی سوابق پزشکی/عصبی و دارویی اخیر، گوش دادن و پاسخ دادن به نگرانیهای سالمند و همکاری با خانوادهها و سایر متخصصان مراقبتهای بهداشتی برای تدوین رویکردهای مؤثر درمانی. ارزیابی کامل علل پزشکی/عصبی زمینهای علائم، بخش کلیدی ارزیابی است. مدیریت بیماریهای پزشکی همراه، داروها، مشکلات خانوادگی، نگرانیهای اجتماعی و مسائل محیطی، در برنامه درمانی جامع گنجانده شده است. روانپزشکان سالمندان به عنوان پزشک (MD) آموزش گسترده رواندارویی دارند و میتوانند داروها را در صورت لزوم بررسی، قطع، تغییر یا تجویز کنند. علاوه بر این، روانپزشکان سالمندان میتوانند آزمایشهای آزمایشگاهی و رادیولوژی را برای ارزیابی علل پزشکی/عصبی علائم تجویز کنند. روشهای درمانی رواندارویی (داروهای روانپزشکی) و روانی-اجتماعی مبتنی بر شواهد (درمان) در برنامههای درمانی در صورت لزوم به کار گرفته میشوند.
روانپزشکان سالمندان، پزشکانی (MD) هستند که دانشکده پزشکی (چهار سال) را به پایان رساندهاند، یک دوره چهار ساله رزیدنتی (شامل آموزش در پزشکی داخلی و مغز و اعصاب) در روانپزشکی عمومی گذراندهاند و به دنبال آن یک یا چند سال فلوشیپ فوق تخصص در روانپزشکی سالمندان داشتهاند.
روانپزشکان سالمند هم در روانپزشکی عمومی بزرگسالان و هم در روانپزشکی سالمندان دارای گواهینامه هستند ( http://www.abpn.com/cert_gp.html ).
ممکن است از درخواست کمک برای شرایط روانپزشکی خودداری کنید زیرا نگران ماهیت اعتیادآور برخی داروها هستید. در واقع، تنها تعداد کمی از داروها پتانسیل وابستگی ناسالم را دارند و برای بیماران آگاه، مزایای آنها بیشتر از خطرات آنهاست.
در مرکز روانپزشکی جنسیس ، دکتر ایفیانی اولل، روانپزشک دارای مجوز، خدمات روانپزشکی از جمله مدیریت دارو و آزمایش ژن برای یافتن داروی مناسب برای شما را به بیماران ارائه میدهد .
وقتی در مورد داروهای روانپزشکی صحبت میشود، بسیاری از افراد اعتیاد را با وابستگی اشتباه میگیرند . اعتیاد به معنای از دست دادن کنترل بر میل شدید به مصرف دارو است، حتی اگر دارو اثر منفی داشته باشد.
وابستگی، اتکای بدن شما به یک دارو برای اثرات مفید آن است و احتمال اینکه در صورت قطع ناگهانی مصرف داروها، دچار علائم ترک شوید. بسیاری از داروهای سلامت روان جنبه وابستگی دارند، اما تنها تعداد کمی از آنها خطر اعتیاد دارند.
برای مشکلات سلامت روان خفیف تا متوسط، دارو معمولاً خط مقدم دفاع است که اغلب با رواندرمانی همراه میشود. در اینجا رایجترین داروهای روانگردان تجویز شده آورده شده است.
داروهای ضد افسردگی میتوانند علائم افسردگی، اختلالات اضطرابی و حتی اختلال وسواس فکری-عملی را تسکین دهند. رایجترین انواع داروهای ضد افسردگی ، مهارکنندههای بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین (SNRI) و مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) هستند.
داروهای ضد افسردگی اعتیادآور نیستند. اما باید به آرامی دوز آنها را کم و زیاد کرد، به این معنی که وقتی به آنها عادت کردید، وابستگی جسمی پیدا میکنید و باید به آرامی مصرف دارو را کاهش دهید تا از علائم ناخوشایند ترک جلوگیری شود.
این داروها روانپریشی را مدیریت میکنند و معمولاً برای بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی تجویز میشوند . داروهای ضد روانپریشی میتوانند علائم را تسکین داده و سلامت کلی را بهبود بخشند و اعتیادآور نیستند. اما شما همچنین باید در شروع درمان، دوز را به آرامی افزایش دهید و در پایان درمان با دقت کاهش دهید.
داروهای ضد اضطراب ایمن و مؤثر هستند. آنها میتوانند اضطراب را تسکین دهند، حملات پانیک را متوقف کنند و خواب را بهبود بخشند. اما بیشتر این داروها به عنوان بنزودیازپینها طبقهبندی میشوند که به دلیل ماهیت آرامبخش خود میتوانند برای برخی افراد اعتیادآور باشند.
اکثر پزشکان این داروها را فقط برای استفاده کوتاه مدت تجویز میکنند تا زمانی که علت اصلی اضطراب درمان شود. پس از آن، ممکن است به عنوان داروی نجات در طول اضطراب یا حمله پانیک یا برای دورههای گاه به گاه بیخوابی استفاده شوند.
محرکهای تجویزی با افزایش فعالیت مغز و تشویق حس تندرستی و انرژی، اختلال بیشفعالی-کمتوجهی (ADHD) و همچنین بیماریهایی مانند نارکولپسی را درمان میکنند.
این داروها در صورت مصرف صحیح اعتیادآور نیستند، اما خطر سوءمصرف آنها بیشتر است زیرا برخی افراد ممکن است خارج از قصد تجویز شده، شروع به مصرف تفریحی آنها کنند.
اکثر داروهای روانپزشکی ذاتاً اعتیادآور نیستند. اما همانطور که اشاره شد، چند دارو وجود دارند که بر اساس سوءمصرف یا تمایل فرد به رفتار اعتیادآور، خطر اعتیاد را ایجاد میکنند.
همیشه داروهای خود را مطابق دستورالعملهای دکتر اولل مصرف کنید و قبل از ایجاد هرگونه تغییر در داروها، با او مشورت کنید.
آیا فکر میکنید برای یک مشکل سلامت روان به دارو نیاز دارید؟ با نزدیکترین شعبهی راهکارهای روانپزشکی جنسیس به خود تماس بگیرید یا به صورت آنلاین درخواست مشاوره دهید . ما در فیرفکس و آرلینگتون، ویرجینیا و واشنگتن دی سی دفاتری داریم.