اینکه آنقدر او را مشغول کارهای خانه بکنید که وقتی برای پرداختن به کارهای مورد علاقه اش نداشته باشد. نتواند سر کار برود یا اگر برود انقدر ذهنش درگیر باشد که نتواند استعدادها و توانایی هایش را شکوفا کند. اینکه ذهنش علاوه بر پرداختن به بچه ها و کارهای خانه، درگیر موجودی یخچال و فریزر باشد. آن قدر که فراموشی بگیرد و یه کارهایی را یادش برود. نمی دانید چقدر سخت است برای ما زنان که در ذهنمان همه چیز باشد جز خودمان. اینکه هر روز و هر روز کارهای تکراری انجام دهیم.....اینکه غرق شویم در روزمرگی. یک زن دلش میخواهد در خودش غرق شود، کتاب بخواند، در شغلش پیشرفت کند، ورزش کند، قهوه ای بنوشد، موسیقی گوش کند، لاک بزند و به خودش برسد تا یادش بیاید کیست. زمانی که دستانش به روزمرگی زنجیر شود، عصبی و افسرده میشود. از یک زندانی زنجیر شده توقع زیبا و جذاب ماندن و درست انجام دادن همه کارها را نداشته باشید. فروید از مفهومی به نام " جنون یا سایکوز زن خانه دار" صحبت کرده است. زمانی که در آن یک زن تمام روز را به نظافت خانه و اسباب و وسایل آن و پاکیزه نگهداری آنها مشغول میدارد. این سایکوز قطعا یکی از اشکال شسشوی وسواسی است اما زنان مبتلا هیچگونه بصیرتی به بیماری خود ندارند. آنها آنقدر از تغییر شرایط خود ناتوان میشوند که در ازای سلامت روانشان، با شرایط سازگار می شوند.