اختلال اضطراب (anxiety disorders) احساس ترس و اضطراب شدید نسبت به رویدادهای آینده و کنونی است. افرادی که با اختلال اضطرابی درگیر هستند، اغلب احساس اضطراب شدید درباره رویدادهای آینده دارند و همچنین در مواجهه با رویدادهای کنونی نیز، احساس ترس و اضطراب شدید را تجربه میکنند. این مشکل میتواند بر عملکرد روزمره این افراد تاثیر منفی بگذار و در روند فعالیتهای آنان اختلال ایجاد کند.
نشانههای اختلال اضطراب
نشانهها و علائم اختلال اضطراب متعدد است. در این بخش، به معرفی علائم این بیماری میپردازیم. بهتر است، این علائم و نشانهها را بشناسید تا در مواجه و رویا رویی با افرادی که اضطراب دارند به شکل مناسب و درستی رفتار کنید.
بیقرار بودن، احساس تنش و عصبانی بودن
بیقرار بودن، احساس تنش و عصبانی بودن، میتوانند از علائم و نشانههای اختلال اضطراب باشند. این اختلال میتواند به صورت مزمن و مکرر با احساس ناراحتی و نگرانی شدید همراه باشد. بیقراری و حس تنش ممکن است به خاطر اضطراب و استرس ناشی از موارد مختلفی همچون فشارهای روزمره، نگرانیها و ترسهای موجود در زندگی فرد به وجود آیند. همچنین، عصبانی بودن نیز میتواند نشانهای از واکنشهای روانی و جسمی ناشی از اضطراب باشد.
احساس خطر
احساس خطر قریبالوقوع نیز میتواند از علائم اختلال اضطراب باشد. افراد مبتلا به اختلالات اضطراب، به طور مداوم احساس نگرانی و خطر در مورد رویدادها و وقایع آینده دارند. ممکن است این افراد احساس کنند که اتفاقهای بدی در حال رخ دادن هستند ، حتی در حالتی که واقعیت اینطور نباشد این احساس خطر قریبالوقوع میتواند باعث افزایش استرس و نگرانی شدید و بیقراری شود.
مشکل تمرکز
مشکل در تمرکز نیز میتواند یکی از علائم اختلال اضطراب باشد. افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی با مشکل تمرکز رو به رو هستند. این افراد مشکل عدم تمرکز در مطالعه و عدم توانایی تمرکز بر روی وظایف روزمره را دارند. عدم تمرکز میتواند کیفیت انجام کارهای فرد را با مشکل رو به رو کند.
تنفس سریع و تعریق زیاد
تنفس سریع و تعریق زیاد از علائم و نشانههای اختلال اضطراب هستند. در زمان تجربه اضطراب و استرس ناشی از اختلال اضطراب، سیستم عصبی خودکار بدن فعال میشود و موجب ایجاد تغییرات فیزیولوژیک میگردد.
در واقع، امکان دارد تنفس سریع به علت افزایش نگرانی و فعال شدن سیستم عصبی خودکار بدن رخ دهد. همچنین، تعریق زیاد نیز میتواند نشانهای از اختلال اضطراب باشد. در شرایطی که فرد استرس و اضطراب را تجربه میکند، ممکن است بدن او تعریق زیادی بکند.
احساس ضعف یا خستگی
احساس ضعف و خستگی از علائم و نشانههای اختلال اضطراب است. افرادی که به اختلال اضطراب مبتلا هستند احساس ضعف و خستگی بیشتری را در مقایسه با دیگر افراد تجربه میکنند.
اختلال خواب
پرخوابی یا بیخوابی میتواند از علائم اختلال اضطراب باشد. افراد مبتلا به اختلال اضطراب ممکن است با مشکلات خواب روبرو شوند، به این صورت که یا دچار پرخوابی میشوند یا با مشکل کم خوابی مواجه هستند.
فکرها و نگرانیهای مداوم در ذهن، میتواند موجب بیخوابی در شبانهروز گردد. همچنین، در برخی افراد، اضطراب میتواند موجب پر خوابی و خواب بیش از حد شود، این اتفاق به علت فعال شدن سیستم عصبی خودکار بدن در مواجهه با استرس است.
اجتناب از قرار گرفتن و مواجه در شرایط اضطراب آور
اجتناب از قرار گرفتن در موقعیتهای اضطرابآور یکی از علائمی است که در اختلال اضطراب وجود دارد. افراد مبتلا به اختلال اضطراب ممکن است از روبهرو شدن با موقعیتهایی که برایشان ترسآور است، اجتناب کنند.
ممکن است فرد از حضور در جمعهای بزرگ اجتناب کند یا از رو به رو شدن با خاطرهای ناخوشایند و ناراحت کننده دور کند. اجتناب از موقعیتهای اضطرابآور ممکن است موجب محدود شدن فعالیتهای روزانه این افراد گردد. اجتناب از قرار گرفتن و مواجه در شرایط اضطراب آور به عنوان یک استراتژی مقابله با اضطراب استفاده میشود، اما ممکن است نتیجه برعکس داشته باشد و اضطراب را تشدید نموده و کیفیت زندگی را کاهش دهد.
موارد زیر از دیگر علائم و نشانههای اختلال اضطراب هستند.
داشتن سرگیجه
احساس وحشت
خشکی دهان
داشتن تپش قلب
داشتن حالت تهوع
تنش عضلانی
نشخوار فکری
علت بروز اختلال اضطراب
علت اصلی بروز اختلال اضطراب مشخص نیست، اما به نظر می رسد عواملی از جمله ژنتیک، محیط، میزان استرس، تغییرات مغز و یا آسیب و حادثه دخیل باشند و موجب بروز این اختلال شوند.
تشخیص اختلال اضطراب
تست آزمایشگاهی برای تشخیص اختلال اضطراب وجود ندارد. با این حال، برخی تست ها به منظو بررسی و تعیین مشکلات فیزیکی انجام خواهند شد. ممکن است شما به روانپزشک، روان شناس و یا مشاور ارجاع داده شوید تا با استفاده از ابزاهای تشخیصی و سوالاتی که از شما پرسیده می شود، نوع اختلال تشخیص داده شود.
نتیجهگیری
اختلال اضطراب یک وضعیت روانی است که با تجربه نگرانی مستمر و شدید و استرس و ترس زیاد در مواجهه با شرایط و موقعیتهای خاص همراه است. این اختلال میتواند اثرات منفی جدی بر کیفیت زندگی فرد داشته باشد. علائم اختلال اضطراب شامل نگرانی مداوم، ترس شدید، اجتناب از قرار گرفتن در شرایط و موقعیتهای اضطرابآور، عدم توانایی در کنترل نگرانی و استرس، اختلال در خواب و تمرکز و… است.
مهم است که افراد مبتلا به اختلال اضطراب به این نکته توجه کنند که با مراجعه به روانپزشک و روانشناس میتوانند مشکل خود را درمان کنند و کیفیت زندگی خوبی را تجربه کنند.
این کاملا طبیعی است که کودک احساس خجالتی کند. این غیرمعمول نیست که کودکان احساس کنند در معرض دید هستند، از ملاقات با افراد جدید دوری میکنند، یا احساس راحتی بیشتری در تماشای کناری به جای حضور در میانه صحنه دارند. با این حال، راه هایی وجود دارد که می توانید از کودک خود حمایت کنید و به رفعاضطراب اوکمک کنید .
معمولاً کودکان در موقعیتهای جدید یا اطراف افراد جدید عصبی میشوند. متأسفانه، جامعه ما اغلب شخصیتهای برونگرا را نسبت به شخصیتهای درونگرا تحسین میکند و این میتواند کودکان را در طی مراحل طبیعی رشد تحت فشار قرار دهد. درکودکانی که به طور طبیعی درونگرا هستند، این می تواند باعث احساس خودآگاهی شود.
با وجود همه اینها، کمرویی می تواند با مزایای زیر برای کودکان همراه باشد:
دستیابی به تعالی تحصیلی
گوش دادن و رعایت بهتر قوانین
شنوندهعالی بودن
برخی از علائمی که نشان می دهد خجالتی بودن فرزند شما ممکن است به شدت بر او تأثیر بگذارد و ممکن است برای مقابله با آن به کمک نیاز داشته باشد عبارتند از:
کاهش مهارت های اجتماعی یا مشارکت در اجتماعی شدن
دوستان کمتر
مشارکت کمتر در فعالیت های غنی مانند ورزش، رقص، نمایش یا موسیقی
احساس انزوا، تنهایی، بی اهمیتی و خودآگاهی
استرس غیر ضروری در مورد نظرات دیگران منجر به کاهش توانایی فرزند شما در رسیدن به پتانسیل کامل می شود
اضطراب شدید
عوارض جسمی مانند سرخ شدن، لکنت زبان و لرزش
علل کمرویی
در حالی که هر مورد منحصر به فرد است، برخی از دلایل احتمالی کمرویی کودک شما می تواند شامل موارد زیر باشد:
ژنتیکژنهای خاصیمیتوانند بر روحیه و شخصیت کودک تأثیر بگذارند.
شخصیت.برخی از افراد به طور طبیعی نسبت به دیگران حساس تر و مستعد ارعاب از شرایط بیرونی هستند. این می تواند در مورد فرزند شما صادق باشد.
رفتار آموخته شدهکودکان اغلب با تماشای والدین خود یاد می گیرند که چگونه رفتار کنند. اگر خجالتی هستید، ممکن است به کودک خود خجالتی بودن را آموزش دهید.
روابط خانوادگیگاهی اوقات، کودکانی که در خانواده یا با بزرگسالان زندگی خود احساس امنیت نمی کنند، خجالتی می شوند. والدینی که بیش از حد سرسخت هستند یا بیش از حد محافظت می کنند نیز می توانند خجالتی یا ترس را در فرزندان خود ایجاد کنند.
عدم تعامل اجتماعی.کودکانی که در اولین سال های حیاتی رشد خود از تعامل انسانی محروم می شوند ممکن است خجالتی باشند.
انتقاد شدید.کودکانی که توسط افراد مهمی مانند والدین، معلمان یا دوستان مورد تمسخر، آزار و اذیت یا انتقاد قرار می گیرند، معمولا خجالتی هستند.
ترس از شکست.کودکانی که احساس میکنند شکست خوردهاند یا به طور مداوم از محدودیتهای خود فراتر رفتهاند، میتوانند خجالتی ظاهر شوند.
در حالی که کمرویی یک مرحله طبیعی در رشد است که به احتمال زیاد فرزند شما از آن خارج می شود، راه هایی وجود دارد که می توانید از او حمایت کنید. برخی از کارهایی که می توانید برای کمک به آنها انجام دهید عبارتند از:
هرگز به کودک خود برچسب خجالتی نزنید.اگر کودک شما بداند که خجالتی است، ممکن است زمانی که رفتار خجالتی از خود نشان می دهد شروع به انتقاد از خود کند. این تصور که خجالتی بد است یا اینکه به این معنی است که مشکلی در فرزند شما وجود دارد فقط باعث می شود که اواحساس خجالتی کند.
فرزند خود را بپذیرید.هرگز فرزندتان را به خاطر خجالتی بودن مسخره نکنید. در عوض، سعی کنید به آنها بفهمانید که آنها را همانطور که هستند می پذیرید و دوست دارید.
سعی کن بفهمیاز کودکتان در مورد خجالتی بودنش بپرسید. سعی کنید ترس یا تردید آنها را در مورد نشان دادن به دنیا که هستند درک کنید.
اجازه دهید فرزندتان بداند که با آنها ارتباط دارید.در مورد مواقعی که احساس خجالت میکردید به فرزندتان بگویید. با آنها در مورد احساس بهتری صحبت کنید. بچهها به والدین خود نگاه میکنند و دانستن اینکه شما بر اضطراب خود غلبه کردهاید، به آنها احساس قدرت و توانمندی زیادی میدهد.
مدل رفتار مطمئنهیچ راهی بهتر از تماشای رفتار شما برای فرزندتان وجود ندارد تا یاد بگیرد چگونه رفتار کند.
در مورد مزایای بیرون بودن صحبت کنید.داستان هایی را در مورد اینکه چگونه برون گرا بودن به شما در زندگی کمک کرده است به اشتراک بگذارید. در مورد رفتارهایی که دوست دارید فرزندتان اتخاذ کند صحبت کنید. وقتی فرزندتان از این رفتارها الگو می گیرد، او را تحسین کنید.
هدف تعیین شدهمعیارهایی را برای فرزندتان تعیین کنید تا او را راحت تر در معاشرت قرار دهد. حتما اهداف را کوچک و دست یافتنی کنید. آنها می توانند به اندازه ای کوچک باشند که هر روز به یک نفر سلام کنند.
فرزندتان را در معرض چیزهای جدید قرار دهید.سعی کنید چیزهای جدیدی را به فرزندتان نشان دهید و او را در معرض تجربیات جدید قرار دهید. اگر در طول زمان ویژگیهای برونگرای بیشتری از خود نشان میدهند، حمایت کنید.
اطمینان حاصل کنید که فرزندتان می تواند کارهایی را انجام دهد که در آنها خوب است.اگر فرزند شما بتواند با فعالیتهایی که دوست دارد و در آن مهارت دارد شرکت کند، میتواند حس هدفمندی و اعتماد به نفس بالایی به دست آورد. وقتی در کاری مهارت دارند آنها را تحسین کنید و فرصت هایی برای انجام آن کارها برای آنها فراهم کنید. با شرکت در فعالیتهایی که از آنها لذت میبرند، حتی ممکن است راحتتر با کودکانی با علایق مشابه ارتباط برقرار کنند.
بسیاری از ما می خواهیم با فرد "مناسب" ملاقات کنیم و با او کنار بیاییم و بیشتر ما دوست داریم چنین رابطه ای پایدار بماند. در همان زمان، اکثر شراکت های عاشقانه به انحلال ختم می شود. برای مشاوره با روانشناس زن در تهران اینجا کلیک کنید
البته هر زوجی منحصر به فرد است. هر چه دو نفر مدت طولانی تری زندگی خود را با هم به اشتراک بگذارند، به احتمال زیاد عوامل پیچیده در آن دخیل هستند. فهرست دلایل زیر به معنای جامع نیست. آنها به سادگی برخی از رایج ترین و مخرب ترین عوامل پشت انحلال رابطه را نشان می دهند.
1. مسائل مربوط به اعتماد
فقدان یا از دست دادن اعتماد یکی از مضرترین عوامل سرایت موفقیت طولانی مدت یک زوج است. بدون اعتماد، یک رابطه دو لنگر اصلی برای یک پیوند قوی را از دست می دهد: ایمنی و امنیت.
مسائل مربوط به اعتماد ممکن است شامل عواملی مانندحسادت، مالکیت، سفتی غیرمنطقی،خیانتعاطفی ، خیانت فیزیکی/جنسی، انجام بازی های رابطه ای، فقدان قابلیت اطمینان و قابل اعتماد بودن، عدم حمایت عاطفی، عدم سازگاری مالی و فقداناهدافحمایتی متقابل باشد .
اگر فکر می کنید اعتماد یک مسئله اصلی در رابطه شماست (یا در رابطه قبلی شما بوده است)، بررسی کنید که آیا فقدان اعتماد بر اساس یک الگوی شواهد (مانند وعده های شکسته قابل توجه) است یا عمدتاً احساسات ذهنی (مانند حسادت بدون اثبات). صادقانه در نظر بگیرید که آیا فقدان اعتماد بر اساس ماهیت ملموس است یا ترس های ناموجه.
2. انتظارات متفاوت
"هرگز اجازه ندهید کسی اولویت شما باشد در حالی که به خود اجازه دهید گزینه او باشید."-مارک تواین
برای یک زن و شوهر آسان نیست که برای مدت طولانی با هم سفر کنند. عناصری که اغلب در ابتدای یک رابطه دو نفر را به سمت یکدیگر می کشانند -جاذبهفیزیکی ، اشتیاق جنسی، علایق مشترک، ارتباطاتشخصیتی، زمینه های اجتماعی-اقتصادی- اغلب به عنوان واقعیت ها و خواسته های زندگی روزمره کمتر اهمیت پیدا می کنند. با گذشت زمان، انتظارات یک زوج در رابطه ممکن است متفاوت شود، زیرا آنها شروع به دیدن برنامه های زندگی خود به عنوان "آنچه من می خواهم" به جای "آنچه ما می خواهیم" می کنند.
برخی از دلایل ایجاد اختلاف در روابط بین یک زوج عبارتند از:
آقا/خانم راست یا آقا/خانم همین الان؟
آیا شریک زندگی شما شما را به عنوان "آقا/خانم راست" یا "آقا/خانم همین الان" می بیند؟ به عبارت دیگر، شریک زندگی شما چقدر در مورد داشتن یک رابطه متعهدانه طولانی مدت با شما جدی است؟ با شریک زندگیت چطور؟
هنگامی که اضطراب اجتماعی پایدار و فراگیر باشد، میتواند منجر به تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی شود، یک وضعیت ناتوانکننده که تعاملات اجتماعی را از همه نوع استرسزا و چالشبرانگیز میکند. اختلال اضطراب اجتماعی از ترکیبی از عوامل، از جمله استعداد ژنتیکی، تجربیات دوران کودکی و عملکرد غیرعادی مغز ناشی می شود. با وجود مشکلاتی که اضطراب اجتماعی برای مبتلایان ایجاد می کند، به شدت به درمان پاسخ می دهد و می توان علائم آن را به طور موثر مدیریت کرد.
تعریف اضطراب اجتماعی و اختلال اضطراب اجتماعی
اضطراب اجتماعی می تواند عمیقاً بر توانایی فرد برای اجتماعی شدن و برقراری ارتباط با افراد دیگر تأثیر بگذارد. برای کسانی که از اختلال اضطراب اجتماعی تمام عیار رنج می برند، که در هر سال تاهفت درصد از جمعیت بزرگسالرا شامل می شود ، علائم اضطراب اجتماعی می تواند طاقت فرسا، ناتوان کننده و فراتر از توانایی کنترل باشد.
* اضطراب پیشبینیکننده که باعث میشود مبتلایان به اضطراب اجتماعی از فرصتهای گفتگو یا سخنرانی در جمع اجتناب کنند
* علائم شدید اضطراب که در طول تعاملات اجتماعی ناخواسته یا استرس زا تجربه می شود
* مهارت های ارتباط کلامی ضعیف، که به دلیل ناتوانی فرد در تفکر واضح در هنگام تجربه اضطراب پیچیده است.
* خود ارزیابی بیش از حد انتقادی از عملکرد پس از پایان مکالمات یا ارائه های گفتاری
* عزت نفس پایین و کمبود اعتماد به نفس که با انتقاد مداوم از خود تقویت می شود.
هنگامی که با دوستان نزدیک یا خانواده تعامل ندارند، افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی شدید ترس عمیقی از قضاوت، طرد شدن، شرمساری یا تحقیر شدن در طول تعاملات اجتماعی دارند. هر چقدر هم که این ترس ها غیرمنطقی باشند، فرار از آنها دشوار است.
علل ژنتیکی اختلال اضطراب اجتماعی
افراد دارای والدین یا والدینی که از اختلال اضطراب اجتماعی رنج میبرند،30 تا 40 درصد بیشتر احتمال دارد که خودشان به این بیماری مبتلا شوند. با این حال، نمی توان دانست که چه مقدار از ارتباط اضطراب اجتماعی والد-کودک بر اساس ژنتیک و چه میزان بر اساس سبک فرزندپروری است که به طور طبیعی تحت تأثیر وجود این اختلال است.
تحقیقات اخیر در مورد نشانگرهای ژنتیکی خاص برای اضطراب اجتماعی بر تغییرات ژنی به نام SLCGA4 متمرکز شده است که در انتقال انتقال دهنده عصبی سروتونین نقش دارد، ماده ای شیمیایی که می تواند به تسکین اعصاب و تثبیت خلق و خوی کمک کند. هم کمبود وهم زیاد بودن سروتونینبا علائم اضطراب اجتماعی مرتبط است و افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی برای تولید مداوم و بدون نوسان سروتونین تلاش می کنند.
نقش شما به عنوان یک درمانگر این است که ارزش جلسات خود را به حداکثر برسانید، الگوهای ناکارآمد را بشکنید و به زوج خود کمک کنید تا وسایل ارتباطی و پشتیبانی بهتری را شناسایی کنند. با ابزارهای مناسب، می توانید مهارت ها و دانش لازم را برای زوج خود فراهم کنید تا به افراد بهتر و شرکای بهتری برای یکدیگر تبدیل شوند.
کار با دو نفر اغلب به معنای تمرکز بر اهداف بسیار بیشتر از درمان انفرادی است. همچنین ممکن است زوج های خود را با بحث و جدل، صحبت بر سر یکدیگر یا تمرکز بر مسائل منفی تجربه کنید. در اینجا چند نکته درمانگر برای زوج درمانی آورده شده است تا به جلسات شما کمک کند تا کارآمدتر شوند.
1. انتظارات واقع بینانه تنظیم کنید
تعیین انتظارات واقع بینانه می تواند به بیماران شما کمک کند تا احساس کنند که رابطه آنها در حال پیشرفت است نه چیزی که شما می توانید آن را "اصلاح کنید". برخی از شرکا ممکن است از درمان استفاده کنند تا خواستار تغییر در شریک خود باشند و انتظار دارند فوراً نتایج را ببینند. با این حال، این وظیفه شما بهعنوان یک درمانگر است که به بیماران خود کمک کنید تا ببینند زوجدرمانی یک فرآیند طولانیمدت است نه چیزی که آنها میتوانند به شدت کنترل کنند. جستجوی درمان وسیله ای برای پرورش رشد و رفتارهای سالم است نه تغییر فرد.
انواع دیگر انتظارات غیر واقعی عبارتند از:
به امید اینکه درمانگر طرفی بگیرد و با یک شریک بر دیگری توافق کند.
با فرض اینکه درمانگر بلافاصله رابطه را بهبود می بخشد.
با این باور که آنها فقط باید در مورد عیوب شریک زندگی خود و زمینه های بهبود یافته صحبت کنند.
انتظارات بیماران خود را زودتر تعیین کنید تا از ناامیدی جلوگیری کنید. به آنها یادآوری کنید که زوج درمانی به جای شکایت کردن یا شکایت، به دنبال تفاهم و راه حل است. به یاد داشته باشید، شما مدافع هیچ یک از طرفین بر دیگری نیستید، بلکه مدافع سلامت رابطه آنها هستید.
2. به هر فرد یادآوری کنید که روی کاری که می تواند انجام دهد تمرکز کند
ضروری است که به طور دوره ای به هر یک از شرکای زوج درمانی یادآوری شود که تغییر از خودشان شروع می شود. هر دو طرف در مسائل رابطه سهیم هستند و هر دو باید اهمیت کار را از درون درک کنند. اگر شرکای نقش خود را در مسائل رابطه انکار کنند، دستیابی به این همکاری می تواند چالش برانگیز باشد. نگاه کردن به طرف مقابل به عنوان مشکل به جای تمرکز بر کار تیمی تنها مانع پیشرفت او می شود.
در اینجا چند سوال وجود دارد که می توانید در صورت تجربه این مشکل در زوج درمانی بپرسید:
آیا زمان بیشتری را صرف تمرکز بر اعمال شریک زندگی خود می کنید؟
آیا شریک زندگی خود را به خاطر چیزهایی که هر دو مسئولیت آن را دارید سرزنش می کنید؟
آیا در مورد خشم و عصبانیت ارتباط برقرار می کنید یا پس از درگیری از آن اجتناب می کنید؟
آیا تمایلی به تغییر شریک زندگی خود دارید اما خودتان را تغییر نمی دهید؟
آیا متوجه الگوها یا چرخه هایی از همان مسائل تکراری می شوید؟
وقتی یکی از بیماران به جای اینکه روی خودش کار کند، روی اصلاح دیگری تمرکز می کند، بلافاصله فرصت همکاری با یکدیگر را از دست می دهد و به تیم های مخالف تبدیل می شود.
3. بر پیشرفتی که دارند تاکید کنید
برجسته کردن پیشرفت آنها در هر جلسه می تواند یک راه عالی برای کمک به زوجین باشد تا به سمت ذهنیت مثبت تغییر کنند. در حالی که ممکن است برای تعیین اهداف و انتظارات روشن چند بازدید لازم باشد، اما می توانید با تاکید بر تلاش بیماران خود انگیزه خود را حفظ کنید.
جلسات خود را با پرسیدن از هر یک از شریکها آغاز کنید که میخواهند در بازدیدشان به چه چیزی بپردازند و با مشخص کردن اینکه چگونه میتوانند برای رسیدن به آن هدف کار کنند، پایان دهید. این ساختار می تواند به تمرکز بیماران شما بر روی اهداف خاص کمک کند. کار کردن بر روی این اهداف خارج از زمان با شما می تواند به آنها کمک کند تا از پیشرفت خود آگاه شوند.
همچنین میتوانید هر بار که به بیماران خود چیزی مثبت در مورد رسیدن به اهدافشان به اشتراک میگذارند، درباره نحوه یادگیری، تغییر و رشد آنها بازخورد بدهید. یادآوری پیشرفت آنها، صرف نظر از اینکه چقدر جزئی باشد، به حفظ خوش بینی بین هر دو طرف کمک می کند.
4. رازها را از شرکای خود پنهان نکنید
درمانگران هرگز نباید اطلاعات یکی از شرکت کنندگان در زوج درمانی را حفظ کنند، حتی اگر موضوع حساسی باشد.
یکی از شرکا ممکن است بخواهد به طور خصوصی در مورد چیزی که از طرف مقابل نگه داشته است، مانند یک رابطه، اعتیاد، مسائل خانوادگی یا شک و تردید در رابطه با شما صحبت کند. با این حال، دانستن اینکه یکی از بیماران شما دروغ میگوید یا اطلاعات دیگری را نگه میدارد، انجام مؤثر درمان زوجین را برای شما دشوار میکند. به اشتراک گذاشتن اطلاعات تنها با یکی از اعضای زوج، هر دو شریک را از رسیدگی به مسائل در مکانی امن و اعتماد باز می دارد.
تعیین انتظارات و مرزهای واضح در مورد این موضوع در جلسه اول بسیار مهم است. قبل از غواصی، روشن کنید که نمی توانید رازهای هیچ یک از بیماران خود را حفظ کنید، مگر اینکه آنها بخواهند به طور خصوصی در مورد نحوه گفتن این موضوع به فرد دیگر در جلسه بعدی صحبت کنند.
به عنوان یک درمانگر، شما باید همیشه از شفافیت و بی طرفی با بیماران خود حمایت کنید. اجازه دادن به هر بیمار برای گفتوگو کردن مسائل با شما در خارج از زوجدرمانی، میتواند باعث شود که طرف مقابل احساس کند که او را کنار گذاشته یا تحت تأثیر قرار گرفته است، و باعث میشود که او کمتر از درمان استقبال کند و مشکلات اعتماد بیشتری ایجاد کند.
5. یک منطقه رشد را در هر جلسه تسهیل کنید
تمرکز بر روی یک زمینه رشد در هر بازدید می تواند به زوج شما کمک کند که احساس کنند در حال پیشرفت مداوم هستند. زن و شوهر باید فشار احساسات منفی نسبت به یکدیگر را در هر جلسه احساس کنند زیرا در جهت ارتقاء مهارت های ارتباطی خود و ترک عادت های منفی تلاش می کنند. شما می توانید با تمرکز بر یک نگرانی اصلی در هر جلسه یا یافتن راه حل های مختلف برای یک مانع خاص، به تسریع این رشد کمک کنید.
گفتوگوی مشارکتی میتواندخصومت و تسلط مکالمهبین شرکا را کاهش دهد. همچنین می تواند به آنها کمک کند تا به جای شکایت و انتقاد از شریک زندگی خود، روی آنچه از رابطه می خواهند تمرکز کنند. سعی کنید از زوج خود بخواهید از جملات گفتگوی مشارکتی مانند «احساس میکنم…» و «نگرانیهای من…» استفاده کنند تا به آنها کمک کنید تا روی خواستههایشان از جلسه تمرکز کنند.
6. مهارت های آموزش داده شده در هر جلسه را تمرین کنید
ایجاد و تمرین مهارت ها در یک جلسه می تواند استفاده از آن ها را برای زوجین در خانه آسان تر کند. هنگامی که زمینه های خاصی را شناسایی کردید که باید روی آنها تمرکز کنید، به زوج خود بگویید چگونه می توانند این مهارت ها را در درمان تمرین کنند و به طور مستقل روی رابطه خود کار می کنند.
به عنوان یک درمانگر، می توانید با ارائه رویکرد صحیح، راه را برای الگوهای رفتاری جدید نشان دهید. اگرچه ممکن است مدتی طول بکشد تا بیماران شما آنچه را که آموختهاند به کار گیرند و پیشرفت را در درون خود ببینند، اما مهم است که بدانند چگونه آموختههای خود را تمرین کنند.
7. یک برنامه درمانی روشن ایجاد کنید
داشتن یک دوره درمان مشخص و دانستن اهداف نهایی زوج به شما کمک می کند در طول جلسات خود در مسیر خود بمانید. اگر بیماران شما زمانی که احساس میکنند هدف قرار گرفتهاند، از موضوع خارج میشوند یا چیزی نامرتبط را مطرح میکنند، اهداف و اقدامات خاص برای کمک به آنها برای رسیدن به آن مقصد را به آنها یادآوری کنید.
مهم است که به یاد داشته باشید که به عنوان درمانگر، کنترل جلسات را در اختیار دارید. همیشه تلاش کنید تا بحث در جهت مفیدی پیش برود. جهت روشن به بیماران شما کمک میکند تا نسبت به دور زدن در دایرهها بر سر همان درگیریهای حلنشده احساس بهرهوری بیشتری داشته باشند.
8. احساسات را آرام نگه دارید
زمانی که احساسات شدید منجر به فریاد زدن، گریه کردن، مشاجره یا صدا زدن می شود، هدایت جلسه درمانی می تواند چالش برانگیز باشد. درمان فرصتی برای زوجین است تا خود را آسیب پذیر کرده و احساسات خود را ابراز کنند. با این حال، این آسیبپذیری همچنین میتواند منجر به یک شدت عاطفی شود که تمرکز بر هر چیزی سازنده را دشوار میکند.
با آموزش تکنیکهای زوجدرمانیبرای حفظ آرامش،جلسه را کنترل کنید . آنها را تشویق کنید تا به جای سرزنش کردن یا بلند کردن صدایشان، از طریق احساسات خود صحبت کنند. وقتی احساسات زیاد است، به بیماران خود یادآوری کنید که می توانند با تمرکز بر گفتگوی مشترک به جای شرکت در اتهامات متقابل، جلسه خود را به حداکثر برسانند.
9. مطمئن شوید که زوج ها محترم می مانند
علاوه بر حفظ آرامش، برای هر بیمار بسیار مهم است که حتی هنگام صحبت در مورد موضوعات حساس یا تجربه لحظات خشم، احترام بگذارد. در حالی که درمان مکانی برای بیان این مسائل است، باید قوانین روشنی در مورد نحوه صحبت طرفین با یکدیگر وجود داشته باشد.
یکی از طرفین که از زبان نامناسب استفاده می کند می تواند طرف مقابل را از گوش دادن یا تعامل بازدارد و پیشرفت کل جلسه را از مسیر خود خارج کند. در حالی که هر فردی سزاوار این است که احساس کند شما دیدگاه او را شنیده و درک کرده اید، اما هر دو سزاوار احترام و پذیرش هستند.
10. بر مهارت های حل مسئله تمرکز کنید
آموزش حل مسئله به شرکا به آنها کمک می کند تا مسائل رابطه خود را هم در جلسه و هم در خانه بررسی کنند. اگرچه بسیاری از بیماران ممکن است از شما انتظار داشته باشند که رابطه آنها را یک شبه اصلاح کنید، اما وظیفه شما این است که ابزاری را برای آنها فراهم کنید تا راه حل خود را پیدا کنند. در حالی که اگر زوجی در یافتن راههایی برای حل مشکلاتشان با هم مشکل دارند، باید پیشنهاداتی ارائه دهید، اما در نهایت به آنها بستگی دارد که بهترین مسیر را پیدا کنند.
کنار گذاشتن رفتارهای منفی مانند نق زدن، متهم کردن یا سرزنش کردن و تمرکز بر رشد و تغییر برای بسیاری از بیماران، به ویژه زوج ها، می تواند چالش برانگیز باشد. به عنوان یک درمانگر، می توانید به آنها کمک کنید تا راه هایی برای کار با یکدیگر برای حل اختلافات و درگیری ها به عنوان یک تیم پیدا کنند.
11. دوستانه و مثبت اندیش باشید
بسیاری از افراد ممکن استتمایلی به شروع زوج درمانی نداشتهباشند یا در برابر باز کردن صحبت مقاومت کنند و هر یک از طرفین می خواهند احساس کنند که دوستش دارند و شنیده می شوند بدون اینکه احساس کنند شما شریک زندگی خود را بر آنها ترجیح می دهید. در حالی که شما آموزش دیده اید تا به الگوهای رفتاری منفی و کمبودها توجه کنید، تمرکز بر نکات مثبت نیز به همان اندازه مهم است. سعی کنید لحن خود را گرم و خوشایند نگه دارید تا محیطی مثبت ایجاد کنید و با هر بیمار دوستانه بمانید.
به بیماران خود بگویید که فکر می کنید آنها در رابطه خود چه کاری خوب انجام می دهند و چه چیزی برای آنها مناسب است، می تواند به آنها کمک کند تا در طول درمان با آنها صحبت کنند. به خاطر داشته باشید که در حالی که آنها به دلیلی به درمان می آیند، ممکن است برای برداشتن این مرحله دچار مشکل شده باشند. سعی کنید جلسات خود را تا حد امکان انگیزه و نشاط بخش نگه دارید.
12. تجربیات اولیه زندگی را کاوش کنید
پرسیدن سوالاتی در مورد تجربیات قبلی زندگی هر یک از طرفین می تواند به طرف مقابل درک واضح تری از شرایطی بدهد که ممکن است منجر به رفتار یا مشکلات فعلی او شده باشد. پاسخهای آنها همچنین به شما کمک میکند تصویر بهتری از زندگی آنها قبل از ورود به این رابطه ترسیم کنید و درک کنید که چگونه سالهای اولیه آنها ممکن است بر توانایی آنها برای حفظ یک رابطه عاشقانه تأثیر بگذارد.
تجربیات اولیه خانواده می تواندبر توانایی شما برای حل مشکلاتو دفاع از نیازهایتان در روابط عاشقانه بعدی تأثیر بگذارد. دوران کودکی و تجربیات اولیه زندگی می تواند تمایل افراد را برای آسیب پذیری عاطفی تغییر دهد. دوری از تجربیات درونی و دوری از احساسات منفی نیز میتواند باعث ترس بیمار از باز شدن و ناتوانی در رسیدگی به موضوعات چالش برانگیز شود.
در حالی که این واکنشها میتوانند چند جلسه اول زوجدرمانی را به یک چالش تبدیل کنند، مهم است که هر دو طرف احساس امنیت کنند. با آنها صبور باشید زیرا آنها برای پذیرش احساسات دشوار تلاش می کنند.
13. از تمرکز زوج بر انتقاد دوری کنید
بخش حیاتی زوج درمانی این است که به بیماران خود بیاموزید که به شریک خود نگویند که آنها می خواهند چه کاری متفاوت انجام دهند یا چگونه باید تغییر کنند. در حالی که انتقاد و اتهام در روابط رایج است، کمک به آنها برای درک و بحث در مورد هر موضوع به هر دو شریک اجازه می دهد تا احساسات و نگرانی های خود را بیان کنند. هنگامی که آنها می توانند این کار را انجام دهند، هر یک از شرکا باید بتوانند از خود بپرسند که چه کاری می توانند برای حل این مسائل انجام دهند.
منفی گرایی کلامی مداوم مانند انتقاد، حالت تدافعی، تحقیر و قطع گفتار می تواند به شما کمک کند تا تعیین کنید که زن و شوهرتان چگونه به صورت روزانه تعامل دارند. سعی کنید بیماران خود را از ارتباطات منفی دور کنید و به یکدیگر بگویید چه کاری انجام دهند و به آنها کمک کنید تا در عوض روی چگونگی پاسخگویی به نیازها و نگرانی های شریک زندگی خود تمرکز کنند.
14. از زوجین بخواهید نکات مثبت را به خاطر بسپارند
تشویق بیماران به تمرکز بر روی بخشهای مثبت رابطهشان میتواند منجر به کاهش عیبیابی و بهبود درک آنها از یکدیگر شود. بسیاری از زوجها ممکن است تا زمانی که درمان را شروع میکنند، مدت زیادی با هم بودهاند که نمیتوانند به خاطر بیاورند که چه چیزی آنها را به هم نزدیک کرده است یا چه چیزی باعث شده در طول سالها بخواهند با هم بمانند. از زوج خود بخواهید که خاطرات ارتباط مثبت یا زمان هایی را که با هم مشکلی را با موفقیت حل کرده اند تعریف کنند.
نگاه کردن به رابطه زن و شوهر به گذشته می تواند به آنها کمک کند از اشتباهات خود درس بگیرند و متوجه شوند که چه به صورت فردی و چه به عنوان یک زوج نقاط قوت آنها چیست. تشویق خاطرات نوستالژیک در یک رابطه عاشقانه می تواند بهافزایش رضایت از رابطه و احساسات مثبتکمک کند زیرا این زوج به یاد گذشته ای می پردازند که آنها را به هم پیوند می دهد.