کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

علائم دوقطبی در مردان: 10 علامتی که باید به دنبال آنها باشید

همانطور که جهان با اختلال دوقطبی بیشتر آشنا می شود - با تشخیص آن به عنوان یک بیماری روانی که بر زندگی تعداد زیادی از افراد تأثیر می گذارد - متوجه دوگانگی جالبی شدم. در یک سطح، جامعه به طور فزاینده ای این بیماری را می پذیرد، که قبلا به عنوان افسردگی شیدایی شناخته می شد، و به نظر می رسد درک می کند که این وضعیتی است که نیاز به درمان دارد تا فردی که با آن دست و پنجه نرم می کند زندگی عادی داشته باشد. اما در کار من که با مردان در محیط شهری رفتار می‌کنم، به نظر می‌رسد که این انگ هنوز برای مردان وجود دارد.

چگونه می تواند این باشد؟ این راهی است که من آن را می بینم. در جوامع مردسالار مانند ایالات متحده، مردانگی تا حد زیادی با خودکنترلی و مقررات عاطفی تعریف می شود. کلیشه های جنسیتی منجر به درک ناهنجار علائم می شود. متأسفانه، افرادی که با شرایط سلامت روانی مانند اختلال دوقطبی زندگی می کنند ، اغلب توسط جامعه به حاشیه رانده می شوند.

چندین مطالعه رابطه بین کیفیت زندگی و دوقطبی را بررسی کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که کیفیت زندگی در افرادی که با دوقطبی زندگی می کنند به طور مشخص مختل می شود. این منجر به انگ و تبعیض می شود که می تواند در بهبود و یکپارچگی اجتماعی اختلال ایجاد کند. یکی از موفق‌ترین استراتژی‌ها برای مبارزه با انگ و تبعیض، تشویق یک فرد مبتلا به دوقطبی برای به اشتراک گذاشتن داستان خود و بحث درباره سفر خود است.

نتیجه تاسف بار این است که مردان بیشتر در معرض خطر تشخیص اشتباه قرار دارند و - حتی بدتر - احتمال کمتری دارد که این اختلال را در خود تشخیص دهند. به همین دلیل، مهم است که بدانیم علائم اختلال دوقطبی در مردان با زنان متفاوت است.

اختلالات سلامت روان بر اساس جنسیت تبعیض قائل نمی شوند. به گفته موسسه ملی سلامت روان ، اختلال دوقطبی، که با تغییرات قابل توجه در خلق و خو و سطح انرژی مشخص می شود، به طوری که بر توانایی انجام وظایف روزانه تأثیر می گذارد، 2.8 درصد از جمعیت بزرگسال در ایالات متحده را تحت تأثیر قرار می دهد. از این گروه، وقتی بر اساس جنسیت تقسیم می شوند، مردان کمی بیشتر (2.9٪) نسبت به زنان (2.8٪) تحت تأثیر قرار می گیرند. مردان هم در نوجوانی و هم در بزرگسالی به اندازه زنان در برابر اختلال دوقطبی آسیب پذیر هستند.

افراد مبتلا به اختلالات دوقطبی (سه نوع وجود دارد: دوقطبی I، دوقطبی II و اختلال سیکلوتایمیک) حالات هیجانی شدیدی را تجربه می کنند - شیدایی، هیپومانیک یا افسردگی. آنها همچنین دوره هایی دارند که خلق و خوی آنها ثابت است.

به نظر می رسد جنسیت در چگونگی وجود این اختلال در فرد نقش دارد زیرا این بیماری به شدت بر حالات عاطفی و روانی تأثیر می گذارد.

متوسط ​​سن شروع اختلال دوقطبی 25 سال است، اگرچه ممکن است زودتر شروع شود و دیرتر رخ دهد - در دوران میانسالی. همین نسبت جنسیتی در مورد دوقطبی در نوجوانان صادق است - هیچ تفاوت قابل ملاحظه ای از نظر جمعیت وجود ندارد. با این حال، در مورد تفاوت علائم بین گروه های سنی، اختلال دوقطبی نوجوانان اغلب از نظر شدت با بزرگسالان متفاوت است.

هنگامی که این اختلال برای اولین بار در حال توسعه است، الگوهای رفتاری می توانند نامنظم تر باشند. برای مثال، نوجوان دوقطبی از حالت هیجانی به افسردگی سریعتر از بزرگسالی که وضعیت خاص خود را برای بیش از یک روز حفظ می کند، «چرخه» می شود (پیپیچ 16-17). بنابراین، سن فقط از نظر پیشرفت اختلال مرتبط است و نه به جنسیت یا تفاوت در ابتلا.

علائم شیدایی در طیف وسیعی از اشکال برای مردان و زنان وجود دارد. درک این نکته مهم است که "شیدایی" به هیچ وجه به رفتار شدید یا پرخاشگری فیزیکی ترجمه نمی شود. ممکن است، اما علائم معمولا بیشتر روانی هستند. تفکر و احساس شیدایی گاهی به توهم تبدیل می‌شود، مانند ایده‌های بزرگ درباره خود به عنوان داشتن هدف خاصی برای تحقق. در طول مرحله شیدایی، مشاهده خود «من» با رفتارها، قضاوت‌ها، احساسات و اعمال در زمان واقعی در حال تجلی و نظارت است. توهمات همچنین در موارد شدید رخ می دهد، که در آن فرد قادر به تشخیص واقعی از غیر واقعی نیست.

حالت های شیدایی اغلب با بی خوابی مشخص می شود. فرد بی خوابی ندارد ، بلکه آنقدر وسواس دارد که معتقد است به خواب کمتری نیاز دارد یا ترجیح می دهد تا زمانی که ممکن است بیدار بماند. با این حال، معمولاً شیدایی مانند مرحله‌ای از هیجان طولانی مدت است. این ممکن است منجر به پاسخ منفی یا مثبت شود. فرد ممکن است ساعت ها یا روزها بیهوده و مضطرب باشد، بدون هیچ دلیلی که نمی تواند نامش را ببرد، یا ممکن است برای مدت طولانی در حال سرخوشی باشد. شیدایی اساساً یک حالت تشدید شده از ادراک، احساس و رفتار است و فرد دوقطبی نمی تواند شیدایی را مهار کند. حالات شیدایی بدون در نظر گرفتن احساس شادی یا غم فراوان، بر شخصیت و فرآیندهای شناختی غلبه می کنند.

متأسفانه، بسیاری از مردم از تصدیق واقعیت این اختلال در خود یا نزدیکان خود امتناع می ورزند (پیپیچ 40). انکار امری رایج است. در تجربه من، مردان ممکن است تمایل بیشتری به انکار مشکل داشته باشند، زیرا این مشکل با افراط‌های عاطفی سروکار دارد و به مردان آموزش داده می‌شود که احساسات خود را نشان ندهند.

هنجارهای جنسیتی علاوه بر این بر شناسایی و درمان اختلال تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، زنانی که دوقطبی تشخیص داده می‌شوند، احتمالاً داروهای ضد افسردگی و سایر اشکال درمان تجویز می‌شوند. این احتمال را افزایش می دهد که زنان به سادگی تمایل بیشتری به بیان حالات افسردگی خود دارند (کارانتی و همکاران 305). البته راه‌های دیگری برای تشخیص دوقطبی در مردان و زنان وجود دارد، اما مهم است که قبل از تمرکز بر علائم مردانه یا علائمی که بیشتر در مردان دیده می‌شود، این نشانه جنسیت را تشخیص دهید.

در حالی که این بیماری و علائم در هر دو جنس تقریباً یکسان هستند، کلیشه های جنسیتی گاهی اوقات علائمی را که در غیر این صورت نشان دهنده بیماری است، به اشتباه توجیه می کنند. به عنوان مثال، حالت مانیک سرخوشی به یک احساس مستمر و اغراق آمیز رفاه در مردان و زنان ترجمه می شود. اغلب بدون هیچ دلیل مشخصی، فرد فقط "احساس عالی دارد". این می تواند منجر به نوعی اعتماد بیش از حد افراطی شود که ممکن است تشخیص آن در مردان دشوارتر باشد، زیرا اعتماد به نفس در مردان تشویق می شود، به ویژه در فرهنگ آمریکایی که اعتماد به نفس مترادف با مردانگی است. در نتیجه، دیدن رفتار غیر معمول در یک مرد دشوارتر می شود.

تصمیم‌گیری ضعیف و ریسک‌پذیری یا رفتارهای بی‌ملاحظه نیز از علائم مرتبط با شیدایی در فرد مبتلا به دوقطبی است. باز هم، از آنجایی که عموماً از مردان آمریکایی انتظار می‌رود که با اعتماد به نفس رفتار کنند، هر بی‌احتیاطی ممکن است در مردان قابل قبول‌تر از زنان باشد. ریسک پذیری، بی خوابی، بیش فعالی و سرخوشی غیرقابل توضیح همه علائمی هستند که در مردان مبتلا به اختلال دوقطبی باید مراقب آنها بود.

در هر دو جنس، افسردگی دوقطبی خود را از طریق شش رفتار نشان می دهد: خواب زیاد، تغییر در غذا خوردن، گوشه گیری و عبوس بودن، تحریک پذیری، ناتوانی در تمرکز، و عدم علاقه به تقریباً هر چیزی که معمولاً از آن لذت می بریم. تعجب آور نیست که افراطی ها شامل انگیزه ها و تلاش های خودکشی و همچنین رفتارهای منزوی می شوند.

اختلال دوقطبی خطر خودکشی بالایی دارد. خودکشی در مردان یک مشکل مهم اجتماعی، رفتاری و پزشکی است. مردان در مقایسه با زنان درصد بیشتری از اقدام به خودکشی و میزان کامل خودکشی را دارند. شناسایی زودهنگام اختلال دوقطبی و عوامل خطر برای مداخله، درمان و پیشگیری از هرگونه رفتار پرخطر ضروری است.

باز هم می توان ادعا کرد که زنان راحت تر احساسات خود را آشکار می کنند و تمایل بیشتری برای کمک گرفتن دارند. شواهد گسترده نشان می دهد که مردان معمولاً تمایلی به اعتراف به افسردگی ندارند. در واقع، آنها اغلب اقدامات افراطی انجام می دهند تا از شناسایی افسرده نشوند – از نظر بالینی یا غیر آن – زیرا افسردگی و علائم ناشی از آن با هنجارهای مردانه استقلال و کنترل عاطفی سرپیچی می کنند.

پزشکان به طور فزاینده ای گزارش می دهند که افسردگی و اختلال دوقطبی به دلیل ارتباط فراگیر این بیماری ها با ضعف شخصیت، به میزان قابل توجهی در جمعیت مردان کمتر دیده می شود. آن‌چه با توجه به 10 علامت شیدایی و افسردگی ظاهر می‌شود، این است که هنجارهای جنسیتی مشکلات بیشتری را برای تشخیص بیماری در مردان ایجاد می‌کند. این یک بیماری است که بر درگیری های عمیق عاطفی و روانی متمرکز است که به صورت ژنتیکی و محیطی ایجاد می شود. همه علائم رفتاری هستند، برخلاف بیماری هایی که به صورت علائم فیزیکی ظاهر می شوند، مثلاً مسمومیت غذایی.

متأسفانه، مردانی که از بیماری دوقطبی رنج می‌برند، کمتر قابل شناسایی هستند و کمتر به دنبال کمک و درمان هستند.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد