بیصداقتی به دلایل زیادی اتفاق میافتد و انواع مختلفی دارد. یک فرد ممکن است دروغهای مصلحتیِ عمدتاً بیضرر، دروغهای خاکستریِ مشکوک یا دروغهای واقعی که میتوانند آسیبزا باشند، بگوید. بیصداقتی در یک رابطه میتواند منجر به فقدان صمیمیت عاطفی، احساس انزوا، تأثیرات منفی بر سلامت روان و جسم و جدایی شود. با شناسایی دلیل وقوع بیصداقتی و تلاش برای حل ریشه مشکل، که اغلب در جلسات درمانی انجام میشود، میتوان از بیصداقتی در یک رابطه عبور کرد. مشاوره آنلاین زوجین میتواند ابزاری ارزشمند برای شما و شریک زندگیتان باشد اگر بیصداقتی به رابطهتان آسیب رسانده باشد.
برای مشاوره با زوج درمانگر خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرید
تحقیقات اخیر نشان داده است که میزان دروغ گفتن افراد میتواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد. حدود ۷۵ درصد از شرکتکنندگان در یک مطالعه گزارش دادند که روزانه بین صفر تا دو دروغ میگویند و کمتر از ۱۰ درصد آنها روزانه شش یا بیشتر دروغ میگویند.
متأسفانه، هیچ نشانهی زبان بدن مشخصی مانند تماس چشمی وجود ندارد که محققان بتوانند از آن برای آشکارسازی عینی دروغها استفاده کنند. بنابراین، تحقیقاتی که در مورد موضوعی مانند این وجود دارد، میتواند پیچیده باشد زیرا مستلزم آن است که شرکتکنندگان در مورد چیزی که ممکن است تمایل به دروغ گفتن در مورد آن داشته باشند تا خود را در شرایط بهتری نشان دهند، صادق باشند. به عبارت دیگر، میتوان با اطمینان فرض کرد که اکثر مردم هر از گاهی دروغ میگویند - از جمله به شریک عاطفی خود. آنچه شاید بیش از آمار کلی عدم صداقت اهمیت داشته باشد، میتواند انواع دروغهایی باشد که افراد میگویند.
انگیزههای دروغگویی میتواند متنوع باشد و همه دروغها ممکن است یکسان نباشند. در واقع، یک پایاننامه که در سال ۲۰۱۳ در دانشگاه ویسکانسین-میلواکی انجام شده است، اشاره میکند که فریب میتواند «گاهی اوقات بخش ضروری» برخی از انواع مکالمات باشد. این پایاننامه همچنین چند دلیل را که افراد ممکن است دروغ بگویند، گزارش میدهد، از جمله:
برای تسهیل تعاملات اجتماعی یا مودب به نظر رسیدن
مدیریت تأثیری که فرد بر دیگری میگذارد
برای دریافت پاداش یا به هر نحوی سود بردن
در چارچوب یک رابطه عاشقانه، برخی دروغها ممکن است بیضرر یا حتی مفید باشند. به عنوان مثال، گفتن اینکه از پیراهن جدید همسرتان خوشتان آمده در حالی که خودتان به آن اهمیتی نمیدهید، میتواند باعث شود همسرتان احساس خوبی داشته باشد، از مشاجره یا جریحهدار شدن احساسات جلوگیری کند و منجر به حداقل پیامدهای منفی شود. با این حال، تأثیر دروغ بر پویایی بین دو نفر معمولاً به ویژگیهای آن بستگی دارد.
پایاننامه دانشگاه ویسکانسین-میلواکی که در بالا به آن اشاره شد، بیان میکند که سه نوع اصلی دروغ وجود دارد و تأثیر آنها بر یک رابطه بر این اساس متفاوت است. این دروغها به ترتیب شدت عبارتند از:
دروغهای مصلحتی. این دروغها عموماً حقایق جزئی با «نیت خیرخواهانه» و عواقب جزئی، در صورت وجود، هستند. اکثر ما قبلاً دروغهای مصلحتی گفتهایم تا احساسات کسی را جریحهدار کنیم، اعتماد به نفس کسی را افزایش دهیم یا یک تعامل اجتماعی را خوشایندتر کنیم. به عنوان مثال، وقتی یکی از آشنایان از شما میپرسد که آیا مدل موی جدیدش را دوست دارید، گفتن اینکه دوست دارید، حتی اگر دروغ باشد، معمولاً یک فریب بیضرر است.
دروغهای خاکستری. این دروغها نادرست هستند اما ممکن است به عنوان ابزاری برای ایجاد تأثیر مثبت مورد استفاده قرار گیرند. آنها عموماً جدیتر از دروغهای سفید هستند، اما معمولاً یا قابل توجیه هستند یا در یک منطقه خاکستری قرار دارند که در آن ممکن است قابل توجیه باشند یا نباشند. این نوع دروغ میتواند پیچیدگی تجربه انسانی را منعکس کند، زیرا مانند بسیاری از پدیدهها، طبقهبندی آن به عنوان کاملاً خوب یا بد ممکن است چالش برانگیز باشد. مثال دروغ خاکستری که در این پایاننامه آورده شده است، دروغ گفتن به رئیس خود برای نجات شغل شخص دیگری است.
دروغهای واقعی. این پایاننامه تعریف زیر را از دروغهای واقعی بیان میکند: «دروغهای غیرقابل قبولی که از روی بدخواهی، منفعت شخصی و کاملاً ساختگی از حقیقت هستند و عواقب جدی دارند.» شناسایی این دروغها آسان است زیرا قصد مشخصی برای گمراه کردن یا آسیب رساندن به کسی دارند و معمولاً غیراخلاقی تلقی میشوند. به عنوان مثال، گفتن به همسرتان که از آخرین حقوق خود برای پرداخت تمام صورتحسابهایتان استفاده کردهاید، در حالی که در واقع آن را در کازینو از دست دادهاید، میتواند عمداً فریبکارانه باشد و احتمالاً تأثیر منفی بر او خواهد گذاشت.
هیچ فرمول ریاضی برای سنجش اینکه دروغهای خاص چگونه بر پویایی بین یک زوج تأثیر میگذارند، وجود ندارد. افراد میتوانند متنوع و پیچیده باشند و زمینه منحصر به فرد و خاص یک دروغ خاص میتواند تفاوت زیادی در اثرات آن ایجاد کند. همچنین در نظر بگیرید که یک دروغ نسبتاً کوچک و بیضرر میتواند تأثیر منفی قابل توجهی بر زوجی داشته باشد که در حال بهبودی از یک فریب بزرگ مانند خیانت هستند ، در حالی که ممکن است زوج دیگری هیچ مشکلی ناشی از همان دروغ نداشته باشند.
به طور کلی، برخی از پیامدهای منفی دروغهای مهم در روابط ممکن است شامل موارد زیر باشد:
اهمیت صمیمیت عاطفی در روابط به طور گسترده توسط تحقیقات پشتیبانی میشود. گزارشی در مجله بینالمللی علوم اجتماعی اشاره میکند که صمیمیت عاطفی میتواند برای رشد انسان بسیار مهم باشد و احتمالاً با سلامت و رفاه عمومی بهتر مرتبط است. برای وجود صمیمیت بین دو نفر، اصالت، آسیبپذیری و اعتماد میتوانند مهم باشند. اگر عدم صداقت قابل توجه یا مضری بین دو نفر وجود داشته باشد، ممکن است این سه عنصر وجود نداشته باشند. این یکی از راههایی است که دروغ میتواند به یک رابطه آسیب برساند یا حتی باعث پایان آن شود.
این تأثیر میتواند در هر دو جهت عمل کند. اولاً، شریکی که فریب میدهد ممکن است نتواند کاملاً با شریک زندگی خود باشد زیرا چیزی را پنهان میکند. با گذشت زمان، این احساس که واقعاً شناخته یا دیده نمیشود، میتواند بر او تأثیر بگذارد. علاوه بر این، شریکی که به او دروغ گفته میشود، ممکن است - آگاهانه یا ناخودآگاه - احساس کند که از او فاصله گرفته شده است. در نهایت، ممکن است هر دو شریک احساس کنند که از یکدیگر جدا شدهاند یا از هم فاصله گرفتهاند، که میتواند پایه و اساس رابطه را از بین ببرد.
یک مطالعه نشان داد افرادی که در رابطه خود دروغ بیشتری میگویند، شکایات سلامت روان بیشتری مانند احساس مالیخولیا یا تنش را تجربه میکنند. شاید کمی تعجبآورتر این باشد که آنها همچنین شکایات سلامت جسمی بیشتری مانند گلودرد و سردرد را گزارش کردهاند. اگر شما یا شریک زندگیتان به طور معمول با یکدیگر صادق نیستید، میتواند باعث مشکلات سلامتی شود که ممکن است بر عملکرد خودتان و همچنین پویایی رابطهتان تأثیر بگذارد.
پایان یک رابطه میتواند پیامد بالقوهی عدم صداقت باشد. برخی از زوجها ممکن است بتوانند انواع یا سطوح مختلف عدم صداقت را تحمل کنند یا از آن بهبود یابند، در حالی که برخی دیگر ممکن است نتوانند. به طور کلی، ممکن است یک رابطه به دلیل دروغی که باعث آسیب جبرانناپذیری شده است، پایان یابد. تمام پیامدهای بالقوهی عدم صداقت که در بالا ذکر شد - از دست دادن صمیمیت و اعتماد، احساس انزوا و حتی پیامدهای نامطلوب سلامتی - میتواند در این تصمیم دو نفر نقش داشته باشد که دیگر نمیتوانند یا نمیخواهند به عنوان یک زوج با هم زندگی کنند.
یک درمانگر اغلب یک منبع توصیه شده برای زوجهایی است که با تأثیر یک دروغگوی مداوم در یک رابطه دست و پنجه نرم میکنند. چه آنها به صورت جداگانه، چه به عنوان یک زوج یا هر دو در جلسات شرکت کنند، مشاور میتواند به آنها کمک کند تا علل ریشهای بالقوه دروغها را بررسی کنند و آنها را با استراتژیهایی برای التیام زخمهای قدیمی، برقراری ارتباط آشکارتر و حل سالم اختلافات توانمند سازد. اگر با دروغگویی بیش از حد دست و پنجه نرم میکنید، به دنبال درمان باشید. آنها میتوانند به شما در ارائه درمان مناسب در مورد چگونگی ترک دروغگویی کمک کنند .
اگر مایلید با درمانگری آشنا شوید که بتوانید به صورت آنلاین و از راحتی خانه خود با او ملاقات کنید، میتوانید از یک پلتفرم درمان مجازی استفاده کنید . از طریق این سرویس، میتوانید به تنهایی یا به همراه شریک زندگی خود با یک درمانگر دارای مجوز صحبت کنید تا برای حل چالشهایی که ممکن است در رابطه خود با آنها روبرو شوید، تلاش کنید.
تحقیقات نشان میدهد که درمان آنلاین مزایای مشابهی با جلسات حضوری دارد و ملاقات مجازی با یک درمانگر میتواند گزینهای مفید و راحت برای بسیاری از افراد باشد. اگر عدم صداقت باعث ایجاد اختلاف یا تنش بین شما و شریک زندگیتان میشود، ارتباط صادقانه ممکن است اولین قدم برای حل آن باشد - و یک درمانگر ممکن است بتواند در این زمینه کمک کند.
در این مقاله، انواع مختلف درمان، اثربخشی زوج درمانی برای روابط بلندمدت و ظهور تله تراپی برای زوجها و خانوادهها را بررسی خواهیم کرد. به طور خاص، درک تفاوت بین زوج درمانی و خانواده درمانی بسیار مهم است.
همزمان با گذر از عرصه پیچیده روابط و سلامت روان، مراجعه به مشاوره به گزینهای محبوب تبدیل شده است. انواع مختلفی از روشهای درمانی در دسترس است که هر کدام برای پرداختن به مسائل و نگرانیهای خاصی طراحی شدهاند. در این مقاله ویژه، سه مقاله مرتبط با درمان را بررسی خواهیم کرد که انواع مختلف درمان، اثربخشی زوجدرمانی برای روابط بلندمدت و مزایا و معایب بالقوه درمان آنلاین را بررسی میکنند.
برای مشاوره زوج درمانی در تهران با گروه ویان تماس بگیرید
وقتی صحبت از مشاوره میشود، بسیاری از افراد خانواده درمانی و زوج درمانی را به عنوان اصطلاحاتی قابل تعویض در نظر میگیرند. با این حال، اگرچه هر دو گزینه نوعی مشاوره هستند، اما هر کدام منحصر به فرد هستند و برای حل مسائل مختلف طراحی شدهاند. زوج درمانی بر بهبود رابطه بین دو نفر تمرکز دارد، در حالی که خانواده درمانی به مسائلی میپردازد که بر کل واحد خانواده تأثیر میگذارد. تصمیمگیری در مورد اینکه کدام نوع مشاوره برای شما مناسب است، به وضعیت خاص شما بستگی دارد. برخی از افراد ممکن است از خدمات مشاوره متنوعی مانند مشاوره فردی، مشاوره خانوادگی و مشاوره زوجین بهرهمند شوند، در حالی که برخی دیگر ممکن است دریابند که یک نوع خاص از مشاوره برای رسیدگی به مسائل آنها کافی است.
در زوج درمانی، انواع مختلف درمان میتوانند مشکلات مختلفی را حل کنند. به عنوان مثال، درمان متمرکز بر هیجان (ETF) با هدف بهبود پیوند بین زوجین انجام میشود، زوج درمانی رفتاری (BCT) رفتارهای مثبت را تقویت میکند در حالی که رفتارهای منفی را کاهش میدهد، و درمان شناختی رفتاری (CBT) الگوهای فکری منفی را که بر رفتار زوجین تأثیر میگذارند، قبل از تغییر آنها شناسایی میکند. مسائل رایجی که از طریق زوج درمانی مورد بررسی قرار میگیرند شامل ارتباط، امور مالی، تفاوت در تمایلات جنسی و خیانت است.
از سوی دیگر، خانواده درمانی با هدف حل مسائلی که بر سلامت روان و عملکرد کل خانواده تأثیر میگذارند، انجام میشود.
مشکلات رایجی که در خانواده درمانی به آنها پرداخته میشود شامل ایجاد یک محیط خانه بهتر، درک مشکلات منحصر به فرد خانواده، حل مشکلات خاص خانواده و کاهش تعارض است.
انواع مختلفی از خانواده درمانی وجود دارد که میتوانند مسائل مختلفی را حل کنند، مانند خانواده درمانی حمایتی که محیطی امن برای هر یک از اعضای خانواده ایجاد میکند تا احساسات خود را به اشتراک بگذارند و حمایت دریافت کنند، درمان سیستمهای خانوادگی که بر کمک به اعضای خانواده برای استفاده حداکثری از نقاط قوت روابطشان برای غلبه بر مشکلات سلامت روان تمرکز دارد، و خانواده درمانی روایتی که هر یک از اعضای خانواده را تشویق میکند تا داستان خود را به اشتراک بگذارند تا به دیگران کمک کند تا درک کنند که چگونه تجربیات، شخصیت آنها را شکل میدهد.
اگرچه زوج درمانی میتواند در هر مرحله از رابطه مؤثر باشد، اما برخی ممکن است این سوال را مطرح کنند که آیا این سرمایهگذاری برای زوجهایی که مدت زیادی است با هم هستند و بیش از یک دهه است که با هم هستند، ارزش دارد یا خیر.
مطالعات اخیر نشان دادهاند که زوجدرمانی میتواند برای روابط بلندمدت مؤثر باشد، اما ممکن است چالشها و مزایای منحصر به فردی برای مراجعه به درمانگر در مراحل مختلف یک رابطه بلندمدت وجود داشته باشد. یک مطالعه نشان داد که زوجهایی که مدت طولانیتری با هم بودهاند، نسبت به زوجهایی که مدت کوتاهتری با هم بودهاند، تمایل بیشتری به داشتن مسائل پیچیدهتر دارند. با این حال، این زوجها بیشتر احتمال دارد که به درمان پایبند بمانند و بهبود قابل توجهی در روابط خود نشان دهند.
مطالعه دیگری نشان داد که زوجهای مسنتر نسبت به زوجهای جوانتر، در درمان نتیجه بهتری میگیرند، زیرا آنها به روند درمان متعهدتر هستند و درک بهتری از پویایی رابطه خود دارند.
یکی از چالشهای بالقوه برای زوجهای طولانیمدت این است که ممکن است الگوهای رفتاری منفی در آنها ایجاد شده باشد که عمیقاً ریشه دوانده است. تغییر این الگوها میتواند دشوار باشد و ممکن است به زمان و تلاش بیشتری برای غلبه بر آنها نیاز باشد. از سوی دیگر، زوجهای طولانیمدت ممکن است پایه قویتری از اعتماد و درک داشته باشند که میتواند به آنها کمک کند تا مسائل دشوار را مدیریت کنند و در درمان به طور مؤثرتری با هم همکاری کنند.
با ظهور درمان از راه دور در پی همهگیری کووید-۱۹، بسیاری از درمانگران و مراجعین برای برگزاری جلسات به پلتفرمهای آنلاین روی آوردهاند.
درمان آنلاین انعطافپذیری و دسترسی بیشتری را ارائه میدهد، اما چالشهای بالقوهای نیز در مورد حفظ حریم خصوصی و ارتباط از طریق صفحه نمایش وجود دارد. یکی از بزرگترین مزایای درمان آنلاین، افزایش انعطافپذیری است. مراجعین میتوانند از راحتی خانههای خود در جلسات درمانی شرکت کنند و درمانگران میتوانند طیف وسیعتری از زمانهای قرار ملاقات را ارائه دهند. درمان آنلاین همچنین میتواند برای مراجعینی که در مناطق دورافتاده یا روستایی زندگی میکنند یا مشکلات حرکتی دارند، قابل دسترستر باشد. همچنین میتواند گزینه مقرون به صرفهتری باشد، زیرا درمانگران ممکن است برای جلسات آنلاین هزینه کمتری دریافت کنند.
با این حال، درمان آنلاین نیز دارای معایب بالقوهای است. یکی از نگرانیهای اصلی، حفظ حریم خصوصی است، زیرا ممکن است مراجعین فضای خصوصی برای صحبت نداشته باشند یا نگران امنیت ارتباطات آنلاین خود باشند. همچنین ممکن است هنگام ملاقات از طریق صفحه نمایش، بین درمانگر و مراجع، ارتباط یا تفاهم وجود نداشته باشد. علاوه بر این، درمان آنلاین ممکن است برای همه انواع مشکلات سلامت روان مناسب نباشد یا ممکن است به رویکردی متفاوت از درمان حضوری نیاز داشته باشد.
در پایان، مشاوره میتواند ابزاری ارزشمند برای پرداختن به مسائل مربوط به روابط و سلامت روان باشد. درک انواع مختلف درمانهای موجود، مانند زوجدرمانی و خانوادهدرمانی، و مزایا و چالشهای منحصر به فردی که ارائه میدهند، میتواند به افراد کمک کند تا در مورد اینکه کدام نوع مشاوره برای آنها مناسب است، تصمیمات آگاهانهای بگیرند. با افزایش تلهتراپی، در نظر گرفتن مزایا و معایب بالقوه درمان آنلاین هنگام درخواست مشاوره نیز مهم است.
گفتگوهای زودهنگام و متناسب با سن در مورد رابطه جنسی، تمایلات جنسی و بدن برای رشد کودکان مفید است .
گفتگوهای متناسب با سن فرزندتان در سنین پایین میتواند گفتگوهای بعدی را آسانتر کند. و این گفتگوهای اولیه زمینه را برای کودکان فراهم میکند تا در بزرگسالی انتخابهای سالمتری در مورد رابطه جنسی داشته باشند.
پیامهای کلیدی اولیه این است که فرزندتان میتواند برای دریافت اطلاعات شفاف، صادقانه و قابل اعتماد به شما مراجعه کند و نباید از پرسیدن سوال در مورد رابطه جنسی و تمایلات جنسی از شما بترسد یا خجالت بکشد.
و خبر خوب این است که صحبت کردن در مورد رابطه جنسی، تمایلات جنسی و بدن، گفتگویی یکباره نیست که مجبور باشید دقیقاً آن را درست انجام دهید. این گفتگویی است که با بزرگ شدن فرزندتان ادامه مییابد و تکامل مییابد.
تمایلات جنسی فقط مربوط به رابطه جنسی نیست. بلکه به هویت فرزند شما و احساسی که فرزند شما نسبت به بدن در حال رشد خود دارد نیز مربوط میشود. و اینکه چگونه فرزند شما احساسات صمیمیت، جذابیت و محبت نسبت به دیگران را درک و ابراز میکند و چگونه فرزند شما روابط محترمانه را ایجاد و حفظ میکند، نیز مربوط میشود.
این مراحل اولیه میتواند به شما کمک کند تا با فرزندتان در مورد رابطه جنسی صحبت کنید.
اول ، بپذیرید که فرزندتان ممکن است کنجکاو باشد و بفهمید که او از قبل چه میداند. برای مثال، «به نظر شما نوزادان از کجا میآیند؟» یا «درباره اینکه نوزادان از کجا میآیند چه شنیدهاید؟»
دوم ، هرگونه اطلاعات غلط را اصلاح کنید و واقعیتها را بیان کنید. برای مثال، «تقریباً حق با شماست. نوزادان در شکم مادرشان رشد نمیکنند. آنها در جای خاصی در بدن به نام رحم رشد میکنند.»
سوم ، از مکالمه به عنوان فرصتی برای صحبت در مورد افکار یا احساسات خودتان استفاده کنید. برای مثال، «بعضی افراد واقعاً میخواهند وقتی آماده باشند بچهدار شوند. برخی دیگر اصلاً در مورد بچهدار شدن مطمئن نیستند.»
این نکات میتواند صحبت کردن با کودکان در هر سنی در مورد رابطه جنسی و تمایلات جنسی را آسانتر کند.
مسائل را در سطح فرزندتان توضیح دهید
. مسائل را در سطحی که فرزندتان بتواند بفهمد توضیح دهید. برای مثال، یک کودک ۶ ساله توضیح طولانی در مورد تخمکگذاری نمیخواهد، اگرچه ممکن است از دانستن اینکه تخمکهای بسیار کوچک میتوانند بچهدار شوند، شگفتزده شود.
بهتر است توضیحات شما مختصر، واقعی و مثبت باشد. اگر بتوانید این کار را انجام دهید، فرزندتان احساس میکند که هر زمان که اطلاعات بیشتری بخواهد میتواند به شما مراجعه کند.
از اسامی صحیح برای اعضای بدن استفاده کنید.
بهتر است هنگام صحبت در مورد اعضای بدن از اسامی صحیح استفاده کنید - برای مثال، آلت تناسلی مرد، کیسه بیضه، بیضهها، فرج، واژن. این به ارسال این پیام کمک میکند که صحبت کردن در مورد این قسمتهای بدن ما سالم و بیخطر است. و اگر فرزند شما اسامی صحیح اعضای بدن را بداند، میتواند در صورت نیاز به طور واضح در مورد بدن خود با شما یا افرادی مانند پزشکان ارتباط برقرار کند.
شما میتوانید با صحبت کردن در مورد «بعضی» یا «بیشتر» افراد، همه جنسیتها را در نظر بگیرید - مثلاً «بعضی افراد آلت تناسلی مردانه دارند و بعضی افراد فرج».
اگر لازم است بگویید «نمیدانم» .
فرزندتان نیازی ندارد که شما متخصص باشید - فقط باید بداند که میتواند هر چیزی از شما بپرسد.
اگر نمیدانید چه بگویید، به فرزندتان بگویید که از پرسیدن سوالش خوشحال هستید، و اینکه جواب را نمیدانید و اینکه به دنبال اطلاعات میگردید و با او تماس میگیرید. و سپس حتماً با فرزندتان تماس بگیرید. یا میتوانید با هم به دنبال جواب بگردید.
این کار باعث ایجاد اعتماد میشود و این پیام را میرساند که شما با فرزندتان صادق خواهید بود.
همه والدین را درگیر کنید
در خانوادههایی که بیش از یک والد دارند، خوب است که همه والدین در بحثهای مربوط به رابطه جنسی شرکت کنند. وقتی همه والدین درگیر میشوند، کودکان یاد میگیرند که صحبت کردن در مورد رابطه جنسی و تمایلات جنسی برای همه اشکالی ندارد. این میتواند به کودکان کمک کند تا در صحبت کردن در مورد بدن خود احساس راحتی کنند، مسئولیت احساسات جنسی را بپذیرند و وقتی بزرگتر شدند، در روابط صمیمانه ارتباط برقرار کنند.
شروع مکالمه
بعضی از بچهها زیاد سوال نمیپرسند، بنابراین ممکن است لازم باشد مکالمه را شروع کنید. ایده خوبی است که از قبل در مورد آنچه میخواهید بگویید فکر کنید و سپس زمان مناسبی را برای صحبت انتخاب کنید. برای مثال، اگر کسی در تلویزیون در مورد بارداری صحبت میکند، میتوانید بگویید: «قبلاً در تلویزیون در مورد بارداری صحبت میکردند. این باعث شد که از خودم بپرسم که آیا میدانید این چیست؟»
بعضی از کودکان بدون تماس چشمی راحتتر صحبت میکنند، بنابراین میتوانید برنامهریزی کنید که در حین سفر با فرزندتان در ماشین با او صحبت کنید.
خودتان را آماده کنید.
ممکن است هنگام صحبت در مورد مسائل جنسی یا استفاده از کلماتی مانند «آلت تناسلی مردانه» یا «واژن» هنگام صحبت در مورد بدن، احساس خجالت یا ناراحتی کنید. اشکالی ندارد.
ایده خوبی است که خودتان را با فکر کردن به آنچه که با آن راحت هستید و بر اساس آن پیش بروید، آماده کنید. به عنوان مثال، اگر با صحبت کردن در مورد باسن مشکلی ندارید اما در مورد سینهها مشکلی ندارید، سعی کنید از کلمه «باسن» در مکالمه شروع کنید. یا میتوانید با یک بزرگسال دیگر تمرین کنید.
مهم است که کودکان تفاوت بین لمس کردنِ قابل قبول و لمس کردنِ غیر قابل قبول را بدانند. مطمئن شوید که فرزندتان میداند میتواند به هر لمسی که نمیخواهد «نه» بگوید و همیشه اشکالی ندارد که در مورد لمس کردنِ غیر قابل قبول به یک بزرگسال مورد اعتماد بگوید. میتوانید از سنین پایین در مورد سوءاستفاده جنسی و رضایت با فرزندتان صحبت کنید.
شما میتوانید از لحظات روزمره برای کمک به فرزندتان در یادگیری بدنها استفاده کنید. به عنوان مثال، زمان حمام یا زمانی که به فرزندتان در لباس پوشیدن کمک میکنید، زمانهای خوبی برای معرفی نام اعضای بدن هستند.
اینها همچنین میتوانند زمانهای خوبی برای ارسال پیامهایی در مورد رفتارهای سالم و طبیعی باشند. برای مثال، اگر فرزندتان هنگام تعویض پوشکش به اندام تناسلی خود دست بزند، اشکالی ندارد. وقتی بزرگتر شدند، میتوانید در مورد رفتارهای عمومی و خصوصی صحبت کنید.
بیشتر کودکان ۲ تا ۳ ساله در مورد بدن خود و سایر کودکان بسیار کنجکاو هستند. آنها همچنین متوجه میشوند که بدنهای مختلف، قسمتهای مختلفی دارند. ممکن است فرزندتان از شما بپرسد چرا یا بگوید: «این چیست؟» میتوانید به فرزندتان یاد دهید که هر قسمت از بدن نام و «وظیفه» خاص خود را دارد. به عنوان مثال، «این فرج توست» یا «آلت تناسلی تو جایی است که ادرار از آن خارج میشود».
نگاه کردن به کتابها با فرزندتان میتواند کمک کند. میتوانید از تصاویر برای کمک به فرزندتان در یادگیری نام اعضای بدن و درک تفاوت بدنها استفاده کنید. میتوانید کتابهایی مانند « مو در مکانهای خندهدار» نوشتهی بابت کول یا «همه باسن دارند» نوشتهی تس رولی را امتحان کنید.
کودکان ۴ تا ۵ ساله اغلب میپرسند که نوزادان از کجا میآیند . آنها میتوانند درک کنند که نوزاد در رحم رشد میکند و برای به دنیا آمدن نوزاد به اسپرم (مانند یک دانه کوچک) و تخمک (مانند یک تخمک کوچک) نیاز است.
اگر فرزندتان پرسید «من از کجا آمدهام؟»، میتوانید بپرسید «نظر تو چیست؟» این به شما کمک میکند تا بفهمید فرزندتان واقعاً چه میپرسد و چقدر از آن را میفهمد. میتوانید توضیح سادهای مانند «نوزادان در جایی در بدن به نام رحم رشد میکنند» ارائه دهید.
اگر باردار هستید، فرزندتان ممکن است بپرسد: «بچه از کجا بیرون میآید؟» پاسخی ساده اما دقیق بدهید، مثلاً «بچه در رحم من در حال رشد است. وقتی رشد بچه تمام شود، ممکن است از طریق کانال زایمان که واژن نام دارد، بیرون بیاید. یا ممکن است از برشی که پزشکان روی شکم من ایجاد میکنند، بیرون بیاید.»
تا سن ۶ سالگی، بسیاری از کودکان به نحوهی شکلگیری نوزادان علاقهمند میشوند و ممکن است سوالاتی بپرسند.
اگر فرزندتان پرسید: «بچه چطور وارد رحم تو شد؟»، از فرزندتان بپرسید که چه فکری میکند. این به شما کمک میکند تا بفهمید فرزندتان از قبل چه میداند. سپس میتوانید به سادگی توضیح دهید و تا جایی که برایتان راحت است اطلاعات بدهید. برای مثال، «برای تشکیل بچه، اسپرم و تخمک به هم میپیوندند.»
میتوانید توضیح دهید که وقتی دو نفر رابطه جنسی دارند، این اتفاق چگونه میافتد و چگونه واژن و آلت تناسلی مردانه با هم جفت میشوند. همچنین خوب است توضیح دهید که رابطه جنسی کاری است که بزرگسالان هر زمان که هر دو بخواهند انجام میدهند و برای کودکان نیست.
برای مشاوره با روانکاو خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرد
همچنین ممکن است دوست داشته باشید بگویید که گاهی اوقات نوزادان از راههای مختلفی وارد خانوادهها میشوند، مانند لقاح مصنوعی، فرزندخواندگی، سرپرستی موقت یا مراقبت از پدربزرگ و مادربزرگ.
لازم نیست منتظر بمانید تا فرزندتان از شما سوالی بپرسد. میتوانید با پرسیدن این سوال مکالمه را شروع کنید: «آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چگونه به دنیا آمدهاید و از کجا آمدهاید؟» یا ممکن است کسی را که باردار است ببینید و به فرزندتان بگویید: «آنها یک نوزاد در درون خود دارند. آیا میدانید نوزاد چگونه به آنجا رسیده است؟»
خانواده درمانی فقط برای «اصلاح» اوضاع در زمانی که همه چیز در حال فروپاشی است، نیست - بلکه در مورد ایجاد روابط قویتر، بهبود ارتباطات و کنار آمدن با چالشها، چه بزرگ و چه کوچک، با هم است.
این یک فضای امن است که در آن هر یک از اعضای خانواده میتوانند توسط یک درمانگر آموزشدیده شنیده، حمایت و راهنمایی شوند.
در طول درمان، خانوادهها میتوانند در مورد مشکلات صحبت کنند، الگوهای رفتاری که ممکن است باعث استرس شوند را شناسایی کنند و راههای سالمتری برای مقابله و پیشرفت پیدا کنند.
وقتی زندگی توپهای منحنی پرتاب میکند، خیلی راحت میتوان غافلگیر شد.
خانواده درمانی فضایی را برای آرام کردن اوضاع و تمرکز روی تصویر بزرگتر فراهم میکند، ابزارها و استراتژیهایی را برای گذر از مراحل گذار، درک بهتر یکدیگر و مدیریت هر آنچه که در آینده به عنوان یک تیم پیش میآید، ارائه میدهد.
حال، بیایید در مورد اهمیت مشاوره خانواده در طول گذارهای زندگی صحبت کنیم.
این چیزی فراتر از فضایی برای صحبت کردن است - راهی برای تقویت روابط شما و بیرون آمدن از تغییرات بزرگ با حس تازهای از درک و ارتباط.
برای ارتباط با بهترین کلینیک روانشناسی درتهران با گروه ویان تماس بگیرید
وقتی زندگی تغییر میکند - چه چیز مثبتی مانند خوشامدگویی به یک کودک باشد و چه چیز چالشبرانگیزتری مانند جدایی - میتواند نحوه تعامل شما با خانوادهتان را تغییر دهد.
ممکن است احساس کنید که ارتباطتان قطع شده یا برای برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارید. اینجاست که مشاوره خانواده به کمک شما میآید. یک درمانگر میتواند مکالمه را هدایت کند و به همه کمک کند تا احساس کنند شنیده میشوند.
ارتباط در هر خانوادهای کلیدی است، و وقتی احساس میکنید اوضاع در حال تغییر است، حفظ روابط میتواند دشوار باشد.
خانواده درمانی به برقراری مجدد ارتباط اعضای خانواده کمک میکند و به همه فضایی برای ابراز احساسات، ناامیدیها و امیدهایشان میدهد. از طریق درمان، میتوانید این ارتباطات را تقویت کرده و راهی سالمتر برای گذر از تغییرات زندگی با هم ایجاد کنید.
بیایید با آن روبرو شویم - وقتی در میانه یک تغییر بزرگ در زندگی هستید، ممکن است احساس کنید همه چیز وارونه است.
گاهی اوقات، دیدن مسائل به طور واضح دشوار است، و اینجاست که مشاوره خانواده واقعاً میتواند تفاوت ایجاد کند.
یک درمانگر از دیدگاه یک فرد خارجی به شما کمک میکند تا از زاویه دیگری به موقعیت نگاه کنید. آنها میتوانند به شناسایی الگوهای رفتاری که ممکن است مؤثر نباشند کمک کنند، راههای سالمتری برای برقراری ارتباط پیشنهاد دهند و راهکارهای عملی برای مقابله با چالشهایی که با آنها روبرو هستید، به شما ارائه دهند.
اگر دیدن روزنه امید برایتان دشوار است، درمان میتواند به شما در شفافسازی و هدایت شما در این فرآیند کمک کند.
دیدگاه تازهای که از یک درمانگر باتجربه ناشی میشود، میتواند به خانواده شما کمک کند تا با درک و انعطافپذیری بیشتری به این گذار نزدیک شوند.
گذارهای زندگی اغلب تغییراتی را در نقشهای خانوادگی ایجاد میکنند - چه به دلیل پدرخوانده یا مادرخوانده جدید، چه به دلیل ورود نوزاد یا رفتن بچهها. این تغییرات میتوانند پویایی خانواده را متزلزل کرده و تنش ایجاد کنند.
اما خانواده درمانی میتواند با حمایت از همه در طول دوره سازگاری، به تسهیل این گذار کمک کند.
در جلسات درمانی، هر کسی فرصتی برای ابراز احساسات خود و سازگاری با نقشهای جدیدش پیدا میکند، چه این به معنای فهمیدن چگونگی تقسیم مسئولیتها در یک خانواده ترکیبی باشد و چه برقراری مجدد ارتباط با رفتن فرزندان از خانه.
همه چیز در مورد این است که مطمئن شویم در طول تکامل خانواده، حرف همه شنیده و حمایت میشود.
تغییرات بزرگ زندگی - مانند اسبابکشی، مشکلات مالی یا مشکلات سلامتی - میتوانند استرس و آشفتگی عاطفی زیادی ایجاد کنند. در این لحظات، به راحتی میتوان احساس انزوا کرد یا حتی احساس کرد که قادر به مدیریت همه چیز نیستید.
مشاوره خانواده به شما کمک میکند تا حمایت عاطفی مورد نیاز خود را نه فقط از درمانگر، بلکه از یکدیگر نیز دریافت کنید.
در طول جلسات درمانی، خانواده شما میتوانند روشهای سالمی برای مقابله با استرس، بهبود ارتباطات و تکیه بر یکدیگر در مواقع سخت بیاموزند.
درمان، ابزارهایی را فراهم میکند تا به همه کمک کند احساسات خود را مدیریت کنند و از افتادن در دام رفتارهای غیرمولد یا منفی مانند کنارهگیری، بحث یا سرکوب احساسات جلوگیری کنند.
یکی از ارزشمندترین چیزهایی که خانواده درمانی آموزش میدهد، چگونگی حل مسئله با هم است.
گذارهای زندگی اغلب با موانعی همراه هستند و به جای اینکه به تنهایی با آنها روبرو شوید، خانواده درمانی به شما کمک میکند تا به عنوان یک واحد، راهحلهایی را ارائه دهید.
چه بخواهید بفهمید که چگونه در یک دوران چالشبرانگیز مسئولیتها را تقسیم کنید و چه بخواهید به بچهها کمک کنید تا با مدرسه جدید سازگار شوند، مشاوره خانواده شما را به مهارتهای حل مسئله مجهز میکند که میتواند واحد خانواده را تقویت کند.
درمان همچنین به همه فرصتی میدهد تا سبکهای ارتباطی سالمتری را تمرین کنند، که این امر رسیدگی به چالشها را قبل از تبدیل شدن به مشکلات اساسی آسانتر میکند.
مهارتهایی که در جلسات درمانی یاد میگیرید فقط در طول دوره گذار به کار نمیآیند - آنها به شما کمک میکنند تا در درازمدت با چالشهای زندگی کنار بیایید.
پس چرا وقتی زندگی سخت میشود باید به مشاوره خانواده مراجعه کنید؟
زیرا وقتی یک راهنما دارید، عبور از مراحل گذار آسانتر است - کسی که میتواند به شما در مدیریت احساسات، بهبود ارتباطات و ایجاد برنامهای برای پیشرفت کمک کند.
خانواده درمانی فرصتی است تا به یکدیگر تکیه کنید و با حمایت و ابزارهایی که برای ارتباط برقرار کردن نیاز دارید، از دوران سخت عبور کنید.
چه با غم از دست دادن یکی از عزیزانتان دست و پنجه نرم کنید، چه به استقبال عضو جدیدی در خانواده بروید، یا هر تغییر بزرگ دیگری را پشت سر بگذارید، خانواده درمانی فضایی را برای التیام، درک و قویتر شدن در کنار هم فراهم میکند.
خانواده نقش بزرگی در سلامت عاطفی ما ایفا میکند، بنابراین وقتی با چالشهایی دست و پنجه نرم میکنیم، طبیعی است که برای حمایت به خانواده تکیه کنیم.
مشاوره خانواده به اعضای خانواده کمک میکند تا یکدیگر را بهتر درک کنند، در موقعیتهای دشوار با هم کنار بیایند و حمایت عاطفی لازم را در طول دوران گذار فراهم کنند.
خانواده درمانی مهم است زیرا باعث بهبود ارتباط، حل اختلافات و تقویت روابط خانوادگی میشود.
این یک محیط حمایتی برای مقابله با استرسهایی که با تغییرات اساسی زندگی همراه هستند، فراهم میکند و تضمین میکند که همه احساس شنیده شدن و درک شدن دارند.
هدف مشاوره خانواده بهبود ارتباطات، حل اختلافات و حمایت از اعضای خانواده در هنگام مواجهه با موقعیتهای دشوار زندگی است. این روشی برای تقویت پیوندهای خانوادگی و ارائه راهنمایی در طول گذار است.
نقش یک مشاور خانواده، راهنمایی خانوادهها در دوران سخت، کمک به آنها برای برقراری ارتباط بهتر، حل مسائل و ایجاد راههای سالمتر برای کنار آمدن با تغییرات است. آنها به عنوان یک شخص ثالث بیطرف عمل میکنند که به خانوادهها کمک میکند تا دیدگاههای یکدیگر را درک کرده و برای رسیدن به راهحلها تلاش کنند.
خانواده درمانی فقط در مورد حل مشکلات نیست - بلکه در مورد تقویت واحد خانواده، بهبود ارتباطات و ارائه پشتیبانی در طول گذار است.
چه با یک تغییر بزرگ روبرو باشید و چه صرفاً به دنبال بهبود پویایی خانواده خود باشید، مشاوره خانواده میتواند به شما کمک کند تا با درک، انعطافپذیری و عشق بیشتر، چالشهای زندگی را پشت سر بگذارید.
بیشفعالی حالتی از هیجان غیرطبیعی و نمایش فعالیت قابل توجه است. در حالی که برخی از کودکان ساعتها رنگآمیزی میکنند یا نیمی از روز را بیصدا با بلوکها بازی میکنند، برخی دیگر حتی نمیتوانند دو دقیقه هم آرام بنشینند. این کودکان ممکن است در بیشتر مواقع بیقراری کنند، بپرند، بالا و پایین بپرند یا به معنای واقعی کلمه از دیوارها بالا بروند.
بسیاری به سرعت میگویند که یک کودک پرانرژی و بیشفعال، اختلال کمتوجهی/بیشفعالی (ADHD) دارد - هرچه باشد، در نام آن کلمه «بیشفعالی» وجود دارد. اما ADHD تنها دلیل بیشفعالی یک کودک نیست. برای آشنایی با علل مختلف بیشفعالی در کودکان، ادامه مطلب را بخوانید.
ارتباط بین ADHD و بیش فعالی
طبق گزارش مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها، تقریباً ۱۱.۴ درصد از کودکان ۳ تا ۱۷ ساله در ایالات متحده مبتلا به اختلال کمتوجهی/بیشفعالی (ADHD) تشخیص داده شدهاند.۱
ADHD یک بیماری نوروبیولوژیکی است که باعث علائمی مانند تکانشگری، اختلال در تمرکز و افزایش فعالیت میشود. علائم مرتبط با بیشفعالی ADHD که در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات سلامت روان (DSM) شرح داده شده است عبارتند از:
مشکل در نشستن؛ وول خوردن و حرکت دادن مداوم پاها و دستها، یا بلند شدن و حرکت کردن وقتی دیگران نشسته اند
دویدن یا بالا رفتن از پلهها در زمانهای نامناسب
به ندرت در فعالیتهای بازی آرام شرکت میکند
صحبت کردن مداوم، که میتواند باعث ایجاد مشکلاتی در مدرسه و محیطهای اجتماعی شود
مشکل در رعایت نوبت
قطع کردن حرف دیگران
ADHD و بیش فعالی در پسران در مقابل دختران
بیشفعالی مرتبط با ADHD بیشتر در کودکانی که در بدو تولد پسر بودهاند مشاهده میشود، و این باعث میشود که این کودکان بیش از دو برابر بیشتر از همتایان دختر خود در معرض ابتلا به ADHD باشند.۲از سوی دیگر، کودکانی که در هنگام تولد دختر تشخیص داده میشوند و مبتلا به ADHD هستند، بیشتر احتمال دارد که بیتوجهی را نسبت به بیشفعالی تجربه کنند، که میتواند باعث نادیده گرفته شدن و عدم تشخیص بیماری آنها شود .
اگر فکر میکنید فرزندتان ممکن است ADHD داشته باشد، با یک ارائهدهنده خدمات درمانی صحبت کنید. اگرچه هیچ آزمایشی وجود ندارد که بتواند ADHD را به طور قطعی تشخیص دهد، ارائهدهندگان خدمات درمانی میتوانند ارزیابی انجام دهند و در صورت لزوم فرزند شما را برای ارزیابی بیشتر ارجاع دهند.۳اگر ADHD تشخیص داده شود، درمان در دسترس است.
همچنین به والدین توصیه میشود که با معلم فرزندشان مشورت کنند تا ببینند آیا علائم بیشفعالی در کلاس درس نیز وجود دارد یا خیر. یکی از الزامات تشخیص ADHD این است که علائم باید در بیش از یک محیط - مثلاً در خانه و مدرسه - وجود داشته باشد. اگرچه مشورت با یک متخصص پزشکی برای توصیههای بیشتر (و در صورت لزوم ارجاع برای ارزیابی جامع) مفید است، والدین باید با معلمان فرزندشان نیز مشورت کنند تا تأیید کنند که آیا علائم بیشفعالی در کلاس درس نیز وجود دارد یا خیر.
علل غیر ADHD بیش فعالی در کودکان
هر کودک پرجنبوجوش و فعالی مبتلا به ADHD نیست. گاهی اوقات، علل دیگری زمینهساز سطح بالای فعالیت کودک هستند.
استرس
چه هرج و مرج دائمی باشد و چه تغییر برنامه کوتاه مدت، کودکان اغلب وقتی یک رویداد استرسزای زندگی را تجربه میکنند، بیش فعال میشوند . حتی تغییرات مثبت، مانند خواهر یا برادر جدید یا نقل مکان به یک محله بهتر، میتواند استرس زیادی برای کودک ایجاد کند.۴
قبل از اینکه تصمیم بگیرید فرزندتان تحت تأثیر مشکلات مالی یا مسائل مربوط به روابط قرار نمیگیرد، به یاد داشته باشید که بچهها استرس والدین خود را دریافت میکنند. اگر شما استرس دارید، احتمال زیادی وجود دارد که فرزندتان نیز استرس داشته باشد.
مطمئن شوید که فرزندتان یک برنامهی منظم و قابل پیشبینی دارد. اگر در زندگی خود با رویدادهای استرسزا مواجه هستید، به فرزندتان اطمینان خاطر و حمایت بیشتری بدهید.
مشکلات سلامت عاطفی یا روانی
مشکلات عاطفی اغلب در کودکان شبیه اختلالات رفتاری به نظر میرسند. برای مثال، کودکی که اختلال اضطراب دارد ممکن است برای آرام نشستن مشکل داشته باشد، در حالی که کودکی که در اثر یک اتفاق ترسناک آسیب دیده است، ممکن است نتواند تمرکز کند .
اگر گمان میکنید که بیشفعالی فرزندتان ممکن است ناشی از یک مسئله عاطفی باشد، از یک متخصص کمک بگیرید. درمان میتواند طیف وسیعی از علائم، از جمله بیشفعالی را کاهش دهد.
شرایط پزشکی
برخی مشکلات سلامت جسمی وجود دارند که باعث بیش فعالی میشوند. برای مثال، پرکاری تیروئید میتواند طیف وسیعی از علائم از جمله اضطراب و بیش فعالی را ایجاد کند.۵همچنین مشکلات ژنتیکی دیگری نیز وجود دارد که ممکن است منجر به افزایش فعالیت در کودکان شود.
با یک متخصص مراقبتهای بهداشتی در مورد علائم فرزندتان صحبت کنید. تهیه فهرستی دقیق از نگرانیهای شما میتواند به پزشک کمک کند تا مشکلات بالقوه سلامتی را که ممکن است ریشه مشکل باشند، شناسایی کند.
کمبود ورزش
قرار است کودکان فعال و پرانرژی باشند. بدون ورزش کافی، آنها برای آرام نشستن مشکل خواهند داشت. متأسفانه، برخی از کودکان بیش فعال با از دست دادن امتیازات زنگ تفریح خود در مدرسه تنبیه میشوند.۶اما نداشتن فرصتی برای دویدن و بازی کردن، بیشفعالی را بدتر میکند.
فرزندتان را تشویق کنید که هر روز مرتباً ورزش کند. بازی در زمین بازی، دوچرخهسواری و دویدن به فرزندتان فرصتی میدهد تا انرژی خود را به فعالیتهای سازنده هدایت کند.
کمبود خواب
در حالی که بزرگسالان وقتی خسته هستند، معمولاً تنبل میشوند، کودکان اغلب بیشفعال میشوند. چه به دلیل چرت زدن از دست رفته باشد و چه به دلیل دیر خوابیدن، یک کودک خوابآلود ممکن است سرزندهتر از همیشه به نظر برسد. وقتی کودکی به اندازه کافی استراحت نمیکند، بدنش با تولید کورتیزول و آدرنالین بیشتر واکنش نشان میدهد تا بتواند بیدار بماند.۷در نتیجه، انرژی بیشتری خواهند داشت.
مطمئن شوید که فرزندتان خواب کافی دارد.۸اگر در اطمینان از استراحت کافی فرزندتان مشکل دارید، با یک ارائه دهنده خدمات درمانی در مورد راهکارهایی که میتواند کمک کند صحبت کنید.