کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

افسردگی نوجوانان

افسردگی نوجوانان یک مشکل جدی سلامت روان است که باعث احساس مداوم غم و اندوه و از دست دادن علاقه به فعالیت‌ها می‌شود. این بیماری بر نحوه تفکر، احساس و رفتار نوجوان شما تأثیر می‌گذارد و می‌تواند باعث مشکلات عاطفی، عملکردی و جسمی شود. اگرچه افسردگی می‌تواند در هر زمانی از زندگی رخ دهد، اما علائم آن ممکن است بین نوجوانان و بزرگسالان متفاوت باشد.

مسائلی مانند فشار همسالان، انتظارات تحصیلی و تغییر بدن می‌تواند فراز و نشیب‌های زیادی را برای نوجوانان به همراه داشته باشد. اما برای برخی از نوجوانان، این ناراحتی‌ها چیزی بیش از احساسات موقت هستند - آنها نشانه افسردگی هستند.

افسردگی نوجوانان یک ضعف یا چیزی نیست که بتوان با اراده بر آن غلبه کرد - می‌تواند عواقب جدی داشته باشد و نیاز به درمان طولانی مدت دارد. برای اکثر نوجوانان، علائم افسردگی با درمانی مانند دارو و مشاوره روانشناسی کاهش می‌یابد.

محصولات و خدمات

علائم

علائم و نشانه‌های افسردگی نوجوانان شامل تغییر در نگرش و رفتار قبلی نوجوان است که می‌تواند باعث پریشانی و مشکلات قابل توجهی در مدرسه یا خانه، فعالیت‌های اجتماعی یا سایر زمینه‌های زندگی شود.

علائم افسردگی می‌تواند از نظر شدت متفاوت باشد، اما تغییرات در احساسات و رفتار نوجوان شما ممکن است شامل نمونه‌های زیر باشد.

تغییرات عاطفی

مراقب تغییرات عاطفی باشید، مانند:

  • احساس غم و اندوه، که می‌تواند شامل گریه‌های بی‌دلیل باشد
  • ناامیدی یا احساس خشم، حتی بر سر مسائل کوچک
  • احساس ناامیدی یا پوچی
  • خلق و خوی تحریک پذیر یا آزرده
  • از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت‌های معمول
  • از دست دادن علاقه یا اختلاف با خانواده و دوستان
  • عزت نفس پایین
  • احساس بی‌ارزشی یا گناه
  • تمرکز بیش از حد روی شکست‌های گذشته یا سرزنش یا انتقاد بیش از حد از خود
  • حساسیت شدید به طرد شدن یا شکست، و نیاز به اطمینان خاطر بیش از حد
  • مشکل در تفکر، تمرکز، تصمیم‌گیری و به خاطر سپردن چیزها
  • احساس مداوم اینکه زندگی و آینده تاریک و غم‌انگیز است
  • افکار مکرر مرگ، مردن یا خودکشی

تغییرات رفتاری

مراقب تغییرات رفتاری باشید، مانند:

  • خستگی و از دست دادن انرژی
  • بی‌خوابی یا خواب بیش از حد
  • تغییر در اشتها - کاهش اشتها و کاهش وزن، یا افزایش هوس‌های غذایی و افزایش وزن
  • استفاده از الکل یا مواد مخدر
  • آشفتگی یا بی‌قراری - برای مثال، قدم زدن سریع، فشردن دست‌ها یا ناتوانی در آرام نشستن
  • کند شدن تفکر، صحبت کردن یا حرکات بدن
  • شکایت‌های مکرر از دردهای بدنی و سردردهای بی‌دلیل، که ممکن است شامل مراجعه مکرر به پرستار مدرسه باشد
  • ایزوله سازی اجتماعی
  • عملکرد ضعیف در مدرسه یا غیبت‌های مکرر از مدرسه
  • توجه کمتر به بهداشت شخصی یا ظاهر
  • طغیان‌های خشم، رفتارهای مخرب یا پرخطر، یا سایر رفتارهای پرخاشگرانه
  • خودآزاری - به عنوان مثال، بریدن یا سوزاندن
  • برنامه‌ریزی برای خودکشی یا اقدام به خودکشی

چه چیزی عادی است و چه چیزی نیست

تشخیص تفاوت بین فراز و نشیب‌هایی که تنها بخشی از نوجوانی هستند و افسردگی نوجوانان می‌تواند دشوار باشد. با نوجوان خود صحبت کنید. سعی کنید تشخیص دهید که آیا او قادر به مدیریت احساسات چالش‌برانگیز است یا اینکه زندگی طاقت‌فرسا به نظر می‌رسد.


اعتماد به نفس در کودکان چقدر مهم است؟

اعتماد به نفس به معنای احساس اطمینان به توانایی‌ها و مهارت‌های خود، از جمله احساس اطمینان در مورد حقیقت چیزی است. اعتماد به نفس جنبه‌ای حیاتی از هوش هیجانی و عنصری کلیدی برای موفقیت در زندگی است. والدین فعال که متعهد به پرورش فرزندانی با هوش هیجانی بالا هستند، اهمیت اعتماد به نفس و چگونگی پرورش آن از سنین پایین را درک می‌کنند. اگرچه مهم نیست فرزند شما (یا هر شخصی) در چه سنی باشد، اعتماد به نفس چیزی است که می‌توان آن را آموخت و توسعه داد. برای رشد کودکان، کمک به آنها در یادگیری مهارت‌های جدید، از جمله بسیاری چیزهای دیگر، حیاتی است.

