توانایی تشخیص علائم الگوهای روابط ناسالم برای دانستن زمان مراجعه به زوج درمانی کلیدی است. هرچه زودتر به مشکلات رابطه بپردازید ، جلوگیری از تبدیل شدن آنها به مسائل مهم تر آسان تر است - ناگفته نماند که می توانید از ایجاد رفتارهای مخربی که در نهایت ممکن است منجر به نابودی رابطه شما شود جلوگیری کنید. زوج درمانی مزایای زیادی دارد ، مانند کمک به شما برای غلبه بر چالش ها و تعمیق ارتباط خود با همسرتان. مطالعات نشان می دهد که حدود 70 درصد از زوج ها درمان را موثر می دانند.
کنجکاو هستید که آیا شما و همسرتان باید مشاوره زوجین را در نظر بگیرید ؟ به خواندن ادامه دهید تا در مورد مسائل رایج رابطه و علائم هشدار دهنده نیاز به مشاوره ازدواج یا زوج درمانی بیشتر بدانید.
مشاجره های مکرر، فزاینده یا شدید می تواند آسیب آشکاری به یک رابطه وارد کند. دانستن زمان مراجعه به مشاوره زوجین به این معنی است که می توانید به منابع درگیری که خود و شریک زندگیتان مرتباً با آن روبرو هستید، رسیدگی کنید. برخی از تکنیکهای زوجدرمانی میتوانند به شما کمک کنند تا به روشهای سالمتر اختلافات را حل کنیدتر بدانید
ارتباط موثر برای یک رابطه سالم بسیار مهم است. الگوهای ارتباطی ضعیف می تواند منجر به سوء تفاهم، رنجش و فاصله عاطفی شود که همه اینها ممکن است نشانه هایی باشد که شما به زوج درمانی نیاز دارید. یک مشاور خوب زوج ها از تمرین های ارتباطی متنوعی برای زوج ها برای بهبود ارتباطات، افزایش درک و افزایش همدلی استفاده می کند.
کناره گیری عاطفی می تواند باعث ایجاد فاصله و قطع ارتباط شود که می تواند به یک رابطه آسیب جدی وارد کند. مشاوره زوجین به شما کمک می کند موانع عاطفی را کشف و برطرف کنید، صمیمیت را بازسازی کنید و پیوند خود را تقویت کنید. برخورد با این مشکلات رابطه ممکن است از بدتر شدن بیشتر آنها جلوگیری کند.
دلایل مختلفی وجود دارد که چرا یک زوج می توانند با هم به دنبال درمان باشند. معمولاً نوعی درگیری در حال وقوع است. یکی از دلایلی که ممکن است زوج درمانی مفید باشد، زمانی است که یک یا هر دو نفر در رابطه از نظر عاطفی "خاموش می شوند". این می تواند یک خاموشی مداوم یا در طول موقعیت های خاص (یعنی اختلاف نظر) باشد. ممکن است برخی از شرکا همیشه در برقراری ارتباط با احساسات خود مشکل داشته باشند. در زوجدرمانی، تمام خاموشیهای عاطفی مورد بررسی قرار میگیرند و به عنوان یک تیم، راههایی برای حل این مشکلات پیدا میکنند.»
–
اعتماد یک عامل مهم در هر رابطه ای است که اگر شکسته شود، می تواند باعث ناامنی، شک و استرس شود. مشکلات اعتماد می تواند ناشی از تجربیات شخصی گذشته یا رفتارهای فعلی در یک رابطه باشد.
مسائل مربوط به اعتماد در یک رابطه می تواند اثرات نامطلوب جدی داشته باشد، از جمله:
هر چه مسائل مربوط به اعتماد طولانیتر شود و به درستی مورد توجه قرار نگیرد، بازسازی و حفظ ارتباط قوی با شریک زندگیتان دشوارتر میشود.
صمیمیت جنسی بخشی جدایی ناپذیر از بسیاری از روابط عاشقانه است. مشکلات صمیمیت فیزیکی می تواند باعث ناامیدی، تنهایی و تنش شود، اما زوج درمانی مکانی عالی برای رسیدگی به این مسائل در یک محیط امن و حمایتی است. درمانگران از تکنیکهای زیادی برای کمک به زوجها برای بازیابی ارتباط فیزیکی و صمیمی استفاده میکنند.
تغییرات عمده زندگی - جابجایی، والدین یا از دست دادن شغل - می تواند باعث تنش در روابط شود. این تغییرات ممکن است منجر به استرس شود که به نوبه خود می تواند به رابطه شما آسیب برساند. تجربیاتی که بعد از یک رویداد زندگی بر روابط شما تأثیر منفی می گذارد، می تواند نشانه ای از نیاز به مشاوره ازدواج باشد.
رابطه درمانی می تواند با ارائه ابزارهایی برای مدیریت استرس و بهبود ارتباطات، به شما کمک کند تا با هم در چالش های زندگی پیمایش کنید.
گاهی اوقات تشخیص اینکه چه زمانی باید مشاوره زوجین دریافت کنید ممکن است سخت باشد، زیرا به آرامی از هم دور شده اید که حتی ممکن است آن را تشخیص ندهید. فاصله در یک رابطه می تواند نشان دهنده چیز جدی تری باشد. زوجدرمانی میتواند فضای سازندهای برای بحث در مورد نیازهایتان بهطور آشکار و صادقانه باشد، در حالی که راههایی را برای برقراری ارتباط مجدد و یافتن راه میانه بررسی میکنید.
در یک جلسه مشاوره زوجین، شما بر به خاطر سپردن آن ارزش ها و علایق مشترکی تمرکز خواهید کرد که ممکن است در مقطعی از آنها غافل شده باشید. سپس، شما و شریک زندگی تان می توانید دوباره آن جرقه ای را که در ابتدا شما را به هم نزدیک کرد، دوباره روشن کنید.
خیانت می تواند هر دو نفر را در یک رابطه ویران کند و باعث ایجاد احساس خیانت، عصبانیت، غم و اندوه، رنجش و از دست دادن شود. پرداختن به عوارض و چالش های عاطفی ضروری است.
زوج درمانی به شما این فرصت را می دهد تا افکار و عواطف خود را که مربوط به آن رابطه است، آشکارا بحث کنید. یک درمانگر ماهر به شما کمک می کند تا مسائل زیربنایی را که ممکن است در خیانت نقش داشته اند کشف کنید و ارتباط صادقانه و سازنده را تسهیل کند.
اگرچه ممکن است دشوار باشد، این امکان وجود دارد که هر دوی شما بتوانید با کمک زوج درمانی بر خیانت غلبه کنید .
شما نمی توانید تاثیر مسائل حل نشده گذشته را بر توانایی یک رابطه برای حرکت رو به جلو دست کم بگیرید. زوج درمانی محیطی ساختاریافته و حمایتی برای رسیدگی و التیام زخم ها است. این فرآیند شما را تشویق میکند که دیدگاههای یکدیگر را در حین کار برای یک راه حل درک کنید.
«گاهی اوقات، مسائل شخصی یا ترکیبی گذشته مانع حرکت مثبت یک رابطه می شود. زمانی که یک موضوع فردی است که رشد یک رابطه را ممنوع می کند، اغلب آن را "چمدان" می نامیم. با این حال، ممکن است به این معنا باشد که در طول زندگی رابطه، برخی موقعیت ها/احساسات منفی حل نشده رخ داده است که حرکت رو به جلو را دشوار می کند. کار با یک متخصص در هر دو سناریو می تواند به عنوان یک زوج به یکدیگر کمک کند تا رشد و اعتماد به نفس مورد نظر را در رابطه تقویت کنند.
– درمانگر فضای گفتگو مینکیونگ چانگ، ام اس، LMHC
تحقیقات نشان میدهد که درگیریهای مالی یکی از رایجترین چالشهای روابط هستند که بر اعتماد، ارتباطات و رضایت کلی تأثیر میگذارند. در واقع، این یکی از رایج ترین موضوعات زوج درمانی است که با متخصصان صحبت می شود. درمان می تواند با بهبود مهارت های ارتباط مالی و کار گروهی به شما کمک کند تا مشکلات مالی را حل کنید.
یک درمانگر میتواند بحثهای باز درباره ارزشها، باورها و انتظارات پیرامون امور مالی را تسهیل کند تا هرکدام بتوانید بفهمید که دیگری از کجا آمده است.
چالش های منحصر به فرد والدین اغلب منجر به تعارض در یک رابطه می شود. با جستوجوی زوجدرمانی، میتوانید پویایی را بهبود ببخشید، اختلافات را حل کنید و رویکردی واحد برای فرزندپروری ایجاد کنید.
اختلال وسواس فکری اجباری (OCD) یک اختلال سلامت روان است که افراد را در هر سنی و طبقات مختلف تحت تاثیر قرار می دهد و زمانی اتفاق می افتد که فرد در چرخه وسواس و اجبار گرفتار می شود . وسواس فکری، افکار، تصاویر یا تمایلات ناخواسته و مزاحم هستند که باعث ایجاد احساسات شدید ناراحت کننده می شوند. اجبارها (که به آنها "آیین" نیز گفته می شود) رفتارها یا اعمال ذهنی هستند که فرد برای خلاص شدن از شر وسواس و / یا تسکین اضطراب ناشی از وسواس انجام می دهد. اصطلاح «مناسک» به طور خاص به اجبار اشاره دارد و با مناسک ذاتی اعمال مذهبی همپوشانی ندارد. به طور کلی، OCD زمانی تشخیص داده می شود که این وسواس ها و اجبارها بسیار وقت گیر شوند، باعث ناراحتی عاطفی قابل توجهی شوند و ممکن است تا حد زیادی در عملکرد روزمره و روابط بین فردی تداخل داشته باشند.
برای دریافت نوبت از بهترین کلینیک روانشناسی در تهران اینجا کلیک کنید
بیشتر بدانید OCD چیست؟
پرخاشگری زیرگروهی از اختلال وسواس فکری اجباری (OCD) است که شامل وسواس های مذهبی یا اخلاقی است. افراد دقیق بیش از حد نگران هستند که چیزی که فکر می کردند یا انجام می دادند ممکن است گناه یا نقض آموزه های مذهبی یا اخلاقی باشد. آنها ممکن است نگران این باشند که افکار یا رفتارشان در مورد اینکه چه کسی هستند چه معنایی دارد.
وسواس های رایج که در دقت نظر دیده می شود شامل نگرانی های بیش از حد در مورد موارد زیر است:
ترس از ارتکاب کفر یا توهین/خشم خدا
همراه با نگرانی بیش از حد در مورد مسائل مذهبی و اخلاقی، مبتلایان به احتیاط درگیر اجبارهای ذهنی و/یا رفتاری و اجتناب از موقعیت های تحریک کننده می شوند.
اجبارهای رفتاری ممکن است شامل موارد زیر باشد:
اجبارهای ذهنی ممکن است شامل موارد زیر باشد:
اجتناب ممکن است شامل موارد زیر باشد:
پرخاشگری نوجوانان گاهی اوقات به عنوان پرخاشگری تکانشی یا پرخاشگری ابزاری طبقه بندی می شود.
نمونههای پرخاشگری تکانشی نوجوانان ممکن است هل دادن خواهر یا برادر در زمانی که ناامید هستند یا فریاد زدن بر سر والدین زمانی که نمیتوانند به وضوح احساسات خود را بیان کنند، باشد.
نمونه ای از پرخاشگری ابزاری می تواند تکرار رفتارهای دخترانه در یک گروه دوست (یا دشمن) باشد.
برای مشاوره با روانشناس نوجوان در تهران اینجا کلیک کنید
وقتی یک نوجوان نسبت به همسالان، اعضای خانواده یا بزرگسالان در موقعیتهای اقتدار پرخاشگری نشان میدهد، معمولاً پیامدهایی وجود دارد. اگر تجاوز در مدرسه رخ دهد، ممکن است آنها را به بازداشت، تعلیق یا حتی اخراج کنند. پرخاشگری نوجوانان با همسالان می تواند به دوستی ها یا روابط عاشقانه آسیب برساند . اگر نوجوانی در خانه پرخاشگر یا خشن باشد، والدین و اعضای خانواده درگیر تصمیم می گیرند در مورد عواقبی که می خواهند به کار گیرند.
صرف نظر از اینکه رفتار پرخاشگرانه یک نوجوان خشونت آمیز است یا نه، والدین باید اقدامات پرخاشگرانه نوجوانان را جدی بگیرند. حتی اگر نوجوانی «فقط» پاسخگو باشد، والدین باید پیامدهای آن را تعیین کنند و به نوجوانان کمک کنند تا ریشه رفتار پرخاشگرانه خود را پیدا کنند. پرخاشگری نه تنها به قربانی تجاوز یا پرخاشگری، بلکه به نوجوانی که این رفتار را نشان می دهد نیز آسیب می رساند. نوجوانان ممکن است رفتار پرخاشگرانه را به عنوان روشی ناسالم برای مقابله با پریشانی و احساسات دشوار نشان دهند.
