کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

علائم دوقطبی در مردان: 10 علامتی که باید به دنبال آنها باشید

همانطور که جهان با اختلال دوقطبی بیشتر آشنا می شود - با تشخیص آن به عنوان یک بیماری روانی که بر زندگی تعداد زیادی از افراد تأثیر می گذارد - متوجه دوگانگی جالبی شدم. در یک سطح، جامعه به طور فزاینده ای این بیماری را می پذیرد، که قبلا به عنوان افسردگی شیدایی شناخته می شد، و به نظر می رسد درک می کند که این وضعیتی است که نیاز به درمان دارد تا فردی که با آن دست و پنجه نرم می کند زندگی عادی داشته باشد. اما در کار من که با مردان در محیط شهری رفتار می‌کنم، به نظر می‌رسد که این انگ هنوز برای مردان وجود دارد.

چگونه می تواند این باشد؟ این راهی است که من آن را می بینم. در جوامع مردسالار مانند ایالات متحده، مردانگی تا حد زیادی با خودکنترلی و مقررات عاطفی تعریف می شود. کلیشه های جنسیتی منجر به درک ناهنجار علائم می شود. متأسفانه، افرادی که با شرایط سلامت روانی مانند اختلال دوقطبی زندگی می کنند ، اغلب توسط جامعه به حاشیه رانده می شوند.

چندین مطالعه رابطه بین کیفیت زندگی و دوقطبی را بررسی کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که کیفیت زندگی در افرادی که با دوقطبی زندگی می کنند به طور مشخص مختل می شود. این منجر به انگ و تبعیض می شود که می تواند در بهبود و یکپارچگی اجتماعی اختلال ایجاد کند. یکی از موفق‌ترین استراتژی‌ها برای مبارزه با انگ و تبعیض، تشویق یک فرد مبتلا به دوقطبی برای به اشتراک گذاشتن داستان خود و بحث درباره سفر خود است.

نتیجه تاسف بار این است که مردان بیشتر در معرض خطر تشخیص اشتباه قرار دارند و - حتی بدتر - احتمال کمتری دارد که این اختلال را در خود تشخیص دهند. به همین دلیل، مهم است که بدانیم علائم اختلال دوقطبی در مردان با زنان متفاوت است.

اختلالات سلامت روان بر اساس جنسیت تبعیض قائل نمی شوند. به گفته موسسه ملی سلامت روان ، اختلال دوقطبی، که با تغییرات قابل توجه در خلق و خو و سطح انرژی مشخص می شود، به طوری که بر توانایی انجام وظایف روزانه تأثیر می گذارد، 2.8 درصد از جمعیت بزرگسال در ایالات متحده را تحت تأثیر قرار می دهد. از این گروه، وقتی بر اساس جنسیت تقسیم می شوند، مردان کمی بیشتر (2.9٪) نسبت به زنان (2.8٪) تحت تأثیر قرار می گیرند. مردان هم در نوجوانی و هم در بزرگسالی به اندازه زنان در برابر اختلال دوقطبی آسیب پذیر هستند.

افراد مبتلا به اختلالات دوقطبی (سه نوع وجود دارد: دوقطبی I، دوقطبی II و اختلال سیکلوتایمیک) حالات هیجانی شدیدی را تجربه می کنند - شیدایی، هیپومانیک یا افسردگی. آنها همچنین دوره هایی دارند که خلق و خوی آنها ثابت است.

به نظر می رسد جنسیت در چگونگی وجود این اختلال در فرد نقش دارد زیرا این بیماری به شدت بر حالات عاطفی و روانی تأثیر می گذارد.

متوسط ​​سن شروع اختلال دوقطبی 25 سال است، اگرچه ممکن است زودتر شروع شود و دیرتر رخ دهد - در دوران میانسالی. همین نسبت جنسیتی در مورد دوقطبی در نوجوانان صادق است - هیچ تفاوت قابل ملاحظه ای از نظر جمعیت وجود ندارد. با این حال، در مورد تفاوت علائم بین گروه های سنی، اختلال دوقطبی نوجوانان اغلب از نظر شدت با بزرگسالان متفاوت است.