اعتماد به نفس، باور به توانایی‌ها و قضاوت‌های خود است. این اطمینان خاطر است که می‌توانید با چالش‌ها کنار بیایید، تصمیم بگیرید و به اهداف خود برسید. اعتماد به نفس به معنای کامل بودن نیست، بلکه به معنای اعتماد به خود و توانایی‌هایتان است.

برای کودکان، اعتماد به نفس بسیار مهم است زیرا بر تمایل آنها برای امتحان کردن چیزهای جدید، ریسک پذیری و پافشاری در مواجهه با شکست‌ها تأثیر می‌گذارد. یک کودک با اعتماد به نفس بیشتر احتمال دارد در کلاس شرکت کند، دوست پیدا کند و علایق جدید را کشف کند. این اعتماد به نفس، تاب‌آوری را تقویت می‌کند و به آنها کمک می‌کند تا از شکست‌ها جان سالم به در ببرند و از اشتباهات درس بگیرند.

یک سال در کلاس مهدکودک اتفاق جالبی را به یاد می‌آورم. کلاس به گروه‌های کوچک تقسیم شد تا فعالیت‌هایی در مورد حواس پنج‌گانه انجام دهند. برای حس بویایی، چند گلوله پنبه‌ای در قوطی‌های فیلم (قدیمی) داشتم (برای کسانی که با قوطی‌های فیلم آشنا نیستند، فقط یک ظرف پلاستیکی سیاه به ارتفاع ۵ سانتی‌متر را در نظر بگیرید) که بوهای مختلفی در آنها وجود داشت (لیمو، سیر، نعناع و غیره). چشم دانش‌آموزان بسته شد و از آنها خواسته شد هر قوطی را بو کنند و سپس بو را حدس بزنند. یک پسر کوچک کاملاً از بستن چشم خودداری کرد. من شگفت‌زده شدم و از خودم پرسیدم که چه اتفاقی در زندگی این پسر افتاده است که واقعاً از بستن چشم‌بند می‌ترسد. فهمیدم که او از تاریکی می‌ترسد و در واقع (آنچه من آن را) حس کنترل برای او می‌دانستم. سپس از من پرسید که آیا می‌تواند بوی قوطی‌ها را حس کند، زیرا بقیه برای زنگ تفریح ​​بیرون رفته بودند. دانستن این موضوع واقعاً کمک کرد تا بتوانم کم کم در طول سال به او کمک کنم تا اعتماد و اطمینان بیشتری به توانایی‌هایش پیدا کند. 

علاوه بر اعتماد به نفس در توانایی‌ها و مهارت‌های خود، اعتماد به نفس به معنای اعتماد و باور به خود نیز هست. این اعتماد همچنین از حس شایستگی و تعلق خاطر ناشی می‌شود. کودکانی که احساس پذیرفته شدن و ارزشمند بودن می‌کنند، بیشتر احتمال دارد که اعتماد به نفس لازم برای خودشان بودن و دنبال کردن اهدافشان را پیدا کنند. به عنوان مثال، وقتی خواندن را تدریس می‌کردم، گاهی اوقات، به نوبت در گروه‌های کوچک می‌خواندیم یا نمایشنامه‌ای یا چیزی شبیه به آن را می‌خواندیم، که در آن هر کودک باید با صدای بلند برای بقیه گروه می‌خواند. هنوز هم آن احساسات عصبی را که هنگام خواندن با صدای بلند در کودکی داشتم، به یاد دارم. در حالی که به اندازه کافی خوب می‌خواندم، تأکید می‌کردم که یک کلمه یا چیزی را به طور معمول اشتباه تلفظ می‌کنم. واقعاً به یاد نمی‌آورم که تشویق شده باشم، اگرچه به عنوان یک معلم، همیشه بچه‌ها را تشویق می‌کردم که آنچه را که می‌دانید به خاطر بسپارید... که می‌دانستند نشانه‌ای برای استفاده از مهارت‌های (هنرهای زبانی) است که به آنها آموخته شده است. می‌دانم که این حرف بدیهی به نظر می‌رسد، با این حال، من همه چیز را برای برنده شدن بچه‌ها آماده کردم - به آنها کمک کردم تا یاد بگیرند که چگونه پاسخ‌های خود را پیدا کنند - به عبارت دیگر، فکر کنند. هر سال، این یکی از بزرگترین اهداف من در آموزش هنرهای زبانی بود - اینکه به بچه‌ها کمک کنم خودشان فکر کنند. وقتی متوجه می‌شوند که چقدر می‌توانند کار کنند، نه تنها نیازی ندارند که بزرگسالان برایشان «انجام» دهند، بلکه نمی‌خواهند بزرگسالان برایشان «انجام» دهند! با این حال، بزرگترین پاداش، دیدن افزایش اعتماد به نفس آنها با دیدن توانایی‌هایشان است. 

ایجاد اعتماد به نفس در اوایل زندگی، زمینه را برای موفقیت‌های آینده فراهم می‌کند. کودکانی که با اعتماد به نفس بزرگ می‌شوند، برای مواجهه با چالش‌ها، چه از نظر تحصیلی و چه از نظر اجتماعی، که تا حدودی در بالا به آن اشاره کردم، مجهزتر هستند. به تلاش‌های خودتان در طول زندگی فکر کنید. آیا مواقعی بوده که آرزو می‌کردید «برای انجامش اقدام می‌کردید»، هر چه که «برایش» بود، اما این کار را نکردید زیرا... واقعاً اعتماد به نفس لازم برای انجام این کار را نداشتید... پشیمانی دارید؟ امیدوارم اینطور نباشد. 

اگرچه من عمدتاً با والدین کودکان خردسال و میانسال صحبت می‌کنم، والدینی که فرزند نوجوان دارند نیز می‌توانند از اطلاعات، پیشنهادات و نکات ارائه شده، به همان روشی که والدین نیز می‌توانند از آن بهره‌مند شوند، بهره‌مند شوند. هر یک از پیشنهادات را اصلاح کنید، و آنها برای بچه‌های بزرگتر، جوانان و بزرگسالان مسن‌تر نیز مؤثر خواهند بود. آنچه من ارائه می‌دهم برای هر سنی قابل تطبیق است و بسیاری از تمرین‌ها/فعالیت‌ها برای هر سنی خوب هستند. همه ما می‌توانیم کارهایی انجام دهیم که به ما کمک کند استرس کمتری داشته باشیم و احساس راحتی بیشتری کنیم.

هر چه زودتر شروع به القای ویژگی‌های هوش هیجانی در کودکان کنیم، آنها مدت زمان بیشتری برای یادگیری، تمرین و توسعه آنها نیاز دارند که به نوبه خود، مهارت‌هایی را ایجاد می‌کند که در موفقیت‌های زندگی از آنچه اکنون «مهارت‌های نرم» نامیده می‌شود، استفاده می‌کنند. برای والدین، تقویت اعتماد به نفس در کودکان، یک محیط خانه مثبت و حمایتی نیز ایجاد می‌کند. کودکانی که به خودشان ایمان دارند، کمتر دچار اضطراب می‌شوند و بیشتر احتمال دارد که ابتکار عمل به خرج دهند و به پویایی هماهنگ خانواده کمک می‌کنند. اعتماد به نفس اولیه به کودکان کمک می‌کند:

* ایجاد تاب‌آوری : کودکان با اعتماد به نفس بیشتر احتمال دارد که در برابر مشکلات استقامت کنند و شکست‌ها را به عنوان فرصت‌هایی برای یادگیری و رشد ببینند.

* تقویت مهارت‌های اجتماعی : اعتماد به نفس به کودکان اجازه می‌دهد تا با همسالان خود به طور مؤثرتری تعامل داشته باشند، روابط سالمی برقرار کنند و به راحتی در موقعیت‌های اجتماعی قرار گیرند.

* بهبود عملکرد تحصیلی : باور به توانایی‌هایشان، کودکان را تشویق می‌کند تا به طور فعال در یادگیری مشارکت کنند، سوال بپرسند و در صورت نیاز درخواست کمک کنند.

اعتماد به نفس یکی از اجزای کلیدی هوش هیجانی است زیرا شامل خودآگاهی و خودتنظیمی - دو جنبه اصلی هوش هیجانی - می‌شود. کودکی که اعتماد به نفس بالایی دارد، از نقاط قوت و ضعف خود آگاه است که بخش اساسی خودآگاهی است. به یاد داشته باشید که هر مهارتی برای ادغام به زمان نیاز دارد، ثابت قدم بودن در نحوه تنظیم و نشان دادن احساسات خود به شما کمک می‌کند تا رفتاری را که می‌خواهید در فرزند/فرزندان خود ببینید، الگوسازی کنید و شما نیز احساس بهتری خواهید داشت. وقتی کودکان بتوانند احساسات خود را بهتر تنظیم کنند، می‌توانند آرام و تحت فشار متمرکزتر بمانند که این امر توانایی آنها را در تصمیم‌گیری‌های صحیح و حل مؤثر مشکلات افزایش می‌دهد.


کمرویی و اوتیسم

کمرویی یک ویژگی شخصیتی است که با احساس نگرانی، خودآگاهی و تمایل به اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی مشخص می‌شود. کودکان خجالتی ممکن است در محیط‌های ناآشنا یا هنگام تعامل با افراد جدید احساس ناراحتی کنند. آنها ممکن است رفتارهایی مانند اجتناب از تماس چشمی، آرام صحبت کردن یا کناره‌گیری از تعاملات اجتماعی را نشان دهند. در حالی که کمرویی یک جنبه رایج و عادی از رفتار انسان است، معمولاً بر رشد یا عملکرد کلی کودک تأثیر نمی‌گذارد.

از سوی دیگر، اختلال طیف اوتیسم (ASD) یک بیماری عصبی-رشدی است که بر تعامل اجتماعی، ارتباط و رفتار تأثیر می‌گذارد. این بیماری با طیف وسیعی از علائم و چالش‌ها مشخص می‌شود که می‌تواند شدت آن از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. کودکان مبتلا به ASD ممکن است در مهارت‌های اجتماعی مشکل داشته باشند، رفتارهای تکراری از خود نشان دهند، در ارتباط کلامی و غیرکلامی مشکل داشته باشند و علایق یا مشغله‌های شدیدی از خود نشان دهند. اوتیسم یک بیماری مادام‌العمر است و مداخله و حمایت زودهنگام برای رشد بهینه بسیار مهم است.

بررسی تفاوت‌ها و شباهت‌ها
اگرچه کمرویی و اوتیسم متمایز هستند، اما می‌توانند در رفتارها و چالش‌های خاص شباهت‌هایی وجود داشته باشند که درک تفاوت‌های بین این دو را مهم می‌کند. کودکان خجالتی ممکن است برخی از رفتارهایی را نشان دهند که شبیه به رفتارهای کودکان مبتلا به اوتیسم است، مانند ساکت بودن در موقعیت‌های اجتماعی یا احساس اضطراب در محیط‌های ناآشنا. با این حال، این رفتارها در کودکان خجالتی معمولاً وابسته به موقعیت هستند و طیف وسیع‌تری از علائم مرتبط با اوتیسم را در بر نمی‌گیرند.

تمایز قائل شدن بین کمرویی و اوتیسم مستلزم در نظر گرفتن عوامل مختلفی است. کمرویی عموماً یک ویژگی شخصیتی است، در حالی که اوتیسم یک اختلال عصبی-رشدی است. کودکان خجالتی ممکن است علائم اضطراب اجتماعی را نشان دهند، اما این علائم معمولاً وابسته به موقعیت هستند و در محیط‌ها یا تعاملات اجتماعی مختلف بروز نمی‌کنند. در مقابل، کودکان مبتلا به اوتیسم معمولاً صرف نظر از موقعیت، چالش‌های مداومی را در ارتباط و تعامل اجتماعی نشان می‌دهند.

تشخیص تفاوت‌های بین کمرویی و اوتیسم برای اطمینان از دریافت حمایت و مداخله مناسب در صورت نیاز توسط کودکان مهم است. اگر گمان می‌کنید که فرزندتان علائم کمرویی یا اوتیسم را نشان می‌دهد، توصیه می‌شود با یک ارائه‌دهنده خدمات درمانی یا متخصص مشورت کنید. آنها می‌توانند ارزیابی حرفه‌ای ارائه دهند و به تعیین بهترین مسیر اقدام برای نیازهای منحصر به فرد فرزند شما کمک کنند.

درک طیف رفتار و رشد در حمایت مؤثر از کودکان بسیار مهم است. در بخش‌های بعدی، عمیق‌تر به ویژگی‌ها و رفتارهای مرتبط با کمرویی و اوتیسم و ​​همچنین راهکارهایی برای حمایت و ایجاد محیطی پرورش‌دهنده برای کودکان خجالتی و مبتلایان به اوتیسم خواهیم پرداخت.

کودک خجالتی: ویژگی‌ها و رفتارها
درک کمرویی در کودکان گامی مهم در تمایز بین کمرویی و اوتیسم است. اگرچه کمرویی یک ویژگی شخصیتی رایج است، اما گاهی اوقات به دلیل همپوشانی ویژگی‌ها، می‌تواند با اوتیسم اشتباه گرفته شود. در این بخش، به درک کمرویی در کودکان و علائم معمول که نشان دهنده کمرویی هستند، خواهیم پرداخت.

درک خجالت در کودکان
کمرویی یک ویژگی شخصیتی است که با تمایل به احساس عصبی بودن، خجالتی بودن یا ناراحتی در موقعیت‌های اجتماعی مشخص می‌شود. کودکان خجالتی ممکن است تمایلی به تعامل با افراد ناآشنا یا شرکت در فعالیت‌های خارج از منطقه امن خود نشان ندهند. تشخیص این نکته ضروری است که کمرویی بخشی طبیعی از رشد کودک است و لزوماً نشان دهنده یک اختلال رشدی مانند اوتیسم نیست.

کودکان خجالتی ممکن است هنگام مواجهه با موقعیت‌های اجتماعی جدید یا هنگام تعامل با افراد ناآشنا، اضطراب یا ناراحتی را تجربه کنند. آنها ممکن است ترجیح دهند از دور مشاهده کنند تا اینکه به طور فعال مشارکت کنند. کمرویی اغلب موقتی است و با رشد کودکان و کسب اعتماد به نفس، می‌تواند کاهش یابد.

نشانه‌های معمول کمرویی
تشخیص علائم کمرویی در کودکان می‌تواند به تشخیص آن از اوتیسم کمک کند. اگرچه این علائم ممکن است از کودکی به کودک دیگر متفاوت باشد، برخی از شاخص‌های رایج کمرویی عبارتند از:

اجتناب از تعاملات اجتماعی: کودکان خجالتی ممکن است از تعاملات اجتماعی، به خصوص با افراد ناآشنا، دوری کنند. آنها ممکن است در پیوستن به فعالیت‌های گروهی یا شرکت در مکالمات تردید نشان دهند.
رفتار آرام و محتاطانه: کودکان خجالتی اغلب رفتار آرام و محتاطانه‌ای از خود نشان می‌دهند، به خصوص در محیط‌های جدید یا ناآشنا. آنها ممکن است به جای مشارکت فعال، در مشاهده کردن راحت‌تر باشند.
شاخص‌های فیزیکی: نشانه‌های فیزیکی کمرویی ممکن است شامل سرخ شدن، بی‌قراری یا اجتناب از تماس چشمی باشد. کودکان خجالتی همچنین ممکن است زبان بدن پرتنشی مانند دست به سینه شدن یا قوز کردن شانه‌ها را نشان دهند.
بی‌میلی به صحبت کردن: کودکان خجالتی ممکن است هنگام صحبت کردن یا ابراز نظر، به خصوص در مقابل دیگران، تردید یا اضطراب داشته باشند. آنها ممکن است ترجیح دهند به جای به اشتراک گذاشتن افکار یا ایده‌های خود، گوش دهند.
سازگاری کند با موقعیت‌های جدید: کودکان خجالتی اغلب برای سازگاری با موقعیت‌ها یا محیط‌های جدید به زمان نیاز دارند. آنها ممکن است به زمان طولانی‌تری نیاز داشته باشند تا احساس راحتی و اعتماد به نفس کافی برای مشارکت فعال داشته باشند.
درک این علائم معمول کمرویی می‌تواند به تمایز بین کمرویی و اوتیسم کمک کند. اگر گمان می‌کنید که رفتار فرزندتان فراتر از کمرویی است و ممکن است نشان دهنده اوتیسم باشد، مشورت با یک متخصص مراقبت‌های بهداشتی برای ارزیابی مناسب مهم است.

اختلال طیف اوتیسم: علائم و شاخص‌ها
درک علائم و نشانه‌های اختلال طیف اوتیسم (ASD) در تمایز آن از خجالتی بودن بسیار مهم است. ASD یک اختلال عصبی-رشدی پیچیده است که بر ارتباط، تعامل اجتماعی و رفتار تأثیر می‌گذارد. در این بخش، مروری بر ASD ارائه می‌دهیم و برخی از علائم و رفتارهای رایج مرتبط با آن را بررسی خواهیم کرد.

مروری بر اختلال طیف اوتیسم
اختلال طیف اوتیسم یک بیماری مادام‌العمر است که در اوایل کودکی ظاهر می‌شود. این بیماری با طیف گسترده‌ای از علائم و رفتارها مشخص می‌شود که می‌توانند از نظر شدت متفاوت باشند. اختلال طیف اوتیسم (ASD) یک اختلال طیفی در نظر گرفته می‌شود زیرا طیف وسیعی از چالش‌ها و توانایی‌ها را شامل می‌شود، از افرادی که به حمایت قابل توجهی نیاز دارند تا افرادی که بسیار کارآمد هستند.

اختلال طیف اوتیسم (ASD) بر نحوه تعامل و ارتباط افراد با دیگران تأثیر می‌گذارد. همچنین می‌تواند به صورت علایق محدود، رفتارهای تکراری و حساسیت‌های حسی بروز کند. این علائم اغلب در اوایل کودکی بروز می‌کنند، اگرچه ممکن است بلافاصله آشکار نشوند. علت دقیق اختلال طیف اوتیسم هنوز ناشناخته است، اما تحقیقات نشان می‌دهد که ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی در آن نقش دارند.

علائم و رفتارهای رایج
اگرچه علائم و شدت اختلال طیف اوتیسم (ASD) می‌تواند از فردی به فرد دیگر به طور قابل توجهی متفاوت باشد، اما برخی علائم و رفتارهای رایج مرتبط با این اختلال وجود دارد. این موارد عبارتند از:

اختلال در تعامل اجتماعی: افراد مبتلا به ASD اغلب در تعاملات اجتماعی مشکل دارند و در درک نشانه‌های اجتماعی و ارتباط غیرکلامی مشکل دارند. آنها ممکن است در برقراری تماس چشمی، شرکت در مکالمات متقابل یا ایجاد روابط مشکل داشته باشند.
چالش‌های ارتباطی: مشکلات ارتباطی از ویژگی‌های بارز اختلال طیف اوتیسم (ASD) است. برخی از افراد ممکن است در رشد گفتار تأخیر داشته باشند یا در درک زبان مشکل داشته باشند. برخی دیگر ممکن است واژگان غنی داشته باشند اما در مهارت‌های عملی زبان، مانند درک کنایه یا استعاره، مشکل داشته باشند.
رفتارها و علایق تکراری: بسیاری از افراد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (ASD) درگیر رفتارهای تکراری می‌شوند یا علایق شدید و محدودی دارند. این رفتارها می‌تواند شامل حرکات تکراری (مثلاً دست زدن، تکان دادن)، اصرار بر یکنواختی یا تمرکز روی موضوعات یا اشیاء خاص باشد.
حساسیت‌های حسی: افراد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (ASD) ممکن است حساسیت افزایش یافته یا کاهش یافته‌ای نسبت به محرک‌های حسی داشته باشند. این می‌تواند منجر به بیزاری یا شیفتگی نسبت به صداها، بافت‌ها، بوها یا محرک‌های بصری خاص شود. حساسیت‌های حسی می‌توانند به طور قابل توجهی بر زندگی روزمره آنها تأثیر بگذارند و ممکن است در چالش‌های رفتاری نقش داشته باشند.
مهم است به یاد داشته باشید که این علائم منحصر به اختلال طیف اوتیسم نیستند و می‌توانند در بروز خود متفاوت باشند. مشاوره با یک متخصص مراقبت‌های بهداشتی یا متخصص در دستیابی به تشخیص دقیق بسیار مهم است.

تمایز قائل شدن بین کمرویی و اختلال طیف اوتیسم می‌تواند چالش برانگیز باشد، زیرا برخی از علائم ممکن است با هم همپوشانی داشته باشند. با این حال، درک عوامل کلیدی و مراجعه به متخصص می‌تواند به تمایز بین این دو کمک کند. در بخش بعدی، به عواملی که هنگام تمایز کمرویی از اختلال طیف اوتیسم باید در نظر گرفته شوند، عمیق‌تر خواهیم پرداخت.

چگونه بر خجالتی بودن خود غلبه کنیم

برای بعضی افراد، گذراندن وقت با گروهی از افراد در یک مهمانی، شبی خوش و خاطره‌انگیز است. برای برخی دیگر، فقط تصور آن باعث می‌شود که بخواهند فرار کنند و پنهان شوند. ما برخی از دلایل کمرویی را شناسایی کرده و ایده‌هایی برای غلبه بر آن به شما ارائه می‌دهیم.

این می‌تواند کمک کند اگر:

  • در موقعیت‌های اجتماعی احساس خجالت می‌کنید

  • می‌خواهی دوستان جدیدی پیدا کنی

  • می‌خواهید در موقعیت‌های اجتماعی اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید.

چرا خجالتی هستم؟

چرا برخی افراد در موقعیت‌های اجتماعی خجالتی هستند، در حالی که برخی دیگر موفق می‌شوند؟ اگرچه همیشه دلیل آن مشخص نیست، اما چند توضیح احتمالی وجود دارد، از جمله تصویر منفی از خود، قلدری، ویژگی‌های شخصیتی و عدم تجربه تعامل اجتماعی.

بیشتر مردم گاهی اوقات خجالتی می‌شوند و این هیچ اشکالی ندارد. اما اگر خجالتی بودن شما شروع به آزار شما کرده است، یا احساس می‌کنید که به نوعی شما را عقب نگه می‌دارد، کارهایی وجود دارد که می‌توانید برای غلبه بر آن انجام دهید.

از خجالتی تا پرواز کننده

در اینجا چند نکته‌ی قابل اعتماد وجود دارد که به شما کمک می‌کند از لاک خود بیرون بیایید و به کمرویی خود نشان دهید که رئیس کیست:

  • قدم‌های کوچک راه درست هستند. اگر خودتان را مستقیماً به چالش بکشید تا در یک هفته ۱۵ دوست صمیمی پیدا کنید، ممکن است کمی سطح توقعاتتان را بالا برده باشید. اولین هدف شما می‌تواند یک گپ پنج دقیقه‌ای با کسی باشد که خیلی خوب نمی‌شناسید.

  • نکات مثبت خودت را به خاطر بسپار. اگر خجالتی هستی چه؟ کلی نقاط قوت دیگر هم داری. اگر از خجالتی بودنت ناراحتی، تمام نکات مثبت دیگری که داری را فراموش نکن.

  • چرا خجالتی هستید؟ اگر در وهله اول بفهمید که چرا خجالتی هستید، ممکن است به شما در غلبه بر آن کمک کند. به عنوان مثال، اگر به این دلیل است که تصویر منفی از خودتان دارید، ممکن است بخواهید به نکاتی برای بهبود عزت نفس خود نگاهی بیندازید .

  • آنها به شما نگاه نمی‌کنند. وقتی احساس خجالت می‌کنید، به راحتی می‌توانید در دام این فکر بیفتید که افرادی که با آنها هستید، همه به شما نگاه می‌کنند و شما را قضاوت می‌کنند. حقیقت این است که آنها احتمالاً اصلاً به شما فکر نمی‌کنند. تا جایی که می‌دانید، ممکن است در حال برنامه‌ریزی برای خوردن مک اند چیز یا سوپ برای شام باشند. (مک اند چیز همیشه برنده است.)

  • تمرکز خود را تغییر دهید. اگر متوجه شدید که در مورد آنچه دیگران ممکن است در مورد شما فکر کنند، استرس دارید، سعی کنید تمرکز خود را به شخص دیگر تغییر دهید. از آنها در مورد خودشان سؤال کنید و سعی کنید در مورد آنها اطلاعات بیشتری کسب کنید. به سؤالاتی فکر کنید که می‌توانید از مردم بپرسید و سعی کنید هنگام پاسخ آنها اطلاعات بیشتری کسب کنید.

  • با خودتان حرف بزنید . حرف زدن مثبت با خودتان کار آسانی نیست، اما اگر مدتی تمرین کنید و در آن مهارت پیدا کنید، در افزایش اعتماد به نفس شما بسیار مؤثر خواهد بود. از اینکه کمی عشق به خود چقدر می‌تواند تفاوت ایجاد کند، شگفت‌زده خواهید شد. برای نکات مثبت در مورد حرف زدن با خودتان،

  • از موقعیت‌های اجتماعی به طور کامل اجتناب نکنید ، حتی اگر شما را عصبی و ناراحت می‌کنند. هر بار که با آنها روبرو می‌شوید، برای برخورد با آنها به روشی که از آن لذت می‌برید، مجهزتر خواهید شد.

  • مهارت‌های اجتماعی خود را تمرین کنید. مهارت‌های ارتباطی در بیشتر جنبه‌های زندگی مفید هستند. با بررسی برخی نکات ارتباطی، مهارت خود را افزایش دهید .

اگر واقعاً برایتان سخت است…

غلبه بر کمرویی امکان‌پذیر است ، اما ممکن است آسان به نظر نرسد. اگر این نکات را امتحان کرده‌اید و هنوز مشکل دارید، شاید بهتر باشد آن را با کسی که به او اعتماد دارید، مانند یکی از اعضای خانواده، معلم یا مشاور، در میان بگذارید. اگر واقعاً با کمرویی خود دست و پنجه نرم می‌کنید، ممکن است مشکل دیگری وجود داشته باشد. با یک پزشک عمومی یا متخصص سلامت روان قرار ملاقات بگذارید ، کسی که می‌تواند در مورد آن با شما صحبت کند و به شما در تهیه یک برنامه کمک کند.

درک بی‌خوابی کودکان: عوامل خطر، تشخیص بالینی و مدیریت مراقبت

بی‌خوابی یک وضعیت خواب است که با چالش‌های مداوم در به خواب رفتن، در خواب ماندن یا دستیابی به خواب آرام تعریف می‌شود. این بیماری می‌تواند در بیماران کودک در طیف سنی وسیعی رخ دهد و می‌تواند تحت تأثیر عوامل مختلفی باشد.1 ارزیابی معمولاً شامل یک رویکرد جامع توسط پزشکان است که ممکن است از ترکیبی از مصاحبه با مراقب، ثبت خواب و ابزارهای نظارت عینی برای درک کامل‌تر رفتار خواب استفاده کنند. ارزیابی همچنین می‌تواند شامل غربالگری سایر اختلالات خواب و شرایطی باشد که می‌توانند بر خواب تأثیر بگذارند، مانند اختلالات تنفسی، سندرم‌های عصبی یا اختلالات عاطفی و رفتاری.

رویکردهای غیردارویی به طور گسترده در مدیریت بی‌خوابی کودکان مورد استفاده قرار می‌گیرند و اغلب می‌توانند به عنوان تمرکز اولیه مراقبت عمل کنند. این استراتژی‌ها ممکن است شامل آموزش بهداشت خواب، مداخلات رفتاری و روال‌های خواب ساختارمند با هدف بهبود کیفیت و ثبات کلی خواب باشند.2 در مواردی که اقدامات غیردارویی به اندازه کافی علائم را برطرف نمی‌کنند، پزشکان ممکن است توصیه مداخلات دارویی را در نظر بگیرند. این درمان‌ها معمولاً به صورت خارج از برچسب استفاده می‌شوند و ممکن است شامل عواملی مانند ملاتونین یا سایر داروهای آرام‌بخش باشند. در مجموع، تصمیم‌گیری بالینی در این موارد اغلب ممکن است داده‌های محدود ایمنی و اثربخشی خاص کودکان در مورد مداخلات برای این جمعیت را در نظر بگیرد.

در جلسه‌ای که اخیراً به پایان رسیدنشست سالانه SLEEP 2025در این نشست که از ۸ تا ۱۱ ژوئن در سیاتل، واشنگتن برگزار شد، دکتر دیپا بورمن، عضو انجمن متخصصان خواب آمریکا (FAASM)، ریاست مشترک جلسه‌ای را بر عهده داشت که به بررسی بی‌خوابی در کودکان و نوجوانان با تمرکز بر عوامل خطر، روش‌های ارزیابی و رویکردهای مدیریت آن پرداخت. 3 پس از این نشست، بورمن، مدیر مشترک مرکز ارزیابی خواب کودکان در بیمارستان کودکان UPMC پیتسبورگ و دانشیار طب اطفال در دانشکده پزشکی دانشگاه پیتسبورگ، با NeurologyLive ® صحبت کرد تا چگونگی بروز بی‌خوابی کودکان در مراحل مختلف رشد را شرح دهد و فرآیند ارزیابی اختلالات خواب را توضیح دهد.

NeurologyLive: برخی از رایج‌ترین عوامل زمینه‌ای که ممکن است در بی‌خوابی مزمن در کودکان و نوجوانان نقش داشته باشند، کدامند؟

دکتر دیپا بورمن، عضو انجمن اختلالات خواب آمریکا (FAASM): وقتی صحبت از بی‌خوابی در کودکان می‌شود، کمی با بی‌خوابی در بزرگسالان متفاوت است، به این صورت که می‌توانیم بی‌خوابی در کودکان را تقریباً بر اساس سن تقسیم کنیم. در حال حاضر، بر اساس آخرین توصیه ICSD - که طبقه‌بندی اختلالات خواب ارائه شده توسط آکادمی پزشکی خواب آمریکا است - بیشتر بی‌خوابی‌ها تحت عنوان اختلال بی‌خوابی مزمن طبقه‌بندی می‌شوند و سپس زیرگروه‌های مختلفی داریم. در گذشته، انواع مختلفی از بی‌خوابی داشتیم، اما آنچه مشخص شد این بود که از آنجا که بیشتر بی‌خوابی‌ها از روش‌های مدیریتی مشابهی پیروی می‌کنند، آنها را در یک خانواده بزرگ از اختلال بی‌خوابی مزمن گروه‌بندی کردیم و سپس آن را به زیرگروه‌های مختلفی تقسیم کردیم.