همانطور که بحث کردیم، پرخاشگری در نوجوانان می تواند نشانه ای از مسائل مربوط به سلامت روان، به ویژه در مردان نوجوان باشد . از آنجایی که پسران و مردان جوان اجتماعی شده اند تا «سرسخت باشند» و آسیب پذیری نشان ندهند، تمایل دارند از نشان دادن یا صحبت در مورد احساساتی مانند غم و اندوه یا ترس اجتناب کنند. در نتیجه، احساسات آنها ممکن است به صورت خشم یا پرخاشگری ظاهر شود. با این حال، این فقط پسرها نیستند که رفتار پرخاشگرانه نوجوانان را نشان می دهند.
برخی از دلایل خاص پرخاشگری عبارتند از:
بیایید نگاهی دقیقتر به برخی از این علل پرخاشگری و چگونگی تأثیر آنها بر سلامت روان نوجوانان بیندازیم. این مسائل زیربنایی همچنین می تواند به پاسخ به سؤالی که والدین اغلب می پرسند کمک کند: "چرا نوجوان من اینقدر عصبانی است؟"
اگر کودکی مبتلا به ADHD باشد، به احتمال زیاد بدون توجه به پیامدهای بالقوه، به صورت تکانشی و پرخاشگرانه عمل می کند. ADHD و ناتوانی های یادگیری باعث می شود نوجوان احساس ناامیدی و بدی نسبت به خود داشته باشد. و اگر ابزاری برای مقابله با این احساسات به آنها داده نشده باشد، ممکن است در نهایت به دیگران حمله کنند.
اختلال طیف اوتیسم (ASD) می تواند شامل رفتارهای پرخاشگرانه باشد. رفتار مشابهی را می توان در نوجوانانی که آسیب مغزی تروماتیک (TBI) دارند مشاهده کرد. ضربه مغزی و آسیب مغزی می تواند باعث شود نوجوانان به شیوه های خشونت آمیز و پرخاشگرانه رفتار کنند.
نوجوانانی که دارای اختلالات خلقی مانند اختلال دوقطبی هستند ممکن است در طول یک دوره شیدایی یا هیپومانیک پرخاشگری نشان دهند.
کودکانی که سابقه آزار جسمی یا جنسی دارند، در نوجوانی یا بزرگسالی احتمال بیشتری دارد که پرخاشگری نشان دهند . ترومای دوران کودکی همچنین به سایر مسائل بهداشت روانی مانند اضطراب و افسردگی کمک می کند که می تواند به عنوان پرخاشگری نوجوان ظاهر شود.
عملکرد مغز نوجوان تحت تأثیر مصرف اولیه مواد مخدر و الکل قرار می گیرد. در نتیجه، سوء مصرف مواد می تواند باعث افزایش پرخاشگری در نوجوانان شود.
پدر و مادر کردن نوجوانی که رفتارهای پرخاشگرانه یا خشونت آمیز از خود نشان می دهد، می تواند ناامید کننده، استرس زا و ترسناک باشد. اگرچه والدین نمی توانند رفتار نوجوانان خود را کنترل کنند، اما می توانند نحوه واکنش آنها به پرخاشگری و خشونت را کنترل کنند. در اینجا چند راه برای مقابله با پرخاشگری در نوجوانان آورده شده است.
نشانههای غیرکلامی، از جمله زبان بدن، اغلب راههای ارتباطی مؤثرتر از صحبت کردن هستند. والدینی که با نوجوانان پرخاشگر دست و پنجه نرم میکنند، میتوانند با استفاده از زبان بدن و موضعگیریهای باز، آرام و بدون تقابل، به کاهش تنشها کمک کنند. بازوهای ضربدری، جابجایی به جلو و عقب، نفس کشیدن سریع، خفن و پف کردن، و چشم چرخاندن چند نمونه از ارتباطات غیرکلامی هستند که در مواجهه با یک نوجوان پرخاشگر مفید نیستند.
والدین الگوی فرزندان خود هستند. در نتیجه، وقتی والدین فریاد می زنند و فریاد می زنند، نوجوانان بیشتر به دعوا می پردازند، پاسخ می دهند و بحث می کنند. اگر خونسردی خود را حفظ کنید و از بلند کردن صدای خود یا توهین به نوجوان خود پرهیز کنید، احتمال دارد که او نیز به همان شیوه پاسخ دهد. راه های مناسب برای برقراری ارتباط را با تعامل با نوجوان خود به گونه ای که می خواهید او با شما ارتباط برقرار کند، مدل کنید.
نوجوانان زمانی که والدینشان به صحبت هایشان گوش می دهند احساس درک و پذیرش می کنند. گوش دادن فعال یکی از راه هایی است که به نوجوانی که رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان می دهد نشان می دهد که آنچه می گویند جدی گرفته خواهد شد. وقتی والدین به فرزندانشان اجازه میدهند دیدگاههای خود را بیان کنند و واقعاً گوش دهند، پرخاشگری نوجوان معمولاً کمتر و شدت کمتری پیدا میکند.
وقتی نوجوانی کار میکند و به صورت تکانشی و پرخاشگرانه رفتار میکند، والدین باید آرام بمانند و وضعیت پرخاشگرانه را کاهش دهند. برای غلبه بر پاسخ استرسی که در مواجهه با پرخاشگری نوجوان ایجاد میشود، والدین میتوانند با استفاده از تمرینهایی مانند تنفس عمیق، واکنش آرامسازی را فعال کنند. تمرین تنفس مربعی را امتحان کنید: دم را برای شمارش چهار، نگه دارید برای شمارش چهار، بازدم برای شمارش چهار، نگه داشتن برای شمارش چهار، و تکرار. همچنین می توانید دم را برای شمارش پنج و بازدم را برای شمارش هفت امتحان کنید.
نوجوانان سرکشی که رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان می دهند و با کنترل خشم خود مبارزه می کنند، می توانند از مدیریت خشم بهره ببرند، شاید در یک گروه حمایت از نوجوانان. آنها می توانند مهارت های تنظیم هیجانی و تکنیک های مدیریت خشم را برای مقابله با خشم غیرقابل کنترلی که می تواند منجر به پرخاشگری نوجوان شود، بیاموزند . گاهی اوقات والدین در گروههای کنترل خشم در کنار نوجوانان خود شرکت میکنند تا کل خانواده ابزارهای جدیدی برای حمایت از هماهنگی بیشتر در خانه به دست آورند.
ست. همانطور که انتظار دارید، دستورات کل نگر و یکپارچه ما در مرکز روش شناسی ما قرار دارند.
چهار عنصر کلیدی در نحوه پرداختن به ویژگیهای خاص کار زوجین دخیل است. این موارد به شرح زیر است:
برای مشاوره با زوج درمانگر خوب در تهران اینجا کلیک کنید
1. تعریف مشکل
ممکن است به نظر برسد که این یک موقعیت شروع واضح است، اما اگر میخواهیم پاسخ درستی پیدا کنیم، باید سؤال «مشکل چیست» کاملاً درک شود. ما صرفاً در مورد علائم ارائه شده صحبت نمی کنیم زیرا بسیاری از رویکردهای درمانی تقریباً به طور انحصاری بر دلیل اینکه زوج خود را در اتاق می بینند تمرکز می کنند. این البته مرتبط است و هرگز نباید نادیده گرفته شود. با این حال، اگر تمرکز بر نگرانیهای ارائه شده باقی بماند، احتمالاً دلایل زمینهای نادیده گرفته میشوند.
تمرکز اصلی ما رسیدن به مشکل اساسی است - که نیاز به بررسی و کاوش دارد.
در این مرحله اول از زوجین به صورت فردی و جمعی دعوت می شود تا نام و مالکیت وسایل خود را داشته باشند. در روابط بسیار آسان است که عادت به سرزنش و شکایت کردن را در خود ایجاد کنید، به حدی که میتوانید خود را مقدّس بدانید و در عین حال، طرف مقابل را تقریباً به طور کامل مسئول اشتباه خود میدانید.
حتی اگر درصدها را مورد بحث قرار دهیم، یک چیز قطعی این است که مسئولیت "زوج" برای اشتباه همیشه بر عهده هر دو طرف است. این چیزی است که هضم آن برای کسی که خود را طرف آسیب دیده می داند دشوارتر است. با این حال، با کاوش ملایم و چالشهای مناسب، مشخص میشود که مسئولیت آنچه اشتباه است، هرگز تنها در یک در نیست.
شناسایی مشکل ممکن است چندین هفته، شاید ماه ها طول بکشد. این بستگی به درجه باز بودن و صداقتی دارد که در فرآیند درمانی ایجاد می شود. برای دستیابی به شرایط مناسب برای این کشف، درک این نکته مهم است که ایجاد یک محیط غیر اتهامی منجر به بهترین نتایج می شود. هر فردی باید حقیقت خود را بگوید، و هر چه این کار با مهربانی و حساسیت بیشتر انجام شود، احتمال اینکه به اشتباه خود برسند و فقط به صدمه، درد و عصبانیت ادامه ندهند، بیشتر می شود.
آنچه به این روند بیشتر کمک می کند، توسعه فرهنگ همدلی است.
2. مراحل همدلی
برای داشتن هر گونه شانسی برای یافتن راه حلی پایدار، قوانین تعامل در رابطه باید اصلاح شود. متأسفانه زمانی که بیشتر زوج ها به مداخله درمانی نیاز دارند، نحوه برقراری ارتباط مؤثر را فراموش کرده اند، به این معنی که دیگر فعالانه گوش نمی دهند. مکالمات آنها تعاملاتی است که بر مبنای دیگری است که منتظر صحبت است. علاوه بر این، صداقت اغلب عقب نشینی کرده است.
به همین دلیل است که ایجاد همدلی برای فرآیند درمانی حیاتی است. در این مرحله از هر دو طرف دعوت میشود که به جای طرف مقابل بایستند و دیدگاه خود را از وضعیت فعلی خود معلق کنند. این فعالیتی است که اکثراً به دلیل وابستگی به ادراک خود دشوار میدانند - به این معنی که نمیتوانند چشمانداز دیگری را ببینند، زیرا عادات، الگوها و تجربیاتشان افکار، احساسات و پاسخهایشان را رنگ میدهد.
کار زوج موفق به تعلیق باورهای خود به اندازه کافی برای "دیدن" موقعیت طرف مقابل بستگی دارد. دیدن بهتر است با گوش ما انجام شود.
ما نه تنها باید فعالانه گوش کنیم، بلکه باید شنیدن را از «آنجا» تمرین کنیم. ایستادن در موقعیتی که از آن به عنوان "دیگری" یاد می کنیم، جایی است که ما شروع به شنیدن، احساس و تجربه واقعیت طرف مقابل می کنیم.
این موضع ما را نادرست یا در واقع درست نمی کند - این چیزی نیست که این روند در مورد آن باشد. این در مورد تماشای ملیله غنی واقعیت از بیش از یک نقطه نظر است. اگر باور داشته باشیم که می توانیم کل داستان را فقط با نگاه کردن به چشمان خود ببینیم، در حال حاضر کور شده ایم. دیدگاه ما ارزشمند است اما هرگز تصویر کامل را به ما نشان نمی دهد. ما باید آگاهانه به دنبال تصویر بزرگتر باشیم و زوج درمانی فرصتی فوق العاده برای انجام این کار است.
تمرین مراحل همدلی نیز ممکن است هفتهها یا ماهها طول بکشد، بسته به میزان تمایل به شرکت در این فعالیت، زیرا مطمئناً چندین جلسه طول میکشد تا فرد مسیر خود را از دیدگاه طرف مقابل احساس کند.
هنگامی که یک زوج واقعاً در این فعالیت شرکت می کنند، چیزهایی که قبلاً ندیده بودند و درک نکرده بودند آشکار می شود و درک بسیار عمیق تری به دنبال دارد. در این مرحله است که راه حل ها نمایان می شوند. راهحلها و مشکلات در یک مکان زندگی میکنند و وقتی با مشکلات خود روبرو نمیشویم، پاسخها را نیز از خودمان دریغ میکنیم.
3. پادزهرها
موهبت بزرگ همدلی این است که درک ما را گسترده تر و عمیق تر می کند، نه تنها از موقعیت طرف مقابل، بلکه واقعیت خود شخص نیز بهتر درک می شود. در این مرحله است که می توان دید برای ایجاد تغییرات مثبت چه کاری باید انجام شود. این تقریباً همیشه شامل تغییرات شخصی و سازش برای هر دو طرف است.
اگر زوجین روی یک نتیجه مثبت سرمایه گذاری کنند، این مرحله با امید و خوش بینی پر می شود، زیرا راه پیش رو روشن می شود. جالب است بدانید که در این مرحله زن و شوهر در می یابند که چه چیزی آنها را به هم پیوند می دهد بسیار بیشتر از چیزی است که آنها را از هم جدا می کند. منطقه مشکل 10 یا 20 درصد، که زمانی تنها چیزی بود که آنها می توانستند ببینند، اکنون در چشم انداز قرار گرفته است. بنابراین تعدیل مورد نیاز هر دو طرف مانند بالا رفتن از اورست نیست.
در این مرحله معمولا مشخص شده است که هر فرد باید چه کارهایی را برای خود در زمینه مراقبت از خود انجام دهد - زیرا اغلب غفلت از خود دست در دست هم با غفلت از رابطه همراه است. در این مرحله برخی از تلاشهای فردی ممکن است اکنون با هم انجام شوند، در حالی که کارهای دیگر به طور جداگانه انجام میشوند، زیرا نیاز یک نیمی از رابطه لزوماً برای دیگری یکسان نیست.
آن دسته از فعالیتهایی که به بهترین شکل با هم انجام میشوند عبارتند از: شناسایی کارهایی که میتوان بهعنوان یک زوج انجام داد، ایجاد تمهیدات ویژه برای ارتباط صمیمانه، جستجوی سرگرمی و خنده به طور منظم، وقت گذاشتن برای کشف مجدد طرف مقابل و آنچه که باعث میشود او را تیکدار کند... چیزی است که می تواند به راحتی در روابط طولانی مدت گم شود.
در Reach ما یک کتابخانه منابع گسترده داریم که پر از پادزهرهای متعدد است. هیچ لیست قطعی از چیزهایی که در این مرحله مورد نیاز است وجود ندارد - روابط به دلیل ماهیت خود خاص هستند و بنابراین ما باید فرمول هایی را ارائه کنیم که مخصوص نیازهای آن زوج است. اما تجربه به ما آموخته است که این نسخه ها اغلب خودشان می نویسند، به ویژه در جایی که میل به حل وجود دارد.
برای صحت باید گفت که پس از دو مرحله اول، برای برخی از زوجین تشخیص داده می شود که پادزهر آنها در واقع جدا شدن است. آنها متوجه می شوند که به بن بست رسیده اند که برای آنها غیرقابل عبور است. در این مرحله، هدف از درمان، ایجاد یک نتیجه دوستانه است، نتیجهای که افراد بتوانند اگر در مکانی دوستی نیستند، حداقل با درک و احترام نسبت به یکدیگر، از آنجا دور شوند. هیچ درمانی نمی تواند قول دهد که چنین خواهد شد، زیرا بستگی به نگرش و نیت هر دو طرف دارد، اما مطمئناً این چیزی است که ما به دنبال آن هستیم.
4. قرارداد عشق
هدف نهایی رویکرد دستیابی هنگام کار با زوج ها ایجاد یک قرارداد عشقی است - برای کسانی که به نقطه ای رسیده اند که نه تنها می خواهند رابطه خود را حفظ کنند بلکه می خواهند آن را بیشتر توسعه دهند. ما از طریق تجربه و تحقیقات گسترده خود دریافتیم که یک قرارداد عشقی بهترین راه برای رسیدن به آن هدف است.
پس از ایجاد حس همدلی بیشتر زوج ها یاد گرفته اند که به گونه ای متفاوت گوش کنند. اگر این کار با کارهایی که باید روی خود و همچنین رابطه انجام دهند دنبال شود، تنظیم یک قرارداد عشق نسبتاً آسان است.
اساساً یک قرارداد عشقی همان چیزی است که به نظر می رسد. این یک تعهد مشترک است که در آن هر دو طرف آگاهانه روی چیزهایی سرمایه گذاری می کنند که باعث حفظ یک رابطه عاشقانه می شود. در ابتدا از هر دو نفر خواسته می شود که بروند و بدون مشورت با دیگری قراردادهای عشقی خود را بنویسند. ایده این است که مفهوم خود را از بهشت بیابند - آن چیزی که آنها به دنبال چه چیزی هستند تا به رابطه ایده آل خود دست یابند.
در این مرحله اکثر افراد از نظر موقعیت خود کاملاً مشخص هستند و همچنین از موقعیت شریک زندگی خود بسیار آگاه هستند. اما هدف تمرین این است که شرایط و ضوابطی را بیابید که بیشتر آنها و رابطه را غنی کند.
هنگامی که موقعیت های فردی آنها مشخص شد، از آنها دعوت می شود تا برای اولین بار در جلسه به قراردادهای عشقی خود نگاه کنند. یک مشاهدۀ جالب این است که اکثر زوجها میدانند که قراردادهای عشقی آنها حدود 80 تا 90 درصد یکسان است - شواهد دیگری که نشان میدهد آنچه واقعاً آنها را به هم پیوند میدهد بیشتر از چیزی است که آنها را از هم جدا میکند. بنابراین اگر روی آن تمرکز کنند، تقسیم بندی ها به راحتی بهبود می یابد.
مرحله بعدی در این فرآیند، دستیابی به یک قرارداد عشقی واحد است و بنابراین در طول چند جلسه، زوج به دنبال تلفیق پیشنهادات فردی خود هستند و در نهایت با سندی که هر دو می توانند در آن «ثبت نام کنند» را ترک می کنند. سازش ها در این مرحله کوچک هستند و روحیه همکاری به گونه ای است که سازش به هیچ وجه فداکاری نمی کند - زیرا زوج متوجه می شود که برآوردن نیازهای دیگری به طور خودکار نیازهای آنها را برآورده می کند.
حتی کسانی که ممکن است پس از دو مرحله اول متوجه شده باشند که رابطه آنها قابل ترمیم نیست، همچنان می توانند در یک توافق آشتی جویانه شرکت کنند که اگرچه یک قرارداد عشقی نیست، شرایط و ضوابط آن می تواند منجر به نتیجه مدنی تر برای هر دو طرف شود، به خصوص در مورد کودکان. .
قرارداد عشق معمولاً روند درمانی را به پایان میرساند، اگرچه افراد زیادی هستند که دوست دارند بررسیهای فصلی، نیمهسالانه یا سالانه داشته باشند. این یک مرحله ضروری نیست، اما کسانی هستند که برای اطمینان خاطر ارزش قائل هستند و می خواهند از سرمایه گذاری خود محافظت کنند. کسانی که تا اینجا پیش رفته اند یک پیروزی خوب به دست آورده اند.
ما امیدواریم که سادگی و وضوح رویکرد ما به پیچیدگیهای کار با روابط، ساختار مفیدی را برای درمانگران و زوجهایی که این سفر را انجام میدهند، ارائه دهد.
سلامت روان عبارت است از سلامت کلی نحوه تفکر، مدیریت احساسات و رفتار شما. یک بیماری روانی را می توان اختلال سلامت روان نیز نامید. این الگوها یا تغییرات در تفکر، احساس یا رفتار است که باعث ناراحتی می شود یا مانع از انجام عمل می شود.
شرایط سلامت روان در کودکان اغلب به عنوان تاخیر یا تغییر در تفکر، رفتار، مهارت های اجتماعی یا کنترل بر احساسات تعریف می شود. این مشکلات کودکان را آزار می دهد. شرایط سلامت روان باعث می شود که آنها بتوانند در خانه، مدرسه یا سایر محیط های اجتماعی خوب عمل کنند.
تشخیص شرایط سلامت روان در کودکان می تواند دشوار باشد زیرا رشد معمولی دوران کودکی فرآیندی است که شامل تغییر است. همچنین، علائم یک بیماری ممکن است به سن کودک بستگی داشته باشد. کودکان خردسال ممکن است نتوانند احساس خود را بیان کنند یا دلیل رفتارشان را توضیح دهند.
نگرانی ها ممکن است والدین را از مراقبت از کودکی که ممکن است به بیماری روانی مبتلا باشد باز دارد. نگرانی ممکن است در مورد انگ مرتبط با بیماری روانی، استفاده از داروها، هزینه درمان یا مشکلات دریافت کمک باشد.
اختلالات سلامت روان در کودکان ممکن است شامل موارد زیر باشد:
علائم هشداردهنده ای که نشان می دهد کودک شما ممکن است اختلال روانی داشته باشد عبارتند از: