هرگز زود نیست که با فرزندتان در مورد رابطه جنسی صحبت کنید. صحبت در مورد جنسیت، تمایلات جنسی و بدن از زمانی که کودک شما جوان است می تواند به کودک شما کمک کند تا بفهمد که رابطه جنسی و جنسی بخش های سالم زندگی هستند.
برای مشاوره با یک روانشناس کودک خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرید
گفتگوهای باز و صادقانه در زمانی که کودک شما جوان است می تواند مکالمات بعدی را آسان تر کند . و این مکالمات اولیه همچنین زمینه ای را برای کودکان ایجاد می کند تا در سنین بالاتر، انتخاب های سالم تری در مورد رابطه جنسی داشته باشند.
پیامهای اولیه کلیدی این است که فرزندتان میتواند برای کسب اطلاعات آشکار، صادقانه و قابل اعتماد نزد شما بیاید و نباید از پرسیدن در مورد رابطه جنسی و جنسی از شما بترسد یا خجالت بکشد.
و خبر خوب این است که صحبت کردن در مورد سکس و تمایلات جنسی یک مکالمه یکباره نیست که باید دقیقاً آن را درست انجام دهید. این مکالمه ای است که با بزرگ شدن فرزند شما ادامه می یابد و تکامل می یابد.
رابطه جنسی فقط رابطه جنسی نیست. این همچنین در مورد هویت فرزند شما و احساس کودک شما در مورد بدن در حال رشد خود است. و نحوه درک و ابراز احساسات صمیمیت، جذابیت و محبت نسبت به دیگران، و چگونگی ایجاد و حفظ روابط محترمانه فرزند شما است.
این مراحل اولیه می تواند به شما کمک کند با فرزندتان در مورد رابطه جنسی صحبت کنید.
اول ، تصدیق کنید که فرزندتان ممکن است کنجکاو باشد و آنچه را که قبلاً میداند، بیابید. به عنوان مثال، "به نظر شما نوزادان از کجا می آیند؟" یا "در مورد اینکه بچه ها از کجا می آیند چه چیزی شنیده اید؟"
دوم ، هرگونه اطلاعات غلط را تصحیح کنید و حقایق را ارائه دهید. به عنوان مثال، "تقریبا درست می گویید." نوزادان در شکم مومیایی خود رشد نمی کنند. آنها در محل خاصی در داخل بدن به نام رحم رشد می کنند.
سوم ، از گفتگو به عنوان فرصتی برای صحبت در مورد افکار یا احساسات خود استفاده کنید. برای مثال، «بعضی از مردم واقعاً میخواهند وقتی آماده هستند بچه دار شوند. افراد دیگر اصلاً در مورد بچه دار شدن مطمئن نیستند.
این نکات می تواند صحبت کردن با کودکان در هر سنی را در مورد جنسیت و تمایلات جنسی آسان تر کند.
چیزها را در سطح فرزندتان توضیح دهید
مسائل را در سطحی توضیح دهید که فرزندتان بتواند آن را درک کند. به عنوان مثال، یک کودک 6 ساله توضیح طولانی در مورد تخمک گذاری نمی خواهد، اگرچه ممکن است آنها را مجذوب دانستن اینکه تخمک های بسیار کوچک (یا تخمک ها) می توانند باعث تولد نوزاد شوند.
بهتر است توضیحات خود را مختصر، واقعی و مثبت نگه دارید. اگر بتوانید این کار را انجام دهید، فرزندتان احساس می کند که هر زمان که اطلاعات بیشتری بخواهد می تواند به شما مراجعه کند.
از اسامی صحیح برای اعضای بدن استفاده کنید
بهتر است زمانی که در مورد اعضای بدن صحبت می کنید از نام های صحیح استفاده کنید - برای مثال آلت تناسلی، کیسه بیضه، بیضه ها، فرج، واژن. این به ارسال پیام کمک می کند که صحبت کردن در مورد این قسمت های بدن ما سالم و خوب است. و اگر فرزند شما نام صحیح اعضای بدن را بداند، فرزند شما میتواند در صورت نیاز با شما یا افرادی مانند پزشکان به وضوح در مورد بدن خود ارتباط برقرار کند.
شما می توانید با صحبت کردن در مورد «بعضی» یا «بیشتر» افراد از همه جنسیت ها را شامل شوید - به عنوان مثال، «بعضی افراد آلت تناسلی دارند و برخی افراد فرج دارند».
اگر نیاز دارید بگویید "نمی دانم" .
فرزند شما نیازی به متخصص بودن شما ندارد - فرزند شما فقط باید بداند که می تواند هر چیزی را از شما بپرسد.
اگر نمیدانید چه بگویید، به فرزندتان بگویید خوشحال هستید که او سؤال کرده است، پاسخ را نمیدانید، و به دنبال اطلاعاتی میگردید و به آنها پاسخ میدهید. و سپس مطمئن شوید که به فرزندتان باز می گردید. یا می توانید با هم به دنبال پاسخ بگردید.
این باعث ایجاد اعتماد می شود و این پیام را می فرستد که شما با فرزندتان صادق خواهید بود.
همه والدین را درگیر کنید
در خانواده هایی که بیش از یک والدین دارند، خوب است که همه والدین در بحث های جنسی شرکت کنند. وقتی همه والدین درگیر هستند، بچهها یاد میگیرند که صحبت کردن درباره جنسیت و تمایلات جنسی برای همه خوب است. این می تواند به کودکان کمک کند تا در هنگام بزرگتر شدن احساس راحتی کنند و در مورد بدن خود صحبت کنند، مسئولیت احساسات جنسی را بر عهده بگیرند و در روابط صمیمانه ارتباط برقرار کنند.
شروع یک مکالمه
برخی از کودکان سوالات زیادی نمی پرسند، بنابراین ممکن است لازم باشد مکالمه را شروع کنید. بهتر است از قبل به این فکر کنید که چه چیزی بگویید، سپس زمان مناسبی را برای صحبت انتخاب کنید. به عنوان مثال، اگر کسی در تلویزیون در مورد بارداری صحبت می کند، می توانید بگویید: "اوایل بارداری در تلویزیون صحبت می کرد." این باعث شد که بپرسم آیا می دانید آن چیست؟
برای برخی از کودکان صحبت کردن بدون تماس چشمی آسان تر است، بنابراین می توانید برنامه ریزی کنید تا زمانی که شما و فرزندتان در ماشین سفر می کنید صحبت کنید.
خودتان را آماده کنید
ممکن است از صحبت در مورد تمایلات جنسی یا استفاده از کلماتی مانند "آلت تناسلی" یا "واژن" هنگام صحبت در مورد بدن احساس خجالت یا ناراحتی کنید. اشکالی ندارد.
این ایده خوبی است که خود را با فکر کردن در مورد آنچه که با آن راحت هستید آماده کنید و بر اساس آن کار کنید. به عنوان مثال، اگر با صحبت کردن در مورد کتانی مشکلی ندارید، اما در مورد سینه صحبت نمی کنید، برای شروع از کلمه "پایین" در مکالمه استفاده کنید. یا می توانید با یک بزرگسال دیگر تمرین کنید.
روابط خوب به آرامی اجرا می شود و شما را قادر می سازد از زندگی، کار و فعالیت های خود فراتر از رابطه لذت ببرید. شما همیشه نگران آن نیستید یا در مورد آن صحبت نمی کنید. مانند یک خودروی روان، لازم نیست به تعمیر آن ادامه دهید. ممکن است اختلاف نظر داشته باشید و عصبانی شوید، اما همچنان نسبت به یکدیگر حسن نیت دارید، درباره مسائل صحبت می کنید، اختلافات را حل می کنید و به حالت دوست داشتنی و لذت بخشی باز می گردید.
برای مشاوره با روانکاو خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرید
با این حال، خودروها نیاز به تعمیر و نگهداری دارند. از آن مراقبت کنید و عملکرد بهتری دارد. روابط همچنین برای حفظ یک ارتباط صمیمی زمان و تلاش می خواهد. این به طور طبیعی در مرحله عاشقانه اولیه اتفاق می افتد، زمانی که می خواهید شریک زندگی خود را بشناسید، زمانی را با هم بگذرانید، رابطه جنسی مکرر داشته باشید و بازتر و انعطاف پذیرتر باشید. کمتر تمایلی به سازش دارید و ممکن است صمیمیت کمتری بخواهید. حتی اگر واقعاً دعوا نکنید، ممکن است به همان وضعیت عاطفی قبل از ملاقات - یا بدتر از آن- برگردید و متعجب شوید که عشق شما کجا رفته یا اینکه آیا شریک زندگی شما شما را دوست دارد یا خیر. اینجاست که برای حفظ آن ارتباط عشقی، «مبارزه برای صمیمیت» لازم است.
در اینجا برخی از علائم هشدار دهنده وجود دارد که نشان می دهد رابطه شما ممکن است دچار مشکل شود. این لزوماً به این معنی نیست که قابل نجات نیست یا نمی توانید پیوند عشقی را بازگردانید، اما به این معنی است که هر دوی شما نیاز به ارتباط صادقانه دارید و ممکن است به کمک یک مشاوره ازدواج نیاز داشته باشید. لیست زیر از مشکلات رابطه برای شما یا شریک زندگی شما صدق می کند. آنها همچنین ویژگی های مشترک روابط همبسته هستند و هم وابستگی ممکن است مشکل اساسی باشد.
1. انعطاف ناپذیری یا عدم تمایل مکرر به سازش در تصمیم گیری ها، مانند فعالیت های اجتماعی، کارهای خانه، حرکت و بچه دار شدن.
2. خودخواهی یا خود درگیر شدن با احساسات و نیازهای خود، بدون نگرانی و حمایت از شریک زندگیتان.
3. دخالت والدین.
4. احترام مکرر به یک دوست یا خویشاوند به دلیل مخالفت شریک زندگی خود.
5. موارد مکرر نظرات انتقادی، تضعیف کننده، سرزنش، کنایه آمیز، بی احترامی یا دستکاری. این توهین کلامی است.
6. الگوی خودداری از ارتباط، محبت یا رابطه جنسی. این اغلب نشانه خشم پنهان است.
7. مشاجرات یا مشکلاتی که حل نمی شوند.
8. خشمگین یا ناممکن.
9. حفظ اسرار.
10. رفتار منفعل-تهاجمی یا پرخاشگرانه، از جمله هل دادن یا شکستن اشیا.
11. کنترل رفتار، از جمله دادن توصیه های ناخواسته، سفارش دادن، یا نگه داشتن پول برای هزینه های مقرون به صرفه به منظور کنترل.
12. یک رابطه عاشقانه مخفی یا الگوی معاشقه .
13. استفاده از مواد مخدر یا الکل که بر رابطه یا کار تأثیر می گذارد.
14. اگر باعث نارضایتی شریک زندگی شما شود، فاصله زمانی بسیار زیاد است.
15. رنجش ها، قضاوت ها یا ناامیدی های مداوم.
16. عدم ارتباط باز به طور کلی، یا ارتباطی که فاقد محتوای شخصی است. توجه داشته باشید که این ممکن است برای برخی از زوجهایی که نیازهای صمیمیت کم دارند، مشکلی ایجاد نکند، زیرا رابطه آنها مانند یک شراکت تجاری عمل میکند.
17. شکست اعتماد. این میتواند ناشی از موارد متعددی باشد، مانند عدم صداقت، استفاده از اطلاعات شخصی علیه شریک زندگیتان، غیرقابل اعتماد بودن، وعدههای شکسته یا توافقهایی که مرزهای شخصی را نقض میکنند ، یا خیانت .
18. شما نیاز به توجه ، تایید یا اطمینان دائمی دارید – هر چیزی که داده می شود هرگز برای مدت طولانی محقق نمی شود.
19. موضوعاتی وجود دارد که ممنوع است یا از صحبت کردن در مورد آنها می ترسید.
20. نقض مرزهای شخصی، مانند بی احترامی به درخواست شما برای عدم تماس در محل کار، عدم تکرار اطلاعات محرمانه به دیگران، انتقاد نکردن در مورد چیزی، یا نخواندن نامه شما.
هدف این چک لیست امتیاز دادن به رابطه یا شریک زندگی شما نیست، بلکه طرح مسائلی است که ممکن است لازم باشد شخصاً به آنها بپردازید و آشکارا با او صحبت کنید. بسیاری از این مشکلات رابطه حول فقدان ارتباط سالم و قاطعانه - ارتباطی باز، مستقیم، محترمانه، صادقانه و شخصی است.
زوج ها زمانی که از صادق بودن می ترسند دچار مشکل می شوند - معمولاً به این دلیل که فکر می کنند حقیقت شریک زندگی آنها را ناراحت می کند و ممکن است رابطه را به خطر بیندازد. آنها ناراحتی خود را ابراز نمی کنند یا برای درخواست عشق یا حمایتی که می خواهند، یا این کار را به شیوه ای انتقادی یا سرزنش می کنند. مردم یاد می گیرند که با دیگران در خانواده خود ارتباط برقرار کنند و مشکلات را حل کنند. بدون الگوهای خوب، برخی هرگز یاد نگرفتند که چگونه قاطعیت داشته باشند. قاطعیت را می توان آموخت اما به تمرین نیاز دارد.
سایر مشکلات رابطه به دلیل عدم تعادل قدرت ایجاد می شود، جایی که یکی از شرکا تلاش می کند از طریق پرخاشگری ، کنترل، یا سوء استفاده عاطفی یا کلامی بر دیگری مسلط شود. این به رابطه و عزت نفس طرف مقابل آسیب می رساند. در روابط با یک معتاد یا خودشیفته غیر معمول نیست . یکی از طرفین می تواند دیگری را از طریق نیاز، تقاضا برای توجه یا تایید یا بازی در نقش قربانی کنترل کند، با این انتظار که طرف مقابل او را خوشحال کند.
نوجوانی وجوه مشترک زیادی با دو نفر وحشتناک دارند. در طول هر دو مرحله، بچههای ما کارهای جدید و هیجانانگیزی انجام میدهند، اما همچنین مرزها (و دکمهها) را کنار میزنند و عصبانی میشوند . وظیفه اصلی رشدیکه هر دو گروه سنی با آن روبرو هستند نیز یکسان است: بچه ها باید از والدین فاصله بگیرند و شروع به ابراز استقلال خود کنند. جای تعجب نیست که گاهی اوقات طوری رفتار می کنند که انگار فکر می کنند مرکز جهان هستند.
اینجا کلیک کنید برای ارتباط با بهترین روانشناس نوجوان در تهران
این امر والدین را پیچیده می کند، به ویژه به این دلیل که نوجوانان شروع به تصمیم گیری در مورد چیزهایی می کنند که پیامدهای واقعی دارند، مانند مدرسه، دوستان و رانندگی، نه از مصرف مواد و رابطه جنسی . اما آنها هنوز در تنظیم احساسات خود خوب نیستند ، بنابراین نوجوانان مستعد ریسک کردن و تصمیم گیری های تکانشی هستند.
این بدان معناست که داشتن یک رابطه سالم و قابل اعتماد والدین و فرزند در دوران نوجوانی بیش از هر زمان دیگری مهم است. با این حال، نزدیک ماندن آسان نیست. نوجوانان اغلب وقتی که مداخله والدین را رد می کنند خیلی مهربان نیستند. در حالی که آنها کتابی باز برای دوستان خود هستند که دائماً از طریق رسانه های اجتماعی با آنها صحبت می کنند، ممکن است وقتی مادر از آنها می پرسد که روزشان چگونه گذشت، لال شوند . درخواستی که برای پدر معقول به نظر می رسید ممکن است به عنوان یک خشم شدید دریافت شود.
اگر آشنا به نظر می رسد، یک نفس عمیق بکشید و به خود یادآوری کنید که فرزندتان دوران نوجوانی وحشتناک خود را می گذراند. این مرحله ای است که می گذرد، و شغل شما به عنوان والدین هنوز حیاتی است، فقط ممکن است نقش کمی تغییر کرده باشد. در اینجا چند نکته برای پیمایش در زمین جدید وجود دارد:
1. گوش کنید. اگر در مورد آنچه در زندگی نوجوان خود می گذرد کنجکاو هستید، پرسیدن سؤالات مستقیم ممکن است به اندازه نشستن و گوش دادن مؤثر نباشد. اگر بچه ها برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات تحت فشار نباشند، به احتمال زیاد با والدین خود باز هستند. به یاد داشته باشید که حتی یک اظهار نظر غیرمجاز در مورد اتفاقی که در طول روز رخ داده است، راه ارتباطی آنهاست، و اگر باز و علاقه مند بمانید، احتمالاً چیزهای بیشتری خواهید شنید - اما فضولی نکنید.
2. احساسات آنها را تأیید کنید. اغلب تمایل ما این است که سعی کنیم مشکلات فرزندانمان را حل کنیم یا ناامیدی آنها را کم اهمیت جلوه دهیم . اما گفتن چیزی مانند "به هر حال آنها برای شما مناسب نبودند" پس از یک ناامیدی عاشقانه می تواند احساس نارضایتی کند. درعوض، با بازتاب احساساتشان به بچهها نشان دهید که درک میکنید و با آنها همدردی میکنید: «وای، به نظر سخت میآید».
3. اعتماد نشان دهید. نوجوانان می خواهند جدی گرفته شوند، مخصوصاً توسط والدینشان. به دنبال راه هایی باشید که نشان دهید به نوجوان خود اعتماد دارید. درخواست لطف از آنها نشان می دهد که به آنها اعتماد دارید. داوطلب شدن در یک امتیاز نشان می دهد که فکر می کنید آنها می توانند از عهده آن برآیند. این که به فرزندتان بفهمانید که به او ایمان دارید، اعتماد به نفس او را افزایش میدهد و باعث میشود که او در موقعیت مناسبی قرار بگیرد.
4. دیکتاتور نباشید. شما هنوز هم باید قوانین را تعیین کنید، اما برای توضیح آنها آماده باشید. در حالی که کنار زدن مرزها برای نوجوانان طبیعی است، شنیدن توضیح متفکرانه شما در مورد اینکه چرا مهمانی در شب های مدرسه مجاز نیست، این قانون را منطقی تر به نظر می رساند.
5. ستایش کنید. والدین در جوانی بیشتر تمایل دارند کودکان را تحسین کنند ، اما نوجوانان نیز به همان اندازه به تقویت عزت نفس نیاز دارند. نوجوانان ممکن است طوری رفتار کنند که آنقدر خونسرد هستند که به فکر والدینشان اهمیت نمی دهند، اما حقیقت این است که آنها همچنان خواهان تایید شما هستند. و به دنبال فرصت هایی برای مثبت و دلگرم بودن برای رابطه خوب است، به خصوص زمانی که احساس تنش می کند.
6. احساسات خود را کنترل کنید. وقتی نوجوانتان بی ادبی می کند، عصبانیت شما آسان است، اما به نوعی پاسخ ندهید . به یاد داشته باشید که شما بزرگسال هستید و آنها کمتر می توانند احساسات خود را کنترل کنند یا وقتی ناراحت هستند منطقی فکر کنند. قبل از پاسخ دادن تا ده بشمارید یا چند نفس عمیق بکشید. اگر هر دوی شما آنقدر ناراحت هستید که نمی توانید صحبت کنید، مکث کنید تا زمانی که فرصتی برای آرام شدن داشته باشید.
7. کارها را با هم انجام دهید. صحبت کردن تنها راه برقراری ارتباط نیست، و در این سالها بسیار خوب است که بتوانید زمان خود را صرف انجام کارهایی کنید که هر دو از آن لذت میبرید، خواه آشپزی یا پیادهروی یا رفتن به سینما، بدون اینکه در مورد چیز شخصی صحبت کنید. برای بچهها مهم است که بدانند میتوانند در نزدیکی شما باشند و تجربیات مثبتی را به اشتراک بگذارند، بدون اینکه نگران باشند که سؤالات مزاحم ایجاد کنید یا آنها را برای چیزی فراخوانی کنید.
8. وعده های غذایی منظم را به اشتراک بگذارید. نشستن برای صرف یک وعده غذایی با هم به عنوان یک خانواده یک راه عالی دیگر برای نزدیک ماندن است. گفتگوهای شام به هر عضوی از خانواده این فرصت را می دهد که وارد خانه شوند و به طور معمول در مورد ورزش، تلویزیون یا سیاست صحبت کنند. کودکانی که در صحبت کردن با والدین در مورد چیزهای روزمره احساس راحتی میکنند، احتمالاً وقتی مسائل سختتر پیش میآیند، بازتر هستند. یک قانون: تلفن مجاز نیست.
9. مراقب باشید. طبیعی است که بچه ها در زمان بلوغ دچار تغییراتی شوند، اما اگر متوجه تغییراتی در خلق و خو، رفتار، سطح انرژی یا اشتهای آنها شدید، توجه کنید. به همین ترتیب، توجه داشته باشید که آیا آنها تمایلی به انجام کارهایی ندارند که قبلاً آنها را خوشحال می کرد یا اگر متوجه منزوی شدن آنها شدید. اگر تغییری در عملکرد روزانه نوجوان خود مشاهده کردید، از آنها در مورد آن بپرسید و حمایت کنید (بدون اینکه قضاوت کنید). آنها ممکن است به کمک شما نیاز داشته باشند و این می تواند نشانه ای باشد که آنها باید با یک متخصص بهداشت روان صحبت کنند .
همه کودکان ممکن است هر از گاهی با مشکلاتی در خلق و خو یا رفتار خود مواجه شوند. در برخی موارد، این مشکلات ممکن است بخشی طبیعی از مرحله رشد کودک باشد. در موارد دیگر، مشکلات رفتاری یا عاطفی ممکن است واکنش های قابل درک به تغییر در محیط یا روال کودک باشد، مانند غم و اندوه پس از طلاق والدین یا مرگ یکی از نزدیکان.
هنگامی که مشکلات کودک در یک دوره زمانی طولانی باقی می ماند یا شروع به تداخل در روابط، عملکرد در مدرسه یا زندگی روزمره می کند، اینها ممکن است نشانه های یک اختلال سلامت روان باشند. بسیاری از مردم از دانستن این موضوع که مشکلات سلامت روان در بین جوانان نسبتاً رایج است شگفت زده می شوند - در واقع، آنها به اندازه شکستگی اندام شایع هستند.
مسیر بهبود سلامت اغلب با آگاهی خانواده از رفتارهای مربوطه آغاز می شود که ممکن است شامل موارد زیر باشد:
مسائل مربوط به سلامت روان در کودکان به دلیل عوامل مختلفی ممکن است رخ دهد. تجربه تروما، مانند مرگ یک دوست نزدیک یا یکی از اعضای خانواده، تغییرات ناگهانی زندگی، تجربه خشونت، یا حوادث دیگر ممکن است باعث شود کودک احساس اضطراب یا افسردگی کند.
علاوه بر این، ما می دانیم که ارتباط ژنتیکی با بسیاری از مسائل بهداشت روانی وجود دارد و برخی از کودکان و نوجوانان ممکن است به دلیل عوامل ژنتیکی با احتمال افزایش چالش هایی مانند افسردگی یا اضطراب مواجه شوند. ما می دانیم که از هر 5 کودک، 1 کودک با یک چالش جدی سلامت روان مواجه می شود، غیر معمول نیست که کودکان این رفتارها را در طول رشد خود تجربه کنند.
ممکن است ارتباط ژنتیکی با برخی از اختلالات سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب و تشخیص های رشدی مانند ADHD یا اوتیسم وجود داشته باشد.
از هر 5 کودک، 1 کودک در دوران کودکی خود با مشکلات روانی جدی مواجه خواهد شد. علاوه بر این، 75 درصد از بیماریهای روانی ممکن است قبل از 14 سالگی ظاهر شوند. به احتمال زیاد یکی از نزدیکان شما (خانواده یا دوست) مشکلاتی را در مورد سلامت روان خود تجربه کرده است.
مهم است که به کودکان بفهمانیم که آنها را دوست دارند و کسی به آنها اهمیت می دهد. تجربه این احساسات می تواند ترسناک باشد و صحبت در مورد آن سخت باشد. به عنوان یک والدین یا قیم، یکی از بهترین کارهایی که می توانید انجام دهید این است که به ترس ها و نگرانی های آنها گوش فرا دهید و با متخصصانی تماس بگیرید که می توانند از سفر کودک حمایت کنند.
اغلب صحبت با یک مشاور در مدرسه یا در جامعه ممکن است نقطه شروع خوبی باشد. اگر در مورد محل مراجعه برای منابع سردرگم هستید، همچنین میتوانید با ارائهدهنده مراقبتهای اولیه یا مرکز منابع سلامت روان ما (CMHRC) تماس بگیرید تا ایدههایی در مورد اینکه کدام ارائهدهندگان میتوانند در منطقه شما کمک کنند یا پشتیبانی دیگری داشته باشند.
برخی از کودکان ممکن است افسردگی یا اضطراب را به عنوان نتیجه مستقیم یک ضربه، مانند از دست دادن یک عزیز یا تغییر ناگهانی در محیط خود تجربه کنند. بسیاری از کودکان انعطاف پذیر هستند و به حمایت و مداخلات پاسخ مثبت می دهند.
برخی از کودکان و نوجوانان ممکن است در طول رشد خود و حتی در بزرگسالی با چالش های بهداشت روانی دست و پنجه نرم کنند. 90-75 درصد افرادی که کمک دریافت می کنند به مداخله پاسخ مثبت می دهند و پیشرفت می کنند.
در مقطعی از رابطهتان، ممکن است متوجه شوید که از شریک زندگیتان دور میشوید - این میتواند به دلیل شرایط زندگی، شرایط کاری یا سایر تعهدات مانند خانواده، فرزندان، کار و تحصیل باشد. حتی استفاده از رسانههای اجتماعی و گوشیهای هوشمند میتواند بر نحوه تعامل شما و همسرتان تأثیر بگذارد. این مسائل می تواند زمانی تشدید شود که یک زوج زندگی مشترک، ازدواج یا بچه دار شدن را انتخاب کرده باشند.
حتی اگر رابطه شما صمیمیت خود را از دست داده است یا بیش از هر زمان دیگری در حال مشاجره هستید - به این معنی نیست که همه چیز به طور کامل تمام شده است یا ارزش نجات دادن ندارد. به یاد داشته باشید - شما شریک زندگی خود را به دلیلی انتخاب کرده اید. انتخاب های رابطه برخی از بزرگترین تصمیماتی هستند که ما در زندگی خود می گیریم و ساختن آنها زمان و تلاش می طلبد.
اگر در رابطه خود با مشکلاتی روبرو هستید، ممکن است سعی کنید ابتدا تنش ها و مشکلات بین خود را حل کنید. اگر این روش موفقیت آمیز نیست - ممکن است بخواهید از یک متخصص کمک بگیرید و روابط درمانی یا زوج درمانی را انجام دهید. اگرچه زمانی از این نوع درمان به عنوان مشاوره ازدواج یاد می شد، اما برای انجام آن لزوماً نیازی به ازدواج ندارید. این نوع درمان می تواند برای هر فردی که در یک رابطه است، صرف نظر از سن و جنسیت مفید باشد.
دلایل زیادی وجود دارد که ممکن است تصمیم بگیرید که باید از یک متخصص کمک بگیرید:
مشاوره زوجین (یا مشاوره رابطه) یک روش گفتار درمانی است که به شما امکان می دهد رفتارهای منفی را شناسایی کنید که می توان آنها را تغییر داد تا رابطه شما بهبود یابد. هدف این نوع درمان این است که به شما و شریک زندگیتان کمک کند تا درک بهتری از الگوهای منفی در رابطه داشته باشید. مشاوره زوجین می تواند ابزارها، ایده ها و دیدگاه های جدیدی را در اختیار شما قرار دهد تا به شما کمک کند تا رابطه خود را به مسیر درست برگردانید. این نوع درمان می تواند با موفقیت به شما کمک کند دوباره احساس ارتباط گرم و محبت آمیز با شریک زندگی خود را به دست آورید. یک مشاور زوجین می تواند از طرق مختلف به شما کمک کند و در عین حال پیشرفت را زیر نظر داشته باشد، تعارض را میانجیگری کند و به شما بازخورد عینی بدهد.
مزایای مشاوره زوجین عبارتند از: