مردی که قصد جدی برای ازدواج دارد به دنبال محسنات خاصی در یک زن می گردد؛
لغتی که استفاده می کند شریک است ، می گوید من زندگی خودم را به تنهایی می توانم پیش ببرم ولی به دنبال کسی می گردم که بتوانم زندگی خود را با او شریک شوم
با زنی ازدواج کنید که بتوانید او را مادر فرزندانتان بدانید و خانواده او را خانواده خودتان بدانید
با زنی ازدواج کنید که مایل باشید تمام ثروت خود را به نام او کنید و مطمئن باشید اتفاقی برای ثروت شما نمی افتد
با زنی ازدواج کنید که شما را همان گونه که هستید قبول دارد و دوست دارد و نمی خواهد شما را عوض کند
اگر زنی به شما می آموزد که چگونه مرد باشید ، شما هنوز مرد نیستید و این زن مادر شما خواهد بود
شما برای همیشه نزد مادر خود نمی مانید و بعد از یادگیری او را ترک می کنید .
با این زن ازدواج نکنید چون شما هنوز رشد خود را کامل نکرده اید ، از این زن بابت یادگیری آنچه نمی دانید سوء استفاده نکنید
مردی که قصد جدی برای ازدواج دارد این سؤالات را از خود می پرسد :
آیا این زن کسی است که من می توانم او را خوشحال کنم ؟
آیا این زن با آنچه من فرآهم می کنم راضی خواهد بود و یا الان راضی است؟
آیا در راضی کردن این زن قهرمان خواهم بود و به خودم افتخار خواهم کرد؟
آیا می توانم به این زن اعتماد کنم ؟