بیشتر افراد تا حدی از ارتفاع میترسند. این برای همه طبیعی است. هنگام عبور از یک مکان مرتفع یا یک پل، بسیاری از افراد ممکن است هنگام نگاه کردن به پایین احساس ناراحتی کنند.
با این حال، افرادی که از ارتفاع میترسند، هنگام مواجهه با ارتفاع، از جمله کارهای روزمره مانند بالا رفتن از پلهها، ایستادن در نزدیکی بالکن یا پارک کردن ماشین در یک پارکینگ طبقاتی، ترس شدید و شدیدی را تجربه میکنند. ترس از ارتفاع بر کیفیت زندگی و روابط محیطی فرد مبتلا به این ترس تأثیر منفی میگذارد.
طبق تحقیقات، علل آکروفوبیا دقیقاً مشخص نیست. تصور میشود که ترس از ارتفاع به دلیل ترس از افتادن از ارتفاع و اضطراب و ترس از آسیب دیدن فرد است.
همچنین تصور میشود که تجربیات منفی، ترسها و وقایع آسیبزا در دوران کودکی نیز میتواند باعث ترس از ارتفاع در افراد شود.
یکی از علل فوبیای ارتفاع، استعداد ژنتیکی است. این واقعیت که یکی از والدین ترس از ارتفاع دارد، احتمال بروز آن را در افراد افزایش میدهد. این ترسها که معمولاً در دوران کودکی ایجاد میشوند، میتوانند به دلیل علل و آسیبهای مختلف ایجاد شوند.
علامت اصلی آکروفوبیا احساس اضطراب شدید و ترس از ارتفاع است. افرادی که از ارتفاع میترسند ممکن است برخی علائم جسمی و روانی را تجربه کنند. علائم آکروفوبیا را میتوان به شرح زیر فهرست کرد:
علائم روانی
علائم فیزیکی
همانند سایر فوبیاها، این وضعیت میتواند در هر گروه سنی یا جنسیتی مشاهده شود. این مشکلی است که میتواند همه را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، چنین فوبیاهای خاصی بیشتر در دوران کودکی ایجاد میشوند.
این فوبیا در دوران نوجوانی و اوایل بزرگسالی بارزتر میشود. احتمال بروز آن در زنان بیشتر از مردان است.
همچنین انواعی از ارتفاع وجود دارد که افراد مبتلا به ترس از ارتفاع ممکن است از آنها بترسند. این موارد را میتوان به شرح زیر فهرست کرد:
از آنجا که انواع مختلفی از فوبیا وجود دارد، تشخیص آنها میتواند دشوار باشد. افرادی که ترس از ارتفاع دارند، اغلب ممکن است از بیش از یک ارتفاع یا مکان بترسند.
در بیشتر موارد، آکروفوبیا را میتوان با درمانهای روانشناختی (رواندرمانی) مانند مواجهه درمانی، مواجهه با واقعیت مجازی یا درمان شناختی رفتاری درمان کرد.
مواجهه درمانی
یک روش درمانی است که در درمان برخی از فوبیاها استفاده میشود. افراد مبتلا به فوبیا اغلب از قرار گرفتن در موقعیتی که از آن میترسند اجتناب میکنند و دوری میکنند. بنابراین، آنها برای غلبه بر ترس خود با این فوبیا روبرو نمیشوند و نمیآموزند که عواقبی که از آن میترسند معمولاً تحقق نمییابند.
درمانگران و روانشناسان از مواجهه درمانی برای افراد مبتلا به فوبیا استفاده میکنند تا به تدریج آنها را به درگیر شدن در موقعیتهایی که آنها را مضطرب میکند، ترغیب کنند تا بتوانند یاد بگیرند که با آن کنار بیایند و در آن حالت باقی بمانند.
مواجهه با واقعیت مجازی
با برنامههای واقعیت مجازی، موقعیتهایی که استرس و اضطراب را در فرد ایجاد میکنند، شبیهسازی میشوند و هدف آن مقابله با این موقعیتها است. این نوعی روش درمانی روانشناختی است. آنها برنامههایی هستند که در آنها رویدادهای واقعی اما جعلی تجربه میشوند. تحقیقات در مورد این موضوع نشان میدهد که مواجهه درمانی با واقعیت مجازی در غلبه بر ترس از ارتفاع مؤثر است.
درمان شناختی رفتاری
درمان شناختی رفتاری با صحبت کردن با بیمار و پرسیدن سوالات به بیمار کمک میکند تا دیدگاه متفاوتی به دست آورد. درمان شناختی رفتاری به بیمار میآموزد که ترسها چگونه در موقعیتهای مختلف ایجاد میشوند، در مواجهه با آنها چه احساسی دارند، چگونه به استرس و اضطراب واکنش نشان دهند و چگونه با این موقعیتها کنار بیایند.
وقتی عبارت زوج درمانی را میشنوید ، ممکن است ذهنتان فوراً به سمت روابط در بحران برود - خیانت، دعوای مداوم یا طلاق قریبالوقوع. در حالی که درمان مطمئناً ابزاری برای عبور از درگیری است، اما بسیار متنوعتر از آن چیزی است که اکثر مردم تصور میکنند. در واقع، بسیاری از زوجهای سالم و متعهد مرتباً در جلسات درمانی شرکت میکنند - نه به این دلیل که رابطهشان در حال شکست است، بلکه به این دلیل که میخواهند از ادامه رشد آن اطمینان حاصل کنند.
در این پست وبلاگ، بررسی خواهیم کرد که چرا زوج درمانی فقط برای «رفع» مشکلات نیست، چگونه زوجهای قوی از درمان برای تقویت ارتباط استفاده میکنند، نقش درمان در مدیریت گذارهای زندگی و موارد دیگر چیست. چه در حال قرار ملاقات باشید، چه نامزد کرده باشید، چه تازه ازدواج کرده باشید یا دههها از زندگی مشترکتان را جشن بگیرید، درمان میتواند ابزاری قدرتمند برای رشد باشد - نه یک پرچم قرمز، بلکه نشانه قدرت.
برای مشاوره رابطه عاطفی در تهران با گروه ویان تماس بگیرید
یکی از بزرگترین تصورات غلط در مورد درمان این است که فقط برای زوجهایی است که در آستانه جدایی هستند. در حالی که میتواند یک مداخله حیاتی در دوران سخت باشد، بسیاری از زوجها در واقع از درمان به عنوان نوعی درمان نگهدارنده استفاده میکنند - مانند معاینه حتی زمانی که احساس خوبی دارید. این جلسات فضایی امن برای تأمل، ارتباط و پیشگیری ایجاد میکنند.
در موردش فکر کنید: ما به طور معمول ماشینهایمان را سرویس میکنیم، برای تمیز کردن به دندانپزشک مراجعه میکنیم و حتی اگر هیچ مشکلی نداشته باشیم، سالانه معاینه فیزیکی میشویم. چرا مهمترین رابطه ما باید متفاوت باشد؟ پاسخ کوتاه این است: نباید اینطور باشد. ما باید با روابطمان به خوبی خودمان و داراییهایمان رفتار کنیم؛ در واقع، گاهی اوقات باید با روابطمان حتی بهتر رفتار کنیم!
زوجهایی که در زمان خوب پیش رفتن اوضاع به جلسات درمانی میروند، اغلب برای تشخیص زودهنگام علائم هشداردهنده، توسعه ابزارهایی برای مدیریت اختلافات آینده، تقویت تابآوری عاطفی با هم و تجلیل از پیشرفت و رشد شخصی، مجهزتر هستند. درمان به این معنی نیست که رابطه شما از هم پاشیده است - اغلب به این معنی است که شما به اندازه کافی به آن اهمیت میدهید تا آن را قوی نگه دارید.
برای من به عنوان یک مرد، درمان در شرایط خاصی مفید بوده و به زندگی و ازدواجم سود رسانده است. من و همسرم قبل از ازدواج مشاوره ازدواج زیادی داشتیم و این مشاوره به ما کمک کرد تا بر روی بسیاری از مسائل مختلف، از جمله مسائل مالی، ارتباطات، مسئولیتهای خانه، سبکهای فرزندپروری و خیلی چیزهای دیگر، کار کنیم. این مشاوره بر اساس شخصیتهایمان و برداشتهایمان از آنچه میتوانیم از دیگری انتظار داشته باشیم، پایه و اساس مشخصی از آنچه باید انتظار داشته باشیم، به ما داد. احتمالاً این بهترین کاری بود که میتوانستم برای ازدواجم انجام دهم و اکیداً آن را توصیه میکنم!
حتی در روابط عاشقانه، ارتباطات میتواند دچار مشکل شود. همه ما پیشینههای منحصر به فرد، سبکهای ارتباطی و بار عاطفی خود را وارد روابطمان میکنیم. در حالی که زوجهای سالم ممکن است بحثهای جنجالی را تجربه نکنند، اما ممکن است با سوءتفاهمها، فاصله عاطفی یا فرضیاتی روبرو شوند که به مرور زمان و به آرامی ایجاد میشوند.
درمان به زوجین کمک میکند تا به طور مؤثرتری با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، یاد بگیرند که چگونه بدون قطع کردن حرف یکدیگر یا حالت تدافعی گرفتن، به یکدیگر گوش دهند، الگوهای ارتباطی را کشف کنند که برای هر دو طرف بهتر جواب میدهد و ابراز نیازها و احساسات را به روشهای سالمتر تمرین کنند. من و همسرم در جلسات قبل از ازدواج، در مورد سبکهای مختلف ارتباطی و اینکه چگونه میتواند بر مکالمات، اختلافات و تصمیماتی که بعداً در ازدواجمان خواهیم داشت تأثیر بگذارد، صحبت کردیم. درک سبک ارتباطی من و همسرم به ما کمک زیادی کرده است تا درگیری و سوءتفاهمها را کاهش دهیم، اگرچه در هر صورت اجتنابناپذیر است! به این ترتیب، میتوانیم به طور سالم در مورد وضعیت خود صحبت کنیم و آن را به طور مسالمتآمیز حل کنیم.
هدف این نیست که کاملاً از درگیری اجتناب شود - بلکه یادگیری چگونگی مدیریت محترمانه و سازنده آن است. زوجهایی که در درمان، ارتباط را در اولویت قرار میدهند، اغلب در زندگی روزمره احساس میکنند که بیشتر شنیده میشوند، مورد احترام قرار میگیرند و با هم در ارتباط هستند.
زندگی تغییراتی را به همراه دارد - برخی هیجانانگیز و برخی دیگر استرسزا. نقل مکان به خانهای دیگر، ازدواج، تغییر شغل، پدر و مادر شدن، ادغام خانوادهها یا مراقبت از والدین مسن، همگی میتوانند پویایی رابطه شما را تغییر دهند. حتی تغییرات شاد نیز میتوانند فشارهای جدیدی را به همراه داشته باشند.
جلسات درمانی فضایی را برای زوجین فراهم میکند تا در مورد این تغییرات صحبت کنند. چه انتظاراتی در مورد فصل بعدی داریم؟ چگونه میتوانیم در طول تغییر از یکدیگر حمایت کنیم؟ چه مرزها یا نقشهایی باید تنظیم شوند؟ چگونه میتوانیم وقتی همه چیز نامشخص است، ارتباط خود را حفظ کنیم؟ من و همسرم قبلاً در دوران نامزدی و مشاوره آمادگی برای ازدواج، تغییر شغل را تجربه کردهایم. مواجهه با تعدیل نیرو قبل از ازدواج به من نشان داد که در آینده برای تشخیص علائم چه باید بکنم و همچنین چگونه مستقیماً وارد فرآیند درخواست شغل شوم. همچنین به من نشان داد که چگونه احساساتم را فرو بنشانم و در مورد چیزهای کوچک از نامزد آن زمانم ایراد نگیرم. تقصیر او نبود که من تعدیل شدم، اما او آنجا بود تا از من حمایت کند و به من کمک کند تا دوباره روی پاهایم بایستم. این موضوع در طول سال اول ازدواجمان بسیار به ما کمک کرد!
با بررسی این سوالات قبل از اینکه یک تغییر بزرگ باعث تنش شود، زوجها میتوانند به عنوان یک تیم متحد از این گذارها عبور کنند، نه اینکه تحت تأثیر استرس یا سوءتفاهم قرار بگیرند.
در روابط بلندمدت، به راحتی میتوان درگیر روزمرگی شد. مشغله کاری، فرزندپروری و مسئولیتهای روزمره میتواند بر صمیمیت عاطفی و جسمی شما تأثیر بگذارد. بسیاری از زوجهای سالم متوجه میشوند که ارتباطشان در حال کمرنگ شدن است - نه به دلیل اختلاف، بلکه به دلیل بیتوجهی.
درمان به زوجها کمک میکند تا آنچه را که در ابتدا آنها را به هم پیوند داده بود، دوباره بررسی کنند، به میل جنسی ناهماهنگ یا گسست عاطفی بپردازند، آیینهای محبت و وقتگذرانی باکیفیت ایجاد کنند و کنجکاوی و قدردانی از یکدیگر را دوباره برانگیزند. در دوران آمادگی برای ازدواج، از ما پرسیده شد که چگونه قرار است بعد از ازدواج به قرار گذاشتن با یکدیگر ادامه دهیم. این سوال بسیاری از زوجها را در یک حلقه قرار قرار میدهد، اما خوشبختانه برای من، ما قبلاً این را در رابطهمان نهادینه کرده بودیم. والدین من قانونی داشتند که حداقل ماهی یک بار برای قرار بیرون بروند و به آن پایبند بودند، حتی اگر رستوران شیکی نبود. گاهی اوقات، یک نمایش یا یک فیلم بود، گاهی اوقات شام بود، گاهی اوقات رویدادی بود که میخواستند در آن شرکت کنند.
من و همسرم حداقل ماهی یک بار برای شام قرار میگذاریم، که یعنی سالی ۱۲ قرار عاشقانهی معنادار! اگر به سفرهای کوتاه میرفتیم، قرارهای ارزانتر برای قهوه و قرارهای کوتاهتر هم میگذاشتیم، اما آن ۱۲ قرار از قبل برنامهریزی شده بود. پدربزرگ و مادربزرگم هم ایدهی خیلی خوبی داشتند؛ آنها ۱۲ قرار را انجام میدادند و یکی از آن شبهای قرار را خیلی خاص میکردند. آنها معمولاً برای جشن گرفتن سالگرد ازدواجشان به رستورانهای خیلی خوب میرفتند! این چیزی است که من در زندگی مشترکم نهادینه کردهام. من و همسرم هر ماه منتظرش هستیم!
این نوع توجه پیشگیرانه به صمیمیت میتواند شور و اشتیاق را دوباره زنده کند و به زوجین کمک کند تا از نظر احساسی احساس امنیت و رضایت کنند - مدتها قبل از اینکه اوضاع تیره و تار یا از هم دور شود.
درمان فقط مربوط به امروز نیست - بلکه مربوط به آینده است. با همکاری با یک درمانگر، زوجین میتوانند نقاط کور رابطه خود را قبل از اینکه به مشکلات اساسی تبدیل شوند، شناسایی کنند. ممکن است متوجه رنجش در مورد مسئولیتهای نابرابر، باورهای ارثی در مورد پول یا فرزندپروری که در مورد آنها صحبت نکردهاید، علائم اولیه فرسودگی شغلی، اجتناب یا کنارهگیری عاطفی یا حتی دیدگاههای متفاوتی برای آینده شوید که باید هماهنگ شوند.
به درمان به عنوان یک مراقبت پیشگیرانه برای رابطهتان نگاه کنید. رسیدگی به یک ناهماهنگی کوچک در مراحل اولیه آسانتر از آن است که منتظر بمانید تا به یک شکاف بزرگ تبدیل شود. زوجهای سالم میدانند که کمی تلاش آگاهانه در حال حاضر میتواند از درد زیادی در آینده جلوگیری کند.
گفتن این جمله که «لازم نیست بینقص باشیم تا روی ما کار شود» حس فوقالعاده قدرتمندی دارد. زوجهای سالمی که به جلسات مشاوره میروند، این پیام را به خودشان، فرزندانشان و جوامعشان میفرستند که عشق یک سفر است، نه یک مقصد.
درمان نشان میدهد که شما پذیرای رشد هستید و در خودراضی و بیخیال گیر نکردهاید. این نشان میدهد که شما به اندازه کافی برای یکدیگر ارزش قائل هستید که برای رابطهتان وقت و انرژی صرف میکنید. اگر مایل به داشتن مکالمات سخت و آسیبپذیر هستید، در حال ساختن رابطهای هستید که سازگار میشود، تکامل مییابد و بالغ میشود.
همسرم به من گفت که یکی از نزدیکانش به او گفته که شوهرش به رواندرمانی برای ازدواجش اعتقادی ندارد، و او به این حرف خندیده است! او به دوستش گفته بود: «میدانی شوهرم برای امرار معاش چه کار میکند؟» بخشی از شغل من در HDFS اینجا در دانشگاه ایالتی یوتا است و نیمی دیگر برای کمیسیون ازدواج یوتا و روابط سالم یوتا کار میکنم. حدس بزنید چی شد؟ ما آموزش آمادگی برای ازدواج، آموزش ازدواج، آموزش فرزندپروری و خیلی چیزهای دیگر انجام میدهیم!
شنیدن این حرف کمی خندهدار بود، چون خب، مشاوره ازدواج چیز بدی نیست! یعنی شما واقعاً به ازدواج و رابطهتان با همسرتان اهمیت میدهید. درمان به جای اینکه نشان دهنده ضعف باشد، نشان دهنده قدرت است. یعنی از رویارویی با واقعیت و همکاری برای رسیدن به چیزی حتی بهتر نمیترسید.
اگر برایتان سوال است که یک زوج سالم در جلسات درمانی چه میکنند ، در اینجا فقط چند موضوع رایج وجود دارد:
دستور جلسه توسط شما شکل میگیرد - نه مشکلات شما، بلکه دیدگاه شما برای رابطهای که میخواهید بسازید.
هیچ زمان اشتباهی برای شروع درمان وجود ندارد، اما برخی از بهترین زمانها عبارتند از:
هر چه زودتر شروع کنید، ابزارهای بیشتری جمعآوری میکنید و عضلات احساسی بیشتری را با هم تقویت میکنید.
در فرهنگی که اغلب درمان را آخرین راه چاره میداند، انتخاب رفتن به جلسات مشاوره تا وقتی اوضاع خوب است ممکن است خلاف فرهنگ به نظر برسد. اما سالمترین زوجها کسانی نیستند که از چالشها اجتناب میکنند - آنها کسانی هستند که برای آنها آماده میشوند، رو در رو با آنها روبرو میشوند و با هم قویتر میشوند.
درمان فقط برای بحران نیست - بلکه برای ارتباط است. این فضایی است که زوجهای سالم میتوانند در آن ارتباط را تقویت کنند، گذارها را مدیریت کنند، صمیمیت را حفظ کنند، از مشکلات آینده جلوگیری کنند و الگویی از عشق آگاهانه ارائه دهند. بنابراین، اگر شما و شریک زندگیتان به درمان فکر میکنید - حتی اگر مشکل "بزرگی" وجود نداشته باشد - بیش از حد واکنش نشان نمیدهید. شما در حال سرمایهگذاری هستید. شما در حال ساختن چیزی هستید که دوام میآورد و این یکی از سالمترین انتخابهایی است که هر زوجی میتواند انجام دهد.
نوجوان بودن آسان نیست. چه فشار از طرف مدرسه، دوستان یا خانواده باشد، طبیعی است که در این دوران از زندگی احساس استرس یا اضطراب داشته باشید.
استرس نحوهی واکنش بدن و مغز به یک تقاضا است. بدن ما میتواند مقادیر کمی از استرس را تحمل کند. استرس بیش از حد میتواند به سلامت جسمی و روانی فرزند شما آسیب برساند. وقتی استرس بیش از حد میشود، ممکن است به کمک نیاز داشته باشند تا یک قدم به عقب بردارند و علت استرس را مشخص کنند و راههای سالمی برای مقابله با آن پیدا کنند.
در حالی که هر نوجوانی با چالشهای منحصر به فرد و رویدادهای زندگی متفاوتی روبرو است، برخی شرایط برای بسیاری از نوجوانان مشترک است. ایجاد استرس در این موقعیتها غیرمعمول نیست.
چه در حال گرفتن نمرات بالا باشید، چه در حال اقدام برای دانشگاه، یا تصمیم گیری در مورد اینکه بعد از فارغ التحصیلی چه کاری انجام دهید، استرس مربوط به مدرسه واقعی است. تکالیف و بار سنگین تحصیلی میتوانند با فعالیتهای فوق برنامه، رویدادهای اجتماعی و تعهدات ورزشی رقابت کنند.
مدرسه میتواند استرس اجتماعی نیز به همراه داشته باشد. طبیعی است که بخواهید در مدرسه با دوستان و همسالان خود همراه باشید. با این حال، با اتصال بیوقفه ما به رسانههای اجتماعی، مقایسه نکردن مداوم خود با دیگران دشوار است. استفاده بیش از حد از وسایل الکترونیکی برای بازی و تماشای فیلم نیز میتواند به دلیل ماهیت همیشه در دسترس بودن آنها، استرس را افزایش دهد.
نوجوانان همچنین میتوانند با فشار همسالان مواجه شوند. گاهی اوقات ممکن است احساس کنند که برای شرکت در فعالیتها یا رفتارهایی که خارج از منطقه امن آنهاست، تحت فشار هستند. این میتواند به نگرانیهای آنها بیفزاید.
نوجوانان همچنین میتوانند در خانه با نگرانیهایی روبرو شوند. اختلافات خانوادگی، طلاق، بیماری و مشکلات مالی میتواند باعث استرس شود.
والدین همچنین میتوانند به استرس دامن بزنند، زیرا ممکن است (اغلب نه عمدی) فشار یا انتظارات بیشتری را بر نوجوانان خود وارد کنند.
نوجوانان تغییرات فیزیکی زیادی را تجربه میکنند. پنهان کردن این تغییرات معمولاً دشوار است. مقایسه خودشان با دوستان و همسالانی که این تغییرات را تجربه میکنند، آسان است.
طبیعی است که در این مدت احساس استرس کنید. فرزند شما ممکن است سریعتر یا کندتر از دیگران رشد کند. این امر میتواند «جا افتادن» را دشوار کند. این گذار همچنین ممکن است باعث شود احساس کنند که حس خود را از دست دادهاند، زیرا بدنی که سالها میشناختهاند شروع به تغییر میکند.
ممکن است احساس کند که دوستان مرکز دنیای او هستند. بنابراین، نوجوانان به راحتی در مورد روش «صحیح» واکنش به دوستانشان احساس استرس میکنند. اگرچه یادگیری نحوه حمایت از دیگران مهم است، اما تعیین مرزها میتواند دشوار باشد.
نوجوان شما ممکن است شروع به احساس کشش عاشقانه یا جنسی جدیدی نسبت به افراد کند. این جذابیت طبیعی است، اما میتواند برای او استرسزا و گیجکننده باشد. ممکن است احساس شک به خود یا کمبود اعتماد به نفس داشته باشد. بسیاری از نوجوانان همچنین اگر با سوالاتی در مورد هویت جنسیتی یا گرایش جنسی روبرو شوند، استرس بیشتری را تجربه میکنند.
تغییرات عمده زندگی میتواند باعث استرس شود. بیماری، تصادفات، قلدری یا سوءاستفاده میتواند تأثیر زیادی بر سطح استرس داشته باشد. تغییرات خانوادگی، مانند طلاق یا مرگ یکی از عزیزان، نیز میتواند باعث استرس شود زیرا نوجوانان سعی میکنند نحوه ابراز احساسات خود را بیاموزند.
نقل مکان و شروع به تحصیل در یک مدرسه جدید همچنین باعث ایجاد استرس یا اضطراب میشود، زیرا آنها سعی میکنند دوستیهای جدیدی برقرار کنند یا سبک زندگی جدیدی را بیاموزند. طبیعی است که بسیاری از نوجوانان در مورد این تغییرات احساس سردرگمی کنند.
نوجوانان همچنین میتوانند هنگام خواندن درباره رویدادهای مهم جهانی که میتوانند ترسناک یا آسیبزا باشند، احساس استرس کنند. اجتناب از این داستانها در عصر دیجیتال امروز آسان نیست. شنیدن اخبار ترسناک، در کشور خودمان یا خارج از کشور، میتواند هر کسی را در مورد امنیت شخصی و امنیت دوستان و خانوادهاش دچار استرس کند.
استرس بخشی از زندگی هر نوجوانی است. هر کسی هر از گاهی با استرس دست و پنجه نرم میکند. اگر احساس استرس میکنید، این روشها را برای کنترل استرس خود امتحان کنید. به یاد داشته باشید، طبیعی است که همیشه احساس عادی نداشته باشید.
اگر احساس میکنید که اوضاع برایتان خیلی سخت شده است، با یک دوست، یک بزرگسال مورد اعتماد یا یک معلم تماس بگیرید. افرادی هستند که میتوانند و میخواهند کمک کنند.
راهکارهایی به والدین جهت کاهش مشکلات نوجوانان
1-شناخت شخصیت نوجوانان: والدین با شناخت ویژگی های دوره نوجوانی، بسیاری از رفتارهای ناخوشایند فرزندشان را غیرطبیعی نپندارند تا موجب بروز عکس العمل منفی در آنها و فرزندان نشده و به تیرگی روابط با نوجوان نیانجامد .
2-استفاده از روش تغافل (نادیده گرفتن): از موثرترین روش های تربیتی در این دوره "روش تغاقل" است.یعنی مسائل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجاد وحشت کند و یا به دلیل رفتارهایش دائم او را بازخواست نکنیم.از سویی به محبت و یاری والدین مطمئن باشد، و از سوی دیگر بداند در صورت هرگونه انحراف از اصول،مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.
3-ایفای نقش راهنمایی به جای دستوری :در برخورد با مسائل نوجوانان،بهتر است از خودشان کمک بگیریم و این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حل مشکل خود اوست. برای حل آن باید خود اقدام کند و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود.
4-آموزش : مهم ترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی، جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع است. ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب های نوجوانی،آموزش های لازم در مورد بلوغ،دوست یابی،حل مسئله،گذراندن اوقات فراغت،برنامه ریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود.
5-برقراری روابط دوستانه و عاقلانه: والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه ی خود ،احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوانانشان ایجاد می کنند.
6-اعتمادسازی:باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم. چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود، او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه میکند.
7-ارتباط کلامی، مقدمه ارتباط عاطفی: با تنظیم ساعات کار خود و بسترسازی مناسب در منزل،باید فرصت کافی برای "ارتباط های کلامی" با اعضا خانواده به ویژه نوجوان را فراهم آوریم.ارتباط کلامی خود مقدمه ارتباط عاطفی است که نوجوان سخت به آن نیازمند است.
8-تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت: ارتباط با نوجوان اگر بر اساس عشق،علاقه، و صمیمیت استوار باشد، اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین میکند و اگر با فشار و خشونت همراه باشد،ممکن است موجب اختلالات عصبی و دشواری های روانی در او شود.
9-الگوهای رفتاری والدین: نوجوان علاقمند است که والدینش شخصیتی مستحکم،باثبات و پایدار داشته باشد.چون به اتکا شخصیت و همانندسازی آنان نیازمند است و توجه والدین به الگوهای رفتاری خود مورد تایید است.
10-پرهیز از خشونت خانوادگی:خانه باید محل آرام،امن و مستحکمی برای اعضا خانواده به ویژه نوجوانان باشد و خشونت ها ،جروبحث ها و دعواهای والدین به آنها لطمه نزند و بهانه ی گریز آنان از خانواده را فراهم نیاورد.
11-گوش دادن: با نوجوانان صحبت کنیم و به سخنان او با علاقه گوش داده و بدانیم که خوب گوش کردن به حرف های نوجوانان ، رمز ارتباط موثر با اوست.
12-تکیه بر نقاط قوت: با مشاهده ی بعضی ضعف ها، نوجوان را تحقیر و سرزنش نکنیم و یا با دیگران مقایسه نکنیم. سعی کنیم برای رفع و جبران ضعف هایش، نقاط قوتش را تجلی بخشیم . از مقایسه و سرزنش فرزند خود جدا" خودداری کنیم.
13-انتظار به اندازه: با کسب شناخت همه جانبه از نوجوان، به اندازه توان و ظرفیت وجودیش از او انتظار داشته باشیم .
14-اجازه خطاکردن به نوجوان بدهیم: نوجوان باید بیاموزد که از مشکلات گریزان نباشد، بلکه برای حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد. این زمانی است که اجازه ی خطاکردن را به او بدهیم تا از خطاکردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت یافتن راه حل را بیابد.
15- مشورت با نوجوان: نوجوان در اندیشه مستقل شدن است. بنابراین نباید عقاید خود را بر او تحمیل کنیم. بلکه باید با او همراه شده و با مشورت گرفقتن از او در خانه، در کسب استقلال یاری اش نماییم.
مشورت با نوجوان چند مزیت دارد:
اول اینکه او به دنیای بزرگسال راه می یابد و دوم اینکه به وسیله برخورد اندیشه های نوجوان و والدین، کم کم نگرش صحیح در او شکل می گیرد و متوجه میشود که قوانین وضع شده تنها به جهت سعادت و تامین آسایش او وضع شده اند و اگر اعتراضی به برخی مفاد این قوانین داشته باشد، می تواند به وسیله بحث و گفتگو در مورد آن صحبت کرده و به تعادل نسبی یابد.
16-فعال بودن نقش پدر در تربیت نوجوان :همانمگونه که "مادر" نخستین گذرگاه کودک و نوجوان به زندگی اجتماعی است ، آنچه که بسیار مورد نیاز یک نوجوان است ، وجود "پدری" است که خانواده بتواند بر او تکیه کند."پدری" که مهربان و پرشور باشد.
17-پذیرش بدون قید و شرط نوجوان: گام مهم برای ایجاد و تحکیم یک رابطه دوستانه و صمیمی با نوجوان این است که او را با همه کمی و کاستی هایش قبول داشته باشیم .کاستی های رفتاری اورا همچون نقاط قوت و توانایی هایش بپذیریم و اورا به عنوان فردی که دارای استقلال،سلیقه ها و عقاید خاص نگاه کنیم احساساتش را درک کنیم و اعتماد به نفس اورا با کم اهمیت جلوه دادن اشتباهاتش و تقدیر از کارهای پسندیده اش بالا ببریم.
18-درک نوجوان: درک و برداشت ما از زندگی و مسائل آن، متفاوت از برداشتی است که نوجوان دارد. او زندگی را بر ساده ترین وجه ممکن می نگرد، بطوریکه عقایدش برای والدین پوچ و مسخره است.نسبت به عقایده اش بی اهمیت نباشیم، او را مورد تمسخر قرار ندهیم چراکه استهزا به تداوم رابطه عاطفی با فرزندان لطمه میزند.
19-برقراری ارتباط دوطرفه: بهتر است در برخورد با نوجوان هر زمان که سخنی را گفتیم، از او نیز سخنی بشنویم و نظر او را نسبت به و ظایف محوله اش جویا شویم.
20-خودداری از ارائه مستقیم پند و اندرز: نوجوان از شنیدن نصیحت و اندرز مستقیم و اینکه اشکالات رفتاری و گفتاریشان را تذکر بدهیم گریزان است . او اعمال خود را بی نقص می داند و تحمل شنیدن پند و اندرز از جانب والدین را ندارد. جهت اصلاح رفتار، او را به طور غیرمستقیم نسبت به اعمال و رفتار نادرستش آگاه کرده و خودمان الگویی برای او باشیم تا با پیروی از رفتار و گفتار ما والدین، روش صحیح برخورد را یاد بگیرد.
21-کمک به تخلیه انرژی سرشار نوجوان:در این سن نوجوان دارای انرژی فراوان جسمی است که بخشی از این انرژی به صورت رفتارهای پرخاشگرانه،مبارزه طلبی،..تخلیه میکند. تشویق نوجوان به انجام ورزش های مختلف،شرکت در فعالیت های الگوسازی برای آن هاو تحریکشان بر همانندسازی با آن الگوهها باعث می شود تا آنها انرژی خود را به طریق منطقی تخلیه کنند.
22-آموزش مهارت های برقراری روابط اجتماعی:.مامیتوانیم با شرکت دادن فرزند نوجوانمان در جمع دوستان،آشنایان،مهارت روابط اجتماعی اورا افزایش دهیم مثلا با فرزند نوجوان خود به گردش های دونفره برویم و در بسیاری از روابط اجتماعی نظیر آشناشدن با دیگران،خرید کردن از مغازه،..را با او به صورت عملی تمرین کنیم.
23-کمک به استقلال طلبی نوجوان: نوجوان می خواهد از قید و بندهای دوران کودکی که او را به خانواده اش متصل کرده است، جدا شود و الگوهای جدیدی را جایگزین آنان کند.بنابراین حس استقلال طلبی خود را با مخالفت،مقاومت کردن و لجباری با والدین نشان می دهد. برای برخورد با این رفتار نوجوان بهتر است با او با لحنی صحبتم بکنیم که احساس نکند برایش تصمیم گیری می کنیم. آزادی را به تدریج و متناسب با سنی که دارد به او بدهیم و نظارت غیر مستقیم بر او داشته باشیم و اگر بدانیم از این آزادی سواستفاده کرده به او تذکر داده و او را متوجه اعمالش بکنیم.
بیشتر کتاب های زوج درمانی دنیا، درباره طبقه متوسط شهری، مخصوصا طبقه متوسط شهری تحصیل کرده نوشته شده اند و در آن ها خیلی کمتر به زن و شوهری پرداخته شده که مثلا در یکی از ایالت های مرکزی آمریکا در مزرعه ای با هم زندگی میکنند.
برنامه و مراحل زوج درمانی این ها با زن و شوهری که دیکس یا شارف، در نیویورک ارزیابی می کنند، فرق دارد. آنجا هم خیلی اینطور نیست که کشاورز روستایی بداند و بتواند به زوج درمانی دسترسی داشته باشد.
در ایران هم طبقهای که به زوج درمانگر مراجعه می کنند، بیشتر طبقه متوسط شهری است. اما طبقه ای که به زوج درمانی نیاز دارد؛ طبقه متوسط شهری، طبقه پایین شهری، طبقه بالای شهری و طبقه روستایی است.
همه طبقات به زوج درمانی نیاز دارند اما نوع کار و تمرینی که برای هر کدام ازآن ها انجام می شود، طبیعتا خیلی متفاوت است و کار و تمرین برای زوج تحصیل کرده ای که آگاهی بیشتری دارند، با زوج کم سواد و کم دانش تفاوت دارد. کار با یک زوج تحصیل کرده که آگاهی و مهارت دارند با زوجی کم سواد و کم دانش که ارتباطات کمی با دنیای بیرونی دارند، یکسان نیست.
شما عزیزان می توانید برای رزرو وقت مشاوره زوجدرمانی با متخصصان باتجربهٔ گروه ویان تماس بگیرید
مشکلات ارتباطی: یکی از شایعترین دلایل مراجعه زوجین به درمانگر، مشکلات در برقراری ارتباط موثر است. این مشکلات میتواند شامل عدم گوش دادن فعال، بیان احساسات به شیوهای ناسالم، سوء تفاهم و… باشد.
اختلافات در سبک زندگی: تفاوت در ارزشها، اهداف، سبک زندگی و انتظارات میتواند باعث ایجاد تنش و اختلاف بین زوجین شود.
مشکلات جنسی: مسائل مربوط به میل جنسی، عملکرد جنسی و رضایت جنسی از جمله مواردی هستند که میتوانند در زوج درمانی مورد بررسی قرار گیرند.
مشکلات اعتماد: خیانت، دروغگویی و نقض اعتماد میتوانند به شدت به رابطه آسیب بزنند و نیاز به مداخله درمانی داشته باشند.
مدیریت خشم: خشم کنترل نشده و نحوه برخورد با آن میتواند به رابطه آسیب جدی وارد کند.
مسائل مالی: اختلاف نظر در مورد مدیریت پول و بودجه خانواده میتواند باعث ایجاد تنش و استرس در رابطه شود.
مسائل مربوط به فرزندپروری: اختلاف نظر در مورد تربیت فرزندان، نحوه تقسیم مسئولیتهای فرزندپروری و… میتواند به رابطه زوجین آسیب برساند.
تغییرات زندگی: رویدادهای مهم زندگی مانند تولد فرزند، از دست دادن شغل، بیماری و… میتوانند بر رابطه زوجین تاثیر گذاشته و نیاز به سازگاری داشته باشند.
اختلافات فرهنگی: تفاوتهای فرهنگی بین زوجین میتواند باعث ایجاد سوء تفاهم و مشکلاتی در ارتباط شود.