برخی افراد با این تصور اشتباه که برای
درمان افسردگی و اضطراب نیاز به متخصص ندارند، از خوددرمانی یا روشهای
غیراصولی استفاده میکنند که در بسیاری از موارد، شرایط را بدتر میکنند.
تشخیص و آغاز درمان اضطراب و افسردگی نیاز به مراجعه به یک روانشناس متخصص و
کارآزموده دارد که بتواند بهدرستی علائم را شناسایی کند و یک پروتکل
درمانی مناسب را برای آن تهیه کند.
بنابراین ضروری است اگر حالات یا علائم افسردگی و اضطراب را در خود
میبینید و این اتفاق زندگی شما را تحت تاثیر قرار داده است، هر چه زودتر
به دکتر روانشناس اضطراب و افسردگی مراجعه کنید.
اهمیت این کار را میتوان در موارد زیر جستوجو کرد:
انتخاب روانشناس خوب نیاز
به توجه خاص و بررسی ویژگیهایی دارد که باید در او وجود داشته باشد.
بنابراین ضروری است که به چند نکته مهم هنگام مراجعه به دکتر روانشناس
اضطراب و افسردگی توجه کنید:
اولین ویژگی مهم برای انتخاب دکتر روانشناس تخصص اوست. در این مسیر باید درمانگرانی را انتخاب کنید که امکان بررسی رزومه تخصصی کاری و تحصیلی آنها وجود دارد. تخصص و مهارت یک ویژگی بسیار مهم و ضروری برای انتخاب رواننشاس و درمانگر است.
یکی از ویژگیهای بسیار مهمی که در انتخاب دکتر روانشناس اضطراب و افسردگی باید به آن توجه کنید، تعهد و اعتبار است. بنابراین ضروری است که پیش از مراجعه، درباره تعهد کاری و اعتبار درمانگران اطلاعات کافی و درستی را به دست آورید.
خشونت برای زنان آسیبدیده، به عواقب جسمی، روانی، اجتماعی و حتی مرگ منجر شود. از سوی دیگر خشونت علیه زنان همیشه خشونت علیه فرزندان آنها است حتی اگر بهطور مستقیم مورد حمله قرار نگیرند. به عنوان مثال تنها مشاهده خشونت میتواند برای ایجاد اختلالات خواب، اختلالات رشدی، پرخاشگری یا اضطراب کافی باشد.
انتقال رفتار خشونتآمیز و آسیب به نسلهای بعدی نیز از پیامدهای خشونت علیه زنان است زیرا کودکانی که خشونت و پیامدهای آن را تجربه کرده یا شاهد آن هستند، این خشونت را بهعنوان راهی برای حل تعارض میپذیرند و زنانی که خشونت را تجربه کردهاند بهطور ناخودآگاه تجربه آسیبزای خود در قالب اضطراب، استرس و واکنشهای دفاعی به فرزندان و نوههای خود منتقل کنند که این امر تأثیر نامطلوبی بر پیوند درون خانواده دارد.
خشونت علیه زنان پیامدهای گستردهای نیز برای جامعه دارد و اثرات نامطلوب آن روی کل شبکه اجتماعی، برای نسلها قابل احساس است. هنگامی که زنان از دسترسی به آموزش یا انتخاب حرفه خود محدود میشوند، جامعه در حال از دست دادن سهم بالقوه نیمی از جمعیت خود است. علاوه بر این، بسیاری از زنان نمیتوانند به تأمین معیشت خانواده خود کمک کنند و فرصتهای آموزشی ضعیف برای دختران و زنان بهطور مستقیم با فقر، مرگومیر کودکان و مادران و حتی فاجعه آبوهوایی مرتبط است.
زنانی که مورد خشونت قرار گرفتهاند از آسیبهای جسمی و روانی بسیاری رنج میبرند که منجر به غیبت آنها از محل کار میشود و این امر باعث کاهش بهرهوری شرکتها و آسیب به اقتصاد ملی میشود. جامعه همچنین هزینههای خشونت علیه زنان را در قالب هزینههای ایجاد خانههای امن برای زنان، پروندههای قضائی، مداخله پلیس و درمانهای روانی یا پزشکی متحمل میشود.
پرخاشگری نوجوانان دلایلی دارد که آگاهی از این دلایل به برخورد بهتر والدین کمک میکند. این دلایل موارد زیر را دربر میگیرد.
دلایل زیست شناختی
تحقیقات نشان داده است که افزایش هورمون تــستوسترون (هورمون پرخاشگری) باعث خشم و عصبانیت در نوجوانان میشود. همچنین کاهش قند خون نیز یکی دیگر از دلایل زیست شناختی پرخاشگری است.
دلایل روانشناختی
دلایلی همچون افسردگی و احــساس گناه از متداول ترین نوسانات خلقی نوجوانان است. نوجوانان تحت تاثیر این مشکلات، پرخاشگر میشوند. همچنین الگوهای شخصیتی نیز در بروز خشم و پرخاشگری موثر هستند. برای مطالعه در زمینه افسردگی در نوجوانان کلیک کنید.
دلایل اجتماعی
بسیاری از دلایل پرخاشگری در نوجوانان را میتوان به چالشهای محیطی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آنها در این دوران نسبت داد. از این موارد میتوان به تاثیر خانواده، فقر و یادگیری و تربیت در محیط خانواده اشاره کرد. بسیاری از این مشکلات را در مقاله چالشهای دوران نوجوانی شرح دادهایم که مطالعه آنها میتواند بسیار تأثیر گذار باشد.
رفتار با نوجوان پرخاشگر
زمانی که نوجوان عصبی است و پرخاشگری میکند، والدین چه برخوردی میکنند؟ به طور معمول در این شرایط برای حفظ قـدرت در خانواده توسط والدین، آن ها پا به پای نوجوان داد میزنند. میل به انجام این کار در والدین بسیار طبیعی است. چرا که معمولا والدین تحمل ندارند که قدرت شان توسط فرزندان از بین برود. اما انجام این کار به معنی دعوت نوجوان به یک مبارزه و دعوای بزرگ تر است و به همین ترتیب یک دعوای طولانی میان شما و فرزندتان به وجود میآید.
برای برخورد بهتر توصیه میشود که قبل از شروع دعوا، یک جلسه خانوادگی ترتیب دهید و با آرامش گفتگو کنید. زمانی که شما نوجوان خود را به گفتگو دعوت میکنید، در واقع به او احترام میگذارید و احساس مهم بودن را به او نشان میدهید. همچنین اینگونه برخورد باعث میشود که نوجوان مهارت های اجتماعی، مهارت های حل مساله، مسئولیت پذیری و همکاری را بیاموزد.
درست است که دختران روی کاغذ خیلی خوب عمل می کنند اما زمانی که دقیق تر نگاه می کنیم این داستان موفقیت، کمی رنگ می بازد. درحالی که دستاوردهای دختران در سطح دانشگاهی در حال رشد است و آن ها همواره عملکرد بهتری نسبت به پسرها داشته اند، به همان نسبت میزان استرس، اضطراب و افسردگی آن ها نیز در حال رشد است. مطالعات اخیر نشان می دهد که میزان افسردگی در بین دختران تقریباً سه برابر پسران است.
این آمار نشان می دهد زمانی که دختران تمام تلاششان را می کنند تا به بهترین نحو خودشان را نشان دهند، از آن کار لذت نمی برند؛ و این شکاف موجود دقیقاً جایی است که والدین و معلم ها باید بر روی آن متمرکز شوند. مهم تر از اینکه دختران موفقی داشته باشیم باید یاد بگریم که چگونه شادی را به آن ها یاد بدهیم و دختران شادی داشته باشیم آن ها باید از روحیاتی برخوردار باشند تا بتوانند با چالش های زندگی در دوران بعد از بلوغ با موفقیت کنار بیایند و همچنین نسبت به خودشان حس خوبی دارا باشند.
فراموش نکنید که والدین بخصوص مادران بشدت بر روی دختران تأثیرگذارند. طبق آماری که از حدود ۱۱۰۰ دختر ۱۳ تا ۱۸ ساله گزارش شده ۶۳% آن ها بیان کردند که الگوی آن ها در زندگی مادرشان است و ۴۸% آن ها نیز گفتند زمانی که به مشکلی برمی خورند به اولین فردی که مراجعه می کنند مادرشان است. فقط ۱۵% آن ها گفتند که برای مشورت گرفتن به دوستانشان رجوع می کنند. دختران جوان تر بیشتر به مادرشان گرایش دارند. دختران در دوران راهنمایی با دوستانشان مشورت می کنند اما مادرشان مطمئن ترین فرد برای آن هاست.
با توجه به یافته های تحقیق بالا و سایر نتایج باید در نظر داشته باشید که شما به عنوان مادر همه چیز دخترتان هستید. تمام گزارش ها تأیید می کنند که رفتار مادر جلوی دخترش تأثیر خیلی زیادی بر روی رفتار او خواهد گذاشت. سعی کنید در خانه یک مادر اکتیو باشید وقتی دخترتان می بیند که شما برای دویدن بیرون می روید و یا در خانه ورزش می کنید درواقع دارید به او یاد می دهید که بدنش را دوست داشته باشد.
بنا بر گزارش انجمن زنان دانشگاهی امریکا میزان اعتمادبه نفس در میان دختران در دوران راهنمایی و دبیرستان سه و نیم برابر کمتر از پسران است. حال چه باید کرد؟ با تشویق شخصیت و فردیت دختر جوانتان شما سکوهای قدرتمند عاطفی را در وجودش پایه گزاری می کنید تا زمانی که به سن نوجوانی می رسد بتواند با پیچیدگی های آن سن به خوبی کنار بیاید. بگذارید خودش را باور داشته باشد به او اجازه دهید تا استعدادهایش را بشناسد و خودش تصمیم بگیرد که در چه زمینه ای استعداد دارد. به جای اینکه اسمش را کلاس شنا بنویسید چون همه همکلاسی هایش این ورزش را انتخاب کرده اند و ورزش محبوبی است، فهرستی از گزینه هایی که می تواند انتخاب کند را برایش آماده کنید و اجازه دهید خودش از میان آن ها یکی را انتخاب کند. وقتی به چیزی علاقه نشان داد بگذارید تا برود و آن مسیر را تجربه کند.
فرایند یادگیری از طریق روش آزمون وخطا می تواند اعتمادبه نفسش را بالا ببرد. گاهی نیز می توانید باهم چیزهای نوین را امتحان کنید تجربه طبخ یک شیرینی نوین، رفتن به کلاس هنرهای رزمی جایی که هردوی شما می توانید از ناکامل بودن و اشتباهات یاد بگیرید و شادباشید.
اضطراب بیشتر در محیط شکل میگیرد همچنین بیشتر ترسها هم در محیط شکل میگیرند. استرس پاسخ به محیط است به همین خاطر اگر ما بتوانیم در کودکانمان ارتباط، استقلال و شایستگی ایجاد کنیم بسیاری از این مشکلات که میبینیم از بین خواهد رفت.
اگر والدین در دوران کودکی الگوسازی خوبی ایجاد کنند مثلاً اینکه سعی کنند کودک از چیزی نترسد یا اینکه سعی کنند کودک از همان سنین کم جلوی جمع صحبت کند، به کودکان حس جرئتورزی دهند، کودک حس توانمندی ارزشمند بودن و عزت نفس داشته باشد، بسیاری از این مشکلات گفتهشده را در بزرگسالی تجربه نخواهد کرد چرا که پایه اصلی شخصیت در حدود 6سالگی ریخته میشود و گاهی تا نوجوانی ادامه پیدا خواهد کرد.
برای کم کردن اضطراب کودکان پیشنهاد میشود والدین یک محیط سرشار از انرژی مثبت و بهدور از اضطراب ایجاد کنند، خانه برای کودکان حکم یک پناهگاه را دارد.
اگر والدین خود گرفتار نگرانی و اضطراب هستند در درجه اول نگرانی و اضطراب خود را مدیریت کنند؛ اگر میخواهید کودکی جسور، شاد و باروحیه و بهدور از اضطراب تربیت کنید، در درجه اول باید نگرانی و اضطراب خود را مدیریت و سپس کودک را تشویق به رویارویی با عوامل ترس واضطراب کنید و از حمایت بیجای کودک بپرهیزید.
هنگام بروز نگرانی و اضطراب در فرزندتان سعی نکنید ذهن او را از آنچه باعث این تشویش است منحرف کنید بلکه تلاش کنید بدون ایجاد هرگونهفشار یا تهدید، درباره آنچه او را نگران کرده است، با او صحبت کنید، با ارائه راهکارهای منطقی او را بهجای عقبنشینی، تشویق به مبارزه وچالش با آن کنید و پس از آن برای او قدرت انتخاب بگذارید و به او اجازه دهید خودش راهکاری برای مقابله با اضطراب درونی خود بیابد، باید به کودک خود یاد بدهید که درباره مشکلات خود فکرکند و توضیح یا راهحلی برای آنها پیدا کند.