هنگامی که این اختلال برای اولین بار در حال توسعه است، الگوهای رفتاری می توانند نامنظم تر باشند. برای مثال، نوجوان دوقطبی از حالت هیجانی به افسردگی سریعتر از بزرگسالی که وضعیت خاص خود را برای بیش از یک روز حفظ می کند، «چرخه» می شود (پیپیچ 16-17). بنابراین، سن فقط از نظر پیشرفت اختلال مرتبط است و نه به جنسیت یا تفاوت در ابتلا.

علائم شیدایی در طیف وسیعی از اشکال برای مردان و زنان وجود دارد. درک این نکته مهم است که "شیدایی" به هیچ وجه به رفتار شدید یا پرخاشگری فیزیکی ترجمه نمی شود. ممکن است، اما علائم معمولا بیشتر روانی هستند. تفکر و احساس شیدایی گاهی به توهم تبدیل می‌شود، مانند ایده‌های بزرگ درباره خود به عنوان داشتن هدف خاصی برای تحقق. در طول مرحله شیدایی، مشاهده خود «من» با رفتارها، قضاوت‌ها، احساسات و اعمال در زمان واقعی در حال تجلی و نظارت است. توهمات همچنین در موارد شدید رخ می دهد، که در آن فرد قادر به تشخیص واقعی از غیر واقعی نیست.

حالت های شیدایی اغلب با بی خوابی مشخص می شود. فرد بی خوابی ندارد ، بلکه آنقدر وسواس دارد که معتقد است به خواب کمتری نیاز دارد یا ترجیح می دهد تا زمانی که ممکن است بیدار بماند. با این حال، معمولاً شیدایی مانند مرحله‌ای از هیجان طولانی مدت است. این ممکن است منجر به پاسخ منفی یا مثبت شود. فرد ممکن است ساعت ها یا روزها بیهوده و مضطرب باشد، بدون هیچ دلیلی که نمی تواند نامش را ببرد، یا ممکن است برای مدت طولانی در حال سرخوشی باشد. شیدایی اساساً یک حالت تشدید شده از ادراک، احساس و رفتار است و فرد دوقطبی نمی تواند شیدایی را مهار کند. حالات شیدایی بدون در نظر گرفتن احساس شادی یا غم فراوان، بر شخصیت و فرآیندهای شناختی غلبه می کنند.

متأسفانه، بسیاری از مردم از تصدیق واقعیت این اختلال در خود یا نزدیکان خود امتناع می ورزند (پیپیچ 40). انکار امری رایج است. در تجربه من، مردان ممکن است تمایل بیشتری به انکار مشکل داشته باشند، زیرا این مشکل با افراط‌های عاطفی سروکار دارد و به مردان آموزش داده می‌شود که احساسات خود را نشان ندهند.

هنجارهای جنسیتی علاوه بر این بر شناسایی و درمان اختلال تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، زنانی که دوقطبی تشخیص داده می‌شوند، احتمالاً داروهای ضد افسردگی و سایر اشکال درمان تجویز می‌شوند. این احتمال را افزایش می دهد که زنان به سادگی تمایل بیشتری به بیان حالات افسردگی خود دارند (کارانتی و همکاران 305). البته راه‌های دیگری برای تشخیص دوقطبی در مردان و زنان وجود دارد، اما مهم است که قبل از تمرکز بر علائم مردانه یا علائمی که بیشتر در مردان دیده می‌شود، این نشانه جنسیت را تشخیص دهید.

در حالی که این بیماری و علائم در هر دو جنس تقریباً یکسان هستند، کلیشه های جنسیتی گاهی اوقات علائمی را که در غیر این صورت نشان دهنده بیماری است، به اشتباه توجیه می کنند. به عنوان مثال، حالت مانیک سرخوشی به یک احساس مستمر و اغراق آمیز رفاه در مردان و زنان ترجمه می شود. اغلب بدون هیچ دلیل مشخصی، فرد فقط "احساس عالی دارد". این می تواند منجر به نوعی اعتماد بیش از حد افراطی شود که ممکن است تشخیص آن در مردان دشوارتر باشد، زیرا اعتماد به نفس در مردان تشویق می شود، به ویژه در فرهنگ آمریکایی که اعتماد به نفس مترادف با مردانگی است. در نتیجه، دیدن رفتار غیر معمول در یک مرد دشوارتر می شود.

تصمیم‌گیری ضعیف و ریسک‌پذیری یا رفتارهای بی‌ملاحظه نیز از علائم مرتبط با شیدایی در فرد مبتلا به دوقطبی است. باز هم، از آنجایی که عموماً از مردان آمریکایی انتظار می‌رود که با اعتماد به نفس رفتار کنند، هر بی‌احتیاطی ممکن است در مردان قابل قبول‌تر از زنان باشد. ریسک پذیری، بی خوابی، بیش فعالی و سرخوشی غیرقابل توضیح همه علائمی هستند که در مردان مبتلا به اختلال دوقطبی باید مراقب آنها بود.

در هر دو جنس، افسردگی دوقطبی خود را از طریق شش رفتار نشان می دهد: خواب زیاد، تغییر در غذا خوردن، گوشه گیری و عبوس بودن، تحریک پذیری، ناتوانی در تمرکز، و عدم علاقه به تقریباً هر چیزی که معمولاً از آن لذت می بریم. تعجب آور نیست که افراطی ها شامل انگیزه ها و تلاش های خودکشی و همچنین رفتارهای منزوی می شوند.

اختلال دوقطبی خطر خودکشی بالایی دارد. خودکشی در مردان یک مشکل مهم اجتماعی، رفتاری و پزشکی است. مردان در مقایسه با زنان درصد بیشتری از اقدام به خودکشی و میزان کامل خودکشی را دارند. شناسایی زودهنگام اختلال دوقطبی و عوامل خطر برای مداخله، درمان و پیشگیری از هرگونه رفتار پرخطر ضروری است.

باز هم می توان ادعا کرد که زنان راحت تر احساسات خود را آشکار می کنند و تمایل بیشتری برای کمک گرفتن دارند. شواهد گسترده نشان می دهد که مردان معمولاً تمایلی به اعتراف به افسردگی ندارند. در واقع، آنها اغلب اقدامات افراطی انجام می دهند تا از شناسایی افسرده نشوند – از نظر بالینی یا غیر آن – زیرا افسردگی و علائم ناشی از آن با هنجارهای مردانه استقلال و کنترل عاطفی سرپیچی می کنند.

پزشکان به طور فزاینده ای گزارش می دهند که افسردگی و اختلال دوقطبی به دلیل ارتباط فراگیر این بیماری ها با ضعف شخصیت، به میزان قابل توجهی در جمعیت مردان کمتر دیده می شود. آن‌چه با توجه به 10 علامت شیدایی و افسردگی ظاهر می‌شود، این است که هنجارهای جنسیتی مشکلات بیشتری را برای تشخیص بیماری در مردان ایجاد می‌کند. این یک بیماری است که بر درگیری های عمیق عاطفی و روانی متمرکز است که به صورت ژنتیکی و محیطی ایجاد می شود. همه علائم رفتاری هستند، برخلاف بیماری هایی که به صورت علائم فیزیکی ظاهر می شوند، مثلاً مسمومیت غذایی.

متأسفانه، مردانی که از بیماری دوقطبی رنج می‌برند، کمتر قابل شناسایی هستند و کمتر به دنبال کمک و درمان هستند.

چرا به روانشناس مراجعه کنید؟ مزایا و مشاوره تخصصی

به‌عنوان ارائه‌دهنده برنامه‌های دستیار کارمند (EAP) اغلب از ما می‌پرسند: « چرا باید با یک روانشناس صحبت کنم؟ ممکن است دوستان نزدیکی داشته باشید که بتوانید در مورد سلامت روان خود با آنها صحبت کنید یا ممکن است فکر کنید که اصلاً صحبت کردن با کسی چه فایده ای دارد. ما از روانشناس Jaydene Tucker در مورد مزایای صحبت با یک روانشناس آموزش دیده پرسیدیم.. برای ارتباط با روانشناس خوب مرد در تهران اینجا کلیک کنید

 

دینامیک های مختلف برای بهتر شدن


پویایی صحبت کردن با یک روانشناس با زمانی که با یک دوست صحبت می کنید به روشی که تجربه را برای شما بهینه می کند متفاوت است. جلسات محیطی امن و بدون قضاوت را برای کشف افکار، احساسات و نگرانی های شما ارائه می دهند. هنگامی که به یک روانشناس مراجعه می کنید، تمرکز می تواند روی شما باشد، بدون اینکه نگران این باشید که احساس کنید ممکن است بر شنونده فشار بیاورید. روانشناسان وارد این حرفه می شوند زیرا علاقه و شیفتگی واقعی در شنیدن داستان های مردم و کمک به آنها برای یافتن راه هایی برای داشتن زندگی رضایت بخش تر وجود دارد.

 

محرمانه بودن و مشخص بودن مرزها


روانشناسان موظفند به مجموعه ای از استانداردهای اخلاقی به خوبی تعریف شده، دستورالعمل هایی برای تمرین و مرزها پایبند باشند، به این معنی که آنها می توانند بدون اینکه بخشی از زندگی شما باشند، درگیر زندگی شما شوند. این واقعیت که جلسات کاملاً محرمانه هستند اغلب به مردم این خیال را می دهد که چیزهایی که به اشتراک می گذارند قرار نیست برای دیگران به اشتراک گذاشته یا پخش شوند. این می‌تواند افراد را قادر سازد تا در طول جلسه مشاوره در مورد آنچه تجربه می‌کنند صحبت کنند و به تمرین‌کننده بینش واقعی نسبت به چالش‌هایشان بدهد.

 

شناسایی الگوها و راه حل ها

مردم اغلب سفر خود را با پریشانی آغاز می کنند، اما بدون آگاهی از رفتارها و تعاملاتی که باعث درد آنها می شود. روشی که روانشناسان به گفتگوها می پردازند با دیگران متفاوت است زیرا آنها به داستان های شما از نزدیک گوش می دهند تا به شما در شناسایی الگوهای رفتار کمک کنند. از اینجا روانشناسان می توانند استراتژی های مقابله ای فردی را برای شما ایجاد کنند و به شما کمک کنند شرایط دشوار را در حال حاضر و در آینده مدیریت کنید. راه‌حل‌ها و استراتژی‌ها همیشه ملموس نیستند، گاهی اوقات این تغییرات در شیوه‌های تفکر است که ممکن است مردم عادی از آن آگاه نباشند.

حوزه های تخصصی و درمان مبتنی بر شواهد


روانشناسان می توانند به تعداد زیادی از مسائل بهداشت روانی مانند استرس، افسردگی، اضطراب و مصرف مواد کمک کنند. همه ما در زمینه های مختلف کار می کنیم، دانش و تخصص در زمینه های خاص داریم. جلسات فراتر از صحبت کردن هستند، روشی که روانشناسان به جلسات برخورد می کنند بر اساس تحقیقات و شواهدی است که نشان می دهد واقعاً کمک می کند. ممکن است با انواع مختلف درمان مانند CBT، ACT، DBT آشنا باشید.

جیدن به این نکته اشاره کرد که همه می توانند از صحبت کردن با روانشناسان سود ببرند - حتی خود روانشناسان!

 


در ارتباط ماندن: راهنمای والدین در مورد تربیت دختر نوجوان

به عنوان یک گروه، نوجوانان امروزه معمولاً زودتر وارد بلوغ می شوند، زندگی نازپرورده تری دارند و بیش از هر نسل قبل از خود در معرض خشونت و روابط جنسی آشکار در رسانه ها قرار می گیرند. با این حال، بیشتر دختران نوجوان آنطور که تصور می شود بالغ نیستند. رشد عاطفی آنها همیشه همگام با رشد فیزیکی و دنیای در حال تغییر سریع اطرافشان نیست. علاوه بر این، آنها مدت بیشتری در مدرسه می مانند (بیش از دو سوم به دانشگاه می روند)، بنابراین نسبت به دخترانی که قبلا آمده بودند، تجربه کمتری در مسئولیت بزرگسالان دارند.برای ارتباط با بهترین روانشناس زن در تهران اینجا کلیک کنید.

با این حال همه چیز تغییر نکرده است. دختران نوجوان هنوز تمایل دارند اقتدار را به چالش بکشند، مانند کلون لباس بپوشند و خود را بی وقفه با همسالان خود مقایسه کنند. آنها همچنین سرزنده، خلاق، دلسوز و به شدت رازدار هستند. و همچنان به راهنمایی و حمایت والدین خود نیاز دارند. پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، خانواده های بزرگ و مربیان نیز برای یک دختر نوجوان مهم هستند و به عنوان یک سیستم حمایتی عمل می کنند و گاهی اوقات جایگزین والدین غایب می شوند. مثل همیشه، عشق و درک همچنان ضروری است.

باز نگه داشتن خطوط ارتباطی می تواند به دختر شما کمک کند تا در مورد آنچه انجام می دهد و احساس می کند با شما صریح تر باشد. ممکن است متوجه شوید که وقتی با هم مشغول فعالیتی مانند تهیه شام ​​یا رانندگی در جایی هستید، راحت تر به شما اعتماد می کند. مهم نیست در مورد چه چیزی صحبت می کنید. این صحبت کردن با هم است که اهمیت دارد. علاوه بر این، سبک فرزندپروری شما باید با آن سازگار شود زیرا دخترتان یاد می گیرد که خودش تصمیم بگیرد و مستقل تر شود. چیزی که به عنوان یک نوجوان 12 ساله با او کار می کرد در 16 سالگی مؤثر نخواهد بود. بنابراین فقط دختر شما نیست که تغییر می کند.

اکثریت بزرگ کودکان در دوران نوجوانی بدون آشفتگی قابل توجهی به سر می‌برند – نوعی که می‌تواند زخم‌های طولانی‌مدتی به جای بگذارد.

با همه اینها، تجربیات زندگی دختر شما و خلق و خوی مادرزادی او - به عبارت دیگر، شخصیت او - نقش مهمی ایفا می کند. برای مثال، کودکانی وجود دارند که نمی توانند برای رسیدن به موفقیت تلاش کنند. دیگران نسبت به رفتن از اینجا به آنجا آرامش بیشتری دارند. برخی خجالتی هستند. برخی تکانشی هستند. شخصیت فرزندتان را در نظر بگیرید. برای مثال آخرین چیزی که یک کودک با سیم محکم به آن نیاز دارد، محیط پر هرج و مرج است. یک کودک هنرمند زمانی شکوفا می شود که به او اجازه داده شود خارج از چارچوب فکر کند.

اگر اکنون به طور فعال با دخترتان درگیر نیستید، به یاد داشته باشید: هیچ وقت برای شروع دیر نیست. این صفحه اطلاعاتی را بر اساس آخرین تحقیقات در مورد چگونگی رشد دختران نوجوان، به علاوه نکاتی در مورد کمک به رشد آنها به عنوان زنانی سالم و انعطاف پذیر ارائه می دهد.

اختلال دوقطبی

علائم اختلال دوقطبی

علامت اصلی اختلال دوقطبی تغییرات شدید خلق و خوی شماست.

شما گاهی اوقات یکی از این موارد را دارید:

  • خلق و خوی بالا (شیدایی یا هیپومانیا) - برای مثال، احساس بسیار شادی، هیجان یا پر انرژی
  • خلق و خوی پایین (افسردگی) - برای مثال، احساس غم، خستگی یا ناامیدی

این حالت‌ها معمولاً چند روز یا چند هفته طول می‌کشد.

اگر اختلال دوقطبی دارید، معمولاً در مواقعی خواهید بود که خلق و خوی شما ثابت است و هیچ علامتی ندارید. این می تواند هفته ها، ماه ها یا سال ها طول بکشد.

نحوه تشخیص اختلال دوقطبی

اگر پزشک عمومی فکر کند ممکن است اختلال دوقطبی یا بیماری روانی دیگری داشته باشید، شما را به یک متخصص سلامت روان (روانپزشک) ارجاع می دهد.

متخصص سلامت روان از شما در مورد مواردی مانند خلق و خوی، رفتار، سلامتی و سابقه خانوادگی سوال خواهد کرد.

تشخیص اختلال دوقطبی ممکن است زمان بر باشد، زیرا هر فردی را متفاوت تحت تاثیر قرار می دهد و علائم مشابه سایر شرایط سلامت روان است.

درمان اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی قابل درمان نیست، اما درمان هایی وجود دارد که می تواند به مدیریت آن کمک کند.

یک متخصص سلامت روان با شما برای ایجاد یک برنامه درمانی همکاری خواهد کرد.

درمان هایی که ممکن است داشته باشید عبارتند از:

  • داروهایی برای کمک به تثبیت خلق و خوی شما
  • گفتار درمانی مانند درمان شناختی رفتاری (CBT)

برخی از داروها را باید همیشه مصرف کنید، برخی دیگر را فقط زمانی مصرف می کنید که علائم شما بدتر شود.

داروها می توانند عوارض جانبی ایجاد کنند. اینها بسته به دارویی که مصرف می کنید و واکنش بدن شما به آن متفاوت است.

معمولاً در یک جراحی عمومی، کلینیک یا بیمارستان قرار ملاقات خواهید داشت.

اگر پزشکان نگران هستند که شما در معرض خطر آسیب رساندن به خود ، خودکشی یا آسیب رساندن به شخص دیگری هستید، ممکن است لازم باشد در بیمارستان بمانید یا از یک تیم بحران در خانه حمایت کنید.

مهم است

مصرف داروی اختلال دوقطبی خود را قطع نکنید، مگر اینکه پزشک به شما گفته باشد، حتی اگر احساس بهتری دارید.

مصرف برخی از داروهای اختلال دوقطبی در صورت بارداری ایمن نیست. اگر باردار هستید یا قصد بارداری دارید با پزشک خود صحبت کنید.

با مردی با این خصوصیات ازدواج کنید

چیزی که من را دیوانه می کند این است که مردانگی واقعی برابر است با شکار، رانندگی با کامیون های بزرگ و داشتن چندین تفنگ.

بیشتر به این دلیل که به اطرافم نگاه می کنم و مردان زیادی را می بینم که به این شکل سیم کشی ندارند. برخی از مردان بیشتر به رایانه اهمیت می دهند و ترجیح می دهند در یک تخت راحت بخوابند تا در چادر. درست مانند زنان که همه به لباس‌های زیبا و آنی از گرین گیبلز علاقه ندارند، مردان نیز نباید با توجه به سرگرمی‌ها و علایقشان «مرد» در نظر گرفته شوند.

و همانطور که کتاب مقدس باید ذهن ما را در مورد زنانگی، مادری و موارد مشابه در کتاب مقدس آگاه کند، ما باید به کتاب مقدس اجازه دهیم تا به ما بیاموزد که مردانگی واقعی چیست.

بنابراین، از طرف دختران مجردم، تصمیم گرفتم به آفریدگار مردان نگاه کنم تا آنچه را که مردانگی واقعی طراحی کرده است و ویژگی های واقعی که باید در یک شوهر بالقوه جستجو کنید، بیابم.برای مشاوره با روانشناس مرد در تهران با گروه ویان تماس بگیرید.

1. فداکارانه عشق می ورزد.

انسان خداپسند فداکارانه عشق می ورزد. او نیازهای دیگران را بیش از نیازهای خود ترجیح می دهد، به ویژه نیازهای همسرش. او عشق مسیح به کلیسا را ​​بطور ناقص تقلید می کند، اما با این وجود آن را دنبال می کند. او همسرش را هم از نظر روحی و هم جسمی تغذیه و گرامی می دارد.

او برای پرورش قلب خدمتگزار در خدمت تلاش می کند و مایل است به نیازمندان کمک کند.

ای شوهران، همسران خود را دوست بدارید، همانطور که مسیح کلیسا را ​​دوست داشت و خود را برای او تسلیم کرد... به همین ترتیب، شوهران نیز باید زنان خود را مانند بدن خود دوست داشته باشند. کسی که همسرش را دوست دارد خودش را دوست دارد. زیرا هیچ کس هرگز از بدن خود متنفر نبود، بلکه آن را تغذیه و گرامی می دارد، همانطور که مسیح با کلیسا رفتار می کند، زیرا ما اعضای بدن او هستیم. (افسسیان 5:25، 28-30 ESV)

2. معاش خانواده را تامین می کند.

مردان خداپسند به دنبال تأمین نیازهای خانواده خود هستند. او شغلی دارد یا به دنبال شغلی است (در صورت از دست دادن شغل) برای تهیه غذا، سرپناه و غیره. او مایل است در تسلیم شدن به مشاغلی که از آن لذت نمی‌برد، اگر به همسر و فرزندانش غذا بدهد، فروتنانه رفتار کند.

او در امور مالی نیز عاقل است. او به آینده می نگرد و به دنبال حکمت خداوند در پس انداز و بخشش است. او بخشنده نعمت هایی است که خداوند به او داده است.

ولى اگر کسی به خویشاوندان و به ویژه اهل بیت خود روزى ندهد، منکر دین شده و از کافر بدتر است. (اول تیموتائوس 5:8 ESV)

شخص آزادانه می دهد، اما ثروتمندتر می شود. دیگری آنچه را که باید بدهد، دریغ می‌کند و فقط از کمبود رنج می‌برد. (امثال 11:24 ESV)

3. او عشق خود را به خدا در تلاش برای شناخت بیشتر او از طریق مطالعه کلام نشان می دهد.

او مجبور نیست در حوزه علمیه باشد، اما مردان خداپرست خدا را دوست دارند و کلام او را دوست دارند. آنها می خواهند او را بشناسند و بیشتر دوستش داشته باشند.

آن‌ها می‌دانند که به تغذیه کلام نیاز دارند تا زندگی‌ای با احترام به خداوند داشته باشند.

این بدان معنا نیست که آنها روزانه 1 ساعت را صرف مطالعه می کنند. اما آیا آنها کتاب مقدس را برای جستجوی او به صورت روزانه/هفتگی باز می کنند؟ آیا آنها برای یافتن حکمت در مورد مسائل زندگی به کلام خدا نگاه می کنند؟ آیا آنها علاقه مند به یادگیری و رشد در مسیح هستند؟

اگر نه، آنها ممکن است به دنبال خدا نباشند و این یک مؤلفه خطرناک برای وارد کردن ازدواج است.

متبارک هستی ای خداوند ؛
احکام خود را به من بیاموز!
با لبانم
تمام قوانین دهان تو را اعلام می کنم.
در راه شهادت شما
به اندازه همه ثروتها لذت می برم.
در احکام تو فکر خواهم کرد
و به راههای تو چشم خواهم داشت.
از فرایض تو لذت خواهم برد.
من حرف شما را فراموش نمی کنم. (مزمور 119:12-16 ESV)

به دنبال مردی باشید که از کلام خدا لذت می برد و خود را شاگرد آن کرده است.

4. از پاکی خود و زنی که دوستش دارد محافظت می کند.

مردی که واقعاً خدا را دوست دارد و شما را دوست دارد، اجازه نخواهد داد که پاکی خود یا شما از بین برود. او با وسوسه مبارزه خواهد کرد و برای حفظ مرزها، انتخاب های عاقلانه ای انجام خواهد داد. او خودکنترلی دارد.

این به این معنی نیست که این یک مبارزه نیست، اما او به خدا و شما بیشتر احترام می گذارد، که به او اجازه می دهد زمانی که فشار زیاد است دیدگاه کتاب مقدس را حفظ کند. او برمی گردد. چشمانش را می پوشاند. او فرار می کند. 

مردی که قبل از ازدواج از خلوص رابطه شما محافظت می کند، در ازدواج نیز چنین خواهد کرد . اگر مردی که با او قرار می‌گذارید نمی‌تواند تمایلات جنسی خود را کنترل کند، چه چیزی باعث می‌شود فکر کنید بعد از ازدواج کنترل بیشتری خواهد داشت؟

مردان خداپرست می کوشند تا به شکلی که خدا طراحی کرده است، تمایلات جنسی خود را انجام دهند.

فرار از بداخلاقی جنسی. هر گناه دیگری که انسان مرتکب می شود خارج از بدن است، اما شخص بد اخلاق به بدن خود گناه می کند. (اول قرنتیان 6:18 ESV)

ای شوهران، زنان خود را دوست بدارید، همانطور که مسیح کلیسا را ​​دوست داشت و خود را برای او تسلیم کرد تا او را تقدیس کند و او را با شستن آب با کلام پاک کرد تا کلیسا را ​​با شکوه و بی عیب به خود عرضه کند. یا چین و چروک یا هر چیز دیگری، تا مقدس و بی عیب باشد. به همین ترتیب شوهران باید همسران خود را مانند بدن خود دوست داشته باشند. (افسسیان 5:25-28a ESV)

چگونه یک مرد راه خود (و راه همسرش) را پاک نگه می دارد؟ (مزمور 119:9 الف).

  • با حفظ آن بر اساس کلام خدا. (مزمور 119:9 ب).
  • با تمام وجودش خدا را طلب می کند. (مزمور 119:10 الف).
  • تلاش برای دور نشدن از احکام خدا. (مزمور 119:10 ب).
  • ذخیره کلام خدا در قلبش. (مزمور 119:11).

یک مرد خداپسند این چیزها را دنبال می کند تا راه خود را پاک نگه دارد و همچنین در کنار زنی که دوست دارد می آید تا از قلب او محافظت کند، او را تشویق کند تا خداوند را بجوید، او را به ماندن در راهی که به سوی عدالت منتهی می شود هدایت کند، و به او کمک کند تا کلام خدا را ذخیره کند. در قلب او او با مسیح شریک می شود تا به او کمک کند تا به زنی خداپسندی تبدیل شود که ساخته شده است.

خانم ها، شما باید با مردی ازدواج کنید که به پاکی اهمیت می دهد.

5. بخشش و رستگاری را درک می کند.

مطمئن نیستم چیزی بیشتر از کسی که رستگاری را درک نکرده باشد وجود دارد که قلبم را بشکند. مردی که شما را به خاطر اشتباهات گذشته شما شرمنده می کند، انسان خداپرستی نیست که واقعاً لطف خدا را درک کند. و این دلشکستگی است، زیرا این بدان معناست که او از شدت گناه خود در برابر خدای مقدس کور است. بدون آگاهی از تباهی کامل خود به عنوان انسان، نمی توانیم فیض باشکوهی را که بر ما نهاده شده است، به طور کامل درک کنیم. و با پیروی از این منطق، به سختی می‌توانیم همین لطف را به کسانی که مسیر تاریک‌تری را طی کرده‌اند، ارائه دهیم.

به دنبال مردی باشید که متواضعانه فیض شگفت انگیزی را که از خدای خوب دریافت کرده است تشخیص دهد. این مرد به شما نگاه خواهد کرد (حتی با دانستن گناه در گذشته شما) و مسیح را در شما خواهد دید.

یک انسان خداشناس تشخیص می دهد که جایگاه او در برابر خدا به هیچ وجه بالاتر از دیگران نیست. او می داند که فقط به لطف خداست که اصلاً ایستاده است. او رستگاری بخشش را درک می کند.

ما در او از طریق خون او فدیه داریم، و بخشش گناهانمان را برحسب غنای فیض او. (افسسیان 1:7 ESV)

6. او خدا را بیشتر از شما دوست دارد.

به عنوان زن، ما تمایل داریم که بخواهیم مردمان ذهنی پر از افکار در مورد ما داشته باشد. تمام راه به پاییز باز می گردد که مادر حوا میوه را گرفت. اما واقعاً، ما باید بخواهیم مردی که دوستش داریم آنقدر از خدا ترسیده باشد که هیچ چیز بیش از این ذهن او را پر کند، از جمله ما.

این به غرور و آرزوی ما لطمه می زند تا همه آن چیزی باشیم که یک مرد می خواهد، اما ما به مردی نیاز داریم که ما را بر تختی نگذارد که فقط برای پروردگار زندگیش ساخته شده است. با مردی ازدواج کنید که شما را شدیداً دوست دارد اما خدا را بیشتر دوست دارد.