کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

کلینیک رواننشاسی و روانپزشکی ویان

مشاوره روانشناسی و درمان اختلالات روانی

وسواس های OCD و اجبار

وسواس فکری، تصاویر یا تکانه های غیرارادی هستند که بارها و بارها در ذهن شما رخ می دهند. شما نمی خواهید این ایده ها را داشته باشید، اما نمی توانید جلوی آنها را بگیرید. متأسفانه، این افکار وسواسی اغلب آزاردهنده و منحرف کننده هستند.

اجبارها رفتارها یا تشریفاتی هستند که احساس می کنید بارها و بارها مجبور به انجام آنها می شوید. معمولاً اجبارها برای از بین بردن وسواس انجام می شود. به عنوان مثال، اگر از آلودگی می ترسید، ممکن است تشریفات تمیز کردن مفصلی را ایجاد کنید. با این حال، تسکین هرگز دوام نمی آورد. در واقع، افکار وسواسی معمولا قوی تر برمی گردند. و تشریفات و رفتارهای اجباری اغلب به دلیل زمان‌برتر شدن و زمان‌بر شدن، خود باعث ایجاد اضطراب می‌شوند. این چرخه معیوب OCD است.

اکثر افراد مبتلا به OCD در یکی از دسته های زیر قرار می گیرند:

  • واشرها از آلودگی می ترسند. آنها معمولاً اجباری به تمیز کردن یا شستن دست دارند.
  • چکرها به طور مکرر چیزهایی (فر خاموش، قفل درب و غیره) را که با آسیب یا خطر مرتبط هستند بررسی می کنند.
  • شکاکان و گناهکاران می ترسند که اگر همه چیز کامل نباشد یا درست انجام نشود، اتفاق وحشتناکی رخ دهد یا مجازات شوند.
  • شمارنده ها و تنظیم کننده ها وسواس زیادی به نظم و تقارن دارند. آنها ممکن است در مورد اعداد، رنگ ها یا چیدمان های خاص خرافاتی داشته باشند.

OCD و احتکار

احتکار در گذشته به عنوان یک دسته OCD در نظر گرفته می شد. در حالی که برآوردها نشان می دهد که تا 25 درصد از افراد مبتلا به OCD احتکار اجباری را تجربه می کنند، همچنین می تواند نشانه ای از یک بیماری جداگانه، اختلال احتکار باشد.

احتکارکنندگان می ترسند که اگر چیزی را دور بیندازند و چیزهایی را که به آنها نیاز ندارند یا استفاده نمی کنند احتکار کنند، اتفاق بدی بیفتد. با این حال، تفاوت هایی بین احتکار مرتبط با OCD و اختلال احتکار وجود دارد.

احتکارکنندگان مرتبط با OCD تمایل دارند آنقدر دارایی جمع کنند که خانه هایشان غیرقابل اداره شود. احتکار برای آنها معمولاً ناخواسته و ناراحت کننده است - راهی برای مدیریت افکار مزاحم .

از طرف دیگر، فردی که دچار اختلال احتکار است، هم احساسات مثبت و هم احساسات منفی را تجربه می کند. به دست آوردن دارایی به جای ارضای یک اجبار و محاصره شدن آنها توسط چیزهایشان باعث ایجاد آرامش می شود. ناراحتی در اختلال احتکار بیشتر از پیامدهای احتکار - محیط درهم و برهم و ناامن - همراه با اضطراب ناشی از دور انداختن دارایی ها ناشی می شود.

علائم و نشانه های OCD

فقط به این دلیل که افکار وسواسی دارید یا رفتارهای اجباری انجام می دهید به این معنی نیست که شما دارای اختلال وسواس فکری-اجباری هستید. با OCD، این افکار و رفتارها باعث ناراحتی شدید می شود، زمان زیادی را می گیرد (حداقل یک ساعت در روز) و در زندگی روزمره و روابط شما اختلال ایجاد می کند.

اکثر افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری و اجباری هم وسواس دارند و هم اجبار، اما برخی افراد فقط یکی از آنها را تجربه می کنند.

افکار وسواسی رایج در OCD عبارتند از:

  • ترس از آلوده شدن به میکروب یا کثیفی یا آلوده کردن دیگران.
  • ترس از دست دادن کنترل و آسیب رساندن به خود یا دیگران.
  • افکار و تصاویر مزاحم جنسی یا خشونت آمیز.
  • تمرکز بیش از حد بر عقاید مذهبی یا اخلاقی.
  • ترس از دست دادن یا نداشتن چیزهایی که ممکن است نیاز داشته باشید.
  • نظم و تقارن: این ایده که همه چیز باید «درست» ردیف شود.
  • خرافات؛ توجه بیش از حد به چیزی که خوش شانس یا بدشانس است.

رفتارهای اجباری رایج در OCD عبارتند از:

  • بررسی مضاعف بیش از حد چیزهایی مانند قفل، لوازم خانگی و کلید.
  • بررسی مکرر عزیزان برای اطمینان از ایمن بودن آنها.
  • شمردن، ضربه زدن، تکرار کلمات خاص یا انجام کارهای بی معنی دیگر برای کاهش اضطراب.
  • صرف زمان زیادی برای شستشو یا تمیز کردن.
  • سفارش دادن یا مرتب کردن چیزها "درست".
  • بیش از حد دعا کردن یا شرکت در مراسمی که ناشی از ترس مذهبی است.
  • انباشته شدن «آشغال» مانند روزنامه های قدیمی یا ظروف خالی غذا.

علائم OCD در کودکان

در حالی که شروع اختلال وسواس فکری اجباری معمولا در دوران نوجوانی یا جوانی رخ می دهد، کودکان کوچکتر گاهی اوقات علائمی شبیه OCD دارند. با این حال، علائم سایر اختلالات مانند ADHD ، اوتیسم و ​​سندرم تورت نیز می‌تواند شبیه اختلال وسواس فکری باشد، بنابراین یک معاینه پزشکی و روان‌شناختی کامل قبل از تشخیص ضروری است.

بروز ناگهانی علائم شدید OCD همچنین می‌تواند نشانه‌ای از سندرم عصب روان‌پزشکی حاد کودکان (PANS) یا اختلال عصبی روان‌پزشکی خودایمنی کودکان مرتبط با عفونت‌های استرپتوکوکی (PANDAS) باشد.

نکته خودیاری OCD 1: محرک های خود را شناسایی کنید

اولین قدم برای مدیریت علائم OCD این است که محرک هایی را بشناسید - افکار یا موقعیت هایی - که باعث ایجاد وسواس و اجبار شما می شوند. فهرستی از محرک هایی که هر روز تجربه می کنید و وسواس هایی که برانگیخته می شوند را یادداشت کنید. شدت ترس یا اضطرابی را که در هر موقعیت تجربه کردید و سپس اجبارها یا راهبردهای ذهنی که برای کاهش اضطراب خود استفاده کردید را ارزیابی کنید. به عنوان مثال، اگر ترس از آلوده شدن به میکروب دارید، دست زدن به نرده در مرکز خرید ممکن است باعث ایجاد شدت ترس 3 شود، در حالی که دست زدن به کف سرویس بهداشتی در مرکز خرید ممکن است باعث ایجاد 10 شود و برای راحتی شما به 15 دقیقه شستن دست نیاز دارد. اضطراب

پیگیری محرک های خود می تواند به شما کمک کند تا میل خود را پیش بینی کنید. و با پیش بینی تمایلات اجباری خود قبل از بروز آنها، می توانید به کاهش آنها کمک کنید. به عنوان مثال، اگر رفتار اجباری شما شامل بررسی قفل بودن درها، بسته بودن پنجره ها، یا خاموش بودن وسایل است، سعی کنید بار اول با توجه بیشتر در را قفل کنید یا دستگاه را خاموش کنید.

  • یک تصویر ذهنی جامد ایجاد کنید و سپس یک یادداشت ذهنی ایجاد کنید. به خود بگویید: "پنجره اکنون بسته است" یا "می بینم که فر خاموش است."
  • وقتی میل به بررسی بعداً به وجود می‌آید، راحت‌تر می‌توانید آن را به عنوان «فقط یک فکر وسواسی» دوباره برچسب بزنید.

شناسایی و ثبت محرک های شما نیز ابزار مهمی برای یادگیری مقاومت در برابر اجبارهای OCD شما فراهم می کند.

نکته 2: یاد بگیرید که در برابر اجبارهای OCD مقاومت کنید

شاید هوشمندانه به نظر برسد که از موقعیت‌هایی که باعث ایجاد افکار وسواسی شما می‌شود اجتناب کنید، اما هرچه بیشتر از آنها دوری کنید، احساس ترسناک‌تری دارند. برعکس، با قرار دادن مکرر خود در معرض محرک‌های OCD، می‌توانید یاد بگیرید که در برابر میل به انجام مراسم اجباری خود مقاومت کنید. این به عنوان پیشگیری از مواجهه و پاسخ (ERP) شناخته می شود و پایه اصلی درمان حرفه ای برای OCD است.

ERP از شما می خواهد که به طور مکرر خود را در معرض منبع وسواس خود قرار دهید - و سپس از رفتار اجباری که معمولاً برای کاهش اضطراب خود انجام می دهید خودداری کنید. برای مثال، اگر شما یک شستن اجباری دست هستید، این می تواند به این معنی باشد که دستگیره در یک سرویس بهداشتی عمومی را لمس کنید و سپس به خودتان اجازه ندهید دست هایتان را بشویید. همانطور که با اضطراب می نشینید، میل به شستن دست ها به تدریج خود به خود از بین می رود. به این ترتیب، یاد خواهید گرفت که برای رهایی از اضطراب خود نیازی به این مراسم ندارید و بر افکار وسواسی و رفتارهای اجباری خود کنترل دارید.

مقابله مستقیم با بزرگ‌ترین ترس‌هایتان ممکن است خیلی شدید باشد، بنابراین تمرین‌های ERP با مواجهه با ترس‌های کمتر شروع می‌شوند و سپس به سمت «نردبان ترس» می‌روید. با موقعیت‌هایی که شدت ترس کم ایجاد می‌کنند، مقابله کنید و وقتی بتوانید اضطراب را تحمل کنید، می‌توانید به چالش مواجهه بعدی و دشوارتر بروید.برای آشنایی با خدمات بهترین کلینیک روانشناسی در تهران اینجا کلیک کنید

نردبان ترس خود را بسازید

به هدف نهایی خود فکر کنید (مثلاً بتوانید بدون ترس از آلودگی از یک سرویس بهداشتی عمومی استفاده کنید یا بدون توقف برای بررسی اینکه به چیزی برخورد کرده اید به سمت محل کار خود رانندگی کنید) و سپس مراحل لازم برای رسیدن به آن هدف را بشکنید. با استفاده از اطلاعاتی که در شناسایی محرک‌های خود ثبت کرده‌اید، فهرستی از موقعیت‌ها را از کم‌تر تا ترسناک‌ترین موقعیت‌ها تهیه کنید. اولین قدم باید شما را کمی مضطرب کند، اما نه آنقدر بترسد که آنقدر بترسید که آن را امتحان کنید.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد