اختلال بیش فعالی (ADHD) که به اختصار اختلال کمتوجهی-بیشفعالی نامیده میشود، طیف وسیعی از اختلالات رفتاری را شامل میشود که با کمبود توجه و تمرکز، بیشفعالی و ناتوانی در کنترل تکانشگری مشخص میشوند.
والدین کودکی که اخیراً به این بیماری مبتلا شده است، ممکن است خود یا نحوهی فرزندپروریاش را سرزنش کنند، اما اغلب اوقات علت این بیماری اصلاً به فرزندپروری مربوط نمیشود.
با این حال، شیوهی تربیتی والدین و محیط، تا حدودی، ممکن است مسئول بدتر شدن مشکلات رفتاری کودک باشند.
هیچ علت قطعی برای شروع ADHD در کودک یافت نشده است. با این حال، عوامل زیر ممکن است در افزایش خطر ابتلا به این بیماری نقش داشته باشند:
آناتومی یا عملکرد تغییر یافته مغز - اسکنهای مغزی نشان دادهاند که برخی از نواحی مغز، به ویژه نواحی مرتبط با فعالیت و دامنه توجه، در بین کودکان و بزرگسالان مبتلا به ADHD متفاوت است. (1) برخی مطالعات نشان میدهند که لوب پیشانی مغز (در جلوی مغز قرار دارد) در بین افراد مبتلا به ADHD متفاوت است. این ناحیه مربوط به تصمیمگیری است. همچنین ممکن است اختلال در انتقالدهندههای عصبی مانند دوپامین و نورآدرنالین در مغز وجود داشته باشد. این انتقالدهندههای عصبی، پیامرسانهای شیمیایی مغز هستند. (2)
ژنتیک - ADHD گاهی اوقات ممکن است ارثی باشد. مطالعاتی وجود دارد که چندین ژن مرتبط با علت ADHD را یافتهاند. (1)
مرد بودن - پسران و مردان بیشتر از دختران و زنان در معرض خطر ابتلا به ADHD هستند. این میتواند به دلیل عوامل ژنتیکی یا عوامل هورمونی باشد. مطالعات نشان میدهد از آنجایی که ADHD معمولاً با علائم خشونت و بیشفعالی همراه است، بسیاری از دخترانی که نوع غالب ADHD از نوع بیتوجهی دارند، ممکن است هنگام تشخیص، از تشخیص آن غافل شوند. این دختران اغلب در بزرگسالی یا بزرگسالی این بیماری را نشان میدهند. (2)
سوء مصرف مواد مخدر، مصرف الکل و سیگار کشیدن مادر - برخی مطالعات نشان دادهاند که زنان بارداری که سیگار میکشند، الکل مصرف میکنند یا از داروهای تفریحی استفاده میکنند، در معرض خطر بیشتری برای به دنیا آوردن کودکانی هستند که در آینده به ADHD مبتلا میشوند. آسیبشناسی دقیق پشت این ارتباط به خوبی مشخص نیست. با این حال، گمان میرود که این نوع سوء مصرف در رحم یا در رحم، فعالیت عصبی را کاهش میدهد و مواد شیمیایی پیامرسان عصبی، یعنی انتقالدهندههای عصبی را تغییر میدهد. زنان بارداری که در معرض سموم محیطی قرار دارند نیز در معرض خطر به دنیا آوردن نوزادانی هستند که ممکن است به ADHD مبتلا شوند. (1)
قرار گرفتن در معرض سموم - کودکان نوپا و پیش دبستانی که در معرض سموم و مواد سمی محیطی قرار دارند، در معرض خطر بیشتری برای مشکلات رفتاری نیز هستند. از جمله موارد قابل توجه، قرار گرفتن در معرض سرب از رنگ و لولههای ساختمانهای قدیمی است که با دامنه توجه کوتاه و رفتار خشونتآمیز در برخی از کودکان مرتبط دانسته شده است. (1)
آسیب مغزی ناشی از ضربه - آسیب مغزی نیز در برخی مطالعات با ADHD مرتبط دانسته شده است. با این حال، تعداد کودکانی که دچار چنین آسیبهای مغزی شدهاند، برای توضیح شیوع رو به افزایش ADHD بسیار کم است. (3)
افزودنیها - برخی از افزودنیهای غذایی مانند مواد نگهدارنده و رنگهای مصنوعی با تشدید و افزایش خطر ابتلا به ADHD مرتبط بودهاند. تحقیقات دقیق در این زمینه ضروری است زیرا هیچ مدرک قطعی وجود ندارد. (1)
قند - مطالعات و باور رایج میگوید که قند اضافی در رژیم غذایی کودک اغلب منجر به مشکلات رفتاری میشود. با این حال، مطالعات دقیق نشان دادهاند که هیچ ارتباطی بین قند اضافی در رژیم غذایی و افزایش خطر ابتلا به ADHD یا حتی بدتر شدن علائم در کودکان مبتلا به ADHD وجود ندارد. (3)
عدم تحمل غذایی - عدم تحمل غذایی خاصی مانند شیر، گندم و آجیل نیز با افزایش خطر ابتلا به ADHD مرتبط دانسته شده است. (2)
قرار گرفتن در معرض تلویزیون - نگرانیهایی وجود داشته است مبنی بر اینکه قرار گرفتن بیش از حد در معرض تلویزیون در سنین پایین ممکن است منجر به افزایش خطر ابتلا به ADHD شود. اگرچه هیچ مطالعهای وجود ندارد که واقعاً این ارتباط را اثبات کند؛ شواهدی وجود دارد که نشان میدهد قرار گرفتن بیش از حد در معرض تلویزیون ممکن است منجر به بیتوجهی و خطر ابتلا به ADHD در مراحل بعدی زندگی شود. (2)
سایر عوامل خطر - این موارد شامل تولد زودرس قبل از 37 هفته بارداری و تولد با وزن کم هنگام تولد است. آسیب مغزی در رحم یا در چند سال اول زندگی یا اختلال شنوایی نیز با ADHD مرتبط است (2)
اختلال نقص توجه یا کم توجهی یا همان بیش فعالی در کودکان، معضلی است که این روزها بیش از پیش شاهد ابتلا افراد به آن هستیم. برخلاف باور عموم مردم این اختلال فقط گریبان گیر کودکان نمی شود بلکه بزرگسالان هم با این عارضه درگیر هستند و تقریبا زندگی شان را فلج می کند به طوری که شما با نداشتن تمرکز نمی توانید به خوبی بر انجام کاری مسلط شوید و یا حتی بی قرار و نا آرام می شوید و خب به تبع از آن رنج می برید. اینکه شما اطلاعات مفیدی از این مبحث داشته باشید می تواند در میزان کیفیت زندگی تان تغییری ایجاد نمایید. زیرا با مطالعه از منابع مختلف و معتبر، شناختی در خصوص علائم و علت، درمان و عوارض آن کسب می کنید.
این اختلال به معنای کم توانی یا اختلال رفتاری _ رشدی است به طوری که فرد مبتلا برای متمرکز ساختن خود بر روی موضوع یا کاری، دچار مشکل می شود. این دشواری گونه های گوناگونی دارد و می تواند ابعاد زندگی را به خوبی تحت تاثیر قرار دهد.
برخی از محققین و متخصصین این حوزه درمانی بر این باورند افرادی که به این اختلال مبتلا هستند از کمبود مواد شیمیایی به نام میانجی های عصبی در مغز رنج می برند، این نوع از مواد شیمیایی به مغز در کنترل کردن رفتار های انسانی کمک می کند.
طبق آماری که به دست ما رسیده است از هر 100 کودک 5 تن از آن ها درگیر این اختلال هستند.
توجه داشته باشید که این علائم و نشانه ها صرفاٌ به معنای بروز اختلال نقص توجه نیست بلکه ممکن است فرد مشکلاتی دیگری نظیر اضطراب و افسردگی داشته باشد. پس برای تشخیصی دقیق و بالینی به متخصص و روانپزشکی ماهر مراجعه کنید. هم چنین اگر والدین نگران بیش فعال بودن کودکان خود هستند بهتر است با یک روانپزشک کودک مشورت کنند و کودک خود را برای معاینه و ارزیابی به وی ارجاع دهند. البته تیم درمانی این اختلال متشکل از یک متخصص بهداشت و روان، روانشناس بالینی و پزشک مراقبت های اولیه یا متخصص اطفال می باشند.
بر اساس تحقیقاتی که اخیراٌ توسط محققین این حوزه درمان انجام شده است دلیل قطعی و روشنی دال بر ابتلا به این اختلال وجود ندارد، اما می توان عوامل دیگری را در بروز بیش فعالی دخیل دانست.
در ابتدا باید بدانید که برای تشخیص بیش فعالی تست های آزمایشگاهی خاصی در دست نیست و پزشک تمامی تشخیص و معالجات خود را بر اساس شرح حال و ارائه علائم از سوی درمانجو بسنده می کند. به طوری که ترکیبی از علائم مذکور در مدت زمان شش ماهه موجب بروز مشکلات عدیده ای برای کودک می شود و دال بر وجود چنین اختلالی در کودک می باشد.
با پیشرفت علم پزشکی در زمینه درمان های اختلالات روانی، راهکار های بسیاری برای خلاص شدن از آن ارائه شده است که در ادامه به رایج ترین آن ها می پردازیم.
اگر این اختلال به مرور زمان بگذرد و درمان نشود ممکن است عوارض بسیاری برای فرد به همراه داشته باشد، پس هر چه سریعتر برای تشخیص و درمان آن اقدام کنید تا بعد از رهایی از این عارضه معنای زندگی کردن را در یابید. همین طور به بانوان باردار توصیه می شود برای پیشگیری از ابتلا فرزند تان به این عارضه بهتر است سبک زندگی سالمی در پیش بگیرید و از مواد مخدر به شدت دوری کنید.
استرس زمانی رخ میدهد که احساس میکنید خواستههای شما - مانند کار، مدرسه یا روابط - فراتر از توانایی شما برای مقابله است. این میتواند واکنشی به یک موقعیت کوتاهمدت باشد، مانند گیر افتادن در ترافیک یا دیر رسیدن به یک قرار ملاقات، یا اگر با مشکلات رابطهای یا مالی، مرگ یکی از عزیزان یا سایر موقعیتهای جدی روبرو هستید، میتواند مدت زیادی طول بکشد. در حالی که برخی از استرسها میتوانند مفید باشند، مانند استرسی که شما را به درس خواندن برای امتحان یا عملکرد خوب در یک رویداد ورزشی ترغیب میکند، استرس طولانیمدت و درمان نشده با مشکلات جدی سلامتی از جمله افسردگی، بیماری قلبی، چاقی و سیستم ایمنی ضعیف مرتبط است.
از سال ۲۰۰۷، نظرسنجی سالانه انجمن روانشناسی آمریکا با عنوان « استرس در آمریکا» نشان داده است که زنان به طور مداوم سطوح بالاتری از استرس را نسبت به مردان گزارش میدهند. ما نمیدانیم که آیا این به این دلیل است که زنان اغلب نسبت به مردان از آنها خواستههای بیشتری دارند، مانند اینکه مرتباً مسئولیتهای خانوادگی بیشتری را بر عهده میگیرند، یا به این دلیل است که زنان استرس را متفاوت تجربه میکنند. اما واضح است که اگر راههای بهتری برای مدیریت استرس خود پیدا نکنیم، استرس مزمن میتواند عواقب جسمی و عاطفی داشته باشد.
استرس میتواند علائمی مانند تحریکپذیری، مشکلات خواب، تغییر در اشتها، سردرد، دلدرد، مشکلات روده، عصبی بودن، نگرانی بیش از حد و غم یا افسردگی ایجاد کند. استرس میتواند بر توانایی زن برای باردار شدن، سلامت بارداری و نحوه سازگاری او پس از زایمان تأثیر منفی بگذارد. همچنین میتواند بر قاعدگی و میل جنسی تأثیر بگذارد و ممکن است علائم قبل از قاعدگی را بدتر کند.
برای زنانی که مسئولیتهای زیادی را بر عهده دارند، ممکن است پیدا کردن وقت برای مدیریت مناسب استرس دشوار به نظر برسد. افرادی که سطح استرس بالایی دارند ممکن است سعی کنند استرس خود را به روشهای ناسالمی مانند پرخوری یا کمخوری، نوشیدن الکل یا دراز کشیدن در خانه مدیریت کنند. خبر خوب این است که روشهای موثری برای مدیریت استرس وجود دارد. در اینجا هفت روش هوشمندانه برای کمک به شما در کنار آمدن با این شرایط آورده شده است:
امیدوارم این نکات به شما در مدیریت استرس کمک کند، زیرا مقابله مؤثر بخش مهمی از سلامت کلی ماست.
اختلال نقص توجه/بیشفعالی که ADHD نیز نامیده میشود، یک بیماری طولانیمدت است که میلیونها کودک را تحت تأثیر قرار میدهد. این بیماری اغلب تا بزرگسالی ادامه مییابد. ADHD شامل ترکیبی از مشکلات مداوم است. این مشکلات میتواند شامل مشکل در توجه کردن، بیشفعالی و تکانشگری باشد.
کودکان مبتلا به ADHD همچنین ممکن است عزت نفس پایین و روابط مشکلدار داشته باشند و در مدرسه عملکرد ضعیفی داشته باشند. علائم گاهی اوقات با افزایش سن کاهش مییابد. برخی از افراد هرگز به طور کامل از علائم ADHD خود خلاص نمیشوند، اما میتوانند استراتژیهایی را برای موفقیت بیاموزند.
اگرچه درمان، ADHD را درمان نمیکند، اما میتواند به کاهش علائم کمک زیادی کند. علاوه بر آموزش در مورد ADHD، درمان میتواند شامل دارو و رفتاردرمانی باشد. تشخیص و درمان زودهنگام میتواند تفاوت زیادی در نتایج ایجاد کند.
ویژگیهای اصلی ADHD شامل عدم توجه و بیشفعالی و تکانشی بودن است. علائم ADHD معمولاً قبل از ۱۲ سالگی شروع میشوند. در برخی از کودکان، میتوان آنها را از ۳ سالگی مشاهده کرد. علائم ADHD میتوانند خفیف، متوسط یا شدید باشند. علائم باید در دو یا چند محیط، مانند خانه و مدرسه، مشاهده شوند. این علائم باعث ایجاد مشکلاتی در رشد و زندگی روزمره میشوند و ممکن است تا بزرگسالی ادامه یابند.
اختلال بیش فعالی-کمبود توجه (ADHD) در پسران بیشتر از دختران رخ میدهد. رفتارها در پسران و دختران میتواند متفاوت باشد. به عنوان مثال، پسران ممکن است بیش فعالتر باشند و دختران ممکن است تمایل داشته باشند که به طور پنهانی توجه نکنند.
سه نوع ADHD وجود دارد:
کودکی که الگویی از بیتوجهی را نشان میدهد، اغلب ممکن است:
کودکی که الگویی از علائم بیش فعالی و تکانشی را نشان میدهد، اغلب ممکن است:
بیشتر کودکان سالم در برههای از زمان بیتوجه، بیشفعال یا تکانشی هستند. برای کودکان پیشدبستانی طبیعی است که دامنه توجه کوتاهی داشته باشند و نتوانند مدت زیادی به یک فعالیت بپردازند. حتی در کودکان بزرگتر و نوجوانان، دامنه توجه اغلب به سطح علاقه بستگی دارد.
همین امر در مورد بیش فعالی نیز صادق است. کودکان خردسال به طور طبیعی پرانرژی هستند. آنها اغلب مدتها پس از اینکه والدین خود را خسته میکنند، هنوز پر از انرژی هستند. و برخی از کودکان به طور طبیعی سطح فعالیت بالاتری نسبت به دیگران دارند. کودکان هرگز نباید صرفاً به این دلیل که با دوستان یا خواهر و برادرهایشان متفاوت هستند، به عنوان مبتلا به ADHD طبقهبندی شوند.
کودکانی که در مدرسه مشکل دارند اما در خانه یا با دوستانشان به خوبی کنار میآیند، احتمالاً نگرانی دیگری غیر از ADHD دارند. همین امر در مورد کودکانی که در خانه بیش فعال یا بی توجه هستند اما تکالیف مدرسه و دوستیهایشان تحت تأثیر قرار نگرفته است، نیز صادق است.
اگر نگران هستید که فرزندتان علائم ADHD را نشان میدهد، به پزشک متخصص اطفال یا خانواده مراجعه کنید. پزشک میتواند ارزیابی پزشکی انجام دهد تا سایر علل علائم فرزندتان را بررسی کند. سپس در صورت نیاز، ممکن است فرزندتان به یک متخصص، مانند متخصص اطفال، روانشناس، روانپزشک یا متخصص مغز و اعصاب اطفال، ارجاع داده شود.
اختلالات دوقطبی، بیماریهای روانی هستند که با حالات عاطفی شدید و دورهای مشخص میشوند و بر خلق و خو، انرژی و توانایی عملکرد فرد تأثیر میگذارند. این دورهها که از چند روز تا چند هفته طول میکشند، دورههای خلقی نامیده میشوند. دورههای خلقی به عنوان دورههای مانیک/هیپومانیک طبقهبندی میشوند که در آن خلق و خوی غالب به شدت شاد یا تحریکپذیر است، یا دورههای افسردگی، که در آن خلق و خوی به شدت غمگین وجود دارد یا توانایی تجربه شادی یا لذت از بین میرود. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی عموماً دورههایی از خلق و خوی خنثی نیز دارند. در صورت درمان، افراد مبتلا به اختلال دوقطبی میتوانند زندگی کامل و پرباری داشته باشند.
اگرچه افراد بدون اختلال دوقطبی نیز ممکن است نوسانات خلقی را تجربه کنند، اما تغییرات خلقی که بخشی از تجربیات معمول زندگی هستند، معمولاً چند ساعت طول میکشند نه چند روز و با تغییرات شدید در رفتار یا عملکرد، مانند مشکلات در کارهای روزمره و تعاملات اجتماعی، همراه نیستند. اختلال دوقطبی میتواند روابط فرد با عزیزان را مختل کند و باعث ایجاد مشکل در کار یا رفتن به مدرسه شود.
اختلال دوقطبی مقولهای است که شامل سه تشخیص اصلی میشود: اختلال دوقطبی نوع اول، اختلال دوقطبی نوع دوم و اختلال خلق ادواری.
اختلال دوقطبی معمولاً در خانوادهها ارثی است: ۸۰ تا ۹۰ درصد افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، یکی از بستگانشان مبتلا به اختلال دوقطبی یا افسردگی است. عوامل محیطی مانند استرس، اختلال خواب و مواد مخدر و الکل ممکن است باعث ایجاد دورههای خلقی در افراد آسیبپذیر شود. اگرچه علل خاص اختلال دوقطبی مشخص نیست، اما هم عوامل بیولوژیکی، از جمله سابقه خانوادگی اختلالات خلقی، اختلالات روانپریشی و سوءمصرف مواد، و هم عوامل محیطی وجود دارند که خطر ابتلا به اختلال دوقطبی را افزایش میدهند. میانگین سن شروع این اختلال در اواسط دهه ۲۰ زندگی است.
افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک اغلب اختلالات روانی دیگری مانند اختلالات اضطرابی، اختلالات مصرف مواد و/یا اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD) دارند. خطر خودکشی در بین افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک به طور قابل توجهی بیشتر از جمعیت عمومی است.
اختلال دوقطبی نوع یک زمانی تشخیص داده میشود که فرد یک دوره شیدایی را تجربه کند. در طول یک دوره شیدایی، افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک افزایش شدید انرژی و تغییرات خلقی، از جمله احساس شادی شدید یا تحریکپذیری ناخوشایند را تجربه میکنند. برخی از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک همچنین دورههای افسردگی یا هیپومانیا را تجربه میکنند و اکثر افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک نیز دورههایی از خلق و خوی خنثی دارند.
دوره شیدایی دورهای حداقل یک هفتهای است که در آن فرد در بیشتر ساعات روز و در بیشتر روزها بسیار سرحال یا تحریکپذیر است، انرژی بیشتری نسبت به حد معمول دارد و حداقل سه مورد از تغییرات رفتاری زیر را تجربه میکند:
این رفتارها باید نشاندهندهی تغییری نسبت به رفتار معمول فرد باشند و برای دوستان و خانواده واضح باشند. علائم باید به اندازهای شدید باشند که باعث اختلال در کار، خانواده یا فعالیتها و مسئولیتهای اجتماعی شوند. علائم یک دورهی شیدایی معمولاً برای اطمینان از ایمنی، نیاز به مراقبت در بیمارستان دارند.
در طول دورههای شدید شیدایی، برخی افراد دچار تفکر آشفته، باورهای غلط و/یا توهم نیز میشوند که به عنوان ویژگیهای روانپریشی شناخته میشوند.
یک دوره هیپومانیا یا هیپومانیا با علائم شیدایی خفیفتری مشخص میشود که به جای یک هفته، فقط چهار روز متوالی طول میکشند. علائم هیپومانیا منجر به مشکلات عمده در عملکرد روزانه که علائم شیدایی معمولاً ایجاد میکنند، نمیشوند.
دوره افسردگی اساسی دورهای حداقل دو هفتهای است که در آن فرد احساس غم یا ناامیدی شدید یا از دست دادن علاقه به فعالیتهایی که قبلاً از آنها لذت میبرده است و حداقل چهار مورد از علائم زیر را تجربه میکند:
علائم اختلال دوقطبی معمولاً با درمان بهبود مییابند. دارودرمانی سنگ بنای درمان اختلال دوقطبی است، اگرچه رواندرمانی میتواند به بسیاری از بیماران کمک کند تا در مورد بیماری خود اطلاعات کسب کنند و به مصرف داروها پایبند باشند و از بروز دورههای خلقی در آینده جلوگیری کنند.
داروهایی که به عنوان «تثبیتکنندههای خلق» شناخته میشوند (مثلاً لیتیوم، داروهای ضد روانپریشی غیرمعمول) رایجترین نوع داروهای تجویز شده برای اختلال دوقطبی هستند. اگرچه نحوه عملکرد این داروها به طور کامل مشخص نیست، اما برخی از آنها تحریکپذیری سلولهای مغز را تغییر میدهند (مثلاً لیتیوم)، در حالی که برخی دیگر سیگنالدهی انتقالدهندههای عصبی در مغز را تغییر میدهند (مثلاً داروهای ضد روانپریشی غیرمعمول). از آنجا که اختلال دوقطبی یک بیماری مزمن است که در آن دورههای خلقی معمولاً عود میکنند، درمان پیشگیرانه مداوم توصیه میشود. درمان اختلال دوقطبی فردی است. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است قبل از یافتن بهترین دارو برای خود، نیاز به امتحان داروهای مختلف داشته باشند.
در برخی موارد، هنگامی که دارو و رواندرمانی کمکی نکردهاند، ممکن است از یک درمان مؤثر به نام درمان با تشنج الکتریکی (ECT) استفاده شود. ECT شامل چندین دور جریان الکتریکی کوتاه است که در حالی که بیمار تحت بیهوشی است، به پوست سر اعمال میشود و منجر به تشنج کوتاه و کنترلشده میشود. اعتقاد بر این است که تشنجهای ناشی از ECT مسیرهای سیگنالینگ مغز را تغییر میدهند.
از آنجایی که اختلال دوقطبی میتواند باعث اختلالات جدی در زندگی روزمره فرد شود و موقعیتهای خانوادگی استرسزا ایجاد کند، اعضای خانواده نیز میتوانند از منابع حرفهای، به ویژه گروههای حمایتی و مشاوره سلامت روان، بهرهمند شوند. از این منابع، خانوادهها میتوانند استراتژیهایی برای مقابله، مشارکت فعال در درمان و دریافت حمایت بیاموزند.
برای تشخیص اختلال دوقطبی نوع دو در یک فرد، او باید حداقل یک دوره افسردگی اساسی و حداقل یک دوره هیپومانیا (به بالا مراجعه کنید) داشته باشد. در اختلال دوقطبی نوع دو، معمولاً افراد بین دورهها به عملکرد معمول خود باز میگردند. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دو اغلب ابتدا به دلیل دورههای افسردگی خود به دنبال درمان میروند، زیرا دورههای هیپومانیا اغلب لذتبخش هستند و حتی میتوانند عملکرد را در محل کار یا مدرسه افزایش دهند.
افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دو اغلب بیماریهای روانی دیگری مانند اختلال اضطراب یا اختلال مصرف مواد دارند که مورد دوم میتواند علائم افسردگی یا هیپومانیا را تشدید کند.
درمانهای اختلال دوقطبی نوع دو مشابه درمانهای اختلال دوقطبی نوع یک است: دارودرمانی و رواندرمانی. رایجترین داروها، تثبیتکنندههای خلق هستند. داروهای ضد افسردگی با احتیاط برای درمان افسردگی مرتبط با اختلال دوقطبی استفاده میشوند و برای مدت کوتاهی پس از بهبود افسردگی ادامه مییابند، زیرا خطر تبدیل افسردگی به هیپومانیا و شیدایی را افزایش میدهند. اگر علائم افسردگی شدید باشند و دارودرمانی مؤثر نباشد، ممکن است از ECT (به بالا مراجعه کنید) استفاده شود. درمان هر فرد به صورت فردی انجام میشود.
اختلال سیکلوتایمی نوع خفیفتری از اختلال دوقطبی است که شامل «نوسانات خلقی» زیادی میشود و علائم هیپومانیا و افسردگی به طور مکرر رخ میدهند. افراد مبتلا به سیکلوتایمی فراز و نشیبهای عاطفی را تجربه میکنند، اما علائم آنها نسبت به اختلال دوقطبی نوع اول یا دوم خفیفتر است.
علائم اختلال سیکلوتایمی شامل موارد زیر است:
درمان اختلال سیکلوتایمی میتواند شامل دارو و گفتاردرمانی باشد. برای بسیاری از افراد، گفتاردرمانی میتواند به کاهش استرس ناشی از نوسانات خلقی کمک کند. نوشتن خاطرات خلقی میتواند راهی مؤثر برای مشاهده الگوهای نوسانات خلقی باشد. افراد مبتلا به سیکلوتایمی ممکن است به مرور زمان درمان را شروع و متوقف کنند.