به سختی می توانید خانه ای بدون بچه لجباز پیدا کنید! دلایل اصلی لجبازی چیست و چگونه می توانیم بر آن غلبه کنیم؟ ابتدا بیایید یاد بگیریم که لجبازی در کودکان چیست.برای ارتباط با بهترین روانشناس مرد در تهران اینجا کلیک کنید.
لجبازی یک عادت بد در کودکان است که با چسبیدن به نظرات آنها و گوش ندادن به صحبت های والدین یا معلم آنها نمایان می شود. همچنین بدون هیچ توجیهی برای این رفتار، هرگونه درخواستی را که از سوی دیگران مطرح شود، رد می کنند.
کودک لجباز دارای ویژگی هایی مانند: امتناع از شنیدن دستورات بزرگترها و اصرار بر به دست آوردن یک چیز خاص با گریه، علاوه بر سرکشی از والدین است. علاوه بر این، آنها از هر راهی برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کنند.
انواع مختلفی از لجبازی وجود دارد زیرا هر کودکی دلایل خاصی برای این رفتار بد دارد. پس باید راه حل های مناسبی برای غلبه بر مشکل کودک پیدا کنیم.
والدین در اکثر مواقع از نگرش طرد شدن فرزندان خود رنج می برند. این مشکل می تواند ایجاد شود، بنابراین شما باید در اسرع وقت آن را حل کنید. با این حال، دلایل از یک کودک به کودک دیگر متفاوت است.
شاید والدین نمی توانند از زیاده روی در مورد پسران خود آگاه باشند که این امر به طور منفی منجر به لجبازی می شود.
پف نکردن خواسته ها و نیازهای ضروری کودک مانند احساس خستگی، گرسنگی یا حتی خواب آلودگی. که منجر به تنش روانی می شود که به شکل لجبازی ظاهر می شود.
طبیعتاً پسرها از پدران تقلید می کنند، بنابراین ما در مقابل فرزندانمان مسئول اعمال و رفتار خود هستیم.
این شرایط به صورت غیرمستقیم بر روی کودکان تأثیر می گذارد. اعمال و رفتار آنها در امتناع از اطاعت و گوش دادن به دستورات از پیامدهای چنین شرایطی است.
آنچه کودک از صحنه های لجبازی در آن صفحه ها می بیند، بر کودکان تأثیر می گذارد. کودک آنچه را که تماشا می کند تقلید می کند، بنابراین ما باید مراقب چیزی باشیم که آنها برای دیدن انتخاب می کنند.
ممکن است یک نقص در مغز باشد که باعث این نوع رفتار می شود.
کودک به طور خود به خود نیاز دارد که آزادانه در داخل خانه حرکت کند. با این حال، برخی از والدین محدودیت هایی را برای رفت و آمد خود اعمال می کنند که ممکن است به دلیل وجود یک خانه باریک یا وجود یک شاهکار گران قیمت باشد. سپس، اگر کودکان را از تمرین آزادانه منع کنید، رفتار منفی دارند.
برخی از کودکان در تلاش برای نشان دادن قدرت و داشتن شخصیت خود رفتاری منفی دارند.
پس از شناخت علل اصلی این نگرش، باید راهبردهای مناسب را بشناسیم:
کودک باید در محیط مناسب اجتماعی، روانی و سالم به شیوه ای طبیعی برای رفتار سالم زندگی کند.
اعضای خانواده باید مراقب اعمال خود باشند که بچه ها هر کاری را که والدین انجام می دهند تقلید کنند.
در برخی موقعیتها، انتخابهایی را به فرزندان خود بدهید تا هر دستوری را مجبور نکنید.
ما باید از برخی مسائل غافل شویم، حتی برخی رفتارهای بد را اگر آسیبی به ما وارد نمی کند.
همچنین برای هر رفتار بد ما باید مدارا کنیم که قدم به قدم بتوانیم به اهدافمان برسیم.
مهم است که پسران خود را با هدایا و تمجید از ویژگی های خوب تشویق کنید تا رفتارهای درست خود را انجام دهند.
شما می توانید یک دوست صمیمی برای پسران خود باشید، بنابراین می دانید چه چیزی آنها را آزار می دهد و دلایل پشت نگرش آنها چیست.
اگر به کودکان هر آنچه را که می خواهند بدهیم، به اندازه کافی راضی نمی شوند و ممکن است لجبازتر و خودخواه تر شوند.
به طور خلاصه، اولین و آخرین مسئولیت بر عهده خانواده است که مراقب اعمال فرزندان در تمام مراحل رشد باشند. برای بررسی علل قبلی، می توانید از یک استراتژی مناسب برای کنترل رفتارهای منفی استفاده کنید. اما اگر از کنترل شما خارج شد، باید برای غلبه بر این مشکل با یک متخصص مشورت کنید
روانکاوی یک درمان طولانی مدت و فشرده است که عوامل ناخودآگاه مؤثر بر رفتار و وضعیت روانی کنونی ما را بررسی می کند. این درمان که توسط فروید ابداع شده است، بر این ایده تمرکز دارد که تعارضات حل نشده از دوران کودکی یا تجربیات گذشته می توانند به صورت علائم روانشناختی مانند اضطراب یا افسردگی ظاهر شوند. با استفاده از تکنیکهای تخصصی مانند تحلیل رویا و تداعی آزاد، روانکاوی به مراجع کمک میکند تا این تعارضات پنهان را آشکار کند و تغییرات روانشناختی معناداری را ممکن میسازد.
روانکاوی و روانکاوی و درمان روانکاوی، در عین حال که ارتباط نزدیکی با هم دارند، از نظر عمق، مدت و تمرکز متفاوت هستند.
روانکاوی یک فرآیند درمانی فشرده و طولانی مدت است که اغلب شامل جلسات متعدد در هفته در طی چندین سال است. در مقابل، سایر درمانهای روانکاوانه و روانپویشی (مانند درمان روانکاوی) رویکردهای انعطافپذیرتر و اغلب کوتاهمدتتری هستند که ریشه در اصول روانکاوی دارند، اما به گونهای طراحی شدهاند که فشردهتر باشند.
در حالی که درمان روانکاوی هنوز بر درک انگیزه های ناخودآگاه و حل تعارضات درونی تمرکز دارد، معمولاً جلسات کمتری را شامل می شود و با نیازها و اهداف خاص مشتری سازگار می شود و برای کسانی که ممکن است به تعهد گسترده نیاز نداشته باشند یا وقت نداشته باشند عملی تر می شود. روانکاوی سنتی
چهار ایده کلیدی وجود دارد که درمان روانکاوی را راهنمایی می کند. اینها عبارتند از:
تصور می شود که با وارد کردن ناخودآگاه خود به آگاهی خودآگاه، می توانید از ناراحتی روانی خلاص شوید.
روانکاوی به شدت به عوامل دیگری از جمله رابطه قوی بین شما و درمانگرتان متکی است. مانند بسیاری از درمان های گفتاری، یک روانکاو باید یک محیط خصوصی و محرمانه را فراهم کند که در آن بتوانید یک رابطه معتبر و قابل اعتماد را با هم ایجاد کنید. درمانگر شما باید هم بینش و هم درک عاطفی را منتقل کند. این کمک می کند تا اطمینان حاصل شود که آنها موضع حمایتی و غیر قضاوتی در کل فرآیند ارائه می دهند.
رابطه ای که با درمانگر خود دارید به یکی از فرآیندهای اصلی روانکاوی، «انتقال» کمک خواهد کرد. انتقال زمانی اتفاق می افتد که شما آزادانه درباره احساسات و افکار خود نسبت به افراد مهم زندگی خود صحبت کنید. از طریق انجام این کار، شما اساساً پویایی ناخودآگاه خود را از طریق ارتباط با درمانگر خود زندگی می کنید.
همانطور که به تدریج شروع به کشف مشکلات و مسائل اساسی می کنید، درمانگر می تواند به شما کمک کند تا این موارد را روشن کنید. این به شما امکان می دهد افکار و احساسات بیشتری را اصلاح کنید، تصحیح کنید، رد کنید یا اضافه کنید. شما به همراه درمانگر خود، این بینش ها را تجزیه و تحلیل خواهید کرد و در نتیجه حسی در زمان واقعی از پویایی ناخودآگاه مشتری ایجاد خواهید کرد. در نهایت، شما می توانید شروع به تغییر الگوهای منفی و حذف هر گونه رفتار محدود کننده کنید.
معمولاً روانکاوی طولانی مدت (بیش از 12 جلسه) برای مشاهده نتایج پایدار نیاز به زمان و تعهد دارد. بنابراین، شایان ذکر است که اگر به دنبال راه حلی سریع هستید، ممکن است گزینه مناسبی برای شما نباشد.
افراد معمولاً ملزم به شرکت در جلسات منظم برای سال ها هستند (اگرچه این به نیازهای فردی و شرایط شخصی شما بستگی دارد). داشتن جلسات منظم با هم باید امکان کاوش و تفسیر عمیقتر الگوهای ناخودآگاه را فراهم کند.
در طول جلسات روانکاوی از تکنیک های مختلفی استفاده می شود. این به شما و درمانگرتان این امکان را میدهد تا خاطرات و تجربیاتی که در طول درمان به وجود میآیند را درک کنید. اگرچه تداعی آزاد (جایی که شما آزادانه در مورد هر موضوعی که با آن احساس راحتی می کنید صحبت می کنید) در اولویت قرار دارد، همه تکنیک های مورد استفاده بخش مهمی از ایجاد تغییر و توسعه هستند.
فروید معتقد بود که همه مردم از طریق اسطوره ها، جوک ها، افسانه ها، شعرها و زبان های زبانی یاد می گیرند - که همه آنها نمادهایی دارند که در رویاهای ما نیز وجود دارند. در روانکاوی، تحلیل رویا شامل تعبیر این نمادها می شود تا به ما در درک ضمیر ناخودآگاه کمک کند و هر ناحیه مشکلی را که نیاز به بررسی دارد نشان دهد. به عنوان مثال، ممکن است از شما خواسته شود که هر رویاهای مکرر یا آسیب زا را که می بینید به یاد بیاورید، تا درمانگر شما بتواند زمینه های خاص نگرانی را شناسایی کند.
تحلیل رویا تکنیکی است بر اساس این ایده فروید که رویاهای ما روشی پنهان برای برآورده کردن یک آرزو هستند. تصور می شود که این پنهان کاری ناشی از سرکوب است که ناشی از تجربیات گذشته ماست. فراتر از تجزیه و تحلیل صرفاً محتوای رویاها، در حالی که فروید اهمیت های مختلف رویاها را در بین فرهنگ ها بررسی نکرده است، درمانگرانی که از این روش استفاده می کنند اغلب در تفسیر خود انعطاف پذیر هستند.
به طور معمول در مراحل اولیه روانکاوی درمانی استفاده می شود، تداعی کلمه (همچنین به عنوان تداعی آزاد شناخته می شود) شامل درمانگر می شود که یک کلمه محرک ارائه می دهد، که شما با اولین چیزی که به ذهنتان می رسد به آن پاسخ می دهید. این به افکار ناخودآگاه شما اجازه می دهد تا وارد هشیار شما شوند، که به آماده شدن برای تحقیقات بیشتر در مراحل بعدی درمان کمک می کند.
در برخی موارد، روانکاوان مجموعهای از تصاویر انتزاعی را به مشتریان ارائه میدهند و از آنها دعوت میکنند تا آنچه را که میبینند توضیح دهند یا داستانی را بر اساس تصاویر ایجاد کنند. فروید معتقد بود این تکنیک به ناخودآگاه اجازه می دهد تا هوشیار شود - به شما کمک می کند تا افکار و خواسته های درونی خود را باز کنید. یک آزمون فرافکنی رایج که امروزه در روانکاوی استفاده می شود، تست بلات است. این تصویر که توسط هرمان رورشاخ در سال 1928 اختراع شد، شامل 10 تصویر لکه جوهر با طراحی خاص است.
فروید معتقد بود که افکار و احساسات ناخودآگاه می توانند از طریق پاراکس ها - لغزش های جزئی زبان یا قلم - به ذهن خودآگاه منتقل شوند. این «لغزشهای فرویدی» (همانطور که معمولاً شناخته میشوند) میتوانند افکار و انگیزههای واقعی شما را آشکار کنند - اغلب آنهایی که آگاهانه در نتیجه تجربیات و/یا خاطرات گذشته سرکوب میشوند. روانکاوان عقیده دارند که هر لغزشی مهم است و می تواند چیز مهمی را آشکار کند، بنابراین آنها در طول درمان مراقب این موارد هستند.
اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) یک اختلال رشدی است که از اوایل کودکی شروع می شود. ADHD قبلاً اختلال نقص توجه (ADD) نامیده می شد.
ADHD اغلب اشتباه گرفته می شود. می تواند مشکلاتی ایجاد کند:
این ممکن است باعث شود افراد مبتلا به ADHD با مشکلات زیر مواجه شوند:
از هر 20 استرالیایی حدود 1 نفر مبتلا به ADHD است. در حالی که ADHD در پسران شایع تر است - در دختران و بزرگسالان کمتر تشخیص داده می شود.
بیش از 3 از هر 4 کودک مبتلا به ADHD هنوز در بزرگسالی علائم دارند.
ADHD می تواند به 3 روش ظاهر شود:
افراد مبتلا به ADHD بی توجه ممکن است این علائم را داشته باشند:
افراد مبتلا به بیش فعالی- تکانشی ADHD ممکن است این علائم را داشته باشند:
برخی از افراد علائم ADHD بی توجه و بیش فعالی- تکانشی را دارند.
افراد مبتلا به ADHD تفاوت هایی در آناتومی و عملکرد مغز خود دارند. علل دقیق ADHD شناخته نشده است. مطالعات ژنتیکی نشان می دهد که ADHD یک اختلال ارثی است.
تحقیقات نشان داده است که علائم ADHD با بیولوژی مغز شما مرتبط است.
عوامل محیطی زیر ممکن است در ایجاد ADHD نقش داشته باشند:
سایر عوامل محیطی که می توانند باعث تغییر در رشد و عملکرد مغز شما شوند عبارتند از:
طبیعی است که افراد هر از گاهی بی قرار و حواسشان پرت شود. اما زمانی که شما ADHD دارید، علائم شما پایدار است و در محل کار یا مدرسه و دوستی شما اختلال ایجاد می کند.
اگر نگران این هستید که ممکن است ADHD داشته باشید، اولین قدم مراجعه به پزشک است. به احتمال زیاد شما را به یک روانشناس ارجاع می دهند.
یک روانشناس تنها پس از ارزیابی دقیق رفتار شما می تواند تشخیص دهد.
بسیاری از اختلالات رفتاری وجود دارند که می توانند علائم ADHD را به خصوص در کودکان خردسال ایجاد کنند. مهم است که یک ارزیابی مناسب داشته باشید.
سایر دلایل بی توجهی، تکانشی یا بیش فعال بودن افراد عبارتند از:
اختلال اضطراب اجتماعی که به عنوان فوبیای اجتماعی نیز شناخته میشود، زمانی است که فرد ترس شدیدی از تماشا و قضاوت در موقعیتهای اجتماعی یا عملکردی دارد. کودک یا نوجوان شما ممکن است ترس داشته باشد که احمق به نظر برسد و ممکن است خجالت بکشد و باعث اختلال در زندگی عادی روزمره مانند دوستیابی یا رفتن به مدرسه شود.
این اختلال فقط مربوط به خجالتی بودن نیست که معمولاً فرد پس از چند دقیقه آرام می شود. این اختلال باعث کمرویی شدید می شود، باعث می شود فرد احساس تنش کند و در اطراف دیگران احساس تنش کند و حفظ روابط اجتماعی را دشوار کند. فرد ممکن است هنگام فکر کردن به موقعیت های اجتماعی وحشت کند و ساعت ها بعد نگران باشد. فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی ممکن است احساس ناتوانی، تنهایی یا حتی شرم کند، که می تواند منجر به عدم اعتماد به نفس، عزت نفس و افسردگی شود.
اضطراب اجتماعی معمولاً در سنین نوجوانی حدود 13 سالگی شروع می شود اما می تواند در دوران کودکی شروع شود. طبق گزارش انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا (ADAA) حدود 15 میلیون بزرگسال آمریکایی دارای اختلال اضطراب اجتماعی هستند و 36 درصد از افراد حدود 10 سال یا بیشتر منتظر می مانند تا به دنبال کمک باشند. بدون درمان، اختلال اضطراب اجتماعی می تواند مادام العمر ادامه یابد، اما با درمان مناسب، می توان این اختلال را مدیریت کرد.
علت دقیق آن مشخص نیست، اما مغز مواد شیمیایی می سازد که بر افکار، احساسات و اعمال تأثیر می گذارد. بدون تعادل شیمیایی مناسب، ممکن است مشکلاتی در نحوه تفکر، احساس یا عمل فرد وجود داشته باشد.
کار با یک درمانگر سلامت روان که در زمینه اختلالات اضطرابی تخصص دارد می تواند به تمایز و هدف قرار دادن انواع مختلف اضطراب های فرد کمک کند. ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی فرزند شما در مورد علائم، سابقه پزشکی و خانوادگی، کودک شما و هر دارویی که ممکن است کودک مصرف کند، مطالعه خواهد کرد.
اولین قدم برای شروع درمان، درک این اختلال است. درمان شناختی رفتاری (CBT) به افراد کمک می کند تا بفهمند چه چیزی باعث ایجاد احساسات اضطرابی می شود و چگونه آنها را کنترل کنند. CBT همچنین ممکن است شامل آموزش مهارت های اجتماعی، ایفای نقش و یادگیری مهارت های آرامش باشد.
درمان پیشگیری از مواجهه و پاسخ (ERPT) به افراد کمک می کند تا با یادگیری راه هایی برای کنترل پاسخ بدن خود به اضطراب مانند تمرینات تنفسی، با ترس ها مواجه شوند. گاهی ممکن است علاوه بر درمان، از دارو نیز استفاده شود. ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی فرزند شما با شما و فرزندتان همکاری خواهد کرد تا بهترین دارو را انتخاب کنید.
اگر سؤالی دارید یا به نظر می رسد علائم کودک شما بدتر می شود با ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی خود تماس بگیرید و اگر کودک یا نوجوان شما ایده خودکشی یا آسیب رساندن به دیگران را دارد، فوراً به او توجه کنید.