وقتی صحبت از بی‌خوابی کودکان می‌شود، زیرمجموعه‌های مختلفی وجود دارد و اغلب می‌توانیم آنها را بر اساس سن شاخه‌بندی کنیم. مثلاً وقتی فرزند خردسالی دارید که نوزاد یا نوپا است، چیزی به نام بی‌خوابی رفتاری دوران کودکی داریم. اساساً، معنای آن - بی‌خوابی رفتاری دوران کودکی، نوع تداعی شروع خواب - این است که کودک در شروع خواب با یک شیء یا شخص یا محرکی که می‌خواهد هر شب اتفاق بیفتد، تداعی دارد. نه تنها هر شب هنگام خواب، بلکه وقتی آن چرخه‌های بیداری در طول خواب را داریم، آنها دوست دارند همان محرک در آن زمان اتفاق بیفتد.

می‌توانم برایتان مثالی بزنم. برای مثال، والدین یا مراقب کودک، او را تکان می‌دهند تا بخوابد. وقتی او یک چرخه را بعد از ۱ یا ۲ ساعت کامل می‌کند و مغزش به طور طبیعی بیدار می‌شود، به جای اینکه خودش به خواب برود، در نیمه شب به دنبال آن تکان دادن می‌گردد و خیلی زود بدون آن به سختی به خواب می‌رود. به طور مشابه، شیر دادن به کودک قبل از خواب وقتی که کودک در حال خواب است یا خوردن شیشه شیر قبل از خواب - همه اینها تداعی هستند. گاهی اوقات وقتی کودک بدون آن محرک قادر به خوابیدن نیست، واقعاً مشکل‌ساز می‌شود. بنابراین به این نوع بی‌خوابی، بی‌خوابی از نوع تداعی شروع خواب می‌گویند.

حالا، وقتی کودک کمی بزرگتر می‌شود، شروع به تجربه دنیا می‌کند و احساس می‌کند وقتی می‌خوابد، چیزهایی را از دست می‌دهد. آنها نمی‌خواهند به رختخواب بروند و ناگهان، وقتی والدین یا مراقبان آنها را به رختخواب می‌برند، یا گرسنه، تشنه، یا ترسیده هستند - فقط یک آغوش و بوسه دیگر یا یک داستان دیگر می‌خواهند. این نوع بی‌خوابی در کودک کمی بزرگتر یا کودکان در سن مدرسه، بی‌خوابی از نوع تعیین حد و مرز نامیده می‌شود. این بدان معناست که یا کودک یا مراقب قادر به تعیین حد و مرز در زمان خواب نیست و کودک نیز قادر به تعیین آن حد و مرزها، خاموش کردن دنیا و خوابیدن نیست. بنابراین این نوع دیگری از بی‌خوابی است.

سپس به مرحله نوجوانی می‌رسید. من نمی‌گویم که واقعاً بی‌خوابی است، اما تمایل طبیعی یک کودک در آن سن نوجوانی این است که دیرتر به رختخواب برود و دیرتر بیدار شود. با این حال، ساعت اجتماعی یا فعالیت‌های اجتماعی او با این موضوع هماهنگ نیستند، بنابراین انتظار می‌رود که زودتر به خواب برود. در نتیجه، او در خوابیدن در یک زمان خاص و بیدار شدن در یک زمان خاص مشکل دارد. بنابراین، شما می‌توانید این نوع بی‌خوابی را داشته باشید. همچنین می‌توانید چیزی را که ما بی‌خوابی روان‌فیزیولوژیکی می‌نامیم، داشته باشید که بیشتر شبیه بزرگسالان است و می‌تواند به اضطراب و سایر اختلالات خلقی مربوط باشد.

در مجموع، می‌توانم بگویم عوامل خطر مرتبط با بی‌خوابی عبارتند از:

  • عوامل رفتاری - نه تنها در زمان خواب، بلکه در زمان منتهی به خواب، در خود زمان خواب، و در طول بیداری و پس از بیدار شدن چه کاری انجام می‌دهید؟
  • اختلالات پزشکی - به عنوان مثال، مشکلات رفلاکس، دیابت (بیدار شدن مکرر برای رفتن به دستشویی) یا داروهای ADHD که می‌توانند بر خواب تأثیر بگذارند.
  • اختلالات سلامت روان - اضطراب، ADHD و غیره.
  • داروها - اینها گاهی اوقات می‌توانند نقشی داشته باشند.

بنابراین، به طور کلی، می‌توانیم عوامل خطر را به عوامل رفتاری، پزشکی و مرتبط با دارو گروه‌بندی کنیم.